هولدن کالفیلد 19946 ارسال شده در 6 خرداد، 2011 به نام خداوند نر كشه ماده پرور اينو بابابزرگم موقعه شكار ميگفت هميشه هم حيوناي نرو ميزد اما موضوع در باره مرگه ، ميخواستم بگم مرگ انواع مختلفي داره و شكار شدنم يه نوع مرگه كه مي تونه خيلي يهويي باشه حيوانو انسانم نداره . بعضي مردن ها هم خيلي الكي و بي ارزشن مثلا يكي از همشهرياي ما كه طبق فرهنگ غني شهرمون اقدام به خوردن كلپاچه پرملات و چرب و چليسي كرد اونم نصفه شب بعد تو خواب معده اش باد پيچ شد و دم دماي صب آمفكتوس و الفاتحه معه صلوات .. يه دسته هم هستند كاملا عادي و تكراري مثلا اينكه بعد از يه عمر بالاپايين زدن و جستو خيز يه شب ادم سرشو ميزاره رو بالشت صب بلند نميشه به همين سادگي ... خلاصه دسته هاي زيادي هست مث سگ كش شدن يا خودكشي و از اين مدلا... اما يه نوع مردن هست كه خيلي مرگه ...و انصافا تو دوره اي كه خوب وسالم زندگي كردن هنره اين جوري مردنم هنره...مردني كه مردونه باشه مثله خسرو گلسرخي مثله چگوارا مثله اونايي كه خيلي بيصدا و گمنام ميميرند اما اعقايدشونو زنده نگه ميدارند نمي فروشند ... اما چيزي كه خيلي واضحه مردن هركه مثله زندگي كردنشه 13
spow 44198 ارسال شده در 6 خرداد، 2011 مرسی ارش مثل همیشه عالی بود نمیدونم چرا یاد شعر مرگ دیگر هوشنگ ابتهاج افتادم مرگ در هر حالتی تلخ است اما من دوستتر دارم که چون از ره در اید مرگ درشبی آرام چون شمعی شوم خاموش لیک مرگ دیگری هم هست دردنک اما شگرف و سرکش و مغرور مرگ مردان مرگ در میدان با تپیدن های طبل و شیون شیپور با صفیر تیر و برق تشنه شمشیر غرقه در خون پیکری افتاده در زیر سم اسبان وه چه شیرین است رنج بردن پافشردن در ره یک آرزو مردانه مردن وندر امید بزرگ خویش با سرود زندگی بر لب جان سپردن آه اگر باید زندگانی را به خون خویش رنگ آرزو بخشید و به خون خویش نقش صورت دلخواه زد بر پرده امید من به جان و دل پذیرا میشوم این مرگ خونین را 6
Ehsan 112346 ارسال شده در 6 خرداد، 2011 من دوست دارم برم نوک قله کوه، همونجا چشمام را ببندم و بخوابم برای ابدیت...... از تدفین و گریه زاری کسی هم برای خودم ، بدم میاد. تحمل فشار قبر که توسط پرس های هیدرولیکی ملائکه وارد میشه را هم ندارم. مرگ خوب سعادته،اما سعادتی که زیاد مهم نیست....... 9
هولدن کالفیلد 19946 مالک ارسال شده در 6 خرداد، 2011 من دوست دارم برم نوک قله کوه، همونجا چشمام را ببندم و بخوابم برای ابدیت...... . كاري نداره خو ..بيا با هم بريم قله كوه تو چشاتو ببند خودم هلت ميدم دلم از مرگ بیزار است که مرگ اهرمن خو آدمی خوار است ولی آن دم که صبح زندگی تار است و بین نیک و بد هنگام پیکار است فرو رفتن به کام مرگ شیرین ... 4
shahdokht.parsa 50877 ارسال شده در 6 خرداد، 2011 منم دوست دارم بمیرم و بعد از مرگم اعضای بدرد بخور بدنمو بدهند به اونهایی که نیازمند اون هستند و پولشم ندارند. البته اگر چیزی بود که سالم باشه بدرد کسی بخوره..... ولی دوست ندارم توی خیابون وبیابون بمیرم که جسدم آش و لاش بشه بدرد کسی نخوره.....دوست دارم بدون درد بمیرم 7
هولدن کالفیلد 19946 مالک ارسال شده در 6 خرداد، 2011 منم دوست دارم بمیرم و بعد از مرگم اعضای بدرد بخور بدنمو بدهند به اونهایی که نیازمند اون هستند و پولشم ندارند.البته اگر چیزی بود که سالم باشه بدرد کسی بخوره..... ولی دوست ندارم توی خیابون وبیابون بمیرم که جسدم آش و لاش بشه بدرد کسی نخوره.....دوست دارم بدون درد بمیرم خيلي كار باشكوهيه :flowerysmile: 1
