رفتن به مطلب

hamed_063

عضو جدید
  • تعداد ارسال ها

    243
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

اعتبار در سایت

1,261 Excellent

درباره hamed_063

  • درجه
    <b><font color="#0000CC" face="Tahoma">کاربر انجمن</b></font>
  • تاریخ تولد ۱۳ اسفند ۱۳۶۱

اطلاعات شغلی و تحصیلی

  • رشته تحصیلی
    حقوق
  • گرایش
    جزا و جرم شناسی
  • مقطع تحصیلی
    فوق لیسانس
  1. hamed_063

    درخواست یک راهنمایی

    با سلام خدمت همه ی دوستان عزیز من یک رمان نویس هستم ، اخیراً هم دارم رو یه رمان کار می کنم که یه جورایی به سبک رمان های اروپایی و آمریکایی هست . می خواستم بدونم امکانش هست از طریق مکاتبه با یکی از شرکت های فیلم سازی خارجی این رمان رو ارائه کنم و بعد اگه خوب باشه به فیلم تبدیل بشه ؟ یعنی مراحل این کار چیه و دقیقاً باید چیکار کرد ؟ اگه یه کار خوب ارائه بشه امکانش هست تبدیل به فیلم بشه و اصلاً قبول کنن این کارو بکنن یا خیر ؟ از دوستانی که راهنمایی می کنن خیلی سپاسگذارم .
  2. hamed_063

    نقد سریال خاطرات یک خون آشام

    سریال خاطرات یک خون آشام یکی از سریال های معروفی است که هم اکنون در حال ساخت و پخش بر روی شبکه ی cw می باشد . این سریال در ژانر عشقی ، هیجانی ، رازآلود ، ترسناک و تخیلی ساخته شده است . در این تاپیک از دوستان عزیز خواهانم تا انتقاداتی رو که به این سریال دارند بنویسند . به عنوان نمونه انتقادی که خودم به این سریال دارم این است که به مقداری خیلی زیاد از نقش سحر و ساحری در این سریال استفاده شده و با این کار سبب شده در برخی مواقع سریال لوث و آبکی جلوه کنه . به نظر می رسه که نویسنده در بسیاری مواقع مشکلات سناریو رو به توسط سحر حل می کرده و همین باعث شده که حالت نامعقول و غیرمنطقی برای حل مسائلی که د
  3. سریال خاطرات یک خون آشام رو توصیه می کنم حتماً ببینید .
  4. hamed_063

    وصف حالتان با زبان شعر

    در یک بعد از ظهر ولرم تابستانی که نور زرد نیم سوز آفتاب را روی دیوار می بینم نارنجی خیره کننده ای در اتاق مشهود است روی یک صندلی چوبی نشسته ام بیخود و سست و عجیب منگ و مات و ملول گوش می کنم و باز هم گوش می کنم صدای هیچ را می شنوم من در اتاق تنهایم ...
  5. hamed_063

    مرگ و پوچی

    سوال اصلی اینه که آیا اگه بعد از مرگ ، ما هیچ بشیم و زندگی دیگه ای رو تجربه نکنیم آیا این زندگی فعلی ما پوچ می شه ؟ و اگه پوچ نمیشه با چه چیزی می تونیم بهش معنا بدیم ؟
  6. hamed_063

