رفتن به مطلب

مشاعره با اشعار حافظ


surgun

ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در

دامن دوست به دست آر و ز دشمن بگسل

مرد یزدان شو و فارغ گذر از اهرمنان

 

  • Like 3
ارسال شده در
دامن دوست به دست آر و ز دشمن بگسل

 

مرد یزدان شو و فارغ گذر از اهرمنان

 

 

نماز شام غریبان چو گریه اغازم

به مویه های غریبانه قصه پردازم

  • Like 2
ارسال شده در

ميل رفتن مكن اين دوست دمى با ما باش

بر لب جوى طرب جوى و به كف ساغر گير

  • Like 2
ارسال شده در

روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست

می ز خمخانه به جوش آمد و می باید خواست

  • Like 2
ارسال شده در

تيري كه زدي بر دلم از غمزه خطا رفت

تا باز چه انديشه كند راي صوابت

  • Like 1
ارسال شده در

ترسم كه اشك در غم ما پرده در شود

وين را ز سر به مهر به عالم سمر شود

  • Like 1
ارسال شده در

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند

واندر آن ظلمت شب آب حياتم دادند

  • Like 1
ارسال شده در

دلم ز صومعه بگرفت و خرقه ء سالوس

كجاست ديرمغان و شراب ناب كجا

  • Like 2
ارسال شده در

آشنايان ره عشق گرم خون بخورند

ناكسم گر به شكايت سوي بيگانه روم

  • Like 2
ارسال شده در

من چو از خاک لحد لاله صفت برخيزم......داغ سودای توام سر سويدا باشد

  • Like 2
ارسال شده در

در ازل بست دلم با سر زلفت پيوند

تا ابد سر نكشد وز سر پيمان نرود

  • Like 2
ارسال شده در

در ازل پرتو حسنت ز تجلي دم زد

عشق پيدا شد و آتش به همه عالم زد

  • Like 2
ارسال شده در

در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع

شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع

 

 

روز و شب خوابم نمی‌آید به چشم غم پرست

 

بس که در بیماری هجر تو گریانم چو شمع

  • Like 1
ارسال شده در

عشق مى ورزم و اميد كه اين فن شريف

چون هنرهاى دگر موجب حرمان نشود

  • Like 2
ارسال شده در

دور فلکی یک سره بر منهج عدل است

خوش باش که ظالم نبرد راه به منزل

  • Like 2
ارسال شده در

لبش ميبوسم و درميكشم مي

به آب زندگاني برده ام پي

نه رازش ميتوانم گفت با كس

نه كس را ميتوانم ديد با وي

  • Like 2
ارسال شده در

یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود

دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود

  • Like 2
ارسال شده در

در ازل بست دلم با سر زلفت پيوند

تا ابد سر نكشد وز سر پيمان نرود

  • Like 2
ارسال شده در

شاهد آن نيست كه مويي و مياني دارد

بنده طلعت آن باش كه آني دارد

  • Like 2
ارسال شده در

در ميخانه بسته اند دگر

افتتح يا مفتح الابواب

لب و دندانت را حقوق نمك

هست بر جان و سينه هاى كباب

  • Like 2
×
×
  • اضافه کردن...