-
تعداد ارسال ها
3768 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
تمامی مطالب نوشته شده توسط soheiiil
-
تا وقتی دروغ باشه همینه چه انتظاری دارید وقتی سر پنجاه تومن با راننده تاکسی دعوای عصر حجری میکنیم ولی با عوض کردن طلا و مخلفات 200 تومن ضرر میکنیم و عین خیالمون نیس هر دو اشتباهه ولی ما دروغ های دیگرونو میبینیم فقط نه مال خودمونو
- 19 پاسخ
-
- 7
-
-
هدف جنجال اسلامی بود نه واقعیت باید قبول بشه این نظر من بود اگه غلطه آبجی های گلم منو قانع کنن:icon_pf (34):
-
:banel_smiley_52: برای انکار حرف من دلیلی داری؟
-
سلام تساوی حقوق زن و مرد بر مبنای استفاده برابر از پارامتر های اجتماعی مقبول همه هست و کاملا درسته! ولی آیا زن و مرد واقعا برابر همند؟ توانایی هاشون با هم هم ترازه؟:ws3: بحث میکنیم
-
ادامه دعواتونو برید تو پروفایلتون انجام بدید! قفل شد
- 95 پاسخ
-
- 2
-
-
قفل نمیشه! موضوع ظرفیت هر کدوم از ماهاست در برخورد با انتقاد فقط همانطور که امین گفت اون موضوع رو کش ندید ...بعد یه مدت همه چی حل میشه ....
- 95 پاسخ
-
- 2
-
-
بار دیگر ارتش اسلام بر کفر و اسرائیل غلبه کرد{فارسی 1}
soheiiil پاسخی برای danielo ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد
یدونه شبکه چند تا دانشجو رو اینجا مشغول کرده؟ -
بررسی آرا و اندیشه های شوپنهاور نسرین پورهمرنگ آرتور شوپنهاور در سال 1788 در شهر دانتزیگ یا گدانسك فعلی در آلمان متولد شد. بنا به خواست خانواده قرار بود بازرگان شود و در تجارت بینالمللی فعال شود، اما او به سراغ درس و دانشگاه و علم و تحقیق رفت. پیش از رسیدن به سی سالگی كتابی به نام جهان همچون اراده و نمایش نوشت و منتشر كرد كه زیربنای همهی اندیشههای او را در طی سالیان بعدی زندگیاش تشكیل داد. او پس از كانت پا به عرصهی جهان اندیشهها میگذارد، بدیهی است كه متاثر از كانت باشد و ابتدایش را از آرای كانت بیاغازد. هر چند كه خود صاحبنظر است و در جریان فلسفهی غرب جایگاهی استوار مییابد. دربارهی آیین هندو و بودا صاحبنظر است و آنجا كه از یگانگی عالم ذات یا حقیقت مطلق صحبت میكند نزدیكی بسیار به اصول هندو پیدا میكند. به مشابهت های اندیشههای غربی و شرقی اشاره میكند و جایگاه برجستهیی را در عالم هستی به هنر اختصاص میدهد. در دستگاه فكری شوپنهاور دو موضوع عمده وجود دارد؛ فنومنها و نومنها؛ قلمرو پدیدارها و قلمرو ذات معقول یا ذات مطلق یا حقیقی. این دو قلمرو برپایهی تعریفی از شناخت بنا شدهاند؛ تعریفی كه او از كانت گرفته است؛ اما این دو قلمرو به چه معنا میباشند؟ اشاره شد كه او ابتدایش را از كانت میآغازد. مقدمات كانت را مسلم میشمارد و معتقد است كه درك انسان از جهان و آنچه در آن موجود است مقید به زمان و مكان است. بدون این دو قید شناخت امكان پذیر نیست. به عبارتی توانمندی انسان به گونهیی است كه شناخت را تنها از طریق نسبتهای زمانی و مكانی و رابطهی علمی و معلولی حاصل میكند. وجود این نسبتها تجربهی خاصی را سبب میشود، اما این بدین معنا نیست كه اشیأ همانگونه كه به درك انسانها در میآیند نیز در ذات خود وجود داشته باشند. چه بسا كه اشیأ فینفسه جدا از آنچه به ما مینمایند وجود داشته باشند. شوپنهاور نیز به پیروی از كانت این دو قلمرو را یكی كه مقید به نسبتهای زمان و مكان و رابطهی علی و معلولی است قلمرو پدیدارها و یا فنومنها مینامد و آن دیگری كه در واقع ذات این قلمرو است و مستقل از نسبتهای نامبرده شده، قلمرو ذات معقول یا ذات مطلق یا نومنها مینامد. اگر