رفتن به مطلب

پست های پیشنهاد شده

دوستانی که ثبت نام کرده اند و دوستانی که دوست دارند توی بحث ما باشند هر کدوم از دیدگاه خودتون به این سوالات پاسخ دهید(خواهشاً هر چیزی رو که مینویسید نظر شخصیتون باشه و سعی کنید که قبل از اینکه نظر بقیه رو بخونین به این سوالات پاسخ دهید، بعد از اینکه نظرتون رو نوشتین و پست رو فرستادین، نظر بقیه رو بخونین اگر با نظر کسی موافق یا مخالف هستین یا نقدی رو بر نظر بقیه دارین اونا رو مطرح کنید).

سوال 1: آیا باید به همه ی مسائل به یک شیوه فکر کرد؟ چرا؟

 

سوال2: بیشتر مسائل رشته ی دانشگاهی شما به کدامیک از سه نوع مسائلی که دکتر ویور معرفی نموده اند شباهت دارد؟ چرا؟ لطفاً با مثالی از خودتان توضیح دهید.

 

سوال 3: نقد نظریه ابنزر هوارد با توجه به نگاهی که به مسئله داشت؟

 

سوال 4: نقد نظریه لوکوربوزیه با توجه به نگاهی که به مسئله داشت؟

 

باز هم تاکید می کنم سعی کنید که جملات و برداشت های خودتان را بنویسید.

  • Like 25
لینک ارسال
  • پاسخ 50
  • ایجاد شد
  • آخرین پاسخ

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

سوال 1: آیا باید به همه ی مسائل به یک شیوه فکر کرد؟ چرا؟

خیر،باید ابتدا نوع مسئله را به خوبی بشناسیم و با توجه به نوع مسئله فکر کرد.

سوال2: بیشتر مسائل رشته ی دانشگاهی شما به کدامیک از سه نوع مسائلی که دکتر ویور معرفی نموده اند شباهت دارد؟ چرا؟ لطفاً با مثالی از خودتان توضیح دهید.

مورد دوم- به نظر من با توجه به رشته من که شهرسازی میباشد ما برای برنامه ریزی و طراحی از عنصر شروع و به کل میریسیم.به عنوان مثال در طراحی یک پارک محله ای ابتدا محله را مورد تجزیه و تحلیل قرار میدهیم بعد به کل شهر میرسیم و بیشترین تمرکز روی محله است.

سوال 3: نقد نظریه ابنزر هوارد با توجه به نگاهی که به مسئله داشت؟

هاوارد 2 مفهوم اصلی را در برنامه ریزی باغ شهرها بیان نموده است ، کمیت خانه سازی و میزان شغل - به نظر او در برنامه ریزی باغ شهرها باید به این 2 مورد توجه کنیم که به نظر من هم این 2 عنصر بسیار در برنامه ریزی تأثیر گذارند.

سوال 4: نقد نظریه لوکوربوزیه با توجه به نگاهی که به مسئله داشت؟

به نظر من از آمار و ریاضیات میتوان در برنامه ریزی شهرها استفاده نمود اما میبایست در مورد هر شهر با توجه به نوع مسئله ای که دارد از میانگین و آمار خاص خودش استفاده نمود.

  • Like 11
لینک ارسال
سوال 1: آیا باید به همه ی مسائل به یک شیوه فکر کرد؟ چرا؟

خیر،باید ابتدا نوع مسئله را به خوبی بشناسیم و با توجه به نوع مسئله فکر کرد.

سوال2: بیشتر مسائل رشته ی دانشگاهی شما به کدامیک از سه نوع مسائلی که دکتر ویور معرفی نموده اند شباهت دارد؟ چرا؟ لطفاً با مثالی از خودتان توضیح دهید.

مورد دوم- به نظر من با توجه به رشته من که شهرسازی میباشد ما برای برنامه ریزی و طراحی از عنصر شروع و به کل میریسیم.به عنوان مثال در طراحی یک پارک محله ای ابتدا محله را مورد تجزیه و تحلیل قرار میدهیم بعد به کل شهر میرسیم و بیشترین تمرکز روی محله است.

سوال 3: نقد نظریه ابنزر هوارد با توجه به نگاهی که به مسئله داشت؟

هاوارد 2 مفهوم اصلی را در برنامه ریزی باغ شهرها بیان نموده است ، کمیت خانه سازی و میزان شغل - به نظر او در برنامه ریزی باغ شهرها باید به این 2 مورد توجه کنیم که به نظر من هم این 2 عنصر بسیار در برنامه ریزی تأثیر گذارند.

سوال 4: نقد نظریه لوکوربوزیه با توجه به نگاهی که به مسئله داشت؟

به نظر من از آمار و ریاضیات میتوان در برنامه ریزی شهرها استفاده نمود اما میبایست در مورد هر شهر با توجه به نوع مسئله ای که دارد از میانگین و آمار خاص خودش استفاده نمود.

ممنون مهندس که استارت کار رو زدی.

مفهوم های اصلی رو گرفتین ولی اگه تونستین سوالات رو بازتر کنید که بتونیم بیشتر رو سوالات و پاسخ ها نقد داشته باشیم.

