*Polaris* 19606 ارسال شده در 28 آذر، 2010 همیشه دنیا چیزی نیست که فکرمیکنیم،قدر چیزایی را که داریم بدونیم . پدرم اینجوری بود وقتی من : 4 ساله که بودم فکرمیکردم پدرم هرکاری رو میتونه انجام بده. 5 ساله که بودم فکرمیکردم پدرم خیلی چیزارو می دونه. 6 ساله که بودم فکرمیکردم پدرم از همه پدرها باهوشتره. 8 ساله که شدم گفتم پدرم همه چیز رو هم نمیدونه. 10 ساله که شدم باخودم گفتم! اون موقع ها که پدرم بچه بودهمه چیز با حالا کاملا فرق داشت. 12ساله که شدم گفتم!خب طبیعیه،پدرهیچی در اینمورد نمیدونه...دیگه پیرتر از اونه که بچگی هاش یادش بیاد. 16 ساله که شدم دیدم خیلی نصیحت میکنه گفتم باز اون گوش مفتی گیر اورده. 18 ساله که شدم. وای خدای من بازگ یرداده به رفتار و گفتار و لباس پوشیدنم همینطور بیخودی به ادم گیر میده عجب روزگاریه. 21 ساله که بودم پناه برخدا بابا به طرز مایوس کننده ای از رده خارجه. 25 ساله که شدم دیدم باید ازش بپرسم،چون زیاد بااین قضیه سر و کارداشته. 30 ساله بودم به خودم گفتم بد نیست از پدر بپرسم نظرش درباره این موضوع چیه هرچی باشه چند تا پیراهن از ما بیشتر پاره کرده و خیلی تجربه داره. 40 ساله که شدم مونده بودم پدر چطوری از پس این همه کار بر میاد؟چقدرعاقله،چقدر تجربه داره. 50 ساله که شدم حاضر بودم همه چیز رو بدم که پدر برگرده تا من بتونم باهاش درباره همه چیزحرف بزنم! اما افسوس که قدرشو ندونستم خیلی چیزها میشد ازش یاد گرفت.! 22
shaden. 18583 ارسال شده در 28 آذر، 2010 من به سی هم نرسیده بودم که پدر رفت .و من باید همیشه کمبودشو حس کنم .کاش بود 6
شقایق31 40377 ارسال شده در 28 آذر، 2010 من به سی هم نرسیده بودم که پدر رفت .و من باید همیشه کمبودشو حس کنم .کاش بود :ws54: من که 25 بودم 5
*Polaris* 19606 سازنده ارسال شده در 28 آذر، 2010 من به سی هم نرسیده بودم که پدر رفت .و من باید همیشه کمبودشو حس کنم .کاش بود :ws54:من که 25 بودم
Sepideh.mt 17530 ارسال شده در 28 آذر، 2010 من به سی هم نرسیده بودم که پدر رفت .و من باید همیشه کمبودشو حس کنم .کاش بود :ws54:من که 25 بودم من 16 5
شقایق31 40377 ارسال شده در 9 فروردین، 2011 چه تاپیک دردناکیمن پدرم نباشه نمیخوام هیچی باشه خدا حفظش کنه همش سایش بالا سرت باشه 5
FrnzT 18194 ارسال شده در 9 فروردین، 2011 واقعا متاسف شدم این تاپیک رو خوندم انشالله که خداوند تمام پدران درگذشته رو رحمت کنه. و تمام پدران عزیزمون رو که برکت وجودشون هنوز در میان ما هست رو برامون حفظ کنه و انشالله که بتونیم قدرشون رو بدونیم. 10
غایب 4790 ارسال شده در 9 فروردین، 2011 خدا، مادر، پدر بار بگذارد ولی هرگز نکاهد بار مادر بلکه صدبار دگرهم می شود سربار مادر جسم و جانش متصل باشد به جسم و جان فرزند از جنین تا وقت مردن، وین خود از اسرار مادر نیمه شب پستان نهادن در دهان شیر خواره با هیالای خطر آن خفتن بیدار مادر هر بلایی کان مقدر گشته با طفلان معصوم پیش از آزار عزیزان می دهد آزار مادر طفل را هر لحظه خوفی هست کان تسکین نیابد جز به زیر با ل مهر و نازش و تیمار مادر بچه هر ناز و گزندش رو به مادر دارد و بس زانکه دیواری کجا کوته تر از دیوار مادر هرچه کودک مایه ی رنج و عذابش نیز باشد باز مادر طفل خود خواند گل بی خار مادر لقمه اش راه دهان طفل را بهتر شناسد جوجه دیدی چون بچیند چینه از منقار مادر وه چه موسیقی است لالای حزینش با جگر بند تار زلفش سیم ساز و سینه خود گیتار مادر خاصه کز بعد تولد خواه زشت و خواه زیبا نقطه ی مرکز شود با گردش پرگار مادر وه چه رویاهای شیرین زاید از آینده ی طفل در دماغی از امید و آرزو سرشار مادر قیمت و مقدار فرزندان چو مادر کس نداند تا بدانید ای عزیزان قیمت و مقدار مادر جان فدای طفل سازد،من خود این با چشم دیدم گشتن مادر به دور کودک بیمار مادر بی دریغ و بی ریا از خود گذشتن داند آری کس نیابی با گذشت مادر و ایثار مادر دور خود تا کودکان را سالم و سر خوش نبیند با هزا رش بلبل و گل نشکفد گلزار مادر او چراغ خانه و کانون گرم خانواده است کیست کو از خوان نعمت نیست برخوردار مادر خود به بازار طبیعت کاین همه انواع کالاست هیچ کالایی ندارد گرمی بازار مادر آسمان گر می گشاید چشم رحمت بر زمین ، نیست جز برای اشک محزون و دل غمخوار مادر مکتب ا ول که پی ریزی کند اخلاق و آداب خود در آغوش است و در رفتارو در گفتار مادر جنت است اجر و جزای مادران ، این خود نبی گفت اجر چندین خدمت بی مزد یا بیگار مادر آتش افروزان که تسلیحات جنگی می فروشند غافلند از انفجار آه آتشبار مادر ناله ی مادر بود انگیزه ی خشم خداوند گو بترسید از خدای قادر و قهار مادر ای که زنگار غمت بزدوده ما در این همه عمر باری از آ ئینه ی دل برزد از زنگار مادر یار ما بعد از خدا مادر، بعد از مادر پدر بود تا مدد کار پدر بادا خدا و یار مادر از مرحوم استاد شهریار تقدیم به همه دوستان 5
