رفتن به مطلب

armin.eleman

کاربر انجمن
  • تعداد ارسال ها

    1519
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

تمامی مطالب نوشته شده توسط armin.eleman

  1. نه دیگه الان اگه بخابم رفتم تا غروب:icon_pf (34): بعد شبو نمیخابم دوباره همین آشو همین کاسست این نت لامصب هم حال میده اعتیاد داره میدونی ... اعتیاد
  2. رئیس کلانتریه ما رو صدا میزنی کیو بگیره؟ منو؟ منو میخاد بگیره چیکارم کنه اون ناکس فقط ماشینمو میخابونه الانم که فروختم دیگه راحت
  3. :banel_smiley_52::banel_smiley_52: من که از دیشب تاحالا نخابیدم:icon_pf (34): داشتم کار مردمو انجام میدادم. ساعت 6 اومدم دوساعت مخ اون یانکیو خوردم:دی سر صبح شارژadsl تموم شد:jawdrop:
  4. شمادوتا کلا کارو زندگی پخ پخ دیگه نه؟ نهار چی درس کردین
  5. اصن به من چه یانکی.....:viannen_38:
  6. مهنار چرا آنلاینی ؟:w00: ساعت 7 صبحه ها
  7. armin.eleman

    تاپیک ویژه ی (سردَر)

    هرچی خودت صلاح میدونی ......... من نظرم این بود که خوبه همین.......
  8. مرسی جالب بود. همیشه دوس داشتم خونه یا یه ببر یا یه تمساح نگه میداشتم ولی حیف که نمیشه:icon_pf (34):
  9. armin.eleman

    تاپیک ویژه ی (سردَر)

    خوب اگه بخای از دید المانی نگاه کنی که خوب شده بتونی شیت بندیتو قوی تر کنی فک کنم اشکال نگیره(البته این استادا که اشکالرو میگیرن) ما واسه سر در پروژه ای که داشتیم فقط سر در نبود. باید بغلشم یه مرکز خرید طراحی میکردیم که با سر در ارتباط داشته باشه:icon_pf (34):
  10. armin.eleman

    تاپیک ویژه ی (سردَر)

