Mahsa.Gha 6571 ارسال شده در 27 بهمن، 2011 انسان در مسیر زندگی خود با انواع مسائل و مراحلی مواجه میشود که ناگزیر از تصمیم گیری است. تصمیم گیری نقش گستردهای در زندگی آدمی دارد. از تصمیم گیریهای جزئی در امور کوچک گرفته، تا تصمیم گیریهای بسیار بزرگ و پراهمیت. حالا سوالی که من از شما دوستان دارم این هست که دیگران تا چه حد در تصمیم گیری های شما موثرند... ب طور مثال: در انتخاب رشته تحصیلی چه میزان دیگران در تصمیم شما تاثیرگذار بوده اند؟؟؟ در تعیین مسیر سرنوشت خود تا چه حد وجود دیگران برای شما موثر بوده؟؟؟ درمجموع آیا شما انسانی مستقل هستید و یا در نظرات خود بسیار متکی به دیگری؟ 12
alimec 23102 ارسال شده در 28 بهمن، 2011 حالا سوالی که من از شما دوستان دارم این هست که دیگران تا چه حد در تصمیم گیری های شما موثرند... ب طور مثال: در انتخاب رشته تحصیلی چه میزان دیگران در تصمیم شما تاثیرگذار بوده اند؟؟؟ در تعیین مسیر سرنوشت خود تا چه حد وجود دیگران برای شما موثر بوده؟؟؟ درمجموع آیا شما انسانی مستقل هستید و یا در نظرات خود بسیار متکی به دیگری؟ درود اشاره می کنم فقط: رشته تحصیلی که طبق نظر دبیرای پیش دانشگاهی و مشاور قلم چی زدیم مکانیک سرنوشت: دین که پدر و مادر شیعه بودن ماهم شیعه/ به قول یکی از دوستان(هیملر) اگه پدر و مادرم هندی بودن من شاید موش پرست میشدم/ ولی الان که در 7 سال چهارم زندگی هستم قصد دارم در این مورد مطالعه کنم(کم و زیادش بستگی داره به مکانیک) 3
Javid Maleki 11668 ارسال شده در 28 بهمن، 2011 بعضی جاها بله بعضی جاها نه بعضی جاها دل بی صاحب نمیذاره آدم اون تصمیمی رو که میخواد بگیره وسعی میکنم صبر کنم تا اوضاع بهتر بشه بعد تصمیم گیری کنم 5
shahdokht.parsa 50877 ارسال شده در 28 بهمن، 2011 درتحصیل اولش فقط بخاطر لج ولجبازی تصمیم گرفتم بعدهاش دیگه خودم تصمیم گرفتم به باقیه هم اعلام کردم....... کلا خودم تصمیم میگیرم حالا یا خوب میشه یا بد دودش فقط تو چشم خودم میره و رفته تاحالا به حرف باقیه اگر برویم نابودیم تا حدودی 5
M.P.E.B 4852 ارسال شده در 28 بهمن، 2011 حالا سوالی که من از شما دوستان دارم این هست که دیگران تا چه حد در تصمیم گیری های شما موثرند... ب طور مثال: در انتخاب رشته تحصیلی چه میزان دیگران در تصمیم شما تاثیرگذار بوده اند؟؟؟ برخلاف نظر پدر و مادر و مشاوراي مدرسه انتخاب رشته كردم در تعیین مسیر سرنوشت خود تا چه حد وجود دیگران برای شما موثر بوده؟؟؟ بازم خلاف اون چيزي كه خانوادم ميخواستن شد درمجموع آیا شما انسانی مستقل هستید و یا در نظرات خود بسیار متکی به دیگری؟ به قول بابام من كلا ساز مخالفم هرچي اونا بگن من عكسشو عمل كردم چي ميگن تو اينطور مواقع اهان ميگن كاراي فلاني عين ديو هس حالا شده حكايت من اما خارج از همه اين حرفا تا جايي كه بتونم سعي ميكنم خودم مسائلم را حل كنم اما انسان گاهي نياز به هم فكري داره و اسم اين همفكري و مشاوره را هم نميشه گذاشت وابسته بودن و متكي به ديگران هروقت از نظرات خانوادم مخصوصا خواهر بزرگم استفاده كردم خيلي مفيد بوده و هرگز پشيمون نشدم از راهنمايي و مشاوره اش 5
