Neutron 60972 ارسال شده در 27 بهمن، 2011 امنیت قضایی-اقتصادی-سیاسی-اجتماعی، یا به عبارت دیگر حاکمیت نظم و قانون، موجب امید به آینده و در نتیجه موجب رشد فعالیت، تلاش و خلاقیت انسان می گردد. این ویژگی از شرایط و لوازم ضروری هرگونه رشد و توسعه اقتصادی است. حاکمیت قانون و خود قانون، بر خلاف تصور ایرانیان، نه خریدنی است و نه وارد کردنی. مردم و حاکمیت «امنیت اجتماعی» به معنی وسیع کلمه را، با نظمیه، امنیه، کلانتری، دادگاه های کیفری، زندان، شکنجه و کشتار عوضی گرفته اند. مردم از آن جهت در اشتباه اند که هر بار می خواهند از «ناامنی اجتماعی» خلاصی یابند و بر آن بشورند، ابتدا به این ها حمله ور می شوند، در حالی که اینان خود معلول عوامل اجتماعی اند. حاکمیت نیز از آن جهت در اشتباه است که می خواهد با این وسایل امنیت برقرار کند. آن چه تاریخ گذشته ما گواهی می دهد، نه آن موفق شده است و نه این. قانون در رابطه با تعهد معنی می یابد؛ یعنی تعهد افراد جامعه در سرسپردن به فلان قانون. و این تعهد نیز قبل از این که بتواند به ضرب تیر و تفنگ و دشنه بر مردم حاکم شود، در مردم ایجاد می گردد. و زمانی که از داخل روابط متقابل مردم بجوشد، خود موثرترین ضامن اجرای آن خواهد بود. دومین ضامن اجرای آن خود فرد است، فردی که به صورت خلاق در خلق روابط اجتماعی سهیم بوده است. سومین و آخرین ضمانت اجرای قانون «اجبارِ» دولتی، یعنی پاسبان، دادگاه، زندان و ... است. و این سومین از غیرموثرترین و کم ارزش ترین و ناکافی ترین ضامن های اجرای قانون است. در کشورهایی که امنیت اجتماعی به معنی وسیع کلمه از متن و بطن روابط اجتماعی جامعه شکل گرفته باشد، حمایت از آن توسط خود افراد تضمین می شود. برعکس در کشورهایی که این امنیت به معنی فوق وجود نداشته باشد و آن را بیشتر به صورت وارداتی تلقی کنند وضع به گونه ای دیگر است؛ یعنی «ناامنی اجتماعی» حاکم بر شکل قانون دولتی می شود و آن را می شکند. و اولین شکنندگان آن خود مردم هستند. در این گونه جوامع روابط اجتماعی اولین عاملی است که خود برای فرار از قانون وسایلی را تعبیه می کند. مردم علاوه بر این که از این امر شرمنده نمی شوند، آن را نوعی «زرنگی» تلقی می کنند. علی رضا قلی (والا) در کتاب جامعه شناسی نخبه کشی ، قائم مقام، امیر کبیر، مصدق، 1386 14
Ehsan 112349 ارسال شده در 27 بهمن، 2011 اولین روزی که آرام در صف های اتوبوس و مترو و..... ایستادم تا نوبتم شود،یادم نمیرود. دیدم مردم همدیگر را هل میدهند تا زودتر برسند. گفتم چرا صبر نمیکنید، بهم گفتند ای پپه ، تو این مملکت دیر بجنبی ، کلاهت پس معرکه است. رعایت قانون = پپگی. مجری قانون = دستگیر کننده کسانی که پپه نیستند. پس نتیجه میگیریم کلا قانون اجتماعی و مدنی وجود ندارد، قوانین پپگی در این مملکت حاکمند. 15
Neutron 60972 سازنده ارسال شده در 27 بهمن، 2011 تمامی تاریخ ایران شاهدی است بر تجاوزهای متعدد و مداوم به جان و مال مردم. گذشته از غضب مال و اموال مردم، ایران کشوری بوده که در آن شاهان و شاهزادگان نه فقط به وسیله دشمنان بلکه توسط بستگان خود نیز به قتل می رسیدند و یا کور و اخته و ... می شدند. 10
saeed99 2563 ارسال شده در 28 بهمن، 2011 تمامی تاریخ ایران شاهدی است بر تجاوزهای متعدد و مداوم به جان و مال مردم. گذشته از غضب مال و اموال مردم، ایران کشوری بوده که در آن شاهان و شاهزادگان نه فقط به وسیله دشمنان بلکه توسط بستگان خود نیز به قتل می رسیدند و یا کور و اخته و ... می شدند. این رویه شامل بیشتر کشورهای جهان هم میشده ، اما با توجه به تمرکز شما روی کشور ایران ، آیا مورد ویژه ای مد نظرتان است ؟ 1
Avenger 19334 ارسال شده در 28 بهمن، 2011 کلا ما از ریشه مشکل دارم باید ریشمون رو عوض کنیم که این هم محاله 4
*Sanaz* 10640 ارسال شده در 28 بهمن، 2011 جالبه اکثر این قانون شکنان به اصطلاح زرنگ،مسخره ات هم میکنند که تو چرا مثل ما نیستی. من مشکل را در ندیدن آموزش از دوران دبستان و راهنمایی میدونم. تنها چیزی که برای نظام آموزشی و تربیتی این کشور اهمیت نداره،بحث قانون است. فقط کارهای به اصطلاح فرهنگی میکنند اونهم زنگ های پرورشی و دعا و قرآن و.... 6
danielo 15240 ارسال شده در 28 بهمن، 2011 کلا یک انسان بزرگترین چیزی که از زندگی در ایران و جامعه ایرانی یاد میگیره این هست که گرگ بشه 5
ارسالهای توصیه شده
برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید
برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید
ایجاد یک حساب کاربری
برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !
ثبت نام یک حساب کاربری جدیدورود به حساب کاربری
دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید
ورود به حساب کاربری