The Developer 5479 ارسال شده در 21 فروردین، 2013 سرم را شاید بتوانند گرم کنند اما وقتی تو نیستی / هیچ کس نیست دلم را گرم کند ... 6
sahar 91 9480 ارسال شده در 21 فروردین، 2013 برای دیدنت...شنیدنت...بهانه ها زیاد آوردی ولی دلم را به همین سادگیها نمیتوانی سرگرم چیز دیگری کنی تا از یادت ببرد برای رفع این دلتنگیها نقشه ای تازه بکش...دیگر همه ی بهانه هایت تکراری شده اند. 10
moein.s 18985 ارسال شده در 22 فروردین، 2013 رفتم به بادِ فراموشی... این نسیمِ آشنایی کی می آید به خاطرم نمی دانم... دلم برای کسی که نمی دانم کیست..تنگ شده 11
sam arch 55881 ارسال شده در 23 فروردین، 2013 صبح تازه می شود غمی که در میان غروب و طلوع پنهان شده بود... غمی که تنگ کرده بود دلم را برای دیگری.... و یک فکر... فکری مثه خوره... که او هم دلش تنگ شده؟! نمی دانم... 9
Mr.101 27038 ارسال شده در 23 فروردین، 2013 هیچکس همه چیز را برای همیشه به باخت نمی دهد. این بازی آنقدر ادامه خواهد داشت که یا سپیده سر بزند و یا ما لباسی سفید به تن کنیم. صبور باش فردا حکایت این بازی هم تمام خواهد شد............... 10
پاییزان 3604 ارسال شده در 23 فروردین، 2013 رویای من زندگی در شب چشم های سیاهت و چقدر سخت می شود برایت زندگی وقتی سیاهی دنیایت از چشمان عشقت باشد 10
farhatami 1390 ارسال شده در 23 فروردین، 2013 " دلم آرام نمیشود " در این روز ها که نه باران میبارد نه تو هستی زیر باران تو را میخواهد 6
farhatami 1390 ارسال شده در 23 فروردین، 2013 تنهـــــــــــاییم عمیق است دیگر دست هیچکس به آن نمی رسد که بخواهد از تنهـایی درم آورد 9
*pedram* 21266 ارسال شده در 25 فروردین، 2013 خدایا وحشت تنهاییم کشت کسی با قصه من آشنا نیست در این عالم ندارم همزبانی به صد اندوه می نالم،روا نیست شبم طی شد کسی بر در نکوبید به بالینم چراغی کس نیفروخت نیامد ماهتابم بر لب بام دلم از این همه بیگانگی سوخت به روی من نمی خندد امیدم شراب زندگی در ساغرم نیست نه شعرم می دهد تسکین به حالم که غیر از اشک غم در دفترم نیست بیا ای مرگ جانم بر لب آمد بیا در کلبه ام شوری بر انگیز بیا شمعی به بالینم بیاویز بیا شعری به تابوتم بیاویز دلم در سینه کوبد سر به دیوار که این مرگ است و بر در می زند مشت بیا ای همزبان جاودانی که امشب وحشت تنهاییم کشت "فریدون مشیری" 7
پری90 135 ارسال شده در 25 فروردین، 2013 گـاهـی وقـتـا دلـم فـقـط سـنـگـیـنـی نـگـاهـت رو مـیـخـواد که زُل بـزنـی بـهـم و مـ ـن بـه روی خـودم نـیـارم . . . 5
laden 4758 ارسال شده در 26 فروردین، 2013 دلم برای کسی تنگ است که اینجا میآید و دست نوشتههایم را میخواند .. کسی که تنها ردپایش یک " غریبه " است و بس کسی که او را "مخاطب خاص" مینامم دلم برای او تنگ است که خدا به اندازه وسعتِ چشمهای دریائیش باران میبارد برای او که دستهایم در دستهایش جوانه زد برای کسیییی که.......... 3
Mr.101 27038 ارسال شده در 26 فروردین، 2013 آهسته گفت: خدانگهدارت . در را بست و رفت . . . . آدمها چه راحت مسئولیت خودشان را به گردن خدا می اندازند. . . . 7
*lotus* 20275 ارسال شده در 26 فروردین، 2013 کم کم خاطراتت کم رنگ می شود.... و اشکهایم کمتر ! کمرنگ می شود.... روزهای با تو بودن....! نگاهم کن.... خودم نیز کم رنگ شده ام.... مثل خاطرات آن روزها.... اما هنوز هم جای این زخم ها را..... مرهمی نیست.... من.... و تو.... و زندگی.... و این لبخند.... چه کم رنگ شده ایم....! 6
*lotus* 20275 ارسال شده در 26 فروردین، 2013 ین جاده هم پایان دارد می دانم گفته بودی تمام جاده ها پایان دارند نیازی به تکرار نیست می دانم تو پیر می شوی من می میرم هوا ابری می شود باران می بارد ما می میریم گفته بودی باز هم می گویم این جاده پایان ندارد ...! 6
*lotus* 20275 ارسال شده در 26 فروردین، 2013 تو هیچ کاری برای من نکردی جز این که چاقویی را که توی پهلویم فرو رفته بود، دربیاوری بشویی و دوباره بگذاری سر جایش همان جا درست در پهلوی راستم 8
laden 4758 ارسال شده در 26 فروردین، 2013 تو را چه به فرهاد؟ یک فرهاد است و یک بیستون عاشقی. تو همین یک وجب دیوار فاصله را بردار… من باورت می کنم ... 8
sam arch 55881 ارسال شده در 26 فروردین، 2013 این روزها رویاهایم همش در حالِ خوابند... دلم برای بیداری رویاهایم تنگ شده.... 8
"nazanin" 3610 ارسال شده در 27 فروردین، 2013 تو شبیه کسی نیستی شبیه چیزی هم تو در هیچ دسته ای نمی گنجی در هیچ تیره هم تو، فقط تویی و خوبی تو همین است 4
"nazanin" 3610 ارسال شده در 27 فروردین، 2013 تا آخرین نفس منتظر آمدنت می مانم تا تو به آرزوهایت برسی, برگردی, با دستانت مهربانت پلی به سوی خوشبختی بسازم و به آینده گنگ ونا معلومم امید وار شوم. مجنون نازنین من جز عشق و محبت تو چیزی نمی خواهم . جز چشمان عاشق پیشه تو چیزی نمی خواهم. جز آغوش امن وپر مهر تو چیزی نمی خواهم. به باهم بودنمان بیاندیش من جز تو کسی را نمی خواهم 5
Mr.101 27038 ارسال شده در 27 فروردین، 2013 هـــمــیــشــه نــــه ولــــی گـــاهـــی مــیــان بـــودن و خـــواســتـن فـ ـاصـلــه مـــی اُفــتــد وقـ ـتــهــایـــی هـــســت کـــه کــســی را بـــا تــمـــام وجــــود میخواهــــی ولــــــی نــــبـــــــایــــد کــنـــارش بــــاشـــی ... 6
ارسالهای توصیه شده