"nazanin" 3610 ارسال شده در 26 بهمن، 2012 مجنون نازنین بدن سردم را درآغوش گرم تو پنهان کرده ام هق هق گریه هایم بی امان است شاید اشک هایم می خواهند با زبان بی زبانی زجری را که از دوریت کشیده ام را به رخ بکشند اما من این لحظه ها را دوست دارم این لحظه ها به رویایی شیرین نمی ماند بازوهای قدرتمند تو که مرا مردانه گرفته به رویا نمی ماند نفس های گرم تو که صورتم را نوازش می کند به رویا نمی ماند بوی دوست داشتنی عطر حضورت صدای دلنشینت نه, هیچ کدام به رویا نمی ماند این آغوش امن گرم دلنشین واقعیت محض است,که ثابت می نماید تو عاشقانه دوستم داری و من حق ندارم شماره معکوسی برای لحظه های خوش زندگی ام در نظر بگیرم 2
mani24 29665 ارسال شده در 26 بهمن، 2012 مجنون نازنینبدن سردم را درآغوش گرم تو پنهان کرده ام هق هق گریه هایم بی امان است شاید اشک هایم می خواهند با زبان بی زبانی زجری را که از دوریت کشیده ام را به رخ بکشند اما من این لحظه ها را دوست دارم این لحظه ها به رویایی شیرین نمی ماند بازوهای قدرتمند تو که مرا مردانه گرفته به رویا نمی ماند نفس های گرم تو که صورتم را نوازش می کند به رویا نمی ماند بوی دوست داشتنی عطر حضورت صدای دلنشینت نه, هیچ کدام به رویا نمی ماند این آغوش امن گرم دلنشین واقعیت محض است,که ثابت می نماید تو عاشقانه دوستم داری و من حق ندارم شماره معکوسی برای لحظه های خوش زندگی ام در نظر بگیرم امشب دوباره يادت مرا به محله ديدار هميشگيمان برد. همان جايي كه ياس ها با پژواك قدم هايت براي نخستين بار معطر شدند. اينبار من ازنگهباني مهتاب مي آيم. مرا با خود تنها مگذار... ديگر كفش هايم پاره شده اند و فقط بقچه ي افكارم پذيراي قدم هاي من است... آيا روزي نسيم دهكده ي عشق و دلتنگي تو را راضي خواهد كرد تا به ميهماني دلم بيايي و مرا با خود به سرزمين پنجره ها ببري....؟ آنجايي كه نيلوفران اضطراب خورشيدان را نداشته باشند... آخر من هم روزي نيلوفر خواهم شد تا از دست هايت بالا بروم و آنگاه براي نخستين بار چهره ات را ببينم و آنقدر اشك بريزم تا راضي شوي مرا تا جاده ي بينهايت همراهي كني... آيا تو آن روز مرا ياري خواهي كرد؟! 3
mani24 29665 ارسال شده در 26 بهمن، 2012 من غم را در سكوت ،سكوت را در شب،شب را به خاطر انديشيدن به تو دوست دارم من زندگي را در عشق ،عشق را درقلب و قلب را به خاطر اينكه آشيانه توست دوست دارم من اندوه را در اشك ،اشك را در چشم وچشم را به خاطر ديدن تو دوست دارم من عشق را در سكوت ،سكوت را در تنهايي ،تنهايي را به خاطر تپيدن قلبم ،تپيدن قلبم را براي تو وتو را همچو قلبم دوست دارم 2
