رفتن به مطلب

ارسال های توصیه شده

بیو گرافی چارلی چاپلین

 

charli_chaplin200_40.jpg

 

سِر چارلز اسپنسر چاپلین (۱۶ آوریل ۱۸۸۹ - ۲۵ دسامبر ۱۹۷۷) یکی از مشهورترین بازیگران و همین‌طور یک کارگردان و موسیقی‌دان برجستهٔ هالیوود و برندهٔ جایزه اسکار است. اکثر فیلم‌های او کمدی و صامت هستند. چاپلین در زمینه سینما بیش از ۶۵ فعالیت کرد که شروع فعالیتهای وی از سالن ویکتوریا انگلستان بعنوان پسربچه‌ای آغاز شد و تا سن ۸۸ سالگی ادامه یافت. وی در سال ۱۹۱۹ بهمراهی تعدادی از دوستان سینمایی اش اتحادیه سینماگران را تاسیس کرد. در کتابی تحت عنوان چاپلین: یک زندگی ۲۰۰۸ ,مارتین سیف می‌نویسد: چاپلین فقط بزرگ نبود, او غولی بود.

 

دوران جوانی

والدین چاپلین هر دو هنرمندانی در سالن بزرگ لندن بودند و هر دو بازیگر و آوازه خوان, اما پیش از آنکه چاپلین سه ساله شود از هم جدا شدند. چارلی آواز خواندن را از مادرش می‌آموزد. پدرش یک الکلی می‌شود و کمتر با چارلی ارتباط دارد. بعدها مادر چاپلین دچار بیماری روانی می‌شود و در یک آسایشگاه در حوالی لندن بستری می‌شود. مستخدمهٔ پدر , چارلی را به همراه برادرش به مدرسه می‌فرستد و پدر زمانی که چارلی ۱۲ ساله بود , می‌میرد.

 

بیماری مادر چاپلین از آنجایی آغاز می‌شود که در یکی از اجراهای زنده تئاتر در لندن که برای سربازان اجرا می‌شد , یکی از اجسامی که سربازان مست به روی صحنه پرتاب می‌کردند به سر مادر برخورد می‌کند و مادر چاپلین خون آلود به پشت صحنه می‌رود و اشک می‌ریزد. چاپلین پنج ساله به روی صحنه می‌رود و تماشاچیان عصبانی را با خواندن آهنگی سرگرم و آرام می‌کند.

 

با بستری شدن مادر , چارلی و برادرش رابطهٔ عمیق تری پیدا کردند و هر دو با استعداد بالایی که داشتند در همین سالن قدیمی که پدر و مادرشان در آن کار می‌کردند , مشغول به کار شدند. سالهای پس از مرگ مادر و فقر و استیصال برادران چاپلین تاثیر زیادی بر فضای فیلمهای چاپلین در سالهای بعد می‌گذارد. در سال ۱۹۲۸ مادر می‌میرد. زمانی که ۷ سال از انتقال وی توسط پسرانش به هالیوود می‌گذرد. بعدها چارلی از وجود برادری ناتنی از سمت مادر آگاه می‌شود به نام ویلر دریدن که بعدها این برادر به مابقی برادران در هالیوود و استودیو چاپلین می‌پیوندد.

 

آمریکا

چاپلین آمریکا را از سال ۱۹۱۰ تا ۱۹۱۲ به همراه فرد کارنو دوره کرد و نمایش تئاتر اجرا می‌کرد. در زمان همکاری با شرکت کارنو , چاپلین در آمریکا هم اتاقی استن لورل بود. استنلی به انگلیس باز می‌گردد اما چاپلین در آمریکا می‌ماند. در سال ۱۹۱۳ بازی چاپلین مورد توجه یکی از فیلم سازان قرار می‌گیرد و از آن پس با شرکت فیلم سازی کی استون همکاری می‌کند. وی نخستین فیلمش را با نام ساختن یک زندگی که فیلم کمدی بود در سال ۱۹۱۴ آغاز می‌کند. در این کمپانی و با این فیلم چاپلین به شهرت سریعی می‌رسد.

 

بازیگر پیشرو

در سال ۱۹۱۴ با کمپانی کی استون چاپلین سه فیلم بازی کرد و به موفقیت‌های چشمگیری رسید. خود در زندگی‌نامه‌اش اینچنین می‌نویسد: من هیچ ایده‌ای دربارهٔ چهره‌پردازی و لباسم نداشتم. لباسی که در فیلم اول داشتم را دوست نداشتم. در راه لباس خانه به این نتیجه رسیدم که شلوار بگی گشاد بپوشم و کفشهای بزرگ و کلاهی خاص. می‌خواستم همه چیز با هم در تضاد باشد. کتی تنگ و کلاهی کوچک و کفشی بزرگ.

 

نمی‌دانستم باید پیر به نظر بیایم یا جوان؟ اما وقتی یاد حرف کارگردان افتادم که می‌خواست کمی بزرگتر از آنچه هستم به نظر بیایم, پس یک سبیل اضافه کردم. نمی‌دانستم چه شخصیتی باید داشته باشم، اما زمانی که لباسها را پوشیدم , خود لباسها احساسی به من داد که شخصیت را دیدم. آغاز به شناختنش کردم و زمانی که به روی صحنه می‌رفتم , کاملا متولد شده بود.

 

فیلمهای نخست به سبک مک سنت که کارگردان بود , از فضای کمدی جسمی و ژست‌های اغراق شده استفاده می‌کرد. کم کم چاپلین برای این کمپانی فیلم سازی کرد و بعنوان کارگردان فیلمهای کوتاه بیش از ۳۴ فیلم ساخت.

 

چاپلین مورد توجه بسیاری از فیلم سازان و نویسندگان قرار گرفت. شخصیت چاپلین بیشتر به عنوان «آواره» شهرت یافت که در زبانهای مختلف دنیا مفهومی به مانند فردی ولگرد با رفتارهای پیچیده اما بزرگ منشانه داشت. در سال ۱۹۱۵ چاپلین با یک کمپانی تازه قرارداد بست و مشغول ساخت فیلم‌های بلندتری شد.

 

در سال ۱۹۱۶ کمپانی فیلم موچوال مبلغ ۶۷۰ هزار دلار با چاپلین قرارداد بست و در مدت ۱۸ ماه وی ۱۲ فیلم بلندمدت کمدی برای آنها ساخت که در این نوع از ویژگی ممتازی در تاریخ سینما برخوردار بودند.

 

در واقع تمام فیلمهای که در این کمپانی ساخته شد, به یک اثر کلاسیک سینمای کمدی تبدیل شدند. در پایان این سالها آمریکا وارد جنگ جهانی شد و چاپلین دورهٔ جدیدی از سینمای خود را با دوستانی آغاز کرد. از سال ۱۹۱۸ چاپلین در استودیو خود مشغول به کار شد. تمام فیلمهای پیشین دوباره ویرایش و کات شدند و در سال‌های مختلف موسیقی و تدوین جدید صورت گرفت.

لینک به دیدگاه
  • پاسخ 44
  • ایجاد شد
  • آخرین پاسخ

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

بیوگرافی کیت وینسلت

 

zendegi_keit200_40.jpg

 

کیت وینسلت (زاده ۵ اکتبر ۱۹۷۵ با نام کیت الیزابت وینسلت) بازیگر انگلیسی سینمای هالیوود و برنده جایزه اسکار است. از فیلم‌های مشهور وی می‌توان به تایتانیک، کتاب‌خوان و جاده انقلابی اشاره کرد. وی در اوایل سال ۲۰۱۰ از همسر دوم خود سام مندس پس از ۷ سال زندگی مشترک جدا شد

لینک به دیدگاه

بیوگرافی نیکول کیدمن

 

nikol_keidman200_40.jpg

 

نیکول ماری کیدمن، متولد ۲۰ ژوئن ۱۹۶۷ (سه شنبه ۳۰خرداد ۱۳۴۶ خورشيدی) بازیگر آمریکایی-استرالیایی و برنده جایزه اسکار، که به خوانندگی نیز پرداخته‌است. پدر او یک ایرلندی و مادرش یک اسکاتلندی بود، که هردو در استرالیا به دنیا آمده بودند. اما نیکول در هونولولو هاوایی (ایالات متحده) متولد شده‌است و به همین دلیل دارای هردو ملیت آمریکایی و استرالیایی می‌باشد. پدرش «آنتونی» متخصص شیمی بالینی بود و مادرش "جانلاً آموزشیار پرستار بود.

 

در سال ۱۹۷۳ میلادی یعنی در ۶ سالگی نیکول، آنها به واشنگتن دی.سی جهت ادامه تحقیقات پدر نیکول درباره سرطان سینه سفر کردند که نیکول در آنجا اولین نقش خود را در جشن کریسمس تجربه کرد.

 

او در زندگی خود دو بار ازدواج کرد که یکی از آنها با تام کروز در سال ۱۹۹۰ بود و در سال ۲۰۰۱ کار آنها به طلاق کشیده شد.

 

در این بین آنها دو فرزند به نامهای ایزابلا جین (۱۹۹۲)و کانرآنتونی (۱۹۹۵) را به فرزند خواندگی قبول کردند.و دیگر ازدواج وی با کیث اوربان در ۲۵ ژوئن سال ۲۰۰۶ است. او همچنین دارای قد ۱٫۷۹ می‌باشد

لینک به دیدگاه

بیوگرافی نیکولاس کیج

 

zendegi_keij200_40.jpg

 

نیکولاس کیج (زادهٔ: ۷ ژانویه ۱۹۶۴) بازیگر و تهیه کنندهٔ نیکولاس کیج در ۷ ژانویه ۱۹۶۴ با نام «نیکولاس کیم کاپولا» در کالیفرنیای آمریکا به دنیا آمده‌است. پدرش آوگوست کوپولا پروفسور ادبیات و مادرش جوی فوگلزانگ آلمانی رقاص و طراح رقص و عمویش فرانسیس فورد کاپولا کارگردان سه گانه پدر خوانده بود.او دوازده سال داشت که پدر و مادرش از هم جداشدند.او عاشق بازیگری بود. تا این حد که تحصیل در دوران دبیرستان را رها کرد و وارد کنسرواتوار جوانان سانفرانسیسکو شد و یک سال بعد در سال 1981 بازیگری را از تلویزیون شروع کرد.

 

چندی نگذشت که وارد عالم سینما شد و خیلی زود به عنوان یک چهره جوان به شهرت رسید.