HaMeD-GibsoN 1859 ارسال شده در 28 بهمن، 2011 من همیشه خودم واسه خودم تصمیم گرفتم از همه مشاوره گرفتم ولی تصمیم آخر رو خودم میگیرم. دوست دارم زندگیم رو با تصمیمات خودم خراب کنم تا اینکه با تصمیمات کس دیگه آبادش کنم. اما بخاطر دیگران تصمیم گرفتم. 4
شقایق31 40377 ارسال شده در 28 بهمن، 2011 در انتخاب رشته تحصیلی چه میزان دیگران در تصمیم شما تاثیرگذار بوده اند؟؟؟ والا دبیرستان که میخواستم برای سال دوم برم انتخاب رشته نمیدونم چی پیش اومد که من نتونستم برم و مادرم جام رفت ثبت نام رشته اول ریاضی دوم تجربی سوم انسانی بود من هم که عشق ریاضی بودم مامانم رشته انسانی و انتخاب کرد:icon_razz: و بدتر ازن میگفت استعدادت خوبه تو خوندن هر چی بهش گفتم مامان جان من اول ریاضی و اوردم بذار تغییر رشته بدم قبول نکرد:icon_razz: تمام مسیر زندگیم با اون تعیین رشته بهم ریخت:icon_razz: در تعیین مسیر سرنوشت خود تا چه حد وجود دیگران برای شما موثر بوده؟؟؟ حدود 10 سالی که ازدواج کردم غیر از من و وحید کسی تصمیم نگرفت البته شده مشورت کنیم ولی تصمیم اصلی با خودمون بوده درمجموع آیا شما انسانی مستقل هستید و یا در نظرات خود بسیار متکی به دیگری؟ کاملا مستقل و بدون اتکا به کسی[/:a030: 6
HaMeD-GibsoN 1859 ارسال شده در 28 بهمن، 2011 در انتخاب رشته تحصیلی چه میزان دیگران در تصمیم شما تاثیرگذار بوده اند؟؟؟ 10% احتمالا. من در این مورد خودسرانه عمل کردم و یکمم دردسر کشیدم در تعیین مسیر سرنوشت خود تا چه حد وجود دیگران برای شما موثر بوده؟؟؟ از دیگران الگو گرفتم و سعی کردم پا جای پای اونها بزارم ولی چون پام یکم سایزش از اونها بزرگتر هستش یکم روشهام فرق داشته درمجموع آیا شما انسانی مستقل هستید و یا در نظرات خود بسیار متکی به دیگری؟ کاملا مستقل ، اما از اینکه کسی راهنماییم کنه بدم نمیاد البته اون شخص حتما باید از من موفقتر باشه تا حرفهاش رو بررسی کنم 3
تینا 15116 ارسال شده در 28 بهمن، 2011 ن داداشمو خیلی قبول دارم تو موقعیت های سخت همیشه پشتوانم بوده همیشه تو تصمیم گیری مسائل بزرگم ازش کمک گرفتم خیلی جاها هم با دیگران مشورت میکنم ولی اخر سر کار خودمو میکنم 2
Mahsa.Gha 6571 مالک ارسال شده در 29 بهمن، 2011 اصولا دیگران در مورد من زیاد تصمیم می گیرن.... دیگران در مورد شما تصمیم میگیرن! ؟؟؟ خب شما تا چه حد تصمیم گیریشون روتون تاثیرگذاره؟
