رفتن به مطلب

Abolfazl_r

مدیر بازنشسته
  • تعداد ارسال ها

    2590
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

تمامی مطالب نوشته شده توسط Abolfazl_r

  1. Abolfazl_r

    مثل یک دختر

    مرسی از تاپیکت. خیلی با حال بود
  2. من خیلی خوشحالم که فیلم های این آقا انقدر طرفدار داره. معیاریست برای اندازه گیری میانگین خرد جمعی کشور.
  3. تا دو،سه سال پیش که مصرفش خیلی بیشتر بود کسی راجع به قلیان و مضراتش حرفی به میان نمی آورد. اما در پی اعمال سیاست های افزایش جمعیتی هم تو تلویزیون و رسانه ها دارن تبلیغ میکنن هم تو یه سری شهرها ممنوع شده کلا و خلاصه اینکه بازارش داغ شده. اونم به خاطر مضراتی که برای خانم ها داره و مشکلاتی که در خصوص ناباروری به وجود میاره.
  4. اصلا اینکارو نکنید. چون با این کار همون یه کوچولو ترس یا احترام یا قبحی که باقی مونده هم از بین میره و تبدیل به یه چیز عادی میشه. هیچ تاثیر مثبتی نداره که نداره. یه تاپیک راجع به سیگار قبلا داشتم. اگه لینکشو پیدا کردم واستون میزارم.
  5. کمک علمی توی محیط های علمی صورت میگیره یا افرادی که شمارو میشناسن ازتون کمک میخوان. مثلا کسی تو خیابون جلوی آدمو نمیگیره بگه بیا به من انتگرال دوگانه یاد بده. پس چون خطری آدمو تهدید نمیکنه تا جایی که وقت و زندگی آدم لطمه ای وارد نکنه باید به افرادی که تقاضای کمک دارن کمک کرد.
  6. اینم یادتون باشه که اصلا از ظاهر آدما نمیشه به کسی اعتماد کرد. اون قضیه سربازه رو هم به همین خاطر عنوان کردم. اما یه چیزی رو همیشه مد نظر قرار بدید. اگه تعداد نفراتتون زیاده اشکالی نداره. اما اگر تنها هستید یه مقدار ریسکش بیشتره. اگر یه سلاح دفاعی خوب دم دستتون باشه بازم مطمئن تر هستید اما باز هم به خودتون مطمئن نباشید چون شما از توانایی های اون شخص یا اشخاص هیچگونه شناختی ندارید. به نظرم خانوما تحت هیچ گونه شرایطی نباید در این جور موارد ریسک کنن. چون هیچ کس نمیتونه از شما توقع داشته باشه که کمکش کنید. اگرم کسی پیدا بشه که از شما کمک بخواد مطمئنا احتمال خطرش زیاده. من همیشه به خانومم میگم اگه یه پیرزن فلج و کور هم تو خیابون دیدی سوار نکن چون به اندازه کافی مرد تو خیابون هست که این وظیفه روی دوشش باشه. آقایون هم اگر با همسر یا مادر یا خواهرشون توی ماشین هستن بهتره کمک کردن را به عهده افراد مجرد که در خطر کمتری قرار میگیرن قرار بدن. یعنی اگر من با همسرم باشم به کسی کمک نمیکنم چون خطر بیشتری آدمو تهدید میکنه.