    خوبه هیلدا جان خسته نباشی ....... به نظر من که چیز خوبی از آب درومده دستت درد نکنه........... از نظر ایده ای هم که بخای حساب کنی کانسپت و اجزاش به دانشگاه میخوره ..... مصالحت از چیه اونوقت؟ فک کنم از بتن باشه دیگه نه؟ کلا من خوشم اومد خیلی جالبه......:icon_gol: به نظرم اینو تحویل دادیو رفته دیگه پس یه بحثیو راه بندازیم خیلی خوبه اگه مثلا اندازه و ظرفیت طراحی محدود بود چیکار میکردی؟ مثلا تا نصف این فضا داشتی که بتونی توش سردر طراحی کنی؟
  11. :icon_pf (34): کجا داریم زندگی میکنیم آخه:icon_pf (34):
  12. :ws28: فک کننننننننننننننننننننننننن.......
  13. کشف چغازنبيل در سال ١٩٣٥ ميلادی هنگامی که شرکت نفت ايران و انگليس در حوالی رود دز به حفاری‌های نفتی مشغول بود، يکی از کارمندان نيوزيلندی شرکت به نام «براون» متوجه مجموعه‌ی عظيمی شبيه تپه شد که در مکانی مرتفع قرار گرفته بود. او از آن مجموعه که در زير خاک مدفون بود آجری کتيبه‌دار پيدا کرد. در همان زمان يک گروه باستان‌شناس در فاصله‌ی ٣٥ کيلومتری در شوش به کاوش‌های باستان‌شناسی مشغول بود. براون آن آجر را نزد گروه برد تا شايد از راز آن تپه پرده بگشايند. اين‌گونه بود که حفاری‌های نفتی، نام زيگورات چغازنبيل را در اذهان زنده کرد. بعدها کاوش‌های باستان‌شناسی بين سال‌های ١٩٥١ تا ١٩٦٢ ميلا‌دی توسط رومن گيرشمن (Roman Girshman) باستان‌شناس فرانسوی انجام شد که اطلاعات مفيدی را از دل خاک در مورد چغازنبيل بيرون کشيد. معرفی زيگورات در بين‌النهرين اعتقاد مردم بر اين بود که خدايان متعددی دنيا را کنترل و اداره می‌کنند و هر شهری را خدايی است که از آن محافظت می‌کند. مردم در مرکز شهر برای خدايان معبد درست می‌کردند تا در آن زندگی کنند که گاه به شکل زيگورات بود. معابد کوچک‌تری هم ساخته می‌شد تا مردم هدايا و پيشکش‌های خود را تقديم خدايان کنند. زيگورات (Ziqqurat) ساختمانی هرمی شکل بود که در چند طبقه ساخته می‌شد و با پلکان‌های متعدد به طبقات بالا می‌رسيد. زيگورات‌ها در بين‌النهرين قدمتی چندهزارساله دارند که در فاصله‌ی سال‌های ٢٢٠٠ تا ٥٥٠ قبل از ميلاد ساخته شده‌اند. نمونه‌ای از يک زيگورات درمورد فلسفه‌ی وجودی زيگورات‌ها سه نظريه عنوان شده است: اول، آن‌ها برای مصون نگه‌داشتن گندم از سيلاب بهاری ساخته می‌شدند. دوم، اين زيگورات‌های سترگ تقليدی از کوه‌های مقدس دورتادور فلات ايران بود. بنابراين اگرچه پيدايش اين بناها در خاک بين‌النهرين بود ليکن الهام‌بخش آن‌ها ايران و معنای آن‌ها از اين سرزمين گرفته شده بود. بنابر نظريه‌ی سوم که البته معروف‌ترين قول است، زيگورات نردبان صعود به آسمان بوده است. پس از چندهزار سال هنوز هم تعدادی از اين زيگورات‌ها يافت می‌شود، به عنوان مثال زيگورات اور (Ur ziqqurat) در جنوب بين‌النهرين و زيگورات چغازنبيل در ايران. زيگورات اور که ٢١١٠ سال قبل از ميلاد ساخته شده قديمی‌ترين و زيگورات چغازنبيل بزرگ‌ترين زيگورات جهان هستند. شهر چغازنبيل اونتاش نپيريشا، بنيان‌گذار چغازنبيل محدوده‌ی حکومت ايلامی‌ها خوزستان، لرستان، پشت‌کوه و کوه‌های بختياری بود که از غرب به دجله، از شرق به قسمتی از پارس، از شمال به راه بابل و همدان و از جنوب به خليج فارس محدود می‌شد و پايتخت آن شهر باستانی شوش بود. با به حکومت رسيدن اونتاش نپيريشا (Untash Napirisha) در قرن ١٣ قبل از ميلاد (١٣٤٠–١٣٠٠ قبل از ميلاد)، چغازنبيل به عنوان پايتخت مذهبی و سياسی ايلامی‌ها در نزديکی رود دز ساخته شد و دوراونتاش (Dur Untash) ناميده شد. دوراونتاش به معنای قلعه‌ی اونتاش است. در بعضی از متون به خط ميخی اين شهر ال‌اونتاش (Ul Untash) ذکر شده که به معنی شهر اونتاش است. اين شهر از سه حصار تودرتوی خشتی تشکيل شده و دروازه‌ی اصلی آن بر روی حصار بزرگ در ضلع شرقی قرار دارد. در حد فاصل حصار اول و دوم کاخ‌های شاهی و آرامگاه‌های سلاطين ايلام قرار دارند. در بين حصار دوم و سوم بقايای تصفيه‌خانه‌ی آب ديده می‌شود که جزو قديمی‌ترين تأسيسات آب‌رسانی به شمار می‌رود. آب آن از رودخانه‌ی کرخه در فاصله‌ی چهل و پنج کيلومتری از طريق کانالی تأمين می‌شد. در مرکز حصار سوم معبد اصلی (زيگورات) قرار دارد. تصوير بنيان‌گذار چغازنبيل –اونتاش نپيريشا– بر روی سنگ همراه با مجسمه‌ی مفرغی همسرش ملکه نپيراسو (Napirasu) هم‌اکنون در موزه‌ی لوور پاريس نگه‌داری می‌شوند. مجسمه‌ی ملکه، وی را در حال عبادت در برابر خدايان نشان می‌دهد. هم‌چنين بر روی دامن ملکه نام وی به همراه چند دعا به خط ميخی درج شده است. زيگورات چغازنبيل مجسمه‌ی مفرغی ملکه نپيراسو زيگورات چغازنبيل معبد اصلی (زيگورات) مربعی به ضلع ١٠٥ متر است که اضلاع آن در جهات اصلی شرقی، غربی و شمالی و جنوبی واقع شده‌اند. اصل اين معبد با به‌کارگيری ميليون‌ها آجر و در پنج طبقه به ارتفاع ٥٢ متر ساخته شده بود که در حال حاضر تنها دو طبقه از آن باقی مانده است. به غير از طبقه‌ی اول و پنجم، تمامی طبقات از خشت پر شده بودند. طبقه‌ی پنجم که مرتفع‌ترين طبقه محسوب می‌شد و تنها کاهن‌ها و خانواده‌ی شاهی اجازه‌ی ورود به آن طبقه را داشتند، جای‌گاه قراردادن خدای اينشوشينک (god Inshushinak) يا خدای خاص شهر شوش بود. در حقيقت اونتاش، پادشاه ايلامی، اين بنا را برای اينشوشينک ساخت. ايلامی‌ها معتقد بودند که هنگام غروب، خدايشان از آخرين طبقه‌ی زيگورات به آسمان پرواز می‌کند و روز بعد باز می‌گردد. بر روی ديوارهای معبد آجرهايی به خط ميخی مشاهده می‌شود که همگی دارای متنی يکسان هستند و بيان‌گر نام پادشاه و هدف او از ساخت اين معبد است: «من اونتاش، پسر هوبانومنا، شاه انزان و شوش هستم. پس از آن که مصالح ساختمانی را به دست آوردم، من در اين‌جا شهر اونتاش و حريم مقدس را برپا نمودم و آن را در يک ديوار خارجی و يک ديوار داخلی محصور کردم. من معبد بلندی ساختم که شبيه آن‌چه شاهان پيش ساخته‌اند نبود و آن را به خدای اينشوشينک مقدس وقف کردم. باشد که ساختمان و زحمت من موقوفه‌ی ايشان شود و لطف و عدل اينشنوشينک در اين‌جا برقرار بماند.» (برای ديدن فايل صوتی-تصويری حاوی اطلاعاتی در مورد چغازنبيل، اينجا را فشاردهيد) ميز قربانی در اطراف معبد و بر روی کف اصلی دو سکوی مدور بريده مشاهده می‌شود که نظرات مختلفی در مورد آن‌ها ابراز شده، برخی آن‌ها را قربانگاه و برخی ديگر مربوط به ستاره‌شناسی و ساعت خورشيدی دانسته‌اند. در موزه‌ی لوور پاريس ميزی موسوم به ميز قربانی (Sacrificial Table) از جنس برنز موجود است که به احتمال زياد متعلق به اين جايگاه است (تصوير).دورتادور ميز قربانی دو مار و پنج زن ديده می‌شوند. اندازه، دقت و ظرافت بالای به‌کاررفته در ساخت اين ميز حکايت از مهارت فراوان فلزکاران دوره‌ی ايلامی دارد. ميز قربانی ميراث جهانی چغازنبيل در سال ١٩٧٩ ميلا‌دی از طرف يونسکو در فهرست ميراث جهانی قرار گرفت. اين محوطه يکی از چند اثر ثبت شده‌ی ايران در فهرست ميراث جهانی است. اهميت اين محوطه‌ی تاريخی به عنوان مهم‌ترين اثر به‌جای‌مانده از دوران حکومت ايلامی، قدمت ٣٠٠٠ ساله‌ی آن همراه با جاذبه‌های طبيعی از جمله عوامل مؤثر در به ثبت‌رسيدن اين مجموعه به‌عنوان ميراث جهانی بوده‌اند. فرسايش طبيعی و خسارت‌های ناشی از جنگ ايران و عراق، آسيب‌های فراوانی را متوجه اين شهر کهن نمود. برای جلوگيری از تخريب هر چه بيشتر اين منطقه، در سال ١٩٩٨ ميلادی، توافقی بين سازمان ميراث فرهنگی ايران، يونسکو، بنياد اعتباری ژاپن و مؤسسه‌ی کراتره فرانسه (مؤسسه‌ی بين‌المللی حفاظت از بناهای خشتی)، برای اجرای طرح مطالعاتی حفاظت و مرمت محوطه‌ی تاريخی چغازنبيل در زمينه‌های مختلف علمی صورت گرفت. در راستای اجرای اين طرح، يک پايگاه دائمی پژوهشی شامل آزمايشگاه، بخش حفاظت و مرمت، کتاب‌خانه، بخش رايانه‌ای و بخش مطالعات سفال در قسمت اداری موزه‌ی هفت‌تپه ايجاد و تجهيز شده است. تهديد چغازنبيل توسط حفاری‌های نفتی اخيراً گزارش‌هايی درباره حفاری برای اکتشاف نفت در منطقه‌ی چغازنبيل در خبرگزاری‌ها انتشار يافته است. مسئول واحد حقوقی سازمان ميراث فرهنگی و گردشگری خوزستان هشدار داده است که: شهر تاريخی چغازنبيل «شرکت نفت در حريم زيگورات چغازنبيل، اقدام به حفر چاه‌هايی کرده است. اين چاه‌ها در سه مسير انفجاری برای کاوش لا‌يه‌های زيرزمينی اين منطقه حفر شده‌اند. باستان‌شناسان هشدار می‌دهند هرگونه انفجار به تخريب اين اثر باستانی منجر می‌شود»١. اين خبر دوباره چغازنبيل را در زبان‌ها انداخت و تأثر و نگرانی عميق دوست‌داران و محافظان فرهنگ ايران‌زمين را برانگيخت. «آيا حفاری‌های نفتی که در سال ١٩٣٥ چغازنبيل را از دل تاريخ بيرون کشيد، اين بار آن را از صفحه‌ی تاريخ محو خواهد کرد؟!» منابع - وب سايت خبرگزاری ميراث فرهنگی - وب سايت موزه‌ی لوور - وب سايت موزه‌ی بريتانيا - وب سايت خبری کوروش - روزنامه‌ی حيات‌نوی اقتصادی، ٣٠ آبان ١٣٨٤ - روزنامه‌ی جوان، ٢٤ شهريور١٣٨٤ - وب سايت چغازنبيل
