Sh.G 202 ارسال شده در 13 شهریور، 2011 دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند 2
Sh.G 202 ارسال شده در 13 شهریور، 2011 مرا دردیست اندر دل اگر گویم زبان سوزد وگر پنهان کنم ترسم که مغز استخوان سوزد 2
Sh.G 202 ارسال شده در 13 شهریور، 2011 شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین حائل کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها 2
شب ستیز 660 ارسال شده در 13 شهریور، 2011 ياد باد انكه زما وقت سفر ياد نكرد ب وداعي دل غم ديده ما شاد نكرد 4
AFARIN 7196 ارسال شده در 13 شهریور، 2011 سلسله موي دوست حلقه دام بلاست هر كه در اين حلقه نيست فارغ از اين ماجراست 5
شب ستیز 660 ارسال شده در 13 شهریور، 2011 توبه بر لب صبحه بر كف دل پر از شوق گناست معصيت را خنده ميايد ز استغفار ما 5
AFARIN 7196 ارسال شده در 13 شهریور، 2011 آن يار كزو گشت سر دار بلند جرمش اين بود كه اسرار هويدا ميكرد 5
ارسالهای توصیه شده