رفتن به مطلب

Gizmo

متخصص انجمن
  • تعداد ارسال ها

    895
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

تمامی مطالب نوشته شده توسط Gizmo

  1. حالا دیگه مثل شاه عباس با لباس مبدل میای از نزدیک به امورات نظارت کنی؟ آخ آخ آره....یادته؟....حقا که اساتید خوب حقمو کف دستم گذاشتن :lol:
  2. Gizmo

    اصول میدان های بزرگ شهری

    متاسفانه این پست خیلی قدیمیه و من به آرشیو اون زمان دسترسی ندارم و نمیتونم فایلو دوباره آپلود کنم...:5c6ipag2mnshmsf5ju3
  3. پستام شبیه عصبانیهاست؟!. کندوکاوی در تعریف طراحی شهری-گلکار آفرینش مکان پایدار- گلکار زیبایی شناسی در معماری-گروتر تاریخ جهان-پاکزاد از شار تا شهر-حبیبی کتابای مبانی و تاریخ واسه شروع مناسبن؛ سه تای اول مبانی و دوتای بعدی تاریخن
  4. پروسه ی خنده داریه...الان اتوماتیک همه دانشجوهای کارشناسی از ترم های اول بطرز خنده داری دغدغه فوق لیسانس دارن...تبریک قبولی فوق لیسانس عموما جمله ی کذایی"ایشالا دکترا" ست...درس خوندن اینجا ژسته، ژست همه گیر...به لطف انواع و اقسام دانشگاه ها و موسسات همه مدرک دارن...وارد بحث سطح پایین آموزش نشیم بهتره....اما وقتی بحث کار می شه، شرط اول نه رزومه تحصیلیه و نه حتا اونقدرا رزومه کاری، پارتی و دیگر هیچ... کار، به معنای اموری برای کسب درآمد؛با حذف آیتم رضایت شغلی که اصلن تو این مملکت موضوعیت نداره؛ حتا اگه مرتبط با رشته تحصیلی باشه بازهم از وادی آموخته های دوران تحصیل خیلی فاصله داره، وقتی لیسانسمو گرفتم حس بد هیچ چیزی بلد نبودن وادارم کرد اینبار با آگاهی بخوام درس بخونم تا یاد بگیرم، و بعد از اتمام تحصیلم آماده کار باشم،اما حالا میبینم تحصیل برا من تنها خاصیتش این بود که الان دنبال کارم ولی درعین حال حاضر نیستم کار کنم...چون برام زور داره بعد از اون همه زحمت برم پای کاری که با لیسانسم میتونستم انجام بدم و تازه حقوقمو به جای هرماه، هرچند ماه یکبار دریافت کنم...یا برم سر کارهای پروژه ای بدون ذره ای امنیت شغلی...درحال حاضر ترجیحم بقال شدنه که اونم سرمایه میخواد... جالبتر کسایین که دنبال دکترا گرفتنن با اهداف عالیه...دکترا با اون ذات پژوهشیش الان برا خیلیا یه وسیلست واسه هیئت علمی شدن تو یه دانشگاه داخلی و کسب حقوق ثابت و مزایا...و البته پرستیژ بالای اجتماعی...اینجا همه چی وارونست
  5. راستش من ندیده میگم انقدر دنبال تلگرافی درس خوندن نباشین...این کتابا و جزوه ها وقتی خوبن که شما به اصل منابع مسلط باشین...بعد با این جور کتابا میتونید مرور کنید یا بصورت زنجیره ای اطلاعات از پیش به ذهن سپرده رو بازیابی و یادآوری کنین، ولی قبلش بهتره حتمن منابع رو خونده باشین...ازونجایی که کنکور یه پدیده ی سنجش چرت و غیر استاندارده ممکنه کسی با اینجور کتابا هم به رتبه ی خوب برسه ها...ولی هم شانسش کمتره و هم اطلاعاتش خیلی کم عمق و سطحیه...کتابای طراحی شهری انقدر شیرینن که حیفه آدم وقتی فرصتشو داره وقتشو بذاره پای جزوه های نچسب خانه شهرسازان و مدرسان شریف و پارسه و کیمیا فکر و ... فایلتونم دیدم و همچنان نظرم همونه....
  6. Gizmo