 

کیج در اوایل دوران پیشرفت شغلی خود نام خانوادگی خود را تغییر داد تا بتواند شهرت خود را جدا از خانواده کسب کند.

 

او دو بار نامزد اسکار شده‌است.آمریکایی می‌باشد. در سال ۱۹۹۵ او توانست جایزهٔ اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد را برای فیلم ترک لاس وگاس بدست آورد.

لینک به دیدگاه

بیوگرافی هیلاری سوانک

 

hilari_sovank200_40.jpg

 

هیلاری آن سوانک (زاده ۳۰ ژوئیه ۱۹۷۴ در لینکلن، نبراسکا، آمریکا) بازیگر و تهیه‌کننده آمریکایی سینمای هالیوود و برنده دو اسکار بهترین بازیگر نقش اصلی زن برای فیلم‌های دختر میلیون دلاری و پسرها گریه نمی‌کنند است. مهمترین نقش‌های اصلی سوانک در سه فیلم پسرها گریه نمی‌کنند، بی‌خوابی و دختر میلیون دلاری بوده است. او پس از گرفتن جایزه اسکار در سال ۱۹۹۹ می‌توانست مسیر ستاره‌ شدن را بپیماید، اما با «گزیده‌کاری و کم‌کاری» راهی متفاوت را در پیش گرفت. بیشتر شخصیت‌هایی که او نقش آنها را در فیلم‌ها ایفا کرده‌است، شخصیت‌هایی شبه مردانه می‌باشند.

 

شخصیت «مگی فیتزجرالد» در دختر میلیون دلاری یا براندون تینا در پسرها گریه نمی‌کنند و یا «کاراگاه الیبور» در فیلم بی‌خوابی همه کمابیش شخصیتی مردانه دارند.

 

زندگی

استعداد هنری هیلاری سوانک نخست بار در کودکی توسط تهیه‌کننده‌ای به نام سوزی ساچس کشف شد. او در نمایش کتاب جنگل در نقش موگلی بازی کرد و همزمان در نمایش‌های محلی و تئاترهای مدرسه نیز بازی می‌کرد.

 

هیلاری و مادرش در سال ۱۹۹۰ به لس‌آنجلس کوچیدند. جایی که وی توانست وارد سینمای حرفه‌ای شود. او با بازی در فیلم‌های بافی، قاتل خون‌آشام و کاراته‌کید بعدی به موفقیت کوچکی در عرصه بازیگری‌ دست یافت. سوانک خود را یک بازیگر و نه یک شخص مشهور می‌نامد. او گفته است که به عالم معنوی معتقد است اما در دین مشخصی جای نمی‌گیرد.

 

هیلاری سوانک به خاطر آماده شدن برای نقش‌هایش در فیلم‌ها، مثلا افزایش ۹ کیلوگرم ماهیچه برای دختر میلیون دلاری یا بازی در پسرها گریه نمی‌کنند با مشکلات سلامتی جدی نظیر بالا رفتن سطح جیوه در بدنش مواجه شد. او چند هفته قبل از فیلم‌برداری پسرها گریه نمی‌کنند موهای سرش را تراشید و لباس‌های پسرانه پوشید و به میان اجتماع‌های پسرانه رفت و جالب این ‌که اکثرا فریب ظاهر و رفتار وی را می‌خوردند.

 

او می‌گوید برای باورپذیر کردن نقش‌هایش هر کاری خواهد کرد. بازوی هیلاری هنگام بازی در کوکب سیاه زخمی برداشت که اثرش باقی مانده است اما او زخم‌های بدنش را «نشانه‌هایی از اینکه ما زنده‌ایم و انسان هستیم و بدنمان خون‌ریزی می‌کند» توصیف کرده است.

 

هیلاری با چاد لو ‌که با هم در فیلمی در سال ۱۹۹۲ هم‌بازی بودند آشنا شده بود و این دو در ۲۸ سپتامبر ۱۹۹۷ با یکدیگر ازدواج کردند. آن‌ها پس از ۸ سال زندگی مشترک ازیکدیگر جدا شدند.

 

سوانک در مصاحبه‌هایش اعتیاد شوهرش را عامل جدایی‌شان دانست. یک سال پس از جدایی از لو وی در رم همراه با مدیر برنامه‌هایش، جان کمپیسی قرارهای عشقی گذاشته بود و به سرعت شایعه یک رابطه عشقی میان آن دو شدت گرفت.اما هیلاری سوانک در مصاحبه‌هایش اعلام کرد که رابطه آنها شغلی است.

 

تهیه‌کنندگی

سوانک علاوه بر بازیگری به تهیه‌کنندگی هم می‌پردازد.وی اخیرا حق امتیاز ساخت فیلمی به نام هر چیز عاریه‌ای را از روی رمانی به همین نام، نوشته امیلی جیفین به دست آورده است. او همچنین حق امتیاز کتاب خانم‌های فرانسوی چاق نمی‌شوند را خریده است و به زودی تهیه فیلمی از روی آن را آغاز خواهد کرد

لینک به دیدگاه

بیوگرافی مت دیمون

 

mat_deimon200_40.jpg

 

مت دیمون ‏ (۸ اکتبر ۱۹۷۰) بازیگر و فیلمنامه نویس آمریکایی است که برنده جایزه اسکار بهترین فیلمنامه اورجینال شده است. (بابت فیلم ویل هاتینگ نابغه)او در حال حاضر از بهترین بازیگران هالیوود است. او را با فیلم هایی نظیر سه گانه ی بورن، رفتگان و جری می شناسند. جوایز * جایزه اسکار بهترین فیلمنامه ی اورجینال برای فیلم ویل هاتینگ نابغه (برنده) * جایزه گلدن گلوب بهترین فیلمنامه برای ویل هاتینگ نابغه (برنده) * جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد برای ویل هاتینگ نابغه (نامزد) - به جک نیکلسون باخت.

* جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر نقش مکمل مرد برای شکست ناپذیر (نامزد) - به کریستوف والس باخت.

* جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد برای شکست ناپذیر

لینک به دیدگاه

بیوگرافی بـِرَد پیت

 

bered_pit200_40.jpg

 

ویلیام بردلی «بـِرَد» پیت (زاده ۱۸ دسامبر ۱۹۶۳ در شاونی، اوکلاهاما) بازیگر آمریکایی و نامزد دو جایزه اسکار است.پیت در شاونی ، اوکلاهاما به دنیا آمد. والدین او ویلیام ا. پیت و جین اتا هیلهاوس بودند. تبار اصلی پیت به انگلستان برمی‌گردد. او و دو برادر و خواهرش، داو پیت و جولی پیت، در اسپرینگ‌فیلد، میسوری بزرگ شدند. مادر او مشاور مدرسه و پدرش مدیر کارخانه ماشین سازی بود. او از همان ابتدا علاقه خود را به بازیگری مطرح کرد و برای تحقق این آرزوی خود به لوس آنجلس رفت تا دوره کلاس های بازیگری را پشت سر بگذارد.

لینک به دیدگاه

بیوگرافی سوفیا لورن

 

soofia_looren200_40.jpg

 

سوفیا لورن با نام اصلی سوفیا سیکولونه در ۲۰ سپتامبر ۱۹۳۴ در رم متولد شد. پدرش یک مهندس بود و مادرش بازیگر و معلم پیانو بود.او در شانزده سالگی , مدل یک مجلّهٔ ماهانه بود و از همین راه به عالم سینما راه یافت فعالیت سینمایی اش را با نقش‌های کوچک در فیلم‌های کوچک ایتالیایی آغاز کرد اولین نقشش را در فیلم روشنایی‌های وارتیه درسال ۱۹۵۰ ایفاکرد . سوفیا در رقابت‌های زیبایی محلـی هم شـرکت می‌کـردو چنـدین جایزه دریافت نموده اما سرانجام توسط کارلو پونتی تهیه کننـده سینمایی کشف شد وبه عالم سینما راه یافت.

 

حضور در سینما

با تلاش کارلو پنتی نامش به سوفیا لورن تغییر کرد. اوابتدا در فیلم‌های برده فروشی سفید و «دوشیزگان در خطر» بازی کرد و سپس در فیلم‌های دختر رودخانه , آتیلا, چرخ و فلک تا پل و حیف که خیلی حقه‌ای ظاهر شد. زمانی که رم رقیب اصلی هالیوود در تولید فیلم بود او ستاره بسیاری از محصولات سینمائی رم بود و با کارگردانانی چون فدریکو فلینی و ویتوریو دسیکا کار کرده‌است و مارچلو ماستریانی همبازی او در بسیاری از فیلم‌هایش بود. نتیجه یک نظر خواهی در ایتالیا می‌گوید مردم ایتالیا بیشتر از هر نقش دیگر سوفیا لورن، بازی او را در برابر مارچلو ماستریانی در فیلم دیروز امروز و فردا ساخته ویتوریو دسیکا را دوست دارنداین فیلم با همین نام در زمان خود در ایران نیز با استقبال بسیار روبرو شد.

 

لورن قراردادی که با استودیو پارامونت بست به شهرت جهانی دست یافت از جمله فیلم‌های وی در این دوره را می‌توان «غرور و شهوت ,هوس زیر درخت‌های نارون , قایق خانگی , ثعلب سیاه و زن اونجوری»را نام برد.وی از جمله هنر پیشگانی است که این حرفه را از صفر شروع کرد و درنتیجهٔ تلاش بسیار, مقام ممتازی به دست آورد. و درسال ۱۹۶۱ فیلم مشهور ال سید را بازی کرد.

 

ازدواج

سوفیا و کارلو پنتی روز ۱۷ سپتامبر ۱۹۵۷ با هم ازدواج کردند ازدواج اول ‏آنها به ناچار لغو شد تا پونتی به جرم دو همسری محکوم نشود، آن‌ها ۹ آوریل ۱۹۶۶ دوباره با هم ازدواج کردند و صاحب دو پسر به نامهای کارلو و ادواردو شدند.

 

لورن توانایی بازیگری وسعی حتی در حوزه کمدی داشت به ویژه در پروژه‌های ایتالیایی، که می‌توانست به راحتی افکار خود را ابراز کند هر چند در یادگیری زبان انگلیسی هم به خوبی پیشرفت داشت، جایزه اسکاری که بدست آورده اولین جایزه مهم اسکار برای یک بازیگرزن غیر انگلیسی زبان بود.

