-
تعداد ارسال ها
3066 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
تمامی مطالب نوشته شده توسط سیندخت
-
خبر دومین سالگرد درگذشت هامون سینمای ایران، عمو خسرو
سیندخت پاسخی برای سیندخت ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد
و چشم ها نا شکیبایی را فریاد زدند در فراغ شکیبایی شعرهای سهراب، فروغ و ... چه قدر اینو قشنگ می گفت : همیشه با نفس تازه راه باید رفت و فوت باید کرد که پاک پاک شود صورت طلایی مرگ.- 33 پاسخ
-
- 1
-
-
از تلفن همراه چه طور استفاده میکنید؟
سیندخت پاسخی برای نگين...NeGiN ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد
فعلا مهم ترین کاربرد : صبحا بیدارم می کنه. البته چون ور میدارم آهنگای رمانتیک برای زنگ صبحش می ذارم، بیشتر ترغیب می شم دوباره بخوابم.- 37 پاسخ
-
- 3
-
-
چون چیزی نمی دونستم و احیانا شما هم نمی دونین، اینا رو بخونین. کلی زحمت کشیدم «جن» واژهای عربی و به معنی «موجود پنهان و نادیدنی» است. در عرف فارسی «اَجِنّه» جمع جن شمرده میشود. در عربی جمع واژه جن، جِنان است و نوع آن جِنَّه. در فرهنگ فارسی دکتر محمد معین، به معنای «موجودی متوهم و غیر مرئی، پری» آمده است. برخی مردم به جن، «از ما بهتران» هم میگویند . در یک دیدگاه وسیع به هر موجود ماوراءطبیعهای که از دیدگاه انسان مستور است، جن میگویند. مانند فرشتهها، شیطانها. اما اصطلاحاً و بنا بر باور برخی از مردم، جنها (اجانین) گروهی از موجودات زنده، دارای احساسات و تفکر و معمولا نامرئی از جهان آفرینش هستند که هزاران سال پیش از خلقت بشر از آتش خلق شدهاند. جن از دیدگاه مذاهب اسلام: پارهای از باورهای مسلمانان پیرامون جن از قرآن سرچشمه میگیرد. در قرآن جن موجودی توصیف شده که «از آتش (نار) آفریده» شده است.جن دارای دو جنس نر و ماده و دارای علم و ادراک معرفی شدهاست.همچنین به آنان ویژگیهای اخلاقی داده شده و مواردی از تماس آنها با انسان را متصور شدهاست. به روایت قرآن جن «از پیش از آفرینش انسان» بر روی زمین میزیستهاست. در کل جن بیست و دو مرتبه در قرآن تکرار شده و دارای سورهای به همین نام است. هم چنین بنا بر گفته قرآن شیطان رجیم یا همان ابلیس از جنس جن است. در سوره نمل (مورچه) در کتاب قرآن در آیه ۱۷ به این مورد اشاره شدهاست که سلیمان نبی بر سپاهیانی از جن تسلط و آنها را در خدمت خود داشته است. نیز در آیه ۳۹ از سوره نمل به توانایی خارق العادهٔ این موجودات اشاره میشود. آنگونه که در بخشی از کتاب «در محضر استاد» که به پرسش و پاسخهایی با آقای علامه طباطبایی(شیعه)میپردازد، به نقل از او، عمر این موجودات بسیار بیشتر از عمر انسانها بوده و جمعیتشان نیز از جمعیت انسانها بیشتر است. در همین کتاب اشاره شده است که سپاهی از جنها به رهبری زعفر در واقعه کربلا به کمک امام حسین آمد ولی امام کمک او را نپذیرفت . او نوشته