  7. از جمع بندی جواب های دوستان میشه فهمید که تا جایی که خطر جانی انسان رو تهدید نکنه عموما از مال راحت تر میگذریم صرف نظر از اینکه طرف چه نیتی داشته باشه. به جز ممد که جون به عزرائیل نمیده. اونکه پوله! اما به قول یکی از دوستان همین کمک مالی هم اگر در صورت نیاز واقعی فرد نباشه باعث گداپروری میشه. همون آقایی که از من 50 تومن گرفت میتونست با همون ماشین زیر پاش به جای اینکارها مسافرکشی کنه. 50 تومن ضربه سختی به من نمیزنه ولی همون 50 تومن ضربه خیلی بزرگی به همون آدم میزنه و این ضربه اینه که دیگه نمیتونه کار کنه چون به پول مفت عادت میکنه. یکی دیگه از دوستان گفت چند تا سوال جواب کنیم تا بفهمیم راست میگه یا نه. اینم فکر خوبیه ولی نمیدونم چرا به ذهنم نرسید اون موقع یک بیشتر باهاش حرف بزنم تا ببینم راست میگه یا نه. در خصوص در راه مانده هم که عموم دوستان اعتقاد دارن نباید توقف کرد و باید به راهمون ادامه بدیم چون ریسک بزرگیه. اما اگر خودتون در همچین شرایطی گیر کنید هم همین حق رو به دیگران میدید که در مورد شما اینطوری فکر کنن یا چون خودتونو موجه میدونید فکر میکنید باید به شما کمک کنن و کسی نباید در مورد شما فکر بد بکنه. شاید اون کسی هم که در راه مانده همین شرایطو داشته باشه. ولی به هر حال درست میگید و ریسک بزرگیه. من پارسال داشتم تو یه جاده میرفتم تابستون بود هوا هم خیلی گرم بود. یه سرباز با لباس سربازی کنار جاده واستاده بود. سوارش کردم. 200 متر جلوتر یه موتور سوار هم ایستاد بود که داشت مارو نگاه میکرد. به محض اینکه راه افتادم موتوری هم راه افتاد. دو سه کیلومتر که رفتم یه خورده شک کردم که این دو نفر با هم ارتباط داشته باشن. جاده هم فرعی بود و خلوت. به سربازه یه پولتیک زدم. گفتم این موتوریه رو میبینی داره پشت سرمون میاد؟ گفت آره. گفتم فکر کنم یه کلکی تو کارشه. اما تو خیالت راحت باشه من اسلحه دارم پبشم. یه دفه دیدم سربازه هول کرد. گوشیشو از جیبش درآورد یه اس ام اس فرستاد بعدم گفت نگه دار آقا پیاده میشم. گفتم حالا که نرسیدیم. گفت آخه میان دنبالم. گفتم هر طور راحتی. پیادش کردم و رفتم دیدم موتوریه اومد و سوارش کرد. سریع دور زدم دنبالشون از ترس بندگان خدا همچین با موتور راه بیابان را در پیش گرفتن که نزدیک بود بخورن زمین فنا شن. اما در عوض همین چند روز پیش با دوستام رفته بودیم تو ارتفاعات شمال قزوین که به الموت معروفه و به اشکورات شمال راه داره اما راه خاکی و مسیری به طول 60،70 کیلومتر بدون حتی یک نشانه از وجود انسان. موبایل هم آنتن نمیده. چند نفر با موتور بودن که موتور یکیشون خراب شده بود. gps ارتفاع از سطح دریا رو 3000 مترو نشون میده و هوا خیلی سرده. موتورش رو بستیم پشت ماشین و خودش رو هم تا قزوین آوردیم. اگه اونجا میموند معلوم نبود چه بلایی سرش میومد. چون نزدیک شب بود و مطمئنا دیگه هیچ ماشینی از اونجا رد نمیشد یا اگر هم رد میشد معلوم نبود کمکش کنه. ما 4 نفر بودیم ولی اونا 8 نفر. اما باز هم ایستادیم و کمکش کردیم. موارد مشابه این موضوع زیاده. متاسفانه آدم نمیدونه باید چیکار کنه. اگه بخوای بی تفاوت رد بشی و بری انسانی نیست. اگر هم بخوای کمک کنی ممکنه یه بلایی سرت بیاد. تصمیم گیری در این موارد خیلی سخته.
