غایب 4790 ارسال شده در 3 اسفند، 2010 اولی رو خودم مینویسم. در قفس بروی پرندگان باز است. جوابشم تقدیم میکنم به essi عزیز که میدونم بهترین ها رو خواهد نوشت. 12
spow 44198 ارسال شده در 3 اسفند، 2010 برای مشاهده این محتوا لطفاً ثبت نام کنید یا وارد شوید. ورود یا ثبت نام دوشنبه بیست و ششم بهمن 1388 بعدمدتها به اینه نگاهی انداختم,اینه چقدرپیرشده بود 8
Alireza Hashemi 33392 ارسال شده در 3 اسفند، 2010 اولی رو خودم مینویسم. در قفس بروی پرندگان باز است. . اگر بخواهم پرنده را محبوس کنم،قفسی به بزرگی آسمان می سازم عاشق اینم: به من اعتیاد پیدا کرده بود ، ترکم کرد 7
spow 44198 ارسال شده در 3 اسفند، 2010 کاریکلماتور نامی است که احمد شاملو بر نوشتههای پرویز شاپور گذاشت. این کلمه ابتدا در سال ۱۳۴۷ در مجله خوشه به سردبیری شاملو به کاربرده شد و حاصل پیوند «کاریکاتور» و «کلمه» است. به نظر شاملو، نوشتههای شاپور کاریکاتورهایی است که با کلمه بیان شدهاست. * وقتی عکس گل محمدی در آب افتاد، ماهیها صلوات فرستادند. * اگر بخواهم پرنده را محبوس کنم، قفسی به بزرگی آسمان میسازم. * به عقیده گیوتین، سر آدم زیادی است. * به یاد ندارم نابینائی به من تنه زده باشد. * قلبم پرجمعیتترین شهر دنیاست. * به نگاهم خوش آمدی. * قطرهٔ باران، اقیانوس کوچکی است. * هر درخت پیر، صندلی جوانی میتواند باشد. * برای اینکه پشهها کاملاً نا امید نشوند، دستم را از پشه بند بیرون میگزارم. * گربه بیش از دیگران در فکر آزادی پرندهٔ محبوس است. * روی همرفته زن و شوهر مهربانی هستند! * غم، کلکسیون خندهام را به سرقت برد. * بلبل مرتاض، روی گل خاردار مینشیند! به نقل از ویکی پدیا 8
spow 44198 ارسال شده در 3 اسفند، 2010 واژه کاریکلماتور رو با ماهنامه گل اقا شناختم همیشه بخش ویژه ای به نوشته های استاد پرویز شاپور اختصاص داشت طنز دنیای بسیار جذاب وقدرتمندی هست 4
morta 3323 ارسال شده در 3 اسفند، 2010 اولی رو خودم مینویسم. در قفس بروی پرندگان باز است. جوابشم تقدیم میکنم به essi عزیز که میدونم بهترین ها رو خواهد نوشت. :icon_redface: ممنون از هر 2:icon_gol::icon_gol: 2
Alireza Hashemi 33392 ارسال شده در 3 اسفند، 2010 کاریکلماتور مدل essiجون:ws47: - با اكثريت مطلق آرا راي نياورد . كاش حزبشان به حاصل جمع مردم قابل قسمت بود كانديدا داخل صندوق نمي رفت جارو به دمبش بسته بود . آبرويش برگه برگه از صندوق راي خارج شد . - آنقدر باند بازي كردند تا باند كثيف روي زخم گذاشتيم. - آرزو كردم انتخابات راي بياورد . - به صندوق راي دخيل مي بندد. - شگفتا كساني راي آوردند كه هرگز كانديدا نشده بودند :icon_razz: ودر آخر شگفتا دهانم بوي شير مي دهد؛ كله ام بوي قرمه سبزي . 7
Alireza Hashemi 33392 ارسال شده در 3 اسفند، 2010 آنقدر آزادی زیاد بود که حتی بدون اجازه می توانست سکسکه کند ......... فریاد را همه می شنوند ، هنر واقعی شنیدن صدای سکوت است ..... گاهی قلم در حال نوشتن وقایع بر روی کاغذ می گرید................... بعضی ها با نردبان قدرت از دیوار حاشا بالا می روند.................. 5