    اخرین فیلمی که دیدی چی بود؟

    Trance danny boyle فیلم مثلن سایکولوژیکال مزخرف...بسیار وابسته به تکنیک های فیلم برداری و جلوه های ویژه ...سعی ماجرا بر پیچیدگی بود، اما داستان زیادی پیچ خورد و در نهایت بالاجبار یکی از کرکترا سیر تا پیازو برات تعریف میکنه ......بد بود خلاصه One Hour Photo Mark Romanek سای یه عکاس تنهاست که در طول سالهای کارش از طریق عکسها با خانواده ی یکی از مشتریاش آشنا میشه و اونقدر براش جالب میشن که دوست داره عضوی از اون خانواده باشه...اما طی یه سری اتفاقات از پدر خانواده بیزار میشه و .... داستان لوسی بود...بازیگرا لوس بودن...دیالوگای آخر سای خیلی چرند و بی ربط بود Coffee and Cigarettes جیم جارموش از آقای اسپو بابت معرفی این فیلم ممنونم...این اپیزودها رو دوست داشتم؛ دختر عموها...که بازی بلانشت تو دو نقش خیلی خوب بود...پسر عموها؛No Problem؛ Those Things'll Kill Ya؛ Delirium The Great Beauty Paolo Sorrentino اواسط فیلم مخصوصن تو سکانسای مهمونی و عیاشی ها و دورهمی های روشن فکری و اشاره به خرافه پرستی، عجیب یاد La Dolce Vita فلینی افتادم...کلن فیلم پرادعا و به نظر من ضعیفی بود... بعدن تو نقدایی که ازش یافتم همم به شباهت این فیلم با 8.5 و زندگی شیرین اشاره شده بود...نمی دونم سورنتینو خاسته فلینی زمان باشه...چرا با کپی برداری آخه!!! Blue Is the Warmest Colour Abdellatif Kechiche فیلم نسبتا خوبی بود...همین The Cousins Claude Chabrol محض آشنایی با شابرول فیلم خوبی بود...اوایلش خیلی گیرا نیست..نه تصاویر، نه دیالوگها، نه داستان...اما کم کم سیر داستان جالب میشه و بنظرم پایان خوبی هم داشت Vera Drake Mike Leigh ورا دریک زن دوست داشتنی و مهربونی از طبقه محروم جامعه انگلیسه که در کنار همه مشغله های روزانش برای گذران زندگی دغدغه انسانی دیگه ای هم داره...یکی میگفت نمیشه شخصیت های فیلم های لی رو دوست نداشت...موافقم...اصلن نمیشه فیلم های لی رو دوست نداشت...خیلی خوب بود Umberto D Vittorio De Sica امبرتو دومینیک فراری پیرمرد بازنشسته ی تنهاییه که تو پرداخت اجاره اتاقش دچار مشکل شده و برای تامین این پول به هر دری که میزنه نتیجه نمی گیره..فلایک سگ قشنگ و کوچولوی امبرتو تنها دلبستگی اون به زندگیه...این سگ نقش مهمی تو داستان داره...رابطه امبرتو و فلایک واسه من تداعی کننده رابطه آنتونیو و برونو-پدر و پسر تو فیلم دزد دوچرخه- بود...همونقدر حیاتی و عاطفی The Killing Stanley Kubrick ماجرای نقشه ی حساب شده و دقیقی برای دستبرد زدن به خزانه ی یه باشگاه شرطبندی روی اسب...جالب بود Spellbound Alfred Hitchkock یه زن روانکاو به رئیس جدید درمانگاه علاقمند میشه ولی میفهمه که این اونی نیست که میگه هست...از فیلمهای خیلی خوب هیچکاک بود...صحنه خوابی که سالوادور دالی طراحی کرده بود بهترین تصویرسازی ای بود که تابحال از دنیای خواب تو فیلما دیدم
  7. Gizmo