بخواهیم این دو قلمرو را با مبحث وجود مطابقت دهیم این تطبیق ما را به ایدهی جهان مُثلی افلاطون نزدیك میكند. نومن ذات مطلق و ذات حقیقی است در حالی كه فنومن سراب و حبابی بیش نیست. كانت معتقد است كه به بدست آوردن شناخت دربارهی این ذات حقیقی برای انسان امكانپذیر نیست در حالی كه شوپنهاور از طرقی سعی میكند تا حدودی به این شناخت برسد. شوپنهاور عدم وجود نسبت علی و معلولی و زمان و مكان را برای ذات اشیأ دلیل بر پكپارچگی و وحدت آنها میداند. آنچه سبب تفاوت و تمیز گذاشتن بین اشیأ میشود وجود همین رابطههای نسبی است. اما اگر واقعیت زیربنایی فارغ از این نسبتها باشد آنگاه باید آن را واحد و یكپارچه به حساب آورد. شوپنهاور این واحد یكپارچه را همانگونه كه در ادامه بدان پرداخته خواهد شد انرژی میپندارد. اعتقاد شوپنهاور به عدم وجود انقسام و افتراق در ذات عالم او را به اصول آیین بودا و هندو نزدیك میكند. در آیین هندو و بودا نیز اینگونه بیان میشود كه جهانی كه به مشاهدهی ما در میآید اگر چه سرشار از تنوع و گونهگونی است اما در پس آن هر چه هست وحدت و یكپارچگی است. البته این مشابهت بدین معنا نیست كه شوپنهاور آرایش را از این دو مذهب اخذ كرده است. سنت فلسفی او ادامهی سنت فلسفی غرب است كه با دكارت، اسپینوزا، لایب نیتس، لاك، باركلی، هیوم و كانت آغاز شد و با شوپنهاور ادامه یافت. گفته شد كه شوپنهاور بر خلاف كانت در جست وجوی راهی بود كه شناختی از عالم ذات یا قلمرو حقیقی به دست آورد. او با اشاره به تحلیل نظر كانت كه معتقد بود شناخت تنها از طریق حواس به دست میآید این ایراد را مطرح میكرد كه این شناخت دستكم در یك مورد صادق نیست و آن شناخت انسان از خودش و از درون خودش است. اگر چه انسان قسمتی از وجودش را از طریق حواس خود میشناسد اما شناختی كه از درون خود به دست میآورد ارتباطی به حواس ندارد و شاید این نوع معرفت راهی باشد برای كسب معرفت از عالم ذات یا عالم حقیقت. اما این شناخت چگونه امكانپذیر است؟ انسان چگونه میتواند با مدد گرفتن از شناخت درونی خود سرشت واقعی دنیای پدیدارها را بشناسد؟ شوپنهاور از اراده سخن به میان میآورد. اراده نه به مفهومی كه ما در گفتار روزمره به كار میبریم بلكه به معنای باطن حركات جسمانی، چیزی كه میتوان به جای آن از نیرو یا انرژی نیز نام برد .او همهی حركات بدنی را ناشی از اراده میداند. همهی انگیزشها و سائقهای درونی را كه هدفش هستی و زندگی و عرض اندام است را اراده مینامد. وی معتقد است آنچه در عالم فنومن یا پدیدارها به تجلی در میآید انرژی است. یعنی ذات مطلق یا جهان نومن در عالم پدیدارها به صورت انرژی به جلوه در میآید. البته در برداشتهایی كه بعدها از واژهی ارادهی شوپنهاور شد سوءتعبیرهای فراوان رخ داد. او هشدار داده بود كه منظورش از اراده عمد و آگاهی نیست ،یا حتی انرژی همراه با عمد و آگاهی. او سرتاسر جهان آلی و غیرآلی (با جان و بیجان) را تجلی اراده میداند. از پرت شدن یك سنگ تا اعمال انسانی، از حركت ماه و زمین به دور خورشید تا نورافشانی و اشتعال خورشید، تا همهی وقایع طبیعی بر روی زمین. هر حركت و قدرتی حاوی اراده است. شوپنهاور خود میدانست كه واژهی اراده ممكن است بدفهمی ایجاد كند اما از انتخاب آن گریزی نداشت، میگفت هر واژهی دیگر نیز ممكن است بدفهمی ایجاد كند، چون عالم نومن شبیه هیچ چیز نیست. بنابراین اطلاق هر واژه با مفهوم عادی آن اشتباه گرفته خواهد شد. شوپنهاور پس از تشریح دیدگاه خود دربارهی جهان پدیدارها و بنیاد و زیرلایهی مابعدالطبیعیاش، سخت