رفتن به مطلب

گاهی دلم برای خودم تنگ میشود...


پست های پیشنهاد شده

تعداد بغضهایی که دارم و نشکستته داره زیاد میشه

 

میترسم وقتی شکست منم باهاش بشکنم

 

 

اما من یه مردم

 

میشکنم اما بیصدا

 

هیچکس شکستن یه مرد رو نمیبینه....اصلا یه مرد نباید بشکنه

 

خسته شدم.....ایننجا تنها جاییه که هیشگی آدرس نداره ازش ..........اینجا حیاط خلوت منه

لینک ارسال
  • 2 weeks later...
  • پاسخ 148
  • ایجاد شد
  • آخرین پاسخ

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

  • peyman sadeghian

    149

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

پست های محبوب

یه حس...یه خاطره...یه قطره اشک   نم قشنگ بارون رو شیشه.........بخار چای......داغی لذت بخش لیوان....   حس امنیت....پشت شیشه..گرما و صدای بخاری...   یه عکس....یه دنیا خاطره......یه قطره اشک

بازم دلتنگ شدم و اومدم اینجا   اینجا انگار قرص اعصاب....آرامبخشه..   یادش بخیر جوان بودیم و جویای نام..   یه دنیا خاطره رو سرم خراب میشه تا میام اینجا اما نمیدونم چرا میام؟   حس عجیبی داره...هنوز انجا رو دوست دارم   بهش وابسته م   اینجا بوی کسی رو میده که عشقم بود اصلا عاشقی رو اینجا یاد گرفتم...   یاد آهنگ قمیشی افتادم«با رونُ دوست دارم هنوز.....چون تورو یادم میاره...جس میکنم پیش منی وقتی که با رون میباره»   اوایل که عضو شده بودم تمام تلاشم جمع کردن ستاره بود تا بهش برسم منظورم

وقتی ته خط میرسی   وقتی چیزی واسه از دست دادن نداری   حسی که داری چیزی شبیه به حس آدمیه که لب یه پرتگاه ایستاده   به پایین نگاه میکنه ....داره تو ذهنش مرور میکنه لحظه ای که سقوط میکنه تا برسه پایین   تمام زندگیش میاد جلو چشمش ...اشتباهاتش...کارهای خوبش   همه همه مرور میشه   داره میرسه دیگه آدرنالین به حد انقجار رسیده نفسش در نمیاد....   و در آنی همه چی تمام میشه   یک آدم با تمام خاطراتی که برات گذاشته....با همه خوبی ها و بدی هاش تبدیل میشه به یک خط صاف   دیگه نفس نمیکشه   دیگ

چشام بستس ولی فکرم یه عمره که نخوابیده

مرورت می کنم هر بار بهم حس جنون میده

نفس می کشم و اشکام نشون میدن چقدر خستم

نمی دونی چرا زندم نمی دونم چرا خستم

نمی دونم چرا خستم

نمی خوام با یه دل شوره که افتاده توی جونم

تو رو از اتفاقی که نیوفتاده بترسونم

تو رو از اتفاقی که نیوفتاده بترسونم

صبوری می کنم هر بار ی حسی تو دلم میگه“دلت آروم گرفت آخر ولی پیش یکی دیگه

از امروز هر شبم گریست با یه حس عذاب آورشب و روزام یکی میشن با این قرص های خواب آور

صبوری می کنم هر بار یه حسی تو دلم میگه

لینک ارسال

تاحالا شده بغض کنی و نتونی بشکنیش؟

 

تا حالا تو شرایطی گیر کردی که نه راه پس داشته باشی نه راه پیش؟

 

من حالا به یه بغضی که نمیتونم بشکنمش وسط یه معرکه ای گیر کردم که نمیتونم برگردم

 

به سرحد جنون رسیده ام......sigh.gif

لینک ارسال
  • 2 weeks later...

گاه گاهی ز خودم بیزارم

 

مرهمی کو به دل بیمارم؟

 

بگذارم اندکی رام شود

 

دل آشفته ام آرام شود

 

اندر این شهر گناه آلوده

عشق تو ختم گناهم بوده

 

شده ام شهره ی این شهر شلوغ

 

همه بازیجه و نیرنگ و دروغ

 

:icon_gol:ششم خرداد نود و سه

پیمان

لینک ارسال
  • 4 weeks later...
  • 4 weeks later...

پرواز بهانه ای بود تا تو را به خاطر بسپارم

 

تو که تمام آرزوهایم را درخویش خلاصه کردی

 

.اینک که پرواز را آموختی چگونه بگویم که پرواز نکن!