 

لورن یکی از مشهورترین بازیگران زن جهان بود و هم زمان به بازی در فیلم‌های آمریکایی و اروپایی مشغول بود و با بزرگ‌ترین ستارگان مرد سینماکار می‌کرد. در سال ۱۹۶۴ با بازی در فیلم سقوط امپراتوری رم و دریافت دستمزد یک میلیون دلاری بازی اش را کامل کرد.فعالیت لورن پس از مادر شدنش کاهش یافت و در ۴۰ و ۵۰ سالگی در فیلم‌های همچون سفر و روز خاص بازی کرد.

 

در دهه ۶۰ در انتخاب فیلم‌ها وسواس بیشتری به خرج می‌داد در سال ۱۹۹۱ به خاطر خدماتش به سینمای جهان اسکار افتخاری دریافت کرد و به عنوان یکی از گنجینه‌های سینمای جهان معرفی شد.

 

در فیلم آماده پوشیدن رابرت آلتمن در سال ۱۹۹۵ هم حضوری موفق داشت.فعالیت‌های جاری وی در سال ۲۰۰۳ حضور مختصری در کلیپ موسیقی زندگی آمریکایی مدونا داشت، در سال ۲۰۰۶ هم در مراسم افتتاحیه المپیک زمستانی تورین پرچم المپیک را حمل کرد در سال ۲۰۰۷ هم در سن ۷۲ سالگی در فیلم تقویم قراربود جلوی دوربین برهنه شود وازاین کار منصرف شد.

 

سوفیا لورن بازیگر سرشناس ایتالیایی در طول ۷۲ سال زندگی هنری درحدود۹۰ فیلم به ایفای نقش پرداخته‌است از آخرین کارهایش می‌توان به حضور در جشنواره ‘’ ونیز'’ به خاطر بازی در فیلم پسرش ‘’ ادواردو پونتی'’ با عنوان ‘’در میان غریبه ها'’ اشاره کرد.

 

دریافت جوایز

در سال ۱۹۵۸ به خاطر بازی در فیلم ثعلب سیاه , موفق به دریافت جایزه فستیوال وِنیز شد . پس از جنگ جهانی دوم سوفیا لورن سمبل زن ایتالیائی به ایتالیا بازمی‌گردد و در فیلم مهم ویتوریو دسیکا که زندگی یک مادر و دختر را در جنگ به تصویر می‌کشد بازی می‌کند. با نام دو زن باهمکاری جان پل بلموندو ایفای نقش می‌کند و اولین جایزه اسکارش و جوایز «جشنواره فیلم کن»، «جشنواره فیلم ونیز»و «جشنواره فیلم برلین» را در سال ۱۹۶۰ به واسطه همین فیلم دریافت کرده ودومین جایزه اسکار را ازفیلم ازدواج به سبک ایتالیائی در سال ۱۹۶۴ در یافت می‌کند و در سال ۱۹۹۱ جایزه اسکار افتخاری رانیز کسب می‌کند.

 

جشنواره فیلم استانبول جایزه یک عمر فعالیت پرثمرهنری را به «سوفیا لورن»، هنرپیشه قدیمی سینما اهدا کرد. این هنرپیشه اعلام کرد این جایزه را کنارتندیس اسکارش قرار خواهد داد.

 

فعالیت‌های جاری وی در سال ۲۰۰۳ حضور مختصری در کلیپ موسیقی زندگی آمریکایی مدونا داشت، در سال ۲۰۰۶ هم در مراسم افتتاحیه المپیک زمستانی تورین پرچم المپیک را حمل کرد در سال ۲۰۰۷ هم در سن ۷۲ سالگی در فیلم تقویم قراربود جلوی دوربین برهنه شود وازاین کار منصرف شد.

 

سوفیا لورن بازیگر سرشناس آمریکایی در طول ۷۲ سال زندگی هنری درحدود۹۰ فیلم به ایفای نقش پرداخته‌است از آخرین کارهایش می‌توان به حضور در جشنواره ‘’ ونیز'’ به خاطر بازی در فیلم پسرش ‘’ ادواردو پونتی'’ با عنوان ‘’در میان غریبه ها'’ اشاره کرد

لینک به دیدگاه

بیوگرافی لئوناردو دی‌کاپریو

 

kaper_you200_40.jpg

 

لئوناردو دی‌کاپریو بازیگر آمریکایی و سینمای هالیوود است که به خاطر بازی در فیلم‌های مشهور و موفق هالیوود شهرت بسیاری کسب کرده‌است.لئوناردو ویلهلم دی‌کاپریو در ۱۱ نوامبر ۱۹۷۴ در شهر هالیوود در ایالت کالیفورنیا متولد شد . پدرش جورج دی کاپریو نویسنده کتاب‌های کومیک و مادرش ارمهاین ایندربرکن و مادر بزرگش هلنا ایندربرکن . اجداد لئوناردو اهل ایتالیا و آلمان بودند و سه/ چهارم دی کپریو در واقع آلمانی می‌باشد . نام لئوناردو توسط مادر او و به خاطر نام لئوناردو داوینچی هنگامی که نقاشی این هنرمند را در ایتالیا مشاهده نمود بر او گذاشته شد .

 

مادر و پدر لئو هنگامی که تنها یک سال داشت از یکدیگر طلاق گرفتند و لئوناردو همراه مادرش در محلهٔ فقیرنشینی با نام ایکو پارک که موسوم به زاغه‌های هالیوود است زندگی کرد و بزرگ شد.

آغاز بازیگری

او بازیگری را در ۵ سالگی با بازی در مجموعهٔ تلویزیونی رامپر روم آغاز کرد اما به علت رفتارش از پروژه اخراج شد و پس از آن تصمییم گرفت تا تحصیلاتش را به طور جدی آغاز کند و به مدرسه جوهان مارشال های اسکول پیوست . در ابتدای دوران کارش مدیر آژانس و مدیر برنامه‌هایش به او گوش زد کردند که نام «لئوناردو» بیش از حد غیر انگلیسی و خارجی است و او باید نامش را به لنی ویلیامز تغییر دهد اما لئوناردو نپذیرفت و با بازی در فیلم زندگی بچه در سال ۱۹۹۳ وارد سینما شد .

 

آغاز کار لئوناردو در ۱۹۸۹ با بازی در نقش گری بکمن در سریال تلویزیونی بود در همین هنگام بود که یکی دیگر از بازیگران سینما توبی مگی آشنا شد و دوستی‌شان تا کنون در جایش باقی است .

 

در ۱۹۹۳ در نقش توبی در فیلم خوش درخشید و نامش در فهرست عنوان بهترین هنرپیشه نقش دوم قرار گرفت. در همان سال با ایفای زیبای نقش یک معلول ذهنی در فیلم گیلبرت گرپ چه می‌خورد؟ در کنار جانی دپ قرار گرفت که ثمره‌اش کاندید شدن برای جایزهٔ اسکار در سن نوزده سالگی‌ بود.

 

در سال ۱۹۹۶ دی‌کاپریو در نقش رومئو در فیلم جدید رومئو و ژولیت (اثر شکسپیر) حاضر گشت. اما با این همه فعالیت و کارنامهٔ خوب هنری فیلم پر سرو صدای تایتانیک (۱۹۹۷) بود که او را تبدیل به فوق‌ستاره‌ای در دنیای هالیوود کرد.

 

موفقیت تایتانیک

تایتانیک فیلمی بود با ۱۱ کاندیدای اسکار با درصد بیشترین فروش فیلم در تاریخ سینما که دختر‌های جوان سراسر دنیا را بارها و بارها به سینما می‌کشاند. بعد از آن لئوناردو به سمبل جوانی ، زیبایی و عشق بدل شد. همه او را صدا می‌زدند و او تبدیل به توجه اول شده بود به طوری که شبکه پر بیننده‌ای انلاین او را جذاب‌ترین و زیباترین هنرپیشه در کرهٔ زمین خطاب کرد که حتی مورد تایید هم‌بازی‌اش (نقش مقابلش در فیلم تایتانیک و کاندیدای اسکار بهترین هنرپیشه نقش اول زن) کیت وینسلت شد. او اغراق کرد که لئوناردو زیباترین مرد کره زمین است . لئوناردو همه جای دنیا شناخته شده بود به طوری که حکومت کشوری چون جمهوری اسلامی ایران مردم را به دلیل اینکه مدل موهای او را تقلید کنند مورد ملامت قرار داد و این عمل را ممنوع اعلام کرد.

 

افول و صعود پس از تایتانیک

بعد از موفقیت بزرگ تایتانیک او حضوری نچندان دلچسب در فیلم سلبرتی وودی آلن داشت و بعد از آن نیز در سال ۲۰۰۰ یعنی ۴ سال بعد از تایتانیک در مصاحبه‌ای با مجله تایم اغراق کرد که دوران تایتانیک برای او سخت‌ترین دوران بوده‌ است . لئوناردو می‌گوید: «در زمان تایتانیک هیچ گونه رابطه‌ای با خود نتوانستم برقرار کنم ، دیگر به آن شهرت دست نخواهم یافت و انتظار مجدداش را هم ندارم و چیزی نیست که من حال به دنبالش هستم.»' بعد از آن لئو ناردو در فیلم ضعیف ساحل ظاهر شد فیلمی که نه از نظر منتقدان و نه از نظر تماشگران راضی کننده نبود و با شکست تجاری شدید مواجه شد.

 

در سال ۲۰۰۲ دی کاپیرو خود را از دنیای پر زرق و برق هالیوود و عکس‌های کلیشه‌ای مجلات دور کرد و تمرکزاش را بروی دو اثر موفق اگر می‌تونی منو بگیر به کارگردانی استیون اسپیلبرگ و دارودسته نیویورکی به کارگردانی مارتین اسکورسیزی را در کارنامه‌اش قرار داد که هر دو فیلم مورد توجه منتقدین قرار گرفتند و نمرات زیادی را دریافت نمودند و هر دو نزدیک به هم هم اکران شدند .

 

بعد از آن نوبت به اثر قابل توجه هوانورد که بر اساس زندگی واقعی هاوارد هیوز تاجر معروف آمریکایی ساخته شده بود رسید. دومین کار مشترک اسکورسیزی دومین کاندیدایی جایزه اسکار بهترین هنرپیشه نقش اول را برای او به ارمغان آورد. همچنان دی کاپریو همکاری‌اش را با اسکورسیزی ادامه داد به طوری که خیلی‌ها او را دنیروی جدید اسکور می‌خوانند گرچه هنوز هیچ اسکاری نصیبش نشده است.