  8. یه بار داشتم پیاده میرفتم یه آقایی حدودا 35 ساله راهمو سد کرد. خیلی مودبانه گفت میتونم وقتتون رو بگیرم؟ گفتم بفرمائید. با دست اشاره کرد ماشینش رو نشون داد که کنار خیابون پارک بود. یه بچه و یه خانوم هم داخل ماشین بودن. یه پراید سفید. گفت از تبریز اومدیم کیف پول و همه مدارکمون رو دزدیدن. کارت عابربانک هم نداریم که کسی واسمون پول بفرسته. میخوایم بریم تهران اونجا فامیل داریم. فقط 20 تومن پول بنزین میخوام که برسم تهران. گفت شماره کارت بدید برسم تهران واستون کارت به کارت میکنم. منم دیدم همه شواهد نشان از این داره که کلکی در کار نیست. 50 تومن دادم بهش و کلی ازم تشکر کرد. انقدر ذوق زده شد که احساس میکردم از خوشحالی بغض کرده. آقا گذشت و رفت و منم راضی بودم. پیش خودم گفتم شاید خودم هم یه روزی در همین شرایط گیر کنم. تقریبا یه هفته از این ماجرا گذشته بود تو خیابون داشتم راه میرفتم دیدم همون شخص مخ یه نفرو کار گرفته. پیاده رو شلوغ بود. یواش رفتم نزدیکش دیدم همون حرفارو داره به یه نفر دیگه میزنه و ماشینش هم همونه و اون زن و بچه هم داخل ماشینن. اصلا فکرشم نمیتونستم بکنم آدم انقدر بتونه شیاد باشه. حالا مسئله اینه که از کجا بفهمیم طرف واقعا نیاز به کمک داره؟
  9. سامنعلیکم. حتما حکایت های بسیار زیادی را اندر باب کباب شدن افراد به هنگام ثواب کردن شنیدید. فکر کنید دارید تو خیابون راه میرید یه نفر با چهره ای موجه جلوی شما رو میگیره و با یه دلیل کاملا منطقی از شما درخواست مبلغی کمک نقدی میکنه. مثلا اتفاق افتاده طرف میگه کیفم را گم کردم و مسافرم. فقط به اندازه کرایه ماشین پول میخوام تا به یه جایی برسم. یا مثلا تو یه جاده ی کم تردد در حال رانندگی هستید که میبینید که یه نفر ماشینش خراب شده و تقاضای کمک میکنه. یا اینکه نیمه شبه و شهر کاملا خلوت یا بارانی و سرد که دو نفر برای ماشین شما دست بلند میکنند که سوارشون کنید. هیچ مشخصه ای جز ظاهر افراد در چنین موقعیت هایی نمیتونه به شما کمک کنه تا بفهمید اون شخص یا اشخاص واقعا نیاز به کمک دارند یا قصد سوء استفاده مالی از شما رو دارند یا حتی اینکه ممکنه جان شما را هم به خطر بندازن. شما باشید معمولا چیکار میکنید؟ راهکارتون چیه؟ از کجا میفهمید که باید بی تفاوت عبور کرد یا باید ایستاد و کمک رسانی کرد؟ یک سری افراد کلا در این موقعیت ها بدون توقف و با بی اعتناییی کامل از کنارشون رد میشن. شما فکر میکنید اینکار درسته؟ این مسئله در زندگی روزمره هر آدمی ممکنه پیش بیاد بهتره با استفاده از انتقال تجربیاتمون به همدیگه از بروز اتفاقات ناگوار جلوگیری کنیم. من خودم چند بار بابت این موضوع ضربه خوردم و یک مرتبه هم جان سالم به در بردم. شما اگر تجربه خاصی در این زمینه دارید عنوان کنید.
  10. خوب تالار های عمومی مثل گفتگوی آزاد هم کلی مطالب عمومی داره که به درد همه آدما میخوره.
  11. Abolfazl_r

