رفتن به مطلب
p mehdi q

ترجیح میدید برای ازدواج چجوری آشنا بشید؟

پست های پیشنهاد شده

بازم سلام:ws52:

 

خوبین؟

 

 

1- دختر و پسر همدیگه رو ببینن و بدون اطلاع خانواده مدتی رو باهم باشن و بعد برن به ننه و بابا بگن ما قصد ازدواج داریم؟

 

2- دختر و پسر همدیگه رو ببینن و برن به ننه و بابا بگن که میخوان یه مدتی رو باهم باشن تا اگه بهم میخوردن باهم ازدواج کنن؟

 

3- ننه و بابا برن برای پسر یه دختری انتخاب کنن و به پسر بگن بیا انتخاب کن

 

4 - ....

 

 

پیش آ پیش به خاطر استفاده از کلمه ننه بابا معذرت میخوام :ws3:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

از اونجایی که هر کار انجام بدم قدرت درمیون گذاشتنش رو با مامان و بابا دارم حتما باهشون حرف میزنم

همون معدود شبه دوست ... هم که تا حالا داشتم ، خانواده که هیچ ، فامیل هم خبر داشتن .

کلا هیچ کاری مخفی از خانواده مناسب نیست که البته بستگی به جنبه خانواده داره بسیییار

شخصا گزینه 2 البته با کمی تغییر . یعنی اینکه من میگم به خانوادم اون اگه خواست بگه اگه خواستم نگه تا یه مدت که مطمئنتر بشیم بعد دیگه باید بگه

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
توضیحات بیشتر در صورت امکان :ws52:

آشنایی اینترنتی خیلی مناسبه توش اصلا دروغ نمی گن برای همین ازدواج های اینترنتی خیلی پایداره:45645::smiley (18):

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
آشنایی اینترنتی خیلی مناسبه توش اصلا دروغ نمی گن برای همین ازدواج های اینترنتی خیلی پایداره:45645::smiley (18):

:ws28:

ممنون . بیشتر توضیح نده که خطر داره واسه من :ws52:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
هیچکدوم

 

 

گزینه ای نیست .... شماره چهار میگه نگو هیچکدوم:ws3:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
گزینه ای نیست .... شماره چهار میگه نگو هیچکدوم:ws3:

پس باید می گفتم ....:ws3:

ولی گزینه ی ازدواج اینترنتی فراموش کردی بذاری یکی از بدترین نوع ازدواج به نظر من:icon_pf (34):

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

به نظرم گزینه 2 مناسب باشه

چون هم تحت نظر خانواده هستن و روابط شکلی رسمی داره

و این که خانواده طرفین هم دختر / پسر رو بهتر می سنجن

 

البته این که از طریق خانواده آشنا بشن و بعد با هم رابطه داشته باشن برای آشنایی و سنجش همدیگه هم گزینه خوبیه

 

حالا راستش رو بگین نکنه شیطون گولتون زده می خواین یه کارایی بکنین ؟! :banel_smiley_4:

 

.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
حالا راستش رو بگین نکنه شیطون گولتون زده می خواین یه کارایی بکنین ؟! :banel_smiley_4:

 

.

 

 

من شیطونی ها مو کردم . دیگه وقته مرد زندگی شدنه:ws3:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
از اونجایی که هر کار انجام بدم قدرت درمیون گذاشتنش رو با مامان و بابا دارم حتما باهشون حرف میزنم

همون معدود شبه دوست ... هم که تا حالا داشتم ، خانواده که هیچ ، فامیل هم خبر داشتن .

کلا هیچ کاری مخفی از خانواده مناسب نیست که البته بستگی به جنبه خانواده داره بسیییار

شخصا گزینه 2 البته با کمی تغییر . یعنی اینکه من میگم به خانوادم اون اگه خواست بگه اگه خواستم نگه تا یه مدت که مطمئنتر بشیم بعد دیگه باید بگه

 

:w16:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
من شیطونی ها مو کردم . دیگه وقته مرد زندگی شدنه:ws3:

بادا بادا مبارک بادا :ws3:

:w16:

میدونستم با خانوادت راحتی

پس موافقی که خیلی خوبه همیشه با خانوادت مشورت کنی ؟

واقعا میگم این یه نعمته که مامان و بابای ادم دوست ادم باشن :w16: :aghosh:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
توام مشکوک میزنی:ws3:

 

چرا خوب ؟ :ws3:

برچه اساسی به این نتیجه گیری رسیدی ؟ :w02:

 

 

میدونستم با خانوادت راحتی

پس موافقی که خیلی خوبه همیشه با خانوادت مشورت کنی ؟

واقعا میگم این یه نعمته که مامان و بابای ادم دوست ادم باشن :w16: :aghosh:

 

بسیار بسیار راحتم... فکر کنم یکم بیش از حد... مخصوصا با مادرم و خاله و عموم که مثل پدر مادرم میمونند...