Mahsa.Gha 6571 مالک ارسال شده در 29 بهمن، 2011 مرسی از دوستان. من خودم رشته تحصیلی ام رو انتخاب کردم اونم با سماجت... خودم راهمو انتخاب کردم و پیش رفتم و خودم هم واسه آینده و ازدواجم تصمیم گرفتم. حالا شده از دیگران مشورت بخوام اما تصمیم اول و آخر با خودم بوده چون حرف زور و اجبار تو کتم نمیره. ا 1
Mahsa.Gha 6571 مالک ارسال شده در 29 بهمن، 2011 حالا یه سوالی دارم: چرا برخی تا این حد (شدت زیادی)تحت نفوذ خانواده و برخی از آدمها هستن؟؟؟ مگه خودشون قدرت تصمیمگیری ندارن که به دیگران اجازه میدن که تو زندگیشون جولان بدن و در بسیاری از موارد میتونم بگم 99درصد زندگی شخص رو مختل میکنن؟؟؟ چرا اصلا اون اشخاص به خودشون اجازه میدن که همچین کاری کنن؟؟؟ واقعا سوالیه بزرگ توی ذهن من.. 1
Farnoosh Khademi 20024 ارسال شده در 29 بهمن، 2011 اولابستگی داره دیگران کیا باشن من تو تصمیماتم معمولا بامامان و بابام و یکی از دوستای صمیمیم مشورت میکنم. ولی در نهایت کاری رو میکنم که خودم فکر میکنم درسته. تو انتخاب رشته تحصیلیم خانواده ام خیلی موافق نبودن ولی خوب من کار خودمو کردم و تا حالاهم پای انتخابم واسادم 1
alimec 23102 ارسال شده در 29 بهمن، 2011 حالا یه سوالی دارم:چرا برخی تا این حد (شدت زیادی)تحت نفوذ خانواده و برخی از آدمها هستن؟؟؟ مگه خودشون قدرت تصمیمگیری ندارن که به دیگران اجازه میدن که تو زندگیشون جولان بدن و در بسیاری از موارد میتونم بگم 99درصد زندگی شخص رو مختل میکنن؟؟؟ چرا اصلا اون اشخاص به خودشون اجازه میدن که همچین کاری کنن؟؟؟ واقعا سوالیه بزرگ توی ذهن من.. در مورد عدم قدرت تصمیم گیری به یکی از تئوری های فروید اشاره می کنم توضیحات بیشتر با دوستان روانشناس(ساناز خانم/پری خانم) تئوری ساختمان سه گانه روانی انسان: 1- خود(من/ منیت/خودآگاه...) 2- ضمیر(ناخود اگاه/ غریزه/امیال ...) 3- فراخود(اطرافیان /خانواده /جامعه...) ضمیر از همون اول فعاله/ خود دوران اولیه زندگی بسیار ضعیفه/ هر چه فرد بزرگتر میشه(مثلا به هفت سال دوم زندگی رسید) خود بیشتر فعال میشه و نقش فراخود(پدر مادر اطرافیان) این زمان خیلی مهمه/ فراخود می تونه خود را شکوفا کنه پرورش بده یا بالعکس سرکوب کنه-سرکوب مثلا: این کار رو نکن/گناه داره/جهنم می ری/ من خودم برات انجام میدم/با فلانی هم صحبت نشو و.... با این همه سرکوب ها خود فرد شکوفا نمیشه و وابستگی... 1
Mahsa.Gha 6571 مالک ارسال شده در 29 بهمن، 2011 ضمیر از همون اول فعاله/ خود دوران اولیه زندگی بسیار ضعیفه/ هر چه فرد بزرگتر میشه(مثلا به هفت سال دوم زندگی رسید) خود بیشتر فعال میشه و نقش فراخود(پدر مادر اطرافیان) این زمان خیلی مهمه/ فراخود می تونه خود را شکوفا کنه پرورش بده یا بالعکس سرکوب کنه-سرکوب مثلا: این کار رو نکن/گناه داره/جهنم می ری/ من خودم برات انجام میدم/با فلانی هم صحبت نشو و.... با این همه سرکوب ها خود فرد شکوفا نمیشه و وابستگی... واقعا این فراخودها نمیدونن که با آینده طرف مقابلشون چه میکنند؟؟؟ اما مساله ای که من بسیار هم تو اطرافم میبینم حرف زوری هست که باید به کرسی بشینه ... واقعا من نمیفهمم اینجور انسانها رو. 1