بر آن میتازد و جهان پدیدارها را جایگاهی مخوف و پر از ظلم و ستم معرفی میكند كه لحظهیی از این ظلم و ستم خلاصی ندارد. تبعاً وقتی جهان پدیدارها كه نمونه و مثالی از قلمرو ذات مطلق است چنین رعبآور است ،قلمرو ذات مطلق مخوفتر و نفرتانگیزتر است. شوپنهاور فیلسوفی است به غایت بدبین كه به دنیا نیامدن را بهتر از آمدن میداند هر چند كه او پناه آوردن به هنر و زیبایی و اشتغال به هنر را برای گریز موقت از كابوس و وحشت جهان فنومنها و نومنها توصیه میكند. به عقیدهی شوپنهاور تنها در هنگامهی خلق اثر هنری و یا شناخت زیبایی است كه انسان از خودش آزاد میشود و از بار گران اراده شانه خالی میكند. انسان به اثر هنری به دیدهی سودجویی نمینگرد، برای كشف و درك زیباییها به آن مینگرد. هم از این رو میتوان به هنر به عنوان امكانی برای درك و شناخت سرشت حقیقی امور نگریست. هنر امكانی است برای شناخت نه وسیلهیی برای بیان. همانگونه كه پیشتر اشاره شد ذات مطلق یا نومن به نظر شوپنهاور، غیرمنقسم و از واحدی یكسان تشكیل یافته است. از این رو ذات و سرشت نهایی آدمیان نیز از چنین وحدت و همسانی برخوردار است. همین وحدت و همسانی ایجاب میكند در عرصهی پدیدارها و واقعیت عملی بر یكدیكر مهر بورزند و شفقت روا دارند، چرا كه وقتی سخن از همسانی و یكپارچگی است هر آسیبی كه به دیگری روا داریم برخود روا داشتهایم و از اثرات سوءاش خود نیز آسیب و گزند میبینیم. تنها با رحم و شفقت است كه میتوانیم بر دشواری ارادهیی كه بر ذات مطلق حاكم است و آن را به وجودی نفرتانگیز تبدیل كرده است غلبه یابیم. شوپنهاور ذات مطلق را یكسره شر و پلیدی میپندارد و جهان پدیدارها كه نیز جلوهیی از آن است از چنین پلیدی بینصیب نیست. به همین قیاس انسان و ذات مطلق او از چنین ویژگی برخوردار هستند. آیا در چنین شرایطی وحدت با این ذات مطلق میتواند خیر و نیكی و رحم و شفقت به بار آورد. این نكتهیی است كه منتقدان فلسفهی شوپنهاور بر او خرده گرفتهاند و او را دچار تناقض گویی دانستهاند. یا باید آن شر و پلیدی مطلق را دچار ایراد دانست یا این وحدت را، در غیر این صورت به تناقضی برخواهیم خورد كه برای یكدستگاه فلسفی چندان خوشایند نیست. نكتهی دیگر اینكه شوپنهاور میخواهد با كمك اخلاق و رحم و شفقت، بر ذات و اراده غلبه یابد، یعنی با وحدت با اراده، و با كمك اراده، اراده را نفی كند و این امری است كه شدنش دشوار مینماید. اما شوپنهاور آن را شدنی میداند و پشت پازدن به دنیا را برای نفی و غلبه بر اراده ضروری میشمارد. هم از این رو میتوان بین عقاید شوپنهاور و ادیان آسمانی از جمله مسیحیت شباهتهایی جست .اما آنجا كه سخن از ذات مطلق میشود او و ادیان آسمانی راهشان از یكدیگر جدا میشود. هر چند كه در جاهایی به مذهب بودا نزدیك میشود. آنجا كه سخن از فنا و ناپایداری جهان پدیدارها و لزوم رویگردانی از آن سخن میگوید. همین رویگردانی از اراده سخنی است كه بعدها مورد توجه نیچه و فروید قرار میگیرد . نیچه خود به قدر و اهمیت شوپنهاور معترف بود و از او به عنوان فردی كه از مستقل اندیشیدن هراسی ندارد و به سطح امور قانع نیست و به عمق و زیر سطح نفوذ میكند یاد میكرد. نیچه نیز از تبعیت عقل از اراده سخن به میان میآورد، آنجا كه از ارادهی معطوف به قدرت سخن میگوید. اما «نه گویی» شوپنهاور به زندگی را سخت مورد سرزنش قرار میدهد و اظهار میدارد كه باید به زندگی «آری» گفت آن هم با تمام وجود. اما اینكه آیا در عمل نیچه به زندگی «آری» گفته است پرسشی است كه پاسخش به نظر «نه» میآید تا «آری».