    اخرین فیلمی که دیدی چی بود؟

    فیلمهای خیلی خوب و عالی که تو این مدت دیدم El ángel exterminador یا همون The Exterminating Angel یا بقول ما ملک الموت از لوئیس بونوئل از وقتی تو فیلم نیمه شب در پاریس وودی آلن از قول مسلن بونوئل ماجرا شنیدم قصد داره فیلمی بسازه که یه عده برای مهمونی شام وارد یه اتاق میشن و دیگه نمی تونن ازون خارج شن دربدر این فیلم بودم...امتناع عجیب مهمونا و میزبان و حتا پیشخدمت تو خروج از آستانه ی وسیع طاقی شکل اتاق یه خوف عجیبی داره...مهمونایی که اوایل فیلم حتا در اوردن کت رو نشونه ی بی ادبی می دونستن حالا خسته،تشنه و گرسنه ان و کم کم اخلاقیات و آداب پوشالی بورژوازی رو کنار می ذارن و خوی وحشی واقعیشونو نشون میدن...عالی بود...خیلی عالی...فکر نمی کنم تابحال کسی تونسته باشه به زیبایی بونوئل بورژوازی رو به سخره بگیره That Obscure Object of Desire لوئیس بونوئل پیرمرد مرفه و تنهایی شیفته ی دختر جوون و زیبایی به نام کنچیتا که بعنوان پیشخدمت تو خونش مشغول بکار شده میشه و در طول فیلم با رنج ها و آزارهای زیادی از طرف اون مواجه میشه...داستان فیلم خیلی سرراسته اما با یه ایده ظریف و ساده فیلم مخاطبو به چالش می کشه...نمی گم تا خودتون ببینید و مثل ما غافلگیر بشید...فیلم عالی بود سه گانه مدرنیته آنتونیونی L'Avventura آنا دختر جوونی که تو روابط عاطفیش با ساندرو به بن بست خورده به همراه اون و کلودیا دوستش و چند نفر دیگه با قایق تفریحی به سفر میرن...تو یه جزیره کوچیک آنا ناپدید میشه و ساندرو در خلال جست و جوی آنا به سمت کلودیا گرایش پیدا می کنه که با امتناع کلودیا مواجه میشه...با اصرار ساندرو کلودیا کم کم رام میشه و علاقه ای بین این دو نفر شکل میگیره...و به مرور جست و جوی آنا اهمیت خودشو از دست میده و حتا پیدا شدنش به کابوس کلودیا تبدیل میشه...خوب بود...حتا تا حدودی کشش داستانی هم داشت...البته تاکید و تمرکز آنتونیونی رو افراد،حالات و رفتارها، و مناظر خودبخود تحسین برانگیز و جذابه...اما خب گاهی آدمو میخوابونه...مثل صحرای سرخ که از وسطش دیگه خیلی شیرین خوابم برد! La Notte یک روز از زندگی نویسنده مشهوری با بازی ماسترویانی و همسرش که دچار روزمرگی و تکرار شدن...این دو نفر با هم به عیادت دوستی تو بیمارستان میرن که ساعات پایانی عمرشو میگزرونه...مریض توجه خاصی به زن نشون میده ...تشویش زن، آزمایش اینکه آیا دیگه جذاب نیست یا فقط برای همسرش تکراری شده تو خیابون ...مرد که با روزمرگی کنار اومده و به ظاهر مشکلی باهاش نداره و تا حدودی بی پروا به زنای دیگه توجه نشون میده...مهمونی مجلل تو فیلم که آدمو یاد اپیزود آخر زندگی شیرین فلینی میندازه...دیالوگهای پایانی زن و مرد و نامه ای که زن برای مرد می خونه و واکنش مرد به نامه خیلی جالبه...از ماجرا و کسوف قشنگتر دیدمش... L'Eclisse فیلم با پایان رابطه ویتوریا و ریکاردو شروع میشه...ویتوریا علیرغم پافشاری ریکاردو دیگه میلی به ادامه رابطه نداره...به مرور رابطه ی جدیدی با فردی به نام پیرو برای ویتوریا اتفاق میفته که در طول اون ما ویتوریا رو سرگردون بین دو قطب تمایل و زدگی میبینیم...زبان تصویر معروف کارگردان تو این گان از سه گانه به اوج میرسه در مجموع شاید بشه این سه فیلمو فارغ از جزئیات، نمود سه فصل از ارتباط زن و مرد ببینیم : آشنایی، روزمرگی، زدگی و جدایی ...حتا سه زن، مارتا زنی که بدون حضور همسرش خوابش نمی بره،آنیتا زنی که در نبود همسرش راحت تر می خوابه و خود ویتوریا که شب قبل اوقات بدیو بخاطر اتمام رابطه گذرونده با هم اشل کوچیکی از این روند رو نشون میدن...اینا برداشتهای قشنگی از قول یه دوسته که زبون آنتونیونی رو خیلی خوب میفهمه L'Argent رابرت برسون اسکناس تقلبی که توسط دو نوجوون جعل شده دست بدست میگرده تا زندگی یه کارگرو به هم بریزه ...ایو سر از زندان در میاره و ... فیلم خیلی خوبی بود... Twin Peaks: Fire Walk With Me دیوید لینچ فیلم با پیدا شدن جسد یه دختر به نام ترزا بنکس شروع میشه...شخص لینچ بعنوان مامور اف بی آی دو نفر از کاراگاه های خبره رو خبر می کنه تا بیان و راز پرونده رو کشف کنن و در بدو ورود بعنوان سورپرایز دخترکیو نشون اون دو نفر میده...دخترک نمایش عجیب کوتاهی براشون بازی میکنه که بعدن دو کاراگاه تو مکالماتشون اونو رمز گشایی میکنن...این فصل از فیلم درواقع حکم کتابچه ی راهنماییو برای درک ماجرای زندگی لورا پالمر که بعد از ناپدید شدن دو کاراگاه واردش میشیم داره...فیلمای لینچو نمیشه تعریف کرد...تو بهترین حالت میشه دو نفر که هردو فیلمو دیدن بشینن و راجع بش پراکنده گویی کنن تا کشف رمز و راز کنن...من که باید فیلمو دوباره ببینم...بنظرم فیلم خیلی خوبی بود...البته نه به خوبی جاده مالهالند ...ولی باز هم خیلی خوب بود...
  8. Gizmo