NEGARi 9387 ارسال شده در 29 بهمن، 2011 وقت انتخاب رشته واسه دبیرستان به همه گفتم هنرستان مامانم مخالف بود چون اون موقع راجب هنرستانو محیطش حرف زیاد بود... با این حال من گفتم هنرستانو قرار شد برم موقع ثبت نام مسافرت بودمو مامانم خودش رفت واسه ثبت نام! انسانی! وقتی فهمیدم دیگه دیر شده بود... هیچی دیگه تو این زمینه به فنا رفتم! واسه یونی هم فقط یادمه مشاور گفت تو که درس نمیخونی انتخبای اولتو قبول نمیشی تراز این رشته بالاست!و آخرش آزاد دقیقا انتخاب اولم قبول شدم! کلا خودم تصمیم بگیرم بهتره حده اقل تصمیم خودم بوده... 2
Mahsa.Gha 6571 مالک ارسال شده در 29 بهمن، 2011 وقت انتخاب رشته واسه دبیرستان به همه گفتم هنرستان مامانم مخالف بود چون اون موقع راجب هنرستانو محیطش حرف زیاد بود... با این حال من گفتم هنرستانو قرار شد برم موقع ثبت نام مسافرت بودمو مامانم خودش رفت واسه ثبت نام! انسانی! وقتی فهمیدم دیگه دیر شده بود... هیچی دیگه تو این زمینه به فنا رفتم! واسه یونی هم فقط یادمه مشاور گفت تو که درس نمیخونی انتخبای اولتو قبول نمیشی تراز این رشته بالاست!و آخرش آزاد دقیقا انتخاب اولم قبول شدم! کلا خودم تصمیم بگیرم بهتره حده اقل تصمیم خودم بوده... واقعا ؟؟؟؟؟؟ دقیقا من هم مشکل شما رو داشتم و پدرم اصلا مایل نبود هنرستان برم ام با سماجت تمام سرحرفم ایستادم. الان هم نه تنها پشیمون نیستم بلکه خیلی خیلی هم راضی ام. 1
NEGARi 9387 ارسال شده در 29 بهمن، 2011 واقعا ؟؟؟؟؟؟ دقیقا من هم مشکل شما رو داشتم و پدرم اصلا مایل نبود هنرستان برم ام با سماجت تمام سرحرفم ایستادم. الان هم نه تنها پشیمون نیستم بلکه خیلی خیلی هم راضی ام. خوب منم مثل شما سماجت کردمو قرار بود برم هنرستان و فقط اینکه مسافرت بودم باعث شد این اتفاق نیفته! ۲مورد تو زندگیم هست که دیگران به جای من تصمیم گرفتن و همین ۲ تاست! که اونم اینجوری بوده.... 1
Mahsa.Gha 6571 مالک ارسال شده در 29 بهمن، 2011 خوب منم مثل شما سماجت کردمو قرار بود برم هنرستان و فقط اینکه مسافرت بودم باعث شد این اتفاق نیفته! ۲مورد تو زندگیم هست که دیگران به جای من تصمیم گرفتن و همین ۲ تاست! که اونم اینجوری بوده.... گاه بزرگترها فک میکنن که بهترین تصمیم رو واسه فرزندانشون میگیرن ... اما نمیدونن که گاه این تصمیم گیریها آینده فرزندشون رو خراب میکنه راستش با اینجور مسائل در اطرافم زیاد برخورد میکنم و میبینم که چطور این مساله باعث نابود شدن بچه میشه . حالا خوشبختانه شما همین 2 مساله بوده اما خیلی ها هستن که حتی باجداشدن از خانواده هم هنوز مشکلاتشون گریبانگیرشونه 1
ارسال های توصیه شده