سوال2: بیشتر مسائل رشته ی دانشگاهی شما به کدامیک از سه نوع مسائلی که دکتر ویور معرفی نموده اند شباهت دارد؟ چرا؟ لطفاً با مثالی از خودتان توضیح دهید.

مورد دوم- به نظر من با توجه به رشته من که شهرسازی میباشد ما برای برنامه ریزی و طراحی از عنصر شروع و به کل میریسیم.به عنوان مثال در طراحی یک پارک محله ای ابتدا محله را مورد تجزیه و تحلیل قرار میدهیم بعد به کل شهر میرسیم و بیشترین تمرکز روی محله است.

از اون جایی که هدف تاپیک کتابخوری ومقاله خوری هست و اینکه تخصصی تر به مباحث بپردازیم نقد دیدگاه ها هم طبیعیه.

به نظر من دیدگاه شما در رابطه با اینکه از عنصر به کل برسیم اشتباهه و من فک میکنم که باید برعکس عمل کنیم که ابتدا باید وضعیت جزء رو در کل دید بعد زوم کرد روی جزء بعد از طراحی جزء باز دور شد و از حالت کل باز نگاه کرد که جزء در کل جایگاه خود رو گرفته و با کل هم خوانی داره یانه باز زوم کرد رو جزء و اجزاء ریزتر جژئ را طراحی کرد و باز از دید کل دید. در واقع این یه فرایندی است که دائماً تکرار میشه.

هاوارد 2 مفهوم اصلی را در برنامه ریزی باغ شهرها بیان نموده است ، کمیت خانه سازی و میزان شغل - به نظر او در برنامه ریزی باغ شهرها باید به این 2 مورد توجه کنیم که به نظر من هم این 2 عنصر بسیار در برنامه ریزی تأثیر گذارند.

مهندس مفهوم اصلی رو گفتی ولی اگه تونستین کامل ترش کنید و بیشتر بنویسین. باور کنید بیشتر بنویسید بهتره چون ما هم میخوایم یاد بگیریم و اگه بیشتر بنویسید اگه اشتباه برداشت کرده باشید ما در حد توان راهنمایی میکنیم. برای سوال آخر هم مفاهیم اصلی رو گرفتین. بهرحال خیلی خوشحالم که آخرین نفری که اعلام آمادگی کرد اولین نفر هم بود که جواب داد.

  • Like 12
لینک ارسال

سوال 1: آیا باید به همه ی مسائل به یک شیوه فکر کرد؟ چرا؟

 

خیر...دنیای امروز با همه پیچیدگی هاش برای هر شهری مسائل خاص خودش رو به وجود آورده، مسائلی که ماهیت

 

متفاوتی دارن و در نتیجه راهکارهای متفاوتی طلب می کنن.. در واقع با شناخت درست هر مسئله شهریه که می

 

تونیم راه حل درست رو برای اون مسئله پیدا کنیم یعنی اول شناخت ذات مشکلات شهری و بعد انتخاب بهترین راه حل

 

ها...

 

سوال2: بیشتر مسائل رشته ی دانشگاهی شما به کدامیک از سه نوع مسائلی که دکتر ویور معرفی نموده اند شباهت دارد؟ چرا؟ لطفاً با مثالی از خودتان توضیح دهید.

 

دکتر ویور سه نوع مسئله رو مطرح کردن: 1- ساده 2- پیچیده ناسازمند 3- پیچیده سازمندبه نظر من رشته شهرسازی و

 

زیر شاخه هاش ( برنامه ریزی شهری_ طراحی شهری و ...) جزء گروه سوم هستش، یعنی مسائل پیچیده

 

سازمند...چون شهر از تعداد زیادی متغیر تشکیل شده که بین همه اونها یک ارتباط درونی وجود داره و در کل تشکیل

 

دهنده یک کلیت هستن..

 

به عنوان مثال ما برای برنامه ریزی و طراحی یک فضای شهری احتیاج به گردآوری عناصر مهمی چون فعالیت ها- کاربری

 

ها- مبلمان شهری- فضای سبز و ... داریم.. همه اینها اول از همه به نوع عملکردی که برای فضا در نظر داریم مربوط می

 

شن.... در درجه بعدی به فرهنگ ساکنینی که فضا رو براشون طراحی می کنیم، و نحوه استفاده اونها از این نوع خاص

 

فضای شهری، همچنین احتیاج به اطلاعاتی درباره سن استفاده کننده ها از فضا داریم... این موضوع برای انتخاب

 

فعالیت های شهری و حتی اگر ریز تر بشیم برای نوع و سبک طراحی عناصری مثل مبلمان شهری لازمه....پس همه

 

مسائل به هم وابسته و مربوطن==> پیچیده سازمند

 

سوال 3: نقد نظریه ابنزر هوارد با توجه به نگاهی که به مسئله داشت؟

 

هاوارد به شهر به عنوان یک مسئله ساده نگاه می کنه، با دو متغیر که هر کدوم متغیر های فرعی مربوط به خودش رو

 

داره، همونطور که توی متن می خونیم این دو متغییر جمعیت و میزان اشتغال هستن... اما تجربه ناموفق باغشهر هاوارد

 

به خوبی نشون داد که مسائلی که شهر ها دارن و یا در آینده با اونها مواجه می شن چیزی بیشتر از یک مسئله ساده

 

ست!!

