alimec 23105 ارسال شده در 12 آبان، 2011 هست امیدم که علی رغم عدو روز جزا فیض عفوش ننهد بار گنه بر دوشم علی رغم یعنی بینی کسی را به خاک مالیدن 4
sanaz.goli 3471 ارسال شده در 12 آبان، 2011 ترسم آن روز بیایی که نباشد جسدم کوزه گر کوزه بسازد زخاک جسدم 3
* v e n o o s * مهمان ارسال شده در 12 آبان، 2011 بر آستان جانان گر سر توان نهادن گلبانگ سربلندی بر آسمان توان زد
sadafv 6585 ارسال شده در 12 آبان، 2011 دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد ابری که در بیابان بر تشنه ای ببارد ... 3
sarevan 9753 ارسال شده در 12 آبان، 2011 دعای جان تو ورد زبان مشتاقان همیشه تا که بود متصل مسا و صباح 4
alimec 23105 ارسال شده در 12 آبان، 2011 حافظ اسرار الهی کس نمی داند خموش از که می پرسی دور روزگاران را چه شد 4
sarevan 9753 ارسال شده در 12 آبان، 2011 امدی جانم به قربانت ولی حالا چرا بی وفا حالا که من از پابیفتادم چرا... 4
alimec 23105 ارسال شده در 12 آبان، 2011 امدی جانم به قربانت ولی حالا چرابی وفا حالا که من از پابیفتادم چرا... 2
alimec 23105 ارسال شده در 12 آبان، 2011 هست امیدم که علی رغم عدو روز جزافیض عفوش ننهد بار گنه بر دوشم علی رغم یعنی بینی کسی را به خاک مالیدن تصحیح می کنم: علی رغم انف یعنی بینی کسی را به خاک مالیدن 2
Fo.Roo.GH 24356 ارسال شده در 12 آبان، 2011 آسمان بار امانت نتوانست کشید قرعه کار به نام من دیوانه زدند 8
unique1366 1752 ارسال شده در 12 آبان، 2011 دل كه آشفته روي تو نباشد دل نيست آنكه ديوانه خال تو نشد عاقل نيست......... 9
ermia_rooz 4760 ارسال شده در 13 آبان، 2011 تا کی به تمنای وصال تو یگانه اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه 8
captain 9274 ارسال شده در 13 آبان، 2011 همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی 6
sanaz.goli 3471 ارسال شده در 13 آبان، 2011 یه کاسه شراب باشد من باشم و تو تو از کاسه بنوش و من از لب تو 7
alimec 23105 ارسال شده در 13 آبان، 2011 یه کاسه شراب باشد من باشم و تو تو از کاسه بنوش و من از لب تو اوه مای گاااد 2
ارسالهای توصیه شده