Himmler 22171 سازنده ارسال شده در 4 اسفند، 2011 [FLASH=width=200 heigh=300] برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام [/FLASH] 7
SH E I KH 18753 ارسال شده در 4 اسفند، 2011 آسمون چرا نمی باره خیمه ها شده بی ستاره خواهرم کی آب ببره من برم حسین کیو داره هر کی تو خیمه برای برگشتن من منو صدا میکنه برای یک جرعه ی آب خدا خدا میکنه دل خوش اند نمیدونن که امید حرم به خاک افتاده دو تا دستو تنو مشکو علم به خاک افتاده آسمون چرا نمی باره خیمه ها شده بی ستاره خواهرم کی آب ببره من برم حسین کیو داره لحظه ی آخر به روی لب ذکر اَخا تورو صدا میکنم برای دیدن تو خدا خدا میکنم مشک آب شده پاره منو شرم از تو و حرم چه کنم من بی آب من بی دست با این علم چه کنم لحظه ی شهادت منه تو بیای سعادت منه چشم من دیگه نمیبینه مشک آب خجالت منه آسمون چرا نمی باره خیمه ها شده بی ستاره خواهرم کی آب ببره من برم حسین کیو داره 8
lilac 5892 ارسال شده در 4 اسفند، 2011 باز محرم شدو دلها شکست از غم زینب دل زهرا شکست باز محرم شد و لب تشنه شد از عطش خاک کمرها شکست آب در این تشنگی از خود گذشت دجله به خون شد دل صحرا شکست قاسم ولیلا همه در خون شدند این چه غمی بود که دنیا شکست 6
Himmler 22171 سازنده ارسال شده در 5 اسفند، 2011 ___________>>>>مرگ سرخت ___________>>>>تنها نه نام يزيد را شكست ___________>>>>و كلمه ستم را بي سيرت كرد ___________>>>>كه فوج كلام را نيز در هم مي شكند ___________>>>>هيچ كلام بشري نيست ___________>>>>كه در مصاف تو نشكند ___________>>>>اي شيرشكن! ___________>>>>خون تو بر كلمه فزون است ___________>>>>خون تو در بستري از آن سوي كلام ___________>>>>فراسوي تاريخ ___________>>>>بيرون از راستاي زمان ___________>>>>مي گذرد ___________>>>>خون تو در متن خدا جاري است 5
Himmler 22171 سازنده ارسال شده در 5 اسفند، 2011 ___________>>>>تا ابد , ___________>>>>فرات توفنده و گریان , ___________>>>>در حسرت بوسه ای دیگر بر دستان توست ___________>>>>مشک فقط یک سمبل بود تا تو بمانی ___________>>>>حتی اگر, ___________>>>>فرات نماند 13 .10 .2011 Himmler 5
Himmler 22171 سازنده ارسال شده در 5 اسفند، 2011 ___________>>>>کعبه در پشت سر بود ___________>>>>و ___________>>>>خورشید در میانه ی راه ___________>>>>اما انروز ___________>>>>تا قطره خونی بر خاک افتاد ___________>>>>خورشید در نیمه اسمان کربلا ماند و هنوز مانده است ___________>>>>قطره خونی بر خاک افتاد ___________>>>>و کعبه ای از خاک داغ شکفت ___________>>>>این رمز ناگشوده , چیست ؟ ___________>>>>ان قطره خون ایا با خورشید درهم امیخت که هنوز جاودان است ؟ 08.10.2011 Himmler 4
alimec 23104 ارسال شده در 5 اسفند، 2011 جانم فدای نام زیبایت، ابوالفضل قربان زخم چشم بینایت، ابولفضل گر من به چای القمه بودم، زِ حسرت هر آن بخشکیدم برآن روزت ابولفضل تاسوعا روز قمر بنی هاشم تسلیت باد 6
no_andish 2328 ارسال شده در 5 اسفند، 2011 يا حسين! آمدم بر درگهت ، تا در كنار انبياء *** بر سر خوان عزاي خويــش،مهمانم كني آمدم شايد بلا گردان عباست شوم *** آمدم تا پيش پاي خـــویش،قربانم كني آمدم تا از علي اكبر بگيرم خلق خوش *** تا نــگين خاتم جمع جوانانـم كني آمدم در قتلگاه تو،پريشانت شوم *** آمدم در جستجوي خويش،حيرانم كني التماس دعا دارم خیلی خیلی زیاد 4
