-
تعداد ارسال ها
2208 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
تمامی مطالب نوشته شده توسط Ha.Mi.D
-
نه.اینجوری فک کنید.این ادمک یه ذهن بیمار داره.در واقع دیگه در برابر این تفکرات-اوهام-خیال ها دیگه تسلیم شده.یه کار روتین شده براش.یه چیزی که میاد تو ذهنش بدون اینکه چرا بگه اتوماتیک وار کار مرتبط به اون رو انجام میده.اصلا میتونه دلیلی بر بیرون رفتن هم نباشه امروز بارون میاد.پس من باید برم بیرون و از چتر استفاده کنم.چکمه پا کنم.اما وقتی میاد بیرون و بارونی نیست یه تلنگری میخوره.ولی باز که به خونه برمیگرده(که خونه اینجا میتونه مرکز اون تفکرات باشه.یعنی جایی که این خیال ها میاد سراغش و از واقعیت دورش میکنه) دوباره همون روند شروع میشه.
-
خب همون چتر واقعی و ابر کشیده شده با گچ کافی هست برای پی بردن به این موضوع.عدم جسارت اگه باشه که خب تو خونه میشینه و زیر بارون نمیره.میره؟ اتفاقا من فکر میکنم نقاش خودش رو کشیده.یا حداقل خود گذشتش رو کشیده.یه ذهن بیمار نه استیریل به قول شما.
-
شب وصل است و با دلبر مرا لب بر لب است امشب شبی کز روز خوشتر باشد ان شب امشب است امشب به چشمی روی آن مه بینم ازشوق و به صد حسرت زبیم صبح چشم دیگرم بر کوکب است امشب دلا بردار از لب مهر خاموشی و با دلبر سخن آغاز کن هنگام عرض مطلب است امشب ----------------------------- عبید زاکانی
- 136 پاسخ
-
- 7
-
-
از این تصویر نمیشه این پند رو گرفت.میدونی چرا؟چون اون بارون تصور ادمک هست و با به دست گرفتن چتر و پوشیدن چکمه نشون میده که به تصورش اجازه ی به واقعیت تبدیل شدن رو میده.یعنی برعکس چیزی که شما گفتین.نمیخواد از فکرش جلوگیری کنه.داره میگه خیالم ممکنه واقعی باشه.اگه میخواست جلو گیری کنه نباید از چتر استفاده میکرد که به خودش بقیولونه که این خیال اشتباهه و این فکرها نباید بیاد سمت من.متوجهین منظورم رو؟
-
خب پس هنوز جای بحث داره.یه بار دیگه به عکس نگاه کنید.میبینید که هوای بیرون افتابی هست.اگه میخواست یه ارزو رو نشون بده.فکر نمیکنید جوری این کار رو میکرد که هوای بیرون مجهول باشه از نظر بیننده؟
-
دقیقا مشخص هست که درک نقاشی دارید. اما در مورد چتر نمیتونم باهاتون موافق باشم.چه افرادی که شاد میشن از بارون و چه افرادی که بارون رو به خاطر غمش دوست دارند،دوست دارن که بدون چتر زیر بارون قدم بزنن.نظر شما چیه؟ اون بستگی به خود فرد داره که از امکاناتش چطور بهره ببره.میشه از واقعیات برای ساختن و رسیدن به خیال استفاده کرد.اما به شرطی که اینقدر به خیالمون فکر نکنیم که در اون غرق بشیم و از واقعیت جدا بشیم.پیشنهاد میکنم فیلم اینسپشن رو مشاهده کنید
-
کاملا قبول دارم حرفاتون رو و برداشت خوبی هم داشتین.اما اگه ارزو بود فک نمیکنید چهره ی ادمک باید خندان بود.با شوق.و مورد دیگه اینکه کسی که به ارزوی باران میره بیرون فک نمیکنم چتر با خودش ببره.میره تا بارون خیسش کنه.
-
ببین به نظر من این طرح از دو قسمت تشکیل شده.یکی خطوطی که با گچ کشیده شدن و دیگری اون چتر و چکمه و حتی قسمتی از پای ادمک که واقعی هستن این قسمت ها.اون در هم که در حال باز شدن هست محیط رو نشون میده.بیرون و داخل اگه دقت کنی میبینی که ابر و بارون هم با گچ کشیده شده.پس بیشتر از اینکه به محیط بیرون مرتبط باشه به ادمک ربط داره خب این ادمک میتونه یه نشان دهنده ی یه فرد بدبین باشه که بالطبع محافظه کار هم هست.میشه گفت بارون تفکر و خیال ادمک هست و منظور یه اتفاق بد و ناگواره که ممکنه رخ بده و ممکنه رخ نده.این فرد چون بدبین هست از چتر و چکمه استفاده میکنه که نشان دهنده ی وسایلی هستن که با اون اتفاق مقابله میکنن و جالب اینه که چتر و چکمه واقعی هستن.یعنی از واقعیت در برابر خیال خودش که حتی ممکن هست اتفاق نیفته استفاده میکنه. البته این طرح ها ممکنه برای هر کس نشان دهنده ی موضوعی باشه.به هر حال این چیزی بود که به ذهن من رسید.