 

مسائلی که جدای از هم نیستن و در مجموع کلیتی یکپارچه رو تشکیل می دن...چیزی که می تونست نظریه باغشهر

 

هاوارد رو به موفقیت نزدیک کنه این بود که به مسئله شهر به دید نوع سوم مسئله در طبقه بندی ویور نگاه کنه..شاید

 

تمرکز هاوارد روی همین دو متغیره بودن مسائل شهری بود که باعث شد عواملی مثل نادیده گرفتن فشار نیروهای

 

اقتصادی در تعیین محل سکونت مردم و یا تامین آب مورد نیاز برای آبیاری فضاهای سبز وسیع که پیشنهاد داده بود و

 

خیلی چیز های دیگه شکست طرحش رو رقم بزنه...

سوال 4: نقد نظریه لوکوربوزیه با توجه به نگاهی که به مسئله داشت؟

 

لوکوربوزیه به نوع دوم مسئله یعنی مسئله پیچیده ناسازمند اعتقاد داشت...مسائل شهری را بر اساس تحلیل های

 

آماری پیش می برد.. در نظر گرفتن جمعیتی معین برای شهر پیشنهادیش بدون در نظر گرفتن عوامل شهری وابسته به

 

هم و تنها در قالب آمار و احتمالات ارائه می شه!!

  • Like 13
لینک ارسال

سوال 1: آیا باید به همه ی مسائل به یک شیوه فکر کرد؟ چرا؟

نع همه ی جوامع از یک ساختار پیروی نمی کنن به سه شیوه باید بر خورد کرد مواجهه با مسائل ساده مواجهه با مسائل پیچیده ی سازمند و مواجهه با مسائل پیچیده ی ناسازمند

 

سوال2: بیشتر مسائل رشته ی دانشگاهی شما به کدامیک از سه نوع مسائلی که دکتر ویور معرفی نموده اند شباهت دارد؟ چرا؟ لطفاً با مثالی از خودتان توضیح دهید.

سازمند پیچیده چو با وجود دشواری در تحلیل داری تابعی خاص برای وجود داشتن

با توجه به اینکه وجود فضای سبز در ساختار شهری بعد غیر قابل حذفه

از طرفی برای بهره وری درست از این بعد باید متناسب با شرایط شهر باشه از نوع فرهنگ موراد قابل استفاده و نوع کاربرد و همخوانی با شرایط طراحی و حتی اقلیمی شهر بررسی تک تک عوامل وقت گیر ولی لازمه که البته با شناخت تمام ویژگی های شهر بالاترین بهره وری رو ایجاد میکنه

ایجاد پارک تفریحی

باید متناسب با شرایط تفریحی و سازگاری با روحیات مردم شهر باشه در برگرفتن تمام دوره های سنی و سازگار بودن با بافت و ترکیب ساختاریه شهر

متناسب بودن با اقلیم شهر

و براوردن ساختن نیاز واقعی نه نمادین

 

سوال 3: نقد نظریه ابنزر هوارد با توجه به نگاهی که به مسئله داشت؟

انقلابی در شهرسازی اصل پایه گذاری زندگی شهری

خارج کردن مناطق حاشیه ی شهری از حالت خوابگاهی به حالت شهر مثل شهرک اندیشه که خوابگاه بود ولی الان با افزایش شرایط شغلی و امکانات زندگی داره به شهر تبدیل میشه برای یکسان سازی جمعیت

وجود یک شهر با منابع کاریه بالا مثل یک میدان جاذبه عمل میکنه که میتونه جمعیت بالایی رو از کلیه مناطق با منابع کمتر به طرف خودش میکشونه افزایش ازادی انتخاب در شیوه ی زندگی یکی از منافع زندگی شهر نسبت به روستایی است

بزرگترین ایرادی که میشه از این نظریه گرفت نحوه غلط تحلیل جامعه سازمند پیچیده است

تاکید بر ساده بیان کردن جامعه و دو متغیره شمردن تابع

محدود کردن عوامل موثر بر تشکیل جامعه

و تکیه کردن بر همین دو متغیر برای توجیه مسائل

سوال 4: نقد نظریه لوکوربوزیه با توجه به نگاهی که به مسئله داشت؟

با توجه به اینکه قبل از لوکوربوزیه جناب هاواردنظریه ی اصلی زندگی شهری به عنوان جامعه پیچیده ی سازمند رو بنیان گذاری کرد نظریه لوکو شبیه به جلد کتاب با محتوای سودمنده که قبل از خوندن فقط جلدشه که جذب میکنه

دیدگاه لوکو از پایه و اساس اشتباه بوده و تنها دلیل قابل تامل در نظریه ی وی تحلیل اماری و ریاضی اوست

که موجب بیان این نظریه شده است

 

  • Like 12
لینک ارسال

سوال 1: آیا باید به همه ی مسائل به یک شیوه فکر کرد؟ چرا؟

خیر-چون در دنیای امروز زندگی و جوامع بسیار پیچیده وگسترده است و این گستردگی را نمی شود با یک شیوه حل کرد.مسائل با شیوه های مختلف بهتر حل می شود.ما باید مسائل را درک کنیم وبفهمیم بعد با توجه به شناختمان از مسئله بهترین شیوه را انتخاب کنیم.

