-
تعداد ارسال ها
2125 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
تمامی مطالب نوشته شده توسط eder
-
نقد و بررسی دخترا اگه چی داشته باشن عروسی نمیکنن؟
eder پاسخی برای El Roman ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد
موضوع سخت شد من میگم اصلا زن گرفتن اشتباست ببین خودتون هم موافقین- 313 پاسخ
-
- 2
-
-
منم از این به بعد سیاه میپوشم
- 472 پاسخ
-
- 1
-
-
- gif
- چقد از رشتت میدونی؟
-
(و 4 مورد دیگر)
برچسب زده شده با :
-
دیروز سینوسی بود ..... بدم میاد از ایام عید همیشه همینه یه دقیقه تو اوجی:hapydancsmil: یه دقیقه ته بدبختی
-
جالب بود
-
این مال ما نیست که مال پیراست معلومه که ههمون 3 سوت پیدا میکنیم سال دیکه باز تست کنین
-
بیشتر این دوتاس جالب بود
- 12 پاسخ
-
- 1
-
-
خواهش آبجی طوری نیست میدونم وقت گیر بوده پس تنهایی نمیشه ...... حالا میشه جدولش رو بگی چجوریه؟ شاید یه کارایی کردم
- 25 پاسخ
-
- 2
-
-
خب دلیلش اینه که همیشه یه چیزی تو دلت هست و نمیتونی بیان کنی میشی یه آدم مفعول کسی که باید منتظر بمونه تا دیگران چیزی ازش بخوان تا بیان کنه کسی که نیاز داره بیان بهش بگن احساساتت رو بگو لطفا ... تو خودت نریزی لطفا ولی خب کسی هم پیدا نمیشه مثلا چیزی که تو پست اول نگفتم انتخاب دوست و یا حذف دوسته مثلا از یکی خوشم میاد ، از افکارش و فکر میکنم میتونه دوست خوبی باشه اما نمیتونم اینو بیان کنم و میترسم اگه بگم طرف فکر کنه خولم و بگه خدا به دور از طرف وقتی با کسی دوستم و خوشم نمیاد ازش .... از رفتار و افکارش این رو هم نمیتونم بگم اما یه استثنا هم داره که فکر کنم پری خوب بفهمه چی میگم یه زمانی هم هست که اونقدر تو خودت میریزی ........ یهو بوووووووووووووم ........... منفجر میشی اونوقت همه چیز رو خراب میکنی
- 25 پاسخ
-
- 3
-
-
ببخشید دیرتر جواب دادم مرسی پیشنهاد جالبیه بهش فکر میکنم
- 25 پاسخ
-
- 3
-
-
فکر کنم تو هم مثل خودمی یه بار تست جیمی رو بزن ببین نمرت چی میشه
- 25 پاسخ
-
- 4
-
-
آهانننن قبلا از این کارا میکردم یه دفترچه همراهم میگرفتم و احساسم رو توش مینوشتم بعد هم صبر میکردم تا نتیجش رو ببینم و ببینم درست بوده یا نه بعد یه راهکاری برای دفعه ی بعد که با چنین شرایطی روبرو شدم مینوشتم یه چیزی تو همین مایه ها دیگه؟ نه نفرستادی گفتی وقت ندارم منم پستمو پاک کردم بعد گفتی نه بذارش به موقع میگم برش گردوندم ولی هیچ وقت جوابی نیومد mmpi رو خصوصی بهم گفتی
- 25 پاسخ
-
- 4
-
-
بهله بهله این همون تستیه که من شرکت کردم و هیچ وقت جوابش رو نگرفتم
- 25 پاسخ
-
- 2
-
-
خوبه که ادم آبجیش دکتر باشه ها خب اینایی که گفتی یعنی چی؟ اون سطح بندی رو متوجه نشدم سطح چهار چی هست حالا؟
- 25 پاسخ
-
- 2
-
-
فکر میکردم نمرم 0 بشه اما در کمال ناباوری 4 شد البته اونم دو تا از سوالا رو با شک جواب دادم و میخواستم خیر جواب بدم :icon_pf (34): کارم تمامه .... میمیرم
- 25 پاسخ
-
- 4
-
-
مرسی جیمی جان خیلی عالی بود میدونستم درون گرام ولی نه اینقدر ........... کلا تنها جایی که راحتم همین انجمنه و با بچه هاش ماشالا همش رو هم دارم
