رفتن به مطلب

توسعه پایدار شهری


ارسال های توصیه شده

اصلاح الگوي مصرف كه به معني نهادينه كردن روش‌هاي صحيح استفاده از منابع است، باعث ارتقاي شاخص‌هاي زندگي و كاهش هزينه‌ها مي‌شود و زمينه رشد و توسعه عادلانه را در جامعه فراهم مي‌كند. از طرفي، الزام به مصرف بهينه باعث مي‌شود كه علاوه بر پيشرفت علمي ناشي از ارتقاي فن‌آوري در طراحي و ساخت تجهيزاتي مطابق با استانداردهاي جهاني، فرصت توزيع مناسب منابع و به تبع آن، پيشرفت در ديگر بخش‌هايي هم كه كم‌تر مورد توجه بوده است فراهم شود.

از اين‌رو، اصلاح الگوي مصرف مي‌تواند به افزايش ظرفيت‌ها منجر شود و كيفيت زندگي اجتماعي را مطلوب‌تر از گذشته كند. در اين گزارش، موضوع اصلاح الگوي مصرف را در فعاليت‌هاي حوزه‌هاي تخصصي مديريت شهري منطقه جست‌وجو مي‌كنيم.

اصلاح الگوي مصرف مي‌تواند از انحراف منابع در توليد يا توليد نامطلوب جلوگيري كند و باعث شود كه از منابع و ظرفيت‌هاي بالقوه در اداره بهتر شهر به بهترين روش استفاده شود. شهرداري نيز از اين قاعده مستثنا نيست و براي رعايت الگوي مصرف و افزايش بهره‌وري، استفاده بهينه از منابع را در دستور كار خود قرار داده و در اين مورد طرح‌هاي گوناگوني اجرا كرده است.

اداره زيباسازي منطقه در گام نخست، پيش‌قدم شده است و با در نظر گرفتن محدوديت‌هاي موجود تلاش كرده به شكلي مناسب، به كاهش مصرف انرژي و افزايش بهره‌وري در فعاليت‌هاي زيباسازي بپردازد.» «بهزاد حسني‌ابهريان» رئيس اداره زيباسازي منطقه، با اشاره به اين موضوع مي‌گويد:

«بخشي از هزينه‌هاي شهرداري و منابع اين اداره به روشنايي و نورپردازي اختصاص داشت كه در نهايت، باعث مصرف بالاي انرژي مي‌شد. با شناخت اين نياز، موفق شديم به طرح جامع تبديل پروژكتورهاي پرمصرف 400 واتي به پروژكتورهاي فوق كم‌مصرف 60 و 80 واتي دست پيدا كنيم.»

رئيس اداره زيباسازي منطقه با تأكيد بر محاسبات صورت گرفته براي تبديل پروژكتورها مي‌گويد: «عمر مفيد لامپ‌هاي كم‌مصرف چيزي حدود 3 هزار ساعت است، در صورتي كه عمر يك لامپ پرمصرف 400 واتي از هزار ساعت بيشتر نيست. در نتيجه، ضمن جمع‌آوري اين لامپ و جايگزين كردن لامپ‌هاي كم‌مصرف موفق شديم به ميزان چشمگيري در هزينه‌هاي فني و انرژي صرفه‌جويي كنيم.»

جالب است بدانيد كه طبق بررسي‌ها، هزينه تبديل هر دستگاه پروژكتور كم‌مصرف و نصب دوباره آن 197 هزار و 650 ريال است، در حالي كه در پروژكتورهاي 400 واتي اين رقم به ازاي هر دستگاه پروژكتور به يك ميليون و 200 هزار تومان مي‌رسد. اين طرح موجب شده است كه 98/5 درصد بهره‌وري در بخش زيباسازي منطقه ايجاد شود و تاكنون در 17 نقطه از منطقه از 1157 دستگاه پروژكتور استفاده شده است.

گام اول: مديريت پسماند و ضايعات شهري

كنترل مواد زائد جامد، از جمله زباله‌ها، ضرورتي اجتناب‌ناپذير در مديريت شهري است. توليد روزانه هزاران تن زباله با همه تنوعي كه از نظر آلودگي دارند موضوعي است كه با توجه به افزايش جمعيت و توسعه صنعت و فن‌آوري، بايد در صدر برنامه‌هاي بهداشت و محيط زيست قرار بگيرد و از سوي ديگر، روش‌هاي متعددي براي دفع اين مواد به كار برده شود.

بازيافت از جمله مؤثرترين راهكارهايي است كه مي‌تواند به كاهش آثار نامطلوب زباله‌ها در محيط شهري كمك كند و در نهايت، با استفاده از دورريختني‌ها، محصولات جديدي توليد شود. علاوه بر اين، مديريت درست پسماند و ضايعات هم مي‌تواند نقش مؤثري در كاهش مشكلات شهري شهروندي ايفا كند.

«شهاب‌الدين محمدي» رئيس اداره بازيافت منطقه، با اشاره به اقدامات صورت گرفته در بخش بازيافت و اصلاح الگوي مصرف مي‌گويد: «جمع‌آوري ضايعات چوبي درختان و فضاي سبز منطقه مشكلاتي را به همراه داشت. براي همين، با خريد دستگاه چيپر موفق شديم اين مشكل را برطرف كنيم و محصول آن را مستقيم براي استفاده در كارخانه‌هاي صنايع چوبي بفرستيم. اين دستگاه ماهانه حدود 700 تن از ضايعات چوبي را پردازش مي‌كند.»

وي به نكته جالبي اشاره مي‌كند و مي‌گويد: «در اين منطقه از كيسه‌هاي زباله استفاده نمي‌شود، چرا كه اين كار ضمن كاهش هزينه‌ها، در بهبود وضعيت زيست‌محيطي شهر بسيار مؤثر است. در اين طرح، براي هر 4 واحد مسكوني باكس‌هاي كارتن‌ پلاست در نظر گرفته شده و 50 هزار خانواده از 200 هزار خانواده ساكن اين منطقه مشترك آن هستند.

علاوه بر اين، واحدهاي تجاري، اداري و مدارس هم به مخازن ثابت و چرخ‌دار مجهز شده‌اند. در ضمن اين طرح براي نخستين بار در شهر تهران در اين منطقه اجرا شده.» بر اساس برآوردها، استفاده از اين مخازن به جاي كيسه‌هاي زباله 92 درصد از هزينه‌ها را كاهش مي‌دهد.

گام دوم: استفاده بهينه از منابع و امكانات

اداره فضاي سبز هم براي استفاده بهينه از منابع انرژي، آب و خاك طرح‌هاي جالبي اجرا كرده است و مطالعاتي براي استفاده بهينه از ديگر منابع موجود در منطقه در دست اجرا دارد كه پيش‌بيني مي‌شود تا پايان سال جاري، بخشي از آنها تحقق پيدا كند. به گفته «مصطفي ترابي» رئيس اداره فضاي سبز شهرداري منطقه، اصلاح الگوي مصرف از مباحثي است كه بصورت جدي در روند فعاليت‌هاي اين حوزه قرار دارد كه در نهايت، عوايد آن به شهروندان منطقه برمي‌گردد.

او به طرح‌هاي اجرا شده در اين زمينه اشاره مي‌كند و مي‌گويد: «در بخش‌هايي از فضاي سبز منطقه از فن‌آوري چراغ‌هاي خورشيدي استفاده شده و تا چند هفته ديگر، 2 طرف مسير دوچرخه‌سواري پارك الهام به اين چراغ‌ها مجهز مي‌شوند.» در حال حاضر، 220 دستگاه پايه چراغ خورشيدي در منطقه نصب شده و تا 2 ماه آينده، 220 دستگاه ديگر به اين مجموعه افزوده خواهد شد. استفاده از چراغ‌هاي خورشيدي در منطقه باعث شده است كه هزينه‌هاي مربوط به حفاري، كابل‌كشي و خريد امتياز برق حذف شود.

ترابي با اشاره به اصلاح الگوي مصرف آب در بخش فضاي سبز منطقه مي‌گويد: «براي جلوگيري از بروز مشكلات مربوط به تأمين آب فضاي سبز، استفاده ثقلي از آب قنات باغ فيض را در دستوركار قرار داده‌ايم كه بعد از پايان طرح‌هاي مطالعاتي و تعيين پيمانكار اجرا مي‌شود.» استفاده از انرژي تحت فشار آب براي توليد برق، كاهش ميزان هدررفتن آب و رفع مشكل آبياري با تانكر ازجمله مهم‌ترين نتايجي است كه اين طرح دربردارد كه در ابعاد كلان‌تر شهري، به كاهش آثار نامطلوب زيست محيطي در محله‌ها منجر مي‌شود.

چشم‌هاي هوشمند ترافيك منطقه را زير نظر دارند

همان‌طور كه مي‌دانيد، گرفتار شدن در راهبندان از مواردي است كه مي‌تواند به افزايش آلودگي هوا و بالا رفتن مصرف سوخت كمك كند و چون منطقه ما بيش از 40 كيلومتر از شبكه‌هاي مهم پايتخت را در خود دارد، لازم است كه طرح‌هاي ويژه‌اي براي كاهش اين مشكلات از سوي مجريان و مسئولان ترافيكي منطقه اجرا شود تا در زمان مفيد شهروندان و مصرف سوخت صرفه‌جويي شود و كيفيت محيط زيست بالاتر برود.

«محمد متقي‌پور» كارشناس ترافيك منطقه، در اين باره مي‌گويد: «در حوزه ترافيك، تقويت ناوگان حمل و نقل عمومي را با هدف جايگزيني خودروهاي عمومي با خودروهاي شخصي در نظر داريم و تلاش مي‌كنيم شهروندان را به استفاده از ناوگان عمومي سوق دهيم.»

هوشمندسازي تقاطع‌هاي منطقه با استفاده از سيستم‌هاي مديريتي متبني بر ITS و SCATS از ديگر روش‌هايي است كه براي كاهش مشكلات ترافيكي شهروندان به كار مي‌رود. اين كارشناس در توضيح به كارگيري اين روش جديد در منطقه مي‌گويد:

«در اين فرآيند، از حسگرها، نرم‌افزارهاي يكپارچه و دوربين‌هاي كنترل بصورت همزمان بهره‌برداري و بصورت شبكه‌اي، در كنار واحد كنترل ترافيك محلي از آنها استفاده مي‌شود. اين ساختار مي‌تواند در هر لحظه از شبانه‌روز مشكلات و گره‌هاي ترافيكي منطقه را بصورت هوشمند مديريت كند.»

متقي‌پور در مورد توسعه مسيرهاي دوچرخه‌سواري عقيده دارد: «استفاده از دوچرخه به دليل شيب زياد شمالي و جنوبي اغلب خيابان‌ها، فاصله زياد مراكز شهري از يكديگر، ناكافي بودن ايمني و آلودگي هوا چندان مقرون به صرفه نيست و مي‌تواند براي بسياري از شهروندان دردسرساز باشد. در عين حال، بهتر است از اين امكان در مراكز تفرجگاهي نظير آنچه در پارك الهام ايجاد شده استفاده شود.»

احداث مجتمع‌هاي ايستگاهي مترو هم از ديگر طرح‌هايي است كه حوزه ترافيك منطقه آن را براي تحقق شعار اصلاح الگوي مصرف دنبال مي‌كند. در مجتمع‌هاي ايستگاهي مترو علاوه بر فراهم بودن امكان استفاده همزمان شهروندان از وسايل حمل و نقل عمومي نظير اتوبوس، تاكسي و ميني‌بوس، فضاي مناسب توقفگاهي هم پيش‌بيني شده است كه در صورت اجرا شدن آن، مي‌تواند به ميزان چشمگيري مصرف سوخت را كاهش دهد و از تشديد گره‌هاي ترافيكي در تقاطع منطقه جلوگيري كند.

متقي‌پور مي‌گويد: «با همين هدف، طرح تجميع تابلوهاي ترافيكي و راهنمايي را در دست اجرا داريم كه با تكميل آن، ضمن كاهش آلودگي‌هاي بصري در منظر شهري، از سرگرداني مردم هم جلوگيري مي‌شود.» به نظر مي‌رسد اجراي اين طرح‌ها علاوه بر كاهش بخش چشمگيري از هزينه‌هاي مديريتي منطقه، به همان نسبت، از آلودگي‌هاي زيست محيطي هم مي‌كاهد و مي‌تواند در آينده، به افزايش كيفيت زندگي در محله‌هاي منطقه 5 منجر شود.

گام سوم: مديريت منابع آب

تهران اگر به واسطه منابع آبش نبود، نمي‌توانست تا اين اندازه توسعه پيدا كند. اما از اواسط دهه 60 جمعيت اين كلانشهر چنان رشد سرسام‌آوري پيدا كرد كه ديگر منابع آبي آن كفاف مصرف روزانه مردم را نداد. منابع آبي روستاهاي همجوار صرف نياز تهراني‌ها شد و به اين ترتيب، بحران آب شكل گرفت.

روش‌هاي اعمال شده براي تعديل مصرف آب شهروندان هم تاكنون نتيجه‌بخش نبوده است. علت هرچه هست نتيجه اين است كه ما نه تنها به الگوهاي مصرف آب بي‌توجهيم، بلكه توصيه‌هاي مذهبي را كه در فرهنگ ما ريشه دارد، ناديده مي‌گيريم و حد و مرزي براي مصرف آب قائل نيستيم.

بايد پاي صحبت قديمي‌ترين ساكنان منطقه اهالي كن و حصارك و مرادآباد كه عموماً كشاورز بودند و حياتشان يكسره بسته به آب بود، بنشينيم تا بدانيم كه چطور براي آب حرمت قائلند و چطور آب را از زير سنگ بيرون كشيده‌اند تا نهال نازك اميدشان را تشنه نبينند. راستي، اين قضيه واقعيت دارد كه هر چه آسان به دست بيايد كمتر قدرش را مي‌دانيم. آب هم مثل آب خوردن به دست ما مي‌رسد و براحتي هدرش مي‌دهيم. لااقل اين بخش از زندگي ما نياز به تجديدنظر دارد.

گام چهارم: مديريت واحد شهري

يكي از موانع تحقق اصلاح الگوي مصرف در محيط شهري، آن هم شهري مثل تهران، نداشتن مديريت واحد شهري است. حتماً شما هم بارها با اين صحنه‌ها مواجه شده‌ايد: پياده‌رو سنگفرش مي‌شود و هنوز ملات آن خشك نشده، براي كشيدن خط تلفن سينه‌اش شكافته مي‌شود و با سنگي ديگر پوشانده مي‌شود و بعد سر و كله شركت گاز و برق و شركت‌هاي ديگر پيدا مي‌شود.

هر بار امكانات بسياري ـ از نيروي انساني گرفته تا مصالح ساختماني ـ مصرف مي‌شود تا اين نقص بزرگ، يعني حاكم نبودن مديريت واحد شهري، را بپوشاند. اگر تمام سازمان‌هايي كه در حوزه عمراني ـ فني شهر فعالند، زير نظر يك سازمان مركزي ـ مثلاً آن طور كه در غالب شهرهاي دنيا معمول است، زير نظر شهرداري ـ متمركز شوند، طبيعتاً در هزينه‌ها بسيار صرفه‌جويي مي‌شود كه مي‌توانند در پروژه‌هاي ديگري سرمايه‌گذاري شوند.

