رفتن به مطلب

ارسال های توصیه شده

1- امپرسیونیسم

 

در این سبک نقاشان از ضربات «شکسته» و کوتاه قلم مو اغشته به رنگهای خالص و نامخلوط به جای ترکیب‌های ظریف رنگها استفاده می‌کنند. مثلا، به جای ترکیب رنگهای ابی و زرد برای تولید سبز انها دو رنگ ابی و زرد را مخلوط نشده بروی بوم قرار می‌دهند تا رنگها «حس» رنگ سبز را در نظر بیننده به وجود بیاورد. انها در نقاشی صحنه‌های زندگی مدرن در عوض جزئیات، تأثیرات کلی واضح را نشان می‌دهند.

 

oxz0e3x59jxlfyqx6kfa.jpg

 

2- پست-امپرسیونیسم

 

از لحاظ شيوه هاي بيان در نقاشي ، هريك از هنرمندان اين مكتب، روش خاص (سبك ) خود را درآثارشان ارائه دادند. گروهي برساختار و سازماندهي عوامل متشكله آثار خويش تأكيد داشته وبه هندسه اثر ومسائل مربوط به قوانين رياضي وتعادل و تناسب ونظم و هماهنگي سطوح و فرمها مي پرداختند وگروهي ديگر هم بدون اعتنا به طراحي و ساختمان فرمها، آزادانه تجربيات رنگيني را مي آفريدند.

 

0m0k37zlyg9c79ihk3k.jpg

 

3- نئوامپرسیونیسم

 

نقطه‌های مجزا با رنگهای خالص را به گونه‌ای در نقاشی به کار برده می شوند که در صورت دیده شدن از فاصلهٔ مناسب، حداکثر شفافیت و درخشش را به دست دهند. در چنین نقاشی‌هایی نقطه ها هم اندازه‌اند و به گونه‌ای انتخاب می شوند که با مقیاس تابلو هماهنگی داشته باشند. هنرمندان اين مكتب با استفاده از اين ديدگاه علمي، قصد نمايش ذرات بنيادين (نور و رنگ) را در آثار تجسمي خود داشته اند.

 

hxfmjcanvr2fwjh7gt0.jpg

 

4- اکسپرسیونیسم

 

کسپرسیونیسم یا هیجان‌نمایی شیوه‌ای نوین از بیان تجسمی است که در آن هنرمند برای القای هیجانات شدید خود از رنگ‌های تند و اشکال کَجوَش (معوج) و خطوط زمخت بهره می‌گیرد.

مرجع به وجود امدن سبك اكسپرسيونيسم در حقيقت سبك پست -امپرسيونيسم ونگوك بوده است .

 

fv6gzbip085rojlv4sk.jpg

 

5- فوتوریسم

 

فتوریستها از گذشته بدشان میاید و مخصوصا از فکرهای گذشته در مورد هنر و سیاست خیلی بدشان میاید. آنها در جنبش فتوریست عشقی به سرعت، تکنولوژی و خشونت نشان می دهند. نقاشان فوتوريست عموما با تكرار حركت شكل ها و خطوط سعي در نمايش حركت و تغيير داعمي شكل ها داشتند

 

dd3pd6f04snmltsb670c.jpg

 

لینک به دیدگاه

شاهدخت خانوم چون این مطالبی که می زارم در مورد نقاشی هست،اگه صلاح می دونین ویرایشش کنین تو پست سامان عزیز...:icon_redface::icon_gol:

.

.

.

 

کوبیسم :کوبیسم به معنای مکعب گرایی و یکی از سبک های محبوب هنر نقاشی است که در قرن بیستم ابداع شد و توسط پیکاسو و براک طی 7 سال شکل گرفت. نام کوبیسم را فردی فرانسوی به نام لویی ووسل در انتقاد از نقاشی های براک و به منظور مسخره کردن به آن داد. بعد از آن هم با همان نام میان مردم شناخته شد.

کوبیسم در واقع با زندگی احساسی و عاطفی میانه ای ندارد و نقاش های آن، طبیعت بیجان را به عنوان موضوع آثار خود انتخاب کرده اند. در کوبیسم، تکنیک ها و سبک های رایج و معمول نقاشی، همچون نورپردازی و اشکال به شکل صحیح و طبیعی وجود ندارند. نقاش با خط های موزون سر و کار ندارد. در نقاشی های کوبیسم، نمایی تقریباً سه بعدی از اجسام نشان داده می شوند.

کوبیسم، نمایی از دنیای واقعی نیست، زمان و مکان خاصی را نیز نشان نمی دهد. یکی از جذابیت های برخی از آثار کوبیسم، نمایش چند وجهی از یک نماست. به طوری که از هر طرف آن را نگاه کنید، یک شکل مشخص را می بینید. البته این مسئله همیشه هم ممکن نبود و نیست. کوبیسم در واقع تلفیقی از همه چیز و نوعی نگاه متفاوت است، مدل های مختلفی دارد و شاخه های هنری متنوعی همچون کلاژ (تکه چسبانی ) از آن شکل گرفته اند.

هنرمندان بسیار مشهوری در سبک کوبیسم فعال بوده اند. علاوه بر پیکاسو و براک، می توان به نقاشان مشهوری همچون مارک شاگال نیز اشاره کرد. همه این هنرمندان در آثار خود از عناصر هنری دیگر همچون موسیقی، معماری و ادبیات الهام گرفته اند.

در کوبیسم، نقاش شکل واقعی عنصر را می شکند، آن را با هم ادغام و ترکیب می کند و شکلی نو می سازد. این اشکال عموماً انتزاعی هستند. موضوع نقاشی های کوبیسم مورد واحدی نیست. نقاش از جاهای مختلف، ایده می گیرد، آنها را ادغام می کند و بُعد جدیدی به آنها می بخشد. در نهایت نوعی نقاشی متفاوت شکل می گیرد که پیغام ویژه ای دارد.

این نوع نقاشی ها به صورت سه بعدی ترسیم نمی شوند، اما تصاویر در آنها بُعد دارد. یعنی طوری ترسیم می شوند که گویا حجم دارند.

کوبیسم اولیه و تحلیلی

کوبیسم سه مرحله کلی دارد. نخستین مرحله که طرفداران چندانی نداشت و بین سال های 1907 تا 1911 میلادی بود را کوبیسم اولیه می گویند که با پیکاسو شکل گرفت. در این شاخه از کوبیسم خط های همتراز نمی بینید. چهره ها تلفیقی از نیمرخ و تمامرخ هستند و نوعی فضای دوبعدی را می توان در آنها دید.

کوبیسم تحلیلی نیز مرحله دوم کوبیسم است. در این نوع نقاشی ها اصول زیبایی شناسی کوبیسم کامل تر می شود. اشیای بازنمایی شده در این نقاشی ها، تقریباً غیرقابل تشخیص هستند. رنگ های آنها محدود است و بیشتر از رنگ های آبی و خاکستری و قهوه ای در آنها به چشم می خوردند.

 

پابلو پیکاسو

یکی از نقاش های بسیار مهم سبک کوبیسم و در واقع یکی از بنیان گذاران آن، پابلو پیکاسو است. پیکاسو در سال 1881 میلادی در اسپانیا متولد شد. او علاوه بر نقاشی، هنرهای دیگر نیز همچون مجسمه سازی، سفالگری، طراحی و قلم زنی دستی داشت. او در ده سالگی اصول اولیه نقاشی را آموخت.

پیکاسو تحت تأثیر هنرمندان بسیاری قرار داشت. او به شکل های مختلفی نقاشی می کشید. به طور مثال، بعد از خودکشی یکی از دوستان نزدیک خود، تصاویری از گداها و هنرمندان را کشید و بیشتر از رنگ آبی استفاده می کرد. بعد از رفتن به پاریس رنگ های قرمز و صورتی نیز به رنگ هایش اضافه شدند و در آثارش، تغییرات درونی و روحی او را به خوبی می شد احساس کرد. او در طول سالهای هنری خود، تحت تأثیر اتفاقات اطراف خود قرار داشت. بسیاری از مردم اعتقاد دارند، پیکاسو مبدع اصلی کوبیسم است.

67.jpg

 

مارک شاگال

شاگال همچون پیکاسو یا ونگوگ شناخته شده و مشهور نیست. او به سبک های مختلفی نقاشی می کرده است. از جمله آنها می توان به کوبیسم اشاره کرد. البته تکنیک اصلی او اکسپرسیونسم انتزاعی است. اما در سبک کوبیسم نیز آثار فراوانی دارد. او یکی از نقاش های قرن بیستم است. نقاشی های روی شیشه و دیوارهای کلیسای شاگال نیز آثار بسیار زیبایی هستند.

 

ژرژ براک

نقاش و مجسمه ساز فرانسوی، ژرژ براک نام دارد. براک و پیکاسو پروژه های بسیاری را با هم کار کرده اند. او ابتدا یک نقاش خانگی بود اما خیلی زود از این کار خسته شد و به نقاشی های خلاقانه و متفاوت روی آورد. براک ابتدا در سبک امپرسیونیسم کار می کرد. سپس به فوویسم روی آورد. این دو سبک راهگشایی برای گسترش سبکی به نام کوبیسم بودند که او در کنار پیکاسو آن را آموخته و در آن زمینه کار کرده بود. ژرژ براک نیز همچون پیکاسو نقش بسیار مهمی در شکل گیری کوبیسم دارد.

 

 

یک مقاله هم در مورد سبک کوبیسم و همچنین زیرشاخه های اون در اختیارتون می زارم.

 

چکیده: کوبیسم در لغت به معنای مکعب گرایی،حجم گرایی است.این عنوان توسط منتقدان در سال 1906 - 7 م به آثار نقاشان جوان اروپا (پیکاسو و براک) ،پس از رویکرد به نظریه های سزان و هم چنین نظریه های انیشتن در مورد زمان به عنوان بعد چهارم و پیشرفت علم به خصوص در جهان فزیک،داده شد؛و در ادامه مشتقات مختلفی مانند:کوبیسم تحلیلی،کریستالیسم،ترکیبی،سیلندریسم و فوتوریسم،از آن به وجود آمد.پژوهش در مهم ترین مکتب اوایل قرن بیستم (کوبیسم) و شاخه های آن مطالب اموزنده ای را به همراه دارد.این مکتب از انحلال فرم ها در فضا شروع شد و به انتزاع رسید و با زیر پا گذاشتن قوانین دوران رنسانس،انقلابی در هنر پدید اورد و مسیر و روند هنر در سراسر جهان را عوض کرد.

 

وازگان کلیدی:کوبیسم،پیکاسو و براک،انحلال فرم،انتزاع،مشتقات کوبیسم

کوبیسم.pdf

لینک به دیدگاه

سبک ها و دوره های شعر فارسی

 

سبک شعر، یعنی مجموع کلمات و لغات و طرز ترکیب آنها، از لحاظ قواعد زبان و مفاد معنی هر کلمه در آن عصر، و طرز تخیل و ادای آن تخیلات از لحاظ حالات روحی شاعر، که وابسته به تأثیر محیط و طرز معیشت و علوم و زندگی مادی و معنوی هر دوره باشد، آنچه از این کلیات حاصل می شود آب و رنگی خاص به شعر می دهد که آن را "سبک شعر" می نامیم، و قدما گاهی به جای سبک "طرز" و گاه "طریقه" و گاه "شیوه" استعمال می کردند.

1- سبک خراسانی ( ترکستانی )

 

2- سبک عراقی

 

3- سبک هندی

 

4- بازگشت ادبی یا سبکهای جدید که منتهی به سبک جدید دوره مشروطه شده است.

سبک خراسانی

 

سبک خراسانی که آن را سبک ترکستانی هم می گویند در واقع طرز و شیوه شاعران خراسان و ماوراءالنهر است. در این شیوه که از ابتدای شعر فارسی یعنی اوایل قرن چهارم تا اواسط قرن ششم ادامه دارد، شاعران و استادان زیردستی مانند: رودکی، فرخی، عنصری، فردوسی، منوچهری، ناصرخسرو، سنایی و مسعود سعد سلمان ظهور کرده و شیوه خراسانی را به کمال رسانیده اند. سبک خراسانی دو مرحله دارد:

 

یکی دوره سامانی و دیگر دوره غزنوی و سلجوقی.

 

در دوره سامانی، سادگی بیان و کهنگی تعبیرات و اصطلاحات و نیز غلبه کلمات فارسی بر واژه های عربی و توجه به توصیفات طبیعی و ساده و محسوس و عینی از ویژگیهای شعر محسوب می شود.

 

معانی که در شعر این دوره می آید غالباً یا مدح است و یا هجور و هزل که هر دو ملایم است و معتدل و دور از اغراق. گذشته از آن، تغزلات عاشقانه و پند و اندرز و حکمت با شیوه ای شاعرانه، نه عالمانه از معانی شعر این دوره به شمار می رود.

 

از قالبهای مهم در این عصر یکی قصیده است و دیگر مثنوی. در قصیده معمولاً مدح و هجور و تغزل و در مثنوی تمثیل و داستان و حماسه سروده می شود. قالبهای دیگری مانند رباعی و دوبیتی گه گاه در یک دوره دیده می شود که بسیار اندک است و ناچیز.

