Tamana73 28832 اشتراک گذاری ارسال شده در 2 دی، ۱۳۹۴ فاجعــــه یعنى آنقدر در تو غــرق شـــده ام که از تلاقـــى نگاهـــم بادیگرى احســـاس خیانــت میـــکنم عشـــق یعنى همین… 4 لینک به دیدگاه
roozbeh ameri 8439 اشتراک گذاری ارسال شده در 4 دی، ۱۳۹۴ عرصه خالیست چونان شامگه بعد از کوچ ... 2 لینک به دیدگاه
Tamana73 28832 اشتراک گذاری ارسال شده در 6 دی، ۱۳۹۴ وقتے قلبے را عاشـــــق کردے!وقتے وجودے را وابستــــه کردےوقتے نفس هــاے یکـــــ نفــــر را به نـــام خودتــــ زدے! وقتے احساسے را در کسے روشن کردے وقتے قلب کسے را صاحب شد وقتے جــان کسے را به نفس هاے خودت گره زدے وقتے گفتے؛ ازجونــــم؛ بیشتر دوســـ ش دارے فقط...امانت دار خوبے باش 5 لینک به دیدگاه
Tamana73 28832 اشتراک گذاری ارسال شده در 6 دی، ۱۳۹۴ بـاورت بـشـود یا نـه... روزی مـی رسـد کـه دلـت بـرای هیچکـسـی به انـدازه مـن تنـگ نخـواهـد شـد..برای نـگـاه کـردنـم...برای اذیـت کـردنـم ... خنـدیـدنـم...برای تـمـامـی لحـظـاتـی که در کنـار مـن داشـتـی...!روزی خواهـد رسـیـد کـه درحسـرت تـکـرار دوبـاره مـن خواهـی بـود...میـدانـم روزی دیـگـر نـیـسـتـم...و هـیـچـکـس تکـرار مـن نـخـواهـد شـد. 5 لینک به دیدگاه
*mehrsa* 14558 اشتراک گذاری ارسال شده در 9 دی، ۱۳۹۴ آمـــــدن کسی را انتظار نمی کشـــم به خودت نــــگاه می کنم ای تاریـــکــــی... 4 لینک به دیدگاه
roozbeh ameri 8439 اشتراک گذاری ارسال شده در 10 دی، ۱۳۹۴ برفراز اسمان دلت روزی مرغ بیکسی پرواز میکند اسمانت بی ستاره میشود شبت سحری ندارد ومن تنها وتو تنهاتر و آغاز طوفانی بی رحم که هردویمان را به چاه انزوا میکشد 5 لینک به دیدگاه
Sepideh.mt 17530 اشتراک گذاری ارسال شده در 12 دی، ۱۳۹۴ آمدی قصه ببافی که موجه بروی در نزن رفته ام از خویش کسی منزل نیست 4 لینک به دیدگاه
Tamana73 28832 اشتراک گذاری ارسال شده در 15 دی، ۱۳۹۴ دنبال وجهی می گردم که تمثیل تو باشد زلالی چشم هات بی پایانی آسمان مهربانی دست هات نوازش گندمزار و همین چیزهای بی پایان. نمی دانستم دلتنگیات قلبم را مچاله می کند نمی دانستم وگرنه از راه دیگری جلو راهت سبز می شدم تمهیدی، تولد دوباره ای، فکری تا دوباره در شمایلی دیگر عاشقت شوم. گفته بودم دوستت دارم؟ 3 لینک به دیدگاه
ایلین1366 5544 اشتراک گذاری ارسال شده در 24 دی، ۱۳۹۴ کمی بیشتر هوایم را داشته باش ..... این روزها..... جز هوای تو.... چیز دیگری آرامم نمیکند.... هوای خوبی نیستم. .... اما.... دلم هوای نفس های تو را میخواهد.... کمی بیشتر هوایم را داشته باش.... من اینجا......غیرتو هوای کسی نمی شوم.... 2 لینک به دیدگاه
Tamana73 28832 اشتراک گذاری ارسال شده در 25 دی، ۱۳۹۴ ﻭﻗﺘﯽ که زیاد ﺩﻭﺳﺶ ﺩﺍﺭﯼ ،ﺣﺴﻮﺩ ﻣﯽ ﺷﯽ…ﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽ ﺷﯽ…ﭼﺸﻢ ﺩﯾﺪﻥ ﻧﮕﺎﻫﺎﯼ ﺑﻘﯿﻪ ﺭﻭ ﺑﻬﺶ ﻧﺪﺍﺭﯼ…چشم نداری ببینی ﻏﯿﺮ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺑﺎ ﺑﻘﯿﻪ ﻫﻢ ﺣﺮﻑ ﻣﯽ ﺯﻧﻪ…ﻫﻤﺶ ﺍﺯﺵ ﺩﻟﮕﯿﺮو ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻣﯽ ﺷﯽ…مدام ﻧﮕﺮﺍنو ﺩﻟﻮﺍﭘﺴﺸﯽ و سوال جوابش میکنى…اینا همش ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺯﯾﺎﺩﻩ ،اﻣﺎ ﺍﻭﻥ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ ﺩﯾﻮﻭﻧﻪ ﺷﺪﯾﻮﺍﻟﮑﯽ ﺑﻬﺶ ﮔﯿﺮ میدی،زیادى ازش سوال میپرسى!!فکرمیکنه بهش شک دارى،اما….توفقط دوسش داری!!! 2 لینک به دیدگاه
roozbeh ameri 8439 اشتراک گذاری ارسال شده در 28 دی، ۱۳۹۴ خال لب تو نقطه پرگار وجود است اصلا تو خودت دایره ی قسمت مایی 6 لینک به دیدگاه