    اخرین فیلمی که دیدی چی بود؟

    فیلم های نسبتا خوب و خوب و معمولی که تو این مدت دیدم: [TABLE=width: 495] [TR] [TD]Inside Llewyn Davis[/TD] [/TR] [/TABLE] به کارگردانی کوئن ها...یک هفته از زندگی پر مشقت خواننده و آهنگساز بد اقبال فولک...خوب بود Cat on a Hot Tin Roof به کارگردانی ریچارد بروکس...داستان یه خانواده ثروتمنده که دو پسر دارن...پسر بزرگتر و همسرش در تلاشن تو جلب نظر بیگ ددی! برای تصاحب اموالش از برادر کوچیکتر و همسر جذابش که بیشتر مورد توجه پدر هستن پیشی بگیرن...پسر کوچیکتر تو زندگی شخصی و حرفه ایش(فوتبال) با بحران و شکست مواجهه و اوضاع خوبی نداره...فیلم بد شروع نشد ولی بنظرم مزخرف تموم شد...افاده های الیزابت تیلور خارج از تحمل بود...از بازی ایشون و مریلین مونرو بیزارم ینی! The Sting به کارگردانی جرج روی هیل ماجرای جانی هوکر جوونک جیب بر خرده پاییه که همراه دوست سیاه پوست حرفه ایش اتفاقی مقدار قابل توجهی از پولهای لانگن سرمایه دار خطرناک و بانفوذیو می دزدن و کار به جایی می کشه که هوکر در صدد انتقام از لانگن برمیاد و به همین خاطر سراغ بهترین و دوست داشتنی ترین کرکتر فیلم یعنی هنری گاندورف میره و با کمک اون نمایش تر و تمیز و بی نقصی رو راه میندازن تا لانگن طمعکارو واردش کنن...دقایق پایانی فیلم خیلی خوب و غافلگیر کنندست..در مجموع فیلم خوبی بود...بازی نیومن در نقش گاندروف عالی بود Everybody's Fine جوزپه تورناتوره پیرمرد تنهایی که تمام سال رو در انتظار تابستون و اومدن بچه هاش می گذرونه وقتی از اومدنشون نا امید میشه سیسیل رو برای دیدنشون ترک میکنه...اون قلبا به فرزندانش افتخار می کنه...ولی تو این سفر با وقایعی رودررو میشه که... نسبتا خوب بود..بازی ماسترویانی در نقش پیرمرد خوب بود... La luna برناردو برتولوچی جو، فرزند یک خواننده مشهور اپراست....با مرگ پدرش بحران های نهفته روحی پسر نوجوان اشکار میشه... مادر که تماما غرق نمایشها و توجهات طرفداراشه ناگهان با اعتیاد و افسردگی و پوچی پسرش مواجه میشه و برای نجات اون از بحران همه تلاششو می کنه...تو این مسیر حتا گاهی رابطه این دو نفر از وادی مادر و فرزندی خارج شده و شکل عاشق و معشوق بخودش میگیره...شیفتگی پسر نسبت به مادر یه جاهایی خیلی غم انگیز میشه...بد نبود...البته میونم خیلی با برتولوچی خوب نیست Marnie هیچکاک زن جوون و زیبایی که بواسطه هوش و زیباییش موفق به چند مورد کلاه برداری های کلان از شرکت های معتبر شده بعنوان کارمند وارد یک شرکت معتبر دیگه میشه...ولی اونجا با مردی آشنا میشه که به سادگی بقیه قربانیانش نیست... خوب بود Belle de jour لوئیس بونوئل سورین، زن زیبا و نجیب و ثروتمندی که در زندگی زناشویی و روابط جنسی با همسرش دچار مشکله با خبر میشه یکی از دوستانش با وجود زندگی خوب و رفاه مالی روزهاشو در فاحشه خونه ای کار می کنه...این موضوع که باعث جلب نظر سورین شده پاشو به یکی ازین خونه ها باز می کنه... فیلم خوبی بود...رویا و خیالات سورین خوب از کار درومده بود... A man scaped رابرت برسون ماجرای تلاش های فونتین، که در زندان نازی ها اسیره برای فرار...ما خود فونتین بودیم...مثل پیانیست که ما خود اشپیلمن بودیم...خوب بود...و برسون کشف شد About Schmidt الکساندر پین اشمیت تازه بازنشسته که هنوز با دوران فراغت زندگیش ارتباط برقرار نکرده ناگهان همسرشو از دست میده...بد نبود...حداقل جک نیکلسونش مثل همیشه خوب بود My left foot جیم شریدان داستان زندگی پسرک معلول کریستی براون که فقط پای چپش سالمه...خیلی بریده بریده و هول هولکی بود...گاهی احساس می کردم تو نمایش نبوغ کریستی زیادی باد به غبغب انداخته شده و اغراق شده...یجوری بود...
  9. Gizmo