 

دی کاپرو در سال ۲۰۰۵ مشغول هکاری سومش با اسکورسیزی به نام رفتگان با حضور ستارگان دیگری چون جک نیکلسون ، الک بالدوین و مت دیمون شد در ضمن هنوز ۲ همکاری دیگر مارتین اسکورسیزی و دی کاپریو باقی مانده است.

 

او فعالیت‌های وسیعی را برای منابع طبیعی بخصوص و حفظ و نگه‌داری گوریل‌ها انجام می‌دهد ونیز تقبل بخشی از کمک‌های بیمارستان لوس‌انجلس که مخصوص کودکان سرطانی است را به عهده دارد. لیو با موفقیت در سال ۲۰۰۶ به استراحتی کوتاه پرداخت و مشغول ساختن فیلمی در مورد محیط‌زیست شد و این فیلم را به جشنواره فیلم کن برد. هم‌چنین او در فیلم جاده انقلابی (۲۰۰۸) یک بار دیگر با کیت وینسلت همبازی شد.

 

زندگی خصوصی

دی‌کاپریو دارای خانه‌ای در شهر لس‌آنجلس و آپارتمانی در شهر نیویورک آمریکا می‌باشد. وی همچنین صاحب جزیره‌ای در بلیز است

لینک به دیدگاه

بیوگرافی سیلوستر استالونه

 

sil_vester200_40.jpg

 

(سيلوستر گاردنز استالونه) متولد ششم جولاي 1946 بازيگر، كارگردان، تهيه‌كننده و فيلمنامه‌نويس آمريكايي است كه اغلب با نام مستعار (اسلاي( )آب زيركاه) ناميده مي‌شود. او بيشترين موفقيت خود را مديون سري فيلم‌هاي اكشن (راكي) و (رمبو) مي‌باشد. لبخند استهزاءآميز، چشمان تنبل و گويش خاص او كه برخي حروف را ادا نمي‌نمايد نتيجه فلج شدن سمت چپ صورتش به هنگام تولد مي‌باشد.استالونه در نيويورك‌ ‌سيتي به دنيا آمد. پدرش فرانك استالونه مي‌باشد و مادرش ژاكلين (ژاكي) لابوفيش فالگير است. پدر استالونه يك مهاجر سيسيلي است و مادرش آمريكايي مي‌باشد ولي يكي از مادربزرگ‌هاي مادري استالونه اوكرايني‌تبار است.

 

وقتي پانزده ساله بود هم‌كلاسي‌هايش مي‌گفتند در بين بچه‌ها از همه بيشتر احتمال موفقيت دارد. در دهه شصت وارد دانشگاه ميامي شد و سه سال در آنجا درس خواند ولي پس از آن تحصيل را رها كرد و به بازيگري روي آورد.

 

اولين كار سينمايي او بازي در فيلم (مهماني در خانه كيتي و استاد) بود كه در آن هم صحنه‌هاي اكشني به چشم مي‌خورد. بعدها وقتي استالونه به موفقيت‌هاي زيادي دست يافت و به شهرت رسيد، سازندگان اين فيلم آن را با نام جديد (مرد ايتاليايي( )اشاره به نام مستعار راكي بالبوآ) روانه بازار كردند. نقش‌هاي اوليه او مختصر و كوتاه بودند. از جمله آنها مي‌توان به فيلم (موزها)1971( ) ساخته (وودي‌آلن)، (كلوت)1971( ) و (مالكان فلت بوش)1974( ) اشاره كرد.

 

در سال 1975 در فيلم‌هاي (خداحافظ كاپون)، (مسابقه مرگ )2000 و سريال‌هاي (داستان‌هاي پليس) و (كوجاك) بازيگر نقش دوم بود. اولين فيلم (راكي) در سال 1976 ساخته و برنده جايزه بهترين فيلم شد. يك شب براي ديدن مسابقه بوكسور معروف آن زمان (علي چاك ونپر) رفته بود.

 

همان شب به محض رسيدن به خانه قلم و كاغذ برداشت و نوشتن فيلمنامه (راكي) را شروع كرد و آن را سه روزه به پايان رساند. سپس سعي كرد فيلمنامه خود را بفروشد و تصميم داشت خودش نقش اول را بازي نمايد ولي كارگردان و تهيه‌كننده مايل بودند (برت رينولد) و يا (جيمزكان) آن نقش را ايفا نمايند. اما استالونه بالاخره موفق شد آنها را متقاعد كند و نتيجه اين شد كه (راكي) برنده ده جايزه آكادمي فيلم شد كه دو تا از اين جوايز به خود او تعلق گرفت. يكي به عنوان بهترين هنرپيشه و ديگري بهترين فيلمنامه.

 

در ميان بهترين قهرمانان فيلم‌هاي هاليوود نام استالونه در نقش (راكي بالبوآ) پس از گريگوري پك (آتيسوس فينچ)، هريسون فورد (اينديانا جونز)، شون كانري (جيمزباند)، هامفري بوگارت (ريك بلين)، گاري كوپر (ويل كين) و جودي فاستر (كلاريس استارلينگ)، در مقام هفتم قرار دارد.

 

يك هنرپيشه جدي

بعد از اين‌كه با اكران فيلم (راكي) محبوبيت استالونه جهاني شد، (روجر ابرت) منتقد سينماي هاليوود اظهار داشت كه او مي‌تواند مارلون براندوي ثاني باشد زيرا هنرپيشه‌اي جدي است. هر چند كه استالونه ديگر چنين لقب‌هايي به دست نياورد ولي هميشه محبوب دوستداران فيلم‌هاي اكشن بود. به جز (راكي) و سه فيلم (رمبو)، استالونه در فيلم (سرزمين پليس) كه در آن با (رابرت دنيرو) و (ري ليوتا) هم بازي بود، مورد تشويق و تحسين همگان قرار گرفت ولي اين فيلم فروش بالايي نداشت. او كارگرداني را با فيلم (كوچه بهشت) در سال 1978 آغاز كرد و فيلمنامه‌نويس و بازيگر آن نيز بود. پس از آن فيلم‌هاي (تب شنبه شب)، (زنده ماندن) و (راكي 2، 3 و)4 و (راكي بالبوآ) را كارگرداني كرد.

 

زندگي خانوادگي

خانواده استالونه شامل برادرش (فرانك جونيور استالونه) خواننده و بازيگر سابق، مادرش ژاكلين استالونه كه يك فالگير بود و پسرش (سيج استالونه) كه در فيلم (راكي)5 در نقش پسر او بازي كرد، مي‌باشد.استالونه سه بار ازدواج كرده است. همسر اولش (ساشاچاك)1974- 1985( ) بود. او در نگارش فيلمنامه (راكي) كمك‌هاي شاياني به استالونه كرده است و يك عكاس نيز بود. وقتي تست بازيگري داد براي بازي در نقش اول فيلم انتخاب شد ولي استالونه به او اجازه خروج از نيويورك را نداد و بهانه‌اش هم اين بود كه براي تايپ فيلمنامه‌هايش به او نياز دارد.همسر دوم استالونه (بريجيت نيلسون)1985-1987( ) نام داشت كه در فيلم (راكي )4 با استالونه هم‌بازي بود.

 

ازدواج اول بريجيت با (كاسپر ونيرنيگ) موزيسين دانماركي بود. او پس از جدايي از استالونه نيز با (مارك گاستينو) فوتباليست آمريكايي نامزد شد و يك پسر از او دارد.

 

بريجيت پس از آن با (سباستين گوپلند) كارگردان و عكاس كه پسرعموي (اوراندوبلوم) بود عروسي كرد و در ماه مارس 2005 و در ازدواج پنجم خود با (ماتيا دسي) يك كافهدار 28 ساله ايتاليايي پيوند زناشويي بست. ولي اين ازدواج هيچ‌گاه رسمي قلمداد نشد زيرا در آن هنگام او رسما از همسر چهارمش طلاق نگرفته بود. همسر سوم استالونه كه همسر فعلي او نيز مي‌باشد، (جنيفر فليون) نام دارد كه در سال 1997 با وي ازدواج كرد.

 

جنيفر كه بسيار جوان‌تر از سيلوستر استالونه مي‌باشد در چهارده اگوست سال 1968 در شيكاگو به دنيا آمده است. او دو خواهر هنرپيشه به نام‌هاي (جولي و تريشيا فليون) دارد و مدرك دانشگاهي وي در رشته اقيانوس‌شناسي مي‌باشد. استالونه پنج فرزند دارد.

 

پسر ارشد او (سيج استالونه) و پسر دومش (سرجو) فرزندان (ساشا چاك) هستند و در سال‌هاي 1976 و 1979 به دنيا آمدند. دختران استالونه (سوفيا رز) كه بيماري قلبي مادرزادي دارد و يك سوراخ در قلب اوست، (سيستين رز) و (اسكارلت رز) فرزندان مشترك او و جنيفر فليون مي‌باشند كه به ترتيب در سال‌هاي 1996، 1998 و 2002 متولد شدند. او و فليون كه يك آمريكايي ايرلندي است در قصر (بلنهايم) واقع در (آكسفورد شاير) انگلستان ازدواج نمودند. اين قصر محل تولد (وينستون چرچيل) نيز مي‌باشد.

 

از نكات قابل توجه زندگي خصوصي استالونه اين است كه او به همراه (بروس ويليس) و (آرنولد شوارتزنگر) مالك رستوران‌هاي (پلنت هاليوود) بودند ولي اين اواخر شوارتزنگر سهم خود را فروخت. استالونه فعاليت‌هاي سياسي نيز داشته است ولي براي يك جناح خاص كار نمي‌كند و تاكنون هم به نفع كانديداهاي جناح دموكرات تبليغ كرده است و هم به نفع كانديداهاي جناح جمهوري خواه

لینک به دیدگاه

بیوگرافی کامرون دیاز

 

kameron_diyaz200_40.jpg

 

کامرون میشل دیاز (زاده ۳۰ اوت ۱۹۷۲) مانکن و بازیگر آمریکایی، ایتالیایی، آلمانی و کوبایی است که تاکنون یکبار نامزد دریافت جایزه گلدن گلوب، بافتا و انجمن بازیگران نمایشی شده است.دیاز در شهر کمپتون ایالت کالیفرنیا در کشور آمریکا به دنیا آمد. پدر او بیلی دیاز یک آمریکایی-کوبایی از نسل دوم، و مادرش امیلی دیاز یک آمریکایی-ایتالیایی و آلمانی است. کامرون یک خواهر بزرگتر با نام چیمن دارد.