 

صنایع لفظی و معنوی در شعر این دوره اگر وجود دارد، خالی از تکلف و تصنع است و بسیار اندک.

 

استفاده از بعضی معلومات علمی و برخی آیات و احادیث نبوی و روایات تاریخی و حماسی در شعر این دوره وجود دارد اما همه ی این مواد چنان در نسج کلام به کار می رود که صفت اصلی شعر این دوره یعنی سادگی بیان همچنان برجای می ماند و از بین نمی رود.

 

اما سبک خراسانی در دوره غزنوی و اوایل سلجوقی گذشته از بعضی مختصات لفظی و خصایص دستوری که در واقع مربوط به زبان و لهجه ی منطقه خراسان قدیم می شود، با شعر دوره سامانی تفاوتهایی دارد. از جمله این که سادگی بیان، جای خود را به استحکام و فخامت کلام می دهد و شعر تا حدی به پختگی می رسد.

 

هر چند شعر فرخی با صفت سادگی همراه است، اما پختگی و استحکام کلام در آن کاملاً مشهود است. عنصری و منوچهری و بعدها ناصرخسرو و سنایی به تدریج سادگی طبیعی را از شعر سبک خراسانی دور می سازند و آن را تا حدی از میان می برند.

 

در سبک این دوره بعضی قالب های تازه مانند ترجیع بند و ترکیب بند و نیز مسمط و قطعه به وجود می آید. با این همه قصیده و مثنوی از قالب های معتبر این سبک است. صنایع بدیهی اعم از لفظی و معنوی و انواع تشبیهات مرکب و مشروط در شعر این دوره رواج می یابد. صنایع بدیعی از صورت لزوم و ضروریات شعر و شاعری خارج می شود و برای نشان دادن چیره دستی و تبحر در فنون ادب و بلاغت هنرنمایی ها نموده می شود و حتی بعضی صنایع متکلفانه در شعر وارد می گردد.

 

شاعرانی مانند عنصری، منوچهری، ناصرخسرو و سنایی از اصطلاحات فلسفی، نجوم، ریاضیات و بعضی مباحث علوم طبیعی و پزشکی در شعر خود استفاده می کند و دین طریق نوعی صبغه عالمانه به شعر خود می زنند. استفاده از احادیث و آیات قرآنی و نیز اشعار عربی در میان شاعران این دوره رواج بیشتری می یابد.

 

مثلاً منوچهری که دیوان اشعار تازیان را از بردارد نمی تواند خود را از زیر نفوذ و تاثیر آن خارج سازد و ناصرخسرو و سنایی معلومات و مطالعات دینی خود را در شعر خویش می آورند.

 

معانی شعری مانند مدح و هجو و تغزل و پند و حکمت همچنان ادامه دارد جز آن که در این معانی اغراق و تا حدی اضافه گویی زیادتر می شود و در واقع نوعی تکامل می یابد. با این همه کسانی مانند ناصر خسرو، مدح اغراق آمیز را به یک سو می نهند و حکمت و دین و اخلاق را به جای آن معنای قرار می دهند. هر چند در ابتدای این سبک روح ملی و حماسی خاصه در دوره سامانی جلوه ای بارز دارد در پایان آن این روحیه تضعیف می شود و جای آن را روحیه اخلاقی و زاهدانه ناصرخسرو و صوفیانه ی سنایی می گیرد.

 

بنابراین شروع این سبک با روحیه حماسی است و پایان آن با روحیه صوفیانه.

 

 

__________________________________________________ _____________________________________

 

 

سبک عراقی

 

سبک عراقی با ظهور سلاجقه در خراسان و اتابکان در عراق (ایالات و ولایت مرکزی ایران) و آذربایجان به وجود می آید و به تدریج شعر دری که مرکز اصلی آن در خراسان و ماوراءالنهر است، به عراق و آذربایجان راه می یابد.

 

از طرفی بر اثر سیاست سلجوقیان مدارس مختلف دینی تأسیس می شود و معارف اسلامی مانند تفسیر و منطق و حکمت و علوم بلاغی و ادبیات عربی در این مدارس تدریس می شود.

 

ترویج علوم و معارف اسلامی باعث می شود که شاعران و ادیبان نیز خود را به زیور علوم زمانه بیارایند. ناچار در این دوره علوم مدرسه ای در شعر تأثیر فراوان می گذارد تا آنجا که فرا گرفتن علوم از لوازم شاعری می شود و مایه تفاخر و مباهات شاعران. رواج شعر دری در عراق و آذربایجان و تاثیر علوم اسلامی و ادبیات عربی در آن باعث می شود که در شعر فارسی تحولی به وجود آید.

 

این تحول هر چند در شعر شاعران آذربایجان و عراق مشهودتر است اما می توان آن را قبل از همه در شعر انوری، ابیوردی و ظهیر فاریابی مشاهده کرد. انوری نخستین کسی است که این شیوه جدید را ارائه می دهد، وی از یک طرف قصاید و مدایح اغراق و پرصنعت را وارد شعر می کند و از طرف دیگر غزلهای لطف و پرشور می سراید.

 

در آذربایجان خاقانی و نظامی پرچمدار شیوه تازه می شوند و در عراق جمال الدین اصفهانی و پسرش کمال الدین و بعدها در دوره مغول سعدی و حافظ.

 

معانی شعری در این شیوه تازه گذشته از مدح که با اغراقات و خضوع و خشوع فراوان نسبت به ممدوح همراه است هجو و هزل نیز هست که بیش از دوره قبل رواج می یابد، و نه تنها کسانی مانند انوری و سوزنی و سمرقندی هجوهای تند و هزل های زشت و رکیک می گویند بلکه شاعرانی مانند خاقانی و جمال الدین اصفهانی نیز در این شیوه آزمایش های استادانه انجام می دهند.

 

غزل و عرفان و اخلاق و نیز وعظ زهد از معانی رایج در شعر این دوره است. غزل که ابتدا انوری آن را به صورت یک نوع جدید ارائه می دهد، در شعر غالب شاعران این دوره آزمایش می شود و نه تنها شهرت می یابند. با این همه اوج آن در غزل سعدی و حافظ جلوه گر می شود.

 

عرفان و تصوف نیز در این عصر یک مضمون رایج است که غالباً مستقل و بدون آن که خصایص دیگر سبک عراقی را بپذیرد، در شعر کسانی مانند مولوی و عطار و فخرالدین عراقی وجود پیدا می کند.

 

قالبهای شعری، گذشته از قصیده که انوری و خاقانی و جمال الدین اصفهانی و ظهیر فاریابی آن را به اوج می رسانند، قالب مثنوی و غزل رواج فراوان می یابد.

 

نظامی گنجوی در خمسه نوعی جدید از انواع ادبی را در قالب مثنوی ارائه می دهد. او کلام خود را نو می داند و حتی با فردوسی به چالشگری بر می خیزد. سخن خود را نو و گران بها می داند و کلام فردوسی را پرگویی و خشت خام می خواند.

 

نظامی غالباً سنایی را در نظر دارد و شیوه او را بیش از دیگران می پسندد. سعدی بوستان را می آفریند و امیر خسرو دهلوی و جامی گذشته از مثنوی های داستانی، اخلاق و حکمت را در قالب مثنوی رواج می دهند.

 

شاعران فارس و اصفهان هر چند شیوخ جمال الدین اصفهانی را می پسندند اما قالب غزل را بر قالبهای دیگر ترجیح می دهند. فارس مرکز غزلسرایی به سبک عراقی می شود. سعدی و حافظ خداوندان غزل هر یک شیوه تازه ای می آفرینند.

شیوه عراقی البته در غزل با آنچه در قصیده و مثنوی هست تفاوت دارد.

 

توجه به زیبایی کلمه و سادگی و خوش آهنگی که در واقع سبک خاص سعدی است در غزل تاثیر می گذارد و کسانی مانند سلمان و خواجو و همام و اوحدی و امیرخسرو و جامی چه در فارس و چه در جاهای دیگر آن شیوه را در نظر دارند. با این همه حافظ تحولی بزرگ در غرل فارسی ایجاد می کند و سبکی منتقل و آزاد که آن را سبک والا باید خواند می آفریند. در سبک عراقی قالب مثنوی و غزل اهمیت بیشتری پیدا می کند و تا دوره های بعد ادامه می یابد.

 

به طور کلی خصایص شعر سبک عراقی را می توان در مورد زیر خلاصه کرد:

 

کثرت لغات و ترکیبات عربی و از میان زفتن لغات مهجور فارسی، رواج اشارات و تلمیحات فراوان مربوط به معانی علوم و عصیری و اظهار فضل کردن و توجه و گرایش شاعران به حکمت و فلسفه و منطق، تضمین و اشاره به آیات و احادیث و ادبیات و مصاریع اشعار مشهور عربی و اشاره به اخبار و احوال انبیا و مشایخ و مشاهیر قدما، اجتناب از صراحت بیان و کار بردن مجازات و کنایات و گرایش به تشبیهات غیرصریح و انواع استعارات و لغز و معما و ایهام، اغراقات و تکلفات صنعتی و صنایع بدیعی خاصه در قصیده و التزام ردیفهای فعلی و اسمی، رواج و شیوع حس دینی و در مقابل ضعف حس ملی و گاه اظهار بیزاری از حکمت یونانی.

 

گذشته از اینها در این سبک توجه به اموال شخصی و زن و فرزند و اظهار بدبینی و تأسف از زندگی و گاه نفرت از شعر و شاعری که غالباً روحیات و احوال نفسانی شاعر را نشان می دهد و از خصایص ممتاز و چشمگیر سبک عراقی به شمار می روند.

 

 

__________________________________________________ _____________________________________

 

 

سبک هندی

 

سبک هندی یا اصفهانی که مقدمات آن از دوره مغول فراهم می شود با ظهور دولت "صفویه" در ایران و "بابریه" در هند و نیز اثر بعضی عوامل اجتماعی و سیاسی و دینی به وجود می آید.

 

پادشاهان صفوی برای حفظ استقلال ایران و تشکیل حکومت ملی، مذهب شیعه را به عنوان یک مذهب ملی و رسمی در سراسر ایران رواج می دهند و برای اشاعه آن تبلیغات دامنه داری را آغاز می کنند، همین امر روال مذهبی و سنتی گذشته را تغییر می دهد. توجه شدید پادشاهان صفوی به تشیع و علاقه فراوان آنان به خاندان نبوت و اهل بیت باعث می شود که شعر در خدمت مذهب و تبلیغ مذهبی قرار گیرد.

 

پادشاهان صفوی به مدح و اغراقات آن چندان علاقه ای نشان نمی دهند. غالباً شعر در نظر آنان جزو مناقب و مراثی امامان و اهل بیت چیزی نیست و شاعران مدیحه سرا که جز اغراق و تملق چیزی ندارند مورد بی اعتنایی قرار می گیرند. برخی از شاعران به دربار بابریه می روند و بسیاری به شعر مذهبی خاص مرثیه روی می آورند.

 

از آنجا که دربار ایران به شاعران روی خوش نشان نمی دهد، قصیده سرایی خاصه مدیحه ضعیف می شود و از رونق می افتد. همین امر باعث می گردد که شعر از دربار خارج شود و در میان مردم و طبقات مختلف اهل حرفه و کسب بیفتد. مدرسه ها که در دوره سلجوقیان رونقی گرفته بودند، به تدریج از میان می روند. در نتیجه علوم مختلف اسلامی، اعتبار و اهمیت خود را از دست می دهد. شاعران که غالباً اهل حرفه و کسب و کارند از مدرسه و علوم مدرسه فاصله می گیرند.

 

از این رو، از یک طرف سنتهای درباری و از طرف دیگر علوم مدرسه ای در شعر فارسی فراموش می شود و به جای این هر دو، سنتهای مذهبی خاصه تشیع و حکمت عامیانه وارد شعر می گردد. معانی و بافت کلام در شعر به تدریج تغییر می کند و سبک هندی یا اصفهانی متولد می شود.

 

از معانی شعری که در این سبک مورد توجه است یکی مرثیه است و منقبت و دیگر غزل عاشقانه با مضامین مختلف آن. در باب مرثیه شاعران غالباً به مناسبت خوشایند پادشاهان و یا بنا به اعتقاد خودشان گرایشی بدین معنی پیدا می کنند، در کتاب عالم آرای عباسی در شرح حال شاه طهماسب صفوی آمده است که چون شاعری وی را مدح می کند در جواب او می گوید:

 

"من راضی نیستم که شعرا زبان به مدح و ثنای من آلایند بلکه باید قصاید در شأن شاه ولایت و ائمه معصومین علیهم السلام بگویند وصله، اول از ارواح مقدسه حضرات و بعد از آن، از ما توقع نمایند."

 

این طرز فکر البته منحصر به شاه طهماسب نیست، غالب پادشاهان خاندان صفوی نیز همین اندیشه را دارند. از همین روست که اکثر شاعران این عصر به مرثیه روی می آورند و محتشم کاشانی (متوفی به سال 996 هـ.ق) آن را به اوج کمال می رساند.

