رفتن به مطلب

کوهستان سرد (گور بابای قطب !)


ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در

سلام

 

زمان : هفدهم دیماه 1389 هجری شمسی

 

مکان : ارتفاعات دربند (به سمت شیر پلا)

 

اینبار نیز داستان از ساعت 6:45 دقیقه با ورود مقتدرانه من به میدان دربند آغاز شد .. :ws31:

 

هوا سرد .. کوه فرو رفته در مه .. باران نم نم در حال بارش .. باخودم گفتم : عجب غلطی کردیما .. پائینش که اینه .. بالاش چیه!!:w768:

 

به فرناز اس دادم که کجائی .. جواب اومد : من نمیتونم بیام .. مریضم .. شماها برید خوش بگذره ..:w888::w888::w888:

 

حمید .. مواظب کوچولوها باشیا .. !!!:whistle:

 

ساعت 7 یکی از بچه ها وارد شد !!:ws3:

 

هواسرد بود .. بشدت ... ناگهان انگار که دنیا به آخر رسیده باشه .. آنتن ایرانسل ترکید .. ابرها متراکم تر شدند .. آسمون تیره شد .. ولی خب انگار خبری نبود .. ما زیادی گندش کرده بودیم:ws3::ws3:

 

ساعت حدودای 7:30 پسر دائیه همون یه نفر ! :ws3:با موتور بدون توجه به ما رد شد .. با هزار بدبختی پیداش کردیم ..

 

اوه .. اینجارو .. آنتن برگشت .. ! :ws50:

 

الو .. محمد .. کوجائی ؟

 

.. هم.. ی ن... اط.. راف ....

 

الو .. صدات نمیاد .. محمد .. الو .. ای بابا..:ws27:

دی دی دینگ دینگ دی دی دینگ دینگ ! بله ..الو .. محمد کجائی ؟

 

همین اط.....راف .. ........ او... مده .. پ.. ای .. مج... سمه ...

 

کی ؟ .. کی اومده ؟ای بابا:ws27:

اومدیم پائین و نشستیم .. یهو همون یه نفر برگشت گفت .. حمید اونو نیگا .. شبیه آواتار جیمی نیس ؟:JC_thinking::JC_thinking:

 

گفتم ..آره ..

 

طرف اومد جلو و گفت .. حمید آقا ..و . بعد.. بسلامتی باهم آشنا شدیم .. :ws3::ws3:

 

حالا شدیم سه نفر ..:ws31:

 

 

نشستیم تا ادمین معظم له .. پیداش شد .. :banel_smiley_4:

 

حالا فقط مونده بود سپیده ...

 

ساعت 7:40 .. سپیده نیومد :banel_smiley_4:

 

 

ساعت 7:50 .. سپیده نیومد :banel_smiley_4:

 

 

ساعت 7:55 .. سپیده نیومد :banel_smiley_4:

 

 

ساعت 8 .. خب بچه ها .. ما اخطار کردیم .. راهی میشیم .. بزار بیاد گم شه :ws3::ws3:

 

حرکت کردیم ... :ws31:

 

از مسیر سوسول نشان .. به طرف بالا .. رفتیم و رفتیم .. تا رسیدیم به گذر شیخ مهدی دربندی(گولی (ع)):ws28:

 

گذر شیخ رو رد کردیم و رفتیم بالا .... اینقدر رفتیم .. رفتیم .. تا رفتیم !:JC_thinking:

 

هنوز مسیر پر از دختر پسرای سوسول بود که واسه بازی اومده بودن (چی بازی نمیدونم:JC_thinking:)

 

دیگه نم نم از تعداد سوسولا کم و.. راه سخت تر و سخت تر میشد..:ws3:

 

به برف رسیدیم .. راستش امید نداشتم برف ببینیم ... :w42:

 

مث این برف ندیده های بدبخت .. پریدیم وسط برفا .. :vi7qxn1yjxc2bnqyf8v

خواستیم خبر مرگمون یه آدم برفی بسازیم .. ولی برفا خشک بود و بهم نمیچسبید ... :banel_smiley_4::banel_smiley_4:

 

بعد از اینکه حسابی جنقولک بازی دراوردیم و چن تا عکس مکس انداختیم .. :ws3:

 

رفتیم بالا .. تو ارتفاع نمیدونم 8000 متر بود .. یا بیشتر .. صبحونه خوردیم . :ws3::ws3:

 

دوباره دنیا ترکید .. برف گرفت .. اووووووخ جوووووووووووون برف ... :w42:

مه رو کوه آروم آروم پائین میومد ..

 

دیگه هیچ بنی بشری اون دور و اطراف نبود ....

 

همه فهمیده بودن که قراره چی بشه .. الا ما .. !!

 

بعد از اینکه از هنگ دراومدیم .. به این نتیجه رسیدیم که اگه قراره زنده برگردیم .. بهتره همین الان بریم پائین ... :icon_pf (34):

 

چون راه از اون به بعد حرفه ای میشد و ما دریغ از حتی یه کفش یخ شکن ..:icon_pf (34):

 

برگشتیم .. ولی خب .. پک و پوزمون آویزون بود ... خشم مادر طبیعت نزاشت بریم بالا .. حالا اگه برادر طبیعت بود یه چیزی .. میشد باهاش کنار بیایم .. یا خواهرش!!:ws3::ws3:

 

ولی این مامانه شوخی نداره با کسی ..