    مرگ و پوچی

    من گاهی اوقات وقتی تو خودم فرو میرم واقعاً سوال می کنم که همه ی اینا یعنی چی ؟ برای چی من هستم ؟ چرا دنیا وجود داره ؟ میخواد چی بشه ؟
  7. مسلما اگر امکانات لازم برای ایجاد بدن باشه، سیستم نخاع طوری طراحی میشه که یک حادثه یک عمر انسانی رو فلج و بدبخت نکنه. این هم یک مغالطه ی دیگه . شما فکر میکنی همه چیز باید کامل و بی عیب و نقص باشه . درصورتی که ما تو دنیای نسبی زندگی می کنیم . این دنیا مطلق نیست که همه چیزش مطلق باشه و کامل هم نیست . من هم نگفتم هیچ عیب و ایرادی تو هیچ جای دنیا نیست ولی نمیشه هم به خاطر کمال خواهی و اینکه چرا بعضی چیزا ناقص ان به کلیتش ایراد بگیریم و ردش کنیم . اگه قرار بود همه چی از اول کامل باشه خود حرکت چه معنایی داشت ؟ حرکت به خاطر کاستی و نقص ایجاد میشه و اگر نقصی نبود حرکتی هم نبود و زمانی هم نبود . خو
  8. بنده فکر می کنم برخی افکار اومانیستی افراطی باعث میشه انسان فکر کنه همه چیزو می دونه و چون اینطوری فکر می کنه ایده هایی رو که علم کافی بهشون نداره رو رد یا قبول می کنه . اومانیست ها فکر می کنند انسان مرکز عالمه ، همه ی برای انسانه و انسان محوریت اصلی و اساسی برای کل هستی داره . همین نگرش باعث شده عقل انسان در اولویت قرار گرفته و هر چیزی غیر اون رد بشه . اما درواقع اگه به همون عنصر عقلانیت خوب دقت کنیم متوجه می شیم که عقل هیچگاه مساله ای مثل خدا رو رد نمی کنه هرچند ممکنه قطعاً قبول هم نکنه . موضع عقل تا اینجا لاادری گری بوده نه قبول مطلق و نه انکار مطلق . هرچند بعضی از دوستان فکر می کنند هرچیزی
  9. اگر پدیده ای به نام خداوند؛ خالق جهان آفرینش است : چرا پیش از خلق جهان، جهان را خلق نکرد؟ در این سوال یک مغالطه ای وجود داره ، اینکه چرا پیش از خلق جهان ، جهان را خلق نکرد ؟ !! واقعاً مغالطه ی ساده لوحانه ایه !! لازمه بگیم این پیش از خلق جهان کی بود ؟ چه پروسه ی زمانی رو باید پیش از خلق جهان در نظر بگیریم ؟ بر فرض پیش از خلق جهان ، جهان رو خلق میکرد اونوقت هم می شد بگیم : چرا پیش از خلق جهان ، جهان را خلق نکرد ؟ یعنی بالاخره پیش از خلق جهان رو باید کی در نظر بگیریم ؟ اگر بگیم مثلاً چرا خدا در لحظه ی 1 جهان رو خلق کرد و چرا در منفی زمان مثلاً لحظه ی 1- خلق نکرد ، اونوقت می تونیم هم بگی
  10. hamed_063

    وصف حالتان با زبان شعر

    روحم آذرده مرا وسوسه بیهوده مکن دگر این لحظه تن پاک من آلوده مکن یاری ام کن یاری ام کن که رود از یادم غم دیرینه ی این خاطره ها شوق پرواز سراپای مرا می کشد تا پس این پنجره ها پیش رویم بگشا پنجره ای تا از آن پنجره پرواز کنم روحم از قید تن آسوده شود هستی دیگری آغاز کنم هستی دیگری آغاز کنم آسمون ابراتو بردار و برو دیگه تنها منو بگذار و برو آسمون اخماتو وا کن آبی شو آسمون آفتابی شو آفتابی شو آسمون غرق به خونه دل من آسمون دشت جنونه دل من تک و تنها توی دنیای بزرگ آسمون بی همزبونه دل من آسمون مرده دیگه مهر و وفا عزم ما پر شده از رنگ و ریا نه محبت میشه پیدا نه صفا آسمو
  11. hamed_063

    1945

    در اواخر سال 1944 و نخستین ماههای 1945 ، هیچ جهنمی در دنیا به پای برلین نمی رسید . مردم شهر زیر بمباران بی امان نیروهای هوایی متفقین ، در آن شرایط هول انگیز از گرسنگی می مردند ، و برلین که آلمانیها روزگاری به شکوه و زیبایی آن می نازیدند ، هر روز بیشتر به ویرانه ای غرق در آتش و دود تبدیل می شد . در عید میلاد مسیح 1944 ، گاهی شنیده می شد که مردم به طنز تلخ به یکدیگر می گویند : چیزی عیده بده که بدرد بخورد . یک تابوت هدیه کن ! اما تا پیش از پایان جنگ ، برای تدفین کشتگان دربرلین حتی تابوت هم به تعداد کافی پیدا نمی شد . برلینی ها تلاش می کردند تا بلکه یک روز دیگر زنده بمانند ، و بر همه کس ، به است
  12. hamed_063