است: یکی از جنگهای امام علی علیه السّلام با جن (نصیبین) بود. همچنین در تفسیر المیزان درباره پناهنده شدن مردم به جن، نوشته: «مراد از پناه بردن انس به جن بطوری که گفتهاند این است که در عرب رسم بوده وقتی در مسافرت در شب، به بیابانی برمیخوردند از شر جانوران و سفیهان جنی به عزیز آن بیابان که سرپرست جنیان است پناه میبردند و میگفتند: من پناه می برم به عزیز این وادی،از شر سفهاء قومش» به گفته علامه طباطبایی: « تقسیم آیه مبارکه بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ در مربعات به حروف ابجد، برای رفع جنیان و افراد مبتلا به جن مفید است». ابن خرم در کتاب الفصل مینویسد: «طایفه جن امتی هستند دارای عقل، فکر و قدرت تمیز که به ایشان از طرف خدا وعده و وعید نازل شده و آنها نیز پذیرفتهاند. آمیزش میکنند اولادی از آنها بوجود میآید و مرگ نیز آنها را در بر میگیرد و چون جسمشان زود فنا میشود احتیاج به قبرستان ندارند و تمامی مسلمانان نیز بر این امر توافق و اجماع دارند جنیان دارای اجسام لطیف، شفاف و هوائی هستند یعنی زندگی در هوا و زمین برای آنها امکان دارد زیرا عنصر آنها از آتش است. همچنانکه عنصر انسانها از خاک است» صدر المتالهین شیرازی معروف به ملاصدرا مینویسد: «جن را وجودی در این جهان حس و وجودی در جهان غیب و تمثیل (عالم مثال) است، اما وجودشان در این جهان هیچ جسمی که آن را نوعی از لطافت و اعتدال باشد نیست، جز آن که روحی در خور آن و نفسی که از مبدا فعال بر آن اضافه شده است میباشد آنان بدنهای لطیفی دارند که در لطافت و نرمی متوسط بوده و پذیرای جدائی و گرد آمدن است، چون جدا گشت، قوامش نازک و حجمش لطیف گشته و از دیگرن پنهان میگردد» در آیه ۱۳۰ سوره انعام، آمده: «یا معشر الجن و الانس الم یاتکم رسل منکم» یعنی: «ای گروه جن و انس! آیا پیامبرانی از بین شما برای شما نیامدند؟» که ظاهرا و بنا به نظر بسیاری از معتقدان به دین اسلام، آیه مذکور نشان دهنده این است که جنها پیامبرانی از جنس خودشان هم داشتهاند. مسیحیت آنگونه که از باورهای مسیحی برمی آید مسیحیان به وجود جن معتقد بوده و آنها را «ارواح خبیث» یا «ارواح شیطانی» میدانند.در بسیاری از آیات عهد عتیق و عهد جدید از جن، اجنه و شیطان و ابلیس به صراحت نام برده شده است از جمله لاویان ۱۹:۳۱ و ۲۰:۶ ، اول سموئل ۲۸:۳ و ۲۸:۹ و ۲۸:۷ اول تواریخ ۱۰:۱۳ ، متی ۴:۱ و ۱۲:۲۲ ، لوقا ۴:۵ و ۸:۱۲ ، یوحنا ۸:۴۴ و بسیاری آیات دیگر. ضمنا جنگیری جزء اموری است که کلیسای کاتولیک به صورت تخصصی آن را انجام میدهد و در حال حاضر پاپ بندیکت شانزدهم از آن حمایت میکند و انجمن بین المللی جن گیران برای همین موضوع توسط پدر گابریل آمرث تاسیس شده است. برخی گمان میکنند درباره ماهیت آنها در بین عامه مردم غلو شده و تصویری ترسناک از آنان ترسیم شده است. جن در باور مردم ایرانیان: در باور برخی