رفتن به مطلب

simulater

کاربر محروم
  • تعداد ارسال ها

    53
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

اطلاعات شخصی

  • نام واقعی
    حمید رضا
  • علاقه مندی ها
    طراحی

اطلاعات شغلی و تحصیلی

  • رشته تحصیلی
    مهندسی مکانیک
  • گرایش
    جامدات
  • مقطع تحصیلی
    لیسانس
  • شغل
    دانشجوی کارشناسی ناپیوسته

آخرین بازدید کنندگان نمایه

بلوک آخرین بازدید کننده ها غیر فعال شده است و به دیگر کاربران نشان داده نمی شود.

دستاورد های simulater

عضو جدید

عضو جدید (2/14)

380

اعتبار در سایت

  1. جمله ی زیبایی بود . ممنون
  2. دو اتشنشان وارد جنگلی می شوند تا اتش کوچکی را خاموش کنند . اخر کار وقتی از جنگل بیرون می ایند و میروند کنار رودخانه ، صورت یکی شان کثیف و خاکستر است و صورت ان یکی به شکل معصومانه ای تمیز . سوال : کدامشان صورتش را می شوید ؟ اشتباه کردید ، ان که صورتش کثیف است به ان یکی نگاه می کند و فکر میکند صورت خودش هم همان طور است . اما ان که صورتش تمیز است می بیند که سرتاپای رفیقش غبار گرفته است و به خودش می گوید : حتما من هم کثیفم ، باید خودم را تمیز کنم . از کتاب زهیر پائولو کوئیلو حالا فکر کنیم چندین بار اتفاق افتاده که دیگران از رفتار بد ما و یا ما از رفتار بد دیگران به شستشو و پالایش روح خودمان پرداخته باشیم وقتی فرد مقابل ما مهربان و خوب و دوست داشتنی است یه کمی باید به خودمون شک کنیم
  3. simulater

    هنوز عرق سگی بینائی می گیرد

    یک بطر عرق سگی توی یه دونه پاکت فریزر…! یه کاسه ماست و دوتا خیار و چند پر کالباس و دوسه تا خیارشور؛ با دوتا نون و یه خونه خالی و یه کوکا مشهدی…! ………………………………… – قاسم مادرت نیاد یه وخ ضایع بشه…! ـــ نه دِداش… مادرُم رفته روضه…حالا ها نِمیه…! ـــ بریز رضا جان…! ـــ سلامتی …! ـــ اوف …اوف…اوف… بَدمَصَب زَهره مِگی…! بده او ماست و خیاره که تا تهُمه سوزوند لامَصَب…! ـــ بیا دِداش…! ـــ ای وَل…! ـــ جای یک زید مَشدی خالی…! ـــ بلند کن او ضبط لامَصَبه…!…………..( ساقی امشب می بده پیمونه پیمونه…دست غم کوتاهه از من کنج میخونه… اونقدر مستم بکن تا ……) ـــ بچه های سَجاد که باباهاشا دکتر مهندِسَن ویسکی جانی باکِر مُخُورَن مایَم عرق سَگی…یَره دنیایَم مال همونایه حرضت عباسی …! ماها چی مُخُورم تو دنیا…ای تف تو روزگار…! ـــ بریز دِداش … دَم ساقی گرم…! ـــ سلامتی بچه های قِله…خواج ربه….کوچه زَردی… بال خیابون…ته خیابون ! ـــ نوش…! ـــ دَمِت گرمه عشقی …! ــ…………………….( ساقی از گوشه میخونه نرونم… خونه امیدمه بذار بمونم…چل چراغ میخونت……..) ـــ اخ … اخ …اخ…. شیکَمُم…! ـــ چیه……..؟ بدو برو مُستراح…! ـــ اخ لامَصَب اینا چی بود….؟ ـــ ای…ای…ای… مُردُم نِنه….مُردُم …! ـــ ………………………………..( امشب که مست مستم … دست و پای غم رو بستم….امشب که لول لولم…از من نپرس کی هستم…! ) ***************************** باز خبر غم انگیز کشته شدن حداقل هشت نفر از جوانان مشهدی در اثر خوردن مشروب دست ساز سمی که میانگین سنی اونها بین شونزده تا بیست و سه سال بوده …! خبر کور شدن سه نوجوان دیگه که چشماشون جز سیاهی چیزی نمیبینه…! چشمایی که قرار بود خیلی چیزار و ببینه …زن و زندگی و بچه…! از کجا میاد این مشروبای سمی…؟ چه گناهی کردن بچه های ما…؟ ( ماها چی ... مُخُورم تو دنیا…ای تف تو روزگار…! ) ----------------- از وبلاگ " مسعود مشهدی " عزیز
  4. simulater

