-
تعداد ارسال ها
53 -
تاریخ عضویت
-
آخرین بازدید
تمامی مطالب نوشته شده توسط simulater
-
تکه ای از کتاب زهیر پائولو کوئیلو
simulater پاسخی برای simulater ارسال کرد در موضوع : گفتگوی خودمانی
جمله ی زیبایی بود . ممنون -
دو اتشنشان وارد جنگلی می شوند تا اتش کوچکی را خاموش کنند . اخر کار وقتی از جنگل بیرون می ایند و میروند کنار رودخانه ، صورت یکی شان کثیف و خاکستر است و صورت ان یکی به شکل معصومانه ای تمیز . سوال : کدامشان صورتش را می شوید ؟ اشتباه کردید ، ان که صورتش کثیف است به ان یکی نگاه می کند و فکر میکند صورت خودش هم همان طور است . اما ان که صورتش تمیز است می بیند که سرتاپای رفیقش غبار گرفته است و به خودش می گوید : حتما من هم کثیفم ، باید خودم را تمیز کنم . از کتاب زهیر پائولو کوئیلو حالا فکر کنیم چندین بار اتفاق افتاده که دیگران از رفتار بد ما و یا ما از رفتار بد دیگران به شستشو و پالایش روح خودمان پرداخته باشیم وقتی فرد مقابل ما مهربان و خوب و دوست داشتنی است یه کمی باید به خودمون شک کنیم
- 2 پاسخ
-
- 3
-
-
یک بطر عرق سگی توی یه دونه پاکت فریزر…! یه کاسه ماست و دوتا خیار و چند پر کالباس و دوسه تا خیارشور؛ با دوتا نون و یه خونه خالی و یه کوکا مشهدی…! ………………………………… – قاسم مادرت نیاد یه وخ ضایع بشه…! ـــ نه دِداش… مادرُم رفته روضه…حالا ها نِمیه…! ـــ بریز رضا جان…! ـــ سلامتی …! ـــ اوف …اوف…اوف… بَدمَصَب زَهره مِگی…! بده او ماست و خیاره که تا تهُمه سوزوند لامَصَب…! ـــ بیا دِداش…! ـــ ای وَل…! ـــ جای یک زید مَشدی خالی…! ـــ بلند کن او ضبط لامَصَبه…!…………..( ساقی امشب می بده پیمونه پیمونه…دست غم کوتاهه از من کنج میخونه… اونقدر مستم بکن تا ……) ـــ بچه های سَجاد که باباهاشا دکتر مهندِسَن ویسکی جانی باکِر مُخُورَن مایَم عرق سَگی…یَره دنیایَم مال همونایه حرضت عباسی …! ماها چی مُخُورم تو دنیا…ای تف تو روزگار…! ـــ بریز دِداش … دَم ساقی گرم…! ـــ سلامتی بچه های قِله…خواج ربه….کوچه زَردی… بال خیابون…ته خیابون ! ـــ نوش…! ـــ دَمِت گرمه عشقی …! ــ…………………….( ساقی از گوشه میخونه نرونم… خونه امیدمه بذار بمونم…چل چراغ میخونت……..) ـــ اخ … اخ …اخ…. شیکَمُم…! ـــ چیه……..؟ بدو برو مُستراح…! ـــ اخ لامَصَب اینا چی بود….؟ ـــ ای…ای…ای… مُردُم نِنه….مُردُم …! ـــ ………………………………..( امشب که مست مستم … دست و پای غم رو بستم….امشب که لول لولم…از من نپرس کی هستم…! ) ***************************** باز خبر غم انگیز کشته شدن حداقل هشت نفر از جوانان مشهدی در اثر خوردن مشروب دست ساز سمی که میانگین سنی اونها بین شونزده تا بیست و سه سال بوده …! خبر کور شدن سه نوجوان دیگه که چشماشون جز سیاهی چیزی نمیبینه…! چشمایی که قرار بود خیلی چیزار و ببینه …زن و زندگی و بچه…! از کجا میاد این مشروبای سمی…؟ چه گناهی کردن بچه های ما…؟ ( ماها چی ... مُخُورم تو دنیا…ای تف تو روزگار…! ) ----------------- از وبلاگ " مسعود مشهدی " عزیز