 

پرنده کوچک من.....شاید باورم نمیشد به این زودی پرپرواز پیدا کنی

 

ناگزیراز جدایی و پرواز......

 

بپر پرنده کوچکم و دور شو از این خانه محقر

 

حال که دیگر مال من نیستی پس به جستجوی صاحبت برو

 

امیدوارم دوباره در سینه ام ببینمت قلب من

u44qeaatz7fr398tfcdp.jpg

لینک ارسال
  • 2 weeks later...

بارون داره هدر میشه بیا با من قدم بزن

دلم داره پر میزنه واسه تو و قدم زدن

وقتی هوا بارونیه دلم برات تنگ میشه باز

نمیدونی تو این هوا چشات چه خوش رنگ میشه باز

 

نیستی خودت کنارمو صدات همش تو گوشمه بارونی قشنگی که هدیه دادی رو دوشمه

بارون حواسش به توه اونم دلش پر میزنه به جای من با قطره هاشو رو شیشه تون میزنهبارون هواتو داره رنگ چشاتو داره قدم زدن تو بارون با تو چه حالی دلم هواتو دارهuyl4lrw1u4u2etsf2mso.jpg

لینک ارسال
  • 4 weeks later...

فرمانده عزیز....حوصله شو داری تا تهش بخون

 

دلم که میگیرد هوا ابریست

 

شاید هم وقتی هوا ابریست دلم میگرد ....هنوز رابطه بین این دورا پیدانکرده ام

 

فرقی هم نمیکند بهرحال مهم دل است که گرفته است

 

دلی که نمی تواند گریه کند

 

چون همه اورا خوشحال دیده اند

 

دلی که هیچکس شکستن گاه گاه اورا یا نمی بینند یا ندید میگیرند

 

معمولا همه دلها دل است نوبت ما که میشه ،کاهگل است.

 

خیلی دلم گرفته از خیلی هـــــــــــــــــــــــــــــــــــا...........

 

هوا برایم سنگین است احساس خفگی میکنم

 

وقتی نمیتوان آزادانه انتقاد کرد

 

وقتی نمیشود آزادانه گفت از ناعدالتی های اطرافت

 

وقتی درست پیش رویت اخلاق و عدالت را دار میزنند...

 

وقتی هوای بعضی هارو اونقدر نابرابر دارند که حق بعضی دیگه افراد به راحتی پایمال میشود

 

سر بسته بگویم

 

تو خدمت سربازی همیشه تو یگان یه سرباز هست که جاسوس فرمانده تو یگان است

 

سربازی که به اتکای فرمانده و حمایت او هرگونه بی حرمتی به بقیه میکند و فرمانده هم

 

خام زبان او میشود اما حواسش نیست این حمایت کورکورانه حق یک یگان را پایمال میکند

 

کاش گوشی بود برای شنیدن............

 

شب بخیر فرمانده

لینک ارسال
  • 2 weeks later...

در هوایی که بی هوا ابریست ،بارش باران دلیل میخواهد؟

 

آسمانم همیشه ابری بود ،اشک من بی دلیل میبارد

 

در کنارم نشسته ای اما، با دل من هنوز بیگانه

 

بی خبر از غم زمانه من، کین ترانه به سوز میخواند

 

........13 شهریور93

پیـــــــمان2838473867_ecfa5bbf75.jpg

لینک ارسال
  • 3 weeks later...

یک خونه کاهگلی ، یه حیاط نقلی و یه باغچه سرسبز.....

 

یه نمای باز از یه دشت که روح تو نوازش میده

 

و یک کویر سکوت و یه دشت آرامش

 

یه اتاق با سقف تیرچوبی،با تاقچه هایی پر از گلهای شمعدانی

 

خیلی این خونه رو دوست دارم .....

 

یک روز زندگی تو این خونه میارزه به یه سال زندگی تو آپارتمان

لینک ارسال

زمان با سرعتی ثابت و سریع درحرکته

 

رو ریل زمانه ،زمان بدون توقف و میگذره بدون اینکه بشه نگهش داشت

 

تنها کاری که میشه کرد اینه که از پنجره این قطار سریع السیر شمالی به بیرون نگاه کرد ، یه فنجون چای داغ یا قهوه تلخ دست گرفت و نوشید.....

 

منظره های اطراف رو نگاه کرد

 

گاهی این منظره ها لذت بخش هستند گاهی دردآور....

 

نه باید به منظره های خوش دلبستگی پیداکرد نه تو صحنه های دردآور شکستــــــــــــ......

 

باید فقط دید و رد شد که اگه موندی از زندگیت جا موندی

 

با یه حس اطمینان به قطاری که راننده ش تو نیستی فنجونتو تا ته سر بکش و به کوپه ات برگرد و آماده شو برای ایستگاهی که تو باید پیاده بشی

 

821.jpg

لینک ارسال
  • 3 weeks later...