سوال2: بیشتر مسائل رشته ی دانشگاهی شما به کدامیک از سه نوع مسائلی که دکتر ویور معرفی نموده اند شباهت دارد؟ چرا؟ لطفاً با مثالی از خودتان توضیح دهید.

به نظر من به پیچیده سازمند شباهت دارد.مسائلی که مربوط به شهر و شهرسازی است به نظر من پیچیده هستند اما سازمندند وبه هم مرتبط هستند.((آنها در قالب یک کلیت ارگانیک به هم مرتبط اند.))

چون در شهر انسان ها-ساختمان ها-رفتار انسان ها-درختان-عملکرد یک فضاو.... همه در ارتباط هم هستند.و دقیقا یک کلیت ارگانیک را درست می کنند.

سوال 3: نقد نظریه ابنزر هوارد با توجه به نگاهی که به مسئله داشت؟

ابنزرهاوارد عقیده داشت همه ی مسائل دو متغیره هستند و می شود آنها را با توجه به دو متغیره بودنشان حل کرد.

به نظرمن رشته شهرسازی و مسائل مربوط به شهر به دلیل گستردگی اش و ارتباط مباحث شهر و شهرسازی به تقریبا تمامی رشته ها مسایلش دو متغیره نیست و چند متغیره است.

سوال 4: نقد نظریه لوکوربوزیه با توجه به نگاهی که به مسئله داشت؟

آمارو احتمالات...

میشه ازش استفاده کرد اما کافی نیست.

  • Like 12
لینک ارسال

سوال 1: آیا باید به همه ی مسائل به یک شیوه فکر کرد؟ چرا؟

خیر ، چون همۀ مشکلات یه شکل و فرم ندارند و دارای ابعاد خاصی هستند و برای هر مشکل باید بعد خاص اون رو در نظر گرفت. به نظر من برای هر مشکل باید راه حل مخصوص اون نوع یا سبک مشکل رو در نظر گرفت و با شیوه خاصی که مناسب اون مشکل هست، نسبت به هر مشکل فکر کرد.

سوال2: بیشتر مسائل رشته ی دانشگاهی شما به کدامیک از سه نوع مسائلی که دکتر ویور معرفی نموده اند شباهت دارد؟ چرا؟ لطفاً با مثالی از خودتان توضیح دهید.

منم مثل همه فکر می کنم که پیچیده سازمند هستش چون شهرسازی دارای پیچیدگی های خاص خودش هست که به نظر من این پیچیدگی هم بیشتر به خاطر میان رشته ای بودنشه که باید جوانب مختلف رو در کار در نظر گرفت. و سازمندیش هم به خاطر راه کار های مشخص و از پیش تعیین شده هست

سوال 3: نقد نظریه ابنزر هوارد با توجه به نگاهی که به مسئله داشت؟

دقیق یادم نیست اما یه همچین جمله ای رو از لوئیس مامفورد خوندم ک گفته بود : دو اختراع مهم در آغاز قرن بیستم هواپیما و باغشهر بودند. که اولی بشر را قادر به پرواز بر فراز زمین می سازد و دومی مکان زیست نیکوتری را روی زمین به او وعده می داد .

با توجه به جمله فوق که از مامفورد بود میشه نتیجه گرفت که باغشهرها جزو نظریه های خوب شهرسازی بوده است.

رفتار و نظریه هوارد نشان می دهد که نگاه هوارد بیشتر متوجه گسترش حومه های شهر بود و باید در نظر داشت که هوارد کمترین توجه را به بافت های مرکزی شهر داشت که این مورد باعث توسعه بی رویه در شهرها گردید و این نظریه در گسترش عاری از هویت شهری سهیم بوده است . (امیدوارم جوابم به سوال ربط داشته باشه! :) )

سوال 4: نقد نظریه لوکوربوزیه با توجه به نگاهی که به مسئله داشت؟

تو بالا می دیدم که همه دارن راجع به لوکوربوزیه مخالفت می کنن و نظریه اون رو که برای شهر یه جمعیت خاص تعیین می کنه رو قبول ندارن ، اما به اسن نکته توجه داشته باشیم که از میان چهره های درخشان شهرسازی معاصر ، لوکوربوزیه بیشتر از همه مورد نقد و تحسین قرار گرفته است.

البته در بالا بیشتر به جمعیت و اینکه شهر دارای جمعیت خاصی است تاکید و توجه شده اما باید به یاد داشته باشیم که نظریات لوکوربوزیه در مورد ساختمان شهرها نیز بحث و جدلهای مشابهی را بر انگیخت.

البته طرح های لوکوربوزیه دقیق و واقعی تلقی نمود اما می توان آنها را یک تحریک و تشویق جسورانه که موجب بر انگیخته شدن بحثهای گوناگون گردید به حساب آورد. اگرچه لوکوریوزیه به اندازۀ کافی به هر یک از مشکلات نپرداخت و همچنین اغلب طرح های وی دارای روحیه آمارگرایانه است همچنین نظریات لوکوربوزیه در طرح های اوژن هنارد و همچنین کارهای گارنیه قابل روئیت است، اما خوب اینم باید در نظر داشت که هیچکس نتونست شهرسازی معاصر را اون طوری که لوکوربوزیه توسط روحیه قوی و خلاق خودش توانسته بود بارور سازد.