    مکتب ایرانی

    موافقم ...
  5. simulater

    مکتب ایرانی

    - در مکتب ایرانی دیدن موی سر زنهای خارجی و بیگانه از تلویزیون حلال است ولی زنهای هموطن و خودی حرام! - در مکتب ایرانی سرود ملی مقدسه، ولی دیدن آلت موسیقی که سرود با آن نواخته شده حرامه! - در مکتب ایرانی، هنری مثل موسیقی و رقص حرام است ولی افیونی مثل تریاک حلال! - در مکتب ایرانی کشورهای مسیحی و یهودی خداپرست، دشمن و کافرند، ولی کشورهای کوبا و روسیه و چین کمونیست، برادرند! - در مکتب ایرانی خنده و رنگهای شاد جلفه، ولی گریه و رنگ سیاه متانت! - در مکتب ایرانی، روزهایی که مردم دنیا تعطیلند ما کار میکنیم و روزهایی که مردم دنیا کار میکنند ما تعطیلیم! - در مکتب ایرانی صورت نامرتب و لباس و ظاهر دلگیر کننده داشتن، ارزشه، ولی صورت اصلاح شده و زیبایی و خوش تیپی ضد ارزش! - در مکتب ایرانی فقر و پابرهنگی فضیلته، ولی رفاه و ثروت رذیلت! - در مکتب ایرانی هر کجا که بخواهیم خصوصی سازی بکنیم و از مردم پول بگیریم و نفع داشته باشیم، اسمش رو میگذاریم “غیر انتفاعی!” - در مکتب ایرانی اسم بانکداری رو میگذارن “بدون ربا” ولی بالاترین رباها رو از مردم میگیرن! - مکتب ایرانی چیز جدیدی نیست ، از همان زمانهای قدیم، پدرانمون اسم کچل رو میگذاشتن زلفعلی! - در مکتب ایرانی اسم پروژه فراری دادن مزاحمین رو میگذارن “فرار مغزها”! - در مکاتب دیگه، مُبلغهای دینی روابط جنسی رو برای خودشون حرام میدونن ولی برای بقیه مردم حلال، اما در مکتب ایرانی روابط جنسی برای مُبلغ دینی حلاله ولی برای بقیه مردم حرام! - در مکتب ایرانی کثیفترین گناه دنیا (دروغ) عادیه ولی دست دادن دختر و پسر غیر عادی! - در مکتب ایرانی قبل از اینکه خبر مهمی رو پخش کنن، اول تکذیبش میکنن! - در مکتب ایرانی به خاطر تقدس بکارت، بعد از اینکه پسر از دوست دختر خودش دور میشه، چون نمیتونه تا ۳۰ سالگی باهاش ازدواج کنه، یا عقده ای میشه، یا برای ارضای نیازهای اولیه اش، دست به دامن فاحشه های خیابون میشه. اصلا ولش کن، کی گفته ۱۵ تا ۳۰ سالگی اوج توانایی استفاده از لذت جنسیه؟ - در مکتب ایرانی مهم این نیست که در داخل، چقدر فساد غوغا میکند، مهم این است که ظواهر مکتب در جامعه رو حفظ کنیم، و مهم اینست که کشورهای دوست، در خارج در مورد ما چه فکرمیکنند! چون اگر ظواهر رو حفظ نکنیم نمیتونیم ادعای رهبری مکاتب جهان رو داشته باشیم! - راستی خبر دارین در دنیا یک کشوری هست که بستن روسری برای همه مردها اجباریه و اگه مردها سر و بدنشون رو با پارچه نپوشونن توسط پلیس دستگیر میشن؟! آیا شما جرات و تمایل دارین به عنوان توریست با همسرتون به اون کشور سفر کنین؟ یا بخواهین تو اون کشور سرمایه گذاری کنین؟ تعجب نکنین، اون کشور،کشور خودمونه با مکتب ایرانی، منتها از زاویه دید بقیه مردم جهان! - در مکتب ایرانی دختری که دنبال همسر مناسب میگرده، و در موقعیتی هست که به زیباییش نیاز داره، حق نداره موهای صورت و کرک سبیلش رو قبل از ازدواج برداره! - در مکتب ایرانی توی مراسمها (عروسی، مهمانی یا مذهبی)، خانمها خودشون رو به شدت آرایش میکنن، ولی نه برای مردها بلکه برای خانمهای دیگر! (اشتباه نکنین، اونها همجنسباز نیستن!) - در مکتب ایرانی مشابه