رفتن به مطلب

مشاعره با حروف پیشنهادی


armstrong

ارسال های توصیه شده

ارسال شده در

فاش میگویم واز گفته ی خود دلشادم

بنده ی عشقم و از هر دو جهان ازادم

 

غ

  • Like 3
  • پاسخ 2.4k
  • ایجاد شد
  • آخرین پاسخ

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

ارسال شده در

غم مخور ای غرق دریای مصیبت، غم مخور

در نجاتت نوح کشتیبان به ساحل آمده

ج

  • Like 3
ارسال شده در

جمال دختر رز نور چشم ماست مگر

که در نقاب زجاجی و پرده عنبیست

"ت"

  • Like 3
ارسال شده در

به گرد جهان هر که راند سخن

نکوهیدن من نگردد کهن

ک

  • Like 3
ارسال شده در

تا توانی دلی بدست اور

دل شکستن هنر نمی باشد

چ

  • Like 3
ارسال شده در

چه خوش صید دلم کردی بنازم چشم مستت را

که کس مرغان وحشی را از این خوشتر نمیداند

 

ب ...

  • Like 3
ارسال شده در

بر نیامد از تمنای لبت کامم هنوز

بر امید جام لعلت دردی اشامم هنوز

ش

  • Like 3
ارسال شده در

شاهنشهی که شیشه جانها به دست اوست

گر بشکند به سنگ فقط مزد شست اوست

 

ف ...

  • Like 2
ارسال شده در

فارغ از هر دو جهانیم و ندانیم که ما

در پی غمزه او بادیه پوییم، همه

ح

  • Like 3
ارسال شده در

حدیث نیک و بد ما نوشته خواهد شد

زمانه را سند و دفتری و دیوانی است

 

ق ...

  • Like 3
ارسال شده در

قرن ها بگذشت و من پا در گلم

تو گمان داری که دور از منزلم

.

.

س

  • Like 3
ارسال شده در

سالها دل طلب جام جم از ما میکرد

وانچه خود داشت زبیگانه تمنا میکرد

 

ق

  • Like 3
ارسال شده در

قد همه دلبران عالم

پيش الف قدت چو نون باد

هر دل كه ز عشق توست خالي

از حلقه وصل تو برون باد

 

و...

  • Like 4
ارسال شده در

وه چه شود اگر شبی بر لب من نهی لبی

تا به لب تو بسپرم جان به لب رسیده را

 

ی

  • Like 3
ارسال شده در

یار ار به دلم حکم جنون خواهد داد

دل کشته عشق اوست خون خواهد داد

امروز دلم به هجر خود خواهد سوخت

فردا به دلم جواب چون خواهد داد

پ

  • Like 2
ارسال شده در

پدرم روضه ی رضوان به دو گندم بفروخت

ناخلف باشم اگر من به جوی نفروشم

 

ج

  • Like 2
ارسال شده در

جان و تنم ای دوست فدای تن و جانت

مویی نفروشم بهمه ملک جهانت

چ

  • Like 2
ارسال شده در

چشم من کرد به هر گوشه روان سیل سرشک

تا سهی سرو تو را تازه‌تر آبی دارد

 

 

گ

  • Like 1
ارسال شده در

گویند تو را به سر ما مهر نبود

اندر عجبم که این دلم پس که ربود

شوریده نبود اگر دلت ای مه من

از چه به دلم شورش عشقت بفزود

ف

  • Like 1
ارسال شده در

فریاد ز تیرهای غمزه

وز ابروهای چون کمان‌ها

در لعل بتان شکر نهادی

بگشاده به طمع آن دهان‌ها

 

ط

  • Like 1

×
×
  • اضافه کردن...