    اخرین فیلمی که دیدی چی بود؟

    Antoine and Colette یکی از اپیزودهای فیلم Love at Twenty به کارگردانی فرانسیس تروفو داستان اولین-شاید البته- عشق انتوان پسرک چهارصد ضربه به دختری هم سن و سال خودش و دغدغه هاش برای جلب نظر دخترک و سرخوردگی... Stolen Kisses گان سوم زندگی آنتوان به کارگردانی همون تروفو...آنتوان بیست و چند ساله و درگیری های شغلی و عاشقانه و تا حدودی سردرگمی و بی هدفی مختص سن و سال خودش... فضاش برخلاف دو گان قبلی کمی کمدی شده...خوب بود
  10. Gizmo

    اخرین فیلمی که دیدی چی بود؟

    Hiroshima mon amour Alain Resnais یک زن بازیگر فرانسوی که بسیار زیباست برای شرکت تو فیلمی درباره ی صلح به هیروشیما رفته و در اونجا با یه مرد ژاپنی آشنا شده...رابطه جالبی بین این دو نفر شکل میگیره...تاکید فیلم در ابتدا روی هیروشیماست... شهری که رنج عظیمی از گذشته به یادگار داره ...رنجی که به ظاهر بعد از 14 سال تا حدی فراموش شده...کم کم رابطه و مکالمات مرد و زن معطوف به گذشته ی زن و رنجهای اون میشه...زن برای مرد از اولین عشق دوران جوونیش،یه افسر آلمانی میگه...دوستی عزیز راجع به این فیلم حرف قشنگی زد، زن نماینده انسان رنج کشیده در کنار هیروشیما بعنوان شهر رنج کشیده قرار گرفته...رنجهایی که به ناچار فراموش میشن....پیام صلح وقتی تحقق یافتنیه که انسانها فراتر از ملیت و نژاد رنجهای همو بفهمن و عاشق باشن...تعبیرشو خیلی دوست داشتم
  11. Gizmo