افراد، جنها تنها در شب، تاریکی، تنهایی و در محلهایی مانند گرمابه، آب انبار، پستو و ویرانه و بیابان وجود دارند. در باور عامه، جن به شکل انسان است با این تفاوت که پاهایش مانند بز، سم دارد. مژههای دراز او نیز با مژهٔ انسان متفاوت است و رنگ موی او بور است. همزمان با زاده شدن هر نوازد انسان، بین اجنه نیز نوزادی به دنیا میآید که شبیه نوزاد انسان است اما سیاه و لاغر و زشت . این موجود را همزاد آن طفل میخوانند. اگر کسی شب هنگام آب جوش روی زمین ریخته و بسم الله نگفته باشد ممکن است یکی از فرزندان اجنه را اذیت کرده باشد. مادر و پدر آن جن برای انتقام، نوزاد آن شخص را میربایند و همزاد او را بجایش میگذارند. بنابر باور برخی، نه تنها باید پیش از ریختن آب جوش روی زمین «بسم الله» گفت، بلکه حتی پیش از ریختن آب سرد، پرت کردن چیزی و هر کاری که میتواند به یک موجود فرضی در محل آسیب برساند یا برای او اهانت آمیز باشد (مانند انداختن آب دهان و …) نیز باید «بسم الله» گفت. و ذکر این عبارت برای دور کردن جنها از محل و ایمن ماندن از آسیب احتمالی آنها موثر است. البته عدهای نیز متعقدند که ذکر «بسم الله» به تنهایی چاره ساز نیست و حتی نوعی دعوت از آنان محسوب میشود و حتما باید عبارت را کامل و به صورت «بسم الله الرحمن الرحیم» به کار برد . در تهران قدیم عدهای از ساکنان را عقیده بر این بود که گاه و بیگاه در مواقع معین در حمامها جنها رفت و آمد میکنند، به همین دلیل عقیدهٔ خرافاتی و تحت تاثیر اینگونه موهومات و عقاید بیاساس، با احتیاط قدم به حمام میگذاشتند، مخصوصا شبها خیلی با ترس و وهم در حمام وارد شده و خود را شستشو میکردند. گویند مظفرالدین شاه از همینگونه افراد بود …معی را عقیده بر این بود که جنها گاهی برای اغفال و فریب مردم و کشانیدن آنها به حمام، زودتر از موعد مقرر در بوق حمام میدمند … مردم برای رفع و دور کردن اجنه به بعضی عوامل متوسل میشدند و از جمله جام چهل کلید و این جام از برنج ساخته شده بود و دستهای داشت که آن را سوراخ میکردند و بر چهل پاره برنج یا مس بعضی کلمات را حک میکردند، ضمنا بعضی دعاها را به خط خوش به روی جام میکندند. باورهایی از خصوصیات جنها اگر مطالب گفته شده در این مقاله را جمع بندی کنیم، به طور کلی متعقدان به وجود جن بر این باورند که این موجودات دارای خصوصیات زیر میباشند : - موجوداتی ناپیدا و نادیدنی هستند. ما را میبینند ولی ما آنها را نمیبینیم . - از آتش (نار) آفریده شدهاند . - آب جوش و اجسام فلزی تیز میتواند به آنها آسیب برساند . - ازدواج، زاد و ولد و مرگ و میر دارند . - تفکر و احساسات دارند . - بینشان خوب و بد، کافر و خداپرست و همچنین مسلمان و غیر مسلمان وجود دارد . - قدرتهایی نیز دارند مانند طی الارض (در یک لحظه میتوانند از یک طرف زمین به طرف دیگر بروند) - جن، شیطان نیست اما شیطان از جن است. یعنی