  14. بروشور راهنمای مجموعه، سازمان میراث فرهنگی، ۱۳۸۶
  15. عکس هوایی و راهنمای قسمتهای دور اونتاش
  16. چغازنبیل در جنوب غربی ایران و در استان خوزستان بنا شده‌است. این سازه در ۳۵ کیلومتری جنوب شرقی شهر باستانی شوش در طول جغرافیایی ۴۸ دقیقه و ۳۰ ثانیه و پهنای جغرافیایی ۳۲ دقیقه است. تاریخچه این نیایشگاه توسط اونتاش گال (پیرامون ۱۲۵۰ پ.م.)، پادشاه بزرگ ایلام باستان، و برای ستایش ایزد اینشوشیناک، نگهبان شهر شوش، ساخته شده‌است. مکان جغرافیایی زیگورات چغازنبیل در ۴۵ کیلومتری جنوب شهر شوش در نزدیکی منطقه باستانی هفت‌تپه که از جاده شوش به اهواز قابل دسترسی است، می‌باشد. بلندی آغازین آن ۵۲ متر و ۵ طبقه بوده‌است. امروزه ارتفاع آن ۲۵ متر و تنها ۲ طبقه و نیم از آن باقی مانده‌است. «چغازنبیل» که نام باستانی این بنا است، واژه‌ای محلی و مرکب از دو واژه «چُغا» (در زبان لری به معنی «تپه») و زنبیل (به معنی «سبد») است که اشاره‌ای است به مکان معبد که تپه بوده و آن را به زنبیل واژگون تشبیه می‌کردند. این مکان نزد باستان‌شناسان به «دور-اونتَش» معروف است که به معنای «دژِ اونتش»» است. اونتاش گال پادشاه ایلام باستان است که دستور ساخت این شهر مذهبی را داده‌است. بنای چغازنبیل در میانه این شهر واقع شده‌است و مرتفع‌ترین بخش آن است. این نیایشگاه توسط اونتاش ناپیریش (حدود ۱۲۵۰ پ.م.)، پادشاه بزرگ ایلام باستان، و برای ستایش ایزد اینشوشیناک، الهه نگهبان شهر شوش، ساخته شده‌است. و در حمله سپاه خونریز آشور بانیپال به همراه تمدن ایلامی ویران گردید. سده‌های متمادی این بنا در زیر خاک به شکل زنبیلی واژگون مدفون بود تا اینکه به دست رومن گیرشمن فرانسوی در زمان پهلوی دوم از آن خاکبرداری گردید. گرچه خاکبرداری از این بنای محدب متقارن واقع شده در دل دشت صاف موجب تکمیل دانش دنیا نسبت به پیشینه باستانی ایرانیان گردید اما پس از گذشت حدود ۵۰ سال از این کشف، دست عوامل فرساینده طبیعی و بی دفاع گذاشتن این بنا در برابر آنها آسیبهای فراوانی را به این بنای خشتی - گلی وارد کرده و خصوصا باقیمانده طبقات بالایی را نیز دچار فرسایش شدید کرده‌است. چغازنبیل جزو معدود بناهای ایرانی است که در فهرست آثار میراث جهانی یونسکو ثبت شده‌است. در بعضی از کتب تاریخی نام قدیمی شوش، چغازنبیل نامیده شده‌است.
  17. شرمنده عکس هایی که در رابطه با این سبک پیدا کردم یکم کوچیک بودن
  18. صحبت در مورد معماری بین النهرین بدون بررسی زیگورات عظیم چغازنبیل قطعا کاری بیهوده است: زيگورات چغازنبيل؛ تبلور معماري مقدس بناهاي مقدس بر مبناي فلسفه‌اي كه از اعتقاد آدميان برمي‌خيزد، ساخته مي‌شوند. زيگورات چغازنبيل از همين دست بناهاي مقدس است كه عناصر تفكر آميخته با تقدس در آن ديده مي‌شوند. زيگورات چغازنبيل بنايي است چندطبقه و به صورت مربع كه طبقه اول آن از طبقات بالايي بزرگتر و وسيعتر است. اطراف اين بناي مربع شكل، حصارهاي دايره‌‌اي وجود دارند كه تداعي كننده تركيب مربع و دايره در وجود اين بناي مقدسند. از اين لحاظ، زيگورات چغازنبيل شبيه به خانه كعبه است. خانه كعبه بنايي سياه و مربع (مكعب) شكل است كه مسلمانان با لباس سفيد احرام به دور آن دايره‌وار مي‌چرخند. بناي زيگورات‌ها، اهرام، استوپاها، پاگوداها و بناهاي «ماندالا» شكل كه همگي از بناهاي مقدس به شمار مي‌روند، از يك فلسفه همانند پيروي مي‌كنند. در همه اين‌ بناها، ساختمان‌هايي بلند از زمين به سوي آسمان و از فرش به سوي عرش مي‌روند كه به نوعي تداعي‌گر كوه هستند و همه آن‌ها فضاي مقدسي هستند كه تصور مي‌شده در مركز عالم قرار گرفته‌اند. بنا به اعتقادات اسلامي، در «مجمع التواريخ و القصص» و مأخذهاي ديگر آمده است كه سنگ‌هاي خانه كعبه را فرشتگان از پنج كوه مقدس و حجرالاسود را از بهشت آورده‌اند. از آن پنج كوه نام طور سينا، طور زيتا (زيتون)، كوه جودي و كوه حرا مشخصا آمده است. اين كوه‌ها از آن جهت مقدس‌ شمرده شده‌اند كه نظركرده خداوند بودند و پاي پيغمبران به آنها رسيده بود: موسي و طور سينا، نوح و كوه جودي، عيسي و كوه زيتا، محمد و كوه حرا. در قاره آسيا و در نزديكي اولان‌باتور، پايتخت مغولستان كوهي هست كه مغول‌ها آن را «بوگدوال» نام گذارده‌اند: به معناي «كوه خدا». در واقع زيگورات‌ها، اهرام، مقابر و بناهاي برجي شكل، گنبدها و معابد چندين طبقه بلند، پاگوداها و استوپاها، در همه جا نمادي از كوه و آسمان بودند. اين موضوع در سرزمين‌هايي كه به طور طبيعي فاقد كوه بودند، بيشتر مشهود است، همانند: بين‌النهرين، مصرسفلي، جنگل‌هاي مكزيك و پرو. بناي زيگورات چغازنبيل، مربعي شكل است كه حصارهاي دايره‌اي به دور آن ديده مي‌شوند. عدد چهار به عنوان عددي مقدس در معماري: چهار نشان‌دهنده چهار جهت اصلي، چهار فصل سال، اضلاع مربع، بازوان صليب، چهار عنصر، چهار ستون عالم، چهار منزل قمر، چهار مزاج، چهار بهشت و... است. چهار در عهد قديم، عددي نمادين است. مثل چهار رودخانه بهشت كه صليبي شكل هستند، چهار بخش زمين و غيره. از دورترين اعصار، حتي اعصار نزديك به پيش از تاريخ، از چهار براي نشان دادن آنچه مستحكم، ملموس و محسوس است، استفاده مي‌شد. چهار به گونه‌اي، رقمي الهي است. در بسياري از موارد، ‌هاله دور سر حضرت عيسي، چهار پرتو دارد يا به چهار بخش شده است. وجود عدد چهار در معماري مذهبي بسيار مشاهده مي‌شود. طرح‌هايي كه از بهشت كشيده شده، مربع (مستطيل) شكل و داراي چهار درب هستند. مساجد ايراني ـ اسلامي گاه چهار ايواني (در چهار ضلع) هستند. زيگورات معبد چغازنبيل هم داراي چهار درب ورودي است. زيگورات: تشبيه معابد به كوه‌هاي كيهاني در فرهنگ بابليان جايگاه خاصي دارد و اين ويژگي را در قالب فرم زيگورات‌هاي آنان مي‌توان ديد كه صعود از آن را رسيدن به قله عالم مي‌دانستند. کلمه زيگورات يا زيقورات از فعل آکدي «زقارو» (Zegharoo) به معناي بلند و برافراشته ساختن، گرفته شده است. زيگورات بنايي چند طبقه است که مساحت هر طبقه از طبقه پاييني کوچکتر است؛ بنابراين، نماي هر طرف آن به شکل يک پلکان است. اين زيگورات‌ها محل نگهداري مجسمه خدايان و انجام مراسم مذهبي بوده‌اند. زيگورات چغازنبيل: اكنون با توضيحاتي كه داده شد و مطالبي كه در زير ارايه مي‌شود، درخواهيم يافت كه معماري و بناي زيگورات چغازنبيل بر پايه تفكري مقدس شكل گرفته است. مهمترين معبد شهر باستاني دوراونتاش، زيگوراتي است که در مرکز شهر قرار دارد. اين زيگورات وقف خدايان «اينشوشيناک» و «ناپيراشا» (گال) شده است. «گيرشمن» بر پايه تجربيات خود و شواهد موجود معتقد بود که اين زيگورات در زمان آباداني پنج طبقه داشته و ارتفاع آن حدود 52 متر بوده که تنها 5/2 طبقه از آن با ارتفاع 23 تا 24 متر پابرجاست. برخلاف زيگورات‌هاي بين‌النهرين که هر طبقه را روي طبقه قبلي مي‌ساختند، در اين زيگورات ساخت هر طبقه از سطح زمين آغاز شده است. طبقه اول اين زيگورات مربعي شکل و طول هر ضلع آن برابر با 2/102 متر يعني تقريباً برابر طول يک زمين فوتبال است. جهات گوشه‌‌هاي زيگورات منطبق با چهار جهت اصلي يعني شمال، جنوب، شرق و غرب است. معبد اعلي که در بالاترين طبقه زيگورات يعني طبقه پنجم بوده اكنون از بين رفته است، اما به نظر مي‌رسد مجسمه خدايان ناپيراشا و اينشوشيناک در اين معبد نگهداري مي‌شده. در هنگام خاکبرداري از زيگورات هفتاد آجر نبشته‌دار پيدا شد که روي آنها به زبان ايلامي و اکدي مطالبي بوده که نشان مي‌دهد اين معبد جايگاه خدايان ناپيراشا و اينشوشيناک بوده است. در وسط هر يک از چهار ضلع زيگورات پلکاني وجود دارد و هر يک از آنها با دروازه‌اي مسدود مي‌شده است. اين پله‌ها راه صعود به طبقات بالاتر بوده‌اند. يکي از راه‌هاي محاسبه تعداد طبقات زيگورات در نظر گرفتن شيب همين پله‌ها است. بدين معني که اگر پله‌ها با همين شيب به سمت بالا ادامه پيدا کنند، در طبقه پنجم به نزديکي مرکز زيگورات، يا ورودي معبد اعلي مي‌رسد. در بدنه زيگورات چغازنبيل، پس از هر ده رديف آجر ساده يک رديف آجر نبشته‌دار به کار برده شده است. تا سال 1965 در شهر دورانتاش 5275 آجر نبشته و خشت نبشته به زبان‌هاي ايلامي و آکدي کشف شده است. 659 عدد از اين آجرها بر بدنه زيگورات باقي مانده‌اند. اين نوشته‌ها از وجود ادبياتي بسيار قوي در 3250 سال پيش در سرزمين ايلام حکايت مي‌کند. زيگورات چغازنبيل درون حصارهاي دايره‌اي شكل قرار گرفته است. حصار، ديوار و حلقه سنگ‌چين كه مكان‌هاي مقدس را در بر مي‌گيرند، جزو كهن‌ترين ساختارهاي معماري حرم‌ها به شمار مي‌روند. گردآوري: آرش نورآقايي خبرگزاري ميراث فرهنگي ـ گردشگري
  19. armin.eleman

