moein.s 18983 اشتراک گذاری ارسال شده در 20 مرداد، ۱۳۹۱ محمدسعید نقاشیان نیهای خود را در مجموعه «نیستان» برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام برگرفته از پیشمتن نینامه مولانا تصویر کرده است. نیهایی که دیگر بر روی کاغذ نیستند و فرمشان در تصویر دگرگون شده است. نوع برگرفتگی از شعر حال و هوایی شاعرانه باید به مدیوم هنری بدهد. اینجا رنگ و مواد است و بوم. نقاشی، حروف، خط و فرم. نیهای مولانا که فریادزنان و نالان از جداییهای شکایت میکنند در مجموعه نقاشیان به یکدیگر کم و بیش نزدیک هم میشوند؛ اما همچنان نالان هستند. سر به بالای تصویر میکشند. قدشان کشیده است و نمیتوان حد آنها را شناخت؛ شاید برای شرح درد اشتیاق نتوان حد تعیین کرد. حروف در آثار او تصویرگر نیستانی هستند که به نابودی رسیده است و حال در فضایی خیالی، "حروف" که همان اشعار سروده شده مولانا در وصف نیستان است، تداعیگر دوباره نیستان نابود شده هستند. گویی این حروف از نهاد نیهایی که باور ندارند نابودیشان را و در این حزن، برخاستهاند و در جاهایی که با اختلاف رنگ شکل نیها را تداعی میکنند به این تعبیر نزدیکتر می شوند. انتخاب کادر افقی برای اغلب آثار نشانگر تداوم این داستان، که داستان جدایی انسان از نیستان وصل خویش و تلاش وی برای بازگشت به این اصل است. فرمهایی از حروف و رنگها که با درهم رفتگی و پیچش پازل مانند خویش، پازل مهمتر نیستان را میسازند و گویی هر یک تداعی گر نواهایی از انسانهایی هستند که جدایی از نیستان وصل خویش را فریاد میزنند و این تلاشها، سازنده کلیتی از نیستانی در حال سوختن یا ساختن هستند. رنگهای انتخاب شده عموما از شاخه رنگی قهوهای سوخته که همان سوختن را تداعی گر هستند، انتخاب شدهاند و در مناطقی با تغییر رنگ به سفید یا دیگر رنگها، فرم نیها را بازسازی میکنند. البته شاخهی هرمنوتیک و تأویل متن خود باب پیشانگاشتهها و پیشفرضهایی را باز میکند که هر کسی از ظن خود یار نیستان شود. برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام 1 لینک به دیدگاه
sarevan 9753 اشتراک گذاری ارسال شده در 20 مرداد، ۱۳۹۱ انتخاب کادر افقی برای اغلب آثار نشانگر تداوم این داستان، که داستان جدایی انسان از نیستان وصل خویش و تلاش وی برای بازگشت به این اصل است. 1 لینک به دیدگاه
moein.s 18983 مالک اشتراک گذاری ارسال شده در 20 مرداد، ۱۳۹۱ اگر معنی جمله لذاتون جای سوال هست که برداشت من این هست که نوشته اشاره داره که انسان یک نیستان درونی داره که الان از اون دور افتاده و ایشون سعی داره در نقاشی هاش دوباره ما رو نزدیک کنه به این نیستان وجودی و حال آنکه این نیستان درونی چی هست می تونه اخلاق گم شده در زمان باشه انتخاب کادر افقی برای اغلب آثار نشانگر تداوم این داستان، که داستان جدایی انسان از نیستان وصل خویش و تلاش وی برای بازگشت به این اصل است. لینک به دیدگاه
ارسال های توصیه شده