هر چند شهرداري منطقه قبل از اجراي عمليات آسفالت يا پياده‌روسازي به سازمان‌هاي ديگر اطلاع مي‌دهد تا در صورت لزوم، طرح‌هاي عمراني همزمان اجرا شود، هماهنگي بين همه اين نهادها كه مثل جزاير دور از همند، كار ساده‌اي نيست.

گام پنجم: مديريت انرژي و برق

بابا برقي را كه لابد خاطرتان هست؛ اولين نمونه از تبليغات نو براي مقابله با مصرف بي‌رويه برق. بعد از آن بود كه سازمان‌هاي متعددي براي بهينه‌سازي مصرف به وجود آمدند، از جمله بهينه‌سازي مصرف برق. موضوع اصلاح الگوي مصرف را هم مي‌توان از منظر فرهنگي و هم مي‌توان از منظر سخت‌افزاري نگاه كرد. تغيير عادت‌هاي مردم كاري فرهنگي است كه از سخت‌افزار هم برايش استفاده مي‌شود.

توزيع لامپ‌هاي كم‌مصرف نمونه‌اي از آن است، اما خيلي ديرتر مديران شهري به اين نتيجه رسيدند كه شهر هم مثل موجود زنده همواره در حال سوخت و ساز است و به نور و انرژي نياز دارد و بعد، بنابراين شد كه به هر شيوه ممكن، مصرف برق در شهر كاهش يابد. در منطقه ما اين كار با تغيير لامپ‌هاي پرمصرفي انجام شد كه شب‌ها روشنايي شهر را تأمين مي‌كردند.

امروز، اگرچه منطقه ما يكي از زيباترين نورپردازي‌ها را دارد، با استفاده از لامپ‌هاي كم‌مصرف هزينه و مصرف انرژي روشنايي در منطقه بسيار كاهش يافته است. راستي، شما براي كاهش مصرف برق چه كرده‌ايد؟ خاموش كردن وسايل پرمصرف در ساعات اوج مصرف را فراموش نكرده باشيد.

گام ششم: معماري و منظر شهري

آيا تا به حال به نوع معماري ساختمان‌هاي منطقه دقت كرده‌ايد؟ نوع معماري‌ها هم به لحاظ شكل و هم به لحاظ مصالح به كار رفته در نما بسيار جالبند، بويژه آنكه بخواهيم با توجه به ايده اصلاح الگوي مصرف موضوع را بررسي كنيم. منطقه 5 منطقه‌اي جوان و نوساز است كه در طول 30 سال شكل گرفته، بدون آنكه نوعي فرهنگ و سنت معماري خاص بر آن حاكم باشد. در هر دوره‌اي، تحت تأثير وضعيت اقتصادي توليد‌كنندگان، نوع مصالح و مد روز تغيير شكل يافته است و تنها چيزي كه در اين ميان از آن غفلت شده تبيين الگوي خاص بويژه در مصرف منابع و ظرفيت‌ها است.

وفور نماهاي شيشه‌اي و سنگ‌هاي گرانيت سياه نشان از بيماري چشم‌آزار شهري دارد. به تازگي، براي اصلاح الگوي مصرف، كميته نما در شهرداري منطقه فعال شده كه محدوديت‌هاي فني خاصي را براي صدور پايان كار در نظر گرفته است تا براساس آن، سازندگان واحدهاي مسكوني ملزم به رعايت اصول استاندارد در ساخت شوند و به اين ترتيب، مصرف منابع نيز تابع الگوي خاصي شود.

گفت‌وگو با مدير امور بهره‌برداري خدمات مشتركين ناحيه 3 آب و فاضلاب

كاهش 15 درصدي مصرف آب در منطقه

اصلاح الگوي مصرف مدتي است كه فكر مردم را به خود مشغول كرده است. گاهي اين شعار با صرفه‌جويي يا كم‌مصرف كردن اشتباه گرفته مي‌شود، اما ماهيت اصلي اصلاح الگوي مصرف انجام گرفتن بسياري از كارهايي است كه كمتر به آنها توجه مي‌شود، مثل استفاده از لامپ‌هاي كم‌مصرف، تعويض واشرهاي شير آب طي دوره زماني خاص يا كم و زياد كردن دماي خانه با توجه به دماي بيرون از خانه. اين موارد كارهايي است كه مردم بايد انجام دهند، اما اين بار سراغ «علي قره‌باغي» مدير بهره‌برداري و خدمات مشتركين آب و فاضلاب ناحيه 3 رفته‌ايم تا از اقداماتي كه مسئولان براي اصلاح الگوي مصرف انجام داده‌اند، جويا شويم.

اين موضوع كه مسئولان در اصلاح الگوي مصرف نقش مؤثري دارند بر كسي پوشيده نيست. شما در آب و فاضلاب ناحيه 3 منطقه چه اقداماتي انجام داده‌ايد؟

همان طور كه مي‌دانيد، مصرف درست، خصوصاً در مورد آب، نياز به زمان دارد، مثل تعويض شبكه‌هاي فرسوده. اما در مورد اقدامات كوتاه مدت مي‌توان به اين موارد اشاره كرد: كاهش فشار در برخي مناطقي كه داراي فشار زياد آب بودند؛ قطع انشعابات غيرمجاز، مثل انشعاباتي كه شهرداري براي تأمين آب برخي فضاهاي سبز شهر استفاده كرد؛ كاهش زمان براي رسيدگي به حوادث، مثل تركيدگي لوله‌ها؛ بازسازي برخي شبكه‌هايي كه آب در آنها هدر مي‌رفت و نشت‌يابي، چون در برخي موارد شكستگي‌هاي پنهاني وجود داشت كه با نشت‌يابي به موقع و تعمير آنها از تركيدگي آنها جلوگيري شد.

در مورد فرهنگسازي بهينه در مصرف آب چه كارهايي انجام گرفته؟

اين وظيفه به عهده مدير روابط عمومي منطقه است. از مدت‌ها پيش، براي نهادينه كردن اصلاح الگوي مصرف فعاليت‌هايي شده بود، اما براي پررنگ‌تر شدن آن اقدام به برگزاري همايش‌هايي در مدارس منطقه كرديم. خاطرم هست كه يكي از اين همايش‌ها در پارك ارم برگزار شد. گروهي هم با عنوان مروج فرهنگ مصرف آب به مدارس رفتند و برنامه‌هاي آموزشي براي نوجوانان مقاطع راهنمايي و دبيرستان اجرا كردند.

 

 

 

منبع: همشهری آنلاین

لینک به دیدگاه
  • 10 ماه بعد...

توسعه پایدار شهری

 

مقدمه

كنش متقابل انسانها
،
به يقين، مهمترين عامل اصلي بوجود آمدن شهرها است كه محيط هايي مادي هستند براي تسهيل بده
بستانهاي اجتماعي، اقتصادي، معنوي، فرهنگي و مدني و نيز ارائه ي كالاها،خدمات و ايدئولوژي ها.شهرها و مسايل آنها همواره از پيچيده ترين مسايل انساني به شمار مي روند. رشد روز افزون شهرها و شهري شدن و پيچيدگي هاي تكنولوژيك جهان متناسب با تلاش و اهميت به نيازهاي معنوي انسان در سكونت گاه او نبوده است و محدوديت هاي طبيعي و ساختاري موجود، نتيجه غير قابل اجتناب تراكم و فشردگي شهري را به دنبال داشته است . در اين ميان با نگاهي به مفهوم پايداري و درك شهر به عنوان "
فضاي زيست جمعي
" ، مي توان همه فرآيند هاي مربوط به توسعه شهري را متاثر نمود بر اين مبنا شهر خود يك امكان توسعه به شمار مي رود و منابع آن در راستاي منافع عمومي و اجتماعي مورد استفاده قرار مي گيرد .

ادبيات توسعه در جهان بعد از جنگ جهاني دوم مطرح شد و از آن پس تكامل يافت.اما اصطلاح توسعه پايدار براي نخستين بار در سال
1980
در گزارش سازمان جهاني حفاظت از منابع طبيعي به كار برده شد كه اين واژه وضعيتي را توصيف مي كند كه در آن توسعه نه تنها براي طبيعت مضر نيست بلكه به ياري آن هم مي آيد.به تدريج تعاريف كامل تري از توسعه پايدار ارائه شده و به دنبال آن ويژگيهايي براي شهرى پايدار در نظر گرفته شد. بانك جهاني مهمترين شرط پايداري شهرها را قابل زندگي بودن آنها مي داند چرا كه اصولا شهرها براي زندگي و رفع نيازهاي انساني خصوصا رفع نيازهاي اجتماعي ايشان شكل گرفته اند، پس بي ترديد بديهي ترين ويژگي يك شهر پايدار خلق فضاهايي است كه در عين پاسخ گويي به اين نيازها، زمينه رشد و تعالي آدمي را نيز فراهم آورد.

در اين تحقيق سعي شده به سوالات زير هر چند مختصر پاسخ داده شود :

1
. شهري براي همگان يا شهر فراگير چيست ؟

2
. براي ايجاد شهري فراگير چه مسيري بايد طي شود ؟

3
. نيازها و ملزومات اين مسير چيست ؟

4
. مسائل زيست محيطي تاچه حد در توسعه شهري مهم هستند ؟

توسعه ناپايدار در شهرها

بر اساس رويكردهاي جديد شهر سازي توليد انبوه واحد هاي مسكوني بدون توجه به قابليتهاي جمعيت پذيري سرزمين باعث شد تا پايداري منابع در شهرها مورد تهديد جدي قرار گيرد. توسعه ي صنعتي نيز به تغييرات اقليمي جدي منجر شد كه تهديدها نسبت به كره زمين را دو چندان كرد. توسعه كالبدي شهرها بويژه در كلان شهرهاي جهان سوم به شكل برق آسا و در جهت خلاف مسير پيشنهادي طرحهاي شهري و بصورت غير قانوني در جهت تخريب محيط زيست و روستاهاي اطراف صورت مي گيرد. رشد سكونتگاههاي غير رسمي ( حاشيه نشيني) در شهرها نيز همواره از چالش هاي توسعه پايدار شهري است.تصور غلط اين است كه تمامي ساكنين اين سكونتگاهها مهاجر روستايي هستند، در حاليكه اين سكونتگاهها به علت پديده فقر شهري و شهري شدن فقر بوجود آمده اند و بخشي از سرريزهاي اقتصادي و اجتماعي شهرها كه نمي توانند جذب بازارهاي رسمي زمين، مسكن و اقتصاد شهر شوند نيز براي دسترسي به مسكن در حد استطاعت خود به اين محدوده ها رانش پيدا مي كنند.آمارها نشان مي دهد كه 91% سكونتگاههاي غير رسمي در محدوده شهرهاي كشور واقع شده اند كه 85% آنها قدمت بيش از 15 سال دارند.همچنين در حدود 5ميليون و 700 هزار نفر در اين سكونتگاهها ساكن هستند كه حدود 25% جمعيت شهري را شامل مي شود. براي توانمند سازي اين سكونتگاهها علاوه بر انجام اقدامات فيزيكي و كالبدي نظير ايجاد شبكه هاي زير ساختي و روبنايي شهري، مي بايست اقدامات منظمي در جهت ارتقاي توانمنديهاي اجتماعي ساكنين، ارتقا سطح فرهنگ شهروندي، آموزش مهارت هاي زندگي، جلوگيري از رفتارهاي پرخطر و فعاليتهاي مرتبط با تقويت بنيه اقتصادي خانوارهاي ساكن در اين سكونتگاهها نيز صورت گيرد.در عين حال كه مطالعات نشان مي دهد مشكل عمده ساكنان سكونتگاههاي غير رسمي در وهله اول مشكلات اجتماعي و اقتصادي است كه اقداماتي فراتر از اقدامات كالبدي و فيزيكي را طلب مي كند. عدم تمايل به مشاركت ساكنين اغلب اين سكونتگاهها در فعاليتهاي مرتبط با ارتقا سطح فرهنگ شهري باعث شده توسعه ناپايدار بافت حاشيه اي در شهرها به صورت معضلي در راه رسيدن به توسعه پايدار پيش روي برنامه ريزان شهري باقي بماند و طرحهاي ساماندهي و توانمند سازي اين سكونتگاهها چندان موفق نباشد.

توجه به واژه "
مدرن شدن
" بدون توجه به ماهيت اجتماعي و سياسي توسعه به موازات تاكيد بر رشد اقتصادي و تغيير در ساختار اقتصادي، اجتماعي و سنتي جوامع منجر به تغيير معيارهاي اجتماعي شد كه حاصل آن نابرابريهاي اجتماعي، اقتصادي و تخريب محيط زيست و رابطه نامتوازن در بين جوامع شد. تبديل چهره شهرهاي سنتي به ظاهري مدرن بدون توجه به الزامات و نيازهاي اين تغييرات در چارچوب مفهوم توسعه به صورت يك بعدي و بدون در نظر گرفتن توانمنديهاي انسان و محيط، ناپايداري در شهرها را موجب گرديد.
در جهت توسعه پايدار شهري همه مفاهيم شهري از تعداد خانه ها وخانوارها تا بافتهاي سنتي و مدرن و مكانهاي فرهنگي اجتماعي و حتي شبكه هاي آب و برق و انرژي فاضلاب بايد مورد بررسي قرار بگيرد.

در حال حاضر با رشد روز افزون ارزش زمين و الزام به درآمد زايي در شهرداريها، اهميت توجه به توسعه فضاهاي شهري را در آنها كاهش داده است تا جايي كه ضرورت طراحي و احداث فضاهاي شهري به طور كامل به فراموشي سپرده شده است و در عين حال معماران و طراحان شهري نيز اين مقوله را به كلي از ياد برده اند.

در اين ميان رويكرد شهر سازان امروزي با روحيه ي صنعتي به شهرها اهميت نيروي انساني را به عنوان مهمترين منبع توسعه مورد غفلت قرار داد.اين بي توجهي به روحيه ي اجتماعي انسان امكان بزرگي را از توسعه شهري با مشاركت همگاني سلب كرده است.

بنابراين ،"
شهر
" خود يك امكان عمومي براي توسعه است و مفهوم "
سكونت پايدار
" مهم ترين عامل موثر در ارتقاء كيفيت فضاي شهرها. تقاضا براي توسعه پايدار شهري و شهرهاي پايدار مهمترين چالش فراروي بشريت در قرن بيست و يكم مي باشد.از سوي ديگر جستجو براي يافتن شهري ايده آل يعني آن شكلي از شهر كه بتواند هم امتيازات تكنولوژيك و هم روحيه سالم زندگي روستايي بر اساس ايده هاي روشنگرانه عدالت اجتماعي بيان كند يكي از دل مشغوليهاي مهم بسياري از معماران و شهرسازان بوده است.

اينكه فرم شهرنشيني چگونه رفتارهاي اجتماعي را شكل مي دهد در پژوهشهاي كه توسط معماران و طراحان شهري با كمك جامعه شناسان در اواخر قرن بيستم در چند شهر بزرگ انجام شد مورد ارزيابي قرار گرفت نتيجه اين ارزيابي دو گروه جمعيتي شهري را تفكيك كرد
1-
آنان كه مجبور به ماندن درون شهرها شدند و به طور فزاينده اي با محيط خود و در نتيجه با يكديگر بيگانه شدند اين فروريزي بافت اجتماعي كه نتيجه يك از هم گسيختگي اجتماعي متاثر از محيط بود و تاثير آن در كاهش شديد روابط اجتماعي خارج از كار در اين محيطهاي شهري بود
2-
گروهي كه با فرار از مراكز شهري به گسترش حاشيه نشيني در شهر ها دامن زدند كه اين امر نه تنها محيط زيست را ناپايدار مي كرد بلكه پيوستگي اجتماعي را نيز از بين برد و همجواري از ميان رفت در نتيجه محلات و اجتماعات محلي ضعيف و ضعيف تر شدند.