    حلقه ازدواج

    گم کردیم خوب :5c6ipag2mnshmsf5ju3 بعدشم اولاش میندازن دیگه. پیر و پاتال شدی که نمیخواد بندازی.
  12. Abolfazl_r

    خاطرات نواندیشانی

    یادش بخیر وحید جان. حیف باشه. مهندسان جو خیلی خوبی داشت 5،6 سال پیش.
  13. من فکر میکنم با توجه به نیاز روز جامعه باید قدم در راه کسب درآمد برداشت. نیاز روز جامعه ما شغل های خدماتی است که مشکلی را از نسل 25 تا 35 ساله ما که در نمودار جمعیت سهم بیشتری از جمعیت کشور را به خود اختصاص داده اند برطرف نماید. این نسل عموما از سن تحصیل عبور کرده اند و در شرف ازدواج هستند. زمانی که پشت کنکور بودند در خاطر داربد که موسساتی مثل قلم چی و آموزشگاه های خصوصی چه پولی به جیب زدند و در حال حاضر در رکود به سر میبرند و در عوض در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری فعالیت میکنند. چرا که همین نسل در حال حاضر نیاز به تحصیلات عالی دارد. نیاز به غذا دارد. نیاز به پوشاک دارد. نیاز به این دارد که اتومبیل خود را تعمیر کند و ... به نظر من شغل های خدماتی بهتر است. در اولیت همه آنها هم غذا. چون ریسک کمتری نسبت به بقیه کارها دارد و پولش همیشه نقد است و نیاز اولیه هر انسانی سیر کردن شکم خودش است و دلایل بسیار دیگر...
  14. سلام. بعد از یک سال و اندی اولین پستیه که میدم. مدت زیادیه که کاری با کامپیوتر ندارم. یه زمان همش پشت سیستم بودم پیج انجمن هم جلو روم باز بود هی رفرش میکردم و پست میدادم. اما مدت زیادیه که دیگه وقتشو ندارم. دیروز بود اگه اشتباه نکنم یه سر زدم امروزم کاملا اتفاقی پیش اومد. ممد جان من پیشنهاد میدم یه اپلیکیشن واسه موبایل بسازید که بچه های قدیمی که عموما مشغول گرفتاری های روزمره هستند از اون طریق بتونن به سایت سر بزنن. حالا فعلا که هستیم در خدمتتون.
  15. Abolfazl_r

    سنگین ترین ضربه!

    ممنون از همه دوستانی که در تاپیک شرکت کردن. خصوصا از سام عزیز که ما رو یه اخوان ثالث هم مهمون کردن و کلی منبسط شدیم. راستش جواب های دوستان خوب بود. معلومه همه اهل ضربه فنی کردن حریفن! اما اون ضربه ای که مد نظر منه و با بقیه این ضربات هم از نوع سنگینی ضربه و شدتش فرق میکنه و هم از نوع عواقبش. این ضرباتی که شما گفتید درسته سنگینه اما عواقبش هم دامن حریف رو میگیره هم دامن خود آدم را. ضربه نباید مثل پتک صرفا داغون بکنه. بلکه باید مثل سیل دگرگون بکنه. مثل انقلاب متحول بکنه. حالا برای اینکه زیاد مسئله رو پیچیده اش نکنیم من خودم میگم که سنگین ترین ضربه چیه شما نظراتتون رو راجع به این ضربه بیان کنید. از نظر من سنگین ترین ضربه رو ادب وارد میکنه. نه مشت و لگد! شما قوی ترین آدم های روی زمین رو میتونید با ادب چنان ضربه فنی کنید که دیگه نتونه از جاش بلند شه. بیاید سعی کنیم راه های ضربه زدن به آدم ها رو از راه ادب تمرین کنیم. به اصطلاح بیاید با پنبه سر ببریم. انگلیسی ها در بین مردمان کره زمین بیشتر از هر مللی مبادی آداب هستن. اما بیشترین ضربه رو به تمام ملل در طول تاریخ انگلیسی ها وارد کردن. البته منظورم این نیست که بخوایم از مردم سوء استفاده کنیم. منظورم اینه که بیاید به جای گردن کلفتی مودب باشیم. از همه نظر بهتر جواب میده. من امتحان کردم جواب گرفتم. شما هم امتحان کنید جواب میده.
  16. بچه حلال زاده به من میگنا. میان بابا. کجا رو دارن برن؟ هر کی درگیره یه چیزی شده دیر یا زود میاد. تنها بدی ماجرا اینه که دیگه نباید انتظار داشته باشیم همه رو یک جا دور هم جمع ببینیم. اما قطعا دوستان جدیدی اومدن و دوستان جدید دیگه ای هم میان و دوستی های جدیدی شکل میگیره. درسته که قدیمی ها هم جای خالیشون همیشه حس میشه اما یه روزی تک تک این افراد برمیگردن. تجربه اینو ثابت کرده.
  17. Abolfazl_r

