رفتن به مطلب

در تعریف شهرسازی آکادمیک


ارسال های توصیه شده

نویسنده : مجید چوبند

 

 

 

نخست به تاریخچه ای کوتاه از شهرسازی می پردازم .

 

اشو زرتشت از خاندان سپنتمان و شاگردانش را می توان نخستین کسانی دانست که ئیده شهرسازی و شهرنشینی را در قالب علوم دینی و معرفتی به جهان عرضه نمودند . در گاتاها و دیگر بخش های اوستایی منسوب به اشو زرتشت سپی تامه ، نقطه نظرات بسیاری در رابطه با اسکان کوچ نشینان آمده است . اشو زرتشت پس از انتقاد از زندگی کوچ نشینی ، به تعریف آرمان شهر خویش می پردازد . آرمان شهر زرتشتی یا هوختشتره که اساس آن در حدود 4000 سال پیش تعریف شده دارای حاکمی است که پیروزمندانه بر اساس احکام صادره از سوی خدای یکتا اهورا مزدا ، حکمرانی می کند و میان افراد جامعه از لحاظ وضعیت مالی و جنسی اختلافی قائل نیست . در این شهر همچنین شهروندان پایبند به سه فریضه اندیشه نیک ، گفتار نیک و کردار نیک از مردم غیر زرتشتی یاری می طلبند . در یکی از هات های اوستا در تعریف حکمران اینگونه آمده است :

 

یتا اهو وئیریو ، اتا رتوش اشات چیت هچا ونگهوش دزدا مننگهو شیه اثنانم انگهوش مزدایی هوخشترم چا اهورایی آ ییم دریگوبیو ددت واستارم .

 

یعنی :

 

چون اهو کامیاب ، همچنین زرتشت از دهش های مینوی و از کردارهای زندگی ، شهریاری از برای مزدا اهورا تا بدهد پشتیبانی درویشان را .

 

و در جای دیگر می خوانیم :

 

آ ائیریما ایشیو ، رفذرائی جنتو ، نرب یس چا ، نائیری یس چا زرتشتره .

 

یعنی :

 

ای مهمان گرامی ، برای یاری به سوی ما بشتاب . از برای یاری رساندن به زنان و مردان زرتشتی .

 

که در آغاز این هات می بینیم در آرمانشهر زرتشتی از غیر زرتشتیان یاری خواسته شده ، آنها را گرامی داشته و در پایان اختلاف میان زن و مرد را زدوده است .

 

همچنین در این آیین ، گاه پا را از شهر فراتر نهاده و به تعریف کشور آرمانی یا وهوخشترم پرداخته است .

 

گرچه آرمانشهر زرتشتی در گذر تاریخ و کشمکش های گوناگون به دست فراموشی سپرده شد ، ولی انسان در طول این 4000 سال پس از تعریف نخستین آرمانشهر جهان ، همواره در تلاش بوده تا برای خود شهری با همان امتیاز ها و گاه فراتر از آن را بسازد . تکرار فلسفه آرمانشهر در ادیان پس از زرتشت و فلسفه های گوناگون غیر دینی تلاش انسان ها را در این زمینه یاد آور می شود . ارسطو و افلاطون و بسیاری از فیلسوفان و دانشمندان نامی دیگر به تعریف شهر و آرمانشهر پرداخته اند و هرکدام از دیدگاه خود سعی کرده اند این موضوع را شرح و بسط دهند . همچنین در پایان سلسله مراتب دینی جهان تکرار همان آرمانشهر زرتشتی را در اسلام با نام مدینه فاضله می توان یافت . ساخته شدن شهرهای گوناگون با خدمات و عناصری که ترکیب آنها تلاشی در بهبود کیفیت و کمیت زندگی اجتماعی انسانها در شهرها بوده ، نشانی از تداوم گرایش مردم جهان به سوی شهر آرمانیشان بوده است . شهرهایی چون بم ، همدان ، نیشاپور ، شوشتر ، ری ، سیراف ، اصفهان ، شیراز و یزد در ایران و شهرهایی چون رم و آتن در اروپا و یا شهری بر فراز قله اینکا در آمریکا گواه بر ادامه این گرایش است .