راه حل اين موضوع را طراحان شهري اروپايي در يك رنسانس شهري ديدند كه در كشور ما نيز گامهايي در جهت آن برداشته شده است در مرحله اول انتقال كارخانه هاي توليدي آلوده كننده به كشورهاي خارجي و يا مناطق دورتر از حاشيه شهر و همچنين استفاده از زمينهايي كه در اشغال اين صنايع بود جهت ايجاد محيط قابل زيست به قصد استفاده از نيروي كار ارزان تر و كاهش آلودگي هاي صوتي و هوا در نتيجه بهبود محيط زيست شهري.

در مرحله دوم ايجاد فرم جديدي از شهرنشيني كه شهرها را به عنوان زيستگاه هايي متوازي در نظر مي گيرد كه هم در درون خود در روابط بين كالبد و شكل گيري رفتار اجتماعي و نيز در بيرون از خود در روابطشان با محيط طبيعي تاثيرگذارند توليد مكان، ساخت محيط مصنوع در قالب شبكه ي قابل رويتي از خيابانها و فضاها با استفاده از بلوكهاي سنتي شهري براي تشكيل زنجيره اي از محلات منظم ، ايجاد احساس هويت قدرتمند ، غرور و مالكيت محلي و حس شهروندي خوب و همسايگي در قالب دروني و توجه به معماري زيست محيطي در ايجاد هماهنگي با محيط طبيعي و كاهش مصرف انرژي و ايجاد محيط زيستي با پوشش گياهي در اطراف آن در قالب بيروني از اهم مسائل مورد توجه در اين طرح بودند.
لینک به دیدگاه

كيفيت زيست و فضا و تاثير آن در پايداري شهري

مفهوم توسعه ي شهري براساس استعدادهاي تاريخي سرزمينها ترجمان متفاوتي دارد

فرآيند مدرنيزم در سده ي اخير در كشورهاي تاريخي مانند ايران چالشهاي بسياري در پيش رو داشته است . ساختار شهرسازي غير ارگانيك معاصر و شهرهاي ارگانيك تاريخي در تقابل با يكديگر قرار گرفتند. شهرهاي دست ساخته و شهرهاي توليد انبوه دو تركيب مختلف از مفهوم فضايي را به نمايش گذاشتند.

براساس روش هاي جديد "فضاهاي شهري محدودي" در شهرهاي معاصر جهان به وجود آمده است ، حال آن كه اهميت فضاهاي شهري به عنوان مكانهاي گردهمايي شهر قابل كتمان نيست.

مسئله كيفيت زيست در شهرها در دو قلمرو قابل بررسي است :نخست در قلمرو فضاي شخصي ، و كيفيات مربوط به آن پيش از توجه به فضاي عمومي /فضاي شهري از بدو تاسيس تاكنون مورد توجه بوده است

در نمونه هاي موفق سكونتگاه هاي انساني ، هر يك از اين دو قلمرو به ديگري مي تراود و گاهي ديگري را در خود جاي مي دهد. براساس اين نگرش شهر و فضاي شهري شامل خانه ها ، قلمروهاي همسايگي ، كوچه، محله ، خيابان ، نواحي شهر همه و همه در كليت "شهر" به عنوان سكونتگاه ، مطرح است همه ابعاد فرهنگي و اجتماعي ، اقتصادي و سياسي را در خود دارد و مثل يك ارگان زنده با همه عناصر و ملحقات خود مرتبط است

در روش هاي اخير ساختار شهر با خيابان طرح ريزي مي گردد خانه ها و فضاهاي عمومي براساس سرانه هاي فيزيكي به آن اضافه مي شود و به اين ترتيب شهر از خيابان و تنها با وسيله نقليه قابل درك است.

در اين تفكر مناسبات اجتماعي، انساني در بستر شهر شكل نمي گيرد ، بلكه سازمانهايي با اهداف مشخص نهايتا گردهم آيي هاي حرفه اي شهري را برنامه ريزي مي كنند كه البته عمدتا در مقياس شهر مورد توجه قرار نمي گيرد.همچنين مسائل و مشكلات شهر به صورت واقعي ديده نمي شود و الويت هاي توسعه نيز بر مبناي سليقه ي طراحي مي گردد .

در اين مدل " شهر براي همه" معنا ندارد ، شهر مركب از كمپاني هاي كوچك و بزرگ است كه منافع افراد را مورد توجه قرار مي دهد. تناسب بين منابع شهر و نيازهاي شهري در ايجاد پايداري شهري حائز اهميت است . ايجاد شهري فراگير با چالشهاي فراواني روبرو است ، فاصله هاي درآمدي در سطح جهاني در حال رشد است و شهرها را به " دارا " و " ندار " تقسيم ميكند كه مشخصه آن دسترسي نابرابر به خدمات و زير ساخت هاي اصلي،ناتواني در دسترسي به تامين معاش بادوام و در آخر توانايي محدود در اثر گذاري بر تصميم گيريهاي محلي است.

شهر براي همه

مفهوم شهري براي همه اشاره به اين موضوع داردكه مي توان عرصه هايي را در شهر فراهم كرد كه پذيراي همه نوع قشري از جامعه بدون در نظرگيري سن، جنس، وضع اقتصادي، موقعيت اجتماعي و ... باشد و عدالت اجتماعي را فراهم كند.رسيدن به اين هدف مستلزم شناخت و آشنايي هر چه بيشتر طراحان شهري با گستره وسيعي از نيازها و خواسته هاي شهروندان مي باشد.پس از شناسايي موارد مذكور مي بايست در جهت طراحي فضاها و مكانهايي متناسب با آن نيازها اقدام كرد به گونه اي كه شرايطي فراهم آيد كه خواسته ذهني همه شهروندان در تمامي گروهها تبلوري عيني يابد تا حضور آنها حالتي خود خواسته و با انگيزه باشد نه از سر اجبار و ضرورت.

در مدل "شهر براي همه" نيازهاي فضاي شهر براساس خواسته اكثريت مورد توجه قرار مي گيرد و هماهنگي فضايي ناشي از آن مطلوبيت شهر را باعث مي گردد. "شهر براي همه" ديدگاهي است كه از دو سو به مفهوم توسعه مي پردازد ، از جنبه ي تجمع منابع انساني به منظور هم افزايي توان مردمي در ايجاد فضاهاي عمومي و حل مسائل شهري، و دوم در توزيع عادلانه ي امكانات شهري به منظور استفاده همگاني . از بسياري جهات تراكم جمعيت مي تواند و بايد در پايدار ترين شكل توسعه انساني باشد بر خلاف موارد حومه ي شهري كه در سراسر سرزمين پراكنده مي شوند، بهترين تركيب كاربري شهري در محلات شهري مجتمع بودن و كارآمد بودن است كه به همكاريهاي اقتصادي كمك مي كند و استفاده مشترك از منابعي نظير ناوگان حمل ونقل عمومي را ترغيب مي كند و محله ها به مثابه ظرفي براي داد و ستدهاي سالم اجتماعي عمل مي كنند. آنها همچنين با طراوتند، تنوع فرهنگي دارند و به رغم كمبودهاي بسياري كه به لحاظ كيفيت زندگي دارند مردم به زندگي در آنها راغب اند.

شهري براي همه شهري است براي جوانان، شهري كه براي جوانان و بر اساس نيازهاي اين قشر طراحي شده باشد براي همه قابل بهره برداري است.جوانان در جامعه نيروي كار و سازنده زندگي هستند و عدم توجه به نيازهاي شخصي و اجتماعي اين قشر در فضاي شهري مهمترين عامل بروز ناهنجاريها و انحرافات و در نهايت ناپايداري شهري است.

مشكلات اجتماعي نظير كهولت سن و آلزايمر و غيره نيز در طراحي و برنامه ريزي شهري مهم است و بايد ساختار شهري مناسب را جهت حمايت از اين قشر جامعه پيدا كرد. يك روش اين است كه افرادي را كه كهولت سني دارند را از مناطق متراكم شهري به مناطق كم تراكم تر و با آلودگي زيستي و محيطي كمتر انتقال داد تا بتوانند از خدمات رفاهي و محيطي بهتر و فني درماني در دسترس تري برخوردار گردند.

در توسعه پايدار شهري بايد فضايي فراهم شود تمامي ساكنين آن چه كساني كه بومي هستند و چه مهاجرين به آن، شهر را از آن خود بدانند،
"
شهري براي همه
"
مسيري است كه در آن با ايجاد ساختار فضايي و اجتماعي برابر تمامي ساكنين شهر در آن احساس تعلق و امنيت مي كنند.
ايجاد منزل گاه و در نتيجه مبارزه با بي خانماني در توسعه پايدار شهري از مصاديق شهري براي همه مي باشد. توجه به اين مورد شامل توسعه هاي مثبت اقتصادي و اجتماعي در شهر مي شود و با حذف خانه بدوشان و كارتن خوابها و زاغه نشيني چهره اجتماعي و زيستي شهر را ارتقاء مي بخشد.

شهري براي همه بايد دوستدار محيط زيست باشد و كاهش آلاينده ها در شهر بايد مورد توجه قرار گيرد.زيرا حفظ محيط زيست و كاهش آلاينده ها در تداوم و بقاء شهر لازم است.آلودگي شهرها نه تنها بر سلامت شهروندان بلكه در رشد مناسب و توسعه پايدار آن نيز تاثير مي گذارد. هم اكنون
مصرف انرژ ي جهان در شهرها است. اين در حاليست كه
جمعيت جهان تا سال 2020 در شهرها ساكن خواهند بود كه روند افزايش مصرف انرژي و گاز كربنيك را در پي خواهد داشت، در حاليكه شهرها كمي بيش از 3% زمينهاي كره خاكي را تشكيل داده اند. شهرنشيني در شهرها و در كشورهاي در حال توسعه رو به افزايش است و در كشورهاي پيشرفته حومه ها در حال رشد هستند. مصرف انرژي در خانه هاي سنتي بهينه تر برنامه ريزي مي شد تا در خانه هاي مدرن
امروزي.
مقدار زيادي از انرژي در ساختمانها و صنعت در حال هدر رفتن است در حاليكه هر روزه تقاضا براي انرژي و ساخت نيروگاهها رو به افزايش است. لذا بهينه سازي مصرف انرژي در ساختمانها بايد مورد توجه قرار بگيرد و فاكتورهاي مصرف انرژي در شهرها بايد كنترل شده باشند. زيرا 30 درصد از انرژي مصرفي در شهرها هدر مي رود. در اين ميان ساخت ساختمانهاي سبز بايد مورد توجه قرار بگيرد. مشكل اصلي در بهره وري درست از انرژي اين است كه مردم اهميت اين موضوع را درك نكرده اند و آموزشها فقط در حد دانشگاهي و جزئي ميباشد.

در نتيجه براي اينكه شهري هم موفق باشد و هم پايدار ، هم به پايداري زيست محيطي و اقتصادي نياز دارد و هم بايد از نظر اجتماعي عادلانه و فراگير باشد و رفاه عمومي را براي شهروندانش تامين كند يا به عبارت ديگر از از نظر اجتماعي نيز پايدار باشد. در شهري براي همه متراكم سازي جمعيت و فضاها بايد با ديد بسيار دقيق كارشناسانه انجام پذيرد و ايجاد فضاهاي باز و سبز لازمه مهم مناطق متراكم جمعيتي و فضايي است در برنامه ريزي و طراحي شهرهاي پايدار بايد تراكم فضايي و جمعيتي را به مناطق كم تراكم تر سوق داد تا ساختار فضايي و توسعه شهر را متوازن و هماهنگ نمود.

انگيزه براي استفاده از اصول پايدار توسعه شهري

1. از نگاه گردشگري : جذب گردشگر به علت مسافرت هاي موضوعي و معروفيت شهر

2. عوض شدن ارزشها: تغيير در زندگي نسل جديد و ارزش گذاري براي مصرف معقولانه از انر‍ژي

3. از نگاه اقتصادي: تركيب استفاده مخلوط و جذب سرمايه مركز شهر و جذب مغزهاي بزرگ
لینک به دیدگاه
  • 1 ماه بعد...

نا امني و ناهنجاريهاي جامعه و ارتباط آن با طراحي شهري و تراكم

 

تحقيقات موسسه توسعه ي پايدار اكسفورد نشان داده است كه تا چه حد پيكربندي فضايي و ديگر جنبه هاي شكل و طراحي شهري نقش اساسي در رسيدن به شهري پايدار تر و عادلانه تر ايفا مي كنند. طراحي و تعيين حد و حدود شهرها و محلات بر ويژگيهاي اجتماعي ، ميزان دسترسي به امكانات و حس تعلق به جامعه تاثير عظيمي مي گذارد. عواملي كه در گذشته هم چون عوامل پيوستگي اجتماعي و مشاركت در جامعه نهادينه شده اند. بنابراين ضروري است كه مفاهيمي نظير " شهر يك پارچه " به اصول كلاني فراتر از تراكم و بهره كشي از قابليت هاي طراحي براي پرداختن به نقدهاي موجود از الگوها نظر افكنند، الگوهايي كه از نظر اجتماعي پايدار نيستند و محلاتي غيردوستانه و اضطراب هاي زيست محيطي ايجاد مي كنند. عدم توجه به الگو هاي اجتماعي در طراحي شهرها محلات متراكم مي تواند موجب جلب احساسات منفي نسبت به تراكم در بين شهروندان شود. وجه منفي تراكم عموما نامتجانس اجتماعي،مشكلات عمده اي است كه بوجود مي آورد كه نمونه بارز آن نا امن شدن بخش هايي از شهر مي باشد . با توسعه جوامع و صنعتي شدن شهرها، آداب و رسوم سنتي و قوانين اجتماعي تا حد زيادي ارزش خود را از دست داده و زمينه بروز انواع آسيبهاي اجتماعي،جرائم و بزهكاري بويژه در شهرهاي بزرگ و پر جمعيت فراهم شده،سلامت و امنيت جامعه را به مخاطره انداخته است.علاوه بر پيش زمينه هاي اجتماعي و رفتاري ،رفتار ناهنجار و مجرمانه در شهر تحت تاثير ويژگيهاي مكاني شهر(اندازه شهر،نرخ رشد شهر،ساختار فضايي و سلسله مراتب شهر،كيفيت فضايي امكانات شهر،كيفيت مسكن در مناطق مختلف شهر،الگوهاي كاربري زمين شهري، شرايط كالبدي و فضايي شهرها) نيز قرار دارد.از اين رو دانش شهر سازي به عنوان اساسي ترين علم مرتبط با شهر (بويژه از بعد كالبدي آن)مي تواند نقش بازدارنده در پيدايش رفتار مجرمانه داشته باشد.هر چه طراحان بر نقش حضور مردم در فضا تاكيد بيشتري داشته باشند ايجاد ناهنجاري به سطوح پايين تري تنزل مي يابد.همچنين طبق يك ايده جهاني،پژوهشگران معتقدند از طريق شناسايي و انجام اصلاحات بر روي عوامل فضايي و كالبدي مي توان شرايط جرم خيزي محل ها و موقعيت هاي جرم خيز را كاهش داد. نتايج حاكي از آن است كه طراحي و خلق فضاهاي شهري كه منجر به حضور شهروندان و فعاليتهاي جاريشان به عنوان عامل غير فضايي و كالبدي در فضاهاي شهري مي شوداز عناصر مهم در ايجاد و حفظ فضاي شهري امن است .