(امیدوارم جواب این سوال هم به سوالش ربط داشته باشه ، چون اکثر استادا بهم میگن که جوابام ربطی به سوال نداره !! )

  • Like 13
لینک ارسال

سوال 1: آیا باید به همه ی مسائل به یک شیوه فکر کرد؟ چرا؟

خیر

امروزه دانستن نحوه ی نگرش و تفکر در مورد هر موضوع علمی ،خودش یک علم محسوب می شود.

علوم مختلف با توجه به ویژگی ها و تشابهات و اختلافات مابینشان در چند دسته ی مشخص و محدود قرار میگیرند که هرطبقه از روش متفاوتی برای رسیدن به جواب استفاده میکند و توجه به این امر رسیدن به پاسخ را راحتتر و سریعتر می کند.

 

سوال2: بیشتر مسائل رشته ی دانشگاهی شما به کدامیک از سه نوع مسائلی که دکتر ویور معرفی نموده اند شباهت دارد؟ چرا؟ لطفاً با مثالی از خودتان توضیح دهید.

رشته ی من مهندسی شهرسازیست و دراین رشته با مسائل پیچیده سازمند سروکار داریم.

مثال ندارم(:ws3:) من همیشه به این مسئله که مسائل شهر خیلی پیچیده و وابسته بهم هستن فکر میکردم و اون رو لاینحل و بقول رویر اونها رو تاریک و دلهره آور میدونستم...اما الان خوشحالم که فهمیدم قابل حل هستن:ws50:

سوال 3: نقد نظریه ابنزر هوارد با توجه به نگاهی که به مسئله داشت؟

هواد گویا تحت تاثیر رشد شگفت انگیز فیزیک کلاسیک قرار داشته و مسایل شهری را هم جزو مسائل ساده میدونسته.

علت شکست هوارد ساده سازی مسایل شهر و کاهش متغیر ها در حد دومتغیر بوده

 

سوال 4: نقد نظریه لوکوربوزیه با توجه به نگاهی که به مسئله داشت؟

لوکوربزیه شهر رو جزو مسائل پیچده و ناسازمند قلمداد میکرده و معتقد بوده که با مدل های ارائه شده توسط آمار و احتمالات و ریاضیات پیشرفته می توان مشکلات شهرها رو کاهش داده و حل کرد و شهرهای مناسب و تمام عیار طراحی کرد . لوکوربزیه مسایل پیچیده شهری ر وساده سازی کرده و یک نسخه مشخص برای شهرهای متفاوت تجویز کرده که علت شکستش هم همین ساده اناگری و ساده سازی مشکلات و یکسان سازی راه حل ها بوده.

  • Like 14
لینک ارسال

از همه دوستانن تشکر میکنم که تا اینجا تاپیک رو دنبال کردن، دوستانی که جواب 4 سوال اول رو دادن، لطفاً به این 2 سوال که خیلی راحت هم هست پاسخ بدن.

دوستانی هم که جواب ندادن(4 سوال قبلی رو) باید حتماً جواب بدن، حتی اگه هفته ی بعد هم که شده باید جواب بدن، این دو سوال رو هم باید جواب بدن.

سوال اول: چرا باید در جست جوی مقادیر غیر متوسط بود؟ ترجیحاً با مثال

سوال دوم: با خوندن این فصل از این کتاب، چه چیزی به دانش شما اضافه شد؟

یه مژده:

به نفراتی که بهترین جواب رو داده باشن، امتیازاتی هدیه داده میشه.

نفر اول: 100 امتیاز + مدال

نفر دوم: 70 امتیاز

نفرسوم: 50 امتیاز

به هر کدام از دوستانی که جواب ارسال کرده باشن سه نفر امتیاز میدن(از 0 تا 20) بعد میانگین امتیازات هر فرد، میشه امتیاز نهاییش.

  • Like 28
لینک ارسال

سوال اول: چرا باید در جست جوی مقادیر غیر متوسط بود؟ ترجیحاً با مثال

غیر متوسط ها با وجود کوچک بودن نشان گر تاثیر گذاریه زیاد در یه جامعه پیچیده سازمند هستند

مثل وجود معلولین در شهر تهارن که جمعیتی کمتر از 10% دارند ولیتاثیر به اندازه ی سایر شهروندان و حتی بیشتر دارند با این وجود نادید گرفته میشوند و در اصول شهرسازی موارد کمی دیده میشود که امکانات مورد نیاز برای راحتی بیشتر ایجاد شده باشد

 

سوال دوم: با خوندن این فصل از این کتاب، چه چیزی به دانش شما اضافه شد؟

نتیجه ی شخصی من تغییر دید شهروندی در برخورد با مسائل مربوط به شهر به دید منتقدانه است

 