ابلیس و فرزندانش نوعی جن هستند اما لزوما هر جنی شیطان نیست. برخی نیز معتقدند که تمام اجانین از نسل شیطان (ابلیس) هستند اما عدهای از آنها پس از ملاقات با پیامبران خدا مخصوصا پیامبر اسلام توبه کردند و خداپرست شدند. - جن، فرشته نیست. فرشته از نور آفریده شده اما جن از آتش آفریده شدهاست. فرشته معصوم است اما جن معصوم نیست و مانند ما انسانها گناه هم مرتکب میشود . - برخی میگویند جنها نمیتوانند به انسان آسیب برسانند. برخی میگویند که میتوانند و نوع شرور آنها این کار را میکند. برخی میگویند که جنها از آسیب رساندن به انسان به طور عادی منع شدهاند اما اگر انسان بهانه به دست جنها بدهد، مثلا تسخیر یا احضار جنها یا آسیب رساندن به آنها در آن صورت میتوانند و اجازه پیدا میکنند تا انسان را تا حتی سرحد مرگ آزار بدهند . - عبارت «بسم الله» یا «بسم الله الرحمن الرحیم» و برخی ادعیه دفع جن آنها را دور میکند. یا خواندن هفت مرتبه سورهٔ زلزال کتاب - عمر جنها خیلی طولانیتر از عمر انسانهاست . - جنها شامل سه نژاد عمده هستند : - دیو: پستترین نژاد، خاکستری رنگ، خشن، چشمانش فیمابین عمودی و افقی و هیکل دیو کمی درشتتر از انسان است. - جن: نژاد متوسط، سرخ رنگ، چشمان عمودی، پاهای کوتاه و گرد (شبیه سم)و هیکل جن کمی ریزتر از انسان است . - پری: نسبت به دو نژاد قبلی از نظر خلقت برتری دارد. سفید رنگ(مثل انسانهای سفید پوست)، زیبا، چشمانش مثل چشم انسان افقی است .
- 57 پاسخ
-
- 8
-
-
نمی دونم. یه جوری شدم. انگار حسش کردم.
-
در یک جا زندگی می کنیم. ولی نمی بینیمشون. مثلا الان یه بچه جن ممکنه نشسته باشه رو شونتون.
- 57 پاسخ
-
- 5
-
-
خبر دومین سالگرد درگذشت هامون سینمای ایران، عمو خسرو
سیندخت پاسخی برای سیندخت ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد
خواهش می کنم. -
غیر از این باشه ضد حاله. این که عادته.
-
ضد حال یعنی اون شب از شوق زیاد اصلا نخوابی و به طور زنده شاهد این قضایا باشی.
-
گزارش تصویری از مراسم بزرگداشت خسرو شکیبایی
سیندخت پاسخی برای shadmehrbaz ارسال کرد در موضوع : فیلم و سینما
بهترین بازیگر تاریخ سینمای ایران- 2 پاسخ
-
- 1
-
-
- مراسم بزرگداشت
- خسرو شكيبايي
-
(و 1 مورد دیگر)
برچسب زده شده با :
-
سهیل جان دل فرخنده ای داری ها. فیلسوف کجا بود. مثال خیلی ساده ترش محیط های کاریه. یک زن و مرد با شرایط کاملا مساوی از نظر سن و تحصیلات، همیشه مرده اولویته و استخدام می شه. توی محیط کاری اگه من کنار دو نفر آقای مهندس بشینم، نفر سوم که میاد ما رو خطاب کنه، به اون دو تا می گه آقای مهندس فلان و من مثلا می شم خانم (فامیلی) از این نمونه کوچیکش بگیر برو تا آخر. دست رو دلمون نذار این موقع شبی دیگه...:w74:
-
آبجی یعنی چی ؟ یاد جوب و آب و آبجو واین چیزا میفتم. خیلی لغت بی کلاسیه. زین پس به جای این کلمه بفرمایید، خواهر، خانوم، بانو
