سارا-افشار 36437 ارسال شده در 19 بهمن، 2011 در طی هفته گذشته دو اتفاق برام افتاد و دو حرکت و حرف زشت دیدم و شنیدم که اگه اینا چن سال پیش برام اتفاق می افتاد کلی روشون زوم می کردم و کلی غمباد می گرفتم و کلی درموردشون تفسیر و فلسفه می بافتم اما اینبار هر کدومشون فقط چن ثانیه از ذهن منو به خودشون مشغول کردن فقط چن ثانیه از اینکه حس می کنم حساسیتم نسبت به امور بی ارزش و کم اهمیت کمتر شده احساس خیلی خوبی بهم دست میده احساس شادی از اینکه دیگه احساسات من و رشته افکار من کنترلش دست دیگران نیس چه خوبه رو افکار خود و احساسات خود مدیریت داشته باشیم چه خوبه ادمها و نقش اونا در زندگی ما اولویت بندی شده باشه میگن قدیما مردی میخواست به شهری برود ولی وقتی میرسد که کاروان حرکت کرده بود برای مرد خیلی حیاتی بود که با کاروان همراه شود بنابراین سراغ مردی رفته از او کمک میخواهد مرد می گوید فلانی تورا می تواند به کاروان برساند ولی چون زبانش را نمیدانی باید مترجمی هم همراه تو باشد مرد قبول کرده و و سراغ راهنما می رود راهنما که خواب بوده و از خواب ناز بیدار شده بود در راه کلی به جد اباد مرد فحش و بد و بیراه می گوید در ازای هر بار فحش دادن مترجم فریادی می کنه و به مرد میگه میدونی راهنما درموردت چی گفت : مرد میگه خب چی گفت مترجم می گوید دارد به زن و بچه و خواهر مادر تو فحش های بدی می دهد مرد می گوید خب فقط همین اینا مهم نیس بگو ببینم ایا مارو به کاروان می برد مترجم می گوید بله مرد می گوید اشکال نداره بزار هر چقدر می خواد فحش بده فقط مارو به کاروان برسونه مترجم میگه ولی اون داره به ناموس تو فحش میدهد مرد می گوید مهم نیس همین که اون منو به کاروان برسونه کافیه بعد از اون نه من این مرد رو خواهم دید نه اون منو تاثیر و نقش این مرد در زندگی من تا زمانی هس که منو سلامت به کاروان برسونه و بس این داستان برای من درس بزرگی بود برای شما چطور ؟ ایا هنوز هم ادم حساس و زود رنجی هستید ؟ چقدر به ادمای بی اهمیت نقش های پررنگ در زندگی و افکار خود می دهید ؟ چقدر از این راه اسیب دیدید ؟ برای مدیریت ذهن خود در این مورد چه تدابیری اندیشیده اید ؟ 13
afshin18 11175 ارسال شده در 19 بهمن، 2011 100 درصد قبولت دارم به طور کلی کسی فحش بهم بده ناراحت نمی شم فقط در اکثر مواقع جوابشو میدم که نره پیش خودش احساس غرور کنه 2
سارا-افشار 36437 مالک ارسال شده در 19 بهمن، 2011 100 درصد قبولت دارم به طور کلی کسی فحش بهم بده ناراحت نمی شم فقط در اکثر مواقع جوابشو میدم که نره پیش خودش احساس غرور کنه حساس چی ؟ چقدر به ادمای بی اهمین نقش های پر رنگ توذهنت میدی؟ 2
afshin18 11175 ارسال شده در 19 بهمن، 2011 حساس چی ؟چقدر به ادمای بی اهمین نقش های پر رنگ توذهنت میدی؟ من تقریبا در برخورد با ادمای مختلف شخصیت خوبی براشون در نظر می گیرم ولی این خوب نیست چون اگر کسی رو که شخصیت بهتری از شخصیت خودم براش در نظر گرفتم از اون شخصیت نباشه ازش بدم میاد یه جور نفرت برام ایجاد می کنه برعکسش هم هست 2
shahdokht.parsa 50877 ارسال شده در 19 بهمن، 2011 یک جوابی میدم در همون لحظه بهشون تا همه جاشون بسوزه و دیگه بهشون فکرنمیکنم...... همین چندوقت پیش که سرکاربودم با افراد کم اهمیت اینقدر برخورد داشتم و فقط خونسردیمو حفظ میکردم.... به یکیشون هم فقط گفتم دعای بارون بکن درجواب خوب چکارکنم حالا همچین داغ کرد شخصیت نداشتشو نشون داد..... 2