 

غزل از مهم ترین معانی شعری سبک هندی است. جوهر اصلی معانی غزل در این دوره عشق است.عشق با نوعی لاابالیگری و رندی و فساد و بی بند و باری همراه با مبالغات مربوط به سوز و گداز عاشقانه و معاملات عاشق و معشوق و خضوع فوق العاده و اظهار تواضع بیش از حد نسبت به معشوق.

 

با این همه، نوعی واقع گویی با مکتب وقوع در سبک هندی خاصه در غزل به وجود می آید که حاکی است از معاملات واقعی احوال عشق و عاشقی بر مبنای تجارب زندگی روزمره. مثلاً در این ادبیات دقت کنید که چگونه شاعر از تجارب واقعی زندگی عاشقانه خود سخن می گوید:

 

به هر مجلس که جا سازم حدیث نیکوان پرسم

که حرف آن مه نامهربان را در میان پرسم

مرهم ناز مکن بر دل ریشم ضایع

که جگر سوخته داغ نهان دگرم

جلوه ی قد توام زود ز پا می افکند

گر نمی برد ز جا سرو روان دگرم

 

اما این واقع گرایی در عشق به تدریج در پرده ای از خیال پردازی فرو می رود و نوعی پیچیدگی و ابهام در آن به وجود می آِد که نه تنها شور و هیجان را از غزل می گیرد بلکه درک آن را محتاج تامل فراوان می سازد. مثلاً در این بیت که آن را عبدالقادر در بیدل راجع به تبسم معشوق گفته است:

 

تبسم که به خون بهار تیغ کشید؟

که خنده بر لب گل نیم بسمل افتاده است

 

این ابهام به چشم می خورد، در صورتی که شاعر می خواهد بگوید تبسم معشوق چنان زیباست که خنده گل در مقابل آن هیچ جلوه ای ندارد. یا در این بیت از ملاجمال لاهوری:

 

دهان تنگش از من چشمه حیوان نهان می داشت

خطش سر زد ز لب کای تشنه جان من خضر این را هم

 

که پیچیدگی آن لطف شعر را از میان برده است. اما در غزل به غیر از مضامین عاشقانه، عرفان و فلسفه و اخلاق نیز وجود دارد و مثلاً در شعر شاعری مانند صائب فلسفه با عرفان به هم می آمیزد و شاعر که مثل صوفی از استدلال می گریزد، مثل واعظ به تمثیل می پردازد.

 

در سبک هندی البته قالب غزل بیش از قالب های دیگر اهمیت می یابد و شعرای بزرگ این مکتب مانند صائب تبریزی، نظیری نیشابوری، کلیم کاشانی، فیض دکنی، عرفی شیرازی و بیدل هندی و امثال آنان بدان توجه فراوان دارند. قالب قصیده و مثنوی نیز تا حدی رواج دارد و کسانی مانند محتشم کاشانی، طالب آملی، قدسی مشهدی به سرودن قصیده و کسانی مانند عرفی، کلیم، زلالی خونساری به ساختن مثنوی گرایش و علاقه دارند. با این همه در این قالب ها جز در مرثیه چیز تازه ای ارائه نمی دهند.

 

به طور کلی خصایص اصلی سبک هندی عبارت است از:

 

اجتناب از سادگی بیان، سعی در رقت فکر و خیال و رعایت ایجاز در الفاظ و جست و جوی در مضامین پیچیده و تعبیرات بی سابقه، آوردن ترکیبات غریب و کلمات نامأنوس و نازک کاری و مضمون آفرینی و نیز غرابت در تشبیهات و استعارات و آفرینش خیال و توجه به تمثیلات و ارسال المثل ها بر مبنای استفاده از تجارب روزمره و اشخاص و اشیاء تا حدی که نشان دهنده تاثیر محیط زندگی در شعر باشد.

 

گذشته از این ها عدم توجه به صحت و متانت استعمال زبان و توجه به لغات محاوره ای و الفاظ بازاری و در واقع ترجیح جانب معنی بر جانب لفظ و در نتیجه وجود اشعار سست و بی ارزش از خصایص عمده سبک هندی است.

 

توجه به اوهام و خرافات و رواج حکمت عامیانه، بیان احوال شخصی و عواطف مربوط به زن و فرزند و خویش و پیوند نیز از خصوصیات این سبک به شمار می رود.

 

مضمون آفرینی و به جست و جوی مضامین بکر و ناگفته و نشناخته رفن چنان که قبلاً هم اشاره شد چندان در سبک هندی رواج می یابد که کار به ابتذال می کشد. مثلاً محمد طاهر غنی کشمیری از این که ساقه نرگس مانند قلم تهی است و از زمین آب می گیرد و کسی که درد دندان دارد باید با قلم نی آب بخورد، در تشبیه معشوق و رقابت نرگس با آن، و سیلی خوردن وی از دست صبا، چنین مضمون عجیبی می سازد:

 

نرگس از چشم تو دم زد، بر دهانش زد صبا

درد دندان دارد اکنون می خورد آب از قلم

 

یا شوکت بخاری از سایه مژه چشم مور، قلم مو می سازد و به دست مصور می دهد تا دهان تنگ یار را بدان تصویر کند:

 

ز سایه مژه چشم مور بست قلم

چو می کشید مصور دهان تنگ تو را

 

پرگویی نیز از خصایص شعر سبک هندی است. شاعران این عصر غالباً در تمام مدت عمر به شعر گویی یا به عبارت دیگر شعر بافی سرگرمند. مثلاً گویند شاعری به نام غواصی یزدی، روزی پانصد بیت شعر می گفته است و نود سال عمر کرده. وی در چهل سال پیش از مرگش گفته است:

 

ز شعرم آنچه اکنون در حساب است

هزار و نهصد و پنجه کتاب است

 

حتی شاعری بزرگ مثل صائب تبریزی ظاهراً تا دویست هزار بیت شعر گفته است که میان شاعران بزرگ این مکتب وجود داشته سبب می شده است که اشعار سست و بی معنی به فراوانی سروده شود.

 

اما در میان این اشعار سست و ناهنجار بعضی ادبیات زیبا و لطیف و هنرمندانه به وجود می آمده که غالباً شهرت می یافته است. از این روست که گاه تک بیتهای ممتازی می توان در شعر شاعران این سبک یافت که مایه شهرت آنهاست. این مفردات غالباً دارای نکات و لطایف هنری است و مانند امثال زبان زد عموم می گردد.

 

__________________________________________________ _____________________________________

 

 

بازگشت ادبی

 

بازگشت ادبی شیوه و سبک خاصی نیست بلکه نوعی تقلید از گذشته است. این نهضت از اواخر قرن دوازدهم هجری شروع شد و در اول مرکز اولیه آن اصفهان بود. علت ظهور این نهضت نه تنها تاسیس دولت قاجاریه و تشویق و علاقه پادشاهان و شاهزادگان قاجاریه به مدیحه و شعر درباری است بلکه بنا به قول ملک الشعرای بهار غالب شاعران این دوره به علت ابتذالی که در شیوه هندی راه یافته بود، از آن شیوه خسته شده بودند و به احیای شعر گذشته ایران رو آوردند.

 

این نهضت ابتدا در اصفهان آغاز می شد و شاعرانی مانند سید محمد شعله اصفهانی، میر سید علی مشتاق، لطفعلی بیگ آذربیگدلی و سید احمد هاتف اصفهانی به مخالفت با شیوه هندی، دست به سرودن اشعاری به شیوه شاعران متقدم مانندسعدی و حافظ می زدند. سپس در زمان سلطنت آغامحمدخان قاجار، عبدالوهاب نشاط اصفهانی انجمن ادبی در همان شهر تشکیل می داد و شاعران را به سرودن اشعاری به شیوه قدما خاصه به سبک عراقی تشویق کرد.

 

چندی بعد در زمان فتحعلی شاه "نشاط" به تهران می آمد و به دستور او انجمنی ادبی تشکیل می داد به نام "انجمن خاقان" که زیر نظر خود فتحعلی شاه کار می کرد. این انجمن در واقع در جایی برای جمع شدن شاعران درباری و تجدید حیات شعر درباری بود. هدف شاعران در این انجمن احیای شعر کهن، یعنی سبک خراسانی و عراقی بود.

 

شاعرانی مانند صبا، نشاط، مجمر، سحاب، وصال شیرازی غالباً به شیوه گذشته شعر می سرودند و به مدح فتحعلی شاه و شاهزادگان و تقلید از انواع و قالب های مختلف شعر پیشینیان سرگرم شدند و به این ترتیب روند شعر فارسی در تمام قرن سیزدهم یعنی تا زمان سلطنت ناصرالدین شاه با این رویه پیش می رود.

 

از معروف ترین شاعرانی که در قرن سیزدهم و قسمتی از قرن چهاردهم بدین شیوه شعر سروده اند می توان به فروغی بسطامی، قاآنی شیرازی، سروش اصفهانی و ملک الشعرای بهار اشاره کرد.

 

این شاعران هر چند گه گاه اشعار نسبتاً خوبی هم دارند اما بیشتر نیروی خود را صرف محکوم کردن شیوه هندی کرده و اکثراً از پیشینیان تقلید کرده اند.

 

 

 

لینک به دیدگاه

[h=1]هنرهای هفت گانه ی بشری کدامند؟

[/h]

در تعریف هنر باید گفت که ، برای هنر، نمی‌توان مانند اشیا و عناصر طبیعی، فرمول یا ضابطه خاص تعیین نمود، و از نظر منطقی، جنس، فصل و حد آن را ترسیم نموده و تعریف علمی از آن ارائه داد؛ چرا که هنر، امری معنوی است و در دل آن نوعی اشراق و شهود نهفته است.

هنر شاخه های زیادی دارد و در هرکدام از شاخه ها افراد گوناگونی فعالیت می کنند و نام هنرمند را به دنبال اسم خود به یدک می کشند و همواره سعی می کنند آثاری را خلق کنند که در نوع خود و در مقابل دیگر آثار هنری از ویژگی های شاخصی برخوردار باشد ، این رقابت در سایر رشته های هنری نیز وجود دارد.در زیر رشته های هنری یعنی رشته هایی که هنر اول تا هفتم را تشکیل می دهند و از آنها با عنوان هنر های هفتگانه بشری یاد می شود آورده شده است:

۱- معماری

۲-هنرهای دستی مانند مجسمه سازی ، شیشه گری و …

۳- هنرهای ترسیمی شامل نقاشی ، خطاطی و …

۴- ادبیات شامل شعر ، داستان ، فیلمنامه و…

۵- موسیقی

۶- ورزش ، رقص و حرکات نمایشی

۷- هنرهای نمایشی مانند سینما ، تئاتر و…

تمامی آثارهنری درارای وجوهی مشترک با یکدیگر هستند که زمینه ساز شکل گیری هنرهای هفتگانه شده است :

الف ) تخیل به عنوان مهمترین عامل در شکل گیری آثار هنری به شمار می رود ، هرچه هنرمند حس تخیل بهتری داشته باشد آثار او در بین سایر هنرمندان شاخص تر می شود.

ب ) احساسات و عواطف هنرمند ، وجه اشتراک آثار هنری در این است که بیشتر این آثار بر اساس عواطف و احساسات هنرمند شکل می گیرد و کمتر تفکر منطقی و عقلانی در پیش زمینه آثار هنری دخالت دارند . این بدین معنی نیست که هنرمند از عقل ، شعور و درک خود در خلق آثار استفاده نمی کند ، به عبارتی یعنی احساسات هنرمند بر جنبه های فکری در ابتدای شکل گیری طرح او برتری می یابد.

ج ) منشوری بودن و چند معنایی بودن آثار هنری ، این بدین معنی است که وقتی هنرمند اثری را خلق می کند هرکس که در مقابل آن قرار می گیرد با توجه به تفکرات و احساسات خود می تواند برداشت متفاوتی از آثار هنری داشته باشد . بدون شک وقتی یک اثر هنری از عواطف و احساسات هنرمند شکل می گیرد نمی تواند معنایی تک بعدی داشته باشد و استنباط از آن متفاوت می شود.

لینک به دیدگاه

هنرهای زیبا هنرهایی است که تنها به دلایل زیباشناسانه و بدون توجه به کارکرد یا پایداری‌شان خلق شده‌اند. به عبارتی «نه به خاطر چیزی دیگر، بلکه به خاطر خودشان به وجود آمده‌اند». مانند: نقاشی،مجسمه‌سازی، موسیقی، رقص.

 

[h=3]نقاشی[/h]نقاشی یا نگارگری فرآیندی است که طی آن رنگ بر روی یک سطح مانند کاغذ یا بوم ایجاد نقش می‌کند؛ همچنین به اثری که در این فرآیند خلق می‌شود نیز نقاشی می‌گویند و فردی که این فرآیند توسط او انجام می‌گیرد نقاش نام دارد، به‌خصوص زمانی که نقاشی حرفهٔ شخص باشد.

150px-Kamal-ud-din_Bihzad_001.jpg

 

[h=3]تصویرسازی[/h]تصویرسازی یا تصویرگری به نوعی از طراحی گفته می‌شود که به بیان تصویری و ایجاد فرم بصری برای القای صریح و ساده شدۀ موضوعی خاص، مانند یک داستان، شعر یا مقاله‌ای در روزنامه و کتاب می‌پردازد.