nazfar 8746 ارسال شده در 9 فروردین، 2011 خدا حفظش کنه همش سایش بالا سرت باشه الهی فدات بشم میسی :vi7qxn1yjxc2bnqyf8v 4
RAPUNZEL 10430 ارسال شده در 10 فروردین، 2011 من کوچیک که بودم فکر میکردم بابام جزو مردان آهنینه هی قپی میومدم واسه دوستام بابای من زورش زیاده هی اونا میگفتن نخیرم بابای من زورش بیشتره الانم عاشقانه پدرمو دوس دارم:vi7qxn1yjxc2bnqyf8v میمیرم براش اونم حسابی نازمو خریداره:persiana__hahaha: هی لوسم میکنه:babygirl: حتی نمیتونم فکرشو بکنم و دوست ندارم فکرشو بکنم که یه روز از دستش میدم من بدون پدرم میمیرم اینو مطمئنم واقعا نمیتونم خودمو جای اونایی که پدرشونو از دست دادن بذارم فقط از خدا میخوام بهشون صبر بده:ws54:خیلی سخت باید باشه 6
آریوبرزن 13988 ارسال شده در 10 فروردین، 2011 واقعا متاسف شدم این تاپیک رو خوندم انشالله که خداوند تمام پدران درگذشته رو رحمت کنه. و تمام پدران عزیزمون رو که برکت وجودشون هنوز در میان ما هست رو برامون حفظ کنه و انشالله که بتونیم قدرشون رو بدونیم. من هم دقیقا میخواستم همینو بگم دیدم قبلا فرناز جان گفتن فقط نقل قول گرفتم ....... روح تمام پدرایی که در جمع خانوادشون نیستن شاد و اونایی هم که هستن خدا عمر با عذت بهشون بده 4
shaden. 18583 ارسال شده در 10 فروردین، 2011 من کوچیک که بودم فکر میکردم بابام جزو مردان آهنینههی قپی میومدم واسه دوستام بابای من زورش زیاده هی اونا میگفتن نخیرم بابای من زورش بیشتره الانم عاشقانه پدرمو دوس دارم:vi7qxn1yjxc2bnqyf8v میمیرم براش اونم حسابی نازمو خریداره:persiana__hahaha: هی لوسم میکنه:babygirl: حتی نمیتونم فکرشو بکنم و دوست ندارم فکرشو بکنم که یه روز از دستش میدم من بدون پدرم میمیرم اینو مطمئنم واقعا نمیتونم خودمو جای اونایی که پدرشونو از دست دادن بذارم فقط از خدا میخوام بهشون صبر بده:ws54:خیلی سخت باید باشه امیدوارم سایه پدرت همیشه بالاس سرخودت و خانوادت باشه قدرشو بدون 3
shaden. 18583 ارسال شده در 10 فروردین، 2011 من هم دقیقا میخواستم همینو بگم دیدم قبلا فرناز جان گفتن فقط نقل قول گرفتم .......روح تمام پدرایی که در جمع خانوادشون نیستن شاد و اونایی هم که هستن خدا عمر با عذت بهشون بده :icon_gol: 2
RAPUNZEL 10430 ارسال شده در 10 فروردین، 2011 امیدوارم سایه پدرت همیشه بالاس سرخودت و خانوادت باشه قدرشو بدون مرسی عزیز دلم:icon_gol: 2
mohsen 88 10106 ارسال شده در 10 فروردین، 2011 سنگ صبور، پدرم! می خواهم فریاد بزنم تا کوهها بشنوند -هان مغرور نباشید استوارتر از شما نیز کسی هست- تا دریا بشنود -که مگویید زیبایم، زیبایم زیباتر صورت چروکین پدر است.- می خواهم درختان بشنوند -مگر شما تنها سبزید گام های پدرم سبزه های بسیار به دنبال دارد.- کاش صدایم بلندتر از زمان بود کاش آوایم را آسمان می شنید تا احساس بزرگی نکند. کاش ستاره ها ببینند ستاره ای به نام برق محبت در چشمانت موج می زند و ای کاش ... 5
Waffen 15120 ارسال شده در 11 فروردین، 2011 خدا پدر اونی که کتاب chicken soup for the soul را نوشت بیامورزد... این دوستان وبلاگ نویس (البته خانوم های وبلاگ نویس) خیلی بهره برداری بهینه ای از این کتاب کردند... همش ترجمه شده تکه هاش گاه و بی گاه در این سو و آن سو به چشم میخوره... 2
ارسالهای توصیه شده
برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید
برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید
ایجاد یک حساب کاربری
برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !
ثبت نام یک حساب کاربری جدیدورود به حساب کاربری
دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید
ورود به حساب کاربری