 

پیچیدگی روحیات انسان ها ، بانی پیدایش اجتماعات پیچیده و اجتماعات پیچیده بانی پیدایش شهرهای پیچیده بوده است . از این رو در میان دانشمندان هر دوره که بنابر آن سروده ارزشمند پزشک پورسینا اکثراً به دنبال حل مشکلات جوامع بشری بوده اند کمتر کسی را می توان یافت که سخنی درباره شهر و شهرنشینی نرانده باشد .

 

اما شهرسازی آکادمیک چگونه پدید آمده است ؟

 

من معتقدم کامیلوزیته معمار اتریشی آغازگر جنبش شهرسازی و به دنبال آن مهندسی شهرسازی در جهان بوده است . این کامیلوزیته بود که با نوشتن کتاب " شهرسازی " در پی بهبود کالبد های شهری بر آمد و به نقد الگوی کالبدی پدید آمده از اقدامات موفق شهردار اوژن هاسمان در پاریس پرداخت . این الگو از پاریس ریشه گرفته و در سراسر اروپا بانی یک جور دلزدگی و همه جایی بود .

 

به دنبال کامیلوزیته ، افراد بسیاری در رشته های گوناگون مرتبط با شهر به ارائه تئوری های جدید در زمینه شهرسازی پرداختند . تئوری باغشهر ابنزر هاوارد و یا شهر درخشان از لوکوربوزیه از این دسته تئوری ها بوده است .

 

در واقع شهرسازی آکادمیک را معماران بنیان نهادند ، ولی گسترش و توسعه روز افزون نیاز های جوامع بشری در شهر ها ، ارائه تئوری های دیگر متخصصان در زمینه شهر و انتقاد آنها از تئوری های معماری ، تجارب جدید شهرداری ها و حضور تدریجی متخصصان رشته شهرسازی ، کم کم شهرسازی آکادمیک را از معماری جدا و حضور معمار ها را در ارائه نظریات شهری کمرنگ تر ساخت .

 

امروز رشته شهرسازی آکادمیک در سه بعد آموزش داده می شود :

 

- برنامه ریزی منطقه ای

- برنامه ریزی شهری

- و طراحی شهری

برنامه ریزی منطقه ای بعد اول شهرسازی است که به بررسی بستر طبیعی ، مکانیابی و ارتباط فضایی شهر ها و روستا ها با یکدیگر می پردازد . این دانش همچنین بهبود کمیت های مرتبط با ارائه خدمات را در سطح ملی و منطقه ای خواستار است . پروژه های مرتبط با برنامه ریزی منطقه ای ، نخست در دو بخش طرح های کالبدی ملی و منطقه ای و آمایش سرزمین فراهم می شود و بر اساس آن دیگر طرح های ملی و منطقه ای همچون طرح توسعه جهانگردی یا طرح توسعه مخابرات و ... فراهم می شود . برنامه های سطح بالاتری نیز نسبت به طرح کالبدی ملی و منطقه ای و آمایش سرزمین موجودند که چشم انداز ها و برنامه های 5 ساله از این دسته اند . برنامه ریزی منطقه ای با اقتصاد رابطه ای تنگاتنگ دارد ، به گونه ای که خروجی در اکثر پروژه های مرتبط با برنامه ریزی منطقه ای ، بهبود وضعیت اقتصادی و جلوگیری از اتلاف هزینه در سطح ملی و منطقه است .