-
مقاله متوسط قیمت اینترنت در ایران 11 برابر ترکیه و 330 برابر ژاپن است
soheiiil پاسخی برای سیندخت ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد
اینترنت هر دو ساعت یکبار نیم ساعت قطع نشه قیمت مناسب پیش کششون اعصابمو خورد کرده از صب هر چی واسه دان گذاشتم ارور داده- 3 پاسخ
-
- 1
-
-
بار دیگر ارتش اسلام بر کفر و اسرائیل غلبه کرد{فارسی 1}
soheiiil پاسخی برای danielo ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد
تاپیک به توهین و بیراهه نکشه فقط لطفا واقعا انگیزه چی میتونه باشه؟ کل ملتو که گذاشته بود سر کار این شبکه بهتر نبود بمونه؟ پس به حسن نیت اینا ایمان بیاوریم:دی- 71 پاسخ
-
- 3
-
-
بار دیگر ارتش اسلام بر کفر و اسرائیل غلبه کرد{فارسی 1}
soheiiil پاسخی برای danielo ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد
از امروز منتظر بد خلقی ننه بابا ها باشید فک کنم همه زندگیشونو گرفته باشن با این کارشون:icon_pf (34):- 71 پاسخ
-
- 1
-
-
من با فکور صحبت کردم ....نیاز به یکم زمان هستش تا مشکل این دو عزیز حل بشه ......نگران نباشید ....منو فکور بدون هم دق میکنیم میاد....باهاش در ارتباطم
- 95 پاسخ
-
- 6
-
-
نکته های کوچک مهندسی
soheiiil پاسخی برای soheiiil ارسال کرد در موضوع : مسابقات و گفتگوهای گروه مکانیک
شاید منظورش اینه که درست روی قطر نمیشینه تو ازمایشگاه هم ما از میکرومتر سه فکه استفاده میکردیم کهدقیقا قطر بدست میومد:icon_pf (34): -
مقدمه: اگر سابقه ي صنعت و چگونگي رشد آن در كشورهاي جنوب شرقي آسيا را مورد مطالعه قرار دهيم به اين مطلب خواهيم رسيد كه در كمتر مواردي اين كشورها داراي ابداعات فن آوري بوده اند و تقريبا در تمامي موارد، كشورهاي غربي (آمريكا و اروپا( پيشرو بوده اند. پس چه عاملي باعث اين رشد شگفت آور و فني در كشورهاي خاور دور گرديده است؟ در اين نوشتار به يكي از راهكارهاي اين كشورها در رسيدن به اين سطح از دانش فني مي پردازيم. در صورتي كه به طور خاص كشور ژاپن را زير نظر بگيريم، خواهيم ديد كه تقريبا تمامي مردم دنيا از نظر كيفيت، محصولات آنها را تحسين مي كنند ولي به آنها ايراد مي گيرند كه ژاپني ها از طريق كپي برداري از روي محصولات ديگران به اين موفقيت دست يافته اند. اين سخن اگر هم كه درست باشد و در صورتي كه كپي برداري راهي مطمئن براي رسيدن به هدف باشد چه مانعي دارد كه اين كار انجام شود.اين مورد، به خصوص درباره ي كشورهاي در حال توسعه ويا جهان سوم به شكاف عميق فن آوري بين اين كشورها و كشورهاي پيشرفته ي دنيا، امري حياتي به شمار مي رود و اين كشورها بايد همان شيوه را پيش بگيرند(البته در قالب مقتضيات زمان و مكان و ساير محدوديت ها) به عنوان يك نمونه، قسمتي از تاريخچه ي صنعت خودرو و آغاز توليد آن در ژاپن را مورد بررسي قرار مي دهيم: توليد انبوه خودرو در ژاپن قبل از جنگ جهاني دوم ودر سال 1920 بوسيله ي كارخانه هاي "ايشي كاواجيما" آغاز شد كه مدل ژاپني فورد آمريكايي را كپي كرده و به شكل توليد انبوه به بازار عرضه نمود. همچنين شورلت ژاپني AE جزو اولين خودرو هاي كپي شده آمريكايي توسط ژاپني ها بود كه به تعداد زياد توليد مي شد. سپس با تلاش هاي فراواني كه انجام شد(آنهم در شرايط بحراني ژاپن در آن دوره) مهم ترين كارخانه