ghazal1991 1818 ارسال شده در 26 بهمن، 2012 حــــواست بـہ دلتــ باشد . . . آن را هـــر جایــــے نگــذار! ایــن روزهــــــا دل را میــدزدند . . . بــعد ڪہ بہ دردشـــان نـخــورد جـای صـــندوق پـستـــ آنــــرا در سطل آشـــــغال مے اندازند ! و تــو خوبــ مـیـــــدانے دلے که اَلمثنے شد! دیــگر دِلــــ نمـیشود! ... 2
mani24 29665 ارسال شده در 27 بهمن، 2012 دوستان من مثل گندمند ! یعنی یک دنیا برکت و نعمت نبودنشان قحطی و گرسنگیست و من چه خوشبختم که خوشه های طلایی گندم در اطرافم موج میزند مهربانیت را قدر میدانم و آن را در سیلوی جان نگهداری خواهم کرد 2
mani24 29665 ارسال شده در 27 بهمن، 2012 از آدم هـ ـآ بگــ ذر ! دلـَ ـت را گنده تــَر کـُـ ن نـ ـآراحتِ این نبـ ـاش ... که چـ ـرا جاده ی رفاقــَ ـت با تـ ـو همیشه یکــ طرفه استــ . . . مهـ ـم نیست اگر همیشه یک طرفـ ـه ای . . . شـ ـآد باش کـ ـه چیزی کم نگذاشتـ ه ای و بدهکـ ـارِ خودت ، رفاقتـ ـت و خدایتــ نیستی . . 2
mani24 29665 ارسال شده در 27 بهمن، 2012 آرزویمـــ...ــ برایتـــ...ـــ این استــ...ــــ که در میان مـــ...ـــردمی که می دوند برای زندهـ بودن آرامـــــ قدمـــــ برداری برای زندگـ...ــــی کردن... ! 2
mani24 29665 ارسال شده در 27 بهمن، 2012 همین که هستی همین که لابلای کلماتم نفس می کشی راه می روی در آغوشم می گیری همین که پناه واژه هایم شده ای همین که سایه ات هست همین که کلماتم از بی " تو " ماندن بی کس نشده اند کافی*ست برای یک عمر آرامش! باش! حتی همین قدر دور حتی همین قدر دست نیافتنی!! برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام 2
mani24 29665 ارسال شده در 27 بهمن، 2012 نبودنت وندیدنت دلیل بر فراموش کردنت نیست تو در قلبمی - دوستت دارم ............ 2
"nazanin" 3610 ارسال شده در 27 بهمن، 2012 تمام خود را در تو جا گذاشته ام حالا تو هم "تو"یی هم "من" و من خالی از "من".
"nazanin" 3610 ارسال شده در 27 بهمن، 2012 ای فرشته آسمانی من دست مرا گرفتی و مرا از میان کوره راه های غمو درد نجاتم دادی از سرچشمه وجودم جوی عشق روان نمودی ای محبوب قلب من تو روح پژمرده مرا به پرواز در آوردی تو درد سنگین را سبک کردی تو فدا کاری را لذت بخش کردی تو مرا از همه بی نیاز کردی تو در قلب مرده ی من آرزو نهادی ای آرامش دل بی قرار من ... می پرستمت. 1
"nazanin" 3610 ارسال شده در 27 بهمن، 2012 اگر جمله ی دوستت دارم قیام علیه بندهای میان من و توست؛ اگر جمله ی دوستت دارم راضی كننده و تسكین دهنده قلبهاست؛ اگر جمله ی دوستت دارم نشانگر اشتیاق راستین من نسبت به توست؛ اگر جمله ی دوستت دارم پایان همه جدایی هاست؛ اگر جمله ی دوستت دارم كلید زندان من و توست؛ پس با تمام وجود فریاد می زنم..... دوستت دارم.
