رفتن به مطلب

hamid_shahrsaz

مدیر بازنشسته
  • تعداد ارسال ها

    5617
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

تمامی مطالب نوشته شده توسط hamid_shahrsaz

  1. شک داشتی مگه؟؟؟
  2. شک داشتی مگه؟؟؟
  3. اینا همش فیکه فقط اندروید 7 بعدم ویندوز فون و دیگر هیچ
  4. اینا همش فیکه فقط اندروید 7 بعدم ویندوز فون و دیگر هیچ
  5. 26 سال عمر از خدا گرفتم ندیده بودم برادران عارف 1000 امتیاز بدن
  6. میریم سر خاطرات دیروز چند تا از دوستان اصرار کردن که بیا بریم الموت قزوین دریاچه اوان و گردش منم واقعا حال نداشتم و چند روزی هست از نظر روحی کمی ناخوشم گفتم نمیام و اونها رفتن و اگه بفهمن من اومدم بیرون باید تشریف بیارید حلوا بخورید صبحم واقعا خال نداشتم نمیدونم چی شد یهویی تو خواب زنگ زدم مهندس عارف و یه چیزایی تو خواب رد و بدل شد اما کلمه کلیدی که منتظرش بودم مثل شیرینی، کیک، ناهار و ... به گوشم نخورد که البته محمد میگه گفتم کیک داریم و نگفت بهم دوباره گرفتم خوابیدم اساسی بعد که پا شدم زنگ زدم محمد، گفت کیک داریم دیر بیای آب میشه منو میگی. محمد کیک کجا بود یهویی؟؟ صحبتی از کیک نبود که!!! دیگه نفهمیدم چطوری رسیدم پارک طالقانی جاتون خالی رسیدم دیدم خدا رو شکر کیک در جعبه هست و فقط مگس ها دارن میخورن ازش دیگه با بچه ها سلام و احوال پرسی و آشنایی انجام شد نشستیم منتظر کیک که دوستان هنرمند محمد ادمین و انوشه عزیز کیک رو بریدن و به همراه چای صلواتی که برامون آوردن خوردیم و بسی چسبید بعد محمد گفت بریم سمت نمایشگاه خزندگان، منم که اسم خزنده میاد سست میشم گفتم برییییمو 400 نفر آدم رو ورداشتیم بردیم ته پارک در حدود 30 دقیقه پیاده روی زیر آفتاب حالا هی غر میزنن بچه ها به محمد گفتم بیا بریم زودتر ببینیم کجاست رفتیم پرسیدیم یه آقایی گفت ردش کردید و باید برگردید منو محمد و ایمان واقعا امنیت جانی نداشتیم اگه اینو میگفتیم. نشستیم فکر کردیم و من الکی گفتم جاش عوض شده رفته تو تونل پا شدیم این همه راه برگشتیم دیدیم کلا تعطیله هیچی قرار شد برای رد گم کنی همون جا ناهار بخوریم که کسی سراغی از خزندگان نگیره به خا خواست و همینم شد ناهارم که من سیب زمینی خوردم و فعلا زنده ام اما از سلامتی بقیه دوستانی اخباری در دسترس نیست بعد از ناهارم کار تموم و هرکی سمت خانه خود روانه شد ---------------------------- پ.ن: بسیار خوشحال شدم از دیدن دوستان قدیمی و همچنین آشنایی با دوستان جدید. امیدوارم دوستی ها پایدار باشه و بازهم شاهد چنین دورهمی های خوب باشیم که یک روز فوق العاده دیگه رو رقم بزنه برامون ممنون از همه کسانی که توی این روز خوب سهیم بودن. اسم نمیارم چون احتمال داره حافظه یاری نکنه و شرمنده بشم 5 شهریور 1395 ساعت 22.59 عضو کوچکی از دریای نواندیشان حمیدرضا سریزدی
  7. مبارک باشه ایشالا سال های بعدی هم تولد بهانه ای برای در کنار هم بودن بشه ممنون از برادران عارف
  8. روزی که جاودانه شد... 5 شهریور 95 ممنون بابت ایجاد بهانه ای برای در کنار هم بودن تولدت مبارک نواندیشان دوست داشتنی ------ در صورتی که تاپیک خاطرات هم همین باشه این پست ادیت خواهد شد
  9. مدل دوربين : اسفندیار تاريخ عكسبرداري : آبان 1394 مكان عكسبرداري : پارکینگ خونمون :| توضیح عکس : ماشین خاطرات...
  10. مدل دوربين : اسفندیار تاريخ عكسبرداري : فروردین 1395 مكان عكسبرداري : جاده چالوس توضیح عکس : شروع سالی سرد همراه با برف...
  11. مدل دوربين : اسفندیار تاريخ عكسبرداري : فروردین 1395 مكان عكسبرداري : جاده چالوس توضیح عکس : آمدن بهار یعنی پاک کردن خاطرات سال گذشته و شروع سالی زیبا
  12. عکس.... تا چشمت به گوشه اش میخورد یک دینا خاطره با خود می آورد.... غروب جمعه.... دل گرفته.... عکس.....
  13. 1000؟؟؟ درست میبینم؟؟؟؟ یا باید برم چشم پزشکی؟؟
  14. دوووستان خوب بود خوش گذشت؟؟
  15. آهان از اون نظر قانع شدم
  16. آبشار سنگان خعلی خووبه البته نرفتم هنوز
  17. آیا خلاقیتی در بچه های محیط زیست وجود ندارد؟ فقط کوه های شمال تهران؟
  18. یه جایی خوندم وی ایران فیلی شده و مشکلش این بوده که بیشتره این جونورها تو جاهای مهم مثل حرم امام رضا، فرودگاه و ... بودن که این کمی شاعبه جاسوسی رو به وجود میاره
×
×
  • اضافه کردن...