-
خبر دومین سالگرد درگذشت هامون سینمای ایران، عمو خسرو
سیندخت پاسخی برای سیندخت ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد
دقیقا. خییلیییی مردم دار بود. بر عکس خیلی از بااصطلاح هنرمندان الان. این متن که شخصی به نام آریا در سایتی پست گذاشته بود، تا حدی گواه این مدعاست. سلام عمو خسرو میدونم الان کنارم ایستادی و داری نگام می کنی میدونم کارم خیلی و ساده و کوچیکه اما خودت بهم گفتی عاشق کارای ساده و کوچیکی. درست شش سال پیش بود که دیدمت و با عجله خودمو رسوندم و گفتم تو رو خدا وایسا داشتم گریه می کردم برگشتی و منو دیدی سلام کردی سلام کردم و خواستم با یه جمله بهت ابراز علاقه کنم بهم گفتی دنبال جمله های قلنمبه سلمبه نگرد فقط راحت بگو خسرو دوستت دارم من روم نمیشد حرف بزنم گفتی نترس بگو زبونم می گرفت گفتم خ خ خ خسر خسر خسرو دوستت دارم بعد تو گفتی منم دوستت دارم. عمو خسرو دلم برات تنگ شده باشه از کلمات قلمبه سلمبه استفاده نمی کنم. فقط می گم خسرو دوستت دارم میدونم ناراحت نشدی با اسم کوچیک صدات زدم چون خودت گفتی. بعد اومدی و با دست های مهربونت اشکامو پاک کردی بعد صورتمو بوسیدی. باور می کنی هنوزم وقتی گریه می کنم دستاتو رو گونه هام حس می کنم یادته گفتم وای عمو خسرو زحمت نکشین گفتی من طاقت گریه هاتو ندارم عمو الانم دارم گریه می کنم پس بیا و دوباره با اون دست های مهربونت دوباره اشکامو پاک کن. عمو خسرو هنوز اون ده هزار عیدی که بهم دادی رو خرج نکردم یادته بهم گفتی اگر خرجش نکردی بده به کسی که خیلی دوستش داری عمو من فقط تو رو دوست دارم. عمو یادته بهم گفتی خداهم گاهی دوست داره بهش بگی دوست دارم عمو بیا الان با هم به خدا بگیم دوستت داریم میدونم داری نگام می کنی با لبخند شیرین و مهربونت عمو جون قول بده برام دعا کنی که زود بیام پیشت دوستت دارم عمو خسرو.- 33 پاسخ
-
- 1
-
-
این مسئله واقعیته. والان هم وجود داره. هر چند قبلا و نسل قبل بیشتر بوده. دلیلش هم اینه گاهی زن متاسفانه نسبت به شوهرش به جای نقش همسری نقش مادری رو براش بازی می کنه. یعنی شاید گاهی جوری با طرف برخورد می کنه که انگار پسرشه و می خواد تسلط کامل روش داشته باشه. علتش شاید به شخصیت اون خانم و یا تربیت کودکی و یا حتی امید به اصلاح عادات و رفتارها وشخصیت طرف مقابل بعد از ازدواج برگرده. خواهشا آقایون بل نگیرن. چون این اشکال در مقابل هزراران اشکال خودشون قابل چشم پوشیه. نمی شه به این مسئله خیلی هم بدبین بود. تو اگه بتونی نغمه تنهایی زندگی یک مرد رو بشنوی و بفهمی، باور کن هستند مردان سبزی که نغمه تنهایی یک زن رو می فهمند، می شنوند و اونو تبدیل به سرودی زیبا می کنند. این جمله یکی از دیالوگ های خانه سبز بود که خیلی دوسش داشتم.
- 114 پاسخ
-
- 4
-
-
همین الانم بخوان می تونن. فقط دلشون سوخته. بچه که زدن نداره.