  • Like 10
لینک ارسال

سوال اول: چرا باید در جست جوی مقادیر غیر متوسط بود؟ ترجیحاً با مثال

خب همانطور که حانی عزیز هم اشاره کردند به نظر منم غیر متوسط ها با وجود اینکه خیلی کوچک و تأثیر کمی در شهر دارند باید به آنها توجه نمود-حالا چه این غیر متوسط ها فیزیکی و چه اجتماعی و ..باشند

مثلا تأثیر گدایان بر سیمای شهر ها با وجود اینکه شاید تعدادشان زیاد نباشد ولی خب باید برای از بین بردن این تأثیر یک برنامه ریزی کرد

سوال دوم: با خوندن این فصل از این کتاب، چه چیزی به دانش شما اضافه شد؟

من این کتاب را عنوانش را شنیده بودم اما هیچگاه مطالعه نکرده بودم - با مطالعه این فصل(البته نه کاملا دقیق)کمی دیدم نسبت به مسائل شهر عوض شد.

  • Like 9
لینک ارسال

سوال 1: آیا باید به همه ی مسائل به یک شیوه فکر کرد؟ چرا؟

 

خب در جواب اينكه آیا باید به همه ی مسائل به یک شیوه فکر کرد؟ بايد گفت كه نه چرا كه ذات مشكلات با هم فرق ميكنه يعني واسه تفكر در باره ي يه مسله ابتدا بايد نوع مسئله رو دونست كه چيه بعد راه حل پيشنهاديمونو ارائه بديم .در مورد مسائل شهرسازي هم در واقع خيلي وقته كه شهرسازي از طراح محوري در اومده و فرآيند محور شده چرا كه مسائل و مشكلات شهر با توجه به رشد اون رشد كرده و پيچيده تر شده و ديگه نميشه گفت كه يه نفر در مقام طراح بشينه اون بالا و با توجه به ديد يكساني كه به مسائل داره با مشكلات شهر برخورد كنه، مشكلات شهر افزايش يافته پيچيده تر شده و به تبع راه حل هاي متفاوتي رو نيز طلب ميكنه .

ما وقتي ميگيم شهرسازي يه رشته ي تركيبيه و به مسائل با از جوانب مختلف نگاه ميكنه پذيرفتيم كه نميشه به همه ي مسائل اون به يه شيوه نگاه كرد.واسه توضيح بيشتر:

من يه جمله رو كه يكي از استادامون نقل كردش رو خيلي دوست دارم و به نظرم گفتنش خالي از لطف نباشه :

ما اگه به شهر به عنوان يه مشكل كلي نگاه كنيم ايد واسه حل اين مشكا ابعاد مختلف اونو به خوبي بشناسيم و در واقع به همين خاطره كه شهرسازي يه رشته تركيبيه چرا كه مسائل پيش اومده در شهر ماهيت هاي گوناگوني دارن (اقتصادي ، فرهنگي، اجتماعي و ......)كه تا نوع مسئله تشخيص داده نشه نميشه راه حل مناسب هم واسه اون ارائه داد.

اميد وارم تونسته باشم مفهوم حرفمو خوب رسونده باشم

سوال2: بیشتر مسائل رشته ی دانشگاهی شما به کدامیک از سه نوع مسائلی که دکتر ویور معرفی نموده اند شباهت دارد؟ چرا؟ لطفاً با مثالی از خودتان توضیح دهید

دکتر ویور سه نوع مسئله رو مطرح کردن: 1- ساده 2- پیچیده ناسازمند 3- پیچیده سازمند به نظر من رشته شهرسازی با توجه به متغيير هاي زياد اما قابل فهمي كه داره به گروه سوم يعني مسائل پيچيده سازمند بيشتر شباهت داره .

همانطور كه دكتر ويور اشاره ميكنه شهر ها نشانگر شرايطي هستند كه نيم دوجين يا حتي چندين دو جين كميت در آنها به طور همزمان و از راه هاي متفاوت داراي ارتباط متقابلند . در شهر ها متغيير ها فرا وانند اما آشفته و در هم نيستند و در قالب يك كليت اركانيك با هم در ارتباطند.

براي مثال بررسي رفتار استفاده كنند ه گان در رابطه با استفاده از فضا . مثلا بررسي رفتار يه فرد تو محيط يه ميدون اينكه وقتي به يه ميدون وارد ميشه چه رفتاري از اون سر ميزنه چيكار ميكنه و چه تاثيري از محيط اطرافش ميگيره و چه تاثيري بر محيط اطرافش ميذاره اين در واقع بررسي حركت همون يه گوي بيليارده حالا اگه تعداد افراد استفاده كننده از اين فضا بيشتر بشه مثل بررسي حركت تعداد بيشتر گوي بيليارد ميمونه كه روي ميز بيليارد در حركتن در واقع يه رابطه ي دو سويه از طرف فضا و استفاده كننده كه هر كدوم بر ديگري تاثير گذاشته و به نسبت تاثيراتي هم ميپذيرن.