- 1 پاسخ
-
- 4
-
-
- در مکتب ایرانی دیدن موی سر زنهای خارجی و بیگانه از تلویزیون حلال است ولی زنهای هموطن و خودی حرام! - در مکتب ایرانی سرود ملی مقدسه، ولی دیدن آلت موسیقی که سرود با آن نواخته شده حرامه! - در مکتب ایرانی، هنری مثل موسیقی و رقص حرام است ولی افیونی مثل تریاک حلال! - در مکتب ایرانی کشورهای مسیحی و یهودی خداپرست، دشمن و کافرند، ولی کشورهای کوبا و روسیه و چین کمونیست، برادرند! - در مکتب ایرانی خنده و رنگهای شاد جلفه، ولی گریه و رنگ سیاه متانت! - در مکتب ایرانی، روزهایی که مردم دنیا تعطیلند ما کار میکنیم و روزهایی که مردم دنیا کار میکنند ما تعطیلیم! - در مکتب ایرانی صورت نامرتب و لباس و ظاهر دلگیر کننده داشتن، ارزشه، ولی صورت اصلاح شده و زیبایی و خوش تیپی ضد ارزش! - در مکتب ایرانی فقر و پابرهنگی فضیلته، ولی رفاه و ثروت رذیلت! - در مکتب ایرانی هر کجا که بخواهیم خصوصی سازی بکنیم و از مردم پول بگیریم و نفع داشته باشیم، اسمش رو میگذاریم “غیر انتفاعی!” - در مکتب ایرانی اسم بانکداری رو میگذارن “بدون ربا” ولی بالاترین رباها رو از مردم میگیرن! - مکتب ایرانی چیز جدیدی نیست ، از همان زمانهای قدیم، پدرانمون اسم کچل رو میگذاشتن زلفعلی! - در مکتب ایرانی اسم پروژه فراری دادن مزاحمین رو میگذارن “فرار مغزها”! - در مکاتب دیگه، مُبلغهای دینی روابط جنسی رو برای خودشون حرام میدونن ولی برای بقیه مردم حلال، اما در مکتب ایرانی روابط جنسی برای مُبلغ دینی حلاله ولی برای بقیه مردم حرام! - در مکتب ایرانی کثیفترین گناه دنیا (دروغ) عادیه ولی دست دادن دختر و پسر غیر عادی! - در مکتب ایرانی قبل از اینکه خبر مهمی رو پخش کنن، اول تکذیبش میکنن! - در مکتب ایرانی به خاطر تقدس بکارت، بعد از اینکه پسر از دوست دختر خودش دور میشه، چون نمیتونه تا ۳۰ سالگی باهاش ازدواج کنه، یا عقده ای میشه، یا برای ارضای نیازهای اولیه اش، دست به دامن فاحشه های خیابون میشه. اصلا ولش کن، کی گفته ۱۵ تا ۳۰ سالگی اوج توانایی استفاده از لذت جنسیه؟ - در مکتب ایرانی مهم این نیست که در داخل، چقدر فساد غوغا میکند، مهم این است که ظواهر مکتب در جامعه رو حفظ کنیم، و مهم اینست که کشورهای دوست، در خارج در مورد ما چه فکرمیکنند! چون اگر ظواهر رو حفظ نکنیم نمیتونیم ادعای رهبری مکاتب جهان رو داشته باشیم! - راستی خبر دارین در دنیا یک کشوری هست که بستن روسری برای همه مردها اجباریه و اگه مردها سر و بدنشون رو با پارچه نپوشونن توسط پلیس دستگیر میشن؟! آیا شما جرات و تمایل دارین به عنوان توریست با همسرتون به اون کشور سفر کنین؟ یا بخواهین تو اون کشور سرمایه گذاری کنین؟ تعجب نکنین، اون کشور،کشور خودمونه با مکتب ایرانی، منتها از زاویه دید بقیه مردم جهان! - در مکتب ایرانی دختری که دنبال همسر مناسب میگرده، و در موقعیتی هست که به زیباییش نیاز داره، حق نداره موهای صورت و کرک سبیلش رو قبل از ازدواج برداره! - در مکتب ایرانی توی مراسمها (عروسی، مهمانی یا مذهبی)، خانمها خودشون رو به شدت آرایش میکنن، ولی نه برای مردها بلکه برای خانمهای دیگر! (اشتباه نکنین، اونها همجنسباز نیستن!) - در مکتب ایرانی مشابه سایر مکاتب، خدا به نفع این مکتب مصادره شده، جمله مشترک همه مکاتب اینه: - خدا با ماست، نه با ۲۰۰ تا دین و مذهب و فرقه دیگر موجود در جهان! - کی گفته؟! - بابام! - در مکتب ایرانی فاحشه خونه ها رو با افتخار جمع کردیم ولی نمیدونیم چرا برای زنمون از محل کار تا منزل صد تا بوق میزنن؟! نکنه بعضی وقتها غیرت زیاد بی غیرتی میاره؟! ولش کن ظواهر جامعه مهمتره! - در مکتب ایرانی پلیس مخصوص مجرمان رانندگی (مجرمانی که جان انسانها را تهدید میکنند)، اسلحه ندارد، ولی پلیس مخصوص کنترل پوشش موی سر و جدایی دختر از پسر، اسلحه دارد، چون این برای ظواهر جامعه خطرناکتر است! - در مکتب ایرانی رمز بالا رفتن از هرم قدرت، حفظ ظواهر هست، نه صداقت. برای همینه که فقط ریاکارها میتونن از اون بالا برن! - مکتب ایرانی بالاترین آمار صدقه جهت دفع بلا در دنیا رو داره، ولی نمیدونم چرا هم فقر غوغا میکنه و هم آمار تصادفات و تلفات جاده های ایران ده برابر میانگین جهانیه؟! - در مکتب ایرانی همه میگن علم بهتر از ثروته، ولی در عمل همه دنبال ثروتند نه علم! - اون قدیما، چند نفر اومدند و بتها رو شکستند و گفتند خدا را بپرستید، ولی بعد از مرگشون، در مکتب ایرانی، ما قبر خود اونها رو بت کردیم و پرستیدیم! میگن خدا از رگ گردن به ما نزدیکتره، شاید ما، بین خودمون و رگ گردنمون نیاز به یک نفر واسطه داریم! حتماً همینطوره! - در مکتب ایرانی جمعه ها عاشقانه منتظر آمدن کسی هستیم که اگه بیاد، اولین کسانی که ازش اُردنگی میخورن خودمونیم! - در مکتب ایرانی، یک انسان برای ارضای نیازهای اولیه و ابتدایی خودش، باید جلوی مرگ معلق وارو بزنه و حتی از مطرح کردنشان هم خجالت بکشه! - در مکتب ایرانی اسم خرافه رو میگذارن فرهنگ، و اسم فرهنگ رو میگذارن ابتذال! - کی میگه استدلالهای تمثیلی ضعیفترین نوع استدلاله؟ ما پایه های استوار بنای عظیم مکتب ایرانی خودمان را بر روی همین تمثیلها و شعرها و شعارها بنا نهاده ایم، مثلاً: “اگر برهنگی تمدن است، پس حیوانات متمدن ترند!” و یا “اگر غیرت از ایمان است، پس خروسها مؤمن ترند!” و یا … - در مکتب ایرانی نزدیک شدن دختر و پسر به همدیگر جهت شناخت، قبل از ازدواج، عیب است ولی جدا شدنشان با دو تا بچه بعد از ازدواج عیب نیست! - و در نهایت اینکه مکتب ایرانی چیز بدی نیست، تنها بدی آن، کلمه “ایران” درون این مکتب میباشد که اگر آن را برداریم و با چیز دیگری جایگزین کنیم، مثل بقیه مفاهیم، برای مسئولین دلسوز کشور قابل تحملتر خواهد شد و خواهند فهمید که این مکتب همان بچه ۳۲ ساله خودشونه! آیا هنوز هم فکر نمی کنید مکتب ایرانی یک مکتب جدید و مستقل از سایر مکاتب است؟!