متراكم سازي جمعيت و فضاها بايد با ديد بسيار كارشناسانه انجام پذيرد. رشد بي رويه و بدون كارشناسي شهرها زاغه نشيني و فقر در شهرها را موجب مي شود و شهرهايي كه زير ساختمانهاي اجتماعي و اقتصادي مناسب جهت رشد را ندارند با رشد نامناسب روبرو هستند.

ايجاد فضاهاي باز و سبز لازمه مهم مناطق متراكم جمعيتي و فضايي است. در برنامه ريزي و طراحي شهرها بايد تراكم فضايي و جمعيتي را به مناطق كم تراكم تر سوق داد.

جنبه منفي ديگر تراكم جمعيت در شهرها آلودگي هاي زيست محيطي است ، زيرا مناطقي كه متراكم مي شوند در كنار اينكه باعث رشد فساد و بزهكاري مي شود در زمان شيوع بيماريهاي واگيردار موجب گسترش سريع آن بين افراد بيشتري در آن مناطق مي شوند.

لینک به دیدگاه

فضاهاي شهري

فضاهاي شهري در شكل دهي و سازماندهي رفتارهاي اجتماعي بسيار موثرند،در شهرهايي كه جايگاه تبادل افكار و برخوردهاي اجتماعي در آن فراهم است پيوستگي هاي اجتماعي ساكنين آن به وضوح ديده مي شود، محلات در آن مفهوم مي يابند و امكان سازماندهي مردم براي مقابله با ناهنجاريها و ناملايمات پيش بيني نشده در آن افزايش مي يابد،هويت بخشي به آن مقدور و پايداري شهر افزون مي شود.بنابراين يكي از مهمترين عناصر بافت شهري ،فضاي شهري است كه در طول زمان و با تاريخ ملتها شكل گرفته و گاهي آنچنان با حيات جوامع انساني عجين شده است كه خود آن فضاي شهري به عنوان قسمتي از تاريخ آن ملت ها و جوامع قلمداد مي شود و گاه حتي آن فضاي شهري به عنوان نماد و نشانه آن شهر و حتي آن ملت تبديل شده است.حس مكان ويژگي منحصر به فردي است كه فضاي شهري را مي سازد كه هم براي پايداري محيطي و هم براي پايداري فرهنگي حياتي است.

توجه به ساختارهاي شهرهاي كهن بيانگر آن است كه اهتمام به ايجاد سلسله مراتب كالبدي در آنها محلات مختلف و هويت بخشي به آنها را موجب شده است و متقابلا در شهر هاي جديد امروزي نبودن محلات مختلف به خوبي آشكار است و به همين دليل برقراري ارتباط مستقيم و رو در روي مديريت شهري با ساكنان شهر بسيار دشوار و گاه ناممكن است.

در پروژه هاي شهرسازي نياز به تعامل زيادي بين مردم و شهرسازان است تا توجه به بافت فرهنگي و اجتماعي و تاريخي در ساخت و توسعه شهر و همچنين زيباسازي شهر مورد توجه قرار بگيرد. ترميم بافت سنتي و يا تخريب آن جهت نوسازي همواره بايد بر اساس طرحهاي منطقه باشد كه باعث تفاوتهاي شهري مي شود و اين كار موجب رشد شهري براساس فرهنگي شده و نتيجتا موجب جذابيت شهرها و جذب مسافران توريستي به شهر جهت بازديد و درآمد زايي دارد. توجه به بناهاي قديمي به منظور كسب اطلاعات درباره مشكلات شهر، فضاهاي مختلف شهري و ارتباط آنها با يكديگر علل ساخت و كاربرد فضاها و دلايل متروكه شدن آنهايي كه رها شده اند مهم است. همچنين داشتن اطلاعات در زمينه شناخت طراحي سنتي شهري و ارتباط بناها با يكديگر و بهره گيري از رويكردهاي مدرن در معماري بومي و سنتي جذابيت هاي شهري را افزايش مي دهد و با حفظ ساختار هويتي شهر كه نويد حفاظت از معماري ، ارزشها و هويت محلي را دارد محيط شهري جديدي را ايجاد مي كند كه ارزشهاي اجتماعي و فرهنگي جامعه را توامان در زندگي و كار وارد مي كند.

هال در كتاب خود مي گويد فضاهايي هستند كه داراي ابعاد پنهان هستند و موجب ايجاد فرمي بين فرهنگ و معماري مي باشند اين فضاها ارتباط دهنده مردم و بناها هستند مانند پاتوق ها و كافه هاي خياباني و محلي.حس مكان ويژگي منحصر به فردي است كه فضاي شهري را هم براي پايداري محيطي و هم براي پايداري فرهنگي مي سازد.

استفاده از پتانسيل هاي هر فضا يا بنا چه طبيعي چه انسان ساز موجب احيا و توسعه منطقه و همچنين رشد فرهنگي،اجتماعي و حتي اشتغال و درآمد زايي مي گردد. جهت رسيدن به اين اهداف همكاري بين مردم و طراحان و شهرسازان لازم و ضروري است.

بحث توسعه پايدار در قرون گذشته بحث توسعه و رشد شهري بوده ولي اكنون حفظ ارزشها ي شهري است. توسعه اي كه همواره با برنامه ريزي صحيح جهت حفظ سنت ها و مفاهيم تاريخي و فرهنگي شهري باشد كه در غير اينصورت رشد لجام گسيخته موجب بي هويتي مي شود. از بين بردن بافتهاي تاريخي با عنوان توسعه پايدار شهري اشتباه است. جوان كردن و احيا ساختمانهاي قديمي در مردم شهر و منطقه ايجاد اميد و افتخار مي كند و با ايجاد كاربريهاي جديد در مكانهاي قديمي مي توان باعث رشد و توسعه منطقه و جذب مردم شد. به خصوص در شهرهاي كوچك، كه با اين عملكرد مي تواند در كاهش مهاجرت آنها به شهرهاي بزرگ و از بين رفتن شهرهاي كوچك و تاريخي موثر واقع گردد و مي توان با برنامه ريزي صحيح و استفاده بهينه از پتانسيل هاي توسعه، شهرهاي كوچك را به مراكز گردشگري با استفاده از منابع و امكانات منطقه نمود، اشتغال زايي حاصل از اين مجموعه موجب حفظ افراد جوان اين مناطق و كاهش مهاجرت و همچنين بازگرداندن مهاجران ناموفق و موفق جهت كار و سرمايه گذاري به منطقه اصلي و هويتي خود مي گردد.

از نظر بانك جهاني مهمترين ويژگي يك شهر پايدار خلق فضاهايي است كه در عين پاسخ گويي به اين نيازها، زمينه رشد و تعالي آدمي را نيز فراهم كند. نيازهاي بشري را مي توان به دو گروه كلي كلي نياز به طبيعت و نياز به تعاملات انساني تقسيم كرد. در جهان امروز شهرها به دليل آنكه درصد عظيمي از مردم جهان را در خود جاي داده اند، مسوليت سنگيني را در تامين اين نيازها بر دوش خود احساس مي كنند.در اين وضعيت خلق فضاهاي جديد و يا سامان دادن به فضاهاي موجود موجود در شهرها در راستاي رسيدن به پايداري شهري، مي تواند هم نياز به طبيعت و هم نياز به وجود روابط و كنش هاي انسان ها با يكديگر را پاسخ گو باشد. بي شك در طراحي هر فضاي شهري بيش از هر چيز بايد نياز كاربران مورد توجه باشد. بديهي است در اين طراحي رعايت نكاتي مانند: چيدمان، ابعاد، طرح اجزا و فرهنگ محلي براي مصرف بهتر و رنگ و هماهنگي با محيط و تنوع براي القا آرامش روحي و ماندگاري به منظور توجيه اقتصادي الزاميست. دريك شهر كه تمامي گروههاي سني با سطوح مختلف اقتصادي و اجتماعي و تحصيلي جز كاربران محسوب ميشوند مبلمان شهري نه تنها ضرورت بلكه اجتناب ناپذير است. زيرا علاوه بر آنكه نياز روزمره كاربران را رفع مي كند، تاثير به سزايي در سلامت جسم و روح و رفتار اجتماعي تمامي افراد جامعه ايفا مي كند.

تغيير در فضاها در جذب پايدار گردشگر مهم است لذا بايد از قالب هايي در شهرها استفاده كرد كه در گردشگر با يكبار بازديد از شهر ارضا نشده و باز هم به شهر سفر كند.

لینک به دیدگاه
  • 2 هفته بعد...

مفاهيم اساسي در توسعة پايدار شهري:

پایداری

پايداري به طور كلي يعني قابليت يك حالت يا فرايند معين براي بقاي نامحدود

پايداري اجتماعات انساني توانايي اجتماع در برآوردن نيازهاي كنوني‌اش بدون از ميان بردن توانايي نسلهاي آينده براي برآوردن نيازهاي خود.

استفاده پايدار از منابع محدود زمين مهمترين موضوع براي توسعه حال و آينده انسانهاست

البته پايداريsustainability مفهومي است مبهم و پرتناقض كه به صور مختلف و در مورد سطوح مختلف حيات زيستي، سازمان اجتماعي و حتي رشته‌هاي فعاليتهاي انساني به كار برده شده است.

 

  • سازمان زيستي مثل: آبريزها يا جنگل‌ها
  • سازمان انساني مثل: روستا بوم‌ها، شهر بوم ها، شهرهاي پايدار
  • رشته‌هاي فعاليتهايي انساني مثل: كشاورزي پايدار، معماري پايدار

اين مفهوم ريشه در اكولوژي دارد كه به توانايي اكوسيستم‌ها در حفظ فرايندها و كاركردهاي خود وحفظ تنوع زيستي و توليد مثل و بقا مي پردازد. اما مفهوم پايداري كه امروزه به كار ميرود بقاي كل زمين را هدف قرار ميدهد. البته با توجه به رفاه انسان . پايداري ، اين گونه كه در متون از آن بحث شده است

مي تواند انديشه، ويژگي موجودات زنده، روش توليد و شيوه زندگي باشد

 

جامعه انساني امروز پايدار نيست زيرا:

براي پايداري، منابع طبيعي بايد با سرعتي مورد استفاده قرار گيرد كه طبيعت بتواند آنها را جانشين كند اما انسان شتابان‌تر از توانايي طبيعت براي بازسازي از منابع محدود زمين بهره‌برداري مي‌كند.

 

سه پايه پايداري:

 

  • اقتصادي
  • محيط زيست
  • اجتماعي

لینک به دیدگاه

توسعه پايدار

طرفداران توسعه پايدار كوشيده‌اند ميان توسعه اقتصادي و ضرورتهاي مبرم حفاظت از محيط‌زيست و حفظ منابع هماهنگي برقرار كنند. زيرا توسعه اقتصادي نامحدود در يك سياره محدود غيرممكن است و محدوديت زمين تمام فعاليتهاي مادي بشر را محدود مي‌كند.

فكر توسعة پايدار در دهه 1970 ظهور كرد و بر رابطه ميان جمعيت، محيط زيست و توسعه صنعتي توجه داشت ديرتر كميسيون جهاني محيط زيست و توسعه سازمان ملل در سال 1987 تاسيس شد و در گزارشي تحت عنوان آينده مشترك ما كه به گزارش برون بلاند معروف است 5 اصل براي توسعه پايدار تعيين كرد:

  • تغييرات شيوه‌هاي عمل كنوني رشد اقتصادي، تكنولوژي، توليد و مديريت كه بر محيط زيست و جمعيت آثار منفي به جاي مي‌گذارد.
  • تضمين اشتغال، غذاع انرژي، آب سالم و خدمات بهداشتي براي همه مردم
  • كنترل رشد جمعيت جهاني
  • حفظ منابع طبيعي براي نسل هاي آينده
  • تركيب ملاحظات اقتصادي، زيست محيطي و جمعيتي به هنگام تصميم‌گيري‌هاي مربوط به سياستگذاري و برنامه‌ريزي

هم كشورهاي در حال توسعه، هم كشورهاي اروپاي شرقي و شوروي سابق و هم شهرهاي جهان در حال توسعه با اين مسئله روبرو هستند.

كار بست سياست توسعه پايدار به معناي نقش كليدي دولت به عنوان مدير رشد است كه البته برخي كشورها (مثلاً ايالات متحده) به دشواري مي توانند اين مطلب را بپذيرند.

مديريت پايدار محيط زيست از طريق پايش صنعت، كشاورزي، انرژي و سيستم حمل و نقل، بهداشت، مديريت مواد زائد و بهره‌برداري از منابع طبيعي ممكن است.

براي اين منظور مي بايست توسعه مجدداً تعريف مي شد و بدين منظور مفاهيم مختلفي مطرح شده است از قبيل:

  • پيشرفت كيفي بجاي توسعه كلي
  • توسعه بهتر نه بيشتر
  • تاكيد بر كيفيت زندگي نه توليد مادي
  • توسعة با كيفيت بهتر اما با شتاب كمتر
  • توسعه همرا با ارزش‌ها، نه بدون پايه ارزشي

در پارادايم جديد ثروت مادي تنها ثروت ممكن نيست و صحبت از كسب انواع سرمايه ها به ميان مي آيد: سرمايه فيزيكي، مالي، فرهنگي، سياسي

يك برداشت جديد از توسعة پايدار توسعه اي است كه در برگيرندة رشد هوشمندانه يا Smart Growth باشد.

مفهوم رشد هوشمندانه با پايداري ارتباط وثيق دارد. يعني رشد مي بايست با كيفيت زندگي در پيوند مستقيم باشد وگرنه مي بايست رهايش كرد

رشد هوشمندانه به ارتباط ميان توسعه و كيفيت زندگي توجه دارد و رشد را در خدمت ارتقا و كمال اجتماع قرار مي دهد

ويژگيهاي رشد هوشمندانه از يك اجتماع به اجتماع ديگر متفاوت است ولي در شهرها بيشتر متكي است بر شهرهاي كوچك، عابر پياده و تركيبي از مسكن و كاربري‌هاي تجاري و خرده فروشي و متمايل به حفظ فضاي باز و ساير اسباب آسايش زيست محيطي.

يكي ديگر از ابعاد پايداري توسعه نحوة مصرف منابع طبيعي است. ميزان مصرف چگونه بايد باشد؟ با چه سرعتي از منابع موجود بهره برداري كنيم. در پاسخ نكات مهمي مطرح شده است:

 

سرعت مصرف منابع تجديد پذير

تندتر از توانايي طبيعت براي جبران (بازتوليد) >>> انحطاط محيط زيست >>> توسعة ناپايدار

برابر با توانايي طبيعت براي بازسازي >>> تعادل زيست محيطي >>> اقتصاد ثابت

كندتر از توانايي طبيعت براي بازسازي >>> احياي محيط زيست >>> توسعه پايدار

 

سرعت مصرف منابع تجديد ناپذير (يا دير تجديد پذير)

بايد در حدي باشد كه پيش از پيدا شدن منابع جديد پايان نپذيرد. افزون بر اين اين توليد مشكلات زيست محيطي و اجتماعي نكند .