    اخرین فیلمی که دیدی چی بود؟

    The Passenger Michelangelo Antonioni با بازی یکی از بهترین مردان سینمای جهان،جک نیکلسون...لاک خبرنگار مشهوری که برای تهیه یه سری مستند و گزارش به آفریقا سفر کرده و در اونجا با مردی به اسم رابرتسن که تا حدودی از نظر ظاهری به خودش شباهت داره آشنا میشه...رابرتسن ادعا میکنه توریست و تاجره...یه روز لاک بعد از برگشتن به هتل خیلی اتفاقی متوجه میشه رابرتسن تو اتاقش در اثر سکته قلبی مرده و در همون لحظه تصمیمی میگیره که بقیه فیلم حول اون تصمیم و درگیری های بعدی لاک با این مسئله شکل می گیره...همه چیز فیلم خوب بود....بازی ها، فلاش بک ها، روابط...نما های خاص و زیبای آنتونیونی از همه چیز بهتر بود...یه وقتایی آدم دلش میخواد فیلمو استپ کنه و فقط به منظره زیبایی که آنتونیونی با زاویه دید بینظیرش خلق کرده نگاه کنه و لذت ببره...
  12. درمورد اهمیت کتابها بازم ارجاعتون میدم به لیستی که با الویت بندی از منابع تهیه کردم...از بین عناوینی که نام بردین عنوان اول و سوم رو سیر اندیشه ها بقدر کفایت پوشش داده...دو تا عنوان آخر اهمیت چندانی ندارن...کتابای سبز تو اکثر منابع جمع بندی شده ی مباحث عمومی پوشش داده شده...بقیه عنوانام اگه خونده بشن بد نیست....به ترتیب اهمیت اگه بخواین بخونین به نظر من اینطور پیش برین: آفرینش مراکز...،فضای شهری کریر، معماری جهان زارعی، شهرسازی تخیلات، زیر ساخت.....در کل اگه وقتتون زیاده مثلن دارین از الان برا کنکور سال بعد میخونین میتونین خیلی از کتابا رو بخونین...اگه وقتتون کمه مجبورین یه سری کتاب کم اهمیت تر یا وقت گیر ترو با خلاصه هاش پیش برین...تا مجبور نشدین اینکارو نکنین...اصلو بر کتاب بذارید و از خلاصه ها برای مرور استفاده کنین...انتشارات عصر کنکاش خلاصه های خوبی بر حسب مواد امتحانی منتشر کرده لنگ دو تا کتاب منتشر شده تو ایران داره....طراحی شهری شو بخون ...آفرینش نظریه ترجمه افتضاحی داره...مدنی پور هم من بشخصه بجز یه مقاله چیزی ازش نخوندم...اونم با ترجمه بد...نظری راجع بش ندارم...کلن هرچی بیشتر کتاب بخونی بهتره ولی دچار وسواس نشو
  13. امروز یه سری به لیست فیلمهایی که تا امروز دیدم زدم تا ببینم بالاترین امتیازاتو به چه فیلمهایی دادم: Viridiana لوئیس بونوئل Spider Dead Ringers دیوید کراننبرگ خیلی از فیلمهای رومن پولانسکی مثل: سه گانه ی آپارتمانی: Repulsion, Rosemary's baby, The tenant China town Death and the maiden Carnage Cul-de-sac A pure formality Cinema paradiso جوزپه تورناتوره The verdict 12 angry man سیدنی لومت Amores perros ایناریتو The Weeping Meadow آنجلوپلوس All or nothing Naked مایک لی Alphaville گدار و همه فیلمهای دیوید لینچ
  14. Gizmo

    فیلمهایی که دوست دارید ببینید

    Belle de jour The exterminating angel از بونوئل... Breathless Vivre Sa Vie از گدار Variety Lights از فلینی Shoeshine Umberto D Two Women از دسیکا Stolen Kisses Bed and Board Love on the Run Love at Twenty از فرانسیس تروفو قصد داشتم تو تعطیلات خودمو با فیلم دیدن خفه کنم، دیدن این فیلمها تو برنامم بود که نشد...کاش منم میتونستم دانلود کنم و معطل این ممد دی وی دی جماعت نشم:5c6ipag2mnshmsf5ju3 بلا تار،آلن رنه، ژان رنوار،آندری تارکوفسکی و لارس فون تریه و الکساندر سوکوروف کارگردانهایی هستن که تابحال فیلمی ازشون ندیدم و خیلی دوست دارم ببینم
  15. Gizmo

    اخرین فیلمی که دیدی چی بود؟

    مهر مادری کمال تبریزی از تلویزیون پخش شد و به یاد کودکی نشستم به تماشای تلاشهای داش متی برای دوست داشته شدن...:5c6ipag2mnshmsf5ju3 چکمه هم از فیلمهاییه که خیلی دوست دارم دوباره ببینمش
  16. Gizmo

