کتایون 15176 ارسال شده در 10 آبان، 2011 من دبیرستان رفتم ریاضی که پیش دانشگاهی تغییر رشته بدم... اما دیگه تو همون راه موندم نمی دونم چرا... شیمی رو یکی از دوستام انداخت تو سرم...خودش رفت برق ولی...تو کل این سالام هی بهم میگفت خوش به حالت... خلاصه این که علاقه نداشتم و قبل از این که بیام دانشگاه تئاتر کار میکردم...یهو ولی همه چی نقش بر اب شد... الانم دوباره دارم میرم دنبال عشقم... 13
Fakur 9754 ارسال شده در 11 آبان، 2011 فرق ما با دیگران در نوع انتخابمان مشخص میشود. همه انسانها در مقابل محرکهای انسانی و اجتماعی به یک شکل واحد جواب نمیدهند. البته برخی از عکس العمل های انسانها بشدت شبیه هم است و مو نمیزند. ما این نوع رفتار های یکدست را در ردیف عملکرد های طبیعی انسان دسته بندی میکنیم .اما بخشی از رفتار های فوق عالی انسانی هم وجود دارند که انتخابها و عملکرد های برتر نامیده میشوند.بعوان مثال , زمانی که عید فرا میرسد , همه آنهایی که دور از خانه و خانواده هستند سعی میکنند که عید را در کنار خانواده باشند و به همین خاطر فرسنگها راه را طی میکنند تا به دیدار خانواده نائل آیند. در این بین زن و شوهر هایی هم که در شهر دیگر و دور از خانواده خود هستند نیز سعی میکنند که نزد پدر و مادرشان بروند و عید را با آنها باشند.تا اینجای کار همه انها رفتار های همشکل انجام میدهند و فرقی هم با هم ندارند. اما هستند زوج های جوانی که آنها هم دور از خانواده پدریشان و در شهر دیگری زندگی میکنند ولی چون ماشینشان مرتب و نو نیست و فرزند تازه متولد شده هم دارند , ترجیح میدهند که عید را جایی نروند و در منزل خودشان جشن سال نو بگیرند و با یک تلفن کار تبریک عید را هم حل و فصل میکنند و خوب و خوش هم هستند و این کار را به خاطر تصمیم و انتخابشان انجام میدهند و اجازه نمیدهند تا شرایط و عرف و عادت ها بر آنها تحمیل شود و بازیچه حوادث باشند.اعتقاد این گروه از انسانهای آزاده اینست که : آنها نه بخاطر شرایط بلکه به خاطر انتخابشان زندگی میکنند و نهایت مهارت در زندگی هم در همین نکته نهفته است.انتخاب برتر انتخابی نیست که خیلی مهم باشد , بلکه انتخابی است که ما آنرا انتخاب کرده ایم. 8
p mehdi q 6226 مالک ارسال شده در 11 آبان، 2011 فرق ما با دیگران در نوع انتخابمان مشخص میشود.همه انسانها در مقابل محرکهای انسانی و اجتماعی به یک شکل واحد جواب نمیدهند. البته برخی از عکس العمل های انسانها بشدت شبیه هم است و مو نمیزند. ما این نوع رفتار های یکدست را در ردیف عملکرد های طبیعی انسان دسته بندی میکنیم .اما بخشی از رفتار های فوق عالی انسانی هم وجود دارند که انتخابها و عملکرد های برتر نامیده میشوند.بعوان مثال , زمانی که عید فرا میرسد , همه آنهایی که دور از خانه و خانواده هستند سعی میکنند که عید را در کنار خانواده باشند و به همین خاطر فرسنگها راه را طی میکنند تا به دیدار خانواده نائل آیند. در این بین زن و شوهر هایی هم که در شهر دیگر و دور از خانواده خود هستند نیز سعی میکنند که نزد پدر و مادرشان بروند و عید را با آنها باشند.