رفتن به مطلب

به کدامین گناه؟!


ارسال های توصیه شده

شهلا جاهد9 سال در بند ویژه زندان اوين در تهران با کابوس اعدام زندگي کرد. شهلا جاهد را بارها تا پای چوبه دار بردند اما بدلیل توجه وسیع افکار عمومی در ایران و اعتراضات گسترده بین المللی، موفق به اعدام او نشدند. اکنون جمهوری اسلامی او را اعدام کرد تا نشان دهد که اگر سکینه را بدلیل فشارهای بین المللی نمیتواند اعدام کند، هنوز قدرت! اعدام زن دیگری را دارد. شهلا را اعدام کرد تا بگوید تسلیم فشارهای بین المللی نشده است.

شهلا یک پرستار بود و عاشق فوتباليست معروف ايرانی ناصر محمد خانی شد و این دو نفر زندگی مشترک مخفی را با هم در آپارتمانی در تهران شروع کردند. ناصر محمد خانی همزمان همسر لاله سحرخیزان بود و لاله در مهرماه سال ٨١ در تهران به قتل میرسد، در حاليکه ناصر برای مسابقه فوتبال به آلمان رفته بود و شهلا در رابطه با اين قتل دستگير ميشود.

قبل از اينکه تحقيقاتي انجام بشود و چيزي اثبات شود در رسانه های حکومتی شهلا را به عنوان قاتل معرفی کردند و او را در زندان مخفی و مخوف اطلاعات زير بازجوئی همراه با شکنجه بردند.

وکيل پرونده شهلا، عبدالصمد خرمشاهي، همواره گفته است اين پرونده ده ايراد حقوقي دارد. از جمله در محل قتل سيگاري نيمه کشيده پيدا شده و شهلا اصلا سيگاری نيست. ضربه های چاقو توسط يک نفر چپ دست زده شده و شهلا با دست راست کار ميکند٬ جسد را بعد از به قتل رساندن٬ لباس تميز پوشانده اند و اين از عهده شهلا برنمی آيد در رسيدگي ابتدائی به اين پرونده، شاهد يك بررسی شفاف نبوديم و ايرادات شكلی و ماهوی زيادی از ابتدا در پرونده وجود داشت. تحقيقات اوليه به صورت كامل انجام نشد، شهود و مطلعين حاضر نشدند، بررسی هایي علمی صورت نگرفت و از سوی ديگر رسيدگی با سرعت انجام شد و… معاینه پزشکی از لاله نیز نشان داد که احتمالا قبل از اینکه لاله به قتل برسد به او تجاوز شده است.و البته آلت قتل هیچ گاه پیدا نشد.

d8b4d987d984d8a7.jpg?w=300&h=244

اما سیستم قضائی رژیم، تصمیمش را قبل از بازجوئی و اثبات چیزی گرفته بود. قصد داشت شهلا را قاتل معرفی کند و از این اقرار استفاده کرد و شهلا را به اعدام محکوم کرد.

دادگاه شهلا به یکی از جنجالی ترین دادگاهها تبدیل شد و همگان از زبان شهلا شنيدند که به زور شکنجه و تهديد از او اعتراف گرفته اند. شهلا جاهد در اين دادگاه از رفتارهاى وحشيانه در زندان و بى عدالتى موجود در دادگاه انتقاد کرد و گفت که قربانى ميشود تا اصل پرونده قتل مورد بررسى قرار نگيرد.

شهلا يک زن جوان٬ باهوش و علاقمند به هنر و شعر است. او در زندان شعر ميگوید و بدليل خصوصیات و توانائی هایش مورد احترام زنان زنداني است. در سالهای قبل فعالیت گسترده ای علیه حکم اعدام شهلا در ایران و در سطح بین المللی انجام گرفته است. از جمله از زندگي او فيلمي تهيه شده بنام “کارت سرخ” که در رسانه هاي بين المللي نشان داده شده و در برخی فستیوال ها از جمله در هلند به نمایش درآمده است.

لینک به دیدگاه

در

اینجا درباره‏ی اعدام شهلا جاهد، با محمد مصطفایی، وکیل دعاوی گفت‏وگو شده.

مصطفایی:

خانم شهلا جاهد در حالی اعدام شده‏اند که آقای ناصر محمدخانی که اولیای دم محسوب نمی‏شوند و حق این را نداشتند که وارد زندان بشوند، داخل زندان بودند و صحنه‏ی اعدام را هم دیدند. خانواده‏ی اولیای دم هم بوده‏اند. این خیلی برای من عجیب بود و خیلی متأثر شدم از این‏که شنیدم فرد بی‏گناهی به پای چوبه‏ی دار رفت و اعدام شد.

گمان من این است و شنیده‏هایم حاکی از آن است که دستور اعدام شهلا جاهد به‏صورت مستقیم از سوی رهبری صورت گرفته و اولیای دم هم تحت تأثیر دستور رهبری این کار را انجام دادند.

چراکه از زمان قتل، حدود ۹سال می‏گذرد و تجربه به من ثابت کرده که اولیای دم پرونده‏هایی که نه سال را سپری می‏کنند، آن تب و تاب انتقامجویی را دیگر ندارند. تب و تاب انتقامجویی طی این زمان از بین می‏رود. به‏خصوص برای افراد خاصی مانند شهلا جاهد.

من فکر می‏کنم در پرونده‏ی شهلا جاهد، همان‏‏طوری که آقای ابهریان، افسر پرونده عنوان کردند، دست مأمورین امنیتی دخیل بوده است و دخالت دست مأمورین امنیتی از سوی بیت رهبری صورت گرفته است.