- 4 پاسخ
-
- 4
-
-
کلاه قرمزی و بچه ننه برای شکستن اخراجیها --- باران کوثری : برای غربت " پسرعمه زا " گریه کردم
simulater پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در خبرهای سینما و تلوزیون
حميد مدرسي تهیه کننده فیلم کلاه قرمزی از كليد خوردن فیلم سينمايي «كلاه قرمزي و بچه ننه» در سال جاري خبر داده است . پارس توریسم ،باساخت قسمت جدیدی از فیلم کلاه قرمزی باید گفت سینمای ایران باید در انتظار رکورد شکنی جدیدی باشد و از هم اکنون کلاه قرمزی و پسر خاله را باید مدعی جدید رکورد شکنی در سینمای ایران ورقیبی خطرناک برای اخراجیها دانست . اما آیا از ساخت قسمت سوم فیلم پسر خاله استقبال خواهد شد یانه ؟ استقبال کم نظیر مردم از مجموعه نوروزی کلاه قرمزی در سالهای اخیر نشان دادکه کلاه قرمزی همچنان در میان مردم پر طرفدار است . /حقایقی درباره کلاه قرمزی / براساس آماررسمی که توسط وزارت ارشاد منتشر شده ،کلاه قرمزی در نخستین اکران خود بیش از 4میلیون وسیصد هزار تماشاگر را به سینماها کشانده واز پر مخاطب ترین فیلمهای تاریخ سینما محسوب می شود .در زمان اکران این فیلم صفهای طولانی بسیاری برای آن تشکیل شد . دومین قسمت این فیلم نیز در زمان اکران خود در سال 81،به عنوان پرفروشترین فیلم تاریخ سینما تا آن سال شناخته شد . این فیلم بیش از 500میلیون تومان فروش کرد وخبر گزاری ایسنا در آن زمان و در پایان سال 81 باانتشار خبری با تیتر :کلاه قرمزی پرفروشترین فیلم روز دوره ،سال وتاریخ نوشت :فيلم سينمايي كلاه قرمزي و سروناز ساخته ايرج طهماسب كه از چندي پيش توانست عنوان پرفروشترين فيلم تاريخ سينماي ايران را به دست آورد ، هم اكنون پس از 65 روز نمايش در 22 سينماي تهران به فروشي معادل 511 ميليون تومان دست يافته است. /حاتمی کیا وکلاه قرمزی/ اما زمانی که چند سال پیش برنامه نوروزی کلاه قرمزی از تلویزیون شد آدمهای مشهوری از سینما در آن حضور یافتند از ابراهیم حاتمی کیا تا امین حیایی و باران کوثری . اما دراین میان حضور حاتمی کیا دراین برنامه بسیار غیر منتظره بود .همانطور که یک سایت خصصی سینما درباره حضور حاتمی کیا اینگونه تحلیل کرده بود : کارگردانی مثل حاتمی کیا با آن سابقه فیلمسازی مهمان دور از ذهنی برای یک برنامه عروسکی است. گرچه حاتمی کیا نشان داد به همان اندازه که که کارگردان خیلی خوبی است جلوی دوربین هم می تواند آدم جذابی باشد. حاتمی کیا برخلاف لحن اکثر فیلم هایش چشمان مهربان و لبخند آرامی داشت. وقتی جلوی ایرج طهماسب روی صندلی نشست انگار اصلا کارش از ازل در ارتباط با کودکان بوده. نه معذب بود و نه تلخ. نه با نصیحت و پند و اندرز آمده بود و نه با توپ و تشر. حتی شبیه پدرهای مهربان هم نبود. بیشتر به یک دوست خوشروی دوست داشتنی شبیه بود. بگذریم که اتفاقا ماجرای آن قسمت از کلاه قرمزی و جریان فیلم ساختن و جایزه گرفتن از جشنواره های خارجی خودش به اندازه کافی بامزه بود. /گریه کردن بازیگر معروف برای کلاه قرمزی / واکنشهای جالب به سریال نوروزی کلاه قرمزی همچنان ادامه داشت واین نشان می دادکه پس از سالها کلاه قرمزی همچنان تاثیر گذار است .باران کوثری که دو سال پیش در این مجموعه حضور داشت در همان زمان گفت وگوی جالبی کرده و در این گفت وگو گفته بود :من خیلی کلاه قرمزی ،پسر خاله و پسر عمه زا را دوست داشتم و حتی یک جاهایی می خواستم گازشان بگیرم .یک جاهایی برای پسر عمه زا اشک توچشمهایم جمع شد.آنجا که مریض شد و نمی گذاشتند معاینه اش کنند ومی لرزید .