150px-Little_nemo_the_walking_bed.jpg

 

[h=3]خوشنویسی[/h]خوشنویسی به معنی زیبانویسی یا نوشتن همراه با خلق زیبایی است. گاهی درک خوشنویسی به عنوان یک هنر مشکل است. به نظر می‌رسد برای درک و لذت بردن از تجربه بصری خوشنویسی باید بدانیم خوشنویس افزون بر نگارش یک متن، سعی داشته اثری هنری با ارزش‌های زیبایی شناختی خلق کند.

150px-Nastaliq.jpg

 

[h=3]عکاسی[/h]عکاسی یعنی ثبت و ایجاد یک تصویر؛ که در دو مرحله انجام می‌شود: نخست، به دست‌آوردن تصویر به وسیلهٔ دوربین و ثبت آن روی نگاتیو (فیلم) یا گیرنده تصویر الکترونیکی، و دوم، ظاهر کردن تصویر مخفی حاصل از دوربین عکاسی و پایدارکردن آن.

150px-Large_format_camera_lens.jpg

[h=2]تندیس‌گری (مجسمه‌سازی)

[/h]

مجسمه‌سازی، تندیسگری یا پیکرتراشی هنر همگذاری یا ریخت دادن به اشیا است و ممکن است در هر اندازه یا با هر سازمایه‌ای (مصالحی) انجام گیرد.به فرآورده‌های این هنر تندیس، پیکره یا مجسمه گفته می‌شود. هر پیکر سه بعدی که به منظور دارا بودن یک بیان هنری آفریده شده را می‌توان تندیس نامید.

150px-Mojasameh.JPG

 

[h=2]رقص[/h]رقص معمولاً به حرکت‌های انسان که برای بیان یک حالت انجام می‌گیرد گفته می‌شود. رقص می‌تواند در یک محیط اجرایی، روحانی یا اجتماعی اجرا شود.

150px-Dq2.jpg

[h=2]تیاتر (نمایش)[/h]تئاتر یا نمایش شاخه‌ای از هنرهای نمایشی است که به بازنمودن داستان‌ها در برابر مخاطبان یا تماشاگران می‌پردازد. به جز سبک معیار گفتار داستانی، تئاتر گونه‌های دیگری نیز دارد مانند اپرا، باله، کابوکی، خیمه شب بازی و پانتومیم.

150px-Cruikshank_Pierce%27_Egan%27s_Real_Life_-_Drury_Lane_Theatre_1821.jpg

[h=2]سینما[/h]سینما شاخه‌ای از هنر است که در آن یک داستان به وسیله دنباله‌ای از تصاویر متحرک (فیلم) نمایش داده می‌شود. یک اثر سینمایی که فیلم سینمایی نامیده می‌شود، از عناصر تصویر (به صورت مجموعه‌ای از فریم‌ها) و صدا (گفتگو، صدا و موسیقی) تشکیل شده‌است. یک فیلم بر اساس فیلمنامه یا سناریو و توسط مجموعه‌ای از بازیگرها، کارگردان، فیلم‌بردار و عوامل دیگر ساخته می‌شود. سینما جدیدترین شاخه هنر، معروف به هنر هفتم است که امروزه یکی از عمومی‌ترین و محبوب‌ترین تولیدات هنری را ارایه می‌کند.

150px-Biglebowskiposter.jpg

[h=2]معماری[/h]معماری هنر و فن طراحی و ساختن بناها برای پاسخ هم‌آهنگ به نیازهای کارکردی و زیباشناسانه‌ است. از آنجا که همه‌ی هنرها در قالب یک فضای معماری نمود می‌یابند، برخی معماری را مادر هنرهای زیبا به شمار می‌آورند.

150px-Naghshe_Jahan_Square_Isfahan_modified.jpg

[h=2]موسیقی[/h]موسیقی بیان احساسات انسان است به وسیله اصوات. موسیقی هنری است دارای نوا و سکوت. ارائهٔ تعریف آکادمیک موسیقی موضوعی است که برای قرن‌ها مورد بحث و کشمکش صاحب نظران بوده‌است. همچنان هیچ تعریفی از موسیقی وجود ندارد که مورد قبول همهٔ اهل این هنر باشد. طبق یکی از پذیرفته‌شده‌ترین این تعاریف، موسیقی به اصواتی گفته می‌شود که آگاهانه تولید شوند.

150px-Treble_a.svg.png

[h=2]هنرهای مفهومی[/h]هنر مفهومی (به انگلیسی: Conceptual art) گونه‌ای از هنرهای تجسمی است که در آن مفهوم یا ایدهٔ موجود در اثر، بر زیبایی‌شناسی معمول و مواد به‌کار رفته برای خلق آن اولویت دارد.در هنر مفهومی ایده ی با مفهوم مهم ترین جنبه ی کار است.

220px-Kosuth_OneAndThreeChairs.jpg

لینک به دیدگاه

سبک رئالیسم یا واقع گرایانه (نقاشی)

 

DurerHousebyPond.gif

رئال (Real) در لغت به معنای واقعیت است و رئالیسم یعنی واقع نمایی. رئالیسم، مكتبی ادبی – هنری است كه در اواسط قرن نوزدهم میلادی یعنی در فاصله سال‌های 1850 – 1880 در اروپا و آمریكا رواج یافت.

این مكتب عكس العملی بود در مقابل مكتب رمانتیك. رمانتیك مكتبی درون گرا و ذهنی بود كه برای فرار از واقعیت اكنون، به دنیای گذشته پناه می‌برد كه البته این دنیای ساختگی غالباً مبنای واقعی نداشت، اما رئالیسم مكتبی عینی و بیرونی بود كه بر بیان واقعیت‌های جامعه تأكید بسیار داشت و معتقد بود كه آثار متكلفانه و دیرفهم مكتب‌های رمانتی‌سیسم و كلاسیسیم راه به جایی نمی‌برد و برای نشان دادن تصویر درستی از جامعه باید زبانی بی پیرایه و ساده را برگزید.

پایه‌گذاران اصلی رئالیسم در فرانسه نویسندگان و شاعران كم شهرتی بودند كه به طور صریح با مكتب رمانتیسیم مقابله می‌كردند. از جمله این افراد می‌توان به شامفلوری (chamflevry)، مورژه (murger) و دورانتی (Duranty) اشاره كرد. نخستین عرصه‌ای كه رئالیسم توانست در آن خودی نشان بدهد، هنر نقاشی بود و گوستاو كوربه (1819 – 1877 م) یكی از پیشگامان آن محسوب می‌شود.

 

رئالیسم در کلیت خود، اصلاحی در تاریخ هنر است که به بازنمایی واقعیتِ مورد تجربه ی انسانها در زمان و مکان معین اشاره دارد. در این تعریفِ عام، رئالیسم مفهومی متضاد با آرمانگرایی، انتزاعگرایی، چکیده نگاری و رمانتیسم است و از این رو با معنای ناتورالیسم(naturalism)، مترادف انگاشته می شود. از جنبه ی صوری، رئالیسم به این دلیل با ناتورالیسم متمایز است که بر "عام در خاص" تاکید می کند( ناتورالیسم صرفا " خاص" را چون اساس واقعیت ارائه می کند) از نظر محتوی نیز رئالیسم با ناتورالیسم متفاوت است، زیرا لزوما به اثباتگرایی و فلسفه ی طبیعتگرانه درباره ی زندگی نمی پردازد. گاه واقع گرایی را در معنای "واقع نمایی" بکار می برند. که در این صورت مفهومی متضاد با کژنمایی است. برخی نیز شبیه سازی واقعیت را "واقعگرایی بصری" می نامند. و آن را از واقعگرایی مفهومی جدا میکنند.

****************

در هنر نقاشی، رئالیسم به معنای نمایش اشیا و موضوعات به صورت طبیعی است، به گونه ای که نقاش تخیل و ابتکار عمل خود را در نحوه پیاده کردن آن موضوع دخالت ندهد و هر موضوع به همان گونه که در دنیای خارج دیده می شود در نقاشی به نمایش در می آید. این سبک نقاشی در اواسط قرن نوزدهم در فرانسه رواج پیدا کرد. در حقیقت به عنوان شاخه ای فرعی از سبک رومانتی سیزم (Romanticism) بود که با این ایده که می خواست نمایش دقیقی از زندگی روزمره را نمایش دهد از آن جدا شده و خود به یک سبک (Movement) در هنر نقاشی بدل شد.

 

از نقاشان دوره ی اول این سبک می توان به نقاشان فرانسوی:Jean-Baptiste-Camille Corot (از ۱۷۹۶ تا 1875) و Jean Francois Millet (از ۱۸۲۴تا 1875) اشاره کرد.

 

s9hvjl3eybzacj7j4md1.jpg

6m0royufgrjeiivazm5p.jpg

رئالیسم یا واقع گرایی، شیوه ای است که در آن هنرمند باید در نمایش طبیعت( طبیعت بدونِ انسان و با انسان) از هرگونه "احساساتی گری" خودداری کند. اما منظور ما از رئالیسم، در اینجا شیوه ی هنری ای است که از حوالی سال 1840 به بعد در اروپا و دیگر نقاط جهان متداول شد.مدت زیادی از میانه ی قرن نوزدهم نگذشته بود که شارل بودلر شاعر و هنرشناس فرانسوی، در سال 1846 نقاشیهایی را می ستود که بتواند"خاصیت قهرمانی زندگی معاصر" را به وصف درآورد. در آن زمان تنها یک نقاش وجود داشت که برآوردن این "نیازمندی" را اساس ایمان هنری خود قرار دهد. و او کسی نبود جز گوستاوکوربه که در بخش قبل از او نام برده شد. کوربه که به پرورش روستایی خود می بالید و در سیاست از سوسیالیست ها طرفداری می کرد، هنر خود را در سالهای میان 50-1840 به شیوه ی نوباروک رمانتیک آغاز کرد، لیکن در سال 1848 در زیر فشار طغیانهای انقلابی که سراسر اروپا را فرا گرفته بود، کوربه به این عقیده در آمد: تاکیدی که مکتب رومانتیسم بر اهمیت احساس و تخیل می گذاشت صرفا دستاویزی بود برای فرار از واقعیتهای زمان و او اعتقاد به این امر پیدا کرد که هنرمند نباید تنها به تجربه ی شخصی و بی واسطه ی خود تکیه کند و می گفت: من نمی توانم فرشته ای را تصویر کنم، زیرا هرگز آن را به چشم ندیده ام!

هنگامی که کوربه پرده ی "سنگ شکنان" را به معرض نمایش گذاشت، نخستین اثری بود که واقعگرایی برنامه ریزی شده ی او را به طور کامل در بر داشت.

 

وی دو مرد را که بر جاده ای کار می کردند دیده بود و آنها را سرمشق نقاشی اش قرار داده بود.

 

کوربه آنها را به اندازه ی طبیعی، با هیکلی جسیم و حالتی کاملا عادی، بدون هیچ گونه نشانی از بارقه ی رنج یا حساسیت بارز نقاشی کرد. در سالهای 1855 که نمایشگاه های نقاشی پاریس در انحصار آثار انگر و دلاکروا بود کوربه با تشکیل دادن نمایشگاه خصوصی آثار خود را به همراه "بیانیه ی واقعگرایی" خود عرضه کرد.موضوعات او بیشتر شکارچیان، دهقانان، کارگران و ... بودند. به بیان او دنیای نقاشی دارای"قوانینی طبیعی" است و نخستین وظیفه ی هر نقاش این است که به پرده نقاشیش وفادار بماند نه نسبت به دنیای خارج وهمینجاست که طرز فکر"هنر برای هنر" که بعدها در اروپا رواج یافت بنیان می یابد. کوربه در نقاشی های خود از هرگونه پیرایه بندی و اغراق احساساتی خودداری می کرد، تا آنجا که معمولا کارهای او را زشت و ناهنجار و غیر هنری به شمار می آوردند.

 

از رئالیست های دیگر"انوره دومیه" است که در طی حکومت ناپلئون سوم برای نشریات انتقادی- فکاهی کاریکاتور تهیه می کرد. دومیه در کارهایش از هرگونه آب و تاب دادن موضوع خودداری می کرد و واقعیات اجتماعی هرچند تلخ و وحشیانه را به تصویر می کشید.