بعد ديگر توسعة پايدار دفع مواد زائد در طبيعت به اندازه و با سرعتي است كه زمين قادر باشد خود را با آن سازگار كند و اين مواد را جذ ب و باز يافت كرده و ادامة حيات روي كرة خاك را ممكن سازد .و البته امروزه با بالا رفتن سطح مصرف در همه جاي جهان و استفاده از موادسنتتيك مصنوعي بجاي مواد طبيعي بر حجم مواد زائد انچنان افزوده شده كه طبيعت را در خطر قرار داده است وراهحل هايي كه مطرح شده يكي بازيافت است و دومي استفاده از مواد سازگار با طبيعت يعني قابل تجزيه .

لینک به دیدگاه

شهرنشيتي پايدار(Sustainable Urbanization):

بالا بردن كيفيت زندگي در يك شهر از ابعاد اكولوژيكي، فرهنگي، سياسي، اجتماعي و اقتصادي، بدون اينكه باري بر دوش نسل‌هاي آينده باشد.

در اين ديدگاه توسعه اجتماعي و اقتصادي شهرها مي تواند همراه با حمايت و حفاظت از منابع زمين براي نسل فعلي و نسلهاي آينده باشد.

منابع طبيعي و ظرفيت نظام‌هاي طبيعي براي انطباق با تغييراتي كه بشر در زمين ايجاد مي‌كند محدود است و به هنگام طراحي براي رشد مي بايست در نظر گرفته شود.

واژه ديگر براي همين معنا واژة Liveable Cities "شهرهاي قابل زيست" (زندگي)است.

بدون شك توسعه شهرها به شكل كنوني حيات محيط زيست را در همه جاي جهان تهديد مي‌كند به همين جهت اين روزها همه جا صحبت از توسعه شهري پايدار مي رود. اما واقعا براي بيشتر سياستگذاران اينكه يك شهر پايدار چه ويژگيهايي دارد روشن نيست. مثلاٌ در گزارش سياستگذاران انگليسي تحت عنوان: Towards an Urban Renaiscence مجموعه اي ازشرايط اقتصادي، اجتماعي و زيست‌محيطي مطرح شده است. اما اينكه چگونه اين شرايط باهم جمع مي‌شوند تا شهرهايي پايدار بسازند روشن نيست.

 

اندازه گيري و كاربست توسعة پايدار در شهرها:پايداري مفهومي چند بعدي است، پس هر كوششي براي اندازه‌گيري آن هم بايد چند بعدي باشد. الول بايد از جدي بودن شهرها براي توسعة پايدار سر در آورد.شاخص اصلي براي اينكه بفهميم يك شهر چقدر در بحث توسعه پايدار جدي است اين است كه ببينيم اين شهر داراي طرح توسعه پايدار هست يا نه، يعني آيا شاخص‌هاي پايداري در طرح توسعه شهر لحاظ شده‌اند يا نه؟طرح توسعه پايدار در واقع همان طرح توسعه استراتژيك شهر است زيرا پايداري امري استراتژيك است.

برخي شاخص‌هايي كه در طرح‌هاي توسعه پايدار شهرها به كار رفته است

 

  • وجود يك طرح جامع منطقه‌اي
  • اهداف زيست محيطي
  • اهداف سلامت (تندرستي)
  • بهره‌وري در مصرف انرژي
  • اهداف توسعه اقتصادي محلي
  • شاخص‌هاي كيفيت زندي
  • موضوعهاي مربوط به برابرسازي زيست محيطي و اجتماعي
  • موضوعهاي مربوط به حكمراني (اداره امور) و ميزان مشاركت مجاز شهروندان در فرايندهاي تصميم‌گيري
  • تمهيدات قانوني اجراي طرح
  • ارتباط طرح توسعه شهر با طرح منطقه‌اي و ساير طرح بالادست

 

هدف مهم در حال حاضر:

با توجه به اينكه زمان زيادي از اجراي طرحهاي پايداري نگذشته هدف تدوين شاخص‌هاي پايداري نبايد اين باشد كه ميزان پايداري را بسنجد بلكه هدف شناخت عواملي است كه در شهرهاي مختلف براي پايداري مهم است

 

نمونه‌هاي شاخص‌هايي كه شهرهاي مختلف به كار برده‌اند

شاخص‌ كيفيت هوا، تنوع زيستي، انرژي، تغيير آب و هوا، تخليه اوزون، غذا، مواد خطرناك، سلامت انساني، پاركها و فضاهاي باز، توسعه اقتصادي، رشد جمعيت، عدالت زيست محيطي، اطلاع رساني از طريق آموزش، دفع مواد زائذ جامد، حمل و نقل، كيفيت آب، هزينه‌هاي شهرداري ها و حفاظت.

 

ابزارهاي سياست‌گذاري لازم

تدوين و اجراي قانون، انجام اصلاحات صنعتي، تنظيم رشد و فعاليتهاي اقتصادي، تامين اعتبارات و مشوقهاي لازم براي حفاظت از محيط زيست، گسترش آموزش زيست محيطي، تامين هزينه دفع زباله‌هاي سمي و حمايت از پژوهش

 

نقش اجتماعات محلي

ايده اولوژي پايداري عميقاً به اين اصل باور دارد كه:

علاوه بر دولت و بخش خصوصي، انواع گروههاي مربوطه به اجتماعات محلي مي‌بايست در كوشش براي ترويج رشد صحيح و هوشمندانه سهيم شوند. حتي حفظ منابع مي‌بايست در سطح خانوار ترويج شود.

نقش تكنولوژي:يك ديدگاه بدبينانه اساساً رشد تكنولوژي را با پايداري سازگار نمي داند، اما ديدگاه ديگري هم هست كه خواهان تكنولوژي‌هاي نويني است كه به پايداري كمك مي كنند و از قابليتهاي زمين محافظت مي كنند.

 

تاريخچه كوشش‌هاي انجام شده

پيام اصلي كنفرانس سران ريو اين نكته بود كه سبك زندگي شهروندان شمال از جمله شيوه ساخت شهرها از نظر زيست محيطي پايدار نيست و بر همين اساس بود كه دستور كار 21 به عنوان پايه و اساس كشاندن فرايند توسعه به سوي پايداري تصويب شد. بيشتر كشورهاي دنيا پذيرفتند كه: فرايند توسعه امروز مبتني بر منابع تجديد ناپذير بوده و آثار مخربي بر محيط زيست دارد. پس ضرورت دارد كه اين فرايند را وارونه كنيم و براي ساخت و حفظ محيط مصنوع تا آنجا كه ممكن است از منابع تجديدپذير استفاده كنيم تا بتوان زمين را براي نسل‌هاي آينده حفظ كرد.

اخيرا شهرها ميان خود پيمانهايي مي بندند براي اينكه با همكاري يكديگر به سوي پايداري حركت كنند. اساس اين كوشش‌ها بر اين است كه ميان رشد و مصرف منابع و ظرفيت سامانه‌هاي طبيعي متوازني به وجود آيد.

لینک به دیدگاه
  • 4 هفته بعد...

تعریف توسعه پایدار

توسعه ای که نیاز های کنونی بشر را بدون مخاطره افکندن نیاز نسل های آینده برآورده ساخته و در آن به محیط

زیست و نسل های فردا نیز توجه شود. تا کنون تعاریف زیادی از توسعه پایدار ارائه شده که اساس تمامی آن ها

توجه به محیط زیست و حفاظت از محیط زیست جهانی بوده است.

توسعه پایدار توسعه ای است کیفی و متوجه کیفیات زندگی است و هدف از آن بالا بردن سطح کیفیت زندگی برای

آیندگان می باشد.

شهرسازی پایدار

در تعریف شهرسازی پایدار توجه به محیط زیست شهری، ایجاد شهرهای سالم و اکولوژیک و آلودگی کمتر مورد

توجه هستند. می توان گفت که اگر در یک شهر به اصول پایداری توجه شود، شهر پایدار بوده و توسعه آن نیز

پایدار خواهد بود. یکی از بحث های محیط در شهرسازی پایدار محیط زیست و فضای سبز شهری است. در واقع شهری پایدار و سالم است که قسمت قابل توجهی از آن به پارک و فضای سبز اختصاص داده شود و در آن به

محیط زیست، پاکیزگی هوا، اکوسیستم ها و چرخه های زیستی موجودات دیگر اهمیت داده شده باشد. یکی از

ملزومات دستیابی به توسعه پایدار شهری خلق چشم اندازهای زیبا و موزون شهری است که می تواند بوسیله

طراحی پارک ها و فضای سبز و تلفیق آن ها با ساختمان های خاص انجام پذیرد. در شهرهایی که مشکل توسعه در

آن ها وجود دارد اختصاص بخش قابل توجهی از شهر به فضای سبز دشوار است. در این زمینه لوکوربوزیه،

معمار و شهرساز مشهور، ایده استفاده از بام ساختمان ها به عنوان باغچه را ارائه داد که هم اکنون در کشورهای

چین و ژاپن شاهد آن هستیم.

اصول توسعه پایدار

می توان گفت که اصول توسعه پایدار به طور خلاصه شامل موارد زیر است :

۱ . توجه به استفاده از منابع تجدیدپذیر مثل انرژی خورشید و باد .

۲ . استفاده کم تر از انرژی های تجدیدناپذیر و آلوده کننده مثل سوخت های فسیلی .

۳ . توجه به نسل های آینده .

۴ . توجه به محیط زیست و کاهش آلودگی آن و نیز توجه به چرخه های زیست محیطی .

سه اصل اساسی پایداری عبارتند از:

1. پایداری زیست محیطی، بدین معنی که توسعه با حفظ فرایندهای زیست محیطی، بیولوژیک و

منابع ذیربط سازگار است.

2. پایداری عوامل فرهنگی و اجتماعی، بدین معنی که توسعه موجب کنترل انسان بر زندگی خود

می شود و توسعه با عوامل فرهنگی و ارزشی که در این راه تحت تاثیر قرار می گیرند منافات ندارد

و موجب تقویت هویت جامعه می گردد.

3. پایداری اقتصادی بدان معنی است که توسعه از نظر اقتصادی با راندمانی بالا انجام شده، به

گونه ای است که نظارت و کنترل لازم بر منابع اعمال می شود و می توان آن را برای نسلهای آینده

حفظ کرد.

اصول طراحی پایدار

شناخت مکان؛ طراحی پایدار با شناختی از مکان مطرح می شود زیرا اگر ما به مسائل -

ظریف مکانی حساسیت داشته باشیم می توانیم بدون تخریب در آن ساکن شویم. شناخت مکان مانند

جهت نور یک ساختمان به طراحی کمک کرده و باعث محافظت محیطی می شود و حتی دسترسی هارا نیز آسانتر خواهد کرد.

ارتباط با طبیعت؛ در طراحی سایت که چه درون شهر و چه در محیط طبیعی تر باشد، -

طراحی هماهنگ با طبیعت بازگشت به زندگی محیطی را در خود دارد و تاثیرات طراحی به ما

کمک می کند که فضایی طبیعی داشته باشیم.

شناخت فرایندهای طبیعی؛ در طبیعت اتلافی وجود ندارد. تولید یک ارگانیسم غذا را برای -

دیگری فراهم می سازد و به عبارتی سیستم های طبیعی چرخه بسته ای دارند. با کار با فرایندهای زنده

ما به نیاز گونه ها احترام گذارده و با طراحی که بتواند خود را در چرخه طبیعت قرار دهد، طراحی

را به زندگی بازگشت می دهیم.

شناخت تاثیرات محیطی؛ طراحی پایدار کوششی جهت داشتن شناختی از تاثیرات محیطی -

با ارزیابی سایت است. تاثیرات منفی محیطی می تواند با کارایی انرژی تجدیدپذیر، تکنولوژی

ساختارها و انتخاب مصالح پایدار تخفیف پیدا کند.

شناخت مردم؛ طراحی پایدار باید گستره وسیعی از فرهنگها، نسلها، مذاهب و عادات -

مردمی که آنرا بکار می برند و یا در آن ساکن می شوند را مورد توجه قرار دهد و این نیازمند

حساسیت به نیازهای مردم و جامعه است.

كیفیت؛ اساس طراحي پایدار

طراحي پایدار همانگونه كه ذكر شد طراحي است مردمي و لذا كیفیت فضاهاي داخلي ساختمان

اهمیت ویژه اي مي یابند. حال این سوال مطرح است كه كیفیت خوب چگونه حاصل مي آید؟ بدون

تردید كیفیت مطلوب بدون توجه به طبیعت، نورگیري مناسب فضاها و تهویه مطبوع فراهم نمي آید.

در ضمن اینكه از آنجا كه پایداري و ماندگاري خود ساختمان بعنوان یك پدیده مد نظر است؛ لذا

ساختن با كیفیت بالا، استفاده از مصالحي با قابلیت ماندگاري طولاني نیز باید در نظر گرفته شود.

لینک به دیدگاه
  • 4 هفته بعد...

واژه «پایدار» امروزه به طور گسترده*ای به منظور توصیف جهانی كه در آن نظامهای انسانی و طبیعی تواماً بتوانند تا آینده*ای دور ادامه حیات دهند، به كار گرفته مي*شود. «توسعه پایدار» به معنی ارایه راه حلهایی در مقابل الگوهای فانی كالبدی، اجتماعی و اقتصادی توسعه مي*باشد كه بتواند از بروز مسایلی همچون نابودی منابع طبیعی، تخریب سامانه*های زیستی، آلودگی جهانی تغییر اقلیم، افزایش بي*رویه جمعیت، بي*عدالتی و پایین آمدن كیفیت زندگی انسانها حال و آینده جلوگیری كند. بنابراین توسعه پایدار تحولی است مواجه با تامین نیازهای امروزی بدون از بین بردن قابلیتهای نسل آینده در تامین نیازهایشان. در واقع یك تحول, زمانی پایدار است كه محافظ محیط و مولد فرصتها باشد. این تحول نیازمند پیوند ناگسستنی میان اكولوژی, اقتصاد و امنیت اجتماعی است و پیشرفتهای اقتصادی و شرایط زندگی اجتماعی باید در تطابق با جریان دراز مدت حفظ پایه های طبیعی زندگی باشند.

 

"توسعه پایدار،توسعه ای است كه نیازهای زمان حال را با رعایت حقوق و توانایی نسل آینده برای مواجه شدن با نیازهای آن برهه زمانی برطرف می سازد."(تعریف كمیسیون «جهان و محیط» از توسعه پایدار)

در این تعریف كلمه توسعه دارای مفهوم گسترده*ای است و نمي*تواند به یك محدوده خاص محدود شود چرا که درباره همه چیز و همه كس در این دنیا صدق مي*كند. هم در زمان حال و هم آینده. ثانیاً هدف توسعه تداوم توسعه است. این تعریف دارای دو مفهوم است:

الف مفهوم نیازها: شروطی برای برقرار كردن یك استاندارد قابل قبول زندگی برای عموم مردم.

ب مفهوم محدودیت*ها:* محدودیت*های ظرفیتی محیط برای برطرف كردن نیازهای حال و آینده.

نیازها در مرحله اول شامل نیازهای اولیه مثل غذا، پوشاك، مسكن و شغل است و در مرحله دوم نشانگر آن است که هر فرد در هر نقطه دنیا باید مجال بالا بردن سطح زندگی خود داشته باشد.