ي خودرو سازي ژاپن يعني "تويوتا" درسال 1932 فعاليت خود را با ساخت خودرويي با موتور "كرايسلر" آغاز نمود ، در سال 1934، نوع ديگري از خودرو را با موتور"شورلت" ساخته و وارد بازار نموده و از سال 1936، اولين تلاش ها براي ساخت خودروي تمام ژاپني آغاز شد. البته تا مدت ها ژاپني ها مشغول كپي برداري از اتومبيل هاي آمريكايي و اروپايي بودند. آنها خودروي پاكارد و بيوك آمريكايي و رولزرويس، مرسدس بنز و فيات اروپايي را نيز توليد كردند كه همين توليدها زمينه ساز گسترش فعاليت خودروسازي ژاپن شد و سرانجام در دهه ي 1960 ميلادي پس از سعي و كوشش فراوان ، اولين اتومبيل تمام ژاپني كه ضمنا داراي استاندارد جهاني بود، توليد و به بازار عرضه شد. در تمامي مطاب فوق رد پاي يك شگرد خاص و بسيار مفيد به چشم مي خورد كه "مهندسي معكوس"(Reverse Engineering ) نام دارد . مهندسي معكوس روشي آگاهانه براي دستيابي به فن آوري حاضر و محصولات موجوداست. در اين روش، متخصصين رشته هاي مختلف علوم پايه و كاربردي از قبيل مكانيك، فيزيك و اپتيك، مكاترونيك، شيمي پليمر، متالورژي،الكترونيك و ...جهت شناخت كامل نحوه ي عملكرد يك محصول كه الگوي فن آوري مذكور مي باشد تشكيل گروه هاي تخصصي داده و توسط تجهيزات پيشرفته و دستگاه هاي دقيق آزمايشگاهي به همراه سازماندهي مناسب تشكيلات تحقيقاتي و توسعه هاي R&D "سعي در به دست آوردن مدارك و نقشه هاي طراحي محصول فوق دارند تا پس از مراحل نمونه سازي (Prototyping) و ساخت نيمه صنعتي (Pilot plant) در صورت لزوم ، توليد محصول فوق طبق استاندارد فني محصول الگو انجام خواهد شد . همان گونه كه اشاره شد استفاده از روش مهندسي معكوس براي كشورهاي در حال توسعه يا عقب مانده روش بسيار مناسبي جهت دسترسي به فن آوري ، رشد و توسعه ي آن مي باشد. اين كشور ها كه در موارد بسياري از فن آوري ها در سطح پاييني قرار دارند، در كنار روش ها و سياست هاي دريافت دانش فني، مهندسي معكوس را مناسب ترين روش دسترسي به فن آوري تشخيص داده و سعي مي كنند با استفاده از روش مهندسي معكوس، اطلاعات و دانش فني محصولات موجود ، مكانيزم عمل كرد و هزاران اطلاعات مهم ديگر را بازيابي كرده و در كنار استفاده ار روش هاي مهندسي مستقيم (Forward Engineering) و روش هاي ساخت قطعات ، تجهيزات ، تسترهاي مورد استفاده در خط منتاژ و ساخت مانند قالب ها ،گيج و فيكسچر ها و دستگاههاي كنترل، نسبت به ايجاد كارخانه اي پيشرفته و مجهز جهت توليد محصولات فوق اقدام نمايند. همچنين ممكن است مهندسي معكوس، براي رفع معايب و افزايش قابليت هاي محصولات موجود نيز مورد استفاده قرار مي گيرد. به عنوان مثال در كشور آمريكا ، مهندسي معكوس توسط شركت "جنرال موتور" بر روي محصولات كمپاني "فورد موتور" و نيز برعكس، براي حفظ وضعيت رقابتي و رفع نواقص محصولات به كار برده شده است. بسياري از مديران كمپاني هاي آمريكايي، هر روز قبل از مراجعت به كارخانه، بازديدي از جديدترين محصولات عرضه شده در فروشگاه ها ونمايشگاه هاي برگزار شده انجام داده و جديدترين محصولات عرضه شده مربوط به محصولات كمپاني خود را خريداري نموده و به واحد تحقيق و توسعه (R&D) تحويل مي دهند تا نكات فني مربوط به طراحي وساخت محصولات مذكور و آخرين تحقيقات ، هر چه سريع تر در محصولات شركت فوق نيز مورد توجه