 

6wen7ots7oqp6065qqs6.jpg

رئالیسم به مثابه یک روش هنری، قابل تعمیم به بسیاری از آثار هنری – صرف نظر از سبک یا اسلوب معین - است. رئالیسم را در آثاری می توان شناخت که هنرمند از سطح ظواهر عینی فراتر رفته، حقایقی از روابط گوناگون و پویای انسانها با یکدیگر و با محیطشان را بیان می کند و به طور کلی با مسئله ی "انسان چیست و چه می تواند بشود" درگیر می شود. نقاشانی چون رامبراند، گویا، وانگوگ، پیکاسو، لژه و بسیاری از هنرمندان دیگر، آثاری واقع گرایانه آفریده اند. در برخی از این آثار روشهای کژنمایی، انتزاع و چکیده نگاری به کار رفته است.رئالیسم چون یک آموزه یا نظریه ی هدفمند، در میانه ی سده ی نوزدهم، واکنشی در برابر خصلت آرمانی کلاسی سیسم و خصلت ذهنی و تلقینی رمانتیسم بود. واقعگرایی سده ی نوزدهم بر تفسیر همه جانبه ی زندگی اجتماعی و تجسم دقیق سیمای زمانه تاکید می کرد.(از نظریه پردازان اصلی آن، شانفلُری و دورانتی بودند).ادامه ی جنبش رئالیسم سده ی نوزدهم به دو جریان امپرسیونیسم و ناتورالیسم – به خصوص در ادبیات – انجامید(واقعگرایی اجتماعی، رئالیسم سوسیالیست، واقعگرایی نو)

 

 

*دو تابلو اثرMillet

**تابلو خوشه چینان اثر میله

لینک به دیدگاه

c69676ht7yfnld32sm71.jpg

رئالیسم سوسیالیست:

اصطلاحی که در حدود نیم قرن معرف هنر و ادبیات شوروی سابق بود. نخستین بار ماکسیم گورکی، بواخارین، ژدانف، طرح آن را پیش نهادند. سپس مانند دستور کار به کلیه ی هنرمندان در تمامی عرصه های هنری اعلام شد(1934) هدف آن تولید آثار قابل فهم برای توده ها و هدایت مردم به ستایش عظمت کارگر و نقش او در ساختمان کمونیسم بود. رئالیسم سوسیالیست عملا سنت واقعگرایی سده ی نوزدهم را دنبال کرد. و آگاهانه از دستاوردهای هنر مدرن – که هنرمندان پیشتاز روسی سهمی مهم در شالوده ریزی آن داشتند – چشم پوشید.رئالیسم سوسیالیست، پس از جنگ جهانی دوم، با کمابیش تفاوت در سبک و موضوع در بسیاری از کشورهای دیگر الگو قرار گرفت( متفاوت با واقعگرایی اجتماعی)

این جنبش تا سالهای 1874 که امپرسیونیسم پا به عرصه ی وجود گذاشت، ادامه داشت ...

 

w4rx350noxowbbsud.jpg

رئالیسم در ادبیات و فلسفه:

افراط ورزیدن بیش ازحد دراحساسات توسط هنرمندان رمانتیک باعث شد که آنها به تدریج از واقعیات اطراف خود دورشوند، غرق شدن درتخیلات باعث شد که پیوند خود را با مردم و دنیای واقعی قطع کنند. دراین شرایط کم کم نویسندگان دیگری پدیدارشدند که درآثارشان اجتماع را با تمام خوبی ها و بدی هایش به تصویر کشیدند و چهره ای از زندگی واقعی را نشان دادند.

دراین زمان بود که مکتب رئالیسم یا واقعگرایی ادبی درفرانسه شکل گرفت. دراین مکتب برخلاف رمانتیک به واقعیت اهمیت داده می شد و مشکلات و مسائل اجتماعی مطرح می شد و تنها چیزهایی که دیده می شد بیان می گردید و حتی به شعر نیز به اندازه رمان اهمیت داده نمی شد. از معروفترین نویسنده های رئالیست انوره دو بالزاک با اثر معروفش " کمدی انسانی" است که به عنوان پیشوای مکتب رئالیسم در ادبیات شناخته شد. این رمان درمورد جامعه پاریس درقرن 19 نوشته شده بود. بالزاک معتقد بود نباید درمورد کسی یا چیزی که هرگز ندیده است بنویسد. از دیگر نویسندگان معروف این سبک گوستاو فلوبر با کتاب "مادام بواری" که به عنوان "کتاب مقدس رئالیسم " شناخته شده است. این کتاب به تمامی اصول این مکتب پایبند است همچنین استاندال با رمان معروفش "سرخ و سیاه" و گی دومو پاسان با داستانی چون" گردنبند" که عمده شهرتش به خاطر داستانهای کوتاه رئالیستی است.

رئالیسم ادبی درروسیه با داستان "شنل" اثر نیکلای گوگول آغاز شد. وی واقعیتهای روسیه معاصرخود را بوسیله هجو و طنز بیان می کرد.اما معروفترین رمانهای رئالیستی روس مانند"جنگ و صلح، آنا کارنینا و رستاخیز"مربوط به نویسنده بزرگی چون "لئون تولستوی" است.واما بیشتر داستانهای فئودورداستایوفسکی به " رئالیسم روانکاوانه " معروف هستند در شاهکارش"جنایت و مکافات" مستقیماً با اثرات روانی جنایت برروح شخصیتش سرو کار دارد . اینجا لازم است از ایوان گنچاروف با اثر جاودانش "اُبلوموف" یادآوریم، دراین رمان کاهلی و سستی طبقه اشراف روس بررسی می شود. همچنین ماکسیم گورکی که امضای او درزبان روسی به معنای "تلخ و بینوا" شهرت بسیار یافت. داستانهای او بیشتر بیان زندگی انسانهای مطرود ازاجتماع و فرودست است که ذاتا خلافکار نیستند و جامعه مسئول بدبختی آنهاست و کورمال به دنبال نوری می گردند. آنتوان چخوف که تحصیل اصلی او دررشته پزشکی بود ، اما بعدها به فعالیت ادبی روی آورد. وی نمایشنامه و نوول(داستان کوتاه ) های بسیاری نوشته است.

 

واژه رئالیسم در فلسفه در واقع به معنای مکتب اصالت، واقع است.مکتب رئالیسم نقطه مقابل مکتب ایده آلیسم است؛ یعنی مکتبی که وجود جهان خارجی را نفی کرده و همه چیز را تصورات و خیالات ذهنی می داند.رئالیسم یعنی اصالت واقعیت خارجی. این مکتب به وجود جهان خارج و مستقل از ادراک انسان، قائل است.ایده آلیست ها همه موجودات و آنچه را که در این جهان درک می کنیم، تصورات ذهنی و وابسته به ذهن شخص می دانند و معتقدند که اگر من که همه چیز را ادراک می کنم نباشم، دیگر نمی توانم بگویم که چیزی هست. در حالی که بنابر نظر و عقیده رئالیستی، اگر ما انسان ها از بین برویم، باز هم جهان خارج وجود خواهد داشت. به طور کلی یک رئالیست، موجودات جهان خارج را واقعی و دارای وجود مستقل از ذهن خود می داند.باید گفت در واقع همه انسانها رئالیست هستند، زیرا همه به وجود دنیای خارج اعتقاد دارند. حتی ایده آلیست ها نیز در زندگی و رفتار، رئالیست هستند، زیرا باید جهان خارج را موجود دانست تا بتوان کاری کرد و یا حتی سخنی گفت. کلمه رئالیسم در طول تاریخ به معانی مختلفی غیر از معنایی که گفته شد، استعمال شده است. مهمترین این استعمال ها و کاربرد ها، معنایی است که در فلسفه مدرسی یا اسکولاستیک(Scholastic) رواج داشته است.در میان فلاسفه ،مدرسی جدال عظیمی بر پا بود که آیا کلی وجود خارجی دارد و یا اینکه وجودش فقط در ذهن است؟ کسانی که برای کلی واقعیت مستقل از افراد قائل بودند، رئالیست و کسانی که کلی را تنها دارای وجودی ذهنی و در ضمن موجودات محسوس می دانستند و برای آن وجود جدا از جزئیات قائل نبودند،، ایده آلیست خوانده می شدند. بعدها در رشته های مختلف هنر مانند ادبیات نیز سبک های رئالیستی و ایده آلیسمی به وجود آمد و سبک رئالیسم در مقابل سبک ایده آلیسم است.(سبک رئالیسم یعنی سبک گفتن و نوشتن متکی بر نمودهای واقعی و اجتماعی. اما سبک ایده آلیسم عبارت است از سبک متکی به تخیلات شاعرانه گوینده یا نویسنده).

.............

 

لینک به دیدگاه

سبک های هنری به ترتیب تاریخ :

1. رنسانس

2. منریسم ( شیوه گری )

3. باروک

4. رمانتیک

5. سمبولیسم

6. نئوکلاسیک

7. رئالیسم

8. امپرسیونیسم

9. نیو امپرسیونیسم

10. پست امپرسیونیسم

11. فوونیسم

12. اکسپرسیونیسم

13. آبستره اکسپرسیونیسم

14. کوبیسم

15. فوتوریسم

16. دادائیسم

17. انتزاعی یا آبستره

18. کانستراکستیم

19. سو رئالیسم

20. آپ آرت

21. فتو رئالیسم

22. آبستره اکسپرسیونیسم

23. پاپ آرت

24. هنر مفهومی (کسینجرئال آرت )

25. مینچال آرت

26. پرفورمنس

27. پست مدرنیسم

28. میلیمال آرت

 

چند نکته :

رئالیسم : در خصوص زندگی اجتماعی انسان ها و واقعیت گرایی است که می تون اغراق کنه

ناتورالیسم : طبیعت گرایی بدون هیچ اضافه کردن و کم و کاستی در کلاسیک گرایی انسان محور هر چیزی می باشد. ( میکلانژ و داوینچی در این دوره به سر می بردند. )

در کلاسیگ کرایی یونان باستان یک سؤال مطرح است : خودت را بشناس قبل از دوره رنسانس دوره گوتیک و داشتیم که اوج هیجانات مذهبی اروپا در این دوره بوده است. جمله ی معروف و زیبای میکلانژ : من در پیکره سازی کار مهمی نکردم، فرشته ای را در سنگ دیدم و آن را آزاد کردم.

لینک به دیدگاه

رنسانس :

 

· هنر رنسانس، از قرن 14 الی 16 میلادی می باشد. · رنسانس به معنی تجدید حیات مجدد، یا تولدی دیگر، بحشی از تاریخ تمدن اروپاست که از ایتالیا آغاز شد. · رنسانس به دو دوره آغازین و پیشرفته تقسیم می شود، دوره آغازین اواخر قرن 13 تا آغاز قرن 15 و دوره اوج یا پیشرفته از تا آغاز قرن 16 جریان داشته است. · تحولات عظیمی در مناسبات اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و مذهبی اروپا به وقوع پیوست؛ که در نتیجه زمینه تحولات عمده در هنر را فراهم آورد. · در بخش فرهنگ و هنر این انقلاب بزرگ، به رهبری جیووانی بوکاچیو و فرانسیسکو پترارک، ایتالیای بوجود آمد. · هنر رنسانس، تحت تأثیر هنر یونان یا رم، و شیوه کلاسیک گرایی قرار داشت و اساس شیوه کار هنرمندان بر پایه امانیسم ( یا انسان گرایی ) و فرد گرایی و خرد گرایی قرار داشت. · رنسانس عصری است که در آن نبوغ فردی هنرمند و مفهوم هنرمند نابغه ارزش می یابد.

 

پیکر تراشی رنسانس آغازین :

 

· از پیکره سازان نوزایی رنسانس، دوناتلّو است که تحت تأثیر پیکره های یونان کلاسیک و هلنی قرارداشت و آثارش با رئالیسم قوی و بهره گیری از نیروی بیان شخصی با اغراق و گرایش به اکسپرسیونیسم همراه است. · از جمله آثار برجسته دوناتلّو : پیکره سنمارک یا قدیس مرقس؛ و پیغمبر کله کدو اشاره کرد. · نکته : نماد پیغمبر کله کدو یک پیامبر یهودی است که در شهر همدان دفن است. نام این پیامبر حیقوق نبی است. معماری رنسانس آغازین :

 

· آلبرتی، که او را نخستین معمار رنسانس می دانند، اولین رساله در باب معماری در بحث تناسب و پرسپکتیو را به رشته تحریر در آور. از آثار معروف وی کلیسای سنفرانچسکو و سن آندرئا را می توان نام برد. · نکته : هر چا کمه سن استفاده شود منظور مرد قدیسه یعنی حضرت عیسی مسیح (ع) است. و هر جا سانت استفاده شود منظور زن قدیسه است که حضرت مریم (س) است. · برونلسکی، از معماران برجسته قرن 15 ام که گنبد کلیسای فلورانس ایتالیا ( سانتا ماریا دلفیوره) از آثار اوست. · نکته : کلیسای فلورانس ایتالیا ابتدا بدون گنبد ساخته شد، سپس برونلسکی برای آن گنبد ساخت. به گفته تاریخ نویسان، طرح این گنبد از گنبد سلطانیه زنجان برداشته است. زیرا این گنبد، همانند گنبد سلطانیه دو پوسته می باشد. ( یک پوسته خارجی و یک پوسته داخلی ) نقاشی رنسانس آغازین :

 

· پیگام نقاشی نوزائی رنسانس، جوتّو ایتالیایی است. جوتّو با هنر خود ختم هنر قرون وسطی را اعلام کرد. او از اولین نقاشانی است که به نوعی پرسپکتیو یا بلد نمایی در نقاشی دست یافت و وی را پدر هنر تصویری غرب می دانند. · از آثار معروف جوتّو : زاری بر جسد مسیح (ع) ، مریم نشسته بر تخت و داوری اخروی را می توان نام برد. · از ویژگی های کار جوتّو، استفاده از پرسپکتیو، هماهنگی بین موضوع و ترکیب بندی، روایت گری قدرتمندانه و حالات عاطفی پیکره هاست. · تحول جدید در نقاشی نوزایی را ماساچو یا مازاچو ایجاد کرد که او را خلف هنری جوتّو می دانند. زیرا سبک پر عظمت و نمایشی جوتّو را چند گام به جلو برد. · در آثار ماساچو، برای اولین بار منبع نور مشخص به کار گرفته شد و نخسیتین کام ها در پیدایش نقاشی عمق نمایانه یا همان پرسپکتیو توسط ماساچو برداشته شد. · از دیگر نقاشان این دوره می توان از بو تیچلّی و پیرو دلافرانچسکا نام برد.