من برای کلاه قرمزی گریه ام کرده ام . وی در ادامه گفته :فیلم سینمایی کلاه قرمزی جزو ده فیلم محبوب زندگی من است در کنار فریادها ونجواها ....اولین فیلمی که توباهاش گریه می کنی خیلی مهم است واین اتفاق برای من درباره کلاه قرمزی وپسرخاله افتاده .البته من هروقت کلاه قرمزی و پسر خاله را می بینم گریه می کنم.....همین پسر عمه زا این قدر من دلم برای تنهایی اش می سوزد که حد ندارد ...خیلی تنهاست. /موضوع پیچیده کلاه قرمزی/ ایرج طماسب سالها قبل در گفت وگویی در پاسخ به اينكه آيا در ادامه ي ساخت كلاهقرمزي خواهد بود،با توجه به اينكه فيلم در ژانر كودك است ميگويد: موضوع كلاه قرمزي ،موضوع پيچيدهاي است، نه شما بلكه هر كه با ما درباره او حرف ميزند، داغ دل ما را تازه ميكنند، فقط ميتوانم بگويم كه حيف كه كلاه قرمزي كار نميشود. /کلاه قرمزی به روایت حمید جبلی/ اما آیا کلاه قرمزی برای مردم تکراری می شود .این سوالی است که سالها قبل از حمید جبلی این سوال مطرح شده واو اینگونه جواب داده است : به هر جهت شخصيتهاي معروف نميتوانند عوض شوند و به خاطر كه تماشاچي آن طور قبولشان كرده و دوستشان دارد، اگر تغيير بكنند ممكن است ناخوشايند بشوند.شخصيتهاي نمايشي مثل پرسوناژي كه مثلا در تئاتر ”سياه” داريم هميشه ثابت هستند و موقعيتشان تغيير نميكند و كلاه قرمزي پرسوناژ يك بچه شيطان و پرحرف است كه اگر يكدفعه بزرگ شود، ديگر كلاه قرمزي نخواهد بود /واکنش جواد طوسی/ پیش از این جواد طوسی منتقد شناخته شده سینما نیز در یادداشتی درباره کلاه قرمزی نوشته وآورده بود :شنیده می شود که بی سرو صدا سومین کلاه قرمزی .... در حال ساخت است .باید دید که این تصمیم براساس چه فرضیات و محاسباتی به مرحله عمل در آمده است .آیا فضای پر تنش وسیاست زده جامعه کنونی نیاز دوباره به فانتزی برای تجویزبه این گروه سنی دارد ؟درشرایطی که سینمای کودک ونوجوان سالهاست در بی رونقی کامل به سر می برد آیا این نوع مسکن ها می توانند جانی دوباره به این فضای مرده بدهند؟قاعدتا دریک فضای حرفه ای و مبتنی برروان شناسی عمومی دنیای کودک ونوجوان می باید این گونه فیلمها که رده های سنی خاصی را دربرمی گیرند با نگاهی کارشناسانه وبه روز ساخته شوند . /کلاه قرمزی یک آنارشیست تمام عیار است/ علیرضا محمودی فیلمنامه نویس ونویسنده وروزنامه نگارچند سال پیش وپیش از پخش سریال کلاه قرمزی از تلویزیون در نوروز ،یادداشت جالبی درباره پدیده کلاه قرمزی در یکی از نشریات نوشته ودربخشهایی از یادداشت خود آورده بود :کلاه قرمزی روحیه انتقاد از همه چیز است .آن هم نه انتقاد سازنده .کلاه قرمزی یک آنار شیست تمام عیار است .بچه شیطانی که کلیه مقبولیت همه بچه های مثبت را ازبیخ وبن ندارد.او سلام را جوری تلفظ می کند که از همان ابتدای حضورش در صحنه همه چیز را به نفع روحیه ویران گرانه هرج ومرج طلبش مصادره می کند .- 2 پاسخ
-
- 4
-
-
مبارک باشه : شبکه ی خلیج عربی نام شبکه بحرین علیه ایران
simulater پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در گفتگوی آزاد