    مـرز بین آمریکـا و مکزیـک

    متاسفانه منم ندیدم. به گیرنده های خودتون دست نزنید. اشکال از فرستنده است.
  18. Abolfazl_r

    سنگین ترین ضربه!

    با سلام و درود به ارواح طیبه خودمون و خودتون و با عرض تسلیت به مناسبت بازگشت پیروزمندانه خودم از میادین کار و گرفتاری و زن و بچه و قرض (درست نوشتم؟) و قسط و اینا یه سوال کوچولو موچولو داشتم. البته جوابشو دارم. اما جوابشم سنگینه. انقدر سنگین که ممکنه انسان رو تا مدتها به فکر فرو ببره. از این رو اینجا مطرح میکنم تا شاید بتونیم در کنار هم سنگینی جوابش رو هضم کنیم و اینا زیاد وقت واسه حرف زدن ندارم چون بچم رو گازه. به همین خاطر جهت تسلی خاطر بازماندگان و شادی روح تازه از دست رفته گان جمیعا من یقرا فاتحمه الصصصلوااااااااااااااات آهان. موضوع تاپیک داشت یادم میرفت! به نظر شما یک انسان چطوری میتونه سنگین ترین ضربه رو به دیگران وارد کنه؟
  19. هر بازی کامپیوتری یه جذابیت خاصی برای خودش داره و هر کس بنا به سلیقه اش نوع بازی رو انتخاب میکنه. بیاید سعی کنیم برای همه سلیقه ها احترام قائل بشیم. حتما اون چیزی که ما فکر میکنیم درست نیست. ممکنه برای خودمون درست باشه. سلیقه و علائق یه بچه که میخواد نوعی از بازی کامپیوتری رو انجام بده که نباید توسط ما بایکوت بشه. اگر اینطوری بود اینهمه تولیدات متنوع فرهنگی در دنیا وجود نداشت. همون آمریکای جنایتخوار میومد یه نوع بازی رو تولید میکرد که فقط ایران و ایرانی رو نابود میکرد. یه بار هم گفتم. این بازی برای پرورش ذهن و آموزش فیزیک خیلی چیز خوبیه و قرار نیست در حد کتب آسمانی رسالت داشته باشه. یه بازی کامپیوتریه و در حد یه بازی کامپیوتری در موردش بحث کنیم بهتره.
  20. شما این بخش از صحبت های منو مطالعه فرمودید؟ جواب همه حرف هاتون همین پائینه. لطفا یک بار دیگه با دقت بخونید.
  21. احسنت. لپ کلام همینه. پرداختن به مسائلی از قبیل این تاپیک اصلا و اساسا در حیطه نیازهای جامعه ما نیست. ما هنوز مسائل لاینحل خیلی خجالت آور و بزرگی داریم که بحث در این تاپیک بدون توجه به اون مسائل خنده داره. قضیه همونه که میگن گشنگی نکشیدی که عاشقی از یادت بره. انسان گشنه فقط باید یه فکری به حال گرسنگیش بکنه. چون نیاز به غذا واجب تر از نیاز به عشقه. انسان بدون غذا بیشتر از یکی دو هفته دووم نمیاره. اما بدون عشق 80 سال هم میتونه عمر کنه. حالا فکر کنید یه آدم گرسنه به جای اینکه به فکر غذاخوردن باشه به فکر پیدا کردن معشوقه اش باشه. خنده دار نیست؟ اول باید زنده بمونه بعد بره دنبال عشقش.