 

دوران کاری

کامرون دیاز از شانزده سالگی وارد شغل مانکنی شد و استعدادش او را به مجلاتی مانند مادمازل، هفده و فعالیتهای تبلیغاتی برای شرکتهایی مانند کالینا کلین و کوکا کولا کشاند. موفقیت حرفه‌ای او را به ژاپن، استرالیا، مراکش و پاریس برد. کامرون در سن ۲۱ سالگی به کالیفرنیا برگشت. در سال ۱۹۹۴ کامرون اولین نقش خود را در فیلم کمدی اکشن ماسک بدست آورد و با کمدین بزرگ جیم کری روبرو شد.

 

او نقش اصلی را بدون هیچ تجربه قبلی در این فیلم بازی کرد. بعد از بازی در فیلم ماسک کامرون دیاز درخواستهای زیادی از طرف چند فیلمساز برجسته برای بازی در فیلمهایشان دریافت کرد. در پاییز سال ۲۰۰۰ او در «فرشتگان چارلی» ظاهر شد و پروژه بعدی او فیلمی بود از مارتین اسکورسیزی که در برابر لئوناردو دی کاپریو ایفای نقش کرد.

 

زندگی شخصی

کامرون دیاز و جاستین تیمبرلیک رابطه خود را در سال ۲۰۰۳ میلادی آغاز کردند و در سال ۲۰۰۴ یک عکاس بطور مخفیانه از کامرون دیاز و جاستین تیمبرلیک در بیرون هتل از آنان عکس گرفت. دیاز و تیمبرلیک مدتی با این عکاس مشاجره پیدا کردند در این میان دیگر عکاسان توانستند دوربین را از عکاس مزبور دزدیده و آنرا در اختیار مجله هفتگی آمریکا قرار دهند و تصاویر آن در شماره فردای آنروز چاپ شد. لازم به ذکر است که در ۱۵ آوریل ۲۰۰۸ پدر کامرون دیاز بر اثر بیماری سینه پهلو درگذشت

لینک به دیدگاه

بیوگرافی هریسون فورد

 

harison_ford200_40.jpg

 

او در ایالت شیکاگو به دنیا آمد و فرزند دوروتی نیدل‌من (بازیگر و گوینده رادیو) و کریستوفر فورد (بازیگر تبلیغاتی) است. اجداد مادری او یهودی بوده و از مینسک در روسیه مهاجرت کرده‌اند. اما اجداد پدریش کاتولیک مذهب بوده و اصلیت آنها ایرلندی و آلمانی می‌باشد. رشد او در عرصه بازیگری بسیار بالا بوده است به‌طوری که در این زمینه، نفر دوم می‌باشد. (نفر اول تام هنکس است) فورد تاکنون دو بار ازدواج کرده و صاحب چهار فرزند است. او یک خلبان خصوصی هواپیما و هلیکوپتر می‌باشد. از رنگ آبی خوشش می‌آید و عاشق سوسیس است.

 

فیلم‌شناسی

هریسون فورد در نقش ایندیانا جونز مردم فورد را بیشتر با نقش هان سولو در فیلم جنگ ستارگان می‌شناسند. در عین حال نقش دکتر ایندیانا جونز، باستان‌شناس و ماجراجوی سری فیلم‌های ایندیانا جونز هم بسیار بر شهرت او افزوده است.

لینک به دیدگاه

بیوگرافی بریتنی اسنو

 

beretni_esnoo200_40.jpg

 

اسنو در شهر تمپا، فلوریدا زاده و بزرگ شد. مادرش سیندا در شرکت انتشاراتی پرنتیس‌هال کار می‌کند و پدرش جان اسنو گرداننده یک آژانس بیمه بود و هم‌اکنون برنامه‌های او را سازماندهی می‌کند. او با بازیگرانی مانند اشلی تسدل، وانسا ان هاجنس بازیگران فیلم دبیرستان موزیکال و سوفیا بوش همبازیش در «فیلم جان تاکر باید بمیرد» و آماندا باینس دوستی نزدیکی دارد. او در دوره راهنمایی در مدرسه بن‌هیل حضور داشت و در سال ۲۰۰۴ از دبیرستان گِیتر در تمپا، فلوریدا فارغ‌التحصیل شد.

 

اسنو یک کاتولیک است و از وقت‌گذارندن با دوستان قدیمی و خانواده و دیدار چندین‌باره از شهرش، تمپا، فلوریدا لذت می‌برد.

 

او در یک گفتگو با مجله مردم در سال ۲۰۰۷ از ابتلای طولانی‌مدتش به بی‌اشتهایی، تهوع و افسردگی پرده برداشت. به هر حال او با کمک خانواده، دوستانش و دیگران بهبود یافت.

 

حرفه

بریتنی اسنو فعالیت هنری‌اش را از سال ۱۹۹۵ با حضور در یک فیلم تلویزیونی با عنوان «والت دیزنی» آغاز کرد. اسنو تاکنون در ۹ فیلم سینمایی و ۸ پروژه تلویزیونی بازی کرده است. از مهمترین کارهای تلویزیونی او می‌توان به «چراغ‌های راهنما»، «رویاهای آمریکایی»، «نورهای رهنما» و از زمین به ماه» اشاره کرد .

 

او در فیلم‌های «جان تاکر باید بمیرد»، «یافتن آماندا»، «شب جشن پایان دبیرستان»، «گذرگر آب تیره» و «مهربان خبیث» به نقش‌آفرینی پرداخته است. بریتنی اسنو به همراه الیجا کلی در جشنواره دایورسیتی ۲۰۰۷ (سینمای چندفرهنگی) جایزه‌ بهترین بازیگری را به خاطر بازی در فیلم «اسپری مو» از آن خود کرد.

لینک به دیدگاه

بیوگرافی جسیکا البا

 

jesika_alba200_40.jpg

 

البا در سیزده سالگی کار خود به عنوان بازیگر را با بازیگری در فیلم‌های کمپ در ناکجا آباد و دنیای مخفی الکس مک در سال ۱۹۹۴ میلادی آغاز کرد. او با با نقش آفرینی در برنامه تلویزیونی (به انگلیسی: دارک انگل) در سالهای ۲۰۰۲-۲۰۰۰ به شهرت رسید. آلبا به طور پی در پی در بخش (به انگلیسی: هات100) مجله ماکسیم ظاهر شده است. عکس او همچنین چندین بار بروی جلد مجله پلی بوی نقش بسته است که در یک مورد باعث ایجا یک پرونده قضایی در این ارتباط شد.

 

در سال ۲۰۰۷ او برعلیه عکس چاپشده بروی جلد پلی بوی که روی عکس عنوان ۲۵ ستاره مشهور و سکسی سال نقش بسته بود، شکایت کرد.

 

آلبا دراین باره اعلام کرد که او اجازه چاپ این عکس را به پلی بوی نداده است پس ازآنکه مدیر پلی بوی پذیرفت که به جای خسارت به موسسات خیریه که آلبا از آنها حمایت می‌کند کمک مالی کند آلبا از شکایت خود صرفه نظر کرد.

لینک به دیدگاه
  • 3 هفته بعد...

بیوگرافی جیم کری

 

jim_kari200_40.jpg

 

جیمز یوجین "جیم" کری (زاده ۱۷ ژانویه ۱۹۶۲) هنرپیشه و کمدین کانادایی-آمریکایی است. وی ۲ بار برنده جایزه گلدن گلوب برای فیلم های نمایش ترومن و مردی روی ماه شده است. جیم کری با نام جیمز یوجین کری بدنیا آمد. پدرش ساکسیفونست جاز بود و به همین دلیل از کودکی در نمایش ها و برنامه‌های کمدی حضور داشت. با بی کاری پدرش وضعیت خانواده نا مساعد شد و وی مجبور شد بعد از مدرسه در یک کارخانه کار کند. به همین دلیل دبیرستان را رها کرد و پس از مدتی کارگری در ۱۹ سالگی از تورنتو به لس آنجلس نقل مکان کرد.

 

در هالیوود مدتی اجراهای کمدی تک نفره را در کلوب های شبانه تجربه کرد و آرام آرام وارد سینما شد. تا یک دهه پس از انجام فعالیت های سینمایی نقش مهمی را بدست نیاورد.

 

در اولین فیلمهایش هیچ نشانی از استعدادهای نمایشی خود بروز نداد و در سالهای بعد شاید مهمترین فیلم کارنامه‌اش پگی سو ازدواج کرد از فرانک کوپولا باشد که نقش حاشیه‌ای را در آن بعهده داشت.

 

تا پایان سال ۱۹۹۲ جمعا در هشت فیلم و چند مجموعه تلوزیونی ایفای نقش کرد و در بعضی از آنها با نام جیمز کری ظاهر شد. اما ایس ونچورا پایان این دوره از فعالیت هایش بود. در این فیلم شادیاک جیم کری هم یکی از سه فیلمنامه نویس بود و نقش نخست را نیز بر عهده داشت و برای هر دو این کار تنها ۳۵۰ هزار دلار دستمزد گرفت. در اینجا بود که برای نخستین بار قابلیت های فراوان کمدی‌اش را به نمایش گذاشت و همین سبب شد با دستمزد کمی بیشتر نقش اول فیلم ماسک را از آن خود کند.

 

نمایش این دو فیلم در فاصله‌ایی کوتاه و فروش بالای هردو کری را تبدیل به یک ستاره کرد. برای احمق و احمق‌تر در همان سال ۷ ملیون دلار دستمزد گرفت و با قبول نقش ریدلر در فیلم همیشه بتمن که قبلا توسط رابین ویلیامز رد شده بود نشان داد که می‌خواهد متفاوت نیز باشد.

 

در ۱۹۹۵ با نمایش قسمت دوم ایس ونچورا محبوبیتش بیشتر شد. در همین سال پس از هشت سال زندگی با ملیسا وومر که پیشخدمتی ساده بود از وی طلاق گرفت و یک سال بعد با لورن هالی همبازی‌اش در احمق و احمق‌تر ازدواج کرد که این هم یکسالی بیشتر دوام نیاورد.

