رفتن به مطلب

تکه ای از کتاب زهیر پائولو کوئیلو


ارسال های توصیه شده

ارسال شده در

دو اتشنشان وارد جنگلی می شوند تا اتش کوچکی را خاموش کنند . اخر کار وقتی از جنگل بیرون می ایند و میروند کنار رودخانه ، صورت یکی شان کثیف و خاکستر است و صورت ان یکی به شکل معصومانه ای تمیز .

سوال : کدامشان صورتش را می شوید ؟

اشتباه کردید ، ان که صورتش کثیف است به ان یکی نگاه می کند و فکر میکند

صورت خودش هم همان طور است .

اما ان که صورتش تمیز است می بیند که سرتاپای رفیقش غبار گرفته است و به خودش می گوید : حتما من هم کثیفم ، باید خودم را تمیز کنم .

از کتاب زهیر پائولو کوئیلو

حالا فکر کنیم چندین بار اتفاق افتاده که دیگران از رفتار بد ما و یا ما از رفتار بد دیگران به شستشو و پالایش روح خودمان پرداخته باشیم

وقتی فرد مقابل ما مهربان و خوب و دوست داشتنی است

یه کمی باید به خودمون شک کنیم

  • Like 3
ارسال شده در

نمی دونم چرا اون موقع که رو بورس بود زهیر به بزرگی آنچه که فکر می کردم نبود:hanghead:

 

اما

 

آدم ها شباهت های زیادی به هم دارند اما تفاوت های اندکشان به چشم می آید نمی دانم ویرانی امروز دنیا به خاطر شباهت آدم هاست یا تقاوتشان...

  • Like 1
ارسال شده در
نمی دونم چرا اون موقع که رو بورس بود زهیر به بزرگی آنچه که فکر می کردم نبود:hanghead:

 

اما

 

آدم ها شباهت های زیادی به هم دارند اما تفوت های اندکشان به چشم می آید نمی دانم ویرانی امروز دنیا به خاطر شباهت آدم هاست یا تقاوتشان...

 

 

جمله ی زیبایی بود .

 

ممنون

×
×
  • اضافه کردن...