رفتن به مطلب

مشاعره ی موضوعی


*lotus*

ارسال های توصیه شده

ارسال شده در

چه زیباست که با مهر دل از کینه بشوییم

چه نیکوست که با عشق گل از خار برایم

  • Like 2
  • پاسخ 1.2k
  • ایجاد شد
  • آخرین پاسخ

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

ارسال شده در

دوست دارم عشقم بمیرد

در گورستان باران بگیرد

و در کوچه هایی که گام برمی دارم،

ببارد،

همان عشق گریانی که گمان می کرد مرا دوست دارد

  • Like 2
ارسال شده در

زندگي را مي توان درغنچه ها تفسير کرد

با نگاه سبز باران عشق را تعبير کرد

زندگي راپر ز احساس کبو تر ها نمود

کينه را با نگاه ساده اي زنجير کرد

همچو شبنم چشم را درچشم شقايهاگشود

طرح يک لبخند را بر برگ گل تصوير کرد

زندگي را مي توان در خلوت هر صبحدم

با وضوئي با دعايي با خدا تقدير کرد

کاش ميشد لحظه ها را قاب کرد

روزهاي تيره را خواب کرد....

  • Like 2
ارسال شده در

آه... باور نمیکنم که مرا

با تو پیوستنی چنین باشد

نگه آن دو چشم شور افکن

سوی من گرم و دلنشین باشد

بیگمان زان جهان رویایی

زهره بر من فکنده دیده عشق

می نویسم بر وی دفتر خویش

جاودان باشی ای سپیده عشق

  • Like 2
ارسال شده در

در زیر این نیلی سپهر بیکرانه

چندان که یارا داشتم در هر ترانه

نام بلند عشق را تکرار کردم

با این صدای خسته شاید خفته ای را

در چهار سوی این جهان بیدار کردم

  • Like 2
ارسال شده در

به روی گونه تابیدی و رفتی

مرا با عشق سنجیدی و رفتی

تمام هستی ام نیلوفری بود

تو هستی مرا چیدی و رفتی

کنار انتظارت تا سحر گاه

شبی همپای پیچک ها نشستم

تو از راه آمدی با ناز و آن وقت

تمنای مرا دیدی و رفتی

  • Like 1
ارسال شده در

شبی از عشق تو با پونه گفتم

دل او هم برای قصه ام سوخت

غم انگیزست توشیداییم را

به چشم خویش فهمیدی و رفتی

چه باید کرد این هم سرنوشتی ست

ولی دل رابه چشمت هدیه کردم

  • Like 2
ارسال شده در

ز شور عشق ندانم کجا فرار کنم

چه گونه چاره این جان بی قرار کنم

  • Like 2
ارسال شده در

عجب دریای غمناکی ست این عشق

ببین با سرنوشت من چه ها کرد

تو هم این رنجش خاکستری را

میان باد پیچیدی و رفتی

تمام غصه هایم مثل باران

فضای خاطرم را شستشو داد

و تو به احترام این تلاطم

فقط یک لحظه باریدی و رفتی

  • Like 2
ارسال شده در

سیه چشمی به کار عشق استاد

به من درس محبت یاد می داد

مرا از یاد برد اخر ولی من

به جز او عالمی را بردم از یاد

  • Like 2
ارسال شده در

روح رویایی عشق

از بر چرخ بلند

جلوه یی کرد و گذشت

شور در عالم هستی افکند

  • Like 3
ارسال شده در

هرجا که گلی خندد ،با دوست بخندید

هرگه که بهار اید با عشق بجوشید

  • Like 3
ارسال شده در

در این سیاهی و سردی به سان اتش گاه

همیشه گرمم،همواره روشنم با عشق

  • Like 3
ارسال شده در

ای عشق در اتش تو فریاد خوش است

هر کس که در اتش تو افتاد خوش است

بی داد خوش است از تو،وز هستی ما

خاکستری که سپرده بر باد خوش است

  • Like 3
ارسال شده در

ای عشق شکسته ایم مشکن مارا

این گونه یه خاک ره میفکن ما را

ما در تو به چشم دوستی میبینیم

ای دوست کبین به چشم دشمن مارا

  • Like 3
ارسال شده در

بشر چه قدر به درمان عشق مانده است؟

مگر چه قدر ازین عمر بی ثمر ماندست؟

  • Like 3
ارسال شده در

روزگاری هستی ام را می نواخت

افتاب عشق شور انگیز من

این زمان خاموش و خالی مانده است

سینه ی از ارز. لبریز من

  • Like 3
ارسال شده در

معنای عشق نیز

در سرنوشت من

با تو،همیشه با تو،برای تو،زیستن

  • Like 3
ارسال شده در

چمن خاطر من نیز ز جان مایه ی عشق

در سراپرده دل غنچه یی می پرورد

هدیه ای می اورد

  • Like 3
ارسال شده در

سالها رفتست کز هر ارزو خالی است اغوشم

نغمه پرداز جمال و عشق بودم اه

حالیا خاموش خاموشم

یاد از خاطر فراموشم

  • Like 3

×
×
  • اضافه کردن...