لینک به دیدگاه

13377.jpg

فوویسم

این جنبش توسط "هنری ماتیس"و"آلبر مانکه" و "مانگن در فرانسه ایجاد شد و نخستین سبک هنری قرن بیستم به شمار می آید.

استفاده از رنگمایه های زشت و پر شور وغیر واقعی با هویتی کانستراکتیو و آزاد سازی رنگ از حالت توصیفی و کاربرد جسورانه رنگ و عدم توجه به رنگ واقعی موضوعات از خصوصیات این سبک است.

 

 

13375.jpg13376.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 


کوبیسم

این جنبش حاصل نگرش خرد مندانه به جهان مادی است که توسط "پیکاسو" و "جرج براک" متاثر از اصول هنری "پل سزان" مطرح گردید.

الف.کوبیسم سزانی

با التفات به گفتار سزان مبنی بر "نمایش مشهودات در قالب سطوح هندسی و حجم های منتظم"هنرمندان در گام نخست به دنبال شکل های ساختمانی و هندسی موض.علت بودند.

ب.کوبیسم تحلیلی

این کوبیسم توسط براک و پیکاسو مطرح شد با نخستین پرده ی پیکاسو موسوم به "دوشیزگان آوینیون" مطرح گردید .

هنرمندان با تقلیل اشکال به ساختارهای هندسی در صدد نمایش بخش های پنهان یک موضوع در منظر مخاطب به صورت همزمان بودند .

13378.jpg13381.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

ج.کوبیسم ترکیبی

این کوبیسم توسط "خوان گری"پدید آمد. رسیدن به شکل ها وغرم های واقعی تر و کاربرد مواد و مصالح جدید که برای اولین بار به طور مستقیم بافت"تکستچر" را به عنوان یک عنصر بیانی مستقل به خدمت گرفت.

از هنرمندان این سبک میتوان به "جرج براک"ـ"پابلو پیکاسو"ـ"خوان گری"ـ"روبرت دلونه" "فرانسیس پیکابیا"ـ"لیونل فاینینگر" را میتوان نام برد.

13380.jpg

 

 

 

 

 

پوریسم " ناب گرایی " جنبشی منشعب شده از کوبیسم، با هدف بیان همه جانبه و کلی مضامین و تأكيد بر وضوح و عینیت در بازنمایی ، با وفاداری به اصول جهان شناختی شکل و فرم.

هنرمندان برجسته: لوکوبوزیه ، اوزنفان

 


فتوریسم" آینده نگری "

اين جنبش در تقابل با رکود هنری ، در جریان جنگ جهانی اول ، در ایتالیا،توسط مارتینی ، با شعار مرگ هنر گذشته مطرح گردید. هنرمندان این سبک با تأیید و تأكيد بر تکنولوژی و ماشینیسم و با استفاده از قوانین فیزیک دینامیک و ریتم و تکرار سطوح و فرم ها ، درصدد تأكيد بر مفاهیمی چون حرکت ، سرعت و شتاب می باشند.

از هنرمندان برجسته این مکتب ، می توان به مارسل دوشان ، جینو سورینی ، روسولو ، جاکوموبالا ، امبرتوبوتچیونی و کارلو کارا اشاره کرد.


اکسپرسیونیسم

این جنبش تحت تأثير تفکر ونسان ونگوک در فرانسه و آلمان ایجاد گردید. هنرمندان این جنبش با تحریف و کژنمایی و اغراق آمیز نمودن مضامین و موضوعات با رنگ های تند و زننده و کاربری کیفیت تضاد در صدد بیان اوج و هیجانات و احساسات ذهنی خود هستند.هنرمندان این جنبش قصد نمایش واپس گرایی و به بن بست رسیدن انسان مدرن را دارند.

هنرمندان برجسته: امیل نولده ، ادوارد مونش ، ماکس بکمان ، فرانسیس بیکن ، کته کل ویتس ، ژرژ روئو ، اگون شیله ، اسکارکوکوشکا ، لودویک کریشنر ، جیمز آنسور ، ریورا ، اگوست ماک ، فرانتس ماک ، واسیلی کاندینسکی

13374.jpg13373.jpg13372.jpg

آبستره در معنای عام، جدا کردن صفت با خاصیت مشترک میان چند چیز، و تاکید بر این وجه مشترک است.

به عنوان مثال می توان دایره را صورت انتزاعی تمامی چیزهای گرد دانست.

اساس هنر تجریدی( آبستره) در حقیقت این اعتقاد است که ارزشهای جهانشناختی در رنگ و شکل خلاصه می شود و به طور کلی ربطی به مضمون نقاشی یا پیکره سازی ندارد( نقاشی می تواند ترکیبی از خطوط افقی و عمودی و سطوح یک دست رنگی باشد لزوم داشتن شکل مشخص و همه فهمی نیست)

13434.jpg

یکی از بانیان این شیوه در قرن بیستم" واسیلی کاندینسکی" هنرمند روسی الاصل بود که اولین اثر خود را ( با نام بدیهه سازی) در سال 1910 به وجود آورد.

در هنر، انتزاع به معنی "زبده گزینی از طبیعت" است و روشهای گوناگون دارد. شاخصه ی بسیاری از روشهای انتزاع این است که سنت بازنمایی واقعیت مشهود و محسوس را کنار می گذارد و یا کم اهمیت می شمارد و ابداع یک کارکرد تازه برای درک بصری را کارکرد اساسی هنر می شمارد.

( Abstrection- Creation ) گروهی بودند که در پاریس شکل گرفتند و هنر انتزاعی هندسی را به توجه به اسلوبهای نو در نقاشی و حجم سازی دنبال کردند. و مجله ای به همین نام نیز انتشار دادند.

واسیلی کاندینسکی (۱۶ دسامبر ۱۸۶۶ - ۱۳ دسامبر ۱۹۴۴) نقاش روسی و نظریه پرداز هنری بود. وی یکی از معروفترین و اثرگذارترین هنرمندان قرن بیستم به شمار می‌رود، او با نقاشی اولین اثر مدرن ابستره را خلق کرد.

13433.jpg13432.jpg13431.png

 

 

 

 


سوپرماتیسم "والا گرایی"

سوپرماتیسم سبکی متشکل از ترکیب بندی های نظام یافته انتزاعی است که توسط مالویچ در روسيه پایه گذاری شده است.هنرمندان اين سبك با استفاده از سطوح هندسی هم خانواده ، با استفاده از رنگ های ناب و خالص چون سفید و سیاه در صدد بیان احساسات محض و یا مفاهیمی چون عمق می باشند.

 


کنستراکتیویسم "ساخت گرایی"

این جنبش در روسیه توسط ولادیمیر تاتلین، بر مبنای هنر پیکاسو و کولاژهای کوبیسمی ایجاد گردید. هنرمندان این سبک با تأكيد بر ساختار شکل و فرم ، بیان مکانیت و زمانیت فضا ، تداوم و استمرار فضای درونی با پیرامون ، درصدد ایجاد آثار هنری ، بر مبنای اصول و فنون مدرن مهندسی هستند.

13435.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 


انتزاع هندسی

جنبشی منشعب شده از انتزاعی که بوسیله سطوح ناب هندسی و تأكيد بر رئالیسم فرم در صدد بیان تفاسیر و تعابیر شخصی است.

هنرمندان برجسته: پیت موندریان ، مارک روتکو ، جوزف آلبرز ، بورگان دیلر.

13437.jpg13438.jpg

لینک به دیدگاه

1- ورتیسیسم

 

از شناسه‌های این سبک نگارگری غیر بازنمایی، بکارگیری کمان و زاویه‌های چندگانه در رویه‌ای تخت برای پدید آوردن تجسمی دَوَرانی، یا القای چرخش و التهاب گردابی است که نگاه نگرنده را به کانون خود فرومی کشد.

 

sw31w89fqubpy1dcfd8.jpg

 

2- رومانتیسیسم

 

رمانتیسیسم را، همانطور که از نامش پیداست، باید نوعی واکنش احساسی در برابر عقلانیت به حساب آورد. تمایلی به برجسته کردن خویشتن انسانی، گرایش به سوی خیال و رویا، به سوی گذشتهٔ تاریخی و به سوی سرزمین‌های نا شناخته. رمانتیسیسم با جدایی از کلاسیسم خشک و کنار نهادن مضمون‌های باستانی، حرکتی نو در طرح و رنگ به وجود آورد .

 

3ko778cwy6sk1bdnans3.jpg

 

3- پرسیژنیسم

 

رسیژنیسم یک جنبش هنری است که بعد از جنگ جهانی اول و قبل از جنگ جهانی دوم در آمریکا به وجود آمد.ويژگي هاي اين سبك عبارتند از :سادگی شکل، صراحت هندسی سطوح، راستبُری خط و دقت در سامانبخشی به عناصر تصویری .نقاشان اين سبك معمولاً مضمون کار خود را صحنه‌هایی صنعتی و شهری و ساختمانی خالی از وجود آدمی انتخاب می کنند .

 

mnd0wnyxp82qjbj1sn.jpg

 

4- مینیمالیسم

 

مینی مالیستها معتقدند با حذف حضور فریبنده ترکیب بندی و استفاده از موارد ساده و اغلب صنعتی که به شکلی هندسی و بسیار ساده شده قرار گرفته باشند،می توان به کیفیت نـاب رنگ، فرم،فضا و ماده دست یافت.مینی مالیسم نمونه‌ای از ایجاز و سادگی را در خود دارد و بیانگر سخن رابرت براونینگ است: (Less is more) «کمتر غنی تر است».

 

6ysrvywsa9zchrio14zr.jpg

 

5- سورئالیسم

 

هنرمندان سورئالیسم یا فراتراز رئالیستها ، معتقدند که باید سدها را شکست . سدهای جسمانی و روانی میان هشیار و ناهشیارو جهان بیرون و درون را برانداخت تا بتوان واقعیت برتری را بوجود آورد که در آن واقعی و غیر واقعی و اندیشه و عمل با هم روبرو شوند و در هم بیامیزند و بر سراسر زندگی چیره شوند.

 

wamacty05cdc0up1008.jpg

لینک به دیدگاه

مرسی شهدخت تاپیک جالبیه :icon_gol:

 

سبک های مشهور موسیقی رو قبلا توی تاپیک (آشنايي با ژانرها (سبكها) ي معروف موسيقي) معرفی کرده بودم اینجا هم خلاصه ش رو میذارم:

 

موسیقی دیسکو (Disco): موسیقی محبوب رقص (به ویژه در اواخر دهه هفتاد)؛ معمولاً از ضربه های مداوم باس در آن استفاده می شود. و مخصوص رقص در دیسکوها ساخته می شود.

 

ماکومبا (Macumba): موسیقی رقص محبوب در برزیل؛ از شیوه ها و تمرینات مکتب فکری و مذهبی ماکومبا نشات می گیرد.

 

موسیقی پاپ (pop): موسیقی مورد علاقه و محبوب نوجوانان. یک نوع آبکی تر از راک اند رول با ریتم ها و هارمونی بیشتر و تاکید بر عشق.

 

موسیقی نژادی (Ethnic Music)، موسیقی مردمی (Folk Music): موسیقی ناشناخته سنتی که زندگی مردم یک جامعه را بیان می کند.

 

موسیقی بالروم یا رقص (Ballroom): نوعی از موسیقی محبوب که به رقص در سالن های مخصوص رقص اختصاص دارد.

 

موسیقی جاز (Jazz): ژانری از موسیقی که از نیواورلئان در سال 1900 نشات می گیرد و شکل ها و سبک های مختلفی به خود گرفته است.

 

موسیقی رپ (Rap)، موسیقی هیپ هاپ (Hip Hop): ژانر موسیقی نژاد افریقایی-امریکایی ها در دهه هشتاد ونود که در آن متن های آهنگ دار پشت هم خوانده می شوند. انواع مختلف موسیقی رپ وجود دارد.

 

موسیقی R and B، ریتم و بلوز (Rhythm and Blues): ترکیبی از بلوز و جاز که توسط موسیقی دانان سیاه پوست در امریکا ابداع شد. یکی از مهمترین پیشروان موسیقی راک اند رول است.

 

موسیقی راک اند رول (Rock and Roll)، موسیقی راک (Rock): نوعی از موسیقی محبوب که به دهه پنجاه بر می گردد، ترکیبی از ریتم و بلوز سیاهپوستان و کانتری-وسترن سفیدپوستان. راک نوعی از موسیقی برگرفته از راک اند رول است.