    سبک های معماری

    زير شاخه هاي معماري هايتك:2 معماری روبوتک مختصري در باره زير شاخه هاي معماري هايتك 2- معماری روبوتک معماری روبوتک Robo Tech معماری روبوت و تکنولوژی ، استفاده از سازه های هوشمند ، دستگاههای حس گر ، این دستگاهها تغییرات محیطی را احساس کرده و مانند بدن به آن انعکاس می دهند . طراحی خلبانان اتوماتیک با شرایط ایده آل داخل هواپیما . غرفه آب تازه در هلند ، 1997 م . معماران : گروه معماری NOX این موزه به صورت موزه آب شور Salt Water و آب شیرین Fresh Water طراحی شده است سرکش از شکنندگی و کشسانی بدن انسان ، بتن ، فلز و انفعالات الکترونیکی و همچنین آب . طرح ، در هم ریزی کامل جسم ، محیط و فن آوری را نشان می دهد و برمبنای ترکیب علوم کامپیوتری و معماری پایه ریزی شده است . شکل ساختمان از منحرف ساختن 14 بیضی به طول 65 متر به حالت معلق ، حاصل شده است . در داخل بنا قدم زدن همچون افتادن است . کف سطوح افقی نیست و هیچ رجعتی هم به افق در آن به چشم نمی خورد . حس گر ( سنسور ) های بکار رفته به شیوه ای فعل و انفعالی به عکس العمل بازدید کنندگان جواب می دهند و متناسب با آنها دفرماسیون می شوند . استفاده کردن از سیستم صوتی که با ترکیب با نور و بروژکسیون های بی وقفه عمل می کند . تمام حس گرها به CD - ROM هایی وصل اند که دارای شبیه سازهای صوتی اند و می توانند صدا را دگرگون و خم کنند و یا بشکنند . خود صدا نیز می تواند تغییر مکان دهد
  20. armin.eleman