 

برنامه ریزی شهری که دارای سطحی پایین تر از برنامه ریزی منطقه ای است ، به چگونگی بهبود کمیت ها در شهر ها و روستا ها می پردازد . پروژه های برنامه ریزی شهری در قالب طرح های سیستماتیک ، توسعه پایدار ، ساختاری - راهبردی ، جامع و هادی در مقیاس شهری و روستایی گردآوری می شوند . در اینجا شهرساز در تلاش است با بهبود کمیت ها ، کیفیت زندگی شهروندان را ارتقا بخشد . کمیت ها در اینجا پس از برداشت های کالبدی ، اجتماعی- اقتصادی ، ترافیکی ، اقلیمی ، زیرساختی و تاسیساتی و ... بوسیله شاخص هایی همچون سرانه ها ، نرخ ها ، بارها و مقطع ها ارائه و در مقایسه با یکدیگر تجزیه و تحلیل می شوند . روشن است که در اینجا نیز شهرساز پی آنست تا برای جلوگیری از اتلاف هزینه بر روی نقشه بهترین مکانیابی ها را انجام دهد . امروزه شهرسازان بسیاری از این فعالیت ها را در قالب GIS ارائه می کنند . در نتیجه شهرساز به عنوان جزئی از سیستم GIS نقش کاربر آن را بازی می کند . از همین رو می باشد که در برنامه درسی شهرسازی آکادمیک GIS بیش از دیگر رشته هایی که از دید عام همتراز شهرسازی اند همچون عمران ، معماری و جغرافیای شهری ، مورد توجه قرار گرفته است . شهرساز پس از دریافت اطلاعات اولیه و ارائه سنجه های کالبدی و جمعیتی و تجزیه و تحلیل آنها به ارائه پیشنهادات خویش پرداخته و پروژه را می بندد . برداشت اطلاعات و تجزیه تحلیل اطلاعات در همه اشکال پروژه های برنامه ریزی شهری یکی است و این شیوه برخورد با مسئله و ارائه پیشنهادات است که شکل پروژه را مشخص می سازد ؛ جامع یا سیستماتیک بودن ، پایدار بودن و ... اشکال برخورد با مشکل هستند . در مرحله اجرای پروژه بی گمان شهرساز می بایست به تعریف اشکال مدیریت شهری مربوط با شکل پروژه بپردازد . از آنجایی که ساختار و راهبرد مدیریت شهری در هر کشوری دنباله ساختار و راهبرد مدیریت ملی و منطقه ای و یا به بیان روشنتر ساختار و راهبرد سیاسی همان کشور است ، بهتر است پیشنهاد و برخورد با موضوع از همان ابتدا بر اساس این مکانیسم ، شکل بگیرد .

 

و اما طراحی شهری ؛

 

شاید طراحی شهری تنها نقطه ای باشد که معماری ، آن هم در اصول ، با شهرسازی گره می خورد . پروژه های برنامه ریزی شهری زیرساخت طراحی شهری را می سازند . پروژه های برنامه ریزی شهری با طراحی شهری حجم می گیرند و با رعایت اصول معماری و روانشناسی محیط ، کیفیت زندگی شهروندان را در همه ابعاد ارتقا می دهند . در اینجا رنگ و نور و نقطه و خط و سطح و حجم بر اساس اصولی چون ریتم و تضاد و تباین و هماهنگی به تعریف هویت ، خوانایی ، مقیاس ها ، عملکردها ، فعالیت ها و رفتار ها و چگونگی ادغام کاربری ها می پردازند . در اینجا شهرساز در یک فضای جمعی ، هنرمندانه می کوشد تا نتیجه ای هرچه بهتر و مطلوبتر از آزمایشات روانشناسی محیط دریافت کند .

 

رشته شهرسازی به دلیل میان رشته ای بودن و اجتماعی بودن ماهیتاً در هر وزارت ، هر جایگاه و سطحی بهترین کارکرد ها را دارد . من نیز مانند بسیاری از دوستان همکار در گروه شهرسازی چم معتقدم که شهرسازان بی گمان بهترین مدیران اثبات شده جهان فردا در هر عرصه ای خواهند بود . ما برای اثبات عقاید خویش نهایت تلاش خود را خواهیم کرد .

 

منبع: http://anjoman.urbanity.ir/

لینک به دیدگاه

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

×
×
  • اضافه کردن...