محدودیت*ها شامل محدودیت*های طبیعی منابع محدود و همچنین روند رو به كاهش بازدهی ناشی از بهره*برداری بیش از اندازه از منابع، آب و كم شدن تنوع زیستی برای آینده مشترك ماست. بهترین راه حل این است كه نیازها به بهترین وجه برطرف شود، در حالیكه منابع كاهش نیابند. یعنی هر نوع توسعه ای باید در تمام زمینه های سیاسی، اجتماعی و محیطی به برطرف شدن نیازها كمك كرده و باعث افزایش محدودیت*ها نشود. (مأخذ http://www.susarch.com)

 

پیشینه و روند گسترش مفاهیم امروزین توسعه پایدار

با اوج گرفتن نگرانی از عواقب فعالیتهای انسانی برای كره زمین بر پایة قطعنامة مجمع عمومی سازمان ملل،* در اواخر سال 1983 كمیسیونی جهانی با ریاست خانم برانتلند نخست وزیر وقت نروژ جهت بررسی جامع مسائل زیست محیطی و توسعة جهانی تشكیل شد. در پی پژوهش*ها و گفت و شنودهای وسیع بین*المللی، این كمیسیون گزارش نهایی خود را تحت عنوان «آینده مشتركمان» در نیمة سال 1987 منتشر كرد و از آن پس واژه*های توسعة پایدار كه بحث محوری این گزارش را تشكیل مي*داد،* مقبولیت و رواج گسترده*ای یافت. توسعه پایدار را كمیسیون توسعه و محیط به شكل زیر تعریف نمود، كه به عنوان یك تعریف جامع و یك چارچوب توافق شده جهانی مورد قبول قرار گرفته است:

توسعه*هایی در چارچوب پایداری قرار می گیرند که نیازهای كنونی را بدون آنكه مخاطره*ای برای توانایی نسلهای آینده جهت تأمین نیازهایشان داشته باشند، تأمین كنند.

در كنفرانس «منشور زمین » سازمان ملل در سال 1992 موضوع توسعه پایدار در سراسر جهان وارد جریان اصلی شد و برنامه*های پایداری در بسیاری از نقاط جهان متداول شد.

برگرفته از تعریف فوق، *در اصل پنجاهم قانون اساسی ایران چنین آمده است: «در جمهوری اسلامی، حفاظت محیط زیست كه نسل امروز و نسلهای بعد باید در آن حیات اجتماعی رو به رشدی داشته باشند، وظیفه عمومی تلقی مي*گردد. از این رو فعالیتهای اقتصادی و غیر آن كه با آلودگی محیط زیست یا تخریب غیر قابل جبران آن ملازمه پیدا كند،* ممنوع است.» (مفیدی، مبانی مقدماتی توسعه و طراحی شهر پایدار)

در فارسی كلمات: جاویدان، ماندنی،* ثابت، باثبات، مقاوم، مدام، دائم، بادوام، باقی، *برقرار، قالب، استوار، استقامت، پایا، پاینده، پابرجا، و ماندگار به كار گرفته شده، كه از همه متداول*تر كلمه پایدار و یا پایداری است. این واژه یكی از واضح*ترین مفاهیمی است كه به خوبی، آنچه را كه در ذهن و اندیشه بسیاری از مردم فارسی زبان وجود دارد بیان مي*كند، و به همین علت این واژه به سرعت فراگیر شده و كاربرد عمومی پیدا كرده است.* هر چند كه منتقدانی نیز دارد، كه اظهار مي*دارند كه واژه «پایدار» یا «پایداری» مفهوم واقعی موضوع را نمي*رساند، و مي*یابد به دنبال واژه دیگری باشیم. (دهخدا)

توسعه پایدار از بین طرحها و برنامه های مختلف، تحولات و رشد اجتماعی آنهایی را بر می گزیند که از نظر زیست محیطی و اجتماعی نسبت به سایر الگوها برتری داشته باشند. بنابراین مسئله این نیست که تنها به حفاظت از محیط زیست اهمیت داده شود، بلکه تلاش برای این است که محیط زیست حفظ گردد، در عین اینکه مانعی در برابر رشد و توسعه ایجاد نشود. یا بعبارت دیگر اجازه دهیم فرایندهای رشد روال خود را داشته باشند و در عین حال به دقت و با استفاده از روشهای تخصصی مراقب باشیم تا از تخریب سرمایه های زیست محیطی تا حد ممکن جلوگیری شود. (پاگ، سدریک، محرم نژاد، شهرهای پایدار در کشورهای در حال توسعه)

بنابراین به منظور دستیابی به توسعه پایدار راهبردها و اصول چهارگانه زیر باید رعایت شوند:

1) به كارگیری و پایدار ساختن مصرف منابع تجدیدپذیر

2) بهینه سازی و ممیزی استفاده از منابع تجدید ناپذیر و به حداقل رساندن مصرف منابع طبیعی به تناسبی كه كمتر از آنچه رشد طبیعی آنها

3) حداقل تولید ضایعات و آلودگی*ها كه قابل جذب در مقیاس و ظرفیت محیط محلی تا جهانی باشد

4) تأمین نیازهای پایه*ای انسان و اجتماع،* و ایجاد محیطی سالم برای نسلهای آینده (مفیدی، مبانی مقدماتی توسعه و طراحی شهر پایدار)

لینک به دیدگاه

شهر تهران با جمعيت8 ميليوني، يك شهر با چند خيابان و دروازه كوچك و بزرگ نيست كه بتوان آن را با هزينه‌هاي كم اداره كرد و خدمات مناسبي به شهروندانش ارائه داد. ساماندهي ترافيك، جمع‌آوري زباله، رفت و روب معابر و فعاليت‌هاي عمراني از جمله نيازهايي هستند كه هر كدام از آنها با هزينه‌هاي سرسام‌آوري در تهران اجرايي مي‌شوند. اين در حالي است كه درآمدهاي ناپايدار كنوني شهرداري تهران نمي‌تواند ضامن رشد منطقي در اين كلانشهر باشد و در واقع بدون داشتن درآمدهاي پايدار نمي‌توان انگيزه زيادي براي اجراي پروژه‌هاي طولاني و كليدي ايجاد كرد.

شهرداری کلانشهر تهران به‌عنوان دولت محلي وظايف متعددي در قبال نيازمندي‌هاي شهر و شهروندان به‌عهده دارد كه از يك سو پاسخگويي به اين نيازمندي‌ها بدون انجام هزينه‌هاي فراوان و اجراي پروژه‌ها و سرمايه‌گذاري‌هاي گسترده و تامين منابع مالي امكان پذير نيست و از سوي ديگر با تكيه صرف بر منابع مالي محدود داخلي كه از محل درآمدها و ساير منابع داخلي شهرداري حاصل مي‌شود امكان انجام وظايف گسترده و اجراي پروژه‌هاي عظيم موردنياز شهر ميسر نيست.

امروزه توسعه پايدار براي كلانشهري چون تهران، يك نياز اجتناب ناپذير و ضروري است. درآمدهاي پايدار به‌صورت دائمي بوده و نظير درآمدهاي حاصل از ساخت‌وساز نيست كه درصورت ركود، بودجه شهرداري را با تهديد مواجه سازد.

شايد براي ايجاد درآمدهاي پايدار شهرداري لازم باشد كه قانون شهرداري‌ها كه درسال 1334 تدوين شده و تاكنون بازنگري نشده و تغييري نداشته است، مورد بازبيني واقع شود.

اين در حالي است كه براي حل مشكلات درآمدي شهرداري‌ها، سند درآمدهاي پايدار شهرداري تهران توسط مديريت شهري با همراهي استادان دانشگاه در شوراي اسلامي شهر تهران تدوين شده است.

اجراي قانون مديريت شهري به‌منظور هماهنگي دستگاه‌هاي اجرايي در جامعه امروزي يك ضرورت است. نگرش موردي و مقطعي به نظام درآمدي شهرداري‌ها و عدم‌تعيين تكليف آن در قالب يك نظام كلان اقتصادي، عدم‌شفافيت نظام بودجه و درآمد شهرداري تهران به همراه هدفمند نبودن شكل‌گيري و تأسيس سازمان‌هاي تابعه و توزيع نامناسب بعضي از درآمدها و نبود ساختار تشكيلات مناسب از ديگر چالش‌هاي درآمدي است.

اگر شهرداري‌ها منابع پايدار و صحيحي نداشته باشند، با درآمدهاي ناپايدار به‌صورت غيرمستقيم به طرح‌هايي كه اجرا مي‌كنند خسارت وارد مي‌شود و نمي‌توانند طرح‌هاي جامع را اجرا كنند. با توجه به نقش شهرداري‌ها به‌عنوان دولت‌هاي محلي، شهرداري تهران در سال‌هاي اخير تلاش زيادي كرده است تا با ساماندهي مناسب، منابع مالي پايداري را براي اجراي پروژه‌هاي بزرگ شهري جذب كند.

 

 

 

تجارب جهاني، زمينه‌ساز است

كلانشهرها در همه نقاط دنيا با مسائل نسبتا پيچيده‌اي روبه‌رو هستند، كلانشهر تهران و معضلات آن نيز از اين زمره هستند كه گام‌هاي حركت شهر در ابعاد زماني و مكاني بسيار شتابان بوده است.

بهره‌مندي از تجربه‌هاي موفق ديگر كشورها در امر مواجهه با كسب درآمدهاي پايدار براي شهرداري‌ها، ضمن انطباق آن با شرايط كشورها مي‌تواند بسيار مفيد باشد و مورد بهره‌برداري واقع شود. اولويت‌هاي اداره شهرهاي بزرگ در دنيا تغيير زيادي كرده كه يكي از اين اولويت‌ها، مسئله تأمين منابع مالي پايدار شهرداري است.

نگاهي كوتاه به نحوه اداره شهرهاي بزرگ دنيا نيز دليل محكمي بر اين مدعاست كه تنها منبع پايدار درآمد براي اداره بهينه شهر، مشاركت شهروندان در هزينه‌هاي شهري است اما در اين زمينه شهرداري تهران طي سال‌هاي اخير، فرهنگسازي كرده است و در حال حاضر نيز با در نظر گرفتن مشوق‌ها و تخفيف‌هاي ويژه خوش‌حسابان مي‌خواهد جايگاه مشاركت مالي شهروندان در اداره شهر را نهادينه كند. كشور آلمان به‌عنوان كشوري توسعه يافته داراي 16 ايالت است كه جمعيت آنها بين 70هزار نفر تا 6/17ميليون نفر است. در اين كشور 16هزار شهرداري وجود دارد.

مخارج شهرداري‌ها در كشور آلمان، حدود 9/26درصد از مخارج صرف شده بين سطوح مختلف دولت را شامل مي‌شود. اين امر گواهي بر اهميت شهرداري‌ها در ساختار اين كشور است. 88درصد از كاركنان بخش عمومي را هم نيروي به كار گرفته شده در شهرداري‌ها تشكيل مي‌دهند؛ به اين دليل كه بيشتر فعاليت‌هاي اجرايي را كه دولت‌ها موظف به انجام آن هستند، شهرداري‌ها انجام مي‌دهند.

بودجه‌هاي نهادها و حكومت‌هاي محلي از 2 بخش جاري و سرمايه‌اي تشكيل مي‌شوند. محل تامين بودجه‌هاي جاري، درآمدهاي جاري و محل تامين بودجه‌هاي سرمايه‌اي، درآمدهاي سرمايه‌اي هستند كه از محل كمك‌هاي بلاعوض سرمايه‌گذاري از جانب دولت و نيز عوايد حاصل از فروش تامين شده است. درآمدهاي مالياتي هم منبع درآمدي براي شهرداري‌ها هستند. درآمد شهرداري‌ها از كمك‌هاي بلاعوض، فروش خدمات، خالص قرض استقراض، تسهيلات بانكي و در مواردي از منابع ديگر تامين مي‌شود.

در تايلند كه در زمره كشورهاي در حال توسعه است، دولت محلي به 6 صورت مختلف سازمان يافته و به يكسان در مناطق روستايي و شهري توزيع شده است، صورت‌هاي شهري دولت محلي عبارتند از دستگاه اداري كلانشهر بانكوك كه به‌صورت اجرايي نيرومندي از دولت محلي مختص بانكوك است، شهرداري كه مراكز شهري استان‌ها را اداره مي‌كند و نوعي مديريت شهري خاص.

بانكوك كه به يك غول تبديل شده، بزرگ‌ترين شهر كشور است كه بخش اعظم منابع را مي‌بلعد. تمامي فعاليت‌هاي اقتصادي مهم و نيز نهادهاي سياسي، آموزشي و فرهنگي مهم و ارتباط‌هاي بين‌المللي كشور در اين شهر متمركز شده است. در سال 1994 درآمد سرانه در اين شهر 203هزار بات (8120 دلار آمريكا) يعني 3 برابر ميانگين ملي بوده است.

رشد سريع شهرنشيني و تمركز بخش اعظم در اين شهر ايجاب مي‌كند كه بانكوك نظام دولت محلي پيچيده تري داشته باشد. تامين مالي در شهرداري‌هاي تايلند از برنامه‌ريزي و مديريت در فعاليت عمده تشكيل مي‌شود، جمع‌آوري عوايد و هزينه كردن آن داراي 6 مرحله است.

 

 

توسعه هدفمند شهر

مديريت شهري براي رفع نيازهاي خدماتي، فرهنگي، اجتماعي، ورزشي و رفاهي، شهر را به سمت توسعه هدفمند هدايت مي‌كند. لازمه توسعه هدفمند، مشاركت شهروندان است كه با همكاري با شهرداري مي‌تواند به آباداني شهر منجر شود.

بالا رفتن كيفيت زندگي در كلانشهر نيازمند صرف هزينه بسياري است كه بايد شهروندان از طريق پرداخت عوارض آنها را تأمين كنند.

شهرداري تهران طي 4 سال گذشته به‌صورتي فزاينده حجم فعاليت‌ها و خدمات خود را از نظر كمي و كيفي ارتقا داده است.

در حالي كه اعتبارات سال 1384 كمتر از 10 هزار ميليارد ريال بوده، اين اعتبارات براي سال 1387 به مرز 50 هزار ميليارد ريال رسيده و پيش‌بيني اوليه تأمين منابع مالي در سال 1388 بالغ بر 75 هزار ميليارد ريال بوده است(رقم نهايي بودجه 1388 با توجه به تحولات و محدوديت‌ها كاهش يافت). افزايش چشمگير در منابع و فعاليت‌ها منجر به تحولات قابل لمس در سطح شهر تهران شده و حتي نمي‌تواند از چشمان تيز‌بين هيچ داور باانصافي مخفي بماند. افزايش درآمدها براي سال 1389 مي‌تواند در سقف سال 1388 و يا بيشتر نيز پيش‌بيني شود و اين روند افزايشي مي‌تواند همچنان به‌صورتي فزاينده استمرار و ادامه يابد.

اين افزايش‌ها به‌خصوص با متنوع‌كردن منابع درآمدي و كيفي‌تر كردن روش‌هاي تحصيل درآمد و تركيبي‌كردن آنها البته با وقت‌گذاري و پيگيري و صرف انرژي بسيار مديريت ارشد شهرداري تهران كم‌وبيش مي‌تواند روند صعودي را طي كند.

براي دستيابي‌به روش‌هاي مؤثر در تحصيل درآمدهاي پايدار در هر سطح مورد انتظار آن هم به‌صورت نهادينه‌شده و با وقت‌گذاري جدي مديريت ارشد شهرداري تهران جهت سياستگذاري و نهادينه‌سازي‌ و ايجاد زيرساخت‌هاي مورد نياز، لازم است كه مطالعات پايه‌راهبردي انجام و كرسي نظريه‌پردازي در موضوع ماليه شهري ايجاد شود تا با نقد اصول و مباني روش‌ها و با شناسايي دقيق ماهيت هزينه‌ها و ماهيت عواملي كه مي‌توانند فرصت‌هاي جديدي خلق كنند و متكي به مديريت دانش و نوآوري در همه سطوح كوتاه‌مدت، ميان و بلندمدت باشند، راهكار‌هاي عملياتي پايدار در تأمين منابع مالي مورد بررسي قرار گيرد و نهايتا روش‌ها و مدل‌هاي جديدي ارائه شود. اقدامات مذكور مي‌تواند گام‌هايي بلند و مهمي در توليد دانش كارفرمايي باشد.

