رفتن به مطلب

ارسال های توصیه شده

ارسال شده در

این شعر ایرج میرزا یکی از تاثیرگذارترین اشعار در مورد مادر است:

 

داد معشوقه‌ به‌ عاشق‌ پیغام‌

كه‌ كند مادر تو با من‌ جنگ‌

 

هركجا بیندم‌ از دور كند

چهره‌ پرچین‌ و جبین‌ پر آژنگ‌

 

با نگاه‌ غضب‌ آلود زند

بر دل‌ نازك‌ من‌ تیری‌ خدنگ‌

 

مادر سنگدلت‌ تا زنده‌ است‌

شهد در كام‌ من‌ و تست‌ شرنگ‌

 

نشوم‌ یكدل‌ و یكرنگ‌ ترا

تا نسازی‌ دل‌ او از خون‌ رنگ‌

 

گر تو خواهی‌ به‌ وصالم‌ برسی‌

باید این‌ ساعت‌ بی‌ خوف‌ و درنگ‌

 

روی‌ و سینه‌ تنگش‌ بدری‌

دل‌ برون‌ آری‌ از آن‌ سینه‌ تنگ‌

 

گرم‌ و خونین‌ به‌ منش‌ باز آری‌

تا برد زاینه‌ قلبم‌ زنگ‌

 

عاشق‌ بی‌ خرد ناهنجار

نه‌ بل‌ آن‌ فاسق‌ بی‌ عصمت‌ و ننگ‌

 

حرمت‌ مادری‌ از یاد ببرد

خیره‌ از باده‌ و دیوانه‌ زبنگ‌

 

رفت‌ و مادر را افكند به‌ خاك‌

سینه‌ بدرید و دل‌ آورد به‌ چنگ‌

 

قصد سرمنزل‌ معشوق‌ نمود

دل‌ مادر به‌ كفش‌ چون‌ نارنگ‌

 

از قضا خورد دم‌ در به‌ زمین‌

و اندكی‌ سوده‌ شد او را آرنگ‌

 

وان‌ دل‌ گرم‌ كه‌ جان‌ داشت‌ هنوز

اوفتاد از كف‌ آن‌ بی‌ فرهنگ‌

 

از زمین‌ باز چو برخاست‌ نمود

پی‌ برداشتن‌ آن‌ آهنگ‌

 

دید كز آن‌ دل‌ آغشته‌ به‌ خون‌

آید آهسته‌ برون‌ این‌ آهنگ‌:

 

آه‌ دست‌ پسرم‌ یافت‌ خراش‌

آه‌ پای‌ پسرم‌ خورد به‌ سنگ‌

  • Like 7
  • پاسخ 391
  • ایجاد شد
  • آخرین پاسخ

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

ارسال شده در
این شعر ایرج میرزا یکی از تاثیرگذارترین اشعار در مورد مادر است:

 

داد معشوقه‌ به‌ عاشق‌ پیغام‌

كه‌ كند مادر تو با من‌ جنگ‌

 

هركجا بیندم‌ از دور كند

چهره‌ پرچین‌ و جبین‌ پر آژنگ‌

 

با نگاه‌ غضب‌ آلود زند

بر دل‌ نازك‌ من‌ تیری‌ خدنگ‌

 

مادر سنگدلت‌ تا زنده‌ است‌

شهد در كام‌ من‌ و تست‌ شرنگ‌

 

نشوم‌ یكدل‌ و یكرنگ‌ ترا

تا نسازی‌ دل‌ او از خون‌ رنگ‌

 

گر تو خواهی‌ به‌ وصالم‌ برسی‌

باید این‌ ساعت‌ بی‌ خوف‌ و درنگ‌

 

روی‌ و سینه‌ تنگش‌ بدری‌

دل‌ برون‌ آری‌ از آن‌ سینه‌ تنگ‌

 

گرم‌ و خونین‌ به‌ منش‌ باز آری‌

تا برد زاینه‌ قلبم‌ زنگ‌

 

عاشق‌ بی‌ خرد ناهنجار

نه‌ بل‌ آن‌ فاسق‌ بی‌ عصمت‌ و ننگ‌

 

حرمت‌ مادری‌ از یاد ببرد

خیره‌ از باده‌ و دیوانه‌ زبنگ‌

 

رفت‌ و مادر را افكند به‌ خاك‌

سینه‌ بدرید و دل‌ آورد به‌ چنگ‌

 

قصد سرمنزل‌ معشوق‌ نمود

دل‌ مادر به‌ كفش‌ چون‌ نارنگ‌

 