سایر مکاتب، خدا به نفع این مکتب مصادره شده، جمله مشترک همه مکاتب اینه: - خدا با ماست، نه با ۲۰۰ تا دین و مذهب و فرقه دیگر موجود در جهان! - کی گفته؟! - بابام! - در مکتب ایرانی فاحشه خونه ها رو با افتخار جمع کردیم ولی نمیدونیم چرا برای زنمون از محل کار تا منزل صد تا بوق میزنن؟! نکنه بعضی وقتها غیرت زیاد بی غیرتی میاره؟! ولش کن ظواهر جامعه مهمتره! - در مکتب ایرانی پلیس مخصوص مجرمان رانندگی (مجرمانی که جان انسانها را تهدید میکنند)، اسلحه ندارد، ولی پلیس مخصوص کنترل پوشش موی سر و جدایی دختر از پسر، اسلحه دارد، چون این برای ظواهر جامعه خطرناکتر است! - در مکتب ایرانی رمز بالا رفتن از هرم قدرت، حفظ ظواهر هست، نه صداقت. برای همینه که فقط ریاکارها میتونن از اون بالا برن! - مکتب ایرانی بالاترین آمار صدقه جهت دفع بلا در دنیا رو داره، ولی نمیدونم چرا هم فقر غوغا میکنه و هم آمار تصادفات و تلفات جاده های ایران ده برابر میانگین جهانیه؟! - در مکتب ایرانی همه میگن علم بهتر از ثروته، ولی در عمل همه دنبال ثروتند نه علم! - اون قدیما، چند نفر اومدند و بتها رو شکستند و گفتند خدا را بپرستید، ولی بعد از مرگشون، در مکتب ایرانی، ما قبر خود اونها رو بت کردیم و پرستیدیم! میگن خدا از رگ گردن به ما نزدیکتره، شاید ما، بین خودمون و رگ گردنمون نیاز به یک نفر واسطه داریم! حتماً همینطوره! - در مکتب ایرانی جمعه ها عاشقانه منتظر آمدن کسی هستیم که اگه بیاد، اولین کسانی که ازش اُردنگی میخورن خودمونیم! - در مکتب ایرانی، یک انسان برای ارضای نیازهای اولیه و ابتدایی خودش، باید جلوی مرگ معلق وارو بزنه و حتی از مطرح کردنشان هم خجالت بکشه! - در مکتب ایرانی اسم خرافه رو میگذارن فرهنگ، و اسم فرهنگ رو میگذارن ابتذال! - کی میگه استدلالهای تمثیلی ضعیفترین نوع استدلاله؟ ما پایه های استوار بنای عظیم مکتب ایرانی خودمان را بر روی همین تمثیلها و شعرها و شعارها بنا نهاده ایم، مثلاً: “اگر برهنگی تمدن است، پس حیوانات متمدن ترند!” و یا “اگر غیرت از ایمان است، پس خروسها مؤمن ترند!” و یا … - در مکتب ایرانی نزدیک شدن دختر و پسر به همدیگر جهت شناخت، قبل از ازدواج، عیب است ولی جدا شدنشان با دو تا بچه بعد از ازدواج عیب نیست! - و در نهایت اینکه مکتب ایرانی چیز بدی نیست، تنها بدی آن، کلمه “ایران” درون این مکتب میباشد که اگر آن را برداریم و با چیز دیگری جایگزین کنیم، مثل بقیه مفاهیم، برای مسئولین دلسوز کشور قابل تحملتر خواهد شد و خواهند فهمید که این مکتب همان بچه ۳۲ ساله خودشونه! آیا هنوز هم فکر نمی کنید مکتب ایرانی یک مکتب جدید و مستقل از سایر مکاتب است؟!
  6. حميد مدرسي تهیه کننده فیلم کلاه قرمزی از كليد خوردن فیلم سينمايي «كلاه قرمزي و بچه ننه» در سال جاري خبر داده است . پارس توریسم ،باساخت قسمت جدیدی از فیلم کلاه قرمزی باید گفت سینمای ایران باید در انتظار رکورد شکنی جدیدی باشد و از هم اکنون کلاه قرمزی و پسر خاله را باید مدعی جدید رکورد شکنی در سینمای ایران ورقیبی خطرناک برای اخراجیها دانست . اما آیا از ساخت قسمت سوم فیلم پسر خاله استقبال خواهد شد یانه ؟ استقبال کم نظیر مردم از مجموعه نوروزی کلاه قرمزی در سالهای اخیر نشان دادکه کلاه قرمزی همچنان در میان مردم پر طرفدار است . /حقایقی درباره کلاه قرمزی / براساس آماررسمی که توسط وزارت ارشاد منتشر شده ،کلاه قرمزی در نخستین اکران خود بیش از 4میلیون وسیصد هزار تماشاگر را به سینماها کشانده واز پر مخاطب ترین فیلمهای تاریخ سینما محسوب می شود .در زمان اکران این فیلم صفهای طولانی بسیاری برای آن تشکیل شد . دومین قسمت این فیلم نیز در زمان اکران خود در سال 81،به عنوان پرفروشترین فیلم تاریخ سینما تا آن سال شناخته شد . این فیلم بیش از 500میلیون تومان فروش کرد وخبر گزاری ایسنا در آن زمان و در پایان سال 81 باانتشار خبری با تیتر :کلاه قرمزی پرفروشترین فیلم روز دوره ،سال وتاریخ نوشت :فيلم سينمايي كلاه قرمزي و سروناز ساخته ايرج طهماسب كه از چندي پيش توانست عنوان پرفروشترين فيلم تاريخ سينماي ايران را به دست آورد ، هم اكنون پس از 65 روز نمايش در 22 سينماي تهران به فروشي معادل 511 ميليون تومان دست يافته است. /حاتمی کیا وکلاه قرمزی/ اما زمانی که چند سال پیش برنامه نوروزی کلاه قرمزی از تلویزیون شد آدمهای مشهوری از سینما در آن حضور یافتند از ابراهیم حاتمی کیا تا امین حیایی و باران کوثری . اما دراین میان حضور حاتمی کیا دراین برنامه بسیار غیر منتظره بود .همانطور که یک سایت خصصی سینما درباره حضور حاتمی کیا اینگونه تحلیل کرده بود : کارگردانی مثل حاتمی کیا با آن سابقه فیلمسازی مهمان دور از ذهنی برای یک برنامه عروسکی است. گرچه حاتمی کیا نشان داد به همان اندازه که که کارگردان خیلی خوبی است جلوی دوربین هم می تواند آدم جذابی باشد. حاتمی کیا برخلاف لحن اکثر فیلم هایش چشمان مهربان و لبخند آرامی داشت. وقتی جلوی ایرج طهماسب روی صندلی نشست انگار اصلا کارش از ازل در ارتباط با کودکان بوده. نه معذب بود و نه تلخ. نه با نصیحت و پند و اندرز آمده بود و نه با توپ و تشر. حتی شبیه پدرهای مهربان هم نبود. بیشتر به یک دوست خوشروی دوست داشتنی شبیه بود. بگذریم که اتفاقا ماجرای آن قسمت از کلاه قرمزی و جریان فیلم ساختن و جایزه گرفتن از جشنواره های خارجی خودش به اندازه کافی بامزه بود. /گریه کردن بازیگر معروف برای کلاه قرمزی / واکنشهای جالب به سریال نوروزی کلاه قرمزی همچنان ادامه داشت واین نشان می دادکه پس از سالها کلاه قرمزی همچنان تاثیر گذار است .باران کوثری که دو سال پیش در این مجموعه حضور داشت در همان زمان گفت وگوی جالبی کرده و در این گفت وگو گفته بود :من خیلی کلاه قرمزی ،پسر خاله و پسر عمه زا را دوست داشتم و حتی یک جاهایی می خواستم گازشان بگیرم .یک جاهایی برای پسر عمه زا اشک توچشمهایم جمع شد.آنجا که مریض شد و نمی گذاشتند معاینه اش کنند ومی لرزید .من برای کلاه قرمزی گریه ام کرده ام . وی در ادامه گفته :فیلم سینمایی کلاه قرمزی جزو ده فیلم محبوب زندگی من است در کنار فریادها ونجواها ....اولین فیلمی که توباهاش گریه می کنی خیلی مهم است واین اتفاق برای من درباره کلاه قرمزی وپسرخاله افتاده .البته من هروقت کلاه قرمزی و پسر خاله را می بینم گریه می کنم.....همین پسر عمه زا این قدر من دلم برای تنهایی اش می سوزد که حد ندارد ...