  22. والا از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون من تلویزیون نگاه نمیکنم و نمیدونم جو فراست کیه. خوب در خصوص بازیهای کامپیوتری و تباهی عمر کودکان آمریکایی شما دارید دقیقا حرف منو میزنید. پرداختن به این مسائل به درد همون جامعه آمریکا میخوره که استانداردهای زندگیشون انقدر بالاست که مشکلات پیش و پا افتاده شون به طور نسبی حل شده و یه عده نشستن دارن راجع به تاثیرات بازی های کامپیوتری بر روی کودکان تفحص میکنن، پژوهش میکنن، نظریه میدن و کلا یه علمی شده برای خودش. در کنارش این روانشناس و کلیه دست اندر کاران این پژوهش براشون شغل ایجاد میشه و در پس زمینه زندگی آمریکایی همه چیز داره تحت عنوان یک جامعه کامل با تنوع وسیعی از مشاغل به نیازهای همون جامعه پاسخ میده. اما به درد منو شما نمیخوره. چون ما هنوز تو آداب اولیه اجتماعی مشکل داریم. که البته خاص کودکان نیست و عموم مردم مشکل دارند. البته منم جزئی از همین مردمم. اما اهمیت آداب اجتماعی و برنامه ریزی های خرد و کلان وقتی پیش میاد که نرخ تورم و بیکاری و رشد اقتصادی به اعداد قابل قبولی رسیده باشه بعد دولت یا من و شما و یا هر ارگانی بیاد وقت و انرژی خودش رو صرف نیازهای غیر ضروری تری مثل اصلاح رفتار و آداب اولیه اجتماعی بکنه. حالا اگر شما بخوای اولویت بندی بکنی بررسی پشت پرده بازی انگری بردز فکر میکنی چه اولویتی رو به خودش اختصاص میده؟ پس نتیجه میگیریم این انرژی که داره بیخودی صرف چیزی میشه که نیازهای اولیه ما نیست. اصلا در حال حاضر نیاز این جامعه نیست. پس به این نتیجه میرسی که این برادران زحمت کش به جای نقد اگر برن سیب زمینی بکارن خیلی بیشتر جوابگوی نیازهای ما خواهد بود. حالا که ما کمبود سیب زمینی و پیاز داریم و نیازهامون در حد سیب زمینی و پیازه این هزینه ای که صرف این تحلیل ها میشه چه دلیلی جز تبلیغات منفی و سیاه نمایی داره؟ اینم شد قضیه همون علائم فراماسونری و اینا. اتفاقا از نظر من این بازی یه شاهکار مهندسیه و در تقویت تفکر منطقی و پرورش ذهن و آموزش فیزیک دینامیک نقش بسیار موثر و خوبی داره. نکات مثبت و جالب این بازی به قدری زیاده که به هیچ عنوان مهم نیست اون شکل شبیهه نقشه ایران باشه. و این به نظر من یه سوء تفاهم بیشتر نیست. اما شما سعی در پر رنگ جلوه دادن اون دارید تا به اهداف تبلیغاتی خودتون دست پبدا کنید. تا حتی یه بازی کامپیوتری تولید شده در غرب رو که طرفدار پیدا کرده مثل یه سلاح مخرب جلوه بدید و صحه ای از دشمنی غرب با مردم و کودکان ما در همه زمینه های فرهنگی بزارید. بعدم به یه چیزی توجه نکردید اشکال و سازه های موجود در این بازی از تنوع بسیار زیادی برخورداره و این تنوع ممکنه خودش باعث بروز شباهت هایی در این سازه های با سازه های موجود در کره زمین باشه. یا در خصوص اون شکل نامنظم که شبیه نقشه ایرانه باید بگم ممکنه اشکال نامنظم دیگری هم در این بازی وجود داشته باشه که شبیه به نقشه کشورهای دیگه باشه. اما من هنوز در عجبم از اون فسفرهایی که سوخته شده تا این شباهت ها رو کشف کنه.