کلا منم مثل تو همه چیز رو میگم به خانوادم و اونهام هیچوقت تا حالا برخورد بدی نکردن باهام... در نتیجه هیچ ترسی ندارم...

خیلی موافقم... به نظرم باید گفته بشه و خیلی خوبه که از مسائل با خبر باشند... شاید چیزی هست که ما درک نمیکنیم و اونها میبینند...

در مورد اون مسئله که فرد مقابل باید خودش در این مورد تصمیم بگیره هم بسیار موافقم...

 

کلا موافقم با این پستت... :ws3:

 

راستی ار کجا میدونستی با خانوادم راحتم ؟ :w58:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

بسیار بسیار راحتم... فکر کنم یکم بیش از حد... مخصوصا با مادرم و خاله و عموم که مثل پدر مادرم میمونند...

کلا منم مثل تو همه چیز رو میگم به خانوادم و اونهام هیچوقت تا حالا برخورد بدی نکردن باهام... در نتیجه هیچ ترسی ندارم...

خیلی موافقم... به نظرم باید گفته بشه و خیلی خوبه که از مسائل با خبر باشند... شاید چیزی هست که ما درک نمیکنیم و اونها میبینند...

در مورد اون مسئله که فرد مقابل باید خودش در این مورد تصمیم بگیره هم بسیار موافقم...

 

کلا موافقم با این پستت... :ws3:

تا حالا کسی اینقدر باهم موافقت نکرده بود تو این مسئله

همه میگن تو زیادی راحتی و خانوادتون طبیعی نیست

اما تا حالا نشده که منو تو کاری مجبور کنن و همیشه بهترین مشاور من بودن .

واقعا حس میکنم که خیلی خوب مسائل رو درک میکنن و با خیلی کارهام که همه فکر میکنن باید مخالفت کنن با گرمی برخورد میکنن .

باورت میشه الان که دارم این پست مینویسم اشک تو چشام جمع شد ؟ چون 2باره یادم اومد که چقدر دوسشون دارم :icon_gol:

.

.

چون میبینم که ازاد فکر میکنی و یاد داری که فکرتو انتقال بدی و ترسی هم ازش نداری

اما در کل یه حس درونی بود

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

واقعا میگم این یه نعمته که مامان و بابای ادم دوست ادم باشن :w16: :aghosh:

دقیقا :w16:

منم با خونوادم خیلی دوستم بخصوص مامانو برادرم

ولی هرموقع حرفامو به مامانم میزنم اخرش دعوامون میشه اخه شروع میکنه به نصیحت کردن و منم اصن خوشم نمیاد و میرم اتاقم:hanghead: ولی باز با این حال مامانم خیلی درکم میکنه و من خیلی راحت میتونم براش تعریف کنم بدون هیچ رودربایستیی فقط اون نصیحته بدش میکنه

با برادرم خیلی خوبه....چون قشنگو حسابی درکم میکنه و باهم همدردی میکنه و نظرشو میگه و دعوامونم نمیشه :دی :w58:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
بازم سلام:ws52:

 

خوبین؟

 

 

1- دختر و پسر همدیگه رو ببینن و بدون اطلاع خانواده مدتی رو باهم باشن و بعد برن به ننه و بابا بگن ما قصد ازدواج داریم؟

 

2- دختر و پسر همدیگه رو ببینن و برن به ننه و بابا بگن که میخوان یه مدتی رو باهم باشن تا اگه بهم میخوردن باهم ازدواج کنن؟

 

3- ننه و بابا برن برای پسر یه دختری انتخاب کنن و به پسر بگن بیا انتخاب کن

 

4 - ....