قرار گيرد. جالب است بدانيد كه مهندسي معكوس حتي توسط سازندگان اصلي نيز ممكن است به كار گرفته شود . زيرا به دلايل متعدد، نقشه هاي مهندسي اوليه با ابعاد واقعي قطعات (مخصوصا زماني كه قطعات چندين سال پيش طراحي و ساخته و به دفعات مكرر اصلاح شده اند)مطابقت ندارد براي مثال جهت نشان دادن چنين نقشه هايي با ابعاد واقعي قطعات و كشف اصول طراحي و تلرانس گذاري قطعات، بخش ميكروسويچ شركت(Honywell) از مهندسي معكوس استفاده نموده و با استفاده از سيستم اندازه گيري CMM (Coordinate Measuring Machine) با دقت و سرعت زياد ابعاد را تعيين نموده و به نقشه هاي مهندسي ايجاد شده توسط سيستم CAD منتقل مي كنند. متخصصين اين شركت اعلام مي دارند كه روش مهندسي معكوس و استفاده از ابزار مربوطه، به نحو موثري زمان لازم براي تعمير و بازسازي ابزارآلات ، قالب ها و فيكسچرهاي فرسوده را كم مي كند و لذا اظهار مي دارند كه "مهندسي معكوس زمان اصلاح را به نصف كاهش مي دهد." مهندسين معكوس، اضافه بر اينكه بايد محصول موجود را جهت كشف طراحي آن به دقت مورد مطالعه قرار دهند، همچنين بايد مراحل بعد از خط توليد يعني انبارداري و حمل و نقل را از كارخانه تا مشتري و نيز قابليت اعتماد را در مدت استفاده ي مفيد مورد تجزيه و تحليل قرار دهند. چرا كه مثلا فرايند آنيلينگ مورد نياز قطعه،ممكن است براي ايجاد مشخصات مورد نظر در هنگام عمل كرد واقعي محصول يا در طول مدت انبارداري و حمل و نقل طراحي شده و لزوم وجود آن تنها در هنگام اجراي مراحل مذكور آشكار خواهد شد. چه بسا كه بررسي يك پيچ بر روي سوراخي بر بدنه ي محصول(كه به قطعات و اجزاي ديگر متصل نشده) ، متخصصان مهندسي معكوس را ماه ها جهت كشف راز عملياتي آن به خود مشغول كند، غافل از اينكه محل اين پيچ، امكاني جهت تخليه ي هوا، تست آب بندي يا امكان دسترسي به داخل محصول جهت تست نهايي مي باشد. از سوي ديگر مهندسين معكوس بايد عوامل غير مستقيمي را كه ممكن است در طراحي و توليد محصول مذكور تاثير بگذارند، را به دقت بررسي نمايند. به دليل اينكه بسياري از اين موارد با توجه به خصوصيات و مقتضيات زماني و مكاني ساخت محصول مورد نظر، توسط سازندگان اصلي توجيه پذير باشد اما ماجراي آن به وسيله ي مهندسين معكوس فاجعه ساز باشد. مثلا فرايند توليد قطعات تا حدود قابل توجهي بستگي به تعداد محصولات مورد نياز و ... دارد . اگر تعداد محصولات مورد نياز جهت كشور ثانويه در بسيار كمتر از كشور اصلي كه در حد جهاني و بين المللي فعاليت نموده ، باشد پس به عنوان مثال تعيين فرايند يك قطعه با باكاليتي (نوعي مواد پليمري) از طريق ساخت قالب هاي چند حفره اي با مكانيزم عملكرد خود كاربا توجه به معضلات پخت قطعه در داخل قالب ، مي تواند براي مجريان مهندسي معكوس فاجعه ساز باشد ( اگركه اين مهندسان از فرايند هاي ساده تر با توجه به تيراژ توليد محصول و نيز خصوصيات تكنولوژيكي كشور خود استفاده نكنند.) بنابراين، مرحله ي بعد از كشف طراحي، تطبيق طراحي انجام شده بر مقتضيات زماني و مكاني كشور ثانويه مي باشد كه بايد به دقت مورد توجه متخصصين مهندسي معكوس واقع شود. خلاصه اينكه مهندسي معكوس ممكن است يك كاربرد غير معقول و نامناسب از كاربرد هنر و علم مهندسي به نظر برسد، اما آن يك حقيقت از زندگي روزمره ي ما به شمار مي رود.
