رفتن به مطلب

عشق و عاشقی!


ارسال های توصیه شده

دِ همین دیگه

پس بازم شرایطش از لحاظ عقلانی قابل قبول بوده

ینی ممکنه اگه ازش فاکتور دلخواهتو نمیدیدی بیخیالش میشدی؟

خوب نخوندی!

الانم برخی کارهاش باب میل من نیست! همینطور کارهای من برای اوون

مهم اخلاقیات پایه بود که همرو داشت!

لینک به دیدگاه
  • پاسخ 65
  • ایجاد شد
  • آخرین پاسخ

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

دِ همین دیگه

پس بازم شرایطش از لحاظ عقلانی قابل قبول بوده

ینی ممکنه اگه ازش فاکتور دلخواهتو نمیدیدی بیخیالش میشدی؟

فاکتور دلخواه گفتین...

نکته ی جالب در مورد تجربه عشقی خودم این بود که سعی می کردم معیارهامو عقایدمو نزدیک کنم به معیارهای دختره ....

لینک به دیدگاه
خوب نخوندی!

الانم برخی کارهاش باب میل من نیست! همینطور کارهای من برای اوون

مهم اخلاقیات پایه بود که همرو داشت!

 

میدونم چی میگی

ولی....

اون عشقی که مجنون به لیلی داشت هیچچچچچچچ دلیلی نداشت

حتی فاکتورهای اصلی مثلا مث قیافه که تو اولین نظر دیده میشه و شاید مث یه کاتالیزگر عمل کنه رو هم نداشت؟!

میدونی منظورم چیه؟

اگه اسمشو میذاریم عاشقی پس باید بی چون و چرا باشه

پس اگه یه دلیل کوچولوی کوچولو هم داشت اسمش عشق نیست

پس عشق واقعی خیییییلی به ندرت اتفاق میفته

پس ادم درگیر اینجور مسایل نشه خیلی بهتره

به نظر من!

لینک به دیدگاه

به قول شاملو ، عشق سوءتفاهمی است که با یک متاسفم تمام میشود ........ من هم به یک نگاه اعتقادی ندارم ،اسمش عشق نیست اما هوس هم نیست احساسی که بعضی ها بهش پرو بال میدن و خودشون عاشق و کشته مرده طرف میکنن در حالی که هیچی ازش نمیدونن . قطعا ظاهر برای جذب اولیه موثر اما بعد از اون اخلاقیات و روحیات فرد که میتونه اونو جذاب کنه ...

لینک به دیدگاه

عشق یعنی شماره دادن، شماره گرفتن......شماره انداختن، شماره برداشتن...........شماره فروختن، شماره خریدن...... اما اگه از حدش بگذره اسمش یه چیز دیگه می شه

لینک به دیدگاه

میشه یکی برای ما عشق ندیده ها بگه عشق با عشق واقعی چه فرقی داره ؟

اگر منظور اون مسخره بازی هایی هست که بعضی ها در میارن و فکر میکنند یا میخوان فکر بکنند که عاشق شدند... خوب اون که عشق نیست...

ولی من متوجه عشق واقعی و عشق معمولی نمیشم...

 

اصلا کاش دوستان تعریف خودشون رو از عشق در چند جمله یا حتی کلمه بگن...

لینک به دیدگاه

خيليا ميان تفكيك ميكنن كه عشق بده دوست داشتن خوبه و... و ميخوان نشون بدن كه ما خيلي حاليمونهو عقل كليم در حالي كه اينا همه بازي با كلماته!!!!:icon_razz:

ببين وقتي احساس كردي به يه نفر بي قيدو شرط محبت ميكني دلت ميخواد خوشحالش كني هر لحظه ناخوداگاه مياد تو ذهنت بدون كه عاشقه اون طرف شدي ...

والسلام:icon_redface:

لینک به دیدگاه

هر کسی که میگه عشق چیه و عاشقی کیلو چند تو زندگیش یه روزی به این درد دچار میشه و بعد باید نظر بده

من خودم تو کاردانی یه بار تجربه کردم باسه هفت نسلم بسه:whistle:

لینک به دیدگاه

خب بنظر من نمیشه روی هر احساسی چنین اسمی گذاشت (عشق)

اینکه من یه دختری رو یه لحظه ببینم و بگم عاشقش شدم ه خیلی کودکانه هست.

ولی خب عشق چیزی هست که بنظرم در طی یه مدت زمانی بین 2 نفر شکل میگیره و لحظه ای و آنی نیست... :w16:

لینک به دیدگاه

به نظر میاد که هر کدوم از بچه هایی که نظر دادند دارند در مورد چیز متفاوت از دیگری صحبت میکنند...

 

اینطور که به نظر میاد عشق از دید هر کسی یک معنایی داره...

لینک به دیدگاه
به نظر میاد که هر کدوم از بچه هایی که نظر دادند دارند در مورد چیز متفاوت از دیگری صحبت میکنند...