-
✣ گـاه نوشته های نواندیشانی ها ✣
Ha.Mi.D پاسخی برای from_hell ارسال کرد در موضوع : گاه نوشته های نواندیشی ها
در مرحله ی ریکاوری هستم.تیر اخر و اما میخوام بزنم.اگه نشه دوباره برمیگردم سر خونه اول و زحمت ادم کردنم می افته برا فروغ -
من یه چیز تو ذهنم هست.حالا صبر میکنم تا بچه ها بگن بعد اگه نگفتن میگم
-
همش که نه.اروم راه میرم و درون گرا هستم. تو رو؟ نمدونم.اما فکر میکنم بچه پولداری.البته از اونا که پول واسشون ارزش نیست.بعد حس میکنی خیلی چیزا رو تجربه کردی(قطعا یه اتفاقاتی برات افتاده)دیگه اینکه در جمع ولی تنها فک میکنم هستی.اما خب ناراحتیت رو توی جمع بروز نمیدی.به نظر میشه روت حساب کرد در مورد ظاهر نمیتونم چیزی بگم چون بهش فک نمیکنم
- 971 پاسخ
-
- 5
-
-
همششششششششششششششششششش اشتباه بود.خوب شد تو نگفتی سوسولم
- 971 پاسخ
-
- 2
-
-
اما این صحبت ها این مطلب رو که چادر برترین حجاب هست رو نمیتونه نقض کنه.میدونی که؟
- 84 پاسخ
-
- 1
-
-
هی.چرا کسی اینو نمیشناسه اخه؟
- 971 پاسخ
-
- 2
-
-
70% درست بود. عصبانیتم چرا دیدنیه؟
- 971 پاسخ
-
- 1
-
-
بازم باشششششششششش
- 971 پاسخ
-
- 1
-
-
دائیم همیشه یه حرفی میزنه میگه: خدا ادم رو .... لخت افرید اینا میخوان به زور لباس کنن تنش
- 84 پاسخ
-
- 3
-
-
پرسش دست دادن یا ندادن مسئله این نیست چیز دیگریست گضیه(قضیه) ...put your hands
Ha.Mi.D پاسخی برای Alireza Hashemi ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد
اورین.اورین.10 نمره هم واسه اون حرکتت کم کرده وگرنه 81 بودی -
منظورم اینه که بهترین حجاب هست.چادر یکیه.حجاب که یکی نیست
-
باز هم میگم.چادر بهترین حجاب هاست
-
به نظر شما اول یک خانم باید پیشنهاد ملاقات بدهد یا یک آقا و چرا ؟
Ha.Mi.D پاسخی برای *Sanaz* ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد
بهت پیام میدم- 183 پاسخ
-
- 1
-
-
✣ گـاه نوشته های نواندیشانی ها ✣
Ha.Mi.D پاسخی برای from_hell ارسال کرد در موضوع : گاه نوشته های نواندیشی ها
به من نیومده این حرفا بزنم.پاکشون کردم از اورامان عذر میخوام اگه امشب ناراحتش کردم. اما گفتم دلایلم رو. -
من کجام چاقه اخه؟:vahidrk: توپرم.چرا همه فک میکنن من سوسولم؟
- 971 پاسخ
-
- 4
-
-
به نظر شما اول یک خانم باید پیشنهاد ملاقات بدهد یا یک آقا و چرا ؟
Ha.Mi.D پاسخی برای *Sanaz* ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد
اینجا رو جدی نگرفته بودم.چون معلوم بود لحنتون شوخی بود. بازم عذر میخوام.اما توضیح دادم براتون.شرمنده اگه شوخیتون جدی شد.ربطی به تازگی ها هم نداره.- 183 پاسخ
-
- 1
-
-
به نظر شما اول یک خانم باید پیشنهاد ملاقات بدهد یا یک آقا و چرا ؟
Ha.Mi.D پاسخی برای *Sanaz* ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد
اره.اما دو تا دوست عادی رابطشون وقتی جدی بشه دیگه عادی نیست که.اون قسمت اول برای شناخت بود که من گفتم.اگه شناخت نداشته باشی که نمیتونی پیشنهاد قرار بدی عزیزم.میشه؟- 183 پاسخ
-
- 1
-
