رفتن به مطلب

بیاین خاطرات تقلب مون رو تعریف کنیم


ارسال های توصیه شده

ارسال شده در

من میگم تقلب چیز خوبی نیست ولی زیادم بد نیست

 

کلا از تقلب کردن میترسم ولی گاهی اوقات ازش استفاده کردم 90 درصد مواقع رساننده بودم تا گیرنده.

  • Like 15
  • پاسخ 107
  • ایجاد شد
  • آخرین پاسخ

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

ارسال شده در
من میگم تقلب چیز خوبی نیست ولی زیادم بد نیست

 

کلا از تقلب کردن میترسم ولی گاهی اوقات ازش استفاده کردم 90 درصد مواقع رساننده بودم تا گیرنده.

 

تقلب از باشگاه مهندسان:ی:ی؟؟:biggrin:

یادم نیس زیاد ولی منم بیشتر میرسوندم

منتها پاک کن!

واسه اینکه واسم بنویسن:ی

  • Like 2
ارسال شده در

یه سری یه استاد تربیت بدنی داشتیم که میگفت تقلب کنید ولی بی صدا

 

امتحان میان ترم ریاضی مهندسی داشتیم دو تا سر رو برگه ام بود طوری که اصلا نمی تونستم تمرکز کنم.

 

خلاصه به هر زوری بود همه ی سوالت کم و بیش جواب دادم.

 

همکلاسیم بعد از امتحان به جای تشکر میگه چرا خطت اینجوریه

 

منم اینجوری شدم:jawdrop::jawdrop::jawdrop:

  • Like 5
ارسال شده در

این خاطره مربوط به یکی از دوستامه

 

میگفت دبیرستانی بوده و اولین باری بوده که تقلب میکرده . معلمه برمیگرده میگه کی داره تقلب میکنه

 

بیچاره دوستم حول میشه میگه اجازه خانوم ما.

 

بعدش کلاس میره رو هوا

  • Like 8
ارسال شده در

یه سری دیگه هم امتحان کاربرد الکترونیک در مهندسی شیمی داشتیم

 

استاده یه لحظه رفت بیرون منم فقط جواب آخر یه انتگرال رو میخواستم هر چه به دوستم گفتم اهمیت نداد

 

در عوضش داشت به b.f محترم همه سولات رو میرسوند.

 

ولی خیلی ناراحت شدم :ws44::ws44:

  • Like 3
ارسال شده در
تقلب از باشگاه مهندسان:ی:ی؟؟:biggrin:

یادم نیس زیاد ولی منم بیشتر میرسوندم

منتها پاک کن!

واسه اینکه واسم بنویسن:ی

 

تقلب از باشگاه مهندسان؟؟

 

من زیاد اونجا نمیرم.

  • Like 1
ارسال شده در

یادش بخیر امتحان مکانیک سیالات بودtexc5lhcbtrocnmvtp8.gif

5m75efvfurf1lppthwj9.jpg

  • Like 19
ارسال شده در
من میگم تقلب چیز خوبی نیست ولی زیادم بد نیست

 

کلا از تقلب کردن میترسم ولی گاهی اوقات ازش استفاده کردم 90 درصد مواقع رساننده بودم تا گیرنده.

صفر :ws37:

ارسال شده در

تقلب رسوندن به دیگران خیلی لذت داره نه اینکه خودت تقلب کنی!:ws43:

  • Like 2
ارسال شده در
تقلب رسوندن به دیگران خیلی لذت داره نه اینکه خودت تقلب کنی!:ws43:

صفر مطلق! :ws37:

  • Like 2
ارسال شده در
صفر مطلق! :ws37:

 

خب دیگه!:ws37:

  • Like 2
ارسال شده در

یه بارتو دوران دبیرستان امتحان دین و زندگی داشتیم که همون بینش بعضیا میشه . منو دوستم برگه هامونو با هم عوض کردیم و هر سوالی که اون ننوشته بود من نوشتم و بر عکس:icon_pf (34): .. اما بالای برگه امتحانم اسم خودمو نوشته بودم که خیلی ضایع اسم منو خط میزنه و اسم خودشو مینویسه .. آخه کی اسم خودشو اشتباه مینویسه .....:vahidrk:

  • Like 6
ارسال شده در

راهنمایی که بودیم آخر تقلب بودیم خصوصا سر جلسه زبان که من رو جورابم برای پشت سری می نوشتم و جلوییم روی پاکن برای من.