afshin18 11175 ارسال شده در 19 بهمن، 2011 این خصوصیت که در اکثر مواقع طرف مقابل رو برتر از خودم می شمارم موجب این میشه دیر شناسایی شم یا اصلا شناسایی نشم(مخصوصا در دانشگاه که یه جور حس می کردم از من بیشتر می فهمن ولی در واقع اینجور نبود و فقط استرس و ترس بی خود بودی بود که اعتماد به نفسم و معدلم رو نابود کرد) 4
سارا-افشار 36437 مالک ارسال شده در 19 بهمن، 2011 یک جوابی میدم در همون لحظه بهشون تا همه جاشون بسوزه و دیگه بهشون فکرنمیکنم...... همین چندوقت پیش که سرکاربودم با افراد کم اهمیت اینقدر برخورد داشتم و فقط خونسردیمو حفظ میکردم.... به یکیشون هم فقط گفتم دعای بارون بکن درجواب خوب چکارکنم حالا همچین داغ کرد شخصیت نداشتشو نشون داد..... خب این خصیصه رو در طی زمان بدست اوردی یا نه از قبل ذاتی داشتی ؟ 2
Mahnaz.D 61917 ارسال شده در 19 بهمن، 2011 حساس چی ؟ بودم....الان دیگه نیستم نه که نیستم هاااااااااااا کمتر شده حساسیتم...چون می بینم بعضیا اصلا" ارزش ندارن... چقدر به ادمای بی اهمین نقش های پر رنگ توذهنت میدی؟ کلا" وایتکس می ریزنم روشون که رنگشون بره اینقدر چیزای بهتر هست که فکرت رو مشغول کنی بهش...باور کن... من قبلنا یه جرف می شنیدم 2 روز فکرم مشغول بود....بعد دو روز می گفتم به درک.... الان دیگه همونم نمی گم نهایتش....یه جمله می گم طرف پودر شه 3
سارا-افشار 36437 مالک ارسال شده در 19 بهمن، 2011 این خصوصیت که در اکثر مواقع طرف مقابل رو برتر از خودم می شمارم موجب این میشه دیر شناسایی شم یا اصلا شناسایی نشم(مخصوصا در دانشگاه که یه جور حس می کردم از من بیشتر می فهمن ولی در واقع اینجور نبود و فقط استرس و ترس بی خود بودی بود که اعتماد به نفسم و معدلم رو نابود کرد) یعنی به نظرت اعتماد به نفس نقش زیادی تو حساس بودن و شدن ماها داره ؟ 2
Mahnaz.D 61917 ارسال شده در 19 بهمن، 2011 اساسا" وقتی اعضاب خودمون رو سره یه چیزی خورد می کنیم و بهش خیلی فکر می کنیم یعنی حیلی برامون مهم بودن... بعضی حرفا...بعضی آدمها...فقط یه بار ارزش دارن شنیده بشن...فقط یه بار.... 4
سارا-افشار 36437 مالک ارسال شده در 19 بهمن، 2011 بودم....الان دیگه نیستم نه که نیستم هاااااااااااا کمتر شده حساسیتم...چون می بینم بعضیا اصلا" ارزش ندارن... کلا" وایتکس می ریزنم روشون که رنگشون بره اینقدر چیزای بهتر هست که فکرت رو مشغول کنی بهش...باور کن... من قبلنا یه جرف می شنیدم 2 روز فکرم مشغول بود....بعد دو روز می گفتم به درک.... الان دیگه همونم نمی گم دقیقا واقعا الان می بینم چقدر چیزای خوبی هس که میشه بهشون فکر کرد و من بیخود وقتمو درچه چیزایی به هدر دادم 2
afshin18 11175 ارسال شده در 19 بهمن، 2011 یعنی به نظرت اعتماد به نفس نقش زیادی تو حساس بودن و شدن ماها داره ؟ اعتماد به نفسی که موجب غرور بشه (عامل اصلی غروره) 3
shahdokht.parsa 50877 ارسال شده در 19 بهمن، 2011 خب این خصیصه رو در طی زمان بدست اوردی یا نه از قبل ذاتی داشتی ؟ تقریبا ا زهمون طفولیت داشتمش انگاری که بهش میگند زبون درازی ولی خب الان کنترل شده تر بکارش میبرم 4