  23. آخ آخ آخ. دلمونو خون نکن با این تاپیکت بابا. من با اصول معماریش کاری ندارم و علمی حرف نخواهم زد. صرفا سلیقه شخصی خودمو میگم و با توجه به اینکه همشهری هم هستیم شما خودتون هرطور که دوست دارید برداشت کنید. خونه در درجه اول باید داری یک فضای باز باشه. رو به آسمون. که روز ها بشه از نور آفتابش لذت برد و شب ها از مهتابش. بهتره این فضا همکف باشه اما اگر دسترسیش راحت باشه و فضای خصوصی خوبی هم داشته باشه میتونه تشکیل شده از یه بالکن بزرگ یا قسمتی از پشت بام باشه.این فضا باید از نظر اندازه بتونه یه باغچه و یه حوض رو به راحتی در خودش جا بده. البته فضای پذیرایی و تجمع یه تعداد آدم رو داشته باشه. یه کباب پز در گوشه ای از این فضا حتما لازمه. برای ما شکموها نور پردازی این محیط و گل کاریش خیلی مهمه. از این گل های شب بو مثل یاس و اینها داشته باشه خیلی بهتره. فضای بازی خیلی کوچیک برای دو تا بچه بد نیست. یه فضای 3 در 4 صاف و امن کافیه. نقش آب در این مجموعه خیلی مهمه. یه آب نما یا یه فواره کوچولو هم کفایت میکنه. اما نباید حالت مصنوعی داشته باشه و در این زمینه اغراق نشه. همین که صدای شر شر آب شنیده بشه کافیه. نیاز به آبشار مصنوعی نیست. بریم سراغ پارکینگ. ماشین باید در فضای زیر سقف قرار بگیره و این فضا قابلیت اینو داشته باشه که همه درهای ماشینو باز کرد و با باز بودن درها دور ماشین چرخید. اگر بشه یه پمپ ثابت تو فضای پارکینگ وجود داشته باشه برای شستشو خیلی مناسبه. فضا انقدری باشه که بشه کارهای جزئی ماشین رو خودمون انجام بدیم. یه انباری کوچولو برای ابزار و قطعات یدکی بد نیست. فضای پارکینگ اگه یه سرویس بهداشتی داشته باشه خیلی خوبه. فضای داخلی باید شامل یه آشپزخونه بزرگ، نشیمنی که محیطی راحت و صمیمی داشته باشه، اتاق خواب هایی که دارای حمام باشه. و یه حمام بزرگ مجهز به جکوزی و سونا در گوشه ای از فضای آپارتمان. اتاق کار و کتابخونه خیلی مهمه. یه سالن بزرگ که بشه از تعداد 50 نفر مهمان به راحتی پذیرایی کرد. ببخشید کی حاضر میشه این واحد ما؟
  24. تو رو خدا دست از این حرفها بردارید. استاندارد های زندگی ما خیلی پائین تر از این حرفاست که بخوایم راجع به تاثیرات بازی های توطئه آمیز استکبار جهانی روی ناخودآگاه کودکان این مملکت حرف بزنیم. مشکل بزرگ گرسنگی کودکان به شکل کاملا اساسی لاینحل باقی مونده. لطفا اول به فکر تغذیه و شکمشون رو باشید بعد به سلامت روحشون بیاندیشید.
  25. این همه برادران زحمت میکشن فسفر میسوزونن که چیا رو کشف کنن. بیخیال تورو خدا. ما خودمون سالی دو سه بار مقدسات نیمی از مردم دنیا رو تو روز روشن و وسط خیابون به آتیش میکشیم برادرا به جائیشون بر نمیخوره. حالا الان رفتید در مقیاس میکرون دارید چی رو بررسی میکنید؟
×
×
  • اضافه کردن...