- 25 پاسخ
-
- 2
-
-
فکر کنم فقط من میتونم درکت کنم البته نه این شکلی که الان تو داری .. یه گونه ی دیگه باید هم تو خونه بجنگی و هم بیرون وضعیه بخدا خدا نصیب نکنه بعضی از دوستان نمیدونن چقدر میتونه یه چنین شرایطی بد باشه یه مثال میزنم که عمرا درک کنین مثل این میمونه که مقایسه کنی زندگی توی ایران رو با زندگی تویه یه کشور اروپایی بعد بگین که چه فرقی داره ؟ یکی هم میاد میگه خب مجبور نیستی که بمونی برو اروپا ولی نمیدونه همون مملکت جوری بهت فشار میاره که توانایی فرار هم ازت صلب میشه لطفا کسی نقل قول نگیره تا همینجا هم زیادی گفتم
- 77 پاسخ
-
- 6
-
-
سلام دوستان من یه مشکلی دارم فکر کنم بزودی میمیرم البته نترسین واگیر دار نیست من کلا ادمی هستم که احساساتم رو نشون نمیدم یعنی نه که آدم خشکی باشم نه بر عکس احساساتم رو برعکس نشون میدم ...... یعنی مثلا وقتی عصبانی ام در اوج عصبانیت میخندم وقتی از دست کسی ناراحتم به روم نمیارم وقتی نیاز به همدردی دارم میرم با خودم خلوت میکنم وقتی قلبم خورد میشه جز خودم کسی نمیفهمه حتی نزدیک ترین دوستام هم فکر میکنن من تا بحال با هیچ کس نبودم و یا عشقی وارد زندگیم نشده در صورتی که................ کلا دو تا دوست دارم که یه چیزایی میدونن بماند حتی مادرم هم منو نمیشناسه وقتی میبینم یکی دپ میزنه که فلانی ولش کرده مست میکنه راه میافته تو خیابون و ما باید جمش کنیم و یا وقتی رفیقم میاد میگه فلانی طرف باهاش بهم زده و خیلی نگرانشم یه لبخند میزنم و تو دلم میگم از دل من خبر داری؟ وقتی ناراحتم معمولا دعوا راه میندازم و ذهن ها رو به یه سمت دیگه منحرف میکنم نمیذارم کسی بفهمه تو دلم چه خبره ........ وقتی میبینم هر کسی میاد و کوچکترین دردش رو برام میگه و میخواد همدردش بشم ولی من شاید به جرأت مشابه همون درد رو اونم چندین برابر قویتر تجربه کردم و هیچ کس هم خبر دار نشده نمیدونم ....... اسمش رو ترس بذارم!؟ ترس از قبول نشدن! ترس احساسی ......؟ من چه مرگمه؟ چکارکنم؟ میمیرم؟
- 25 پاسخ
-
- 15
-
-
میخواستم یه تاپیک بزنم تو بخش مشاوره یا خانواده واسه این مشکلم اصولا خورد هم که بشم صدام در نمیاد ....
- 35 پاسخ
-
- 5
-
-
✣ گـاه نوشته های نواندیشانی ها ✣
eder پاسخی برای from_hell ارسال کرد در موضوع : گاه نوشته های نواندیشی ها
خدای ما هم بزرگه ........ نوبت من هم میشه ............ -
نقد و بررسی دخترا اگه چی داشته باشن عروسی نمیکنن؟
eder پاسخی برای El Roman ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد
یعنی خریدنیه؟- 313 پاسخ
-
- 2
-
-
مسابقه بزرگ نواندیشان (ویژه عید)
eder پاسخی برای Mohammad Aref ارسال کرد در موضوع : مسابقات عمومی انجمن نواندیشان
:whistles:- 559 پاسخ
-
- 1
-
-
9 سالم بود ...... خیلی برام خاطره شد ......
- 67 پاسخ
-
- 8
-
-
مسابقه بزرگ نواندیشان (ویژه عید)
eder پاسخی برای Mohammad Aref ارسال کرد در موضوع : مسابقات عمومی انجمن نواندیشان
نه بابا پاک که کردم الان آدرس پروف خودمو میده- 559 پاسخ
-
- 2
-