خیلی تنهاست. /موضوع پیچیده کلاه قرمزی/ ایرج طماسب سالها قبل در گفت وگویی در پاسخ به اينكه آيا در ادامه ي ساخت كلاه‌قرمزي خواهد بود،با توجه به اينكه فيلم در ژانر كودك است مي‌گويد: موضوع كلاه قرمزي ،موضوع پيچيده‌اي است، نه شما بلكه هر كه با ما درباره او حرف مي‌زند، داغ دل ما را تازه مي‌كنند، فقط مي‌توانم بگويم كه حيف كه كلاه قرمزي كار نمي‌شود. /کلاه قرمزی به روایت حمید جبلی/ اما آیا کلاه قرمزی برای مردم تکراری می شود .این سوالی است که سالها قبل از حمید جبلی این سوال مطرح شده واو اینگونه جواب داده است : به هر جهت شخصيت‌هاي معروف نمي‌توانند عوض شوند و به خاطر كه تماشاچي آن طور قبولشان كرده و دوستشان دارد، اگر تغيير بكنند ممكن است ناخوشايند بشوند.شخصيت‌هاي نمايشي مثل پرسوناژي كه مثلا در تئاتر ”سياه” داريم هميشه ثابت هستند و موقعيتشان تغيير نمي‌كند و كلاه قرمزي پرسوناژ يك بچه شيطان و پرحرف است كه اگر يكدفعه بزرگ شود، ديگر كلاه قرمزي نخواهد بود /واکنش جواد طوسی/ پیش از این جواد طوسی منتقد شناخته شده سینما نیز در یادداشتی درباره کلاه قرمزی نوشته وآورده بود :شنیده می شود که بی سرو صدا سومین کلاه قرمزی .... در حال ساخت است .باید دید که این تصمیم براساس چه فرضیات و محاسباتی به مرحله عمل در آمده است .آیا فضای پر تنش وسیاست زده جامعه کنونی نیاز دوباره به فانتزی برای تجویزبه این گروه سنی دارد ؟درشرایطی که سینمای کودک ونوجوان سالهاست در بی رونقی کامل به سر می برد آیا این نوع مسکن ها می توانند جانی دوباره به این فضای مرده بدهند؟قاعدتا دریک فضای حرفه ای و مبتنی برروان شناسی عمومی دنیای کودک ونوجوان می باید این گونه فیلمها که رده های سنی خاصی را دربرمی گیرند با نگاهی کارشناسانه وبه روز ساخته شوند . /کلاه قرمزی یک آنارشیست تمام عیار است/ علیرضا محمودی فیلمنامه نویس ونویسنده وروزنامه نگارچند سال پیش وپیش از پخش سریال کلاه قرمزی از تلویزیون در نوروز ،یادداشت جالبی درباره پدیده کلاه قرمزی در یکی از نشریات نوشته ودربخشهایی از یادداشت خود آورده بود :کلاه قرمزی روحیه انتقاد از همه چیز است .آن هم نه انتقاد سازنده .کلاه قرمزی یک آنار شیست تمام عیار است .بچه شیطانی که کلیه مقبولیت همه بچه های مثبت را ازبیخ وبن ندارد.او سلام را جوری تلفظ می کند که از همان ابتدای حضورش در صحنه همه چیز را به نفع روحیه ویران گرانه هرج ومرج طلبش مصادره می کند .
  7. کشورهای جنوب خلیج فارس به ویژه بحرین شبکه تلویزیونی ماهواره ای را برای رقابت با شبکه های ماهواره ای ایران راه اندازی کرده اند. به گزارش بولتن نیوز به نقل از پایگاه اطلاع رسانی ایلاف، شبکه ماهواره ای "خلیج ع رب ی" ( Arabian Gulf Channel ) با جعل نام تاریخی خلیج فارس از روز پنجشنبه گذشته پخش برنامه های خود را از شهر امان پایتخت اردن آغاز کرده است. طبق ادعاي ايلاف ، تعدادی از سرمایه گذاران کشورهای جنوب خلیج فارس از جمله بازرگانان بحرینی این شبکه را تامین مالی می کنند. شبکه خلیج عربی که برنامه های خود را به زبان عربی پخش می کند در بیانیه ای اعلام کرد: این شبکه مردم کشورهای عربی و به ویژه مردم حوزه خلیج فارس را مخاطب هدف خود می داند و به طور 24 ساعته برنامه هایی را در زمینه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و موضوعات دیگر برای آنها