کشورهای جنوب خلیج فارس به ویژه بحرین شبکه تلویزیونی ماهواره ای را برای رقابت با شبکه های ماهواره ای ایران راه اندازی کرده اند. به گزارش بولتن نیوز به نقل از پایگاه اطلاع رسانی ایلاف، شبکه ماهواره ای "خلیج ع رب ی" ( Arabian Gulf Channel ) با جعل نام تاریخی خلیج فارس از روز پنجشنبه گذشته پخش برنامه های خود را از شهر امان پایتخت اردن آغاز کرده است. طبق ادعاي ايلاف ، تعدادی از سرمایه گذاران کشورهای جنوب خلیج فارس از جمله بازرگانان بحرینی این شبکه را تامین مالی می کنند. شبکه خلیج عربی که برنامه های خود را به زبان عربی پخش می کند در بیانیه ای اعلام کرد: این شبکه مردم کشورهای عربی و به ویژه مردم حوزه خلیج فارس را مخاطب هدف خود می داند و به طور 24 ساعته برنامه هایی را در زمینه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و موضوعات دیگر برای آنها پخش می کند. منابع نزدیک به سرمایه گذاران این شبکه گفته اند می خواهند شبکه ای را راه اندازی کنند که به مانند سپری در برابر موشک های رسانه ای شبکه های ایرانی فعالیت کند. دولت های عربی منطقه خلیج فارس احساس کرده اند که در بحران های اخیر از طرف شبکه های ماهواره ای ایران ، مورد هدف قرار گرفته اند. ايلاف نوشت:این شبکه گزارش ها و برنامه های گسترده ای را در زمینه موفقیت های صورت گرفته در کشورهای جنوب خلیج فارس به ویژه بحرین اختصاص پخش خواهد کرد. مقامات بحرینی در روزهای اخیر بارها از فعالیت رسانه های ایرانی به ویژه شبکه العالم در پوشش گسترده اعتراضات و حوادث بحرین انتقاد کرده بودند.- 1 پاسخ
-
- 7
-
-
افشاگری برادران فاطمی در مورد مسابقه ی مردان اهنین و فرامرز خودنگاه !!!
simulater پاسخی برای simulater ارسال کرد در موضوع : ورزش های رزمی و قدرتی
کاملا صحیحه- 28 پاسخ
-
- 1
-
-
افشاگری برادران فاطمی در مورد مسابقه ی مردان اهنین و فرامرز خودنگاه !!!
simulater پاسخی ارسال کرد برای یک موضوع در ورزش های رزمی و قدرتی
حرفهای شنیده نشده از پشت پرده مردان آهنین و داوری آن: دیگر تقریبا عادت کرده ایم که با فرارسیدن ایام نوروز منتظر ورزشکارانی باشیم که در میان همه دید و بازدید های نوروزی ما در یک برنامه تلویزیونی پای ثابت بلند کردن لاستیک های غول پیکرو جابه جا کردن گوی های بتونی و کشیدن واگن و ماشین و . . .باشند . تقریبا ده سالی میشود که برنامه سابقا مهیج و یکنواخت شده امروز مردان آهنین ( با نام قبلی قوی ترین مردان ایران) هر سال در چنین ایامی از شبکه سه سیما روی آنتن برود و مردانی با عضله هایی که شاید برای خیلی ها دست نیافتنی باشد به جنگ آهن و چوب بروند. در این میان اما این برنامه که البته در این سال ها خود به یک رشته ورزشی تبدیل شده است هم از حاشیه و حاشیه سازی دور نبوده است . اما این حاشیه ها که هرسال در خصوص موارد مختلف این برنامه از انحصاری بودن ساخت دستگاه های ورزشی مورد نیاز تا دوپینگ ورزشکاران و مشکلات داوری بوده است در نوروز امسال و با حضور نیافتن رضا جاودانی مجری ثابت این مسابقات و قهر تمامی نام آوران این رشته مانند برادران قرایی و برادران فاطمی و حتی قهرمان دوره قبل علی داداشی به اوج خود رسید .این حاشیه ها حرف وحدیث های زیادی را به وجود آورد که به یقین کسی غیر از خود افراد نزدیک به این مسابقه نمی توانستند جواب آن را بدهند به همین دلیل محراب فاطمی مرد شماره یک سال های نه چندان دور قوی ترین مردان ایران که به همراه برادرانش از پایه گذاران این رشته ورزشی به شمار می رود در گفت و گویی صریح و بی پرده حرف های ناگفته زیادی از این برنامه را به زبان آوردند . مهدی فاطمی برادر بزرگتر محراب که خود از شرکت کنندگان سال های اولیه این مسابقات و از داوران آن به شمار می رفت در خصوص پایه گذاری این برنامه می گوید : من تقریبا سه سال و نیم از محراب بزرگتر هستم . ما تا قبل از برگزاری مسابقات قوی ترین مردان ایران در رشته بدنسازی و پرورش اندام کار می کردیم . پس از گذشت مدتی به دلیل علاقه به کارهای قدرتی وارد رشته وزنه برداری قدرتی و یا همان