 

اینطور که به نظر میاد عشق از دید هر کسی یک معنایی داره...

 

منم میخواستم همینو بگم. هرکی یه چیزی گفته که به بقیه نظرات ارتباطی نداره. :ws37:

لینک به دیدگاه
منم میخواستم همینو بگم. هرکی یه چیزی گفته که به بقیه نظرات ارتباطی نداره. :ws37:

 

یک مقدار ناراحت کننده هست وقتی تاپیک به این سمت میره... الان من متاسفانه هیچ نتیجه ای از این بحث نگرفتم... :thumbsdownsmiley:

لینک به دیدگاه
میشه یکی برای ما عشق ندیده ها بگه عشق با عشق واقعی چه فرقی داره ؟

اگر منظور اون مسخره بازی هایی هست که بعضی ها در میارن و فکر میکنند یا میخوان فکر بکنند که عاشق شدند... خوب اون که عشق نیست...

ولی من متوجه عشق واقعی و عشق معمولی نمیشم...

 

اصلا کاش دوستان تعریف خودشون رو از عشق در چند جمله یا حتی کلمه بگن...

 

والا وافنی من برای خودم یه تعریف جدید از این قضیه عشق و عاشقی ساختم و اونم اینه:

 

از نظر من عشق و عاشقی اسطوره ای که نسلش منقرض شده و لیلی و مجنون دیگه نیستن. هرچند معتقدم که بوده و ممکنه در موارد بسیار نادری پیدا بشه. ولی ما که ندیدیم تو این چند سالی که عمر کردیم. فقط شنیدیم. شما هم اگر دیدی سلام منو بهش برسون.

 

و اما در خصوص این جنگولک بازیا که بعضی در میارن و به خیال خودشون فکر میکنن ته عشاق دنیا هستن و فکر میکنن ورژن به روز شده لیلی یا مجنون تشریف دارن باید بگم اینا همه دچار هیجان شدن. در اثر ترشح برخی مواد شیمیایی در بدن مثل آدرنالین و این حرفا دچار هیجانات شدن و فکر میکنن خیلی عاشقن. این مواد شیمیایی که تولید نشه هیجانات هم میخوابه و یه طرف فراموش میکنه ولی یه طرف تا یه مدت همچنان هورمونهاش در حال ترشح این مواده و تبدیل به پدیده ای میشه به نام شکست خورده عشقی. بعد یه مدت افسردگی هورمون ها میخوابه و همه چی تموم میشه و میره. اینبار دو طرف اذعان میکنن که بچگی کردن و اینا.

 

و اما عشق در نظر من در دنیای امروز یک مخلوطی از عقل و احساس و هیجان اگه باشه میشه بهش گفت عشق. ولی اگه پای یکیش نباشه عشق نیست و یه رابطه است. یه رابطه که در ظاهر به عشق میماند ولی خبری از عاشقانگی در اون موجود نیست.

لینک به دیدگاه
والا وافنی من برای خودم یه تعریف جدید از این قضیه عشق و عاشقی ساختم و اونم اینه:

 

از نظر من عشق و عاشقی اسطوره ای که نسلش منقرض شده و لیلی و مجنون دیگه نیستن. هرچند معتقدم که بوده و ممکنه در موارد بسیار نادری پیدا بشه. ولی ما که ندیدیم تو این چند سالی که عمر کردیم. فقط شنیدیم. شما هم اگر دیدی سلام منو بهش برسون.

 

و اما در خصوص این جنگولک بازیا که بعضی در میارن و به خیال خودشون فکر میکنن ته عشاق دنیا هستن و فکر میکنن ورژن به روز شده لیلی یا مجنون تشریف دارن باید بگم اینا همه دچار هیجان شدن. در اثر ترشح برخی مواد شیمیایی در بدن مثل آدرنالین و این حرفا دچار هیجانات شدن و فکر میکنن خیلی عاشقن. این مواد شیمیایی که تولید نشه هیجانات هم میخوابه و یه طرف فراموش میکنه ولی یه طرف تا یه مدت همچنان هورمونهاش در حال ترشح این مواده و تبدیل به پدیده ای میشه به نام شکست خورده عشقی. بعد یه مدت افسردگی هورمون ها میخوابه و همه چی تموم میشه و میره. اینبار دو طرف اذعان میکنن که بچگی کردن و اینا.

 

و اما عشق در نظر من در دنیای امروز یک مخلوطی از عقل و احساس و هیجان اگه باشه میشه بهش گفت عشق. ولی اگه پای یکیش نباشه عشق نیست و یه رابطه است. یه رابطه که در ظاهر به عشق میماند ولی خبری از عاشقانگی در اون موجود نیست.

 

مرسی داداش...

منم یک دیدی نسبت به این قضیه دارم که البته با شما کمی متفاوت هست...