mani24 29665 ارسال شده در 27 بهمن، 2012 از من نپرس چقدر دوستت دارم اینجا در قلب من حد و مرزی برای حضور تو نیست. به من نگو که چگونه بی تو زیستن را تمرین کنم!!! مگر ماهی بیرون از آب میتواند نفس بکشد؟ مگر می شود هوا را از زندگیم برداری و من زنده بمانم؟ بگو معنی تمرین چیست ؟ بریدن از چه چیز را تمرین کنم ؟ بریدن از خودم را ؟ مگر همیشه نگفتم که تو هم پاره ای از تن منی ... از من نپرس که اشکهایم را برای چه به پروانه ها هدیه می دهم؟ همه می دانند که دوری تو روحم را می آزارد!!! تو خود پروانه ها را به من سپردی که میهمان لحظه های بی کسی ام باشند. نگاهتت را از چشمم برندار مرا از من نگیر ... 2
"nazanin" 3610 ارسال شده در 27 بهمن، 2012 من باتو به همه دنیا می نازم عاشقونه دلمو به تو می بازم بهترین ترانه ها رو باوجود تو می سازم ٬تو شدی محرم رازم وجود من بی تو معنی نداره ٬ تو اومدی و شدی نقطه آغازم من پرنده ای بال و پر شکسته بودم تو بودی که شدی پر پروازم مهربونم من تا ابد با تو می مونم من با عشق ومحبت تو سر فرازم 2
mani24 29665 ارسال شده در 27 بهمن، 2012 می شود برای همیشه به عاشقانه های آرام چشم های تو سفرکرد و برنگشت می شود زیر همین آسمان پرستاره نامم را در شیرینی شهد، با صدایت تکرار کنی و من از شنیدن خودم از تو مثل همیشه نفهمم که من کمی بیشتر تو شده ام یا تو من را به تن کرده ای؟؟ 2
"nazanin" 3610 ارسال شده در 27 بهمن، 2012 وقتی تو رو دارم هیچ غمی تو دنیا ندارم جز دید ن روی ماه تو من دیگه رویا ندارم وقتی تو رودارم دیگه تکیه گاهی ندارم جز آغوش پاک تو من دیگه پناهی ندارم وقتی تو رو دارم من دیگه دلواپسی ندارم جز تو وعشق تو من دیگه همنفسی ندارم وقتی تو رو دارم همیشه من در انتظارم تا بگی دوستت دارم٬ نازنینم جز تو ندارم
mani24 29665 ارسال شده در 27 بهمن، 2012 براي تــو مي نويسم .. از عـُـمـق احـساسم مي نويسم تا شـايد بداني که تپش قلـبم در سينه به خاطــر توست عاشق نگاهی پاک و بی ریا عاشق سبزی بهار و عاشق تمام شقایق های دنیا براي تــو مي نويسم کـه بداني تــو بودي آن يگانه عشــقي که در لا به لاي خــرابه هاي قلـبـم لانه گزيد و از آنهــا گلســتاني جاودانــه ساخت براي تــو مي نويسم تا بداني دوري ات براي مــن مثل دوري ماهــي از آب است و دوري کبوتر از آســمان براي تو مي نويسم اينک از عـُـمــق وجــودم . . . با فــريادي خامــوش که در لا به لاي هــيـاهــوي عـشـقت گــُم شده است براي تــو مي نويسم اينک تا بداني دوســتـَت دارم ! 2
mani24 29665 ارسال شده در 2 اسفند، 2012 قوانین فیزیك را به چالش كشیده اي ! جایت خالیست ... ولی هوایت.. در دلم ..٬.. وزن سنگینی دارد ...! 2
"nazanin" 3610 ارسال شده در 2 اسفند، 2012 امروز مرگ تنهایی منه ٬از غریبی دل کندنه لحظه عاشق شدن و لحظه دل سپردنه دلمو می سپارم به تو٬ قبلتو پس می گیرم تو میشی شاهزاده من٬ منم واسه تو میمیرم میمیرم و زنده میشم تا تو هم بگی دوستت دارم محبوب دلم تویی ٬ از تو چیزی کم ندارم وقتی دستت توی دستمه وقتی فقط تورو دارم وقتی دستت توی دستمه وقتی فقط تورو دارم
mani24 29665 ارسال شده در 2 اسفند، 2012 دلهایمان را یکی کنیم! بی هیچ پاداشی حراج محبت کنیم! وباور کنیم که دیر یا زود همه ی ما خاطره ایم 3
ارسال های توصیه شده