-
تعداد ارسال ها
5279 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
تمامی مطالب نوشته شده توسط Astraea
-
بابا بزرگ عسکتو پیدا کردم
- 12 پاسخ
-
- 1
-
-
مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد قضای آسمان است این و دگرگون نخواد شد تار و پود هستیم بر باد رفت اما نرفت عاشقیها از دلم دیوانگی ها از سرم پ.ن:برای سنگ مزارم(وصیت نموده ام)
-
خوشگل هسن که!!!! آره بخصوص این خلی گشنگ بود..... مدل چوپونی!!!! یاد جوونای سیبلوی قدیمی بخیر
- 12 پاسخ
-
- 2
-
-
معرفی قره سو (کلات)
Astraea پاسخی برای S.F ارسال کرد در موضوع : خراسان جنوبی، خراسان رضوی، خراسان شمالی
پ ل ی ز ا و ر ج ی ن ا ل پ ی ک چ ر- 1 پاسخ
-
- 1
-
-
خارجیا گریه میکنن مثه ابر بهار خیره میشن به چشمات ، بغض میکنن بعد قطره اشک میلغزه رو گونشون ! اون وقت گریه کردن ما: تغییر سایز دماغ از خیار قلمی به کدو حلوایی ! تغییر سایز چشم از آلوی برغان به ماش له شده
- 788 پاسخ
-
- 10
-
-
دیشب خواب دیدم مازاراتی خریدم…… بیرونش مازاراتی بود ولی توش مثه پرایدبود!!!! فکر کنم چون مغزم ازتوی مازاراتی تصویر نداشت پراید پخش میکرد!!!! :ws28:
- 788 پاسخ
-
- 6
-
-
صحبتی با کاربران درباره مطالب تالار گفتگوی آزاد
Astraea پاسخی برای Mohammad Aref ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد
ادمین و مدیران سبز وارشد انجمن،با این تاپیکا و این حرفا بود که انجمن به این حال و روز دراومد...خودخواسته انجمن رو اینجوری کردید. انجمن نواندیشان زمانی که بچه ها از باشگاه مهندسا اومدن و دوستای دانشگاهیشونو دعوت کردن بیان اینجاقبلش واقعا چی بود؟؟؟؟ مگه تک تک بچه ها سعی نکردن علاوه بر بحث و شوخی و جدی مطالب علمی هم بزارن... الان یه سری توی انجمن گفتگوی آزاد،ادبیات،هنر بزنید...به سایر رشته های مهندسی یه نگاهی بندازید.زمانی همشون یه تالار بودن و مدیراشون و بچه ها اکتیو اما الان خیلیاشون سال تا ماه سرنمیزنن.حتی تالارای مهندسی دیگه هم سطحش اومد پایین... مدام تاپیک زدید این حرفو نزنید این حرفا سطحو میاره پایین اون حرفا انجمنو فیلی میکنه....خوب الان چی مونده؟؟؟؟ چند روزه فقط میرم تاپیکای قدیمی گفتگوی آزاد.زمانی چه بحثها و چه حرفایی در جریان بود...چه بچه های با اطلاعاتی.اما مدام تهدید مدام قفل ...خوب الان بچه ها کجان؟؟؟؟خیلیاشون که دیگه نمیان اگه بیان مخفی میان و هیچ مشارکتی ندارن... چیزی جز تخریب و اعمال نظرات منطقی خیلی باسوادها و بافهم و بینش وسیع و واقع گرایانه و آقا منشانه ازبرخی کاربرا توی تالارا هم نمونده...چون کسی نمیخواد با این جو مقابله و بحث کنه واین افرادو جو حاکم بر انجمن رو سر جاش بشونه.چون برای همه مسلم شده:ارزشش رو نداره!!!!- 34 پاسخ
-
- 8
-
-
((مسابقه )) تشخيص وسايل ازمايشگاهي..
Astraea پاسخی برای masi eng ارسال کرد در موضوع : مسابقات و گفتگوهای مهندسی شیمی
-
((مسابقه )) تشخيص وسايل ازمايشگاهي..
Astraea پاسخی برای masi eng ارسال کرد در موضوع : مسابقات و گفتگوهای مهندسی شیمی
یه وسیله سیاسی یاد زمان جاهلیت توی انجمن بخیر -
((مسابقه )) تشخيص وسايل ازمايشگاهي..
Astraea پاسخی برای masi eng ارسال کرد در موضوع : مسابقات و گفتگوهای مهندسی شیمی
بورت ... -
انجمن محیط دوستان نواندیش
Astraea پاسخی برای *atefeh* ارسال کرد در موضوع : مسابقات و گفتگوهای محیط زیستی
تاپیک رو نخوندم کامل...اما نخونده تایید است... منم هستم.اصفهان- 111 پاسخ
-
- 4
-
-
اشتباهات رایج در برخورد با کودکان نازیبا
Astraea پاسخی برای Dreamy Girl ارسال کرد در موضوع : کودکان و نوجوانان
با عرض معذرت از استارتر عزیز یکی از بدترین و بی محتواترین مطالب به اصطلاح!روانشناسی بود که تا به حالاخونده ام.... متاسفم برای همچین الکی مثلا کارشناس روانشناسی!!!!- 4 پاسخ
-
- 3
-
-
یادش بخیر قدیما...یادش بخیر باشگاه مهندسا...یادش بخیر انجمن نواندیشان!هه چه روزگاری داشتیم...24ساعته پلاس بودم نت...اونموقع نت دیال آپ و کارتی بود...یه روزه یه کارت 5تومنی که برا خودش گرون هم بود رو تموم میکردم.توی یونی عشقم نشستن پشت یه سیستم خالی بود..بیام پیش دوستانم... یادش بخیر چه جوی بود.تاپیک زدنا.حذف کردنا...پیرجو یادش بخیر...اخطار دادنا...جوانتخابات جو موسوی و احمدی نژاد...مطالب ایران باستان و درگیری های قومیتی. قطره ها و خس و خاشاک ها...شماره دادن ها به خس و خاشاک .میزاشتیم برا آواتارامون...یادمه تاپیک راه سبز امید....آخ یهو گریم گرفت.شمارم 354 بود....وقتی رفتم امضامو اینوزدم جمله زیبای هملت در زمان مرگ: ودیگر خاموشی است.... 354 باورکنید مجازی بود اما عین واقعیت...هنوز اون لحظات و تاپیک زدنا جلو چشممه...ما همه اون لحظاتو به راستی زندگی کردیم.... یادشبخیر وقتی یکی میخواست بره تاپیک خدافظی میزد....دوستاش میریختن توی تاپیکش و گریه و زاری که نرو تو بری ما هم میریم نریم هم میمیریم....عالمی داشت. هیچوقت اون جو برنگشت که برنگشت....مدام میرم پروفای بچه های خیلی قدیمی....ردپای خاطراتم رو مرور میکنم....همه رفتن..مثل یه شهر متروک شده..یه شهر جنگ زده و قحطی زده... چی شد که اینجوری شد...همه چی داشت خوب پیش میرفت..اما همه ما یهو بزرگ شدیم....دهه50و 60ها.... نت هم نتای قدیم...فروم هم شد نوستالژی برای ما.... الان مثلا من چرا دارم گریه میکنم؟؟؟؟؟آخه شما یادتون نمیاد ما هم دورانی داشتیم. یادباد آن روزگاران یاد باد...و به راستی که دیگر خاموشی است...... 1394/02/12 ساعت 00:28
