El Roman 31720 ارسال شده در 30 مرداد، 2011 دکترشریعتی انسان ها را به چهار گروه زیر دسته بندی کرده است دسته اول آنانی که وقتی هستند هستند، وقتی که نیستند نیستند عمده آدمها حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم میشوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند. دسته دوم آنانی که وقتی هستند نیستند، وقتی که نیستند هم نیستند مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویت شان را به ازای چیزی فانی واگذاشتهاند. بیشخصیتاند و بیاعتبار. هرگز به چشم نمیآیند. مرده و زندهشان یکی است. دسته سوم آنانی که وقتی هستند هستند، وقتی که نیستند هم هستند آدمهای معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را میگذارند. کسانی که همواره به خاطر ما میمانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم. دسته چهارم آنانی که وقتی هستند نیستند ، وقتی که نیستند هستند شگفتانگیزترین آدمها در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوهاند که ما نمیتوانیم حضورشان را دریابیم، اما وقتی که از پیش ما میروند نرم نرم آهسته آهسته درک میکنیم. باز میشناسیم. میفهمیم که آنان چه بودند. چه میگفتند و چه میخواستند. ما همیشه عاشق این آدمها هستیم. هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار میگیریم قفل بر زبانمان میزنند. اختیار از ما سلب میشود. سکوت میکنیم و غرقه در حضور آنان مست میشویم و درست در زمانی که میروند یادمان میآید که چه حرفها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد اینها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد. 14
shahdokht.parsa 50877 ارسال شده در 30 مرداد، 2011 دسته چهارم آنانی که وقتی هستند نیستند ، وقتی که نیستند هستند شگفتانگیزترین آدمها در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوهاند که ما نمیتوانیم حضورشان را دریابیم، اما وقتی که از پیش ما میروند نرم نرم آهسته آهسته درک میکنیم. باز میشناسیم. میفهمیم که آنان چه بودند. چه میگفتند و چه میخواستند. ما همیشه عاشق این آدمها هستیم. هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار میگیریم قفل بر زبانمان میزنند. اختیار از ما سلب میشود. سکوت میکنیم و غرقه در حضور آنان مست میشویم و درست در زمانی که میروند یادمان میآید که چه حرفها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد اینها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد. منم جزو این دسته هستم فکرکنم 4
El Roman 31720 مالک ارسال شده در 30 مرداد، 2011 منم جزو این دسته هستم فکرکنم دسته چهارم منو فقط یاد مقام مادر میندازه 2
shahdokht.parsa 50877 ارسال شده در 30 مرداد، 2011 دسته چهارم منو فقط یاد مقام مادر میندازه خب که چی ؟ من جزو این دسته هستم مشکلی هست؟ 3
El Roman 31720 مالک ارسال شده در 30 مرداد، 2011 خب که چی ؟ من جزو این دسته هستم مشکلی هست؟ از کجا به این نتیجه رسیدی؟ نکنه از بی محلی اطرافیان؟ 2
shahdokht.parsa 50877 ارسال شده در 30 مرداد، 2011 از کجا به این نتیجه رسیدی؟نکنه از بی محلی اطرافیان؟ از همون جایی که عقله جوجه ها بهش نمیرسه......... شما از بس به مامانت بی محلی کردی به این نتیجه رسیدی که مادرها جزو دسته چهارم هستند؟ 3
El Roman 31720 مالک ارسال شده در 30 مرداد، 2011 از همون جایی که عقله جوجه ها بهش نمیرسه.........شما از بس به مامانت بی محلی کردی به این نتیجه رسیدی که مادرها جزو دسته چهارم هستند؟ من نگفتم مادرم گفتم مقام مادر 2
El Roman 31720 مالک ارسال شده در 30 مرداد، 2011 من نمیدونم جز کدوم دستمپه هستم 20 سال دیگه مادری بکنی در حق بچه هات 100٪ دسته چهارمی میشی 2
کتایون 15176 ارسال شده در 30 مرداد، 2011 آنانی که وقتی هستند هستند، وقتی که نیستند هم هستند آدمهای معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را میگذارند. کسانی که همواره به خاطر ما میمانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم. من فکر کنم جز این دسته باشم... 2
El Roman 31720 مالک ارسال شده در 30 مرداد، 2011 من فکر کنم جز این دسته باشم... عجب اعتماد به نفسی دارین بابا 1
کتایون 15176 ارسال شده در 30 مرداد، 2011 عجب اعتماد به نفسی دارین بابا اره خب چرا که نه؟!!!!!! هر کی با من معاشرت داشته همینو گفته... 1
Ehsan 112346 ارسال شده در 30 مرداد، 2011 من جز دسته پنجم هستم !!!!!! نه میشه گفت هستم نه میشه گفت نیستم،در عالم برزخ گرفتارم....... 6
Fo.Roo.GH 24356 ارسال شده در 30 مرداد، 2011 آنانی که وقتی هستند نیستند ، وقتی که نیستند هستند شگفتانگیزترین آدمها در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوهاند که ما نمیتوانیم حضورشان را دریابیم، اما وقتی که از پیش ما میروند نرم نرم آهسته آهسته درک میکنیم. باز میشناسیم. میفهمیم که آنان چه بودند. چه میگفتند و چه میخواستند. ما همیشه عاشق این آدمها هستیم. هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار میگیریم قفل بر زبانمان میزنند. اختیار از ما سلب میشود. سکوت میکنیم و غرقه در حضور آنان مست میشویم و درست در زمانی که میروند یادمان میآید که چه حرفها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد اینها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد. __________________ منو میگه! 2
ارسال های توصیه شده