 

 

پیش آ پیش به خاطر استفاده از کلمه ننه بابا معذرت میخوام :ws3:

 

خب برای جدی تر شدن بحث من به هر کدوم از این حالتها یه ایرادی دارم

اولیش که پدر و مادر خبر ندارن ... ممکنه بعد از معرفی شدن هر یک از پسر و دختر به خانواده ها .... خانواده ها با این ازدواج مخالف باشن .... بعدا کلی مشکل درست میشه

دومی هم که خانواده ها مطلع باشن ... خب اینطوری صمیمیت به مراتب بیشتر میشه بین دختر و پسر . بعد این باهم بودن به جای رسیدن به شناخت یه عادت و وابستگی رو پیش میاره .... که اجازه نمیده شناخت واقعی حاصل بشه . و شاید بعد ار ازدواج گریبان گیر بشه

سومی هم که .... اختیار و دامنه انتخاب برای پسر و دختر خیلی کم میشه

حالا بگید ببینم اگه راست میگید؟:ws3:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
یهویی!!!!:ws3:

 

واسه توام زن میگیرم:ws37:

 

چقدر سریع به نتیجه میرسی ها... هوش اجتماعیت بالاست... :w16:

 

نه... مامانم گفته اگر پسر خوبی باشم برام زن میگیره خودش... :hanghead:

 

خب این ورژن جدیدشه . با اعتقادات خودم :icon_redface:

 

بسیار ورژن جذابی بود... :w02:

خوشمان آمد... :w16:

 

تا حالا کسی اینقدر باهم موافقت نکرده بود تو این مسئله

همه میگن تو زیادی راحتی و خانوادتون طبیعی نیست

اما تا حالا نشده که منو تو کاری مجبور کنن و همیشه بهترین مشاور من بودن .

واقعا حس میکنم که خیلی خوب مسائل رو درک میکنن و با خیلی کارهام که همه فکر میکنن باید مخالفت کنن با گرمی برخورد میکنن .

باورت میشه الان که دارم این پست مینویسم اشک تو چشام جمع شد ؟ چون 2باره یادم اومد که چقدر دوسشون دارم :icon_gol:

.

.

چون میبینم که ازاد فکر میکنی و یاد داری که فکرتو انتقال بدی و ترسی هم ازش نداری

اما در کل یه حس درونی بود

 

نه... خانواده ی منم دقیقا اینطورین... پدرم کمتر... ولی خوب حتی پدرم هم هیچ وقت در مورد چیزی باهام بد برخورد نکرده...

منم واقعا خوشحالم که همچین جوی وجود داره... جلوی خیلی اشتباهات رو گرفته همین مسئله...

فکر کنم خانواده ی کسانی که اون حس سرد و بی روحی و فاصله بینشون هست طبیعی نیستند... :ws52:

 

حس درستی بود... منم مثل خودتم در این موارد...

 

من نمی دونم چرا من هر تاپیکی میزنم . دنبال زن دادن پسرای مردمید شما؟!!:ws3:

 

بسیار کار جالبی بیده خوب... تازه کلیم ثواب داره... :ws3:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
دقیقا :w16:

منم با خونوادم خیلی دوستم بخصوص مامانو برادرم

ولی هرموقع حرفامو به مامانم میزنم اخرش دعوامون میشه اخه شروع میکنه به نصیحت کردن و منم اصن خوشم نمیاد و میرم اتاقم:hanghead: ولی باز با این حال مامانم خیلی درکم میکنه و من خیلی راحت میتونم براش تعریف کنم بدون هیچ رودربایستیی فقط اون نصیحته بدش میکنه

با برادرم خیلی خوبه....چون قشنگو حسابی درکم میکنه و باهم همدردی میکنه و نظرشو میگه و دعوامونم نمیشه :دی :w58:

گاهی نصیحت ها خوبن ، اگه یجوری به ادم دستور ندن

بعضیا در ظاهر نصیحت میکنن اما میگن کسی که این کار رو میکنه باید اعدامش کرد !

خب اینکه شد همون دستور ، بگو نکن دیگه !

اگه ادم کسی واسه درد دل نداشته باشه که واقعا زنده بودنش با کرامالکاتبینه !

من که خوشبختانه دوست خوب خیلی دارم . خیلی . مثلا الان زنگ بزنم بهش بگم دلم گرفته 5 دقیقه بعد پایین منتظره ! :ws52:

آخییییییی.....چقد رمانتیک :girl_angel: (:w58:+:دی)

اذیتم نکن دیگهههههه :icon_redface: خو یه لحظه خیلی احساساتی شدم :ws44:

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال

Join the conversation

You can post now and register later. If you have an account, sign in now to post with your account.

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از ۷۵ اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.


×
×
  • جدید...