 

هیچی .. پرتمون کرد پائین ..

 

دوباره سر گذر شیخ مهدی .. راه کج کردیم بطرف آبشار نیاگارا تا اونجا چن تا عکس بگیریم ..

 

راه یخ زده بود و لیز .. بشدت

 

با هزار بدبختی .. رفتیم و برگشتیم .. ولی انصافا جا داشت یه دو سه تا دست و پا ازمون بشکنه . که خدارو شکر نشکست

 

دیگه وقتش بود برسیم به شکم و اینا

 

اینجاشو نمیگم .. چون میدونم ممکنه دلتون بخواد ...

 

 

بعدم برگشتیم پائین دیگه .. تموم شد .. چی میخواین .. برید دیگه

 

قصه ما بسر رسید .. ادمینی به خونش نرسید !:ws3:

 

 

عکسارم میزارم .. شلوخ نکنین .. :ws3:

 

 

 

  • Like 41
  • پاسخ 197
  • ایجاد شده
  • آخرین پاسخ

بیشترین ارسال‌ها در این موضوع

بیشترین ارسال‌ها در این موضوع

ارسال شده در

زمان : هفدهم دیماه 1388 هجری شمسی

 

1389 :banel_smiley_4:

  • Like 14
ارسال شده در
1389 :banel_smiley_4:

اصلاح شد:banel_smiley_4::banel_smiley_4:

  • Like 9
ارسال شده در

:ws28:...اخیییییییییی....الهیییی:ws3:

  • Like 5
ارسال شده در

نمائی زیبا از کوستان یخ زده

 

0uj3xshjz9nh9mec4z8.jpg

  • Like 25
ارسال شده در

رفتن قدم زدن برگشتن!! کوه نوردی نبود آنچنان!! :persiana__hahaha:

  • Like 5
ارسال شده در

کوهنوردان تهرانی پارت 3

 

awoi5l15294b352a2yod.jpg

بترتیب : امیر ( پسر دائی اون یه نفر)-محمد مهدی (جیمی)- من و محمد !

  • Like 29
ارسال شده در

توهم خوش تیپی .. !

 

i5perldxm22ti5bxtzee.jpg

  • Like 29
ارسال شده در
رفتن قدم زدن برگشتن!! کوه نوردی نبود آنچنان!! :persiana__hahaha:

 

بنده های خدا نتونستن خوب....

من مسیرشو رفتم دیدم...اون همفته که ما رفتیم زمین لیز بود نمیشد درست قدم برداشت..وا به حال امروزش که برفم اومده بود..:icon_pf (34):....

  • Like 7
ارسال شده در

تیتر نجستم !

 

9lb6udlzkuv6tmf2rt8b.jpg

  • Like 27
ارسال شده در
بنده های خدا نتونستن خوب....

من مسیرشو رفتم دیدم...اون همفته که ما رفتیم زمین لیز بود نمیشد درست قدم برداشت..وا به حال امروزش که برفم اومده بود..:icon_pf (34):....

نه .. کی گفته نرفتیم ....

 

از اوندفعه خیلی بالاتر رفتیم .. اونم تو این وضع :icon_pf (34):

  • Like 6
ارسال شده در

بچه محل (مخلص برو بچز پیروزی و حومه)

 

gk7gw4njyhhewipkkoeh.jpg

  • Like 20
ارسال شده در

مثلا آدم برفی !!!:JC_thinking:

 

vgdrq4f4qrldicu61wm6.jpg

  • Like 22
ارسال شده در

اون یه نفر کی بوده؟!؟! :JC_thinking:

  • Like 3
ارسال شده در

رد پای محمد ... (گرگ اجتماع

:ws3:)

 

i5nctc8l8exedsdw0pi.jpg

  • Like 20
ارسال شده در
اون یه نفر کی بوده؟!؟! :JC_thinking:

 

اون دیگه...اون :ws3:

  • Like 4
ارسال شده در
اون دیگه...اون :ws3:

تو چطور میدونی اون کیه ... ؟

 

چطور بفهمم ؟ ... :JC_thinking:

  • Like 4
ارسال شده در

جنغولک بازی ... (برف ندیده ها)

:ws3:

 

xfnmgtb4mjukjdcwr7ky.jpg

 

mgzl00eob8d5velk518i.jpg

 

97hwi9cij82klhrs44g.jpg

 

j3ut0bdhz3mxbuou4y.jpg

 

  • Like 26
ارسال شده در

همه تیر تخته و بتن می شکونن... آقایون برف می شکونن :ws28:

دل خجسته ای داریدا :ws3:

  • Like 12
ارسال شده در

ادمین کشوووووووون

:ws28:

 

9gh0tr8j3fwosshsojau.jpg

 

wqvakwyyra55k1kvsqe.jpg

krurb8x9chwtrb8xozra.jpg

  • Like 27
مهمان
این موضوع برای عدم ارسال قفل گردیده است.

×
×
  • اضافه کردن...