 

در مورد اون افرادی که الکی فکر میکنند عاشق شدند قبول دارم... ولی برخی دوستان این مسئله رو بیش از حد جلو میبرند و برای خودشون یک چهارچوبی برای این احساسات تعریف کردند و هرکسی رو میببند با این معیار های خودشون میسنجند و اگر جور در نیومد یعنی اون فرد عاشق نیست و داره حرف بیخود میزنه و خوش رو مسخره کرده و فکر میکنه عاشقه... در صورتی که چنین چیزی نیست...

 

 

اول اینکه از نظر من لیلی و مجنونی وجود نداشته و وجود نداره و نباید هم وجود داشته باشه و اونها همه داستانی بیش نیستند... اون چیزی که در اون داستان ها هست طبیعی نیست...

دوم اینکه من فکر میکنم عشق همینی هست که میبینید... کی گفته عشق چیزی فوق العاده عجیب غریب و فضایی هست که همه جا پیدا نمیشه و گیر هر کس نمیاد و فقط کسی عاشق واقعی میشه که خودش انسان درستی باشه و در زمان درست و مکان درست و موقعیت مناسب اون فرد مناسب رو ببینه و عاشق بشه...

در مورد اینکه عشق با یک نگاه نمیشه هم من این رو قبول ندارم... اون هم عشق هست... افراد با هم متفاوتند... برخی نیاز دارند دلیلی برای عاشق بودن داشته باشند برخی هم خیر... برخی افراد فقط به ظاهر اهمیت میدند برخی به باطن و شاید فقط باطن... بعضی وقت ها با یک نگاه فردی عاشق میشه و گاهی چند ماه یا چند سال طول بکشه تا یک دوستی یا حتی یک رابطه احساسی بشه... اینها همه بستگی به ساختار شیمیایی بدن دارند (اینطور که دانشمندان میگند)... در نتیجه نه تنها عشق در نگاه از نظر روانی قابل قبول هست بلکه از نظر فیزیولوژیک هم میشه اون رو توضیح داد... البته اینکه چه ساختار ها و چه تغییراتی باعث چه واکنش هایی میشند و دقیقا چه چیزی باعث جذب طرف مقابل میشه هنوز معلوم نیست...

 

در مورد اینکه عشق چیه بنده شخصا به هیچ وجه فکر نمی کنم چیز خاص و پیچیده و عجیب غریبی هست که هزار و یک قانون و مشخصه برای سنجش داشته باشه و لول های مختلف هم نداره...

عشق در حقیقت فشاری هست که طبیعت و ساختار ما به ما وارد میکنه تا تولید مثل کنیم... به همین راحتی... این شد تعریف عشق از نظر من...

وقی شما عاشق میشید بخشی از مغز که در مرکز قرار داره فعال میشه... این بخش همون بخشی هست وقتی مواد مخدر مصرف میکنید فعال میشه (در حقیقت بخشی هست که حس وابستگی به چیزی رو به وجود میاره) این بخش به بدن دستور میده دوپامین ترشح کنه... دوپامین همون ماده ای هست که وقتی معتاد میشید در بدنتون ترشح میشه... اون حس خواستن و علاقه که وقتی از اون کسی که دور هستید به وجود میاد نتیجه ی همین ماده هست... وقتی اون فرد یا ماده یا حتی بازی کامپیوتری (بازی های کامپیوتری مخصوصا طوری طراحی میشند که باعث ترشح این ماده در بدن بشند...) از شما دور باشه میزان ترشح دوپامین بالا میره...

این بخش مغز همچنین مسئول انتخاب جفت جنسی برای تولید مثل هم هست... از این رو عشق همیشه و همیشه و همیشه همراه با حس و کشش جنسی خیلی قوی به فرد مقابل هست... (این بخش مسئول انتخاب جفت هست نه نیاز به رابطه ی جنسی... این رو با اون اشتباه نگیرید...)... در نتیجه این حرفی که دوستان میزنند و میگند عشق فلان است و عشق بهمان است و نباید حس جنسی وجود داشته باشه و این هوسه نه عشق کاملا بی پایه و اساس هست... کلا مهم ترین دلیل رشد این بخش مغز این نیاز فوق العاده زیاد انسان به برقراری رابطه جنسی با فردی هست که بهترین شانس رو برای یک تولید مثل موفق داشته باشه... این بخش مغز در طول دوران تکامل بعد از رشد frontal cortex تا حد خیلی زیادی رشد کرده... این نشون میده با پیچیده تر شدن ساختار مغز انسان و در نتیجه پیچیده تر شدن طرز رفتار و تفکر و زندگی اون نیاز به تولید مثل موفق تر هم زیاد شده...

 

خلاصه باز هم حرف هست در این مورد که بعدا میگیم با هم...

لینک به دیدگاه

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.


×
×
  • اضافه کردن...