mani24 29665 ارسال شده در 13 اسفند، 2012 وقتی کاری انجام نمی شه، حتما خیری توش هست وقتی مشکل پیش بیاد ، حتما حکمتی داره وقتی تو زندگیت ، زمین بخوری حتماً چیزی است که باید یاد بگیری وقتی بیمار می شی ، حتماً جلوی یک اتفاق بدتر گرفته شده وقتی دیگران بهت بدی می کنند ، حتماً وقتشه که تو خوب بودن خودتو نشون بدی وقتی اتفاق بد یا مصیبتی برات پیش می یاد ، حتماً داری امتحان پس می دی وقتی همه ی درها به روت بسته می شه، حتماً برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام می خواد پاداش بزرگی بابت صبر و شکیبایی بهت بده وقتی سختی پشت سختی می یاد ،حتماً وقتشه روحت متعالی بشه وقتی دلت تنگ می شه ، حتماً وقتشه با خدای خودت تنها باشی . 4
YAGHOT SEFID 29302 ارسال شده در 13 اسفند، 2012 بـاران ڪه می بـارَد... دل ـَمـ برایـت تنگ ـتَر میشَود راه می اُفتـمـ بـِدون ِ چَتـر ! مـَن " بُغض میکُنَمـ" آسمـــان "گــِـریه"... 6
YAGHOT SEFID 29302 ارسال شده در 13 اسفند، 2012 بر لب جوی فراموشی تو بوته ای می روید من تو را مثل ذرات هوا می خواهم کوه در حسرت یک جرعه طنین من تو را مثل صدا ، مثل صدا می خواهم تو به من نزدیکی مثل خورشید به گل مثل تصویر به آب مثل آواز دو همراه به پل با حضور تو نمی ترسم از این تاریکی با تو از خلقتم آگاه شدم با تو فهمیدم انسان هستم من تو را مثل خدا می خواهم بگذار راحت و ساده بگویم یارا من تو را می خواهم عمران صلاحی 4
Mr.101 27038 ارسال شده در 14 اسفند، 2012 چه کلمه ی مظلومی است قسمت... تمام تقصیرهای ما را گردن میگیرد 6
blue berry 5809 ارسال شده در 14 اسفند، 2012 به خاطر روی زیبای تو بود که نگاهم به روی هیچ کس خیره نماند به خاطر دستان پر مهر و گرم تو بود که دست هیچ کس را در هم نفشردم به خاطر حرفهای عاشقانه تو بود که حرفهای هیچ کس را باورنداشتم به خاطر دل پاک تو بود که پاکی باران را درک نکردم به خاطر عشق بی ریای تو بود که عشق هیچ کس را بی ریا ندانستم به خاطر صدای دلنشین تو بود که حتی صدای هزار نی روی دلم ننشست و به خاطر خود تو بود فقط به خاطر تو 4
S a d e n a 11333 ارسال شده در 14 اسفند، 2012 می خواستم بهت بگم چقدر پريشونم ، ديدم خودخواهيه،ديدم نميتونم تحمل ميكنم بي تو به هر سختي به شرطي كه بدونم شاد و خوشبختي به شرطي بشنوم دنيات آرومه ... كه دوسش داري از چشمات معلومه يكي اونجاست شبيه من يه ديوونه كه بيشتر از خودم قدرتو ميدونه 3
alimec 23105 ارسال شده در 14 اسفند، 2012 برای تو: بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید یادم اید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم ساعتی بر لب آن جوی نشستیم تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت من همه محو تماشای نگاهت شب و صحرا و گل و سنگ همه دلداده به آواز شباهنگ یادم آید تو به من گفتی : از این عشق حذز کن! لحظه ای چند بر این آب نظر کن آب آیینه عشق گذران است تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است باش فردا که دلت باد گران است! تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن با تو گفتم حذر از عشق ندانم سفر از پیش تو هرگز نتوانم . نتوانم روز اول که دل من به تمنای تو پر زد چون کبوتر لب بام تو نشستم تو به من سنگ زدی من نه رمیدم نه گسستم باز گفتم که تو صیادی و من آهوی دشتم تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم حذر از عشق؟ ندانم . نتوانم اشکی از شاخه فرو ریخت مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت.... اشک در چشم تو لرزید ماه بر عشق تو خندید یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم پای در دامن اندوه کشیم نگسستم نرمیدم رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم نگرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم نکنی دیگر از آن کوچه گذر هم.... بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم...... 5
YAGHOT SEFID 29302 ارسال شده در 14 اسفند، 2012 دلتنگی ات بزرگتر از گریه کردن است باران به شیشه های کسی زد که «من» نبود باران / گرفته بود سرت را میان دست یکهو نگاه کرد به خود... واقعا نبود! یکهو نگاه کرد [ اگر واقعا نبود به چی نگاه کرد؟ اهمّیتش کجاست؟! ] پیراهن سپید کفن کرد هیچ را این بو چقدر در سر من بی تو آشناست! مشتی کتاب و فیلم ، کمی درد « نیستن » در خاطرات قبلن ِ هر شب گریستن: « راه آهن تمام شده ، شوش ، مولوی داری کجای این شب دلگیر می روی؟! چیزی نبود و نیست که چیزی نبود و نیست 4
YAGHOT SEFID 29302 ارسال شده در 14 اسفند، 2012 زندگی یعنی همین لبخند تو عشق یعنی یک نفر مانند تو مرحبا بر عشق تفسیرش تویی آفرین بر آسمان ماهش تویی 7
blue berry 5809 ارسال شده در 14 اسفند، 2012 خداحافظ دلارامم هنوز جان از تو ميگيرم ولي درمانده و خسته دگر از بند و زنجيرم خداحافظ ولي افسوس كه من از زندگي سيرم كه قلبم مي تپد اما دارم هر لحظه ميميرم خداحافظ نگو تا كي كه هرگز برنمي گردم اگرچه چشم غمگينم تو را خواهد ز من هر دم خداحافظ دل زخمي خداحافظ تن بيمار خداحافظ غل و زنجير خداحافظ در و ديوار خداحافظ همين حالا كه مسحورم ز جادويت همين حالا كه زد تيرم كمان ناب ابرويت خداحافظ پرستو وار به رسم رهگذر اين بار نه شوقي بهر برگشتن نه قول آخرين ديدار.... 6
blue berry 5809 ارسال شده در 14 اسفند، 2012 ســــر ســــپـــردم بــه پــایــانـــی کـــه در راه بـــود و ایــنــک راه پـــایـــان یـــافـــت . . . در ۴ دیـــواری اتــاقم بیـــن افـــکارم محــاصره شـــده ام آرام نــفــس میـــکــشم تـــرديد ها را كنـــار ميـــگذارم هرچــند اشــك راه را بــراي خـــودش بــاز مــيكند و نــابــاوري بر مــغــزم فــشــار مـــي آورد ولـــي تـــرك مــيــگويم گـــورســتاني را كــه در آن افـــكــارم را خــاك ميــكردم... 6
YAGHOT SEFID 29302 ارسال شده در 15 اسفند، 2012 سخت ترین نقش این تراژدی را تو بازی می کنی! می خندی با اشک لبخند می زنی با آه آرامش می بخشی با درونی ناآرام می خوابی با چشماني باز راه می روی با پاهایی سست ومن پشت صحنه ذره ذره از تماشای تو آب می شوم!! 6