 

همشهری آنلاین

لینک به دیدگاه

نویسنده: علی آسمانی

انواع پایداری:

انواع چهارگانه پایداری عبارتند از: انسانی، اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی. این انواع بسیار با هم متفاوتند و علی‌رغم تداخل‌ها با هم در یک مفهوم جمع نمی‌شوند. در واقع مشکل از اینجا آغاز شده است که وقتی نظام اقتصادی انسانی کوچک بود ظرفیتهای باز تولید و انطباق محیط زیست نامحدود فرض می‌شد. اما امروزه با کمال تاسف متوجه شده‌ایم که منابع و ذخایر زیست محیطی محدودند. البته این ظرفیتها بسیار بزرگ بودند اما مصرف بسیار زیاد اقتصاد انسانی از آنها پیشی‌گرفته است و ذخایر محدود شده‌اند. اقتصاددانان که با منابع کمیاب سروکار دارند نتوانسته اند کمیاب بودن منابع زیست محیطی را درک کنند و وارد ارزیابی‌های خود کنند. قاعده کلی پایداری این است خروجی فعالیتهای ما باید در محدوده توانایی محیط زیست محلی برای جذب مواد زائد بوده و باعث تخریب غیرقابل قبول ظرفیت جذب مواد زائد در آینده نشود.

 

1-پایداری انسانی: یعنی حفظ سرمایه انسانی، سرمایه انسانی کالای خصوصی افراد است. عواملی مثل بهداشت، آموزش، مهارت، دانش، رهبری و دسترسی به خدمات سرمایه انسانی را می‌سازند. سرمایه‌گذاری در اینها بخشی از توسعه اقتصادی است زیرا پایداری انسانی نیازمند سرمایه‌گذاری مستمر برای مراقبت در طول عمر انسانهاست. ارتقاء بهداشت مادران، تغدیه، زایمان ایمن، مراقبت نوزادان و خردسالان از این موارد است. لازم است 2 تا 3 دهه سرمایه‌گذاری برای آموزش و کارآموزی انجام شود تا برخی از توانایی‌های هر فرد مجال ظهور یابد. در عمل سرمایه انسانی به خوبی حفظ نشده است، افزایش جمعیت از میزان شاخص‌های سرانه آن کاسته و سرمایه‌گذاری اضافی روی آموزش با کیفیت پایین نیز باعث عدم رشد سرمایه انسانی شده است.

 

2-پایداری اجتماعی: یعنی حفظ سرمایه اجتماعی. چهارچوب اصلی جامعه را می‌سازد و هزینه کار با یکدیگر و همکاری را کاهش می‌دهد و با به وجودآوردن اعتماد از هزینه مبادله می‌کاهد فقط مشارکت منظم در جامعه و جامعه مدنی قوی (شامل حکومت) می‌تواند چنین وضعی ایجاد کند.

- انسجام اجتماع برای نفع متقابل، همبستگی میان گروههای مردم، تعامل، تساهل و تحمل، محبت، صبوری، هم‌یاری، عشق، معیارهای صداقت و درستی، نظم و اخلاق مورد وفاق عموم، تعامل‌های فرهنگی و مذهبی، این عوامل تشکیل‌دهنده سرمایه اجتماعی هستند و بدون چنین عواملی سرمایه اجتماعی به سرعت مستهلک می‌شود (مثل سرمایه فیزیکی)

- اهمیت ایجاد و حفظ سرمایه اجتماعی برای ایجاد پایداری اجتماعی هنوز به درستی فهمیده نشده است سرمایه‌داری نوع غربی سرمایه اجتماعی را تضعیف می کند زیرا رقابت و فردگرایی را بر تعاون و اجتماع گرایی ترجیح می‌دهد.

- خشونت هزینه اجتماعی عظیمی است که در جوامعی که سرمایه‌گذاری کافی روی سرمایه اجتماعی نشده است باید پرداخت شود. خشونت و گسستگی اجتماعی بزرگترین موانع پایداری هستند.

 

3-پایداری اقتصادی: مراد از پایداری اقتصادی حفظ سرمایه اقتصادی است. با وجود این پایداری اقتصادی را می‌توان براساس ارزش افزوده درآمد تعریف کرد، همانطور که هیک Hick به شکل زیر تعریف کرده است: " میزانی که هر فرد می تواند طی یک دوره مصرف کند و در انتهای دوره از نظر رفاهی همان وضع آغاز دوره را داشته باشد.

-سرمایه ساخته شده را می‌توان جایگزین کرد. معمولا" سرمایه ساخته شده اضافی وجود دارد.

-به طور سنتی، اقتصاددانان توجه اندکی به سرمایه طبیعی داشته‌اند (جنگل‌ها، هوای پاک وغیره) می‌بایست به معیارهای سنتی تخصیص و کارآیی عنصر سومی بنام اندازه (مقیاس) را نیز افزود. اضافه کردن این عنصر اندازه رشد را محدود می‌کند و این پرسش که چه میزان رشد اقتصادی مطلوب است؟ را وارد نظریه اقتصادی می‌کند. یا به سخن دیگر چه میزان ماده و انرژی از محیط زیست به مواد زائد یا ذخیره تبدیل بشود.

-از آنجا که ارزشهای اقتصادی با پول محاسبه می‌شود. اندازه‌گیری سرمایه طبیعی، سرمایه بین نسلی و منابع در دسترس عموم مثل هوا با مشکلات زیادی روبروست.

 

4-پایداری زیست محیطی:یعنی حفظ سرمایه طبیعی، البته هدف از حفظ سرمایه طبیعی تداوم رفاه انسانی است. انسان باید بفهمد که می‌بایست در چارچوب محدودیتهای محیط زیست بیوفیزیکی زندگی کند. سرمایه طبیعی باید حفظ شود زیرا هم تامین کننده منابع است و هم صندوق ذخیره مواد زاید و این به معنای حفظ اندازه زیر نظام اقتصاد انسانی (جمعیت ضربدر مصرف در هر سطحی از تکنولوژی) در محدوده کل اکوسیستمی است که این سیستم به آن وابسته است. پایداری زیست محیطی نیازمند مصرف پایدار توسط یک جمعیت پایدار است

 

قواعد پایداری را چنین تدوین کرده اند:

-از بعد ستانده‌ها: حفظ مواد زائد در محدوده ظرفیت انطباق محیط زیست بدون آسیب رساندن به آن

-از بعد نهاده ها : بهره‌برداری از تجدیدپذیرها باید در محدوده نرخ باز تولید آنها بماند

تکنولوژی می تواند پایداری زیست محیطی را کاهش دهد یا بر آن بیفزاید. تجدید ناپذیرها را نمی‌توان پایدار کرد اما به نیمه پایداری زیست محیطی آنها می‌توان نزدیک شد و راه آن نیز نگهداشتن نرخ کاهش آنها در حد نرخ ایجاد جایگزین‌های تجدیدپذیر آنها می‌باشد به سخن دیگر.

-قاعده 1 در مورد منابع تجدیدپذیر: استفاده از منابع تجدید پذیر می‌بایست درمحدوده ظرفیتهای باز تولید نظام طبیعی که آن منابع را تولید می‌کند باشد

-قاعده 2 در مورد منابع تجدید ناپذیر: نرخ کاهش موجودي منابع تجدید ناپذیر می‌بایست کمتر از نرخ تاریخی تولید جانشین‌های تجدیدپذیریشان بوسیله نوآوری و سرمایه‌گذاری انسانی باشد.

-قاعده3 ميزان و سرعت دفع مواد زائد ناشي از مصرف منابع ،چه تجديدپذير و چه تجديد ناپذير، مي بايست متناسب با توانايي زمين براي جذب و تغييرشكل (سازگاري ) با آن باشد.

-قاعده4 دفع مواد زائد نبايد به حفظ منابع زمين آسيب برساند

-قاعده 5 خدمات زیست محیطی معمولا" جایگزینی ندارند و اگر آسیب ببینند این آسیب برگشت ناپذیر است.

لینک به دیدگاه

نویسنده: علی آسمانی

  • پايداري-------- به طور كلي يعني قابليت يك حالت يا فرايند معين براي بقاي نامحدود
  • پايداري اجتماعات انساني -------- توانايي اجتماع در برآوردن نيازهاي كنوني‌اش بدون از ميان بردن توانايي نسلهاي آينده براي برآوردن نيازهاي خود.

استفاده پايدار از منابع محدود زمين مهمترين موضوع براي توسعه حال و آينده انسانهاست

  • البته پايداري(sustainability( مفهومي است مبهم و پرتناقض كه به صور مختلف و در مورد سطوح مختلف حيات زيستي، سازمان اجتماعي و حتي رشته‌هاي فعاليتهاي انساني به كار برده شده است.

سازمان زيستي مثل: آبريزها يا جنگل‌ها

سازمان انساني مثل: روستا بوم‌ها، شهر بوم ها، شهرهاي پايدار

رشته‌هاي فعاليتهايي انساني مثل: كشاورزي پايدار، معماري پايدار

اين مفهوم ريشه در اكولوژي دارد كه به توانايي اكوسيستم‌ها در حفظ فرايندها و كاركردهاي خود وحفظ تنوع زيستي و توليد مثل و بقا مي پردازد. اما مفهوم پايداري كه امروزه به كار ميرود بقاي كل زمين را هدف قرار ميدهد. البته با توجه به رفاه انسان . پايداري ، اين گونه كه در متون از آن بحث شده است

مي تواند انديشه، ويژگي موجودات زنده، روش توليد و شيوه زندگي باشد

 

جامعه انساني امروز پايدار نيست زيرا:

 

  • براي پايداري، منابع طبيعي بايد با سرعتي مورد استفاده قرار گيرد كه طبيعت بتواند آنها را جانشين كند اما انسان شتابان‌تر از توانايي طبيعت براي بازسازي از منابع محدود زمين بهره‌برداري مي‌كند.

سه پايه پايداري -----------------------------------

 

اقتصادي

 

محيط زيست

 

اجتماعي

 

  • توسعه پايدار--- طرفداران توسعه پايدار كوشيده‌اند ميان توسعه اقتصادي و ضرورتهاي مبرم حفاظت از محيط‌زيست و حفظ منابع هماهنگي برقرار كنند. زيرا توسعه اقتصادي نامحدود در يك سياره محدود غيرممكن است و محدوديت زمين تمام فعاليتهاي مادي بشر را محدود مي‌كند.
  • فكر توسعة پايدار در دهه 1970 ظهور كرد و بر رابطه ميان جمعيت، محيط زيست و توسعه صنعتي توجه داشت ديرتر كميسيون جهاني محيط زيست و توسعه سازمان ملل در سال 1987 تاسيس شد و در گزارشي تحت عنوان آينده مشترك ما كه به گزارش برون بلاند معروف است 5 اصل براي توسعه پايدار تعيين كرد:.

1-تغييرات شيوه‌هاي عمل كنوني رشد اقتصادي، تكنولوژي، توليد و مديريت كه بر محيط زيست و جمعيت آثار منفي به جاي مي‌گذارد.

2-تضمين اشتغال، غذاع انرژي، آب سالم و خدمات بهداشتي براي همه مردم

3-كنترل رشد جمعيت جهاني

4-حفظ منابع طبيعي براي نسل هاي آينده

5-تركيب ملاحظات اقتصادي، زيست محيطي و جمعيتي به هنگام تصميم‌گيري‌هاي مربوط به سياستگذاري و برنامه‌ريزي

 

·هم كشورهاي در حال توسعه، هم كشورهاي اروپاي شرقي و شوروي سابق و هم شهرهاي جهان در حال توسعه با اين مسئله روبرو هستند.

·كار بست سياست توسعه پايدار به معناي نقش كليدي دولت به عنوان مدير رشد است كه البته برخي كشورها (مثلاً ايالات متحده) به دشواري مي توانند اين مطلب را بپذيرند.

·مديريت پايدار محيط زيست از طريق پايش صنعت، كشاورزي، انرژي و سيستم حمل و نقل، بهداشت، مديريت مواد زائد و بهره‌برداري از منابع طبيعي ممكن است.

·براي اين منظور مي بايست توسعه مجدداً تعريف مي شد و بدين منظور مفاهيم مختلفي مطرح شده است از قبيل:

- پيشرفت كيفي بجاي توسعه كلي

- توسعه بهتر نه بيشتر

- تاكيد بر كيفيت زندگي نه توليد مادي

- توسعة با كيفيت بهتر اما با شتاب كمتر

- توسعه همرا با ارزش‌ها، نه بدون پايه ارزشي

 

در پارادايم جديد ثروت مادي تنها ثروت ممكن نيست و صحبت از كسب انواع سرمايه ها به ميان مي آيد: سرمايه فيزيكي، مالي، فرهنگي، سياسي

  • يك برداشت جديد از توسعة پايدار توسعه اي است كه در برگيرندة رشد هوشمندانه يا Smart Growth باشد.
  • مفهوم رشد هوشمندانه با پايداري ارتباط وثيق دارد. يعني رشد مي بايست با كيفيت زندگي در پيوند مستقيم باشد وگرنه مي بايست رهايش كرد
  • رشد هوشمندانه به ارتباط ميان توسعه و كيفيت زندگي توجه دارد و رشد را در خدمت ارتقا و كمال اجتماع قرار مي دهد
  • ويژگيهاي رشد هوشمندانه از يك اجتماع به اجتماع ديگر متفاوت است ولي در شهرها بيشتر متكي است بر شهرهاي كوچك، عابر پياده و تركيبي از مسكن و كاربري‌هاي تجاري و خرده فروشي و متمايل به حفظ فضاي باز و ساير اسباب آسايش زيست محيطي.

  • يكي ديگر از ابعاد پايداري توسعه نحوة مصرف منابع طبيعي است. ميزان مصرف چگونه بايد باشد؟ با چه سرعتي از منابع موجود بهره برداري كنيم. در پاسخ نكات مهمي مطرح شده است:

سرعت مصرف منابع تجديد پذير

 

تندتر از توانايي طبيعت براي جبران (بازتوليد) انحطاط محيط زيست توسعة ناپايدار

برابر با توانايي طبيعت براي بازسازي تعادل زيست محيطي اقتصاد ثابت

كندتر از توانايي طبيعت براي بازسازي احياي محيط زيست توسعه پايدار

 

سرعت مصرف منابع تجديد ناپذير (يا دير تجديد پذير) نيز بايد در حدي باشد كه پيش از پيدا شدن منابع جديد پايان نپذيرد. افزون بر اين اين توليد مشكلات زيست محيطي و اجتماعي نكند .