نتیجه گیری شما چیست؟

باید بیاییم ریشه‏یابی کنیم و از این طریق سرنخ‏ها را پیدا کنیم. نام آقای ابهریان در سال ۱۳۸۵در پرونده‌ی خانم جاهد مطرح شد. خانم جاهد اعلام کردند: «شخصی به نام ابهریان که مسئول پرونده بود، در حال رسیدن به نتایجی برای اثبات بی‏گناهی من بود که بعد از مدتی این پرونده از ایشان گرفته شد.»

آقای ابهریان اخیراً در اظهارات خود عنوان کردند که این قتل با انگیزه‏ی سیاسی و امنیتی بوده است. دلایلی را هم مطرح می‏کنند که جای تأمل دارد.

 

 

بهاره رهنما در رابطه با شهلا و ناصر محمد خانی اینگونه میگوید.

داستان لاله و شهلا و در داستان شهلا عشق نفرینی او را از سیزده سالگی به یک آن روز ها “قهرمان” مرور کردم و در کنارش تصویر انتطار بی پایان لاله برای دیر رسیدن های همسرش به خانه یا نیامدن هایش و صبوری او در تحمل این دور ی ها را حس کردم . بعد یادم آمد وقتی تازه ازدواج کرده بودم . در زیرزمین نقلی در خیابانی از خیابان های قلهک خانه ای داشتیم و من هر از گاهی محمد خانی را می دیدم که پر هراس و پیاده کوچه را گز می کرد و من که آن روز ها دوستش داشتم همیشه سلام می کردم و او هم همیشه چیزی شبیه جواب سلام زیر لب می داد . با عجله و قدم های بلند می رفت . نمی دانستم واقعن که چرا انقدر اضطراب دارد .. بعد ها که داستان بر ملا شد . فهمیدم خانه ای که برا ی شهلا گرفته بود, در انتهای همان کوچه خانه ما بود …

بعد ها در سی و چند سالگی ام نمی دانم کجا فیلم همکار عزیزم ” مهناز افضلی ” را دیدم و آن جا بود که دیدم, بنا به حریمی که برای این پرونده , قاثل شده اند ,بسیاری مساثل مربوط به این پرونده از اذهان عمومی پنهان مانده بود و آن جا بود که من هم تردید کرد م که شهلا حتی اگر قاتل هم باشد دست تنها نبوده . شواهد ی بود حاکی از وجود مردی در صحنه قتل و البته همین ابهامات بود که پرونده این فاجعه را سال ها به تعویق انداخت . تا قاضی پرونده به حج رفت و سرنوشت شهلا با وجود خستگی بسیارش از این همه بلاتکلیفی ,به دست قاضی دیگری سپرده شد که استنباط او بر قاتل بودن شهلا بود …

d8b4d987d984d8a721.jpg?w=194&h=300

شهلا فقط یک بار به این فتل اعتراف کرد و آنهم بعد از دیداری با تنها عشق زندگی اش محمد خانی در حیاط اوین و در یک شب بارانی و ظاهرن رمانتیک این تصمیم را گرفت . شنیده های بسیاری حاکی از آن است که محمد خانی این تقاضا را از او کرده است ..شهلا اما نگاهی دارد در یکی از عکس های دادگاهش به محمد خانی که معنی تاوان را برایم سخت زنده می کند . او قاتل بود یا نبود , تاوان عشق را پس داد تاوانی که برای زن عاشق سرزمین من تاوان باید و غیر قابل گذشتی است . زن سرزمین من برای عشق تاوان می دهد از مرگ و پیری و تف و طرد و لعن تا اعدام …

پ.ن1:از نظر من شهلا شخصیت بود.این و چند بار و چند جا هم گفتم.طرز صحبتش در دادگاه و تن صداش و فرم دستهاش نشون از اعتماد به نفسش داشت.نشون از درستی گفته هاش.شهلا پتانسیل این و داشت که فرزندان موفقی تربیت کنه.جزو مادران موفق میشد.چون شخصیت بود.چون در بازه های زمانی کارهایی کرده که اگر کسی دیگری بود نمیکرد.و مطمئنم ناصر بیش از لاله دلش برای شهلا تنگ میشه.

عشق شهلا اینقدر نایاب بود و ناب که با وجود درخواست اعدام از طرف محمد خانی باز هم حلقه ی ازدواجش رو در نیاورد.

به عشق اون قتل رو گردن گرفت.در صحنه های مربوط به دادگاهش میبینیم که همچنان اصرار داره که نمیتونه ناراحتی ناصر رو ببینه.شهلا به قول ناصر مبنی بر رضایت اولیای دم اعتماد کرد و اعتراف کرد.

پیش از لحضه ی اعدامش هم میپرسه که آیا نظر خود ناصر هم همینه که وقتی با جواب مثبت روبرو میشه با سکوت به سمت چوبه ی دار میره بدون گفتن هیچ کلامی.

این روزها نباید عاشق شد.وگرنه تاوان سنگینی باید داد.که معشوق بعد از اعدام بگه آرام شدم.

جرم شهلا فقط شاهد قتل بودنش بود.همه ی صحنه هایی که بازسازی و لکه ای رو که نشون داد دلیل بر قاتل بودنش نبود.در پارت 3 فیلم عنوان میکنه که از من خواسته شد که به اونجا برم و وقتی رفتم جسد رو دیدم و بعد حافظ نامی رو نفرین میکنه.

 

 

 

c+p

لینک به دیدگاه

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

×
×
  • اضافه کردن...