رفتن به مطلب

مشاعره با اشعار حافظ


surgun

ارسال‌های توصیه شده

ارسال شده در

شاه شمشاد قدان خسرو شيرين دهنان

كه به مژگان شكند قلب همه صف شكنان

  • Like 4
ارسال شده در

نه هر که چهره بر افروخت دلبری داند

نه هر که اینه سازد سکندری داند

  • Like 4
ارسال شده در

دلربايي همه آن نيست كه عاشق بكشند

خواجه آن است كه باشد غم خدمتگارش

  • Like 4
ارسال شده در

شکنج زلف پریشان به دست باد مده

مگو که خاطر عشاق گو پریشان باش

  • Like 3
ارسال شده در

شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت

روی مه پیکر او سیر ندیدیم و برفت

  • Like 3
ارسال شده در

تو را چنانکه تویی هر نظر کجا بیند

بقدر دانش خود هرکسی کند ادراک

  • Like 3
ارسال شده در

کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد

یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد

  • Like 2
ارسال شده در

دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند

خواجه آنست که باشد غم خدمتکارش

  • Like 3
ارسال شده در

شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد

بنده ی طلعت آن باش که آنی دارد

  • Like 2
ارسال شده در

در مجلسِ ما عطر میامیز که ما را

 

هر لحظه ز گیسویِ تو ،خوشبوی مشامست

  • Like 1
ارسال شده در

ترسم این قوم که بر دردکشان می​خندند

در سر کار خرابات کنند ایمان را

  • Like 3
ارسال شده در

اگر دشنام فرمایی و گر نفرین دعا گویم

 

جوابِ تلخ می زیبد لبِ لعلِ شکر خا را

  • Like 3
ارسال شده در

ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست

منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست

  • Like 2
ارسال شده در

ترکِ افسانه بگو حافظ و می نوش دمی

 

که نخفتیم شب و شمع به افسانه بسوخت

  • Like 2
ارسال شده در

تیر آه ما ز گردون بگذرد حافظ خموش

رحم کن بر جان خود پرهیز کن از تیر ما

  • Like 1
ارسال شده در

آنکه فکرش گره از کار جهان بگشاید کو درین نکته بفرما نظری بهتر از این

:icon_gol:

  • Like 2
ارسال شده در

نبود نقش دو عالم که رنگ الفت بود

زمانه طرح محبت نه این زمان انداخت

  • Like 1
ارسال شده در

تیری که زدی بر دلم از غمزه خطا رفت

تا باز چه اندیشه کند رای ثوابت

  • Like 1
ارسال شده در

تو گوهر بین و از خر مهره بگذر

ز طرزی کآن نگردد شهره بگذر

  • Like 1
ارسال شده در

رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار

کار ملکست آنکه تدبیر و تامل بایدش

  • Like 1
×
×
  • اضافه کردن...