Lean 56970 ارسال شده در 9 دی، 2012 کاش یک روز بیایی و این خنده های خالی را از لبم بگیری خنده هایی که خالی اند اما پر از تظاهر شادی اند خنده ای که نقابی است روی چهره ای خسته ، چسبی است روی زخم ... کاش میشد فریاد زد این گریه های بیصدا را که در خلوت گوش دلم را میخراشند گریه هایی که پراند ، پراز جای خالی ات... دفتر حضور و غیاب دلم پراست از غیبت های ناموجه تو عجیب است که حذف نمیشوی از این درس ! استاد سخت گیری است دلم اما قضیه ی تو فرق میکند عزیز است خاطرت که هنوز مانده ای در یادش... نمبینی این روزها چقدر بی حالم ؟! حال من دیگر بین گذشته و آینده نیست ! حال من پر است از دلتنگی دیروز و دلشوره فردا حال فهمیدی که چرا دلم تنگ توست و شور تو را می زند؟ وقتی تو باشی شاید خنده و گریه برایم فرقی نداشته باشد تو که باشی خنده ام و گریه ام پر میشوند پر از حضور تو واین حضور کافی است دلم را... 8
ژارسین 4579 ارسال شده در 10 دی، 2012 برای کشتنم مسپارم به جلاد دشنه بدست اندکی تامل و انگاه اندیشه ای تازه کن اری کافیست برگیری ان نگاه ارام و زیبا را......... 6
YAGHOT SEFID 29302 ارسال شده در 10 دی، 2012 برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام 4
Farnoosh Khademi 20025 ارسال شده در 10 دی، 2012 می روم...به کجا؟ نمی دانم ....حس بدی ست... بی مقصدی! کاش نه باران بند می آمد... نه خیابان به انتها می رسید.... 3
Farnoosh Khademi 20025 ارسال شده در 10 دی، 2012 چگونه است؟! صبح كه بيدار شدي كدامين نقاب را بر مي داري؟ فصل نقابهاست... انگار كسي ما را بي نقاب نمي بيند اگر روي واقعي داشته باشيم كسي ما را نمي پسندد به دنبال لحظه ايم كه تمام نقابها از چهره ها برداشته شود ايا آن روز هيچ "خودي" باقي خواهد ماند؟ برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام 7
ارسالهای توصیه شده