دوربینم رو برمیدارم تا از نزدیک ترین چیزی که میشه عکس بگیرم

 

حاضــــــــــــــــــــر

 

3....2............1.......

 

چیلیکـــــ

 

یه عکس دونفره با خدا....

 

عکس رو ظاهرمیکنم و میگذارم تو یه قاب قشنگ رو میز کنار پنجره

 

هرکی میبینه میگه:«دیوونه!توکه تو عکس تنهایی!دستت روشونه کیه؟»

 

و من فقط لبخند میزنم...:icon_redface:

 

چون چیزی که بهش اعتقاد قلبی ندارند رو نمیبینند

لینک ارسال

گاهی بعضی زخمها از تو آدم رو میخوره

گاهی برعکس همه زخمها زمان بیشتر تازه میکنه این نوع زخمها رو

گذر زمان رو میگن درمون هر هردردیه

به خدا این طور نیست

بعضی دردها با گذر زمان تازه و تازه تر میشه

بعضی خاطرات مثل لیمو شیرینی هست که قاچ کردنو دادن دستت

نه میتونی بخوری نه میتونی نگهش داری

هرچی هم بیشتر میگذره بیشتر تلخ میشه

یه چیزی میخوام بگم اما نمیتونم ....

لینک ارسال

هیچ چیزی ابدی نیست

 

هر آمدنی را رفتنی است

 

بالاخره نوبتی هم باشه نوبت ما شد

 

آروم اومدم ....آروم هم میروم

 

خیلی چیزی ها اینجا عوض شده ..........

 

زمانی شبها خواب نداشتم تا بیام انجمن ، پست بگذارم

 

اینجا خونه من بود....توش آرامش داشتم

 

حالا آرامش من رفته است

 

مقصر خودم بودم

 

کلی حرف میماند نگفته...........

 

اما زمانه نشان داد که:....

 

gal692.jpg&393784378

لینک ارسال
  • 3 weeks later...

کاش از اول نبودی

 

نبودنت حالا آزارم میدهد

 

من مرد شبگردیهای پاییزی نبودم

 

من عاشق پاییز شدم

 

عاشق برف و سرما

 

برگرد......

 

گرچه میدانم عمق جراحتهایی که از من خورده ای به اندازه ابدیت است

 

برگرد...........

 

گرچه بدکردم و هر روز دارم قصاص میشوم

 

با آنکه پیش هم نبودیم اما حس بودنت آرامش بخش بود

 

برگرد.............برگرد ..............برگردsigh.gif

لینک ارسال

یه مدت میخوام ول کنم زندگی رو...

بذارم کنار عشقو دیوونگی رو...

 

چشامو رو اونی که میخوام ببندم...

یه مدت با هیچی ، با هیشکی نخندم...

 

یه مدت میخوام لنگ چیزی نباشم...

هراسون و دلتنگ چیزی نباشم...

 

بترسن همه آدما از منی که...

قراره یه مدت بشم یکی دیگه...

 

یکم فرصت و استراحت میخوام...

یه شب خواب شیرین و راحت میخوام...

 

میخوام بچه شم باز تو این سن و سال...

یه مدت جدا شم از این حس و حال...

یه مدت جدا شم از این حس و حال...

 

یکم فرصت و استراحت میخوام...

یه شب خواب شیرین و راحت میخوام...

 

میخوام بچه شم باز تو این سن و سال...

یه مدت جدا شم از این حس و حال...

یه مدت جدا شم از این حس و حال...

 

تو میدونی احوال خوبی ندارم...

غروبم ، سکوتم ، گمم ، بی قرارم...

واسه اینکه خورشید چشمام بتابه...

یه مدت باید بی توقف ببارم...

 

ببخشید که آروم نمیگیرم از عشق...

گریزونم از خنده و سیرم از عشق...

بهت قول میدم باز بشم مثله اول...

بازم واسه تو با تو میمیرم از عشق...

 

یکم فرصت و استراحت میخوام...

یه شب خواب شیرین و راحت میخوام...

 

میخوام بچه شم باز تو این سن و سال...

یه مدت جدا شم از این حس و حال...

یه مدت جدا شم از این حس و حال...

 

یکم فرصت و استراحت میخوام...

یه شب خواب شیرین و راحت میخوام...

 

میخوام بچه شم باز تو این سن و سال...

یه مدت جدا شم از این حس و حال...

یه مدت جدا شم از این حس و حال...

لینک ارسال

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.


×
×
  • اضافه کردن...