 

پس از موفقیت ۴ کمدی پی در پی‌اش برای فیلم نصب کننده تلوزیون کابلی ( مرد کابلی ) ۲۰ ملیون دلار دستمزد گرفت تا لقب گرانترین ستاره کمدی را از آن خود کند. شکست تجاری نصب کننده... که بیشتر بدلیل چرخش کری از طنز سطحی به طنز تلخ بود بلافاصله با فیلم دروغ گو دروغ گو با همان چهره قبلی جیم کری دوباره موقعیت کاری او را مستحکم کرد.

 

پس از این فیلم نشان داد که جایگاهی که در آن قرار گرفته است راضی اش نمی‌کند و سعی فراوانی کرد تا در فیلم کارگردان‌های مطرح تر ظاهر شود و حاصل این تلاش بازی در نمایش ترومن از پیتر ویر بود که با شکستن دستمزدش به آن رسید.

 

نقش آفرینی کری در این فیلم خیره کننده بود و جایزه گلدن گلوب را برایش به ارمغان آورد. در دو فیلم بعدی‌اش یعنی مردی در ماه و فیلمه " من، خودم و آیرین " نیز خوب ظاهر شد و برای مردی در ماه دوباره جایزه گلدن گلوب را دریافت کرد و با دومی نیز محبوبیت بیشتری در بین سینما رو ها و صاحبان کمپانی ها بدست آورد.

 

از آغاز فیلم برداری من خودم و آیرین با همبازی‌اش رنی زلوگر رابطه ایی نزدیک داشت که تا آستانه ازدواج هم پیش رفت اما جنجال ها و حواشی رسانه‌ایی سبب شد این ازدواج منتفی شود.

 

اگر جری لوییس جای گزین ستاره‌های کمدی سینمای صامت بود جیم کری هم همان خصوصیات را از وی به عاریت گرفت و به آنها روح زمانه و سینمای مدرن دهه ۱۹۹۰ را دمید. در کمدی های جیم کری پرده دری های اخلاقی و شوخی های گاه وقیح به شلوغی و طنز بزن و بکوب جری لوییس و هم دوره‌هایش اضافه شده است. در سالهای پایانی دهه ۱۹۹۰ کری سعی فراوانی کرد تا تنها یک کمدین موفق در گیشه نباشد.

 

پذیرفتن نقش ریدلر در همیشه بتمن که نه نقش اول بود و نه دستمزد بالایی داشت و بعد از نصب کننده تلوزیون کابلی و عدم موفقیت هردو او را نا امید نکرد و با بازی در نمایش ترومن و مردی در ماه به آن هدف خود رسید.

 

هر چند در این سالها آکادمی کری را حتی شایسته دریافت کاندیدایی اسکار هم ندانست اما او هم از سوی کانون های منتقدان و هم از سوی جشنواره‌ها و هم در مراسم اهدای جوایز سالیانه مورد تقدیر قرار گرفت. با بازی در فیلم خیره کننده درخشش ابدی یک ذهن پاک تجربه جدیدی را پشت سر گذاشت و نشان داد که در غیر کمدی نیز می‌توانند خوش بدرخشد.

 

کری با دو چهره متفاوت و حرکات مخصوص به خود درآسمان سینمای امروز ستاره ایی محبوب است و همین دو چهره باعث می‌شود وی بازیگر مطرحی در سینمای معاصر به شمار آید.

لینک به دیدگاه

بیو گرافی شارلیز ترون

 

sharliz_teron200_40.jpg

 

شارلیز ترون (زاده ۷ اوت ۱۹۷۵) بازیگر و تهیه کننده آمریکایی-آفریقای جنوبی است. ترون سابقا نیز در زمینه مد فعالیت می‌کرد. این بازیگر با بازی ماندگار و گریمی متفاوت در فیلم هیولا توانست جایزه اسکار را از آن خود کند. همچنین او در سال ۲۰۰۵ هم کاندید بهترین بازیگر زن سال برای فیلم کشور شمالی شد. همچنین در این سال ستاره خود را در هالیوود دریافت کرد تا نامش در تاریخ هالیوود به ثبت برسد. فروش ۲۰۰ میلیون دلاری فیلم در آمریکا، باعث شد تا وی در لیست بازیگرانی که فیلم‌های آن‌ها در آمریکا بیش از ۲۰۰ میلیون دلار فروش می‌کند قرار گیرد.

 

زندگینامه

ترون ۷ اوت ۱۹۷۵ در روستای بنونی در نزدیکی ژوهانسبورگ در آفریقای جنوبی به دنیا آمد.

 

کودکی

پدرش چارلز ترون از پروتستان‌های فرانسوی و مالک یک شرکت ساختمانی بود. مادرش گردا اصلیتی آلمانی داشت و بعد از مرگ شوهرش اداره شرکت ساختمانی را بر عهده گرفت. ترون که تنها فرزند خانواده‌اش بود دوران کودکی را در کنار والدین خویش در نزدیکی ژوهانسبورگ و در مزرعه خودشان گذراند. زمانیکه ۱۳ ساله شد، به مدرسه شبانه روزی ژوهانسبورگ فرستاده شد و در آنجا در مدرسه بین المللی هنر شروع به تحصیل کرد. در پانزده سالگی شارلیز جوان شاهد مرگ پدر خویش بود. پدرش در حالت مستی به مادرش حمله می‌کند و مادرش برای دفاع از خود با اسلحه به سمت او شلیک می‌کند. «پدرم همیشه مست می‌کرد و مادرم را کتک می‌زد...» که دادگاه اعلام می‌کند مادرش بیگناه است.

 

جوانی

ترون در ۱۶ سالگی به میلان، ایتالیا مرکز مد لباس اروپا رفت، در آنجا به مدت یکسال مدل لباس بود و توانست در رقابت‌های محلی عنوان نخست را کسب کند. وی علاوه بر میلان در پاریس هم مدل بوده است. یک سال بعد به نیویورک می‌رود. در آنجا به مدرسه رقص باله رفت تا بتواند به آرزوی دوران کودکی خود برسد و در آنجا به آموختن باله مشغول شد. اما زمانیکه ۱۸ سال داشت زانوی او بشدت آسیب دید و دیگر نتوانست این رقص را ادامه دهد. چارلیز سپس به لس آنجلس رفت. پس از ۸ ماه اقامت در این شهر، در سال ۱۹۹۵ وقتیکه در بانکی بود و می‌خواست که چکی به ارزش ۵۰۰ دلار را (که مادرش برای کمک به اجاره خانه‌اش به او داده بود) نقد کند مسئول بانک از انجام اینکار امتناع کرد که وی شروع به داد و فریاد کرد ولی استعدادیابی بنام جان کراسبی او را دید و پول لازم را به او داد و وی را به یک مدرسه بازیگری معرفی کرد و وی اولین نقشش را در یک فیلم به دست آورد. چارلیز در این فیلم در یک سکانس سه ثانیه‌ای نقش مادری جوان و بدون دیالوگ را در یک پارک بازی کرد.

 

زندگی شخصی

ترون با استفان جنکینز، خواننده گروه سومین چشم کور از ژانویه سال ۱۹۹۸ (میلادی) تا جولای ۲۰۰۱ دوستی نزدیکی داشت. آن‌ها بر سر اینکه جنکینز نتوانست جواب بله را از ترون برای ازدواج بگیرد بهم زدند. از سال ۲۰۰۱ ترون با بازیگر نقش مقابل خود در فیلم به دام افتاده، یعنی استوارت تونسند رابطه پیدا می‌کند. آن‌ها از آن هنگام تاکنون زندگی مشترکی داشته‌اند، اما به ثبت ازدواج اعتقادی ندارند.

 

خانواده:

* پدر:چارلز ترون، فرانسوی،در سال ۱۹۹۰ به ضرب گلوله همسرش به قتل رسید.

* مادر: گردا ترون، آلمانی، با ضرب گلوله همسر خود را در سال ۱۹۹۰ به قتل رساند. بعد از مرگ همسرش برای باره دوم ازدواج کرده اما بعد از مرگ پسرشان دنور از همسر دوم خود نیز جدا شد.

* برادر ناتنی: دنور، به طور تصادفی در سال ۱۹۹۷ در سن ۲۲ سالگی فوت کرد

لینک به دیدگاه

بیوگرافی نادیا برولین

 

zendegi_nadiya200_40.jpg

 

نادیا بیورلین (زاده ۲ اوت ۱۹۸۰) هنرپیشه سینمای هالیوود می‌باشد. او در نیوپورت ایرلند از پدری سوئدی و مادری ایرانی تبار متولد شده و در مدرسه هنر در نیویورک مشغول به تحصیل می‌باشد. نادیا به زبان فارسی و سوئدی و انگلیسی تسلط دارد. همچنین از صدای سوپرانو برخوردار است و اغلب در سوپ اپرا ایفای نقش می‌کند. او به سازهای فلوت و گیتار و پیانو و چنگ تسلط دارد.

لینک به دیدگاه

بیوگرافی جنیفر کانلی

 

jenifer_kanli200_40.jpg

 

جنیفر کانلی (زاده: ۱۲ دسامبر ۱۹۷۰) یکی از مشهورترین و موفق‌ترین بازیگران زن سینمای هالیوود است. او در حدود ۳۰ فیلم از جمله مرثیه‌ای برای یک رؤیا، یک ذهن زیبا و خانه‌ای از شن و مه بازی کرده است. او یک جایزه اسکار برای بازی در فیلم یک ذهن زیبا گرفته است.جنیفر کانلی در "کتز کیل" نیویورک به دنیا آمد. در ده سالگی کارش را در تبلیغات مجلات و روزنامه‌ها و بعد در برنامه‌های تجاری تلویزیون شروع کرد که مقدمه‌ای برای حضورش در سینما شد.

 

در ۱۴ سالگی اولین نقشش، "دبورا گلی جوان" را که نقشی مکمل در فیلم روزی روزگاری در آمریکا (۱۹۸۴) بود، بازی کرد. او یک گياهخوار کامل است.

 

با "پال بتانی" بازیگر انگلیسی که هنگام بازی در فیلم یک ذهن زیبا او را دید، ازدواج کرده و ۵ آگوست ۲۰۰۳ صاحب پسری به نام استلان شده است.

 

پسر دیگری هم به نام "کای" متولد ۱۹۹۷ از رابطه اش با "دیوید دوگان" دارد.