 

سوال 3: نقد نظریه ابنزر هوارد با توجه به نگاهی که به مسئله داشت؟

 

هاوارد وقتي دو متغيير رو براي باغشهرش عنوان ميكنه يعني به شهر به عنوان يه مسئله ساده نگاه ميكنه كه اون دو متغيير كار(اشتغال)و زندگي يا همون جمعيت هستن

البته نقد هاي زيادي بر نظريه هاوار شده مثل نقد لوكوربوزيه كه باغشهر رو موجب اتلاف وقت ساكنين و همچنين هدر رفتن زمينها ميدونه يا نظر زيگفريد كه اين نظريه رو يه را حل موضوعي قلمداد ميكنه كه راه حل مشكل زمانه نيست و يا اردوارد كارتر كه اونو متهم ميكنه به عدم توجه به مسئله احياء و اصلاح بافت مركزي شهر قديمي كه ميشه همه ي اينارو ناشي از ديد هاوارد به شهر به عنوان يه مسئله ساده دونسيت .

سوال 4: نقد نظریه لوکوربوزیه با توجه به نگاهی که به مسئله داشت؟

 

طرح لوکوربوزیه بر يك نظام پيچيده ناسازمند متكي بود و شهر رو يه مسئله ي پيچيده ناسازمند ميدونست كه اندازه و جمعيت مشخصي رو براي شهرش بر پايه ي رياضيات و آمار و احتمال تعيين كرده بود مثل شهر معاصر اون كه شامل 24 برج و هر برج 60 طبقه بود و تراكمي معادل 30هزار نفر در هكتار.

  • Like 9
لینک ارسال

 

البته چندانم با شكست مواجه نشد چون همون طور كه ميدونيد چند تاي باغشهر بر اساس نظريه هاوارد ايجاد شد مثل لچ ورث و ولوين كه نمونه هاي ا ز اونن

 

هدي جون خيلي خوب توضيح دادي ممنون

 

مرسی وحید جان از لطفت...:icon_gol:

 

منظورم از شکست اجرا نشدنشون نبود، همون دوتا باغشهر معروفی که اسم بردی هیچ کدوم به اون جمعیت و وسعتی

 

که هاوارد توی ذهنش داشت نرسیدن و توی جذب جمعیت چندان موفق نبودن...

 

مرسی که تذکر دادی دوستم:icon_gol::icon_gol:

  • Like 8
لینک ارسال

سلام ببخشید که دارم نظراتم رو دیر میفرستم

 

سوال 1: آیا باید به همه ی مسائل به یک شیوه فکر کرد؟ چرا؟

 

خیر ، در جهان امروز حل هر مسئله پیچیدگی های خاص خود را دارد و باید ابتدا با شناخت و تعریف مسئله و مطالعه و بررسی راه حل های ممکن ؛ بهترین راه حل را انتخاب کنیم

به طور مثال گفته اند موریانه ها بهترین معماران جهان هستند چون ذهنشان فضای اطراف را آنالیز می کند و بعدآن را تجزیه میکند.

سوال2: بیشتر مسائل رشته ی دانشگاهی شما به کدامیک از سه نوع مسائلی که دکتر ویور معرفی نموده اند شباهت دارد؟ چرا؟ لطفاً با مثالی از خودتان توضیح دهید.

رشته دانشگاهی من با توجه به سه مسئله ای که دکتر ویوو مطرح نمودند به مسائل پیچیده و سازمند نزدیک است.

زنبور با ساختن کندویش بسیاری از معماران را شرمنده خود می کند ولی آنچه بدترین معمار را از برترین زنبور ممتاز می کند این است که معمار ساختمان خودرا پیش از آنکه در واقع بنا کند در تخیل خود برپا میکند.

امروزه به طراحی به دید یک تخصص نگاه می شود. طراحی به شاخه های مختلفی تقسیم می شود و هر کدام رشته خاص خود را در دانشگاه ها دارند که برای هر بخش دانشجویانی تربیت می شوند.

در معماری برای طراحی یک ساختمان عوامل مختلفی مورد بررسی قرار میگیرند که از جمله می توان به : هدف – تحلیل سایت و مکان یابی ساختمان – عوامل فرهنگی اجتماعی- عوامل جغرافیایی- شرایط آب و هوایی – برنامه فیزیکی طرح – خواسته کار فرما – مقیاس و تناسبات – بررسی مصالح و تکنولوژی ساخت بنا – ابعاد انسانی و فضاهای معماری (حرایم) و الزامات تاسیساتی ؛ اشاره داشت.

سوال 3: نقد نظریه ابنزر هوارد با توجه به نگاهی که به مسئله داشت؟

 

هاوارد برنامه ریزی شهری را در قالب مسئله ساده می داند که این یکی از نقدهایی است که میتوانیم به نظریه هاوارد داشته باشیم. بنا بر نظر هاوارد کوچکترین سلول شهری بخشی است که برای سکونت ۵۰۰۰ نفر به همراه یک مدرسه در نظر گرفته شود و شهر بزرگ از تجمع چندین باغشهر به دور یک واحد مرکزی به وجود می آید.

 

سوال 4: نقد نظریه لوکوربوزیه با توجه به نگاهی که به مسئله داشت؟

 

نظر لوکوربوزیه به شهریک مسئله پیچیده و ناسازمند بود ، یعنی اینکه مسائل و مشکلات شهرها را با استفاده از امار و ریاضیات حل کنیم ،که به نظر من همیشه نمیشه از این این روش استفاده کرد،

در همین راستا لوکوبوزیه در معماری هم یه نظریه داده بود که "خانه ماشینی است برای زندگی" همانگونه که اتومبیل ماشینی است برای حرکت.