:biggrin:یه دفعه سر امتحان قران ورقه هامونو عوض کردیم که موقع تعویض دوباره معلم مچمون رو گرفت:icon_pf (34):

  • Like 7
ارسال شده در
یه بارتو دوران دبیرستان امتحان دین و زندگی داشتیم که همون بینش بعضیا میشه . منو دوستم برگه هامونو با هم عوض کردیم و هر سوالی که اون ننوشته بود من نوشتم و بر عکس:icon_pf (34): .. اما بالای برگه امتحانم اسم خودمو نوشته بودم که خیلی ضایع اسم منو خط میزنه و اسم خودشو مینویسه .. آخه کی اسم خودشو اشتباه مینویسه .....:vahidrk:

 

آخی!عجب حرفه ای بودید...:ws37:

  • Like 3
ارسال شده در

همین ترم پیش واسه یه درس چرند چند تا برگه کوچیک تقلب نوشتم

 

توی آستینم قایم کردم

 

بعد همین جوری که تقلب می کردم مراقب دید و اومد گفت دیگه تقلب نکن که مجبورم برگه تو بگیرم :sad0:

 

گفتم باشه 5c6ipag2mnshmsf5ju3z.gif

 

وقتی از جام بلند شدم که برگه رو بدم یکی از برگه های تقلبم افتاد

 

بعد مراقبه داد می زد وسط جلسه : برگت افتاد... برش دار... اونجا افتاد... بردار w58.gif

 

برگه رو برداشتم و زدم به چاک ... lol.gif

  • Like 9
ارسال شده در
همین ترم پیش واسه یه درس چرند چند تا برگه کوچیک تقلب نوشتم

 

توی آستینم قایم کردم

 

بعد همین جوری که تقلب می کردم مراقب دید و اومد گفت دیگه تقلب نکن که مجبورم برگه تو بگیرم :sad0:

 

گفتم باشه 5c6ipag2mnshmsf5ju3z.gif

 

وقتی از جام بلند شدم که برگه رو بدم یکی از برگه های تقلبم افتاد

 

بعد مراقبه داد می زد وسط جلسه : برگت افتاد... برش دار... اونجا افتاد... بردار w58.gif

 

برگه رو برداشتم و زدم به چاک ... lol.gif

 

عجب مراقب روشن فکری بودا!:ws3:

  • Like 5
ارسال شده در

تو دوران دبیرستان تقریباً هر امتحانی که داشتیم نصف درسو من میخوندم و نصف دیگشو یکی از دوستام. سر جلسه امتحانم با هم مبادله اطلاعات می کردیم:lol::biggrin:

به همین راحتی:ws47:

  • Like 6
ارسال شده در

تقلب زیاد داشتیم به شدت زیاد :whistle:

 

 

ولی هیچ وقت یادم نمیره امتحان عربی داشتم هیچی هم نخونده بودم در پی یک تقلب بودم

مگه پیدا میشد :biggrin:

 

یه لحظه معلم اومد بالای سرم برگه ها دستش بود یه پوشه داشت برگه امتحان بچه ها اون طرف بود از شانس من یکیش مونده بود زیر پوشه

من هر چی اونجا بود نوشتم قبولم شدم :ws47:

  • Like 6
* v e n o o s * مهمان
ارسال شده در

من زیاد اهل تقلب نبودم؛ بیشتر تقلب میرسوندم %28279%29.gif

 

اما راه هایی که تقلب میکردم

,

 

 

اینو قبلا هم تعریف کردم,

 

 

1- کلاس اول بودم؛ سر اولین املا, کتابو گذاشتم زیر میزم و از روش نگاه میکردم ببینم درست مینویسم ؛ نمیدونسم به این میگن تقلب :5c6ipag2mnshmsf5ju3 معلممونم فهمیدو ....:ws44:

 

 