 

موسیقی رگا (Reggae): موسیقی محبوب متعلق به جزایر هند غربی واقع بین اتازونی و امریکای جنوبی. ضربه های باس مکرر و موسیقی ناهماهنگ گیتار.

 

اسکیفل (Skiffle): سبکی از موسیقی متعلق به دهه پنجاه. مبتنی بر موسیقی مردمی امریکایی (American Folk Music) که با گیتار و اسباب های ضربی مثل طبل و دنبک ساخته می شود.

لینک به دیدگاه

1- گرافيتي

 

گرافیتی یا نقاشی دیواری به آن دسته از دیوارنوشته ها یا نقاشی هایی گفته می شود که با انگیزه ای شخصی روی در و دیوار شهر ها و اماکن عمومی کشیده می شود.این کار تقریبا در همه جای دنیا با منع قانونی مواجه است. گرافیتی با نوشته های سر دستی و یادگاری های روی دیوار متفاوت بوده و نیز مختص سن یا طبقه فزهنگی و اقتصادی خاصی نیست .

 

aay3rdgfkothp6ecl1pf.jpg

 

2- باربيزون

هنرمندان اين سبک براي طراحي اوليه اثار خود اسکيسي از موضوع خود طراحي مي کنند و سپس الگوهاي اوليه خود را به کارگاه برده و شروع به رنگ گذاري و پردازش بر روي نمونه هاي خود مي کنند. لازم به ذکر است که اکثراثار هنرمندان اين سبک در اندازه هاي بزرگ طراحي مي گرديده است. از ديگر خصوصيات اين گروه وفاداري به طبيعت و الگو برداري مستقيم از طبيعت و واقعيت بودهاست.

 

xta7hul5fvg5uqp7iekx.jpg

 

3- فتورئاليسم

در اين شيوه - همانگونه که از نامش پيداست با نوعي واقع نمائي اغراق اميز روبرو هستيم. هنرمندان اين سبک مي کوشند تا در باز نمائي عيني موضوعات با دوربين عکاسي به رقابت بپردازند و از ان پيشي گيرند.

 

j2z2ue2qiw24dl7v0ok8.jpg

 

 

4- توناليسم

 

97vct8of9cg2um2rnkk.jpg

 

5- استاکیسم

 

ستاکیسم یک جنبش هنری بین‌المللی می‌باشد که در سال ۱۹۹۹ میلادی با اهداف ضد پست‌مدرنیستی و برای بازآفرینی مدرنیسم بنیان‌گذاری شد.موسس اصلي آن Billy Childish مي باشد . در زمينه هاي مختلف و از جمله نقاشي وجود دارد.

 

ykbcqmjdnf7268ik6ma7.jpg

لینک به دیدگاه

cy0xf5xl9jsh8z3lnnd.jpg

رئالیسم در سینما و عکاسی

به طور کل توضیح دادن این سبک در سینما بسیار مشکل است و تنها به قسمتهایی بسنده می کنیم. به این دلیل که باید تاریخ سینما را تا رسیدن به این سبک به طور مفصل و پایه ای بررسی کنیم.فیلمهای رئالیستی در سینما به دو بخش عمده ی فیلمهای مستند و فیلمهای رئالیستی اجتماعی تقسیم می شوند. که ظهور هر کدام از این ها لازمه ی زمان مشخصی است. و بوجود آمدن این سبک در هنر سینما در هر کشور و هر سینمایی قابل بحث عمیق است.

i35s5s29r9fji6higyx.jpg

 

لویی و آگوست لومیر، سازنده ی نخستین فیلمها بودند. برادران لومیر مخترع "سینماتوگراف" (دستگاه نمایش دهنده فیلم) بودند.نخستین فیلمی که به صورت رسمی نمایش داده شد در تاریخ 28 دسامبر 1895 در زیر زمین گراند کافه – واقع در بلوار کاپوسین پاریس – بود این تاریخ را به طور کل به عنوان سر آغاز تاریخ سینما به رسمیت می شناسند.

 

همزمان با اختراع لومیرها در فرانسه ادیسون نیز دستگاهی به نام "کینتوسکوپ" (kinetoscope ) را اختراع کرد. اما تصاویر متحرک آن از یک روزنه و تنها برای یک نفر قابل دیدن بود. نخستین فیلمهای لومیرها تنها یک سری تصاویر از زندگی عادی و روزمره مردم بود، مثل غذا دادن به کودک (کودکی روی زانوی مادرش نشسته و مادرش غذا را به دهان او می گذارد) یا خروج کارگران از کارخانه ( عده ای کارگر که کارخانه لومیرها را ترک می کنند) باغبان آبپاشی شده ( جوانی پایش را روی شلنگ آبیاری یک باغبان می گذارد وقتی باغبان شلنگ را بررسی می کند، ناگهان آب به شدت به صورتش می پاشد) و بعدها صحنه معروف "ورود قطار به ایستگاه" قطاری که لوکوموتیوش به نظر رها شده می آمد و به شدت باعث وحشت تماشاگران شد! لومیرها سازنده فیلمهایی بودند که امروزه "مستند" نامیده می شوند. فیلم مستند گرچه واقعیت زندگی روزمره است اما در سینما چیزی که به عنوان رئالیسم به مفهوم خاص به فیلمها نسبت داده شد. چیزی جدای فیلمهای مستند بود.

w0tv1l5nzruifpk0nw9.jpg

 

بارزترین نوع سینمای رئالیسم نوین در آلمان پس ار سال 1924 بود. (سبک اکسپریسونیسم- که توضیح آن طبق روال تاریخی آورده خواهد شد - در آلمان دهه ی بیست اوج گرفته بود و راهنمای سبک رئالیسم شد)درسالهای پس از جنگ آلمان بسیاری از کارگردانان خود را از قالب های سینمایی پس از جنگ رها کردند و رئالیسم نوینی در پایان سالهای بیست در هنر سینما پایه گذاردند. و ظاهرا هرگونه برخورد عاطفی از نوع رمانتیک با شخصیتهایی که توصیف می شوند از فیلمها طرد شد. و تصمیم گرفته شد که فرد به هیچ وجه نباید مرکز ثقل توجه قرار گیرد واین توجه باید معطوف به عده ی کثیری از افراد گردد و واقعیت گرایی نوین، ناب ترین بیان خود را ارائه داد.

 

جنبش دیگر رئالیسم به صورت رئالیسم شاعرانه در فرانسه در سالهای اختراع صدا در سینما (1928) تجلی یافت. سالهای میان 1935 تا1939 برای سینمای فرانسه به صورت سالهای پرباری در آمد و موفق به ابداع و کسب روش ویژه ای شد که در خارج از فرانسه موجب کسب اعتبار برای آن گردید.

w06hdc0e8lkmsypbyi0.jpg

 

..................

لینک به دیدگاه

گرایش به واقعیت ها، انتقاد شدید اجتماعی همراه با نوعی بدبینی نامشخص، از ویژگی های بیشتر فیلمهای این دوره به شمار می رود. ژان ویگو با فیلم "درباره ی نیس"، که فیلمی انتقادی – طنز بود پا به عرصه سینمای رئال فرانسه گذاشت. در این فیلم که نوعی فیلم مستند اجتماعی بود، دو فیلمبردار با دوربین مخفی خود از زنان ثروتمندی که در بلوار آنگلز شهر نیس به گشت و گذار مشغول بودند فیلم برداری کردند و بعد ویگو در حین مونتاژ، صحنه هایی از شهر قدیمی نیس را با تصاویری جالب از باغ وحش در هم آمیخت. تصاویر تحریک آمیز هتل های اشرافی دنیای یکنواخت و پر امتیاز اشراف را به زیر سوال کشید. درباره ی نیس یک فیلم ساخته پرداخته ی مونتاژ بود که تصاویر آن در برخورد با یکدیگر معنی و مفهوم پیدا می کردند. فیلم دیگر ویگو"نمره ی اخلاق صفر" نیز نقطه نظری مستند به شمار می آمد. اصطلاح رئالیسم شاعرانه اولین بار به فیلمهای مارسل کارنه داده شد.

 

خصوصیت فیلمهای رئالیستی عبارت بودند از علاقه و توجه به محرومین، توجه به مسائل اجتماعی و به ویژه تعارض های میان فرد و جامعه و تجزیه و تحلیل افراد در محیط های خاص. اصولا پیدایش رئالیسم در حوزه هنر عکاسی به طور مستقیم به پیشرفتهای تکنولوژیک بشر مرتبط است.. یک دیدگاه جالب این است که پیدایش رئالیسم به طور مشخص با کشف دوربین عکاسی مرتبط است. یعنی پیدایش وسیله ای که به انسان امکان ثبت و ضبط کامل یک لحظه (و یا برش) از زندگی را میدهد. بررسی همزمانی کشف و پیشرفت تکنولوژی دوربین عکاسی با ایجاد و پیشرفت سبک رئالیسم ادبی به شکلی تایید کننده نظر فوق است. در یکی از روزهای تابستان سال1827 ژوزف نیسفور نیپس موفق به ثبت اولین تصویر ثابت شد . البته مدت کمی بعد نمونه بهتری از عکس و دوربین Niépce به وسیله Louis-Jacques-Mandé Daguerre ساخته شد . این دوره زمانی را تقریبا با دوره کاری بالزاک میشود یکسان گرفت.

 

n1jn02f0uniwkmd1wwj.jpg

جالب اینجاست که در سال 1877 صفحات عکاسی (فیلم عکاسی) جدیدی به وسیله George Eastman ساخته شد که عملا انقلابی در ساختار دوربین های عکاسی پدید آورد. دوربینهای ساخته شده بعد از تولید این صفحات عکاسی را به عنوان اولین نسل جدی دوربینهای عکاسی امروزی به حساب می آورند. اما نکته جالب اینجاست که این پیشرفت چشمگیر در صنعت عکاسی با دوره کاری امیل زولا ( 1840-1902 ) هماهنگی دارد. به عنوان مثال امیل زولا ( نویسنده ی ناتورالیست) شاهکارش "ژرمینال" را در فاصله سالهای 5-1884 نوشت. این به این معنی است که پیشرفت تکنولوژیک در صنعت عکاسی با انتقال جریان ادبی رئالیسم به ناتورالیسم هماهنگی زمانی دارد. این هماهنگی زمانی کاملا معنادار است و نشانه اثر گذاری این جریانها بر یکدیگر و رشد هر دوی آنها ست. یعنی ایجاد توانایی در ثبت و ضبط لحظات و عینیت بیرونی افراد و اشیا و گسترش توانایی در این نحوه نمایش. عکسهای رئال نیز مانند فیلمهای رئال در دسته عکسهای مستند و خبری دسته بندی می شوند. عکسهایی از لحظات طبیعی زندگی انسانها یا حیوانات و... خصوصیت عکسهای رئالیستی- انسانی نیز در بیشتر موارد علاقه و توجه به محرومین، موضوعات جنگ و خسارات جنگی، توجه به مسائل اجتماعی و همان تعارض های میان فرد و جامعه و تجزیه و تحلیل افراد در محیط های خاص بود که بدون اغراق عکاس( برعکس سبک های دیگر در عکاسی که لازمه ی آنها اغراق می باشد) و از راه ثبت مستقیم لحظه یا ثبت فرد در لحظه ای غیر از ژست و به طور طبیعی است. عدم استفاده از رتوش، گریم، نورپردازی خاص و نشان دادن جزئیات صورت از خصوصیات عکسهای پرتره ی رئالیستی است. عکسهای رئالیستی در فضایی کاملا طبیعی و با نوری طبیعی و بدون اغراق ثبت می شدند.

عکاس معروف Dorothea Lange آثار رئالیستی جاودانی در زمینه ی عکاسی ارائه کرده است.

breo8ai2ng9jk62u1p56.jpg

 

از دیگر عکاسانی که غالب آثار رئالیستی دارد می توان به gowin اشاره کرد. که خصوصیت بیشتر عکسهایش ثبت لحظاتی خاص در زندگی روزمره ی انسانهاست.

*معرفی تصاویر به ترتیب:

J.R. Butler, President of the Southern

Migrant Mother

Hopi Man

Mexican Labor

 

 

منابع و مأخذ:

The oxford dictionary of art

سبک ها و مکتب های هنری/ chilvers, Ian

history of art/janson horst,woldemar

دایره المعارف هنر/ روئین پاکباز

اصول فلسفه و روش رئالیسم، جلد 1، صفحه 81

لینک به دیدگاه

1- روکوکو

 

اين نقاشي ها بسيار تزئين شده هستند و در آنها از رنگ هاي روشن و طرح هاي منحني وار زياد استفاده مي گردد و از فرشتگان و سمبل هاي عشق به وفور استفاده مي شود.

 

پرتره نيز در اين سبك معمول مي باشد.