    سبک های معماری

    زير شاخه هاي معماري هايتك:معماری اکوتک مختصري در باره زير شاخه هاي معماري هايتك: 1- معماری اکوتک معماری اکوتک Eco Tech رویکرد به زیست و اکولوژی یکی از گرایش های عمده معماران های تک است . این معماران طلایه دار استفاده از عوامل اقلیمی و محیط زیست در ساختمان هستند . " سازگاری با محیط زیست " است . امروزه استفاده کردن از انرژی و صرفه جویی کردن یکی از دغدغه های مسائل جهانی است و برای همین منظور اجرای استانداردها و معیارهای دائمی صرفه جویی در انرژی ، تعیین و کنترل دقیق مصرف انرژی در ساختمان ، امری حیاتی به نظر می رسد . این معماری در اصل مفهوم معماری هماهنگ با طبیعت است . از اصولی که در اکثریت کارهای ارائه شده در اکوتک به نظر می رسد ، می توان موارد زیر را بیان کرد : تهویه طبیعی با امکان جریان هوا از سقف ، تهویه مطبوع از طریق پالایش شبانه و دمیدن هوا از زیر کف ، کنترل نور و نظایر اینها ، استفاده کردن از منابع طبیعی زیر زمینی ، استفاده کردن از انرژی منابع طبیعی همچون گرما ، نور خورشید ، باد ، انرژی گرمایی ، آب باران . نورمن فاستر یکی از معروفترین معماران سبک اکوتک است . طرح وی برای بازسازی راشیتاگ ، پارلمان جدید آلمان در برلن در سال 1993 به عنوان برنده اول اعلام شد . فاستر در طرح خود یک شیشه ای به جای گنبد تخریب شده پارلمان ، در جنگ جهانی دوم ، در نظر گرفت . این گنبد از چند نظر جالب توجه بود : نخست آنکه در داخل گنبد دو رامپ مارپیچ قرار دارد که به سکوی فوقانی جهت تماشای مناظر اطراف ختم می شود و لذا مردم به صورت سمبلیک بر بالای سر نمایندگان خود صعود می کنند . در هنگام شب گنبد از طریق تالار مجلس روشن می شود و به صورت گنبدی نورانی می درخشد ، که نشانه ای از قدرت و توانایی پروسه مکراتیک در آلمان فدرال است . از نظر اقلیمی در تابستان تهویه طبیعی تالار نمایندگان از طریق گنبد شیشه ای صورت می گیرد و در زمستان هموای گرم تهویه شده از طریق گنبد شیشه ای باز یافت و مجددا مورد استفاده قرار می گیرد و بالاخره آیینه های وسط گنبد روشنایی طبیعی و تصویر مردم ( خاستگاه قدرت ) را به تالار نمایندگان منعکس می کند. از موارد دیگر می توان ، پنجره های هوشمند جهت تهویه هوا ، استفاده از سوخت تجزیه شونده بیوگاز جهت تولید برق بدون آلودگی ، حرارت تولید شده در یک مخزن طبیعی آب گرم در زیر ساختمان ، آب سرد لایه های زیر زمینی جهت تامین سرمایش ساختمان ، را نام برد
  21. فلسفه دكانستراكشن بنيانگذار فلسفه دكانستراكشن ژاك دريدي فرانسوي است كه بعضي از معماران همچون پيتر آيزنمن و برنارد چومي كارهاي خود را متاثر از ساختمان نظريات وي مي دانند و حتي پروژه هايي با هكاري دريدا انجام داده اند. وي پژوهش هايي در زمينه ساختار شناسي زبان انجام داده است و نظرياتي در مقابل نظريه سلختار گرايي كه محصول نظريات فردي بنام فرديناند سسور در سالهاي 1916 – 1911 دارد، سسور معتقد بود كه زبان و اصولا هر نوع علامت كه ايده اي را از ذهني مخاطب مي شود كه اين معني در هر زبان ثابت است و به راحتي قابل تغيير نيست، مثلا در يك نوع معني گراست كه حاصل ذهن است و موجب تداعي معني در ذهن است كه اين معني در هر زبان ثابت است و براحتي قابل تغيير نيست مثلا در يك زبان به عنوان علامت هنگاميكه كسي واژه گل را بكار ميبرد ، شنونده بي ترديد منظور گوينده در ذهنش تداعي شده . بنابراين با يك علامت كه در اين مثال زبان مي باشد ايده ذهني از گوينده به شنونده منتقل شد ، و همچنين اين مفاهيم ذهني براحتي قابل تغيير نيستند. از آنجا كه زبان يك پديده اجتماعي است حجمي براي آن توافق كنند تا بتوان از يك معني گر مفاهيم استعاره اي ديگر برداشت كرد . اين مسئله در مورد متن نيز صادق است اما دريدا مي كشد با واسازي منتها نشان دهد كه معني شده خود معني گر شود. بنابراين نوعي تسلسل زنجير وار « معني گر » و « معني شده » ناپديد مي شود. بنابراين نميتوانيم از يك علامت معنايي خاص دريابيم « بلكه بايد بالا و پائين رفتن مدام حضور و غياب « معناي خاص » را بر تجربه آوريم. بنابراين خواندن يك متن در واقع تبعيت كردن ردپائي از معني شده است كه خود حضور ندارد .» دريدا مي نويسد : ما هرگز نمي توانيم به انتهاي چيزي برسيم. اگر به فرهنگهاي لغت مراجعه كنيم مي بينيم كه هر كلمه با كلمات و بر حسب كلمات ديگر تعريف شده اند و از اين رو اگر بخواهيم ببينيم واقعا يك كلمه چه معني ميدهد ، بايد به دنبال معناي كلمات ديگر نيز بگرديم. و به دنبال كلمات گشتن هرگز به پايان نميرسد ، حتي اگر به پايان اين جستجو برسيم به يافتن معني كلمه نخست نزديك شده ايم بخصوص كلماتي كه به هر صورت واجد معاني متضاد هستند. بنابراين دريدا گفتار را بر متن به عنوان علامت ترجيح مي دهد و چون مممعتقد است كه در گفتار رابطه نزديكترين معني گر ومعنيشده برقرار ميشود . پس متن دريدا بسيار دوران ذهن، شكل و نفوذ ناپذير است . اصل دريدا در چنين تفكري عصيان در برابرباورهاي معمولي در عرصه هاي فلسفي و حتي معماري و حتي به عرصه هاي زندگي بشر و حتي به زير بردن همه اصول و بطور كلي خرد و دانائي است. خرد و منطق از اصولي است كه از زمان فيلسوفان كلاسيك يونان تاكنون نقش اصلي را در همه عرصه هاي زندگي بشري و حتي در معماري بخصوص در معماري مدرن داشته است . در واقعه دريدا و ساير صاحب نظران (پست استراكچراليست) سعي مي كنند نوشته هاي پيچيده ، مشكل و غير شفاف ارائه كنند. رولان بارت در نوشته هايي كه به معرفي اين سبك نوشتار مي پردازند مي نويسند :« شفافيت در زبان صرفا مبحثي نظري است و نه كيفيتي كه يك زبان بايد الزاما واجد آن باشد... روشني و شفافيت در زبان پيوسته و ايده ال برخي از مباحثي است كه مراد از طرح آن قانع كردن شنونده يا خواننده مي باشد ،زيرا نوشتار به هيچ روي وسيله اي براي برقراري ارتباط نيست صرفا وسيله اي است براي اينكه بورژوازي كه سخن بشريت است شرايط اجتماي ،سياسي خود را به ديگران تحميل كند. بارت از اينكه زبان ،خاصه زبان فرانسه به عنوان وسيله اي مورد استفاده قرار گرفته است تا ارزشهاي بورژوايي و تحميل را حتي به كساني كه چنين بارت از اينكه زبان ، خاصه زبان فرانسه به عنوان ارزشهايي به ضررشان تمام مي شود تحميل كند اظهار تاسف مي كند . به نظر بارت هدف چنين نوشته هايي مصرف كنندگان بي تفاوت اين نوشته ها هستند. وي اين نوشته ها را «خواننده پسند » مي نامد و مواردي از نوشته هاي نويسنده پسند اين است كه نوشتار از سر قصد غير واضح ،پراكنده، ناپيوسته و درهم باشد .چنين نوشته اي چنان بايد خواننده را ناراحت و عصباني كند كه وي در ستيز خود براي درك مطلب ناگزير شود انديشه هاي خلا قانه خود را به كار برد. اين عدم شفافيت در معماري دكانستراكشن به گونه اي ديگر نمود مي يابد . گيد تون در كتابفضا ،زمان. معماري در توصيف كارخانه فاگوس اين امر را به نوعي مهم از نقاشي كوبيسم مي داند كه در آن نقاط ديد مختلف وجود دارد . اما دريدا در باب درون و برون مي نويسد:«دكانستراكشن تخريب يا پنهان كاري نيست.» حال آنكه مشكلات ساختاري مسلمي را درون ساختارهاي ظاهرا پايدار مي نماياند اما اين تركها به متلاشي شدن ساختار نمي انجامد . بر عكس، دكانستراكشن تمامي قدرت خود را از راه به مبارزه طلبيدن ارزشهاي قوي همانند :هماهنگي، وحدت و ثبات بدست مي آورد و در عوض ديدگاه متفاوتي از ساختار راه پيش رو مي نهد ...