    اخرین فیلمی که دیدی چی بود؟

    بنظرم نقد خوبی نبود...هم اینکه تو توضیح وقایع فیلم اشتباه کرده بود و هم اینکه برداشتهای عجیبی داشت...البته من این فیلمو یک سال و اندی میشه که دیدم...ولی تا جایی که یادمه بت خودش انصراف نداد،توسط توماس بخاطر بالا رفتن سنش کنار گذاشته شد..هیچ مثلث عشقی هم بین توماس و نینا و لیلی شکل نگرفت...توماس فقط یه هدف داشت، بیرون کشیدن قوی سیاه خفته ی درون نینا، نینایی که همه عمرش تحت چارچوب های خلاقی و اجتماعی خاصی بزرگ شده بود و دچار مشکل عدم استقلال، عدم توانایی ابراز هویت و ضعف تو بیان خواسته هاش بود، در یک کلام زیادی شیرین و سربراه بار اومده بود ، بخاطر این ویژگیهاش قابلیت بازی تو نقش قوی سفید معصومو داشت ولی برای بازی تو نقش قوی سیاه اغوا گر و بدذات و چموش خیلی گزینه ی مناسبی نبود...اما توماس متوجه شده بود که نینا میتونه قوی سیاه هم باشه ...از یه جایی به بعد تو فیلم ما شاهد اختلاطی از واقعیت و توهمات نینا هستیم...درواقع همه توهمات و رنج های نینا حاصل فرایند پوست انداختن و پذیرفتن قوی سیاه وجودش در کنار قوی سفید همیشگیه،و نینا وقتی کامل میشه که این دو قو با هم در وجودش رخنه میکنن و به تعادل میرسن...نمایش قوی سیاه بهانه ای برای بیدار شدن وجه سیاه وجودشه(رو صحنه پل عابر میبینیم نینا این وجه خودشو با لباس سیاه ملاقات میکنه)...و افرادی مثل توماس و لیلی فقط باعث تسریع یا تشدید این اتفاق میشن...مادرش هم به هیچ وجه قصد نداره ازون شماره یک بسازه...مادرش فقط نمیخاد دخترک شیرین سربراهشو از دست بده،و با همه وجود در برابر رشد و ظهور نینای سیاه مقاومت نشون میده...ولی در نهایت با این واقعیت کنار میاد که نمیشه نینا رو همیشه مثل یه دخترکوچولوی 12 ساله کنار خودش نگه داره....آرنوفسکی خیال و واقعیت رو تو این فیلم خوب تلفیق کرده ...خیلی خوب مخاطبو با خوددرگیری های نینا همراه میکنه....فیلم پی هم ساخته ی این کارگردانه...میشه گفت فضای مشابهی با قوی سیاه داره...ببینین
  17. Gizmo

    اخرین فیلمی که دیدی چی بود؟

    Lord of the Flies 1963 Peter Brook بر اساس رمان سالار مگسها ی ویلیام گلدینگ...که البته من رمانشو نخوندم...ولی نخونده هم میتونم حدس بزنم این فیلم کساییو که کتابو خوندن نا امید می کنه...بچه ها خیلی مصنوعی و بیروح دیالوگ میگن...تقریبن هیچ کدومشون خوب بازی نمی کنن...مثل اینکه سال 1990 هم دوباره یه فیلم ازین رمان ساختن...
  18. Gizmo

    اخرین فیلمی که دیدی چی بود؟

    دیگه ببین اوضاع بقیه چقدر خراب بود!...فکر کن رقیب قدرش نگار جواهریان بود با اون بازی مسخرش تو فیلم چرت حوض نقره!!
  19. Gizmo

    اخرین فیلمی که دیدی چی بود؟

    اصلن پرسه زدن برای خوشگذرانی اسم بهتریه......مام تو برناممونه تا گان 5و ببینیم...مثل اینکه تو هر 5 تاش همین پسره بازی میکنه و واقعا با این فیلم بزرگ میشه
  20. Gizmo

    اخرین فیلمی که دیدی چی بود؟

    Talk to Her Pedro Almodóvar بخاطر تعریفایی که ازش شنیده بودم فکر میکردم با فیلم خوبی روبرو میشم...ولی اصولن با فیلمی که بخواد به زور، با توسل به دیالوگهای آنچنانی، اغراق تو نحوه بروز احساسات، استفاده نابجا از موسیقی و آواز مخاطبو احساساتی کنه مشکل دارم...از ویژگی ها و سکانسهای رو اعصاب فیلم: اصرار بیش از حد و بی دلیل به نشون دادن بدن برهنه آلیشیا...اونم با بازی یکی از لعبت های اسپانیول...که من دلیلی جز جذب مخاطب به شیوه ی فیلمهای سخیف نمی بینم...صحنه ی اسلوموشن گاوبازی لیدیا با اون آهنگ بی ربط روش ...پرداخت سرسری و آبکی رابطه مارکو و لیدیا واسه رسیدن به اصل ماجرا...بنظرم موضوع فیلم چیز خوبی بود که الموداوار با این داستان پردازی و فیلم سازی مسخره خرابش کرد
  21. Gizmo