2- تو دوران راهنمایی؛ م همیشه زیر برگمون یه کتاب یا دفتر میذاشتیم تا زیر برگه نرم باشه، همیشه جلد دفترام پلاستیکی بود؛ رو اونا مینوشتم؛ بعد امتحان پاک میکردم؛ و برا امتحان بعد آماده میکردم %28279%29.gif

 

 

3 - تو دوران دبیرستان؛ یه دوست داشتم خیلی مخ بودا؛ شدید درسخون؛ اون نفر اول بود من دوم؛ همیشه سر امتحانا که برگه سوالا رو میگرفتیم؛ جواب تو یه برگه دیگه وارد میکردیم,

 

اون تو برگه سوالا هم جوابا رو مینوشت ؛ بعد با هم جابجا میکردیم برگه سوالا رو ؛%28279%29.gif(منم به اون میرسوندما)

 

4-پیش دانشگاهی بودم رو مشین حساب یا جامدادیم جوابا و فرمولا رو مینوشتم %28279%29.gif

 

 

5- تو دانشگاه؛ خیلی سخت بود؛ اما یه بار که میتونستیم کیف ببریم سر جلسه؛

 

سوال بود که موتورخونه رو بکشیم؛ منم همون صفحه موتورخونه رو طوری تو کیفم باز کردم؛ که با هربار باز کردن در کیفم به بهونه خوردکار و دستمال کاغذی و.. بتونم ببینمش؛

 

موتورخونه رو کامل کشیدم؛ 20 شدم %28279%29.gif البته خودم بلد بودم, میخواستم مطمئن شم

 

 

 

در کل زیاد اهل تقلب نیستم؛ میترسم استاد ببینتم , کار خوبی هم نیست خب %282331%29.gif

ارسال شده در
من زیاد اهل تقلب نبودم؛ بیشتر تقلب میرسوندم (279).gif

 

اما راه هایی که تقلب میکردم

,

 

 

اینو قبلا هم تعریف کردم,

 

 

1- کلاس اول بودم؛ سر اولین املا, کتابو گذاشتم زیر میزم و از روش نگاه میکردم ببینم درست مینویسم ؛ نمیدونسم به این میگن تقلب :5c6ipag2mnshmsf5ju3 معلممونم فهمیدو ....:ws44:

 

 

2- تو دوران راهنمایی؛ م همیشه زیر برگمون یه کتاب یا دفتر میذاشتیم تا زیر برگه نرم باشه، همیشه جلد دفترام پلاستیکی بود؛ رو اونا مینوشتم؛ بعد امتحان پاک میکردم؛ و برا امتحان بعد آماده میکردم (279).gif

 

 

3 - تو دوران دبیرستان؛ یه دوست داشتم خیلی مخ بودا؛ شدید درسخون؛ اون نفر اول بود من دوم؛ همیشه سر امتحانا که برگه سوالا رو میگرفتیم؛ جواب تو یه برگه دیگه وارد میکردیم,

 

اون تو برگه سوالا هم جوابا رو مینوشت ؛ بعد با هم جابجا میکردیم برگه سوالا رو ؛(279).gif(منم به اون میرسوندما)

 

4-پیش دانشگاهی بودم رو مشین حساب یا جامدادیم جوابا و فرمولا رو مینوشتم (279).gif

 

 

5- تو دانشگاه؛ خیلی سخت بود؛ اما یه بار که میتونستیم کیف ببریم سر جلسه؛

 

سوال بود که موتورخونه رو بکشیم؛ منم همون صفحه موتورخونه رو طوری تو کیفم باز کردم؛ که با هربار باز کردن در کیفم به بهونه خوردکار و دستمال کاغذی و.. بتونم ببینمش؛

 

موتورخونه رو کامل کشیدم؛ 20 شدم (279).gif البته خودم بلد بودم, میخواستم مطمئن شم

 

 

 

در کل زیاد اهل تقلب نیستم؛ میترسم استاد ببینتم , کار خوبی هم نیست خب (2331).gif

خدا رو شکر زیاد اهل تقلب نیستی اگه بودی دیگه چکار می کردی:icon_pf (34):

  • Like 5

×
×
  • اضافه کردن...