-
بله الان تو اذربایجان داره اجرا میشه سه چهار تا هم قبلا بوده از استاننا آخرشم به تهران اعمال میشه
-
میخوای بگم؟ جدا اونایی که مخفی میان بیان فلسفه این حرکتشونو بگن ما هم بفهمیم
- 16 پاسخ
-
- 3
-
-
ميخواهم بگويم ...... فقر همه جا سر ميكشد ....... فقر ، گرسنگي نيست ..... فقر ، عرياني هم نيست ...... فقر ، گاهي زير شمش هاي طلا خود را پنهان ميكند ......... .. فقر ، چيزي را " نداشتن " است ، ولي ، آن چيز پول نيست ..... طلا و غذا نيست ....... فقر ، ذهن ها را مبتلا ميكند ..... فقر ، همان گرد و خاكي است كه بر كتابهاي فروش نرفتهء يك كتابفروشي مي نشيند ...... فقر ، تيغه هاي برنده ماشين بازيافت است ، كه روزنامه هاي برگشتي را خرد ميكند ...... فقر ، كتيبهء سه هزار ساله اي است كه روي آن يادگاري نوشته اند ..... فقر ، پوست موزي است كه از پنجره يك اتومبيل به خيابان انداخته ميشود ..... فقر ، همه جا سر ميكشد ........ فقر ، شب را " بي غذا " سر كردن نيست .. .. فقر ، روز را " بي انديشه" سر كردن است ...
-
banned because you are kindly
- 488 پاسخ
-
- 3
-
-
سوالات مربوط به زبان انگلیسی خود را در اینجا مطرح کنید
soheiiil پاسخی برای Turtoise ارسال کرد در موضوع : زبان انگلیسی
tnx my dear:icon_gol:- 419 پاسخ
-
- 1
-
-
Yeah, yeah, yeah (Yeah, yeah, yeah) Yeah, yeah, yeah (Ah yeah, yeah, yeah) Ah yeah, yeah, yeah (Ah yeah, yeah, yeah) Ah yeah, ah yeah, ah yeah, yeah Ah yeah, ah yeah, ah yeah, yeah They can say whatever I'ma do whatever No pain is forever Yup, you know this Tougher than a lion Ain't no need in tryin' I live where the sky ends Yup, you know this Never lyin', truth teller That Rihanna reign, just won't let up All black on, blacked out shades Blacked out Maybach I'ma rock this shit like fashion, as in goin' til they say stop And my runway never looked so clear But the hottest bitch in heels right here No fear, and while you getting your cry on I'm getting my fly on Sincere, I see you aiming at my pedastal I betta let ya' know That I, I, I, I'm so hard Ah yeah, yeah, yeah, I'm so hard That I, I, I, I'm so hard Ah yeah, yeah, yeah, I'm so hard That I, I, I, I'm so hard Ah yeah, yeah, yeah, I'm so hard So hard, so hard, so hard, so hard Ah yeah, yeah, yeah That Rihanna reign just won't let up Ah yeah, yeah, yeah That Rihanna reign just won't let up Ah yeah, yeah, yeah That Rihanna reign just won't let up So hard, so hard, so hard, so hard All up on it Know you wanna clone it Aint like me That chick to boney Ride this beat, beat, beat like a pony Meet me at the top (top, top) Gettin' lonely Who think they test me now Run through your town I shut it down Brilliant, resilient Fan mail from 27 million And I want it all It's gonna take more than that Hope that ain't all you got I need it all The money, the fame, the cars, the clothes I can't just let you run up on me like that (all on me like that) Yeah I see you aiming at my pedastal So I think I gotta let ya' know That I, I, I, I'm so hard Ah yeah, yeah, yeah, I'm so hard That I, I, I, I'm so hard Ah yeah, yeah, yeah, I'm so hard That I, I, I, I'm so hard Ah yeah, yeah, yeah, I'm so hard So hard, so hard, so hard, so hard Go hard or go home Back to your residence Soon the red dogs will give the block back to the presidents I used to run my own block like Obama did You ain't gotta believe me, go ask my momma then You couldn't even come in my room it smelled like a kilo Looked like me and two of my boys playing casino Trying to sell they peeping my bag they can't afford it Tell 'em to give me back my swag They tryin' to clone me See my Louis tux, Louis flag, Louis frames, Louis belt What that make me Louis mane? I'm in an all white party wearin' all black With my new black watch call it the heart