 

64edtojz35mlfauifp.jpg

 

2- مینیاتور ایرانی

 

مینیاتوردر لغت به معنی کوچکتر نشان دادن است .در نقاشی های مینیاتور، تصاویر، شباهتی با عالم واقعی ندارند. حجم و سایه روشن هم به کار نمی رود و قوانین مناظر و مرایا رعایت نمی شود. مناظر نزدیک، در قسمت پایین نقاشی و مناظر دور در قسمت بالای آن به تصویر در آمده است. تمام چهره ها به صورت "سه ربع" دیده می شوند و حدود آن را از بناگوش تا حدقه ی چشم مقابل است. هنرمند به کشیدن پیکرهای انسانی تاکید چندانی ندارد، بلکه علاقه ی او بیش از هر چیز به کشیدن لباس های فاخر بر تن شخصیت های تصویری خود است و گاهی برای نشان دادن شکل خاص پوشاک، دست و پا را می پوشاند، حتی گاه قامت را بلند تر نشان می دهد تا بهره گیری از امتیاز قبای بلند، مُیسر شود.

 

xtp0ua7uj58hie2ama64.jpg

 

3- مینیاتور عثمانی

 

مينياتور عثماني سبكي از نقاشي و مشابه با مينياتور ايراني مي باشد و در ان از رنگ هاي شفاف سبز و آبي و قرمز استفاده مي شود .

 

hbjfh0mcd7d01hh1g5ge.jpg

 

 

4-گل و بلبل(Bird-and-flower)

 

این سبک همون طور که از اسمش پیداست روی موضوع تاکید داره و یک سبک نقاشی چینی محسوب می شه . موضوعات این نقاشی به طور خاص فقط و فقط شامل پرندگان ، گلها، ماهی ها و حشرات می شود .

البته می توان انواع گیاهان یا حیواناتی مانند سگ و گربه را نیز درون این تصاویر دید.

 

5w2imd28kwbmufls7r3v.jpg

 

 

 

 

لینک به دیدگاه

آشنایی و بازیابی هنرهای معاصر

(قسمت اول)

 

انواع رشته های هنر :

مرمت و احیاء بناهای تاریخی – طراحی صنعتی – طراحی پارچه و لباس – عکاسی – باستان شناسی – موزه داری – فرش صنایع دستی – مردم شناسی – هنرهای تجسمی – هنرهای سنتی – سینما – چوب – چاپ – تلویزیون – کارگردانی تلویزیون – مجسمه سازی – گرافیک ( ارتباط تصویری ) – تلویزیون و هنرهای دیجیتال – موسیقی – تئاتر – معماری

 

تعریف علم هنر :

 

اگرچه امروزه واژه هنر بیشتر به هنرهای دیداری اشاره می کند و مفهوم هنر از گذشته همواره دستخوش دگرگونی و تغییر بوده است ، شاید فشرده ترین تعریفی که از مفهوم هنر می توان بدست آورد این باشد که هنر به همه کوشش های خلاق انسانی گفته می شود که ارتباط مستقیمی باتولید مثل نداشته باشد در مفهوم بزرگتر هنر در اصل یک واژه کلی برای اشاره

به حس و انگیزه انجام یک حرکت خلاق است از همین انگیزه خلاقیت تمامی تلاشهای انسانی سرچشمه می گیرد واژه هنر در پارسی به شکل" هونر" بوده است و از دوپاره "هو "به معنی خوب و" نر "به معنی مرد تشکیل یافته است در جامعه مردم سالار ایران دلاوری مردانگی را نام گذاری کرده اند و فعالیت بالای هونر را خوب مردی نامیده اند در جوامع نوین این واژه

بار جنسیت گرایی خود را ازدست داده است اما به طور کلی هنر به فرهنگ ، عشق و هویت بستگی دارد .

 

آشنایی با سبک های هنری ( مکاتب ) :

*نئوکلاسیزم : با تاکید بر سادگی فرم ، پیراستگی معنوی و خرد گرایی مطرح گردید .

*ناتورالیسم ( طبیعت گرایی ) : به معنای بازنمایی جهان عینی و مادی با محوریت طبیعت .

*کوبیسم ( حجم گرایی ) : مکتبی است که در آن نمایش توأم زوایای دید مختلف برای بیان کلیت مضامین وجود دارد .

*رمانیسم ( تخیل گرایی ) : مهمترین جنبش ادبی و هنری در قرن 19 میلادی است که در تقابل با خرد گرایی در انگلستان و آلمان مطرح گردید . هنرمندان این جنبش با استفاده از رنگها و با هویتی خرد گریز سعی در بیان احساسات و هیجانات خود دارند . مهمترین مرکز تولید آثار هنرهای تجسمی رمانیسم ها انگلستان است .

* سمبولیزم : جنبشی است در ادبیات و هنرهای بصری که ریشه در رمانیسم داشته و به نفی تجسم عینی پرداخته و مفاهیم را با نمادها القاء می کند .

* فتو ریسم ( آینده نگری ) : این جنبش در تقابل با رکود هنری در جریان جنگ جهانی اول در ایتالیا توسط مارتینی

با شعار مرگ هنر گذشته مطرح گردید . هنرمندان این سبک باتایید و تاکید بر تکنولوژی و ماشینیسم در صدد تاکید بر مفاهیمی چون حرکت ، سرعت و شتاب می باشد

* تاشیسم : 1945 – یکی از شیوه های ساده هیجان گرایی است از نام فرانسوی به معنی لکه ای دارای رنگ محو گرفته شده است این جریان توانایی را بوجود آورد که نقاش بتواند احساسات درونی خود را مستقیما با احساس بیان کنند اولین هنرمن این روش "ولز" است .

*ساختار گرایی : این گروه بر اصول هندسی و فن آوری بنا شده است و کاملا بی اعتماد بودند چراکه آنها دنیا را

بی اعتماد می دیدند آنها با حالتی تندرو با سنت مخالف بودند در کل ساختار گرایی پوشش بر دوره ای از هنر بود که کار گروه را شرح می داد و با تاکید بر اصول هندسی و فن آوری بنا شده بود .

.......................

 

 

لینک به دیدگاه

آشنایی و بازیابی هنرهای معاصر

(قسمت دوم)

 

A0186954.jpg

 

 

مبانی هنرهای تجسمی :

ایجاد آثار هنرهای تجسمی و درست درک کردن نیاز به یک شناخت اولیه از اصول و مبانی هنرهای تجسمی دارد به همین دلیل این مبانی را می توان به الفبا و درک زبان و ابداع در هنرهای تجسمی و بصری تعریف کرد آشنا شدن با هنرهای تجسمی می تواند تا حد زیادی در درک کردن جهان بصری موثر باشد آنچه در روزگار ما در قالب هنرهای تجسمی

جای می گیرد عبارتست از: عکاسی ، گرافیک ، نقاشی ، مجسمه سازی ، طراحی و به طور کلی میتوان می گفت همه هنرهایی که به صورت بصری ارائه می شوند یا با تصویر سروکار دارند اصول و مبانی مشترکی دارند که مبانی هنرهای تجسمی همان تصویر کردن و درک آثار هنرهای تجسمی است . عناصر و کیفیت نیروهای بصری در هنرهای تجسمی به دوبخش اصلی تقسیم می شود :

الف ) بخشی که با آنها به طور فیزیکی سروکار داریم مانند : نقطه ، خط ، سطح ، رنگ ، بافت ، اندازه ، تیرگی و روشنایی ، حجم و ...

ب ) کیفیت های خاص بصری که بیشتر حاصل تجربه هنرمند است در به کار بردن عناصر هنری مانند تعادل ، تناسب ، هماهنگی و ...

 

vgs2gfxy68bhiutszez.jpg

 

 

 

هنرهای تجسمی :

 

یکی از مهمترین زبانهای بی کلام است که از طریق آن بیشترین و گسترده ترین مفاهیم توسط جوامع مختلف انسانی از نژادها و ملیت های گوناگون دریافت می گردد . مفاهیمی که از طریق هنرهای تجسمی قابل درک و دریافت می باشد توسط عناصر بصری مانند : خط ، نقطه ، سطح ، شکل ، رنگ ، بافت و ... ابراز می گردد . هنرمند با انتخاب بعضی از این عناصر بصری و آرایش آنها به گونه ای زیبا اثر می آفریند و از طریق مفاهیم ذهنی ، عواطف ، احساست و اندیشه های خویش را در رابطه با جهان پیرامون خود به دیگران انتقال میدهد و این اصلی است که در کلیه فعالیتهای خلاقانه هنرهای بصری اعمال می گردد .

روند آفرینش هنر در طول تاریخ و دوره های گوناگون متفاوت بوده و در هر عصر و دوره دیدگاه ویژه متناسب با زمان خود را داشته است در عصر ما نیز در زمینه هنرهای تجسمی تحولات گوناگونی رخ داده است و نگرش های جدیدی شکل گرفته است کلیه هنرهایی که درجریان آفرینش آنها حس بینایی عامل اصلی باشد آنها را هنرهای تجسمی ( بصری ) می نامیم . همانگونه که از نام این هنرها برمی آید ادراک و احساس آنها توسط انسان بیشتر از طریق حس بینایی انجام می گیرد اگرچه حواس دیگر نیز دردریافت اینگونه هنرها سهم مهمی دارند .

.................

لینک به دیدگاه

آشنایی و بازیابی هنرهای معاصر

(قسمت سوم)

 

m0gy50z46dooe03xatp.jpg

اصول هنرهای تجسمی ( عناصر اصلی بصری ) :

به طور کلی عناصر نقطه ، خط ، سطح و حجم عناصری هستند که پدیده های 3 بعدی موجود در فضا را می سازد

و در اصطلاح هنری به آن عناصر جرمی – فضایی می گویند . هرشکلی را در طبیعت می توان به یکی از این عناصر و یا ترکیبی از آنها خلاصه و ساده کرد . این 4 عنصر اصلی را که ما همواره در طبیعت می بینیم و درباره آنها فکر

می کنیم در رابطه با نور ، حرکت ، رنگ و زمان قابل تغییر می باشند و در صورتی که در اندازه ، شکل ، موقعیت و جهت آنها تغییراتی داده شود تنوع بی شماری می یابند و به مفاهیم تازه تری بدل می شوند که از این راه امکانات بیانی بی شماری در آفرینش آثار هنری در اختیار هنرمند قرار می گیرد .

 

 

erwzfhb50oom9p7f78y1.png

نقطه :

 

از دیدگاه ریاضی عنصری است که هیچگونه بعدی ندارد و فضا را اشغال نمی کند در ابتدا و انتهای هر خط قرار دارد و بالاخره از تقاطع و تماس دو خط بوجود می آید و بدین لحاظ ارزش بصری ندارد اما از دیدگاه هنرهای تجسمی عنصری است بصری ، اثر نوک مداد یا قلم ما بر روی کاغذ سفید نقطه کوچکی است که در خود به اندازه لازم انرژی بصری ذخیره دارد و قادر است توجه هر چشمی را به خود جلب نماید . نقطه کوچکترین و ساده ترین عنصر بصری است اما در عالم هنرهای تجسمی شکل و اندازه نقطه در موقعیت های مختلف تغییر می کند به طوری که مثلا لکه ابری در آسمان ، ساختمانی در یک شهر ، قایقی در دریا نقطه محسوب می شود بنابراین باید توجه داشت که نقطه نسبت محیط در فضای اطراف ما نقطه خوانده می شود مثلا پنجره روشن یک ساختمان از فاصله دور

یک نقطه به نظر می آید حال اگر به آن ساختمان نزدیک شویم و درکنار آن پنجره قرار گیری دیگر نقطه به نظر نمی آید .

 

h3ug17t7hq36hp6y9827.jpg

خط :

 

از دیدگاه ریاضی از به هم پیوستن نقطه ها بوجود می آید نشان دهنده جهت و موقعیت است و مرز سطح را تشکیل می دهد و آن را محدود می کند و بعنوان یک عنصر با ارزش بصری در خود انرژی و نیروی زیادی دارد . خط از عناصر بسیار ارزشمند هنرهای بصری و از مهمترین عنصر های طراحی است که در جریان آفرینش هنرهای تجسمی نقش اساسی ایفا می کند . خط اغلب بیان کننده عواطف ، احساسات و نشانگر تفکر، اندیشه و آرمانهای ذهنی هنر مند است خط از لحاظ بیان حالتهای روانی دارای ویژگیهایی است که در آفرینش های هنری مورد استفاده هنرمندان قرار می گیرد مثلا خط زخیم : خشونت و سختی خط راست و عمودی : ایستایی و مقاومت خط شکسته: هیجان را القاء می کند خطی که بر خط افقی عمود شده باشد : بیان کننده تعادل دو عنصر متضاد است خط عمود :که بیان کننده ایستائی و مظهر فشار و قوه جاذبه زمین می باشد که ترکیب این دو خط از لحاظ بصری استحکام ویژه ای

را القاء می کند که نشانی است نمادین از تجربه تعادل و ایستادن انسان بر سطح زمین خط مایل : بازگو کننده تحرک و عدم ایستائی است ، حالت فروپاشی را نشان می دهد در حالیکه خط زاویه دار: بعلت دو عنصر همسان در یک نقطه همدیگر را تقویت میکنند بیان کننده قدرت و تحرک بوده و از لحاظ بصری نیروی کشش و جاذبه را القاء می کند معنی خط نسبت به فضا و محیط اطراف خود مانند نقطه متغیر است خط ممکن از لحاظ بصری زمانیکه از داخل هواپیما به شهر نگاه می کنیم هر خیابان خطی محسوب میشود .

لینک به دیدگاه

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

×
×
  • اضافه کردن...