- 114 پاسخ
-
- 4
-
-
خبر دومین سالگرد درگذشت هامون سینمای ایران، عمو خسرو
سیندخت پاسخی برای سیندخت ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد
مردی که عمری سایه اش بر سر هنر ما بود . مردی از جنس اب و اتش , از تبار عشق از همسایگی مروارید و الماس دریا. مردی که پیام اور هنر بود و در کنار هنرش مهربانی را به شکلی متفاوت درس میداد. او امده بود که بگوید دوست داشتن , مهربانی بی ارزش نیست , کمک کردن به همنوع کوچکی نیست , زندگی کردن مشکل نیست عاشق بودن دشوار نیست , همواره به یاد خدا بودن سخت نیست. امده بود که مرز ها , دیوار ها , بنبست ها و ناممکن ها را پلی به سوی خدا ممکن سازد و از بین ببرد. او ایمان داشت که اگر من برخیزم , تو برخیزی , ما برخیزیم , غمی بر روی دلمان انبار نخواهد شد . او دگر در میان ما نیست , گرچه در میان ما نیست ولی خیلی هم دور نیست. او نیست ولی درس ها , یاد ها و خاطره های او دم به دم در خاطر دنیا می ماند. گر از دنیا رفته است , از یاد ها نرفته و نخواهد رفت. هامون سینمای ما رفت , او واقعا ستاره بود , نوشته ها و یاد داشت هایش به روی یک کاغذ بی خط برایمان به یادگار مانده است , ولی تقدیر چنان حکم کرد که او از میان ما با دست های خالی برود. چه کسی می داند او کجا رفت , اتوبوس شب امد و او را به ایستگاهی دور و مقصدی دور تر از ذهن برد. ولی خدا را شکر می کنم که از او چیزهایی به یادگار مانده است. و من با این یادگاری ها با فراق و غم دوری می جنگم او عاشقانه زیست و عاشقانه کوچ کرد. من حیران عاشقانه های او هستم. ان مرد بی همتا ان مرد با خدا کسی نبود جز عمو خسرو. حالا که هر وقت به دوربینم نگاه می کنم در کادر او چهره ی خسرو را نمی بینم دلم می خواهد یک بار دیگر دستش را به سوی خدا بلند کند و لبخندی روی لب بیاورد و من این تصویر زیبا را شکار کنم . دلم می خواهد یک بار دیگر روی صندلی های سینما بروم و او را در نقش اول فیلم ببینم و برای او دستی بلند بزنم و در اخر از او خدا حافظی کنم. من اکنون بی او نشسته ام و می نویسم که دلم تنگ اوست. تنها می توانم به این دل خوش کنم که مرگ پایان کبوتر نیست. و اورا یک بار دیگر و جایی دیگر خواهم دید- 33 پاسخ
-
- 4
-
-
نبود ؟ akimbo=دست به کمر زده.
-
madrona = توت فرنگی درخت
-
جاش نیست. ولی این ها نمایده ما نیستند جلوتر از اونا بیچاره خودمون که عمر و جوونیمون داره تباه می شه.
- 28 پاسخ
-
- 1
-
-
من هیچ توقعی از پیش بینی این آقایون ندارم. فقط اگه رئیس دولت لطف کنه و یکم با تحکم فقط نظرات خودشو جلو نبره و به حرف اقتصاد دان هایی که توی دانشگاه درس این کار رو خوندند، توجه کنه، هم لطف خیلی بزرگی کرده. که هر چند با شناختی که از اخلاقیات این کوچک مرد بزرگ دارم و داریم، بعیده.
- 28 پاسخ
-
- 3
-
-
آره می دونم. من اصلا مطمئن نیستم که این طرح مربوط به منصور باشه، این فقط یه نکته یی داره که عواقب این طرح رو نشون می ده. من که کاملا مخالفم با این طرح دلایلم هم همون هایی هست تا حالا گفته شده. این که تو ایران فابل اجرا نیست. این که فقط یه عده زیر بار این کار کمرشون می شکنه و یه عده دیگه و ..... و........