یعنی با استفاده از تکنولوژی جدید ساختمان ها را طراحی کرد. و از گذشته و عقاید مردم فاصله گرفت.

ولی این نظریه اشتباه است چرا که همه ساختمان ها نمی توانند به یک شکل باشند.

 

 

  • Like 9
لینک ارسال

سوال اول: چرا باید در جست جوی مقادیر غیر متوسط بود؟ ترجیحاً با مثالامروزه شهرسازی ما یه دید کلی داره،با جستجوی این غیر متوسط ها باید دید شهرسازانه ی خودمون رو از کل به جزء ببریم و فقط به دنبال ساخت شهر ظاهری نباشیم ببینیم چه چیزایی در شهر نیاز به فکر بیشتری داره تا شهرمون باطن قشنگتری داشته باشه و همه ی مردم از هر قشری بتونن از زندگی در شهرشون لذت ببرن.به این عادت کردیم که نمونه آماری های کوچک از برنامه ریزی هامون حذف کنیم.باید تاثیرات این غیر متوسط ها روی کلیات به دست بیاریم.

 

 

سوال دوم: با خوندن این فصل از این کتاب، چه چیزی به دانش شما اضافه شد؟

اسم این کتاب زیاد شنیده بودم ولی اولین بار بود که خوندمش.ممنون بابت اینکه باعث شدید

مسائل شهرسازی تو مغزم دچار کنکاش بشه.دوست داشتم شرکت کنم حالا اگه چرت و پرت گفتم ببخشید.

  • Like 8
لینک ارسال

دوستانی که جواب سوالای کتاب قبلی رو ندادن تا آخر هفته فرصت دارن که بفرستن مگه تو مسابقه بهترین کتابخور شرکت داده نمیشن و تو پروندشون هم کم کارشون ثبت میشه .

موضوع کتابخوری بعدی: فصل 13 کتاب "طراحان چگونه می اندیشند"

فصل 13: دام های طراحی

این کتاب رو رایان لاوسون نوشته ، که ایشون یک معمار-روانشناس بسیار خبره هستند و این کتابشون یکی از بهترین تالیفات ایشون هستش. این کتاب رو به همه ی طراحان(خواه معمارها، خواه طراحان شهری، خواه برنامه ریزان شهری، مهندسین فضای سبز، طراحان داخلی و صنعتی ، طراحان لباس و ...) پیشنهاد میکنم.

این فصل در مورد دام هایی است که فرد طراح در اون گرفتار میشه و راه نجات یابی از این دام ها رو هم میگه، لطفاً بخونید و به سوالات ما هم پاسخ بدین.

با تشکر از همگی دوستان

عکس های کتاب رو در پست های پایینی می تونید ببینید.

  • Like 17
لینک ارسال
* v e n o o s * مهمان

[/url]سوال 1: آیا باید به همه ی مسائل به یک شیوه فکر کرد؟ چرا؟

خیر

برا مسائل مختلف؛ شیوه ها هم متفاوت هستش،و ابتدا باید شناخت کافی رو از موضوع به دست بیاید و بعد شیوه ای رو که حلش میکند انتخاب شود

سوال2: بیشتر مسائل رشته ی دانشگاهی شما به کدامیک از سه نوع مسائلی که دکتر ویور معرفی نموده اند شباهت دارد؟ چرا؟ لطفاً با مثالی از خودتان توضیح دهید.

 

توانایی مواجه با مسائل پیچیده سازمند

چون مسائلی که در رشته ما هست؛ باید تحلیل شود و آشفته از هم نیستند و به هم مرتبط هستند؛

مثلا برای طراحی ورودی؛ تمام اجزا , محوطه , پلان ساختمان را باید در نظر گرفت,

نوع کاربری و....همه چیز بر روی طراحیه ورودی تاثیر میذاره

 

سوال 3: نقد نظریه ابنزر هوارد با توجه به نگاهی که به مسئله داشت؟

ابنرز هوارد قضیه رو در قالب مسئله ساده دو متغیره تحلیل میکنه؛

این دو متغیر که یکی خانه سازی و یکی میزان شغل هست به طور مستقیم با هم ارتباط دارند؛

اما این مسئله نمتونست در ابعاد و مجموعه بزرک مثل شهرها اجرا بشه و اگر روابط و ساده و مستقیم با هم در نظر گرفته شه و هیچ برنامه ریزی نشه شهر ها اون آرامشی رو که باید به کاربر بدن رو نمیده

سوال 4: نقد نظریه لوکوربوزیه با توجه به نگاهی که به مسئله داشت؟

 

لوکوروزیه؛ برای طراحیاش به محیط کمتر توجه میکرد ,

یه استادی داشتیم که میگفت؛ لوکوربوزیه موقع طراحی انسان رو با قد 1.80 میبینه؛

لوکوربوزیه اگه میخوادطرحی رو بده اصلا به محیط و مردم و فرهنگهاش توجهی نمیکنه؛

و طراحیاش بر پایه اصول و هندسه هستش.

لینک ارسال
مهمان
این موضوع برای عدم ارسال قفل گردیده است.

×
×
  • اضافه کردن...