  • بعد ديگر توسعة پايدار دفع مواد زائد در طبيعت به اندازه و با سرعتي است كه زمين قادر باشد خود را با آن سازگار كند و اين مواد را جذ ب و باز يافت كرده و ادامة حيات روي كرة خاك را ممكن سازد .و البته امروزه با بالا رفتن سطح مصرف در همه جاي جهان و استفاده از موادسنتتيك مصنوعي بجاي مواد طبيعي بر حجم مواد زائد انچنان افزوده شده كه طبيعت را در خطر قرار داده است وراهحل هايي كه مطرح شده يكي بازيافت است و دومي استفاده از مواد سازگار با طبيعت يعني قابل تجزيه .
  • شهرنشيتي پايدار(Sustainable Urbanization): بالا بردن كيفيت زندگي در يك شهر از ابعاد اكولوژيكي، فرهنگي، سياسي، اجتماعي و اقتصادي، بدون اينكه باري بر دوش نسل‌هاي آينده باشد.

vدر اين ديدگاه توسعه اجتماعي و اقتصادي شهرها مي تواند همراه با حمايت و حفاظت از منابع زمين براي نسل فعلي و نسلهاي آينده باشد.

vمنابع طبيعي و ظرفيت نظام‌هاي طبيعي براي انطباق با تغييراتي كه بشر در زمين ايجاد مي‌كند محدود است و به هنگام طراحي براي رشد مي بايست در نظر گرفته شود.

 

واژه ديگر براي همين معنا واژة Liveable Cities "شهرهاي قابل زيست" (زندگي)است.

 

  • بدون شك توسعه شهرها به شكل كنوني حيات محيط زيست را در همه جاي جهان تهديد مي‌كند

به همين جهت اين روزها همه جا صحبت از توسعه شهري پايدار مي رود. اما واقعا براي بيشتر سياستگذاران اينكه يك شهر پايدار چه ويژگيهايي دارد روشن نيست. مثلاٌ در گزارش سياستگذاران انگليسي تحت عنوان: Towards an Urban Renaiscence مجموعه اي ازشرايط اقتصادي، اجتماعي و زيست‌محيطي مطرح شده است. اما اينكه چگونه اين شرايط باهم جمع مي‌شوند تا شهرهايي پايدار بسازند روشن نيست.

 

  • اندازه گيري و كاربست توسعة پايدار در شهرها:پايداري مفهومي چند بعدي است، پس هر كوششي براي اندازه‌گيري آن هم بايد چند بعدي باشد. الول بايد از جدي بودن شهرها براي توسعة پايدار سر در آورد.شاخص اصلي براي اينكه بفهميم يك شهر چقدر در بحث توسعه پايدار جدي است اين است كه ببينيم اين شهر داراي طرح توسعه پايدار هست يا نه، يعني آيا شاخص‌هاي پايداري در طرح توسعه شهر لحاظ شده‌اند يا نه؟طرح توسعه پايدار در واقع همان طرح توسعه استراتژيك شهر است زيرا پايداري امري استراتژيك است.

برخي شاخص‌هايي كه در طرح‌هاي توسعه پايدار شهرها به كار رفته است

 

- وجود يك طرح جامع منطقه‌اي

- اهداف زيست محيطي

- اهداف سلامت (تندرستي)

- بهره‌وري در مصرف انرژي

- اهداف توسعه اقتصادي محلي

- شاخص‌هاي كيفيت زندي

- موضوعهاي مربوط به برابرسازي زيست محيطي و اجتماعي

- موضوعهاي مربوط به حكمراني (اداره امور) و ميزان مشاركت مجاز شهروندان در فرايندهاي تصميم‌گيري

- تمهيدات قانوني اجراي طرح

- ارتباط طرح توسعه شهر با طرح منطقه‌اي و ساير طرح بالادست

 

هدف مهم در حال حاضر:

 

  • با توجه به اينكه زمان زيادي از اجراي طرحهاي پايداري نگذشته هدف تدوين شاخص‌هاي پايداري نبايد اين باشد كه ميزان پايداري را بسنجد بلكه هدف شناخت عواملي است كه در شهرهاي مختلف براي پايداري مهم است

نمونه‌هاي شاخص‌هايي كه شهرهاي مختلف به كار برده‌اند

شاخص‌ كيفيت هوا، تنوع زيستي، انرژي، تغيير آب و هوا، تخليه اوزون، غذا، مواد خطرناك، سلامت انساني، پاركها و فضاهاي باز، توسعه اقتصادي، رشد جمعيت، عدالت زيست محيطي، اطلاع رساني از طريق آموزش، دفع مواد زائذ جامد، حمل و نقل، كيفيت آب، هزينه‌هاي شهرداري ها و حفاظت.

 

 

ابزارهاي سياست‌گذاري لازم: تدوين و اجراي قانون، انجام اصلاحات صنعتي، تنظيم رشد و فعاليتهاي اقتصادي، تامين اعتبارات و مشوقهاي لازم براي حفاظت از محيط زيست، گسترش آموزش زيست محيطي، تامين هزينه دفع زباله‌هاي سمي و حمايت از پژوهش

 

نقش اجتماعات محلي:ايده اولوژي پايداري عميقاً به اين اصل باور دارد كه:

علاوه بر دولت و بخش خصوصي، انواع گروههاي مربوطه به اجتماعات محلي مي‌بايست در كوشش براي ترويج رشد صحيح و هوشمندانه سهيم شوند. حتي حفظ منابع مي‌بايست در سطح خانوار ترويج شود.

نقش تكنولوژي:يك ديدگاه بدبينانه اساساً رشد تكنولوژي را با پايداري سازگار نمي داند، اما ديدگاه ديگري هم هست كه خواهان تكنولوژي‌هاي نويني است كه به پايداري كمك مي كنند و از قابليتهاي زمين محافظت مي كنند.

 

تاريخچه كوشش‌هاي انجام شده

 

  • پيام اصلي كنفرانس سران ريو اين نكته بود كه سبك زندگي شهروندان شمال از جمله شيوه ساخت شهرها از نظر زيست محيطي پايدار نيست و بر همين اساس بود كه دستور كار 21 به عنوان پايه و اساس كشاندن فرايند توسعه به سوي پايداري تصويب شد. بيشتر كشورهاي دنيا پذيرفتند كه: فرايند توسعه امروز مبتني بر منابع تجديد ناپذير بوده و آثار مخربي بر محيط زيست دارد. پس ضرورت دارد كه اين فرايند را وارونه كنيم و براي ساخت و حفظ محيط مصنوع تا آنجا كه ممكن است از منابع تجديدپذير استفاده كنيم تا بتوان زمين را براي نسل‌هاي آينده حفظ كرد.
  • اخيرا شهرها ميان خود پيمانهايي مي بندند براي اينكه با همكاري يكديگر به سوي پايداري حركت كنند. اساس اين كوشش‌ها بر اين است كه ميان رشد و مصرف منابع و ظرفيت سامانه‌هاي طبيعي متوازني به وجود آيد.

لینک به دیدگاه
  • 4 سال بعد...

توسعه شهری پایدار یا توسعه پایدار شهری

 

اصولا شهر پایدار جایی است که به دلیل استفاده اقتصادی از منابع، اجتناب از تولید بیش از حد ضایعات و بازیافت آن تا حد امکان و پذیرش سیاست‌های مفید و همگام با طبیعت در درازمدت، قادر به ادامه حیات خود باشد. شهر پایدار شامل ابعاد اقتصادی، اجتماعی، کالبدی، مدیریتی و زیست محیطی می‌باشد، به همین خاطر شهروندان می‌توانند درآمدی عادلانه بدست آورند، سرپناهی مناسب اختیار کنند، احساس آرامش و امنیت داشته باشند و تلاش و وقت خود را وقف حفاظت از پایداری شهر نمایند. ساخت یک اقتصاد قوی برای شهر در هماهنگی با محیط زیست و طبیعت، باید با هدف حفظ روش‌های اجتماعی و سنن تاریخی و تلفیق آن با اشکال نوین مدیریت شهری و فناوری نوین، همگام شود تا همبستگی و انسجام ابعاد پایداری محفوظ بماند. در این نوشتار سعی بر آن است که با رجوع به منابع مختلف، مبحث توسعه شهری پایدار (یا همان توسعه پایدار شهری که مورد اختلاف اساتید است و بحث درباره آن در این مجال نمی گنجد) که همانا روند رسیدن به شهر پایدار است مورد بحث و بررسی قرار گیرد.

2r6z0qxj4mgyu4qgvzhl.jpg

 

موضوع توسعه شهری در دهه‌های اخیر در کشورهای پیشرفته ابعاد جدیدی یافته و از جنبه کمی به کیفی تغییر جهت داده است، بدین معنا که در بیشتر کشورها توجه طراحان و برنامه ریزان در حوزه توسعه شهری از رشد کمی در پیرامون شهر به ارتقای کیفیت فضاهای موجود تغییر یافته و بازگشت ساکنین به مراکز شهری بیش از هر زمان دیگر مطرح شده است؛ یکی از مهم‌ترین عوامل در نظام‌های هدایت توسعه شهری چند دهه اخیر، نحوه استفاده از منابع ماده و انرژی و بالتبع پایداری آن‌ها می‌باشد.

 

بروز نارسائی‌های ناشی از رشد بی رویه شهری در قرن ۲۰ و ۲۱، مخصوصا در کشورهای در حال توسعه، سبب گردیده کلیه جوامع در انطباق با پارادایم توسعه پایدار برای رسیدن به الگوهای پایداری در شهر کوشش کنند؛ و در این راستا نظریاتی همچون توسعه درونی شهرها، کاهش مصرف زمین، کاهش مصرف انرژی، کاهش آلودگی‌های زیست محیطی، حداکثر دسترسی شهروندان به خدمات شهری، الگوی شهر فشرده و … مطرح گشته اند. تحقیقات انجام شده در سطح جهانی نشان می‌دهد که رویکرد شهر فشرده با تاکید بر مواردی همچون کاربری ترکیبی و کارایی زمین، تکیه کمتر بر اتومبیل، اقتصاد پایدار، مشارکت مردمی و کارایی در استفاده از مسکن و محیط تأکید می‌ورزد و از این طریق به اهداف توسعه پایدار نزدیک‌تر می‌شود. در این راستا شناخت الگوهای متفاوت بافت‌های شهری با بررسی شاخص‌هایی از جمله اندازه مصرف زمین، سرانه زمین شهری، توزیع نامناسب کاربری‌ها در شهر و پیوستگی و اتصال و استمرار بافت در شهر قابل بررسی است .

 

نظریه توسعه شهری پایدار در راستای حفاظت از منابع زیست محیطی ارائه شده است. مبانی نظری این رویکرد بر نگهداری منابع برای حال و آینده از طریق استفاده بهینه از زمین و وارد کردن کمترین ضایعات به منابع تجدید ناپذیر مطرح است. پیتر هال توسعه شهری پایدار را این‌چنین تعریف نموده است: شکلی از توسعه امروزی که توان توسعه مداوم شهرها و جوامع شهری نسل‌های آینده را تضمین کند. توسعه شهری پایدار توسعه‌ای است که به نیازهای مردم شهر پاسخ گوید، اما بقا و دوام آن نیز تضمین گردد؛ و در عین حال آب، خاک و هوا، یعنی سه عنصری که برای حیات انسان ضروری است، آلوده و بلااستفاده نگردد.

 

از نظر کالبدی، توسعه شهری پایدار به معنای تغییراتی است که در کاربری زمین و سطوح و تراکم جهت رفع نیازهای ساکنان شهر در زمینه مسکن، تفریح و حمل و نقل به عمل می‌آید تا در طول زمان شهر را از نظر زیست محیطی قابل سکونت نماید (هوای پاک، آب آشامیدنی سالم، اراضی و آب‌های سطحی و زیرزمینی بدون آلودگی و غیره)، از نظر اقتصادی بادوام سازد (اقتصاد شهری هماهنگ با تغییرات فنی و صنعتی جهت حفظ مشاغل پایه و تأمین مسکن مناسب در حد استطاعت ساکنان، با بار مالیاتی سرانه عادلانه) و از نظر اجتماعی همبسته کند (الگوهای کاربری اراضی همبستگی اجتماعی و احساس تعلق شهروندان به میراث‌های شهر را ارتقا خواهد داد. در شهر پایدار توجه عمدتاً به استفاده از زمین‌هایی است که تحت پوشش برنامه‌های توسعه شهری در آمده اند. بخش اعظم رشد آینده جمعیت و نیاز به مسکن در منطقه یا شهر را می‌توان از طریق پرکردن بافت موجود در شهر و افزایش متعادل تراکم برآورده ساخت.

 

از منظر حمل و نقل، پایداری نتیجه برقراری اصول توسعه رشد هوشمند شهری است که در نتیجه آن سطح کمتری از زمین اشغال می‌شود و با اعمال شیوه‌های متفاوت حمل و نقل، کاهش سفرهای درون شهری اتفاق می‌افتد. در واقع حمل و نقل پایدار آن است که کالبد شهری را در تناسب با پیاده روی، دوچرخه سواری و حمل و نقل عمومی قرار دهد و کیفیت خدمات حمل و نقل را تا جایی بالا برد که سبب تشویق تعاملات اجتماعی و استقبال از حمل و نقل عمومی گردد، در این حالت تراکم ساختمانی، زیرساخت‌های شهری و کاربری ترکیبی در اراضی شهری می‌تواند تا هفتاد درصد طول فاصله‌های طی شده در سفرهای داخل شهر را کاهش دهد. مهم‌ترین خصیصه‌های حمل و نقل در شهر پایدار عبارتند از: تأکید بر پیاده مداری و دوچرخه سواری، ترکیب و اختلاط کاربری‌ها و تأکید بر عملکردهای اجتماعی به عنوان عامل وحدت بخش بناها و فضاهای عمومی.

 

افزایش جمعیت شهرها لزوم توجه به متراکم‌سازی با توجه به زیرساخت‌های مورد نیاز را دامن زده است. ظهور مکتب مدرنیسم یا کارکردگرایی در نیمه اول قرن بیستم، که در دهه اول بعد از جنگ جهانی دوم به اوج خود رسید، بیشتر از سایر جنبش‌های فکری در شکل‌گیری و تشویق رشد عمودی شهرها نقش ایفا کرده است. در این ارتباط بلندمرتبه‌سازی برای رفع معضل مسکن و اهمیت دادن به حمل و نقل عمومی از مهم‌ترین خواسته‌های پیروان آن محسوب می‌گردد. پس از آن مکتب پست مدرنیسم در انتقاد به مدرنیسم در دهه آخر قرن بیستم، با مطرح کردن دیدگاه توسعه پایدار به دنبال ارتقاء کیفیت محیط شهری می‌گشت که برخی از اصول ارائه شده در آن اختلاط کاربری‌ها، تشویق حرکت پیاده و کنترل نسبی خودروها در انطباق با اصول شهرسازی متراکم و فشرده می‌باشند. افزایش تراکم با سه دیدگاه متفاوت افزایش تراکم در کل عرصه شهری، افزایش تراکم در واحدها و تقسیماتی خاص و افزایش تراکم در یک هسته به جای هسته‌های متعدد مطرح می‌گردد.

 

در نهایت از مزایای توجه به رویکرد توسعه شهری پایدار می‌توان به نزدیک‌تر شدن امکانات و فرصت‌های کار و تفریح و در نتیجه صرفه جویی در مصرف سوخت و استفاده حداکثری از زمین شهری و محافظت از اراضی سبز و کشاورزی حاشیه‌های شهری، مرمت و نوسازی ساختمان‌های فرسوده و اراضی بایر، افزایش تحرک و پویایی در اثر افزایش حمل و نقل عمومی و ایجاد سرزندگی اجتماعی با اختلاط کاربری‌ها اشاره نمود که شهر را به سوی هر چه سبزتر شدن سوق می دهد.

 

منبع: پژوهشکده شهرسازی و معماری سپیدار

لینک به دیدگاه

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

×
×
  • اضافه کردن...