- 28 پاسخ
-
- 3
-
-
طرح هدف مند منصور خلیفه دوم عباس داستان از این قراره که منصور دوانیقی خلیفه دوم عباسی بعد از انتقال پایتخت به بغداد تصمیم گرفت برای دفاع از این شهر دور اونو دیوار بکشه . اما دلش نمی خواست پول ساختن دیوارو از جیب خودش بده . بنابر این تصمیم خاصی اتخاذ کرد . اون در شهر اعلام کرد که قراره سرشماری بشه و هر کس به تعداد اعضای خانواده یک سکه نقره دریافت خواهد کرد . مردم که هم طمع کار شده بودند و هم از بس به اعوامل خلیفه مالیات داده بودند خسته شده بودند وقتی مامور ثبت میومد ، اعضای خانواده رو زیاد میگفتند. مثلا اونی که اعضای خانوادش 4 نفر بودند تعداد رو 8 نفر میگفت و 8 سکه نقره میگرفت . و مامور ثبت بعد از دادن 8 سکه نقره ، یه پلاک رو سر در خونه نصب میکرد و تعداد اعضای خانواده رو روی اون حک میکردند . خلاصه بعد از اتمام سر شماری مردم سخت خوشحال بودند که سر منصورو کلاه گذاشتن . اما بلافاصله بعد از اتمام سر شماری خلیفه حکمی صادر کرد که : به منظور حفظ مملکت و دفاع از کیان کشور و ایجاد امنیت ما خلیفه مسلمین تصمیم گرفتیم که بر گرداگرد شهر دیوار بکشیم . بنابر این هر یک از سکنه شهر میبایست برای تامین امنیت یک سکه طلا پرداخت نماید . بیچاره مردم شهر تازه فهمیدند چه خبره. حالا اونی که تعداد اعضای خانواده رو زیاد گفته بود و یک سکه نقره گرفته بود بایستی به ازای اون یه نفر یه سکه طلا که قیمتش بیشتر از سکه نقره بود می پرداختند . این بود ماجرای طرح هدف مند کردن یارانه ها توسط منصور خلیفه دوم عباس
- 28 پاسخ
-
- 3
-
-
خبر دومین سالگرد درگذشت هامون سینمای ایران، عمو خسرو
سیندخت پاسخی برای سیندخت ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد
شعرهای سهراب و البته مجموعه نشانی و نامه ها که به نظرم هزار برابر قشنگتر اون ها رو خونده. دو سال گذشت. ولی چه سخت و فقط یادش با ما باقی مونده. تو از یادم نمی روی. گریبانی برای دریدن این بغض بی قرار، تو از یادم نمی روی. سفری ساده از تمام دوستت دارم های تنهایی، تو از یادم نمی روی. تو با من چه کرده ای که از یادم نمی روی.- 33 پاسخ
-
- 3
-
-
خبر دومین سالگرد درگذشت هامون سینمای ایران، عمو خسرو
سیندخت پاسخی برای سیندخت ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد
بودم و هستم- 33 پاسخ
-
- 2
-
-
خبر دومین سالگرد درگذشت هامون سینمای ایران، عمو خسرو
سیندخت پاسخی برای سیندخت ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد
بيخبر گذاشتي و رفتي. بدون خداحافظي «سلام خسرو جان بيخبر گذاشتي و رفتي. بدون خداحافظي! دو هفته پيش هم كه آخرين جايزهات رو گرفتي، روي صحنه لام تا كام حرف نزدي. از گوشه صحنه اومدي بالا و آروم جايزهات را گرفتي؛ براي سي سال حضور پرشور و شوقت در سينمايي كه اين روزها چندان شور و شوقي در آن نيست. فقط لبخند زدي و رفتي پايين و لاي جمعيت گم شدي. خوب اگه قرار بود بري و پشت سرت رو هم نگاه نكني، چند كلمهاي براي ما كه پشت سرت بوديم، حرف ميزدي! يادمه وقتي آمدي رو صحنه، حالت خوب بود. آخه يكي دو بار ديگه كه اين اواخر روي صحنه اومدي و ديدمت، حالت زياد خوب نبود. ولي اين دفعه، همه خوشحال شديم. فقط نميدونستيم داري ميري. نميدونم خودت ميدونستي يا نه. ميگن آدماي خوب قبل از رفتن، حالشون خيلي خوب ميشه؛ چون دارن ميرن يه جاي خوب. ما از كجا بايد ميفهميديم كه اين حال خوب نشانهي چيه؟ هميشه بعد از اينكه اتفاق ميافته، ميفهميم. ولي فكر كنم خودت ميدونستي؛ چون هيچي نگفتي و اونجوري فقط لبخند زدي. شايد داشتي خداحافظي ميكردي و ما نميفهميديم. ولي چه خداحافظي باشكوهي! خيليها آرزو دارن در اوج خداحافظي كنن؛ اما نميتونن. شايد هم اون لبخند همين معنا رو داشت. شايد اگر حرف ميزدي، همهي خداحافظيات ميشد همون چند تا كلمه؛ ولي چون هميشه شاعر بودي، فقط مهربان و با سپاس نگاه كردي و لبخند زدي. حالا كه فكر ميكنم، ميفهمم اينجوري بيشتر حرف زدي. من هي بايد از تو ياد بگيرم. يادته سالها پيش وقتي از مشهد به تهران آمدم، تو روي صحنههاي تئاتر ميدرخشيدي. من كلي دويدم تا روي صحنه بيام و ديده بشم. بعدها هم كه تو روي پرده سينماها ميدرخشيدي، باز هم من كلي دويدم تا روي پرده بيام و ديده بشم. يادته من اولين فيلمم رو كه بازي كردم، تو «هامون» بودي. من يادمه كه در فيلم «كيميا»، دست منو ميگرفتي. كلي حال ميدادي كه رو بيام و ديده بشم. بعد هم فقط يك بار ديگه شانس داشتم در كنار تو بازي كنم؛ تو فيلم «درد مشترك»، چه بامسما. ارتباط من با تو، مثل كوهنوردها با كوههاست. هر قلهاي رو كه فتح ميكنن، ميبينن پشتش يه قلهي بلندتر هست. من هرچي ميدوم، تو يه قدم جلوتري؛ مثل الآن. جلوتري ديگه عموجون. رفتي اونور. نميدونم چقدر ديگه بايد بدوم تا به اونور برسم، تازه نميدونم در چه وضعيتي ميام اونور. پس از اونور يه دعايي براي من بكن. ميگن دعاي اونوريها براي اينوريها زودتر مستجاب ميشه. اينجوري كه تو رفتي، كلي «خدابيامرزي» و «يادش بخير» و «حالهاي خوب» و «يادهاي خوب» و .. بدرقهي راهته. من كه شاهدم، خودتم اگه حالشو داشته باشي، يه نگاهي به اينور بندازي ميبيني. دست پر رفتي ديگه. ميبيني چقدر از من جلوتري! كلي بايد بدوم تا موقع رفتن دستم پر باشه. البته جات پيش ما خاليه. هنوز سينماي ايران كلي با تو كار داشت. ولي خوب مثل به دنيا آمدنه ديگه. موقعش كه برسه، بايد متولد بشيم. ما يه تولد رو ديديم؛ تو دو تا؛ تولدت مبارك. ميدونم اونجا كلي از بر و بچههاي سينما و تئاتر اومدن پيشوازت. حتما كلي هم تدارك ديدن. ما كه اون دنيا به بازيگريمون ادامه ميديم. اونجا هم حتما نمايش هست. اونوريهام حتما به سرگرمي احتياج دارن. پس اونجا بيكار نميمونيم. وقتي مردم رو سرگرم ميكنيم و حالشون خوب ميشه. يه خدابيامرزي به ما و پدر و مادرمون ميگن ديگه. وقتي مردم تو خيابون تو رو ميديدند و بياختيار لبخند ميزدند، خودش خدابيامرزيه ديگه. وقتي مردم ميفهمن كه تو رفتي و ديگه ميون ما نيستي، گريه ميكنن و جاتو خالي ميكنن، خدابيامورزيه ديگه. ميبيني خدا چه لطفي به تو داشته كه اين موقعيت و جايگاه رو بهت داده. پس اونطرف هم حتما تحويلت ميگيره و ميبردت روي صحنهها و پردههاي اونجا، كه بازم مردم اونور ببيننت و حالشون بهتر بشه و خدابيامرزي ادامه داشته باشه. به اميد ديدار» رضا كيانيان شام غریبان بر سر مزارش- 33 پاسخ
-
- 2
-
