رفتن به مطلب

Astraea

کاربر انجمن
  • تعداد ارسال ها

    5279
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

تمامی مطالب نوشته شده توسط Astraea

  1. Astraea

    مشاعره

    مرغ سحر ناله سر کن داغ مرا تازه تر کن وصف حالمه شدید..کل روش فکر کرده ام!!!!
  2. Astraea

    مدل های فشن در 1970s

    بابا بزرگ عسکتو پیدا کردم
  3. Astraea

    مشاعره

    مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد قضای آسمان است این و دگرگون نخواد شد تار و پود هستیم بر باد رفت اما نرفت عاشقیها از دلم دیوانگی ها از سرم پ.ن:برای سنگ مزارم(وصیت نموده ام)
  4. Astraea

    مشاعره

    همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی به پیام آشنایان بنوازد آشنا را
  5. Astraea

    مدل های فشن در 1970s

    خوشگل هسن که!!!! آره بخصوص این خلی گشنگ بود..... مدل چوپونی!!!! یاد جوونای سیبلوی قدیمی بخیر
  6. Astraea

    مشاعره

    توانا بود هر که دانا بود ز دانش دل پیر برنا بود
  7. Astraea

    مدل های فشن در 1970s

  8. Astraea

    مدل های فشن در 1970s

  9. Astraea

    مدل های فشن در 1970s

  10. Astraea

    مدل های فشن در 1970s

  11. Astraea

    مشاعره

    تا توانی دلی به دست آور دل شکستن هنر نمیباشد
  12. Astraea

    مشاعره

    تو کز محنت دیگران بی غمی نشاید که نامت نهند آدمی
  13. پ ل ی ز ا و ر ج ی ن ا ل پ ی ک چ ر
  14. Astraea

    مشاعره

    ما ز یاران چشم یاری داشتیم خود غلط بود آنچه ما پداشتیم
  15. Astraea

    مشاعره

    یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم در میان لاله و گل آشیانی داشتم پ/ن:
  16. Astraea

    خنده سرای نواندیش

    خارجیا گریه میکنن مثه ابر بهار خیره میشن به چشمات ، بغض میکنن بعد قطره اشک میلغزه رو گونشون ! اون وقت گریه کردن ما: تغییر سایز دماغ از خیار قلمی به کدو حلوایی ! تغییر سایز چشم از آلوی برغان به ماش له شده
  17. Astraea

    خنده سرای نواندیش

    دیشب خواب دیدم مازاراتی خریدم…… بیرونش مازاراتی بود ولی توش مثه پرایدبود!!!! فکر کنم چون مغزم ازتوی مازاراتی تصویر نداشت پراید پخش میکرد!!!! :ws28:
  18. ادمین و مدیران سبز وارشد انجمن،با این تاپیکا و این حرفا بود که انجمن به این حال و روز دراومد...خودخواسته انجمن رو اینجوری کردید. انجمن نواندیشان زمانی که بچه ها از باشگاه مهندسا اومدن و دوستای دانشگاهیشونو دعوت کردن بیان اینجاقبلش واقعا چی بود؟؟؟؟ مگه تک تک بچه ها سعی نکردن علاوه بر بحث و شوخی و جدی مطالب علمی هم بزارن... الان یه سری توی انجمن گفتگوی آزاد،ادبیات،هنر بزنید...به سایر رشته های مهندسی یه نگاهی بندازید.زمانی همشون یه تالار بودن و مدیراشون و بچه ها اکتیو اما الان خیلیاشون سال تا ماه سرنمیزنن.حتی تالارای مهندسی دیگه هم سطحش اومد پایین... مدام تاپیک زدید این حرفو نزنید این حرفا سطحو میاره پایین اون حرفا انجمنو فیلی میکنه....خوب الان چی مونده؟؟؟؟ چند روزه فقط میرم تاپیکای قدیمی گفتگوی آزاد.زمانی چه بحثها و چه حرفایی در جریان بود...چه بچه های با اطلاعاتی.اما مدام تهدید مدام قفل ...خوب الان بچه ها کجان؟؟؟؟خیلیاشون که دیگه نمیان اگه بیان مخفی میان و هیچ مشارکتی ندارن... چیزی جز تخریب و اعمال نظرات منطقی خیلی باسوادها و بافهم و بینش وسیع و واقع گرایانه و آقا منشانه ازبرخی کاربرا توی تالارا هم نمونده...چون کسی نمیخواد با این جو مقابله و بحث کنه واین افرادو جو حاکم بر انجمن رو سر جاش بشونه.چون برای همه مسلم شده:ارزشش رو نداره!!!!
  19. یه وسیله سیاسی یاد زمان جاهلیت توی انجمن بخیر
  20. تاپیک رو نخوندم کامل...اما نخونده تایید است... منم هستم.اصفهان
  21. با عرض معذرت از استارتر عزیز یکی از بدترین و بی محتواترین مطالب به اصطلاح!روانشناسی بود که تا به حالاخونده ام.... متاسفم برای همچین الکی مثلا کارشناس روانشناسی!!!!
  22. Astraea

    گفتگوی مردگان

    یادش بخیر قدیما...یادش بخیر باشگاه مهندسا...یادش بخیر انجمن نواندیشان!هه چه روزگاری داشتیم...24ساعته پلاس بودم نت...اونموقع نت دیال آپ و کارتی بود...یه روزه یه کارت 5تومنی که برا خودش گرون هم بود رو تموم میکردم.توی یونی عشقم نشستن پشت یه سیستم خالی بود..بیام پیش دوستانم... یادش بخیر چه جوی بود.تاپیک زدنا.حذف کردنا...پیرجو یادش بخیر...اخطار دادنا...جوانتخابات جو موسوی و احمدی نژاد...مطالب ایران باستان و درگیری های قومیتی. قطره ها و خس و خاشاک ها...شماره دادن ها به خس و خاشاک .میزاشتیم برا آواتارامون...یادمه تاپیک راه سبز امید....آخ یهو گریم گرفت.شمارم 354 بود....وقتی رفتم امضامو اینوزدم جمله زیبای هملت در زمان مرگ: ودیگر خاموشی است.... 354 باورکنید مجازی بود اما عین واقعیت...هنوز اون لحظات و تاپیک زدنا جلو چشممه...ما همه اون لحظاتو به راستی زندگی کردیم.... یادشبخیر وقتی یکی میخواست بره تاپیک خدافظی میزد....دوستاش میریختن توی تاپیکش و گریه و زاری که نرو تو بری ما هم میریم نریم هم میمیریم....عالمی داشت. هیچوقت اون جو برنگشت که برنگشت....مدام میرم پروفای بچه های خیلی قدیمی....ردپای خاطراتم رو مرور میکنم....همه رفتن..مثل یه شهر متروک شده..یه شهر جنگ زده و قحطی زده... چی شد که اینجوری شد...همه چی داشت خوب پیش میرفت..اما همه ما یهو بزرگ شدیم....دهه50و 60ها.... نت هم نتای قدیم...فروم هم شد نوستالژی برای ما.... الان مثلا من چرا دارم گریه میکنم؟؟؟؟؟آخه شما یادتون نمیاد ما هم دورانی داشتیم. یادباد آن روزگاران یاد باد...و به راستی که دیگر خاموشی است...... 1394/02/12 ساعت 00:28
×
×
  • اضافه کردن...