پخش می کند. منابع نزدیک به سرمایه گذاران این شبکه گفته اند می خواهند شبکه ای را راه اندازی کنند که به مانند سپری در برابر موشک های رسانه ای شبکه های ایرانی فعالیت کند. دولت های عربی منطقه خلیج فارس احساس کرده اند که در بحران های اخیر از طرف شبکه های ماهواره ای ایران ، مورد هدف قرار گرفته اند. ايلاف نوشت:این شبکه گزارش ها و برنامه های گسترده ای را در زمینه موفقیت های صورت گرفته در کشورهای جنوب خلیج فارس به ویژه بحرین اختصاص پخش خواهد کرد. مقامات بحرینی در روزهای اخیر بارها از فعالیت رسانه های ایرانی به ویژه شبکه العالم در پوشش گسترده اعتراضات و حوادث بحرین انتقاد کرده بودند.
  8. حرفهای شنیده نشده از پشت پرده مردان آهنین و داوری آن: دیگر تقریبا عادت کرده ایم که با فرارسیدن ایام نوروز منتظر ورزشکارانی باشیم که در میان همه دید و بازدید های نوروزی ما در یک برنامه تلویزیونی پای ثابت بلند کردن لاستیک های غول پیکرو جابه جا کردن گوی های بتونی و کشیدن واگن و ماشین و . . .باشند . تقریبا ده سالی میشود که برنامه سابقا مهیج و یکنواخت شده امروز مردان آهنین ( با نام قبلی قوی ترین مردان ایران) هر سال در چنین ایامی از شبکه سه سیما روی آنتن برود و مردانی با عضله هایی که شاید برای خیلی ها دست نیافتنی باشد به جنگ آهن و چوب بروند. در این میان اما این برنامه که البته در این سال ها خود به یک رشته ورزشی تبدیل شده است هم از حاشیه و حاشیه سازی دور نبوده است . اما این حاشیه ها که هرسال در خصوص موارد مختلف این برنامه از انحصاری بودن ساخت دستگاه های ورزشی مورد نیاز تا دوپینگ ورزشکاران و مشکلات داوری بوده است در نوروز امسال و با حضور نیافتن رضا جاودانی مجری ثابت این مسابقات و قهر تمامی نام آوران این رشته مانند برادران قرایی و برادران فاطمی و حتی قهرمان دوره قبل علی داداشی به اوج خود رسید .این حاشیه ها حرف وحدیث های زیادی را به وجود آورد که به یقین کسی غیر از خود افراد نزدیک به این مسابقه نمی توانستند جواب آن را بدهند به همین دلیل محراب فاطمی مرد شماره یک سال های نه چندان دور قوی ترین مردان ایران که به همراه برادرانش از پایه گذاران این رشته ورزشی به شمار می رود در گفت و گویی صریح و بی پرده حرف های ناگفته زیادی از این برنامه را به زبان آوردند . مهدی فاطمی برادر بزرگتر محراب که خود از شرکت کنندگان سال های اولیه این مسابقات و از داوران آن به شمار می رفت در خصوص پایه گذاری این برنامه می گوید : من تقریبا سه سال و نیم از محراب بزرگتر هستم . ما تا قبل از برگزاری مسابقات قوی ترین مردان ایران در رشته بدنسازی و پرورش اندام کار می کردیم . پس از گذشت مدتی به دلیل علاقه به کارهای قدرتی وارد رشته وزنه برداری قدرتی و یا همان پاورلیفتینگ شدیم ، اما در سال 77 موضوع ساخت برنامه ای تلویزیونی با نام قوی ترین مردان ایران به میان آمد که ایده اولیه اش مال خود ما بود و بسیاری از آیتم ها را خودمان طراحی کردیم یعنی در واقع بنیانگذار اصلی این رشته در ایران من و محراب و آقای خودنگاه بودیم . برادر بزرگ فاطمی ها در ادامه می گوید : ما تا قبل از برگزاری این مسابقات در کار ساختمان سازی که در واقع شغل پدرمان بود فعالیت می کردیم و البته