رفتن به مطلب

مشاعره با اشعار حافظ


surgun

ارسال های توصیه شده

ارسال شده در

لب پياله ببوس آنگهى به مستان ده

بدين دقيقه دماغ معاشران تر كن

  • Like 2
ارسال شده در

نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد

بختم ار یار شود رختم از اینجا ببرد

  • Like 2
ارسال شده در

داشتم دلقى و صد عيب مرا مى پوشيد

خرقه رهن مى و مطرب شد و رنار بماند

  • Like 2
ارسال شده در

دلم ز صومعه بگرفت و خرقه سالوس

کجاست دیر مغان و شراب ناب کجا

چه نسبت است به رندی صلاح و تقوا را

سماع وعظ کجا نغمه رباب کجا

  • Like 2
ارسال شده در

اگر چه حسن تو از عشق غير مستغنى است

من آن نيم كه ازين عشقبازى آيم باز

  • Like 2
ارسال شده در

ز عشقِ نا تمامِ ما جمالِ یار مستغنی است

 

به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت رویِ زیبا را

  • Like 2
ارسال شده در

از عدالت نبود دورو گرش پرسد حال

پادشاهی که به همسایه گدایی دارد

  • Like 2
ارسال شده در

درياست مجلس او درياب وقت و درياب

هان اى زيان رسيده وقت تجارت آمد

  • Like 1
ارسال شده در

در مصطبه عشق تنعم نتوان كرد

چون بالش زر نيست بسازيم به خشتي

  • Like 1
ارسال شده در

يارب آن شاه وش ماه رخ زهره جبين

در يك تاى كه و گوهر يك دانه ء كيست

ارسال شده در

تنور لاله چنان برفروخت باد بهار

که غنچه غرق عرق گشت و گل به جوش آمد

  • Like 2
ارسال شده در

در خرقه چو آتش زدى اى عارف سالك

جهدى كن و سر حلقه رندان جهان باش

  • Like 2
ارسال شده در

شکنج زلف پریشان به دست باده مده

مگو که خاطر عشاق گو پریشان باش

  • Like 2
ارسال شده در

شیدا از آن شدم که نگارم چو ماه نو

ابرو نمود و جلوه گری کرد و رو ببست:sigh:

  • Like 3
ارسال شده در

ترك درويش مگير ار نبود سيم و زرش

در غمت سيم شمار اشك و رخش را زر گير

  • Like 3
ارسال شده در

راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست

انجا که جز انکه جان بسپارند چاره نیست

  • Like 2
ارسال شده در

تا بر دلش از غصه غبارى ننشيند

اى سيل سرشك از عقب نامه روان باش

  • Like 1
ارسال شده در

شمع هر جمع مشو ورنه بسوزی ما را

یاد هر قوم مکن تا نروی از یادم

  • Like 2
ارسال شده در

من که در آتش سودای تو آهی نزنم

کی توان گفت که بر داغ دلم صابر نیست

  • Like 3
ارسال شده در

تا كى مى صبوح و شكر خواب بامداد

هشيار گرد هان كه گذشت اختيار عمر

  • Like 1
×
×
  • اضافه کردن...