    نظریه ی کنش

    درباره ی چگونگی کنش فردی و اجتماعی که به نظر می رسد در حوزه ی فردیت و روانشناختی به رفتار تعبیر شود ، بحث بر سر اینکه چگونه کنش فردی و اجتماعی ایجاد شده و به بار می نشیند یکی از مباحث پیچیده و هم البته دلکش فلسفه ی اجتماعی و روانشناسی اجتماعی است . در همین راستا برای تشخیص اینکه کنش چگونه به وجود می آید به نظر بنده عناصر بنیادینی که در ذیل می آوریم در چگونگی این فرآیند نقش آفرین می باشد . 1- آگاهی به سیستم 2- هدف 3- هماهنگی 4- نظم به عقیده ی ما این چهار عنصر اصلی در چگونگی فرآیند پدیدآورندگی کنش نقش مثمر ثمری را ایفا می نمایند تا به جایی که نمی توانیم یک کنش صحیح یا دست کم فعلی را که
  13. hamed_063

    شش پرسش اساسی درباره هنر پست مدرن

    محمود آگنج چکیده : هر آنچه در تاریخ مدنیت غرب از قرن چهارم میلادی به بعد رخ داده با بحث مدرنیسم مرتبط است. این مسئله صحبت کردن درباره جهان مدرن و ریشه هایش را مشکل می سازد و عصر جدیدی که از پی این جهان آمده نیز عملا حتی مبهم تر است . از همین رو بحث های تازه پست مدرنیستی هم بیشتر تکرار نظریات مدرنیسم هنری است . ولی ، واقعا چرا نمی توان این موضوع را به یک نقطه پایان قطعی رساند ؟ پست مدرنیست ها به عقل حمله می کردند و آن را عامل اکثر فجایع بشری می دانستند . اما بعد از پایان جنگ سرد و تغییر شرایط جهانی و به طبع آن زندگی روزمره ، تمام آن مبارزه طلبی ها جای خود را به ایدئولوژی های نرم و متکی
  14. hamed_063

    مرگ و پوچی

    انسان پس از به دنیا آمدن و ورود به زندگی و تجربه ی زیبا و پر جاذبه ی این هستی توام با درد و لذت ، به مرور زمان و رفته رفته به بودن خویش خو کرد تا جائیکه نه مرگ را باور دارد و نه اندیشیدن بدان را کاری نیکو . در گذار از هر روزینگی خویش و در کشاکش لحظات و لایه های متنوع زندگی از وقتی که بی حوصلگی را دریافت در پی نابودی اش به دنبال سرگرمی ها رفت و همواره چیزهایی را جستجو نمود که او را از لحظه ای به خود فرو رفتن باز میداشت . این در خود فرو رفتگی همان سکون نیستی و از هم گسیختگی از همه چیز را در او به یاد می آورد و انسان خواستار ایستادگی و ماندن و سکون و انجماد نیست چون فکر میکند در ماندن جز گندیدگی
  15. hamed_063

    سخنی کوتاه درباره ی خدا

    مساله ی خدا و بعد خداشناسی یکی از مهمترین مسائلی است که هرچند به مراتب بیشتر در نزد متکلمین مورد بحث و بررسی قرار گرفت با اینوصف از دید تیزبین فیلسوفان هم دور نماند . درواقع می توان به جرات گفت مساله ی خدا همتراز با مساله ی وجود ، آزادی ، اراده و ذهن از جمله مسائل بسیار حائز اهمیت بوده و نمی توان این مساله را صرفاً به عنوان یک مساله ی کلامی در جهت دفاع از دین مد نظر قرار داد . درباره ی جمله ی معروف نیچه مبنی بر اینکه : خدا مرده است ، باید گفت : مفهوم این جمله در منطوق ظاهری آن نیست بلکه مربوط به باطن این جمله است به عبارتی مفهوم این جمله این نیست که خدا واقعاً مرده است چه آنکه با بذل توجه به ذ
×
×
  • اضافه کردن...