Just Mechanic 27859 ارسال شده در 15 اسفند، 2012 وقتی که عطر یاد تو حال و هوامو میشکنه حس عجیبی میاد و قلبمو آتیش میزنه گریه رو سر کن خوب من چشماتو تر کن خوبه من بزار چشات بارونی شه غمو کم کن خوب من دوست دارم ای گل من آخ .. دیگه نیستی مال من بگو که چشات مال کی شد این شد حال و احوال من بزار چشای خستمو رو شونه تو بزارم اگه نباشی میمیرم ، میرم و تنهات میزارم خوب میدونم یکی جای من نشسته توی قلبت دیدی تو رفتی نموندی روی حرفت دوست دارم ای گل من آخ .. دیگه نیستی مال من بگو که چشات مال کی شد این شد حال و احوال من 7
"nazanin" 3610 ارسال شده در 16 اسفند، 2012 برای تو مینویسم برای تویی که شاهزاده قلب شیشه ای من هستی برای تویی که صادقانه حمایتم کردی و سنگ صبوری برای من و تنهاییم شدی آری برای تو ... من آنقدر عاشقت هستم که این میله های زخیم فاصله, که به دستور روزگار بینمان قدم علم کرده هم نمیتواند تو را از من پس بگیرد... 6
S a d e n a 11333 ارسال شده در 16 اسفند، 2012 تا کجا میخواهی بروی؟! اینهمه رفتنت چه فایده ای دارد اصلا؟ به پشت سرت نگاه کن! این سایه ی تو نیست! منم که به دنبال تو راه افتاده ام! مثل بادکنکی به دست کودکی! هرجا میروی با یک نخ به تو وصلم! نخ را که قطع کنی میروم پیش خدا!! 7
S a d e n a 11333 ارسال شده در 16 اسفند، 2012 من در آئینه رُخ خود دیدم و به تو حق دادم آه ... می بینم ، میبینم تو به اندازه ی تنهایی من خوشبختی من به اندازه زیبایی تو غمگینم چه امید عبثی من چه دارم که تو را در خور ؟!هیچ !من چه دارم که سزاوار تو ؟!هیچ !تو همه هستی من هستی منتو همه زندگی من هستی 4
YAGHOT SEFID 29302 ارسال شده در 20 اسفند، 2012 کفشهایت را بکَن در برف دستهایت را بزن در ابر در خیابان، چشمهایت را به زیبایی در بیابان، گوشهایت را به خاموشی.. گاهگاهی در زمستان گوشه در را برای باد خیره شو در حالت قندیلها گاهی. ماه را از شاخهها آزاد ذهن را از حرفها خالی. گوشیات را گاه روی میز جا بگذار با خودت بنشین از خودت بشنو در خودت گاهی تکلّم کن. روح را بیتابتر از قبل عشق را پُرشورتر از پیش. اندکی دیوانهتر بد نیست! 8
S a d e n a 11333 ارسال شده در 21 اسفند، 2012 سراب رد پای تو کجای جاده پیدا شد کجا دستاتو گم کردم که پایان من اینجا شد کجای قصه خوابیدی که من تو گریه بیدارم که هر شب حرم دستاتو به آغوشم بدهکارم تو با دلتنگیای من تو با این جاده همدستی تظاهر کن ازم دوری تظاهر می کنم هستی تو آهنگ سکوت تو به دنبال یه تسکینم صدایی تو جهانم نیست فقط تصویر می بینم یه حسی از تو در من هست که می دونم تو رو دارم واسه برگشتنت هر شب درارو باز میذارم تو با دلتنگیای من تو با این جاده همدستی تظاهر کن ازم دوری تظاهر می کنم هستی 6
vergil 11695 ارسال شده در 21 اسفند، 2012 اینهایی که یلدا را جشن میگیرند اگر شب چشمان تو را ببینند . . . . از غصه خواهند مرد می دانم ...! 5
sam arch 55881 ارسال شده در 21 اسفند، 2012 من گذشت ام از تو... تو نَگذشتی از خاطرِ من... در بینِ توهم و واقعیتِ بود و نبودت... سرگردانِ زمان شده ام... 5
ارسالهای توصیه شده