MechJJ 11368 ارسال شده در 6 خرداد، 2011 منم دوست دارم بمیرم و بعد از مرگم اعضای بدرد بخور بدنمو بدهند به اونهایی که نیازمند اون هستند و پولشم ندارند.البته اگر چیزی بود که سالم باشه بدرد کسی بخوره..... ولی دوست ندارم توی خیابون وبیابون بمیرم که جسدم آش و لاش بشه بدرد کسی نخوره.....دوست دارم بدون درد بمیرم فیلم حلقه ی سبز یادت هست؟ کارگردانش حاتمی کیا بود.شبکه سه.(ننه حسن).یادت اومد؟ مثل ننه حسن پشیمون نشی! خداییش پر کردن کارت اهدای عضو خیلی دل و جرات میخواد. یکی دو بار خواستم پرش کنم ولی وسطش دلم لرزیده. شایدم من خیلی ترسوام! 4
shahdokht.parsa 50877 ارسال شده در 6 خرداد، 2011 فیلم حلقه ی سبز یادت هست؟کارگردانش حاتمی کیا بود.شبکه سه.(ننه حسن).یادت اومد؟ مثل ننه حسن پشیمون نشی! خداییش پر کردن کارت اهدای عضو خیلی دل و جرات میخواد. یکی دو بار خواستم پرش کنم ولی وسطش دلم لرزیده. شایدم من خیلی ترسوام! پر نکردم ولی نمیترسم از مردن دلم میخواد حداقل بعد از مرگم بدرد کسی بخورم توی زندگی که هیچی نشدیم شاید اونجوری یه عده تونستند از نعمت زندگی برخوردار بشوند... بدن خودمم دوست دارم ببخشمش وابستگی به دنیا هم ندارم که پشیمون بشم خرج بیخودهم نمیخوام برای زنده موندنم بکنند حیفه پول خرج الکی بشه ......:4chsmu1: 3
کلافه 597 ارسال شده در 6 خرداد، 2011 منم دوست دارم بمیرم و بعد از مرگم اعضای بدرد بخور بدنمو بدهند به اونهایی که نیازمند اون هستند و پولشم ندارند.البته اگر چیزی بود که سالم باشه بدرد کسی بخوره..... ولی دوست ندارم توی خیابون وبیابون بمیرم که جسدم آش و لاش بشه بدرد کسی نخوره.....دوست دارم بدون درد بمیرم اینکه دوست داری با مردنت به دیگران زندگی ببخشی خیلی خوبه ولی هیچ شده فکر کنی به کی داری زندگی دوباره میدی . یکی مثل خودت یکی بهتر از خودت یا یکی بد تر از خودت:167: آیا اینم مهمه یا نه؟ 2
Hidden 982 ارسال شده در 6 خرداد، 2011 دوسته من:4564: خدا رحمتش کنه قرار بود با هم کلاسیهام برن زنجان مسابقات خر پا ماکارونی که متاسفانه تو ایستگاه قطار میره زیره قطار.خدایاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا ای زندگی سیرم ازت ای خدا دلگیرم ازت چه وقت تلخیه وقت رسیدن ته خط که فکرشو میکرد اینجوری از دنیا بره جوون خوشتیپ و خوشکل مردم مادرش سر قبرش میوه هارو پرت میکرد و میگفت عروسی پسرمهههههههههههههههههههه برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام 4
shahdokht.parsa 50877 ارسال شده در 6 خرداد، 2011 اینکه دوست داری با مردنت به دیگران زندگی ببخشی خیلی خوبه ولی هیچ شده فکر کنی به کی داری زندگی دوباره میدی . یکی مثل خودت یکی بهتر از خودت یا یکی بد تر از خودت:167: آیا اینم مهمه یا نه؟ به هرکسی که لیاقت زندگی کردنو داشته باشه ......... نه مهم نیست شاید اون طرف یه کار ناتموم توی دنیا داشته باشه باید انجامش بده ......شاید یه بچه باشه آرزوی یه روز بی درد و داشته باشه ..... چه بهتر چه بدتر چه مثل خودم نوش جونش باشه عضو بگیره ازم.... اگر مثل خودم باشه که دیگه دنبال عضو نمیگرده زودی میمیره راحت بشه......... 4