غایب 4790 مالک ارسال شده در 4 اسفند، 2010 واژه کاریکلماتور رو با ماهنامه گل اقا شناختمهمیشه بخش ویژه ای به نوشته های استاد پرویز شاپور اختصاص داشت طنز دنیای بسیار جذاب وقدرتمندی هست تا شقایق هست، زندگی باید کرد. در چراگاه نصیحت، گاوی دیدم سیر. کسی نیست/ بیا زندگی را بدزدیم، آنوقت/ میان دودیدار قسمت کنیم. آن قدر تند صحبت کرد ، زبانش سوخت. برایاینکه پرنده خیالش به پرواز در نیاید، بالهایش را چید. از ترس مجازات ، افکار عریانش را حجاب پوشاند. همیشه میگفت تو نیمه گم شده من هستی؛ وقتی ترکم کرد فهمیدم که از شوق پیدا کردن نیمه گم شدهاش, خودش را گم کرد! گربه ها عاشق آدم هایی هستند که در زندگی دیگران موش می دوانند . اسپند دود می کنم که چشمم ، کسی را نخورد . به نارنجک بدون ضامن ، وام نمی دهند . از بس که روشنفکر بود از خاموشی برق هراسی نداشت. آنقدر خسیس بود که حتی وقتی مرد عمرش را به شما نداد. وقتی واژه ای خارجی بیان می کنم, تمام واژه ها دور آن جمع می شوند. همیشه می گفت: آدم عاشق باید حرف دل را گوش کند, نه عقل را ولی حرف ازدواج که پیش آمد گفت: همیشه از روی عقل کار کن, نه دلت. قناعت را بايد از سفره هفت سين ياد گرفت كه سالهاست تعداد سين هايش تغيير نكرده است . خساست را از چشمش ياد گرفته بود كه هر چقدر به آن نور مي تاباند ، تنگ تر مي شد. آدم ها وقتي به آسمان خوشبين بودند هواپيما ساختند و وقتي بدبين شدند چترنجات را . 2
غایب 4790 مالک ارسال شده در 4 اسفند، 2010 همیشه غمگینانه ترین لحظات را عزیزترین کسانمان به ما هدیه می کنند . 5
spow 44198 ارسال شده در 4 اسفند، 2010 زمستون پیر وقتی داشت میرفت یادش رفت کفشاشو بپوشه میرزا نوروز کش رفت! 5
Ehsan 112346 ارسال شده در 4 اسفند، 2010 خواستم کاریکلماتور از روی فکر بگم،دیدم کاریکلماتورم نمیاد !!!!!! فهمیدم هنر من به فی البداهه گویی بوده نه حرف از روی تفکر !!!!!!! راستش سریع همین الان،یاد این قضیه افتادم: تو ترمینال جنوب بودم،میخواستم برم سفر،دیدم دم دستشویی،پدری هی میزنه پس کله پسرش،میگه پسرم جیش کن،اتوبوس بین راه واینمیسته،بچه گریه میکرد به خدا الان جیش ندارم!!!!! منم الان هر کاری میکنم،کاریکلماتور ندارم!!!!! 10
Alireza Hashemi 33392 ارسال شده در 4 اسفند، 2010 خواستم کاریکلماتور از روی فکر بگم،دیدم کاریکلماتورم نمیاد !!!!!! فهمیدم هنر من به فی البداهه گویی بوده نه حرف از روی تفکر !!!!!!! راستش سریع همین الان،یاد این قضیه افتادم: تو ترمینال جنوب بودم،میخواستم برم سفر،دیدم دم دستشویی،پدری هی میزنه پس کله پسرش،میگه پسرم جیش کن،اتوبوس بین راه واینمیسته،بچه گریه میکرد به خدا الان جیش ندارم!!!!! منم الان هر کاری میکنم،کاریکلماتور ندارم!!!!! :zadan:کاریــــکلماتور بگو تاپیک داره به بـــــــاد میره 2
غایب 4790 مالک ارسال شده در 4 اسفند، 2010 :zadan:کاریــــکلماتور بگو تاپیک داره به بـــــــاد میره در آخرین دم ، بازدمی وجود ندارد ( سهراب گل هاشم ) - سایه ی چهار نژاد یک رنگ است ( غایب) - دیدن شب احتیاج به چراغ ندارد ( پرویز شاپور ) - برای هواپیمای بازنشسته پریدن از جوی هم کار مشکلی است ( پرویز شاپور ) - قطره ی باران هدیه ی آسمانی است ( پرویز شاپور ) - موجود گیوتین زده شانس حلق آویز شدن رابرای همیشه از دست می دهد ( پرویز شاپور ) - بهترین دونده ها ، با تاتی تاتی آغاز كرده ( ناز )اند 4
shokoofeh 887 ارسال شده در 4 اسفند، 2010 وقتی تو نیستی ، نگاهم حوصله نمی کند پایش را از چشمم بیرون بگذارد. وقتی به تو نگاه می کنم، چشمم از من تشکر می کند. شکوفه پیراهنت با حرارت بدنت رشد می کند 5
Alireza Hashemi 33392 ارسال شده در 4 اسفند، 2010 .شکوفه پیراهنت با حرارت بدنت رشد می کند آتــــــــــروس معنای جدید پتــــــــروس قدیم نیست آتــــــــــــروس یعنی ایرانی اصیل که با حرارت بدنش گرمش میشود 2
ارسال های توصیه شده