    اخرین فیلمی که دیدی چی بود؟

    The Class Laurent Cantet ماجراهای یک سال تحصیلی تو یه مدرسه فرانسوی، بیشترین بخش فیلم تو یه کلاس و با معلم ادبیات فرانسه میگذره...اکثر شاگردا مهاجرن...بچه ها به شدت رو اعصابن....و صبر معلما از نوع ایوبی...به شخصه دلم میخواست ازمرالدا نماینده ی کلاسو یه فصل بزنم...یجورایی مستند بود The 400 Blows Francois Truffaut دیدن این فیلم بلافاصله بعد از فیلم کلاس اتفاق جالبی بود...میشد بوضوح تفاوت رویکرد سیستم آموزشی قرن 20 و 21 رو درک کرد...سخت گیری ها، رفتار های تحقیرآمیز و سرکوبگر والدین و مدرسه با بچه ها... این فیلم اولین گان از پنجگانه ی زندگی پسری به اسم آنتوان دوانله...آنتوان به شدت مورد بی مهری مادرش قرار داره و از سمت معلم و مدرسه هم دائم سرکوب و تنبیه میشه...این مشکلات اونو به سمت سرکشی های کودکانه ای سوق میده که بجای درک شدن از طرف جامعه و خانواده باعث رنج بیشترش میشه...یکی از سکانسهای خیلی خوب فیلم سوار شدن آنتوان تو گردونه شهربازی و معلق کردن خودش رو دیواره ی گردونست...
  22. :5c6ipag2mnshmsf5ju3 Autumn Sonata Ingmar Bergman The Bicycle Thief Vittorio de Sica Beautiful Alejandro González Iñárritu All or Nothing Mike Leigh La Strada Federico Fellini Blue Krzysztof Kieslowski The Weeping Meadow Theodoros Angelopoulos The sea inside Alejandro Amenábar
  23. چقدر تنش داره بیچاره!...یکی نیست بش بگه آخه بنده خدا تو اگه یه مسیحی یا ناسیونالست متعصب بودی تو همون اروپا و امریکا، به حال تشنج و مرگ میفتادی از بس سینما و تلویزیون به عقایدت،مذهبت، سبک زندگیت و حال و هوای کشورت حمله میکردن...ممنوع الکار و نابود؟!! این مملکت و این سینما اگه خودانتقاد بود که وضعش این نبود...همه بدبختیمون ازین خودپسندی و خودبرتربینی حاکم بر فرهنگ و هنرمونه...اونوقت باز امثال این شاکین!
  24. Gizmo

    اخرین فیلمی که دیدی چی بود؟

    Viridiana Luis Buñuel راهبه ای به اسم ویریدیانا در آستانه ی مراسم تحلیفش به خونه ی عموی ثروتمند و منزویش دعوت میشه...علیرغم تامین مالی توسط عموش ویریدیانا هرگز محبتی از جانب اون دریافت نکرده به همین دلیل علاقه ای بهش نداره...اما عمو که ویریدیانا رو تجسم زن از دست رفتش میبینه میل زیادی به اون پیدا می کنه و دست به کارهایی می زنه تا اونو از برگشتن به صومعه منصرف کنه...حتا تصمیم به ازدواج با ویریدیانا رو میگیره که با مطرح کردنش مورد تنفر ویریدیانا قرار میگیره... این فیلم نمایش تقابل سه قطب دین به نمایندگی ویریدیانا، بورژوازی به نمایندگی عمو و پسرش؛ و طبقه کارگر به نمایندگی فقرای تحت حمایت ویریدیانا و رامونا کارگر خونست...اشارات و کنایات جالبی داره...چیزی که تو فیلم به نظر میرسه اینه که بونوئل به هر سه گروه تاخته و در نهایت می بینیم این بورژواست که برندست...نمای پایانی فیلم جمع بندی خیلی خوبیه...از صحنه های خوب فیلم: تصاویر تکه تکه و همزمان نیایش ویریدیانا و فقرا و عملیات ساخت و ساز تو مزرعه،... تقلید تابلوی شام آخر داوینچی تو مهمونی شام....ورق بازی سه نفره در برابر جذابیت پنهان بورژوازی که سال قبل ازین کارگردان دیدم فیلم ساده تری به نظر اومد ولی به هرحال به فیلمهای بونوئل نمیشه ساده نگاه کرد
×
×
  • اضافه کردن...