Himmler 22171 سازنده ارسال شده در 5 اسفند، 2011 [FLASH=width=200 heigh=300] برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام [/FLASH] 4
sarevan 9753 ارسال شده در 5 اسفند، 2011 در شب پر شور عاشورا ، به دشت کربلا تا سحر ، بیدار و شادانند اصحاب حسین صوت قرآن و نماز است و مناجات و دعا روشنایی بخش آنان ، نور مهتاب حسین... گفت با خویشان و با اصحاب خود آن شب امام چون که فردا ، روبرو با لشگر دشمن شوم جز شهادت نیست راه دیگری در این قیام دوست دارم ، کشته در این راه ، تنها من شوم هر که ميترسد ز جان خود ، درین جنگ شدید خیزد و در پرده شب گیرد اکنون راه خویش هر که ميخواهد که فردا ، همرهم گردد شهید عهد بندد با خدایش ، در دل آگاه خویش یک زبان ، گفتند : هرگز ، ای عزیز فاطمه کی ترا تنها گذاریم و ازین صحرا رویم نیست ما را یا حسین از این شهادت واهمه ای خوشا ، با رو سپیدی ، ما ازین دنیا رویم در شب پر شور عاشورا ، به دشت کربلا تا سحر بیدار و شادانند اصحاب حسین صوت قرآن و نماز است و مناجات و دعا روشنایی بخش آنان ، نور مهتاب حسین ... سیزده ساله جوانی بود و ،پرسیدش امام : مرگ در پیشت چگونه باشد ای پور حسن ؟ در جواب پیشوایش ، گفت با صد احترام : از عسل شیرین تر است این مرگ خونین پیش من آن یکی گفتا : اگر هفتاد باره جان دهم زنده گردم ، باز ، در راهت فداکاری کنم دوست دارم ، جان به راه عترت و قرآن دهم تا نفس دارم ، امام خویش را یاری کنم یک زبان گفتند : کی امشب به پایان ميرسد ؟ کی شود فردا ؟ که جان در یاری قرآن دهیم ؟ جان ما بعد از شهادت ، چون به جانان ميرسد کی شود پیش امام خود ، خدایا جان دهیم ... ؟ شاعر:حبیب چایچیان 6
sarevan 9753 ارسال شده در 5 اسفند، 2011 خالق عشق و محبت یا حسین ای قتیل دشت غربت یا حسین ای گل صحرا نبرد فاطمه ای صفای آل عصمت یا حسین ای که جانت سوخت از لب تشنگی ای فدای کام خشگت یا حسین آن قدر سوز عطش بالا گرفت تا که شد بی نور چشمت یا حسین تشنه ام تشنه ترم کن بر غمت یا بمیرم یا شهادت یا حسین یکشبه راه مرا کوتاه کن با نگاهی از محبت یا حسین دوست دارم پیشت آیم لحظه ای تا نمایم با تو صحبت یا حسین چه میگذرد امشب برصحرای کربلا... غربتی دارد امشب صحرای کربلا... صبرزینب...غم زینب... آه از سنگینی این روزها... بازهم عاشورا...عاشورای حسین(ع)... مرادریاب مولاجانم...دریاب... 6
alimec 23104 ارسال شده در 6 اسفند، 2011 برخیز که شور محشر آمد/ این قصه زِ سوز جگر آمد برخیز که با نوای نی باز /شمس و قمری دگر برآمد نالید نی و عرش به گریه /در عالم از این غم شور آمد مختار برآمده از نامش اختیار آدمی را بر حسینی شدن و یزیدی شدن به نمایش می گذارد و به قول استاد دکتر قنبری:"مختار نامه را تماشا کنید و بیاندیشید و جای خودتان را از میان شخصیت ها پیدا کنید" 5
Himmler 22171 سازنده ارسال شده در 6 اسفند، 2011 بیش از 3/4 میلیون زائر امام حسین و یارانش در کربلا حج شیعه اجتماعی این گونه عظیم برای ارادت به مردان و زنانی عظیم تر نوع بشر بخود ندید . مستقیم ببینید برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام 4
YAGHOT SEFID 29302 ارسال شده در 6 اسفند، 2011 پاشــ ـــو پاشــ ـــو بــ ـــرادرم که تشنــ ــه اند اهل حــ ــرم رفتــ ـــی و از داغ تو،ببین شکستــ ــــه کمــ ـــرم شد از عطـــ ــــش دلا کباب،چشمش به راهته ربـــ ـــاب زنده میمونه پسرش،فقط با یک قطـــ ــــــره آب پاشــ ـــو پیش چشــ ــای من،راهی برو و قــ ـــدم بزن علــ ـــم بزن پیش اینا،دارن میخندن به مــ ــــن 4
ارسالهای توصیه شده