Tamana73 28832 اشتراک گذاری ارسال شده در 28 دی، ۱۳۹۴ ﻭﻗﺘﯽ که زیاد ﺩﻭﺳﺶ ﺩﺍﺭﯼ ،ﺣﺴﻮﺩ ﻣﯽ ﺷﯽ…ﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽ ﺷﯽ…ﭼﺸﻢ ﺩﯾﺪﻥ ﻧﮕﺎﻫﺎﯼ ﺑﻘﯿﻪ ﺭﻭ ﺑﻬﺶ ﻧﺪﺍﺭﯼ…چشم نداری ببینی ﻏﯿﺮ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺑﺎ ﺑﻘﯿﻪ ﻫﻢ ﺣﺮﻑ ﻣﯽ ﺯﻧﻪ…ﻫﻤﺶ ﺍﺯﺵ ﺩﻟﮕﯿﺮو ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻣﯽ ﺷﯽ…مدام ﻧﮕﺮﺍنو ﺩﻟﻮﺍﭘﺴﺸﯽ و سوال جوابش میکنى…اینا همش ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺯﯾﺎﺩﻩ ،اﻣﺎ ﺍﻭﻥ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ ﺩﯾﻮﻭﻧﻪ ﺷﺪﯾﻮﺍﻟﮑﯽ ﺑﻬﺶ ﮔﯿﺮ میدی،زیادى ازش سوال میپرسى!!فکرمیکنه بهش شک دارى،اما….توفقط دوسش داری!!! 6 لینک به دیدگاه
YAGHOT SEFID 29302 اشتراک گذاری ارسال شده در 30 دی، ۱۳۹۴ مسیر طول و درازی ست اندیشیدن به تو. سالها طول میکشد خاطراتت را قدم بزنم و دوباره لبخندهایت را با دل سیر بدوم. آه، ای زیبا! کاش میشد نبودنت را میانبر زد! (بهرنگ قاسمی) 6 لینک به دیدگاه
Tamana73 28832 اشتراک گذاری ارسال شده در 4 بهمن، ۱۳۹۴ یک شب سرد تو خیابون تو دستات ، هــــا میکنی خودتو مقـــــــــــــــــــــــابل دو چشم پیدا میکنی با نگاهت حس ّ مرموزی رو القــــــــــــا میکنی وجودت به وجد میاد اما هـــــــــــــــــاشا میکنی عشق من ، تُو هر روز فرم به فرم به تغییر از همه نسیــــــــــــــــم طوفان ِ تحت تاثیر من همونم که تورو این طور ترسیـــم کردم قلب آزردت ُ تو آغوشم ترمیــــــــــم کردم کسی که زخــــــم های روحتو جراحی کرد شب و روز بی وقفه افکـــارتو طراحی کرد قلبمو مشغول جمله هــــــــای سادت کردم من به سختی به وجود ِ سادت عادت کردم تو رو بی نیاز از آرزوی واهـــــــی کردم من تو رو به دنیای واقعی راهــــــی کردم حس خنثی ای که تــــو روح آزادت هست همه چیزی که از من هنوز تو یادت هست درونم حس میکنم جوشش اوهــــــــــــومی لحظه هــــــــــــایی که تو از دور ناآرامی دشمن زیبایــــــــــــی از عصاره ی خودم با فراموش کردن تو از خودم محــــو شدم تو ازم دور شدی و من بــــــــــی تاب شدم روز تحمل کردم شب ها بــــی خواب شدم من کمی وقت میخوام تا ازت ســـــرد بشم شبیه دنیـــــــــــــــــــــایی که لهم کرد بشم. 5 لینک به دیدگاه
sam arch 55879 اشتراک گذاری ارسال شده در 13 بهمن، ۱۳۹۴ اعتیاد دارم به دیدنت... افیون غم هایم تویی.... 5 لینک به دیدگاه
helma.b 3345 اشتراک گذاری ارسال شده در 14 بهمن، ۱۳۹۴ تو هم شاید نمیدانی دلم خوش نیست... غمگینم... کسی شاید نمیفهمد... کسی شاید نمیداند... کسی شاید نمیگیرد مرا از دست تنهایی... تو میخوانی فقط شعری و زیر لب آهسته میگویی: عجب احساس زیبایی ...! تو هم شاید نمیدانی!!! 6 لینک به دیدگاه
Tamana73 28832 اشتراک گذاری ارسال شده در 19 بهمن، ۱۳۹۴ باز ای الهه ناز با دل من بساز کین غم جان گداز برود ز برم گر دل من نیاسود از گناه تو بود بیا تا ز سر گنهت گذرم باز میکنم دست یاری به سویت دراز بیا تا غم خود را با راز و نیاز ز خاطر ببرم گر نکند تیر خشمت دلم را هدف به خدا همچو مرغ پر شور و شرر به سویت ببرم از طرف عزیزدل 6 لینک به دیدگاه
*mehrsa* 14558 اشتراک گذاری ارسال شده در 28 بهمن، ۱۳۹۴ ﺑﻮﺳﻪ ... ﺁﻧﺎﺗﻮﻣﯽِ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻣﯽ ﺭﯾﺰﺩ ﺗﻮ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺑﻮﺳﻢ ، ﻣﻦ ﺑﺎﻝ ﺩَﺭ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﻡ ﻣﺮﺩُﻡ ﺷﺎﺥ 5 لینک به دیدگاه
ارسال های توصیه شده