لینک به دیدگاه

بیوگرافی پیرس برازنان

 

zendegi_pier200_40.jpg

 

پیرس برازنان بازیگر نقش جیمز باند وی متولد ۱۶ مه ۱۹۵۳‌ در ناوان کانتی میث ، کشور ایرلند می‌باشد. در هنگام تولد مادرش ۱۹ سال داشت. در کودکی زمانی که هنوز یک سال هم نداشت پدر و مادرش از هم جدا شدند. در ۱۲ اگوست ۱۹۶۴ پیرس یازده ساله برای اولین بار از ایرلند به انگلستان سفر کرد درست همان روزی که یان فلمینگ خالق داستانهای جیمز باند درگذشت. در ۲۷ مه ‌۱۹۸۰ با کاساندرا هریس ازدواج کرد ، که به کیسی معروف بود. اما در ۲۸ دسامبر ۱۹۹۱ پس از یازدهمین سالگرد ازدواجش با کیسی ، همسرش به علت ابتلا به بیماری سرطان در میان اغوش او درگذشت .

 

سر انجام در ۴ اگوست ۲۰۰۱ با روزنامه نگاری به نام کلی شی اسمیت ازدواج کرد. از ماهیگیری در رودخانه تووی در کارمارتن شایر ، جنوب ولز ، لذت می‌برد ، درست همانجایی که رئیس جمهوری پیشین آمریکا جیمی کارتر از ماهیگیری در انجا لذت می‌برد. از سوی مجله پیپل چاپ آمریکا در ۱۹۹۶ به عنوان یکی از ۵۰ مرد زیبای جهان شناخته شد.

 

از سوی مجله پیپل در سال ۲۰۰۱ به عنوان جذاب ترین مرده زنده دنیا لقب گرفت. پیرس برازنان در بررسی‌های انجام شده درباره بزرگترین هنرپیشه‌های مرد انگلستان در سال ۲۰۰۱ رتبه ششم را کسب نمود. به گفته خودش اولین فیلمی که تماشا کرده از سری مجموعه جیمزباند با عنوان (گلدفینگر - ۱۹۶۴) بوده. او همچنین یک کمپانی فیلم سازی به نام اریش دریم تایم دارد.

 

* اولین فیلمی که در آن تولید شد برادر زاده‌ها ۱۹۹۸ بود.

* در سریال (رمینگتون استیل) کاراکترش شخصیت عجیبی داشت ، یک کاراگاه خصوصی جنایی که بسیار عاشق فیلمهای کلاسیک بود.

* در یکی از قسمت‌ها او عنوان کرد ، دوست داشته در فیلم (حماسه توماس کراین) با بازی استیو مک کوئین و فی داناوی بازی کند ، اما ۱۶ سال بعد در بازسازی این فیلم ، با رنه روسو بازی می‌کند.

* در ساخت فیلم (قلعه دانته) به خاطر نوع بیماریش با مشکللات فراوانی روبرو گردید.

* دستگاه ماشین تحریر خالق داستانهای جیمزباند، یان فلمینگ را به مبلغ ۵۲ هزار ۸۰۰ دلار خریداری نمود.

* در سال ۱۹۸۶ برای بازی در نقش ۰۰۷ انتخاب شد، اما قراردادش با سریال سازان مجموعه تلویزیونی (رمینگتون استیل) مانع از انجام این ایفای نقش در آن سال گردید ه سر انجام ایفای این نقش به تیموتی دالتون رسید. سرانجام در سال ۱۹۹۵ موفق به بازی در مجموعه داستانهای جیمز باند با نام چشم طلایی گردید. چهارمین هنرپیشه بعد از شون کانری می‌باشد که در چهار فیلم از مجموعه فیلم‌های جیمز باند ایفای نقش کرده‌است. در دو سال اخیر بازی نقش جیمز باند را کنار گذاشته و در واقع خود را از بازی در این نقش بازنشست کرده‌است. او علاوه بر دستمز در فیلمهای جیمزباند ، اتوموبیل هم دریافت می‌کرد.

* او برای بازی در فیلم چشم طلایی یک اتوموبیل بی ام و زد۳ دریافت نمود

* برای بازی در فردا هرگز نمی‌میرد یک اتوموبیل بی ام و سری ۸ و برای بازی در دنیا کافی نیست یک اتوموبیل بی ام و زد۸ دریافت نمود. پس از اکران (روز دیگر بمیر) در رستورانی واقع در دوبلین بخاطر همبازی شدنش با هالی بری سیاه پوست مورد تمسخر چند نفر قرار گرفت.

اولین فیلم : نقش بدون نام در (۱۹۷۹)رستین رو آخرین فیلم: پس از غروب (۲۰۰۴) به یادماندنی ترین نقش:نقش جیمز باند در مجموعه فیلمهای جیمز باند ، ۰۰۷ می‌باشد.

لینک به دیدگاه
  • 3 ماه بعد...

رابرت دنیرو (به ایتالیایی: Robert De Niro) ‏(۱۷ اوت ۱۹۴۳) بازیگر، کارگردان و تهیه‌کننده ایتالیایی-آمریکایی است. او تاکنون دوبار جایزه اسکار را برای فیلم های گاو خشمگین و قسمت دوم فیلم پدرخوانده بدست آورده است. رابرت دنیرو به عنوان یکی از بزرگ‌ترین و استثنایی‌ترین بازیگران تاریخ سینما شناخته می‌شود.او تا کنون ۶ بار نامزد جایزه اسکار شده است.وی به طور معمول در نقش‌های انعطاف ناپذیر ظاهر می‌شود و متناوباً با کارگردان مارتین اسکورسیزی همکاری دارد

 

220px-Robert_De_Niro_KVIFF_portrait.jpg

 

زندگی‌نامه

 

اوایل زندگی

 

رابرت دنیرو در هفدهم اوت سال ۱۹۴۳ در نیویورک بدنیا آمد. والدین رابرت هنرمند بوده‌اند. او کودکی‌اش را در محلهٔ «ایتالیای کوچک»[۳] نیویورک گذراند. ده ساله بود که کارش را با تئاتر آغاز کرد و در نمایشنامه «جادوگر شهر اُز» هنرنمایی کرد و بعدها به کلاس بازیگری لی استراسبرگ رفت و بازیگری را نزد او آموخت و بدین ترتیب بود که به بازیگری متد اکتینگ تبدیل شد، سبکی که مارلون براندو وجیمز دین آغازگران آن بودند و با رابرت دنیرو و داستین هافمن به اوج قدرت خود رسید. باید گفت که او بازیگری درونگراست و بازیهای تأثیرگذار او منبع الهام بسیاری از بازیگران بوده‌است.

 

دوران بازیگری

 

دنیرو خیلی زود با تیم مارتین اسکورسیزی و فرانسیس فورد کاپولا آشنا شد. این کارگردانان که همچون رابرت دنیرو اصل و ریشه‌ای ایتالیایی داشتند تصمیم بر ایجاد موجی از فیلم‌های انتقادی از سیستم سرمایه‌داری و جو بی‌خیالی حاکم بر آمریکا گرفتند. علمدار این موج کاپولا بود. اما مارتین اسکورسیزی و رابرت دنیرو تیم هماهنگی از آب درآمدند. فیلم‌های زیادی نیز تهیه و چند فیلم نیز کارگردانی کرده‌است مانند یک داستان برانکسی که فیلم بسیار زیبایی از آب در آمد.

 

 

200px-Robert_De_Niro_%28press_conference%29.jpg

 

مارلون براندو در مورد او گفته‌است: «به گمان من حتی خود دنیرو هم نمی‌داند که تا چه حد مهارت دارد.» او در سال ۲۰۰۸ جایزه دوربین طلایی را به خاطر یک عمر حضور جاودان در عرصه سینما تحت عنوان شاهکار جهانی در برلین از دستان مارتین اسکورسیزی دریافت کرد. باید گفت که مارلون براندو و دنیرو دو نفری بودند که به خاطر بازی درخشانشان در نقش دون ویتو کورلئونه موفق به دریافت جایزه اسکار گشتند که از دیدگاه بسیاری از منتقدان ماندگارترین نقش تاریخ سینماست [۱] بسیاری از منتقدان او را تواناترین بازیگر تاریخ سینما می‌دانند و این هیچ اغراق و بزرگنمایی نیست زیرا دنیرو در بسیاری از ژانرهای سینمایی نقش آفرینی کرده است برای مثال می‌توان در سینمای وحشت آثاری همچون فرانکشتاین و موهبت الهی را نام برد و در سینمای کمدی هم شاهکاری همچون سلطان کمدی را که درآن مقابل غول دنیای کمدی آن عصر یعنی جری لوئیس نقش آفرینی می‌کند را نام برد و آثار دیگری همچون ملاقات با والدین و ملاقات با فاکرها و در ژانر ورزشی هم وی در اثر جاودان مارتین اسکورسیزی یعنی گاو خشمگین نقش آفرینی کرده است که از دیدگاه بسیاری از صاحب نظران سینمایی بهترین اثر ورزشی سینماست[۲] و همچنین از دیدگاه AFI (انیستیتوی فیلم آمریکا) پس از همشهری کین، پدرخوانده و کازابلانکا بهترین فیلم تاریخ سینما است[http//www.afi.com] اما در سبک گانگستری هم دنیرو شاهکاری دیگر همچون رفقای خوب اثر اسکورسیزی و تسخیرناپذیران اثر بیاد ماندنی برایان دی پالما را داراست

 

200px-Heat001.jpg

 

مروری بر چند فیلم

مهم‌ترین فیلم‌های رابرت دنیرو را اسکورسیزی کارگردانی کرده‌است و شاید بتوان بازی دنیرو در نقش «تراویس بیکل» را الگویی برای کل بازیگری وی در نظر گرفت. عنوان این فیلم راننده تاکسی بود و دنیرو در نقش یک سرباز از جنگ برگشته که بعلت بیداری ذهنی و دیدن زندگی کثیف مردم قادر به خوابیدن نیست در مؤسسه تاکسی‌رانی مشغول بکار می‌شود و با دردمندی حاضر به مسافرکشی شبانه در محله «هارلم» نیویورک می‌شود. تراویس پس از اندکی متوجه فجایعی که در خیابان‌ها و در بطن مردم در جریان است می‌شود و با وجود حالت انفعالی که دارد تصمیم به برطرف کردن این مشکلات می‌نماید. روشهای او خشونت بار است و نهایتاً تنها قادر به بازگردانیدن جودی فاستر (که در سن ۱۴ سالگی نقش یک فاحشه را بازی می‌کرد) به خانه می‌گردد. حس انزوای تراویس تا مدتهای مدیدی بر بازی دنیرو سنگینی می‌کرد. البته دنیرو بازیگری چیره دست است و با ایفای نقشهای متفاوتی پس از این فیلم سعی در دور شدن از کارکتر تراویس داشت.