سارا-افشار 36437 مالک ارسال شده در 19 بهمن، 2011 اعتماد به نفسی که موجب غرور بشه(عامل اصلی غروره) خب ببین یه موقعی هس که طرف کلی اعتماد به نفس داره مثلا میدونه تو رشته و کار خودش خبره هس بنابراین وقتی کسی عیبی یا ایرادی از کارش و سوادش میگیره اصلا به خودش نمی گیره یعنی یه جواریی اعتماد به نفس باعث کم شدن حساسیتش میشه ولی برعکسش طرف با اینکه سواد خوبی داره با اینکه تو فیلد کاری خودش حرفی واسه گفتن داره ولی چون اعتماد به نفس نداره هر حرف و حرکت و حتی نگاه دیگرون رو ذهن اون تاثیر منفی می زاره و باعث افزایش حساسیت اون میشه تو الان منظورت کدومه 2
سارا-افشار 36437 مالک ارسال شده در 19 بهمن، 2011 تقریبا ا زهمون طفولیت داشتمش انگاری که بهش میگند زبون درازیولی خب الان کنترل شده تر بکارش میبرم پس ادمای بی ارزش نفش چندانی تو کنترل اعصاب و ذهن تو نداشتن این خوبه خیلی خوبه خوش بحالت 1
shahdokht.parsa 50877 ارسال شده در 19 بهمن، 2011 پس ادمای بی ارزش نفش چندانی تو کنترل اعصاب و ذهن تو نداشتن این خوبه خیلی خوبه خوش بحالت نه کلا جایی ندارند ولی اگر جوابشونو ندم کلا تا ابد رو خط اعصابم هستند برای شروع سخته ولی باید سعی کنی همیشه جایگاه خودت و نگه داری ولو دید مردم بهت عوض بشه بهتر ازاین است که همیشه ساده دوست داشتنی باشی...... 4
Mahnaz.D 61917 ارسال شده در 19 بهمن، 2011 دقیقا واقعا الان می بینم چقدر چیزای خوبی هس که میشه بهشون فکر کرد و من بیخود وقتمو درچه چیزایی به هدر دادم چند روز پیش داشتم به یکی از دوستام می گفتم: خواهر من با پسر خالم رقابت شدید درسی داشتن...خواهر من 0.03 معدلش کمتر می شد ها 4 روز خونمون عزای عمومی بود من و دختر خالم هم همسنیم....مامانم می گفت: ببین دختر خالت معدلش شده 19:80...یاد بگیر...منم می گفتم: خوش به حالش مبارکش باشه ...به من چه کلا" بی خیال بودن نسبت به بعضی مسائل خیلی خوبه 4
afshin18 11175 ارسال شده در 19 بهمن، 2011 خب ببین یه موقعی هس که طرف کلی اعتماد به نفس داره مثلا میدونه تو رشته و کار خودش خبره هس بنابراین وقتی کسی عیبی یا ایرادی از کارش و سوادش میگیره اصلا به خودش نمی گیره یعنی یه جواریی اعتماد به نفس باعث کم شدن حساسیتش میشه ولی برعکسش طرف با اینکه سواد خوبی داره با اینکه تو فیلد کاری خودش حرفی واسه گفتن داره ولی چون اعتماد به نفس نداره هر حرف و حرکت و حتی نگاه دیگرون رو ذهن اون تاثیر منفی می زاره و باعث افزایش حساسیت اون میشه تو الان منظورت کدومه حالا که فکر می کنم شما درست می گی حالت دومی درسته 3
Mahnaz.D 61917 ارسال شده در 19 بهمن، 2011 نه کلا جایی ندارند ولی اگر جوابشونو ندم کلا تا ابد رو خط اعصابم هستند برای شروع سخته ولی باید سعی کنی همیشه جایگاه خودت و نگه داری ولو دید مردم بهت عوض بشه بهتر ازاین است که همیشه ساده دوست داشتنی باشی...... اینی که می گی جواب....یاده یه موضوعی افتادم... یه آشنایی داریم به شدت رو نروه...می خواد رفلکس آدما رو ببینه که اعصابشون خورد می شه.... رو تنها کسی که جواب نمی ده منم کلی می گه...بعد می گم: خب که چی؟ اینقدر می خندم وقتی داره حرص می خوره 4
shahdokht.parsa 50877 ارسال شده در 19 بهمن، 2011 اینی که می گی جواب....یاده یه موضوعی افتادم...یه آشنایی داریم به شدت رو نروه...می خواد رفلکس آدما رو ببینه که اعصابشون خورد می شه.... رو تنها کسی که جواب نمی ده منم کلی می گه...بعد می گم: خب که چی؟ اینقدر می خندم وقتی داره حرص می خوره خوش بحالت نه من دیگه تا این حد نیستم زودی جواب میدم و وقتی طرفمو بشناسم که بعدش ممکنه دعوا بشه سکوت میکنم و از محل حادثه دور میشم 3
ارسال های توصیه شده