تا اینجای کار همه انها رفتار های همشکل انجام میدهند و فرقی هم با هم ندارند. اما هستند زوج های جوانی که آنها هم دور از خانواده پدریشان و در شهر دیگری زندگی میکنند ولی چون ماشینشان مرتب و نو نیست و فرزند تازه متولد شده هم دارند , ترجیح میدهند که عید را جایی نروند و در منزل خودشان جشن سال نو بگیرند و با یک تلفن کار تبریک عید را هم حل و فصل میکنند و خوب و خوش هم هستند و این کار را به خاطر تصمیم و انتخابشان انجام میدهند و اجازه نمیدهند تا شرایط و عرف و عادت ها بر آنها تحمیل شود و بازیچه حوادث باشند.اعتقاد این گروه از انسانهای آزاده اینست که : آنها نه بخاطر شرایط بلکه به خاطر انتخابشان زندگی میکنند و نهایت مهارت در زندگی هم در همین نکته نهفته است.انتخاب برتر انتخابی نیست که خیلی مهم باشد , بلکه انتخابی است که ما آنرا انتخاب کرده ایم. آفرین دقیقا همینطوره من همیشه به کسایی که از من مشورت میگیرن برای انتخاب رشته این جمله رو میگم: اگر یه رشته ی معمولی بری، اما تو اون بهترین باشی، تو رو به بالاترین قله میبره اما اگر یه رشته ی عالی انتخاب کردی اما توش متوسط بودی تو یه آدم متوسطی 6
* v e n o o s * مهمان ارسال شده در 11 آبان، 2011 سلااااام سلاااااااااام:62izy85: خب من چرا این رشته رو اومدم؟ من بابام رشتش عمران بود؛ خیلی هم به طراحی خونه ها توجه میکرد؛ از کوچیکی یادمه هرجا میرفتم؛ وقتی میومدیم خونه؛ مامان بابام رو طرح خونه حرف میزدن میشستن پلانشو میکشیدن ونقد و بررسی میکردن ( الانم من به جمعشون اضافه شدم)....:persiana__hahaha: منم به طراحی خونه ها علاقمند شدم، موقع انتخاب رشته هم میخواستم عمران بزنم ؛ اما چون از محاسبات و... خوشم نمیومدم ؛ و طراحی بیشتر دوست داشتم این رشته رو اومدم،
pari daryayi 22938 ارسال شده در 11 آبان، 2011 از دبستان عاشق رشته م بودم دبیرستان که رفتم آرزوم روانکاو شدن بود خیلی قشنگه وقتی می تونی تا حتی طرز نگاه کردن آدما رو تفسیر کنی... ذهن رو بشناسی و بفهمی چرا اینجوری شد!! خیلی دوسش دارم خیلی.... 11
Fakur 9754 ارسال شده در 11 آبان، 2011 از دبستان عاشق رشته م بودمدبیرستان که رفتم آرزوم روانکاو شدن بود خیلی قشنگه وقتی می تونی تا حتی طرز نگاه کردن آدما رو تفسیر کنی... ذهن رو بشناسی و بفهمی چرا اینجوری شد!! خیلی دوسش دارم خیلی.... یعنی روانشناسی تا این حد پیشرفت داشته؟ نگووووووووووووووو. http://www.noandishaan.com/forums/showthread.php?p=665810#post665810 3
sinister89 4245 ارسال شده در 11 آبان، 2011 خوب با رتبه 2000 رشته ریاضی مگه چیز دیگه ای هم میشد انتخاب کنم:w74: 5
Nightingale 10531 ارسال شده در 23 آبان، 2011 عجب بحثی من همیشه به کامپیوترو گرافیکو روانشناسی (!) علاقه داشتم دلم میخواست تو انتخاب رشتم بزنم کامپیوتر ولی همه گفتند از ریاضی برو که اگر پشیمون شدی دستت باز باشه برای انتخاب رشته های دیگه از اونجایی که همچنان علاقه داشتم بهش میخواستم زود بهش برسم خودم رفتم هنرستانو در واقع دو رشته همزمان خوندم صبح ریاضی بعد ظهر کامپیوتر ! الانم کامپیوتر میخونم ولی دو رشته دیگه که علاقه داشتمو نذاشتم که از دست بره و بشه آرزو هم سعی میکنم مقالات و کتاب های روانشناسی بخونم هم گرافیکمم قوی کردم هم زمان با کامپیوتر که میخونم :girlhi: 3
ارسال های توصیه شده