اين معماري نظريه بيان جديدي نيست بلكه بيشتر افشاگر ناشناخته هاي نهفته در دل است. شوكي است كه از ضعف موجود درست بهره برداري مي كنند تا آن را برآشوبند نه آنكه به دورش اندازند . بنابراين زير سوال بردن و ترديد در اصول به معناي نفي آن اصول در دكانستراكشن نيست . فلسفه دكانستراكشن در زبان شناسي واسازي يك متن عبارت است از برون گشيدن روابط منطقي متضاد ادراك و انبساط از آن متن به هدف نمايش اينكه يك متن بر خلاف آنچه مي گويد معني مي شود يا بر خلاف آنچه معني مي شود ميگويد اين راهبرد نخستين بار توسط فيلسوف فرانسوي ژاك دريدا مورد بررسي قرار گرفت موجب انتتقادات ادبي بسياري مخصوصا از جانب منتقدين آمريكائي شد. نوشته هاي دريدا اغلب در رابطه با فلسفه است تا متون ادبي اگر خود او اخيرا بسياري از جنبه هاي اين تفاوت را رد كرده است و معتقد است فلسفه همچون ادبيات محصول اشكال و وسايل علم معاني و بيان است و اما وي معتقد است آنچه به فلسفه نظم بخشيده است دقيقا نتيجه عدم تمايل فلسفه كيانه مجاز در اصول گذشته و امروز آن است . بنابراين دريدا علي رغم معاني و منظور هاي مطابق متون فلسفي چندين آنها را مي خواند . آنچه دريدا پيشنهاد مي كند رسيدن به تحليل رواني دلايل « كلام ، محوري » غربي است . در مقاله جفري بروت نسبت در مورد فلسفه دكانستراكشن اينچنين توصيف شده است . به اعتقاد به اينكه در ريشه هاي تمام هستي ، حقايقي وجود دارد كه در دسته بنديهاي مطلقي سازمان يافته اند ، اين حقايق فقط در ذهن و كلام خداوند وجود دارند اما هر چيز واقعي ازآنها تشكل ييدا مي كند ، مي توانيم به درون آنها تنها از طريق زبان نفوذ كنيم و آن دليل است كه موجب رسيدن به يك شناخت و واقعيت كامل و بي واسطه مي شود . ناخود آگاه فلسفي بعد توانست در تمام علائم و نشانه هاي استعاري اش خوانده شود ( اين دليل دريداست به تضاد بين گفتار و نوشتار به عنوان پايه اي ترين تعيين كننده كه فلسفه غرب توجيه مي كند . از افلاطون تا هگل و از روسو تا سور و دانشمندان ساختارگراي مدرن ، همه معتقدند كه گفتار هميشه بر نوشتار ارجح است و اين علت توانائب زبان است . ابهام عبارت فرانسوي كه هم به معني شنيده است و همبه معناي فهميدن گفتار كسي ) بهترين براي اثبات اين عقيده است كه از درك همزمان آنچه كسي مي خواهد بگويد در لحظه اي كه واقعا آنرا مي گويد واقعي است و هنگاميكه به كلمات شخص گوينده گوش مي دهيم مي توانيم احساس واقعي او را با وارد شدن به دايره مبادرات بين ذهن ، زبان و واقعيت درك كنيم . بنابراين ارتباطات به عنوان يك نوع تاثير پذيري خودكار در دو جنبه مطرح مي شود . جرياني كه به تقدم كامل زبان گفتاري بر هر چيز كه محدودوه آنرا ميكند بستگي دارد و اين تهديد صراحتا توسط نوشتار انجام مي شود تا آنجا كه حتي به قطع ريشه حضور مجاز گفتار نيز بيانجامد . نوشتار نيز حداكثر در ميان خوانندگان قابليت انتشار دارد كه بهترين آنرا هرگز نميتوانند اطمينان داشته باشد كه انچه فهميده اند هماني است كه منظور نويسنده بوده است . اثر نوشتار پراكندن و منتشر ساختن معنا به يك نكته است و ان جايي است كه اين حس ازادي تعابير بي انتها مطالب اصلي را از ذهن دور مي كند.... .
  22. اوهومممم بازم باید مدیون انزلی چیا باشین این هوارو واسه این بارون میاد که ماهی فروشا تو انزلی موقه ی ماهی فروختن داد میزنن باران بیا باران بیا چون وقتی بارون میاد صید خوب میشه آخه تا کی میخاین به انزلی چیا مدیون باشین شماها
  23. بر اساس قانون نظام مهندسی و کنترل اجرای ساختمان وزارت مسکن و شهرسازی مکلف گردیده است که در کنار سازمان نظام مهندسی ساختمان، تشکیلات دیگری به نام کانون کاردان های فنی ساختمان را تشکیل داده... در کشورمان یک اتفاق نادر و جالب رخ می دهد و آن هم این که کاردان های فنی ساختمان علی رغم داشتن پروانه صلاحیت و اشتغال به کار قانونی، فاقد امضا برای کار هستند از سوی دیگر بارها و بارها گفته می‌شود که به دلیل رعایت نکردن اصول حرفه ای در کشورمان عمر ساختمان ها کوتاه است، این در حالی است که تکنسین های کشور بیکارند و به شغل های کاذب روی می آورند که جای بسی تاسف است. برای روشن تر شدن این موضوع با مهدی موذن رییس کانون کاردانهای فنی ساختمان استان که 31 سال است با مدرک کاردانی در بخش های مهم دولتی فعالیت داشته است، گفتگویی داشتیم . وی با شور و شوق، افسوس و‌آه در بخش هایی از مصاحبه با تاسف، پاسخگوی سوالات ما بود. مطالعه این مصاحبه خواندنی را به شما توصیه می کنم. ابتدا از تاریخچه و نحوه شکل گیری کانون کاردانی ساختمان استان تهران بگویید. بر اساس قانون نظام مهندسی و کنترل اجرای ساختمان که مصوب سال 74 مجلس شورای اسلامی است، بر اساس ماده 28 این قانون وزارت مسکن و شهرسازی مکلف گردیده است که در کنار سازمان نظام مهندسی ساختمان، تشکیلات دیگری به نام کانون کاردان های فنی ساختمان را تشکیل داده، آیین نامه را تهیه و به تصویب دولت برساند. متاسفانه تهیه این آیین نامه اجرایی 6 سال طول کشید. در سال 1379 این‌ آیین نامه بعد از 6 سال تهیه و به تصویب هیئت دولت رسید و بلافاصله بعد از آن تصویب مقدمات برگزاری انتخابات در 30 استان کشور زیر نظر وزارت مسکن فراهم شد و در سال 80 اولین انتخابات هیات مدیره انجام و از اول سال 81 اولین دوره هیات مدیره کارش را شروع کرد. مدت فعالیت هر دوره هیات مدیره هم سه سال است چهارمین دوره انتخابات هیات مدیره کانون های کاردانی فنی ساختمان استان ها در پاییز سال 89 برگزار خواهد شد. اما نکته ای که در سخنانم به آن اشاره کردم این بود که ما با 6 سال تاخیر نسبت به قانون، کارمان را شروع کردیم . در حالی که سازمان نظام مهندسی ساختمان بلافاصله بعد از تصویب قانون، آیین نامه اجرایی اش تهیه و شکل گرفت. متاسفانه این فاصله خیلی خوب و مبارک نبود. یکی از دلایلم هم این است که اگر دو مجموعه با هم کارشان را شروع می کردند، نوعی همکاری در کار و عمل اتفاق می افتاد اما در این فاصله مسیر دوستان ما در نظام مهندسی ادامه داشت که از قضا در همان 6 سال آیین نامه های اجرایی برای کانون کاردان های فنی نوشته می شد. اما بدون تشکیلات دوم ، یعنی تشکیلات اول این قانون منفرداً با حضور مسوولان ذیربط نوشته می شد و تشکیلات دوم در آن بسیار کم رنگ دیده شده بود .که بسیاری از مشکلات کانون از همین جا شروع می شود . به عبارت دیگر روزی که ما آمدیم تمام جزئیات کار نوشته شده بود و ما مجبور بودیم مسیری که ممکن بود خوب یا بد باشد. چه لزومی داشته و دارد که در کنار سازمان نظام مهندسی ، کانون کاردان های فنی ساختمان تشکیل شود ؟ عوامل نیروی انسانی که در صنعت ساخت و ساز کشور ما فعالیت می کنند به چند گروه تقسیم می شوند. یک گروه را باید علمی بدانیم. این گروه علمی یاور مهندسین در کاردان های فنی خلاصه شده است. به عبارت دیگر کسانی که دانشگاه دیده اند گروههای بعدی تجربی عمل می کنند که معماران تجربی و استاد کاران ساختمانی بعد از این گروه علمی قرار می گیرند .برای این گروه تشکیلات خاصی نداریم الا معماران تجربی که چهار سال است در کانون دارند تعیین صلاحیت می شوند . در خصوص این گروه یعنی معماران تجربی بحث بسیار مفصلی را در آینده خواهیم داشت. به گروه های علمی بر می گردیم قانون گذار می توانست دو کار بکند یا مجموعه این عوامل را در یک ساختار قرار دهد و نقش هر یک را تعریف و تبیین کند که این کار را انجام نداده است. بلکه در دو مجموعه سازمان و کانون دیده است . ماهیت کار این دو گروه از هم جدا نیست. هر چند ممکن است به لحاظ بخش های علمی کار با هم تفاوت داشته باشند. زیرا قرار است ساختمانی ساخته شود از این رو خوب بود که این دو در یک سازمان گنجانده شوند که نشدند و امروز جدا از هم هستند. در هر صورت مجموعه ای که مهندس اطلاق می شوند عضو سازمان نظام مهندسی و مجموعه ای که فوق دیپلم هستند تا زمانی که مدرک لیسانس نگرفتند عضو این کانون هستند . اما اهداف این دو اصلاً جدا نیست زیرا هدف احداث ساختمان با شرایط فنی ساختمان های دولتی یا ما ساختمان خصوصی را بسازیم. اصلاً اینگونه نیست و هر دو گروه علمی در کنار هم کار می کنند . پس تفکیکی به لحاظ نقشه راه و هدف وجود ندارد اما به لحاظ علمی تفکیک وجود دارد . آیا اعضای کانون می توانند عضو سازمان نظام مهندسی هم باشند و از کجا پروانه اشتغال به کار می گیرند ؟ در واقع شرایط عضویت در کانون مشابه عضویت در سازمان نظام مهندسی است. با این تفاوت که در سازمان با درجه لیسانس و بالاتر و در کانون با درجه فوق دیپلم در هفت رشته اصلی ساختمان شامل عمران، معماری ،ترافیک ،نقشه برداری، برق، مکانیک، و شهرسازی امکان عضویت وجود دارد. در دسته بندی ها هیچ تفاوتی وجود ندارد و فقط گرید تخصصی متفاوت است. دانشجوی کاردانی حتی اگر مدرک مهندسی هم گرفته باشد تا زمانی که عضو سازمان نظام مهندسی استان نشود ، عضو کانون باقی خواهد ماند ولی اگر رفت و عضو سازمان شد از این کانون منفصل می شود . در برخی مواقع افرادی را داریم که تمایل دارند عضو کانون هم باشند که این هم گسترده است و منعی نداریم اما در این صورت پروانه اشتغال مهندسی خواهد گرفت و پروانه ای که از کانون اخذ نموده ملغی خواهد شد از نظر آماری باید بگویم که در کشور بیش از صدهزار نفر کانون کاردان فنی داریم در حال حاضر شاید در کل کشور 40000 نفر آنها جذب 30 کانون کشور شده باشند که سهمیه استان تهران حدود 50000 نفر است. نیروهای تحصیل کرده کشور شاید به شکل بی تناسبی در تهران استقرار یافته اند که در همه رشته ها اینگونه است در سازمان نظام مهندسی هم نصف جمعیت مهندسی کشور عضو این سازمان هستند . کاردانهای فنی حق امضاء هم دارند ؟ وارد بحث بسیار ظریفی شدید که بخش زیادی از مشکلات کاردانهای کشور و درددل آنهاست در واقع حوزه مشکلات و دغدغه کاردانهاست که اگر دغدغه مسئولین هم بشود مشکلات صنعت ساختمان حل می شود . دغدغه ما آن است که عضو کانون اگر چه صلاحیت داشته و حق امضا هم دارد اما نمی تواند کار کند نمی تواند فعالیت کند چون این دغدغه هنوز تبدیل به دغدغه مسئولین ذیربط نشده است به همین دلیل سرجایش است ما اعتقاد داریم کاردانهای فنی ساختمان حلقه مفقوده زنجیر ساخت و ساز کشور هستند اگر در یک زنجیره ای یک حلقه را نداشته باشیم اصلا آن حلقه و زنجیره کارکرد خود را از دست می دهد امروز این حلقه مفقوده در صنعت ساخت وساز کشور وجود دارد و به همین دلیل در همه ابعاد ساختمان و تاسیسات مشکل داریم و ساختمانهایی که می سازیم به زعم صریح مسئولین و متخصصین ساختمانی حداکثر 25 تا 30 سال بعد باید خراب شود یعنی آنها را از زمان ساخت در لیست ساختمانهای فرسوده قرار دهیم در سه چهارسال اخیر اگرچه اتفاق افتاده که تصور می شود طول عمر ساختمان در ایران در حال افزایش است در حالی که ساختمانهایی که در کشورمان ساخته می شود مثل سالهای دور و نزدیک بدون استقرار سرپرست کارگاه فنی احداث می شود در پرو‍ژه های عمرانی کشور یک روز پروژه بدون ناظر مقیم حق ندارد ادامه یابد پس چرا در حوزه ساخت و ساز شهری فکر می کنیم نباید ناظر مقیم داشته باشیم؟ جان انسانها در ساختمانی که زندگی می کنند دارای اهمیت بیشتری است یا در یک ساختمان اداری که طبق قانون در روز فقط 8 ساعت باید در آن باشند ؟ چرا در ساختمانهای اداری باید ناظر مقیم باشد اما در ساختمان سازی نه ؟ چه کسی بتن ریزی ساختمان را کنترل می کند؟ در کشور ما آنقدر وجدان فنی تبلور یافته است که پیمان کار خودش وقتی دید بتن ساختمان در حد استاندارد نیست آن را دور بریزد و استفاده نکند آیا چنین چیزی سراغ دارید؟ همه ساختمان هایی که می سازید سرمایه ملی کشور است دوام سرمایه گذاری و هزینه کردن سرمایه ملی چقدر ارزش دارد؟ همان قدر ارزش دارد که ما باید سازمان دهی نیروهای دست اندر کار ساخت و ساز را درست انجام دهیم اینجا سلیقه نیست اینجا آقایی که مسئول است، خوشش نمی آید کاردان فنی سرکار باشد در حالی که مصلحت کشور ایجاب می کند تا نیروهای تخصصی در کنار هم قرار بگیرد این دغدغه اصلی ماست اما با وجود اینکه کاردان فنی عضو کانون با همان سختی و گذر از همان مسیری که مهندس سازمان نظام پروانه می گیرد اما بعد از تحمل این همه مشکلات وقتی که پروانه اشتغال بکار را گرفت باید آن را روی طاقچه بگذارد تا خاک بخورد متاسفانه در گردش کار تعریف شده پروانه اشتغال بکار کاردان دان فنی فاقد ارزش و اعتبار در کشور است متاسفم بگویم که در حال حاضر یک سند رسمی که از طرف دولت صادر شده و از طرف وزیر مسکن شهرسازی زیر آن امضا می شود در کشور فاقد اعتبار است مگر می شود که برای مثال کد گواهی رانندگی در کشور صادر شود، بعد آن را مجری قانون آن را فاقد اعتبار بداند. قوانین مصوب مجلس شورای اسلامی مسیر کار را برای تمام نیروهای با صلاحیت در حوزه صلاحیت کاریشان بازگذاشته است اما در کشور ما برخی فعالیت کاردانهای فنی ساختمان را منع می کنند دلیلش نگرش بخشی، نگرش جزیره ای، نگرش صنفی و غیرحرفه ای است. آیا قانون در جایی گفته است که عضو کانون وقتی پروانه صلاحیت گرفته حق امضا دارد یا خیر ؟ بله به طور قطع و یقین چنین چیزی در قانون تصریح شده است ماده 4 قانون نظام مهندسی می گوید: اشتغال اشخاص حقیقی و حقوقی که صلاحیت حرفه ای دارند در بخش ساختمان و شهرسازی مجاز است. برای اعضای سازمان نظام مهندسی و کانون کاردانهای فنی هم این امر منوط به دریافت پروانه صلاحیت و اشتغال شده است. وقتی احراز صلاحیت شد تا زمانی که تخلفی صورت نگیرد، اعتبار دارد و قانونی است با این قانون کاردانهای فنی ساختمان حق امضا و کار دارند. متضاد همین قانون وجود دارد که مانع از فعالیت کاردان های فنی می شود ؟ ما همه چیزمان متاثر از قانون است. آیین نامه اجرایی برای کاردان های فنی در همان 6 سالی که کانون وجود نداشت تدوین شد‌ آنها به جای کانون برایش آیین نامه اجرایی نوشتند. وزارت مسکن و شهرسازی یک تخلف دارد . بعد از قانون مصوب سال 74 هیچ قانونی برای ساختار مهندسی ساختمان نداریم. ماده 28 قانون تاسیس نظام مهندسی کشور، وزارت مسکن و شهرسازی را مکلف کرده تا‌ آیین نامه تشکیل کانون و نظام مهندسی را ظرف 6 ماه تدوین کند. اما متعلقات صنفی مهندسی باعث شده تا آنها زودتر آیین نامه اجرایی سازمان نظام مهندسی را تدوین کنند . عیبی ندارد کارشان بوده و زودتر انجام دادند اما به معنای زیر پا گذاشتن حقوق دیگران نباید باشد. موضوع زمانی جالب تر می شود که حتی می گویند در یک شهر اگر مهندسی عمران و ساختمان نبود از هر هفت گروه اگر مهندس بود برای ساخت و ساز استفاده شود. در غیر اینصورت از کاردان فنی ساختمان دارای صلاحیت استفاده گردد. آن وقت می خواهیم با این قانون در کشور ساختمانی داشته باشیم که 100 سال عمر کند. چگونه ممکن است که یک تزریقات چی برود و قلب بیماری را جراحی کند و آن وقت آن بیمار سالم بماند. مگر می شود ساختمان را غیر تخصصی و بدون حضور کاردان فنی ساخت و عمر ساختمان ها هم طولانی باشد. ماده 12 آیین نامه اجرایی قانون نظام مهندسی است که بر این موضوع تصریح دارد و می گوید در محل هایی که مهندس عمران و معمار به اندازه کافی نباشد، طبق نظر وزارت مسکن و شهرسازی حسب مورد از خدمات مهندس مرتبط با رشته های دیگر استفاده کنند و اگر اینها نبودند از کاردان فنی کانون استان استفاده شود. ما دلمان باید برای این کشور بسوزد. نباید از کنار بیت المال به راحتی گذشت . اما همین قانون گذار با تصویب قانونی که خواندید دست وزارت مسکن و شهرسازی را برای استفاده از کاردان فنی بسته است. نه، قانون گذار درست عمل کرده است. قانون گذار نگفت که برو و بعد از 6 سال آیین نامه کانون را بدون حضور کاردانهای فنی بنویس . قانون گذار در قانون نگفت که کاردان ها صلاحیت پروانه فعالیت بگیرند بعدش ببینیم چه می شود. اصلاً چنین چیزی نیست. وزارت مسکن و شهرسازی است که اولاًٌ 6 سال بعد آیین نامه را نوشت . دوم خیلی ضعیف بود. سوم اینکه در آن فاصله آمد یک آیین نامه دیگری به نامه آیین نامه اجرایی قانون نوشت و در‌ آنجا تبصره دو ماده 12 قانون نظام مهندسی ساختمان را نوشت و در آن جا آب پاک روی دست شهردار، جامعه و تمام کاردان ها ریخت و مانع از فعالیت کاردان شد. قانون نگفته کاردان فنی ساختمان برود مسافر کشی کند بعد مهندسین غیر مرتبط در بخش ساختمان فعالیت کنند بلکه دست کاردان پیش از تولد قانونی اش توسط وزارت مسکن و شهرسازی بسته شد . حالا کانون کاردانهای فنی ساختمان تاسیس شود چه فایده ای دارد. شما در کانون کاردانهای فنی ساختمان به متقاضیان و اعضا چه می دهید؟ ما فقط وعده و وعید می دهیم نمی توانیم آنها را مایوس کنیم . کاردان های فنی ساختمان افرادی متعهد، ماخوذ به حیا و مقید به اصول کشور هستند. این موضوع باعث سرخوردگی تحصیل کرده های فنی فوق دیپلم هم شده است؟ این افراد دو راه بیشتر ندارند یا سر خورده شوند و از صنف بیرون بروند. جالب است بگویم من ساندویچ فروش کم سراغ ندارنم که حتی مدرک فوق دیپلم هم دارند صنوف پایین تر از این هم وجود دارند که با داشتن مدرک کاردانی فنی ساختمان به کارهای مشغولند که من شرم دارم بگویم. واقعاً فاجعه است که کشور ما با زحمت زیاد و هزینه فراوان دانشجو تربیت می کند بعد این افراد به دلیل سرخوردگی ها به شغلهایی بی ارتباط و بعضاً سطح پایین روی بیاورند. مسئولان باید برای این درد راه حل تعیین کنند وگرنه خودشان ضرر می کنند همانطور که عرض کردم در حال حاضر دو اتفاق دارد رخ می دهد، کسانی که در این کانون سرخورده شده اند به شدت به دنبال فرار از مقطع هستند و به هر طریقی تلاش می کنند تا مدرک مهندسی بگیرند. در حالی که چنین کسی عاشق مدرک مهندسی نیست بلکه ناگزیر است تا به این مدرک دست پیدا کند تا خرج زندگی اش را بدهد . این حسن نیست . ساختمان را مهندس نمی سازد، ساختمان وابسته به وجود کاردان فنی ساختمان است . اما حالت دوم آن است که در مقطع کاردانی بماند و با زجر به زندگی خود و خانواده اش ادامه دهد . کاردانها در ساخت و ساز به طور عملی چه نقشی دارند ؟ یک تفاوت مهمی که اکثر کارشناسان و مسولان هم قبول دارند آن است که کسی که فوق دیپلم ساختمان دارد در واحد های تحصیلی اش در دوران آموزش مسائلی عنوان می شود که طی این دو سال و وقتی دوره به پایان می رسد نسبت به مسائل اجرایی و عملی ساختمان به اشراف خیلی بیشتری دست می یابد . از قدیم تکنسین به عنوان آچار فرانسه ساختمان است . به عبارت دیگر کاردان تربیت می شود تا ساختمان را به لحاظ اجرا به طور کامل بشناسد مسئله دیگر اینکه به طور ذاتی کاردان فنی با حضور در ساختمانها درس را شروع می کند. در واقع کاردان فنی ساختمان در کارگاه ساختمان متولد می شود و هر پروژه ای که تکنسین فنی ساختمان در آن فعالیت می کند، خیال مهندسان ساختمان راحت است . مشکل ساخت و ساز کشور هم همین افراد هستند تا برای سرمایه ملی و ساختمانی دل بسوزانند. در کشور ما مهندس بیشتر از کاردان وجود دارد اما چرا ساختمان سازی کشور معیوب است؟ پس مشخص می شود که با حضور کاردانها در کنار مهندسین است که چرخه ساخت و ساز کشور تکمیل می شود. البته ما برای مهندسین احترام زیادی قائل هستیم و باین این موضوع منافاتی با تلاش بی وقفه مهندسان در ساختمان سازی و شهرسازی کشور ندارد. دغدغه اصلی ما مخدوش شدن نقش هاست که این مسئله هم اگر قرار بود درست شود تاکنون درست می شد .درست هم نخواهد شد . الا این که کاردانهای فنی ساختمان را در کل کشور جدی بگیرند . نقش کاردانها ی فنی ساختمان در مسکن مهر را چگونه ارزیابی می کنید ؟ به طور کلی باید بگویم به لحاظ جدیتی که کانون کاردانهای فنی در تمام مباحث ساختمان دارد و هر جا که لازم بود اعلام حضور بکند سال 86 که فرضیه مسکن مهر مطرح شد ما کانون کاردانهای فنی ساختمان هم اعلام حضور کردیم و اعتقاد داریم که اگر این طرح به درستی به نتیجه برسد اثر به سزایی در تامین مسکن اقشار ضعیف و متوسط خواهد داشت. مسکن مهر با هیجان زیادی شروع شد ولی در سالهای اول کار خاصی انجام نشد سال اول نقش وزارت تعاون پررنگ بود اما از زمانی که مهندس نیکزاد به تمامی استانها سفر کرد. مسکن مهر جان تازه ای گرفت و شتاب قابل قبولی یافت. تامین زمین هم نقش بسیار مهمی بود که انجام شد . اما درست نیست که یک سال دست روی دست گذاشت و فقظ نگاه کرد که چه اتفاقی می افتد طبیعی است که وقتی زمین واگذار شد باید کار ساخت و ساز در دولت نهم شتاب می گرفت ، اما دغدغه ای که وجود دارد چگونه ساخته شدن آن است . باید حواسمان جمع شود. در سال به طور میانگین 700 هزار واحد ساخته می شود به عبارت دیگر در حال حاضر روزی 2000 واحد ساخته می شود. این که چه زمانی کانون کاردانهای فنی ساختمان وارد ساخت و ساز مسکن مهر شوند ، بسیار مهم است . به عبارت دیگر اگر قرار است اگر از کاردان فنی ساختمان برای ساخت و ساز اصولی در مسکن مهر استفاده شود، باید هر چه سریعتر تصمیم گرفته شود. بدون تردید معنی پیشرفت مسکن مهر با ورود کاردانهای فنی هم به مجموعه های ساخت و ساز و هم در اجرا روند صعودی بسیار مناسبی خواهد داشت . منبع: نشریه پیام ساختمان و تاسیسات
  24. رئیس کانون کاردان‌های فنی آذربایجان غربی گفت: نظام مهندسی آذربایجان غربی با حضور کاردان‌های فنی ساختمان در این استان مخالفت می‌کند. سیدعباس ذاکری با اشاره به عوامل موثر در ایجاد ناهنجاری‌های موجود در نظام مهندسی استان آذربایجان غربی برای کاردان‌های فنی استان، اظهار داشت: قانون نظام مهندسی در سال 74 توسط مجلس به تصویب رسیده است و برای اجرای این قانون و در آیین‌نامه اجرایی آن در مجلس، شش ماه به دولت فرصت داده شده است. وی تصریح کرد: دولت نیز آیین‌نامه مربوطه را در 9 ماه تدوین کرد ولی آیین‌نامه تشکیلات حرفه‌ای کاردان‌ها بعد از پنج سال تاخیر اجرایی شد که جایگاه کاردان‌ها در این زمینه در نظر گرفته نشده‌ بود. این مقام مسئول افزود: با توجه به اینکه اقدامات کاردان‌ها در نحوه اجرای ساختمان موثر است، در نیمه دوم سال 76 وزارت مسکن متوجه نقص در ساخت و ساز بر اثر عدم به کارگیری کاردان‌ها در طول اجرای ساختمان‌ها شد و موجباتی فراهم کرد تا کاردان‌ها با پروانه موقت به فعالیت مشغول شوند. ذاکری خاطرنشان کرد: در ماده چهار قانون آمده با کسب نظر وزارت کشور، وزارت مسکن در هر جا که اقدام به ساخت‌وساز کند باید از کاردان‌های فنی نیز بهره گیرد که لازمه این امر داشتن پروانه اشتغال به کار است. وی اعلام کرد: با توجه به اینکه در آن زمان اکثر ساخت‌وسازها به دست کاردان‌ها انجام می‌گرفت و در حال حاضر نیز در وزارتخانه نیز دفاتر فنی توسط کاردان‌های فنی اداره می‌شود یعنی کاردان‌ها هم در ساخت‌وساز شهری و هم در پروژه‌های دولتی حضور دارند. این مقام مسئول گفت: وقتی قانون نظام مهندسی ابلاغ شد کاردان‌ها مورد بی مهری قرار گرفتند و از سال 74 تا 76 در ساخت‌وساز شهری کنار گذاشته شدند چرا که مهندسان نظام مهندسی احساس می‌کردند شریکی برای درآمد آنها پیدا شده است. ذاکری گفت: ساختمان برای ساخت‌وساز نیاز به مجری و کارگران فنی نیاز دارد و با حضور کاردان‌های فنی ساختمان است که می‌توان ساختمان‌ها را با استانداردهای لازم احداث کرد. وی اظهار داشت: مهم‌ترین عامل در استاندارد ساختمان مجری ساختمان است که استفاده از مجری ساختمان در احداث‌ها جای بحث دارد. [Hidden Content]
  25. روابط عمومی معاونت هنری گزارش داد: استقبال گرم هنردوستان خارجی، پ‍ژوهشگران و هنرمندان دردوازدهمین نمایشگاه بین المللی معماری ونیز با موضوع "هنر باغ ایرانی" روزهای اوج خود را سپری می‌کند. براساس این گزارش:«این نمایشگاه که با موضوع «طراحی باغ‌های ایرانی و فضای محتوایی و ماورایی» برگزار شده است به شدت مورد استقبال هنرمندان و دوستداران خارجی هنر "معماری ایرانی" و شاخص‌ها و مضامین دیداری و ماورایی آن قرار گرفته است. این نمایشگاه که از 4 شهریور ماه و در شهر ونیز کشور ایتالیا برگزار شده است در روزهای گذشته پذیرای هنرمندان بزرگی چون "پروفسور زیبولی" هنرمند سرشناس ایتالیایی، جمعی از نمایندگان پیشین مجلس ایتالیا، بسیاری از تجار و بازرگانان ایتالیایی، دانشجویان و هنرمندان جوان خارجی قرار گرفته است.» در ادامه‌ی این گزارش آمده است:«در این نمایشگاه حضور چشمگیر دانشجویان و مخاطبان رشته‌های مختلف هنری و برگزاری نشست‌های متعددی با موضوعات "تاثیرپذیری معماری باغ‌های ایتالیایی و ایرانی از یکدیگر" برگزار شده است. بررسی نظام هندسی باغ ایرانی، نظام آبیاری"، نظام معماری، نظام منظری، اضلاع حصاری، عصاره و تبلور اندیشه ایرانی در مواجهه با فضای زیست خود، توجه به زیرساخت هندسی در ترکیب بندی باغ های ایرانی، توجه به پشتوانه‌های تاریخی و اعتقادی در ساخت باغ‌های ایرانی، توجه به سایه‌گستری درختان در باغ ایرانی و... از جمله مضامین پیدا و پنهان معماری باغ های ایرانی است که در دوازدهمین نمایشگاه بین المللی معماری ونیز مورد بررسی قرار گرفته است.» بنابراین گزارش، این نخستین حضور بین المللی ایران با موضوع معماری و باغ‌های ایرانی در یک رویداد جهانی است. دوازدهمین دو سالانه جهانی معماری ونیز از 4 شهریور تا 29 آبانماه در کشور ایتالیا برگزار می‌شود. [Hidden Content]
×
×
  • اضافه کردن...