از قضا خورد دم‌ در به‌ زمین‌

و اندكی‌ سوده‌ شد او را آرنگ‌

 

وان‌ دل‌ گرم‌ كه‌ جان‌ داشت‌ هنوز

اوفتاد از كف‌ آن‌ بی‌ فرهنگ‌

 

از زمین‌ باز چو برخاست‌ نمود

پی‌ برداشتن‌ آن‌ آهنگ‌

 

دید كز آن‌ دل‌ آغشته‌ به‌ خون‌

آید آهسته‌ برون‌ این‌ آهنگ‌:

 

آه‌ دست‌ پسرم‌ یافت‌ خراش‌

آه‌ پای‌ پسرم‌ خورد به‌ سنگ‌

 

:sigh:

  • Like 8
  • 1 ماه بعد...
ارسال شده در

مادر تنها کسی است

که هرگز نمی توان

به "دوستت دارم "هایش شک کرد...

  • Like 13
ارسال شده در

لحن غمگين مرا ، تنها يك نفر فهميد

تنها مـــــادرم

فقط او بود كه با ديدن هربار چشمانم از قلبم خبردار شد

و مرا به آغوش گرفت !!

  • Like 11
  • 2 هفته بعد...
ارسال شده در

اشتباهی خونه یه خانم مسنی رو گرفتم، اومدم معذرت‌خواهی کنم هی می‌گفت علی ‌جان تویی؟ هی می‌گفتم ببخشید مادر اشتباه گرفتم، باز می‌گفت علی جان تویی مادر؟ می‌گفتم نه مادر جان اشتباه شده ببخشید! اسم سوم رو که گفت دلم شکست.. گفتم آره مادر جون، زنگ زدم احوالتون رو بپرسم. اون قدر ذوق کرد که چشام خیس شد.

 

منبع:

برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید.

  • Like 9
ارسال شده در

من در جاده های غبارآلود آواز خوانده ام

و در پیاده روهای کثیف شهرها

برای اشک آوردن به چشمان بیرحمِ مردان جنگل

در راه آهن آواز خوانده ام

 

و در اتاقهایی با کاعذ دیواری آبی

و برای کسانی که دوستشان داشتم

اما حالا مادر...

می خواهم تنها برای تو بخوانم

 

بگذار بگویم مادر که من هرگز

خاطرۀ چیزهای قشنگی را که می گفتی از یاد نبرده ام

و کارهای لطیفی که انجام می دادی

و هرچند بزرگ شده ام

اما این آواز را برای تو می خوانم

 

ممکن است بگویی که دلت می خواهد کنارت باشم

تا در زمستان یاری ات کنم

 

اما تو می دانستی

و با لبخندی مشتاق اعتراف می کنی

 

که پسرت بلد نیست جایی بند شود

هنوز حرفهایی برای گفتن هست...

و مادر...

من این آواز را تنها برای تو می خوانم...

 

شل سیلور استاین

 

 

مادر 2.jpg

  • Like 9
ارسال شده در
مادر تنها کسی است

که هرگز نمی توان

به "دوستت دارم "هایش شک کرد...

دقیقا همینه مادر تنها کسیه که میشه درد دلت رو بهش بگی کاش منم مادر داشتم البته پدر هم تا حد خیلی زیادی خوبی فرژندش رو میخواد و دوسش داره ولی به بقیه نمیشه اعتماد کرد

  • Like 3
ارسال شده در

کاش به جای هرکادویی میتونستم جلوی غصه خوردن و نگرانی های مامانم رو بگیرم....کاش بدونه چقدر دوستش دارم....:sigh:

  • Like 6
ارسال شده در

من موندم چرا بعضی از دخترا جلوی حس مادری جبهه میگیرن و اون رو مورد نقد و تمسخر قرار میدن.

خداییش کی بیشتر از مامان دوسمون داره؟:hanghead:

  • Like 2
ارسال شده در

انسان تحمل 40 واحد درد رو داره اما زن هنگام زايمان 58 واحد درد رو تحمل ميكنه كه معادل شكستن بيست استخوان بدن همزمانه....

مادر دوستت دارم:icon_gol:

  • Like 3
  • 2 ماه بعد...
ارسال شده در

می گویند قلب هر انسان

به اندازه‌ی مشت اوست

 

در شگفتم مادر!

 

مگر قلب تو هم

به کوچکی دست های توست؟

مگر قلب تو هر شب

گهواره‌ی خورشید نیست؟...

  • Like 4
ارسال شده در

pln0fgtreusshpf1yzzy.jpg

 

خداحافظ نگو وقتی هنوز درگیر چشماتم ...

  • Like 7

×
×
  • اضافه کردن...