shahdokht.parsa 50877 ارسال شده در 6 خرداد، 2011 دوسته من:4564: خدا رحمتش کنهقرار بود با هم کلاسیهام برن زنجان مسابقات خر پا ماکارونی که متاسفانه تو ایستگاه قطار میره زیره قطار.خدایاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا ای زندگی سیرم ازت ای خدا دلگیرم ازت چه وقت تلخیه وقت رسیدن ته خط که فکرشو میکرد اینجوری از دنیا بره جوون خوشتیپ و خوشکل مردم مادرش سر قبرش میوه هارو پرت میکرد و میگفت عروسی پسرمهههههههههههههههههههه برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام خدابیامرزدشون ولی چطوری رفته زیر قطار آخه بنده خدا؟ 2
کلافه 597 ارسال شده در 7 خرداد، 2011 به هرکسی که لیاقت زندگی کردنو داشته باشه .........نه مهم نیست شاید اون طرف یه کار ناتموم توی دنیا داشته باشه باید انجامش بده ......شاید یه بچه باشه آرزوی یه روز بی درد و داشته باشه ..... چه بهتر چه بدتر چه مثل خودم نوش جونش باشه عضو بگیره ازم.... اگر مثل خودم باشه که دیگه دنبال عضو نمیگرده زودی میمیره راحت بشه......... چرا اینقدر نا امیدانه به زندگی نگاه میکنی ؟ نکنه یه غم بزرگ داری ؟ آنگونه زندگی کن که هرگز از زندگی کردنت پشیمان نباشی . وآنگونه بمیر که درمردنت دیگران حسرت خورند. والبته بعد از یک چند روزی فراموش می شوی . ولی زندگی ادامه دارد ودیگران زندگی میکنند با تو یا بی تو. واین تویی که سعادت را در آغوش گرفته ای و از دیار مردگان به دنیای زندگان لبخند میزنی گویی چیزی را جا گذاشته ای . بله این قلب توست که هنوز در تپش است و این چشم توست که به گلها می نگرد و ... پس هنوز زنده ای !!! 3
هولدن کالفیلد 19946 مالک ارسال شده در 7 خرداد، 2011 منم دوست دارم بمیرم و بعد از مرگم اعضای بدرد بخور بدنمو بدهند به اونهایی که نیازمند اون هستند و پولشم ندارند.البته اگر چیزی بود که سالم باشه بدرد کسی بخوره..... ولی دوست ندارم توی خیابون وبیابون بمیرم که جسدم آش و لاش بشه بدرد کسی نخوره.....دوست دارم بدون درد بمیرم تصمیم خیلی بزرگیه جون بعضیا حتی حاصر نیستن تو عمرشون یه با برن سازمان انتقال خون و یه واحد خون بدن تا باعث نجات یه بیمار شن 3
Hossein.T 22596 ارسال شده در 7 خرداد، 2011 اما چيزي كه خيلي واضحه مردن هركه مثله زندگي كردنشه تاپیک جالبی زدی . . . ولی با این بخش زیاد موافق نیستم یا شایدم به درک درستی از این جمله نرسیدم . . . مثلا نمیتونم مرگ انسان های ایثارگر رو با این جمله ، تطابق بدم فیلم حلقه ی سبز یادت هست؟کارگردانش حاتمی کیا بود.شبکه سه.(ننه حسن).یادت اومد؟ مثل ننه حسن پشیمون نشی! خداییش پر کردن کارت اهدای عضو خیلی دل و جرات میخواد. یکی دو بار خواستم پرش کنم ولی وسطش دلم لرزیده. شایدم من خیلی ترسوام! یکم ترسویی ;) چون بعد مرگ ، دردی در کار نخواهد بود و دلیلی نداره که به فکر زنده شدن احتمالی باشیم! من این کارت رو دارم و همیشه ، هرکجا که برم همراهم میبرم و تحت هر شرایطی -حتی زمان زنده بودنم- حاضرم اعضای بدنم رو هدیه بدم ولی متاسفانه یکی از مقررات این کار ، موافقت والدین هست که ابدا -لااقل در زمان زنده بودنم- این اجازه رو نمیدن . . . 2
shahdokht.parsa 50877 ارسال شده در 7 خرداد، 2011 تصمیم خیلی بزرگیه جون بعضیا حتی حاصر نیستن تو عمرشون یه با برن سازمان انتقال خون و یه واحد خون بدن تا باعث نجات یه بیمار شن من دوست دارم برم خون بدم ولی نمیگیرند ازم چون وزنم کمتر از حداقلشونه......البته بمن میگند خیلی خسیسم ولی توی بخشیدن اعضای بدنم نیستم اینو خودم مطمئنم......
shahdokht.parsa 50877 ارسال شده در 7 خرداد، 2011 برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام بخونینش ممنون ولی یکم برام گنگ بود قضیه برای همینم پرسیدم.........:icon_pf (34):
ارسال های توصیه شده