attack Cardiac arrest, cardiac a wrist Yeah, they say they're hard They ain't hard as this Hard! The one word describes me If I wasn't doin' this You know where I be, too hard Where dem girls talkin' trash Where dem girls talkin' trash Where they at, where they at, where they at? Where dem bloggers at Where dem bloggers at Where they at, where they at, where they at? Where your lighters at Where your lighters at Where they at, where they at, where they at? So hard, so hard, so hard, so hard That I, I, I, I'm so hard Ah yeah, yeah, yeah, I'm so hard That I, I, I, I'm so hard Ah yeah, yeah, yeah, I'm so hard That I, I, I, I'm so hard Ah yeah, yeah, yeah, I'm so hard So hard, so hard, so hard, so hard That I, I, I
-
سوالات مربوط به زبان انگلیسی خود را در اینجا مطرح کنید
soheiiil پاسخی برای Turtoise ارسال کرد در موضوع : زبان انگلیسی
where is topic of lyrics?- 419 پاسخ
-
- 1
-
-
166 سال پيش ، در روز 29 اوت سال 1842 ميلادي ، با امضاي پيمان نانكن «جنگ ترياك» در چين پايان يافت .چند دهه پيش از آغاز اين جنگ ، در سال 1798 ميلادي ويليام پيت ، نخست وزير بريتانيا يك هيات را به رياست مك كارتني به پكن اعزام كرد. هدف از سفر اين هيات به چين كسب امتيازات و تسهيلات تجاري بود اما امپراتور چين از روي احتياط ترجيح مي داد مرزهاي كشورش را به روي بازرگانان و ميسيونرهاي مذهبي اروپايي ببندد. بريتانيايي ها كه در مستعمره خود هند كشت خشخاش را گسترش داده بودند و چيني ها را به كشيدن ترياك تشويق مي كردند ، از اين تصميم امپراتور چين بسيار ناخرسند شدند. آنها به خريد چاي از چين كه در بريتانيا مردم علاقه زيادي به آن داشتند ادامه داده و به زودي موازنه تجاري با چين به سود چين و به زيان آنها شد. كمپاني هندشرقي بريتانيا تمام توان خود براي فروش غيرقانوني ترياك در چين و رواج اعتياد در اين كشور را به خرج داده بود. فروش غيرقانوني ترياك در چين كه در سال 1800 ميلادي فقط 100 تن بود در سال 1838 ميلادي به ميزان 2600 تن رسيده بود. در سال 1839 ميلادي ، لين تسوسيو ، حاكم كانتون 20000 صندوق ترياك غيرقانوني را ضبط كرده و در ملاءعام صندوق هاي حاوي ترياك را معدوم كرد. اين بهانه اي بود كه لندن انتظار آن را مي كشيد تا گشودن مرزهاي چين به روي بازرگانان بريتانيايي را به اين كشور تحميل كند. بنابراين ، تحت نام مقدس تجارت آزاد ، لرد ملبورن نخست وزير ملكه ويكتوريا جوان و پالمرستون وزير خارجه اش مجلس وست مينستر را متقاعد كردند تا دستور اعزام يك نيروي نظامي به چين و تنبيه حاكم كانتون را صادر كند. يك ناو جنگي بريتانيا بندر كانتون را بمباران كرد و نظاميان بريتانيايي مجمع الجزاير شوسان در نزديكي بندر كانتون را تصرف كردند. سپس چند كشتي جنگي بريتانيا رودخانه يانگ تسه كيانگ را پيمودند و شهر نانكن (نانجينگ امروزي) پايتخت جنوبي چين را مورد تهديد قرار دادند و حكومت امپراتور تائوكوئانگ را ناگزير به تسليم شدن در مورد خواسته هايشان كردند. اين اقدام كه بعدها «سياست توپخانه» ناميده شد به پيمان ننگين نانكن منجر گرديد كه براساس آن بريتانيايي ها حق تجارت آزاد در 5 بندر چين از جمله كانتون و شانگهاي را به دست آوردند. علاوه بر اين ، آنها قيمومت هنگ كنگ كه دروازه ورودي به كانتون و چين جنوبي بود را كسب كردند. اما تحقيرها ادامه يافتند ، امپراتور ناگزير گرديد حق تردد آزادانه در خاك چين را به اتباع بريتانيا بدهد و خسارتي به مبلغ 21 ميليون دلار نقره را به دولت بريتانيا بپردازد. با امضاي پيمان نانكن «امپراتوري مركز» لقب چين دوره فاجعه باري مملو از جنگ هاي داخلي و تحقير شدن هاي مداوم در مقابل «شياطين موقرمز» كه از غرب مي آمدند را آغاز كرد. به اين ترتيب در روز 29 اوت سال 1842 ميلادي با امضاي پيمان ننگين نانكن «جنگ ترياك» در چين پايان يافت. امضاي پيمان نانكن موجب گرديد تا ساير كشورهاي اروپايي و ايالات متحده خواستار امتيازات مشابهي مانند بريتانيا شوند و با زور و تهديد اين امتيازات ارضي و تجاري را كسب كرده و دوران سياهي را در تاريخ اين كشور پهناور باستاني ثبت كنند.
-
true or false? next person is better than me in english