در کنار آن ورزش را هم به طور حرفه ای کار می کردیم اما با مطرح شدن این ایده از طرف صدا و سیما وکمک خواستن از ما شروع به طراحی این مسابقات با الگو برداری از مسابقات جهانی کردیم و در کنار آن خودمان هم به تمرین کردن مشغول شدیم . اولین دور مسابقات در همان سال در سالن آزادی برگزار شد که محراب به مقام اول رسید و سپس از سال 79 این مسابقات به طور جدی از سوی صدا و سیما برگزار شد. محراب فاطمی قوی ترین مرد ایران که حالا این روزها در باشگاه پرورش اندام خود به تربیت شاگردانش مشغول است در خصوص این مسابقات می گوید : ما به غیر از بحث ورزش خیلی به کارهای قدرتی و سرعتی علاقه داشتیم و به همین دلیل تمرین های زیادی هم انجام دادیم در واقع این مسابقات طوری بود که باید بدون ترس فقط روی رکورد زدن تمرکز می داشتیم و به همین علت هم ما این جسارت را داشتیم و توانستیم موفق باشیم. البته باید سرعت و قدرت و استقامت را سه فاکتور اصلی موفقیت در این مسابقات نامید . ما قبل از دور اول برگزاری قوی ترین مردان تمرینات زیادی داشتیم و بیش از ده سال در رشته های ورزشی گوناگون نظیر بوکس و کشتی و وزنه برداری و . . . کار کرده بودیم به خاطر همین مشکلی از بابت شرکت در مسابقات نداشتیم. محراب در ادامه گفت و گو می افزاید : خوشبختانه در طول این مسابقات حریف های بسیار خوبی نظیر برادران قرایی ، مجتبی ملکی، علی داداشی، کریم طالشی و غیره به میدان آمدند و ماهم بر خلاف حاشیه های بیرونی بسیار با هم رفیق بودیم اما ظاهرا سازمان تربیت بدنی و فدراسیون علاقه ای به این رفاقت ها نداشتند و بین ورزشکارها حاشیه ایجاد می کردند . محراب فاطمی به چرایی این حاشیه سازی های اشاره و تصریح می کند : یکی از نمونه های اصلی این حاشیه سازی ها داور این مسابقات است . با اینکه ما بهترین های این مسابقات بودیم آقای خودنگاه سعی می کرد دور و اطرافش افرادی را بگذارد که بقیه را دور بزنند یعنی اختلاف به وجود می آورد که خودش در راس باشد . همینطوری که الانم هست . الان همه ورزشکارهای خوب، زمانش که می رسد خودشان مانند تمامی رشته های دیگر از این ورزش خداحافظی می کنند و می روند اما فرامرز خودنگاه با اینکه نه خودش چیزی از این مسابقات سر در می آورد و نه سابقه و افتخار ورزشی دارد هنوز که هنوز است داور این مسابقات است . من بدون شوخی فکر کنم ایشان در عمرشان وزنه ای بیشتر از 30 کیلوگرم بلند نکرده باشد در عین حال با اختلاف انداختن بین ما ورزشکارها و تفرقه افکنی خود را بالا نگه داشته است . قهرمان سابق مسابقه مردان آهنین این اضهارات خود را اینگونه تکمیل می کند : این آقا ژنتیکی چاق هستند و اصلا هیکل ورزشکاری ندارند و اگر همین الان کتش را دربیاورد همه چربی هایش بیرون میزند .او با دامن زدن به این اختلاف هایی که طی این سال ها به سرانجام رسانده است شهرت به دست آورده است اما مردم دیگر حتی از قیافه تکراری اش هم خسته شده اند و همیشه به ما می گویند که چرا خودمان مسابقات را داوری نمی کنیم؟ مهدی فاطمی هم نظر برادرش را تکمیل می کند : این آقا آن اوایل که با هم رفیق بودیم به وسیل من و محراب و با تایید ما به عنوان داور به فدراسیون معرفی شد و بعد از حضور مستمر و رفت و آمدهای گوناگون توانست جای پای خود را محکم کند اما بعد که کم کم دید محراب در چند دوره قهرمان شده است و ممکن است بعدا ریاست کمیته داوران را بر عهده بگیرد آرام آرام به تفرقه میان ورزشکاران مبادرت کرد و الان همه کسانی که در طول این سال ها با او رفیق شده بودند از او بدشان می آید چرا که این ورزش بالاخره برای هرکسی روزی تمام میشود و کمیته فنی و داوران هر رشته ای هم باید پیشکسوتان آن رشته را جذب کند نه اینکه در نبود این کمیته ها یک نفری که هیچ عنوانی در این رشته ندارد این همه سال در آنجا باشد. مهدی ادامه می دهد : من و برادرم که قهرمان این رشته هستیم نباید بیفتیم دنبال اینکه کسی را عزل و نصب کنیم خود فدراسیون باید این را در نظر بگیرد . این آقا در سال گذشته یک برنامه ای اجرا کرد و ورزشکارها را دو دسته کرد که چند تا ورزشکار قوی مانند قرایی و محراب به هم بیفتند و معمولی ها هم با هم باشند و برنامه ها را طوری چید که محراب در مراحل اولیه چند رقابت سنگین داشته باشد و توانی برای رسیدن به فینال نداشته باشد .این آقا انقدر خودسر شده که میگوید حرف حرف خودش است و در سال قبل دیدیم که سر آیتم بلند کردن کنده های محراب حتی فیلم را بازبینی نکرد و گفت حرف حرف من است و حتی کار به جایی رسید که آقای جاودانی سر همین حاشیه ها از مجری گری این برنامه خداحافظی کرد . محراب در پایان اشاره می کند : اگر به تایم گرفتن باشد که همه مردم بلدند این کار را انجام دهند اما این حق کشی ها و بسیاری از نمونه های دیگر که همه و همه بدون کوچکترین دخالت فدراسیون انجام می شود و فقط حق ورزشکاران در این میان خورده می شود .من سال گذشته فقط به عشق مردم آمدم و نشان دادم باز هم می توانم قهرمان شوم و چیزی از من کم نشد ولی امیدوارم فدراسیون و سازندگان این برنامه بفهمند معنی عدالت چگونه است؟ به هرحال موضوعی که روشن است این است که اگر این رشته به عنوان یک فدراسیون مستقل شناخته شده است باید از نظم بیشتری برخوردار شود و در مسابقات سالیانه آن هم چه از لحاظ فنی و چه حتی از لحاظ جلوه های تصویری و خارج شدن از یک نواختی فکری جدی کرد موضوعی که نمی دانیم آیا مسئولان مربوط برای آن پاسخی دارند؟
  9. شما کی از پیش دکتر اومدی خونه ی خودتون ؟
  10. چیزی بنویسید... ‎Sajad Pourrahimi‎ اسپینوزا می‌گفت: به تجربه دریافتم که همه امورعادی که مردم در زندگی دنبال آنند بیهوده و پوچ است...؛ زیرا اشیایی که مردم برای آنها اعتبار قائلند می‌توان تحت سه عنوان طبقه‌بندی کرد:ثروت، شهرت و لذات حسی. فکرآدمی چنان مجذوب این سه چیز است که برای آنکه درباره خیردیگری بیندیشدکم توان است. پنج‌شنبه‏، 10:28 بعد از ظهر‏ · پسنديدمخوشم نیامد ·
  11. سجاد ؟ یه ساعت پیش توی فیس بوک بود
  12. simulater

    مقاومت مصالح

    جزوه ی اقای افشین سالاری رو من 3 سال پیش از نت گرفتم . جالبه ولی یکم ناقصه . بیشتر برای دانشجوهای عمران نوشته شده
  13. با سلام . تکراری بود ولی باید بگم اگر این تاپیک هزاران بار هم تکرار شود بازهم کم است . واقعا جالی و خوندنی و از همه مهمتر قابل تامله !!!
  14. کاملا موافقم . یه دوستی دارم که همیشه اینو میگه : مگه ادمی که تو خونشون تلوزیون داره نباید سینما بره ؟
×
×
  • اضافه کردن...