رفتن به مطلب

تبلور معنی آفرینی + اشعار نوی «حمید رضا نمازی»


ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در

 

 

من/ظورم

نمی رسد

تو هم

زورت نمی رسد

عشق

یعنی

همین!

  • Like 4
ارسال شده در

 

مصر

مصر می شود

که

مبارک نباشد

مبارک باشد؟

  • Like 3
ارسال شده در

 

 

پروتز

گونه ات را

اگر دیده بود

داروین

انتخاب طبیعی

را نمی نوشت

مصنوعی

بهتری!

  • Like 3
ارسال شده در

 

 

تمام دور برگردان های شهر

شاهدند...

می خواستم دورت بگردم

دورم زدی!

  • Like 3
ارسال شده در

 

 

 

از بربری طرح قدیم

تا بربری پیرهنت

روزگارم همه

راه راه هایی ست

که

عشق

و

خاطره را

قطع می کند

  • Like 3
ارسال شده در

 

 

به معمر قذافی!

 

 

سالهاست

اشکم

بدون گاز هم

در می آید

نگیر!

 

 

  • Like 3
ارسال شده در

 

 

خیالت

هر بار

سقط می شد

این بار

انداختم

تا

آویزانم

نباشی!

 

  • Like 3
ارسال شده در

 

 

روشنفکری

که در جزوه اش

پیاده می شود

هرگز

سوار

نمی شود

از

سواری های شخصی

بپرس!

 

 

 

  • Like 3
ارسال شده در

 

 

 

قیدمان را

زده اند

هنوز اما

بی صفت

نشده ایم

 

 

  • Like 3
  • 2 ماه بعد...
ارسال شده در

 

آدمی

عشق

اخلاق

را ترجمانی جز این نیست

که وقتی "پیشی" می گیری

سگ نشوی

 

ارسال شده در

 

میس که می شوی

مشترک

مورد

"نظر"

چشم خورده است

من

تاوان

قربان های بی صدقه ام

 

 

 

ارسال شده در

 

زلزله بم

هفت سال گذشت!

 

 

صدای

خدا

بم

بود

و

مردم

زیر

 

 

ارسال شده در

 

چه مرض قندی!

که

زخم خاطره ی

نسل مرا

بی مرهم می کند

از قند

تا گند

تنها

یک لهجه

فاصله است

 

 

ارسال شده در

 

 

هربار

"سر"زده می آیی

تا

کچلم کنی...

که یکی باشم مثل خودت!

 

ارسال شده در

 

زمین

بهار را چُرت می زند

با سرد و گرمش

و من

همچنان

چِرت می گویم

برای

اندکی

از

آسمان

 

 

 

ارسال شده در

 

آینه ی

بغلت

راست نمی گوید

از

آنچه

دیده می شوی

دورتری!

 

 

ارسال شده در

 

چینی

شده ای

مثل همه ی

کیس های این زمانه

هنگ می کنی

می شکنی

خراب می شوی

چشمانت

کی

تنگ

می شود؟

 

 

ارسال شده در

 

دل

حکم

می کنی

و خشت

بر آب می زنی

دستت را خوانده ام

پیک می زنم

بریدی؟

 

 

 

ارسال شده در

 

هشتِ

ابرویت

هفتِ

یقه ام

را

می گیرد

هنوز...

 

 

ارسال شده در

 

 

به

آس/مان

دلبسته ایم

خشتی اما

ما را

خواهد برد!

 

×
×
  • اضافه کردن...