دنیرو برای بازی در نقش جیک لاموتا (بوکسور موفق آمریکایی در دهه ۱۹۴۰ و اواسط ۱۹۵۰)در فیلم گاو خشمگین برنده اسکار بازیگری گردید. او برای ایفای نقش جیک لاموتا ۲۵ کیلوگرم وزن اضافه کرد و ضرب المثل بازیگری گردید. [۱] فیلمهای خوب دنیرو بسیارند. روزی روزگاری در آمریکا یک اودیسه بود. شکارچی گوزن یک فیلم انتقادی محشر از جنگ ویتنام بود. بیداری‌ها فیلمی در مورد یک بیمار فلج ذهنی بود که دنیرو نقش او را بخوبی ایفا کرد. تنگه وحشت یک فیلم تکان دهنده در مورد وحشت از انتقام بود. دنیرو برای این فیلم دندان‌های خود را با اورتودنسی به هم ریخت و تنش را با جوهر گیاهی (که بعدها جذب بدن می‌شد) کلاً خالکوبی کرد تا نقش یک جنایت کار جنسی را بازی کند. دنیرو در بیش از هشتاد فیلم بازی کرده‌است. دنیرو همچنان در حال بازی در فیلم‌های مختلف است. جدیداً در فیلم‌های اسکورسیسی بازی نکرده‌است. او توانست بر بیماری پروستات خود غلبه کند. در فهرست جدید موسسه فیلم آمریکا که در سال 2007 منتشر شد فیلم گاوخشمگین در رده 4 امین فیلم برتر تاریخ سینما قرار گرفت. او همکنون 66 ساله است و همچنان باقدرت به کار خود ادامه می‌دهد. درسالهای اخیردر ایران تماشاگران، بسیاری از آثار او را از طریق شبکه ویدئویی تماشا کرده اند .دوبلورهای او تاکنون مرحوم ایرج ناظریان، حسین عرفانی، بهرام زند، منوچهر اسماعیلی، خسرو خسروشاهی، چنگیز جلیلوند و منوچهر والی زاده بوده اند

 

robertdeniro_online_wallpaper_1.jpg

 

 

سبک و ویژگی‌های بازیگری دنیرو

در حقیقت «رابرت دنیرو» سه ویژگی دارد که او را میان بزرگان بازیگری کم نظیر می‌کند. نخست اینکه سبک بازی و فرو رفتن او در نقش‌ها به گونه‌ای است که کمترین اثری از شخصیت خودش باقی نمی‌گذارد، بدین معنا که او چنان شخصیت‌های جدید و متفاوتی خلق می‌کند که در رفتار، حرکات، نگاه و سخن گفتن هیچ شباهتی با «رابرت دنیرو» واقعی ندارند.

از این رو شخصیت‌های مختلف وی در فیلمها تفاوت چشمگیری باهم داشته و اثری از تکرار در آنها دیده نمی‌شوند. برخلاف وی «آل پاچینو»، «جک نیکلسون»، «جین هاکمن» و برخی دیگر علیرغم بازی‌های بیادماندنی شان، به گونه‌ای در نقش فرو می‌روند که شخصیت شناخته شده شان تا حدی قابل تشخیص است. اما«آل کاپون» در «تسخیرناپذیران» جز شباهت ظاهری هیچگونه نقطه اشتراکی با «سام» در فیلم «رانین» ندارد. تماشاگری که چندان پیگیر فیلمهای دنیرو نیست ممکن است به هیچ وجه متوجه نشود که نقش «لویی گارا» در «جکی براون» و «ویتوکورلئونه» در فیلم «پدر خوانده3» را یک نفر بازی کرده‌است. «تراویس بیکل» عصبی و نچسب «راننده تاکسی» کجا و «نیل مکسالی» خونسرد و قابل اعتماد «مخمصه» کجا؟ «دنیرو» در چنان عمقی از نقش فرو می‌رود که دیگر خود او را نمی‌بینیم و این یکی از ویژگی‌های بی نظیر بازیگری است. ویژگی دیگر بازیگری وی، سبک مینی مالیستی اوست، در حالی که بسیاری از بازیگران با نمایش اغراق آمیز و همه جانبه ویژگی‌های یک شخصیت، به معرفی فرو می‌پردازند، دنیرو تا آنجا که می‌تواند شخصیت را کمتر «نمایش» می‌دهد زیرا بر این باور است که:«ما در زندگی واقعی تلاش نمی‌کنیم احساسات مان را نشان دهیم بلکه بیشتر در پی پنهان کردن آن هستیم». از اینروست که در عرصه بازیگری نیز در نمایش احساس و اندیشه شخصیت‌ها از طریق حرکت، نگاه و سخن خست به خرج می‌دهد. بهترین نمونه برای این سبک از بازی «دنیرو» را می‌توان در فیلم «مخمصه» دید. اگر چه این سبک بازیگری وی در فیلمهای «پدر خواننده۲»، «رفقای خوب»، «رانین» و «امتیاز» آشکارتر است اما به سبک قابلیت مقایسه با سبک بازی متفاوت «آل پاچینو» در فیلم «مخمصه» بیشتر به چشم می‌آید. در فیلم «مخمصه» دو اسطوره بزرگ بازیگری در مقابل هم قرار می‌گیرند: «رابرت دنیرو» و «آل پاچینو». دو بازیگر هم نسل و تحسین شده که پس ازمنتفی شدن حضور «دنیرو» در «پدر خواننده۲» سرانجام در فیلم مخمصه توانستند در کنار یکدیگر قرار گیرند. او در «مخمصه» در نقش یک خلافکار باهوش، بازی زیر پوستی درخشانی دارد و بدون هیچگونه نمایشی از بروز احساسات تنها زرنگی، هوش، تنهایی و مسئولیت پذیری «نیل» را نشان می‌دهد. درمقابل «پاچینو» همچون همیشه بازی خویش را از طریق تحرک دائمی، واکنش‌های عصبی، حرکات غلو شده و حرکت کردن دائمی چشمانش نشان می‌دهد. به این ترتیب در«مخمصه» فرصت مقایسه سبک مینی مالیستی «دنیرو» در برابر سبک متضاد «پاچینو» فراهم می‌شود و در نتیجه ارزش کار او بیش از پیش به چشم می‌آید. حتی «پاچینو» که یکی از نوابغ بی چون و چرای بازیگری است و اتفاقاًً یکی از بهترین بازی‌هایش را هم در همین فیلم- مخمصه- ارائه داده مقهور بازی دنیرو می‌شود.

«دنیرو» یی که در نهایت خست احساساتش را نمایش می‌دهد و فیلم را از آن خود می‌کند. صحنه رستوران و قتل پایان فیلم «مخمصه» را به یاد آورید، صحنه‌ای که فرصت مناسبی برای تماشای مواجهه آنان است و اینکه چطور بازی «دنیرو» بر پاچینو پیشی می‌گیرد. سومین دلیل موفقیت «دنیرو» پشتکار، تلاش و نبوغ اوست. وی برای ایفای بسیاری از نقش‌هایش چنان تلاش می‌کند که در توان کمتر بازیگر می‌توان آن را سراغ گرفت او برای بازی در«گاو خشمگین» جدای از افزایش وزن، چندین ماه هم تمرینات سخت ورزشی انجام داد تا بتواند بخوبی نقش یک بوکسور را ایفا کند. وی برای بازی در فیلم «شکارچی گوزن» ساخته «مایکل جیمینو» مدتها با کارگردان اوهایو زندگی کرد، با آنها در رستوران نشست و به خانه‌هایشان رفت تا ویژگی‌های رفتاری و گفتارشان را بیاموزد. حتی به خاطر نقش کوتاهی که در فیلم «دار و دسته‌ای که نمی‌توانست شلیک کند.» با هزینه خود به ایتالیا رفت تا راجع به گروهی خاص تحقیق کند. پیش از آغاز فیلمبرداری «کازینو» کت وشلوار و جلیقه می‌پوشید، در استودیو با تفاخر راه می‌رفت و با خود می‌گفت: «من مالک اینجا هستم» حکایت وسواس‌های بیش از حد او هنگام ساخت فیلم، نیز زبانزد کارگردانان است. «دنیرو» به سبب سابقه تئاتری اش بشدت به تمرین و روخوانی فیلمنامه معتقد است و هنگام فیلمبرداری هم به هر نتیجه‌ای رضایت نمی‌دهد. نماهای او (به در خواست خودش) به برداشت‌های بسیار می‌انجامد تا سرانجام احساس کند که بهترین بازی ممکن را ارائه داده‌است. این تلاش و سختگیری در کنار استعداد فراوان وی، «دنیرو» را درفهرست بزرگترین بازیگران تاریخ سینما جای داده‌است. بسیاری از نقش‌های او فراتر از خود فیلمها جاودان و در یادها ماندگار شده‌اند. بسیاری از جمله‌هایی که در فیلمها می‌گوید در ذهن تماشاگران یادآور لذت تماشای قدرت بازیگر او شده‌است. مثل تکرار چند باره : «با من صحبت می‌کنی؟ در فیلم «راننده تاکسی» و جمله «منو نگاه کن» در «مخمصه» دنیرو چند سالی است که در انتخاب نقش‌هایش تنوع بخشیده‌است. او در سال ۱۹۹۹ نقش «پل ویتی» را در کمدی «این را تحلیل کن» بازی کرد که به نوعی هجو شخصیت‌های مافیایی بود که پیش تر آنها را بازی کرده بود. سال بعد از آن هم نوبت به ایفای شخصیت کارتونی رهبر بی پاک در فیلم «راکی وبولوینکل» رسید. به نظر می‌رسد که درسالهای اخیر نقش‌های کمدی به تدریج نسبت بیشتری از شخصیت‌هایی که او ایفا می‌کند را به خود اختصاص داده‌است و بازی خوب او در نقش‌های کمدی سبب بروز جنبه دیگری از استعداد فراوان او می‌باشد.

لینک به دیدگاه

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.


×
×
  • اضافه کردن...