پاورلیفتینگ شدیم ، اما در سال 77 موضوع ساخت برنامه ای تلویزیونی با نام قوی ترین مردان ایران به میان آمد که ایده اولیه اش مال خود ما بود و بسیاری از آیتم ها را خودمان طراحی کردیم یعنی در واقع بنیانگذار اصلی این رشته در ایران من و محراب و آقای خودنگاه بودیم . برادر بزرگ فاطمی ها در ادامه می گوید : ما تا قبل از برگزاری این مسابقات در کار ساختمان سازی که در واقع شغل پدرمان بود فعالیت می کردیم و البته در کنار آن ورزش را هم به طور حرفه ای کار می کردیم اما با مطرح شدن این ایده از طرف صدا و سیما وکمک خواستن از ما شروع به طراحی این مسابقات با الگو برداری از مسابقات جهانی کردیم و در کنار آن خودمان هم به تمرین کردن مشغول شدیم . اولین دور مسابقات در همان سال در سالن آزادی برگزار شد که محراب به مقام اول رسید و سپس از سال 79 این مسابقات به طور جدی از سوی صدا و سیما برگزار شد. محراب فاطمی قوی ترین مرد ایران که حالا این روزها در باشگاه پرورش اندام خود به تربیت شاگردانش مشغول است در خصوص این مسابقات می گوید : ما به غیر از بحث ورزش خیلی به کارهای قدرتی و سرعتی علاقه داشتیم و به همین دلیل تمرین های زیادی هم انجام دادیم در واقع این مسابقات طوری بود که باید بدون ترس فقط روی رکورد زدن تمرکز می داشتیم و به همین علت هم ما این جسارت را داشتیم و توانستیم موفق باشیم. البته باید سرعت و قدرت و استقامت را سه فاکتور اصلی موفقیت در این مسابقات نامید . ما قبل از دور اول برگزاری قوی ترین مردان تمرینات زیادی داشتیم و بیش از ده سال در رشته های ورزشی گوناگون نظیر بوکس و کشتی و وزنه برداری و . . . کار کرده بودیم به خاطر همین مشکلی از بابت شرکت در مسابقات نداشتیم. محراب در ادامه گفت و گو می افزاید : خوشبختانه در طول این مسابقات حریف های بسیار خوبی نظیر برادران قرایی ، مجتبی ملکی، علی داداشی، کریم طالشی و غیره به میدان آمدند و ماهم بر خلاف حاشیه های بیرونی بسیار با هم رفیق بودیم اما ظاهرا سازمان تربیت بدنی و فدراسیون علاقه ای به این رفاقت ها نداشتند و بین ورزشکارها حاشیه ایجاد می کردند . محراب فاطمی به چرایی این حاشیه سازی های اشاره و تصریح می کند : یکی از نمونه های اصلی این حاشیه سازی ها داور این مسابقات است . با اینکه ما بهترین های این مسابقات بودیم آقای خودنگاه سعی می کرد دور و اطرافش افرادی را بگذارد که بقیه را دور بزنند یعنی اختلاف به وجود می آورد که خودش در راس باشد . همینطوری که الانم هست . الان همه ورزشکارهای خوب، زمانش که می رسد خودشان مانند تمامی رشته های دیگر از این ورزش خداحافظی می کنند و می روند اما فرامرز خودنگاه با اینکه نه خودش چیزی از این مسابقات سر در می آورد و نه سابقه و افتخار ورزشی دارد هنوز که هنوز است داور این مسابقات است . من بدون شوخی فکر کنم ایشان در عمرشان وزنه ای بیشتر از 30 کیلوگرم بلند نکرده باشد در عین حال با اختلاف انداختن بین ما ورزشکارها و تفرقه افکنی خود را بالا نگه داشته است . قهرمان سابق مسابقه مردان آهنین این اضهارات خود را اینگونه تکمیل می کند : این آقا ژنتیکی چاق هستند و اصلا هیکل ورزشکاری ندارند و اگر همین الان کتش را دربیاورد همه چربی هایش بیرون میزند .او با دامن زدن به این اختلاف هایی که طی این سال ها به سرانجام رسانده است شهرت به دست آورده است اما مردم دیگر حتی از قیافه تکراری اش هم خسته شده اند و همیشه به ما می گویند که چرا خودمان مسابقات را داوری نمی کنیم؟ مهدی فاطمی هم نظر برادرش را تکمیل می کند : این آقا آن اوایل که با هم رفیق بودیم به وسیل من و محراب و با تایید ما به عنوان داور به فدراسیون معرفی شد و بعد از حضور مستمر و رفت و آمدهای گوناگون توانست جای پای خود را محکم کند اما بعد که کم کم دید محراب در چند دوره قهرمان شده است و ممکن است بعدا ریاست کمیته داوران را بر عهده بگیرد آرام آرام به تفرقه میان ورزشکاران مبادرت کرد و الان همه کسانی که در طول این سال ها با او رفیق شده بودند از او بدشان می آید چرا که این ورزش بالاخره برای هرکسی روزی تمام میشود و کمیته فنی و داوران هر رشته ای هم باید پیشکسوتان آن رشته را جذب کند نه اینکه در نبود این کمیته ها یک نفری که هیچ عنوانی در این رشته ندارد این همه سال در آنجا باشد. مهدی ادامه می دهد : من و برادرم که قهرمان این رشته هستیم نباید بیفتیم دنبال اینکه کسی را عزل و نصب کنیم خود فدراسیون باید این را در نظر بگیرد . این آقا در سال گذشته یک برنامه ای اجرا کرد و ورزشکارها را دو دسته کرد که چند تا ورزشکار قوی مانند قرایی و محراب به هم بیفتند و معمولی ها هم با هم باشند و برنامه ها را طوری چید که محراب در مراحل اولیه چند رقابت سنگین داشته باشد و توانی برای رسیدن به فینال نداشته باشد .این آقا انقدر خودسر شده که میگوید حرف حرف خودش است و در سال قبل دیدیم که سر آیتم بلند کردن کنده های محراب حتی فیلم را بازبینی نکرد و گفت حرف حرف من است و حتی کار به جایی رسید که آقای جاودانی سر همین حاشیه ها از مجری گری این برنامه خداحافظی کرد . محراب در پایان اشاره می کند : اگر به تایم گرفتن باشد که همه مردم بلدند این کار را انجام دهند اما این حق کشی ها و بسیاری از نمونه های دیگر که همه و همه بدون کوچکترین دخالت فدراسیون انجام می شود و فقط حق ورزشکاران در این میان خورده می شود .من سال گذشته فقط به عشق مردم آمدم و نشان دادم باز هم می توانم قهرمان شوم و چیزی از من کم نشد ولی امیدوارم فدراسیون و سازندگان این برنامه بفهمند معنی عدالت چگونه است؟ به هرحال موضوعی که روشن است این است که اگر این رشته به عنوان یک فدراسیون مستقل شناخته شده است باید از نظم بیشتری برخوردار شود و در مسابقات سالیانه آن هم چه از لحاظ فنی و چه حتی از لحاظ جلوه های تصویری و خارج شدن از یک نواختی فکری جدی کرد موضوعی که نمی دانیم آیا مسئولان مربوط برای آن پاسخی دارند؟- 28 پاسخ
-
- 24
-
-
واسه سجاد spow دوست داشتنی دعا کنیم دوستان خواهشا رفیقتون رو فراموشش نکنید
simulater پاسخی برای Alireza Hashemi ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد
شما کی از پیش دکتر اومدی خونه ی خودتون ؟- 34 پاسخ
-
- 2
-
-
واسه سجاد spow دوست داشتنی دعا کنیم دوستان خواهشا رفیقتون رو فراموشش نکنید
simulater پاسخی برای Alireza Hashemi ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد
چیزی بنویسید... Sajad Pourrahimi اسپینوزا میگفت: به تجربه دریافتم که همه امورعادی که مردم در زندگی دنبال آنند بیهوده و پوچ است...؛ زیرا اشیایی که مردم برای آنها اعتبار قائلند میتوان تحت سه عنوان طبقهبندی کرد:ثروت، شهرت و لذات حسی. فکرآدمی چنان مجذوب این سه چیز است که برای آنکه درباره خیردیگری بیندیشدکم توان است. پنجشنبه، 10:28 بعد از ظهر · پسنديدمخوشم نیامد ·- 34 پاسخ
-
- 3
-
-
واسه سجاد spow دوست داشتنی دعا کنیم دوستان خواهشا رفیقتون رو فراموشش نکنید
simulater پاسخی برای Alireza Hashemi ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد
سجاد ؟ یه ساعت پیش توی فیس بوک بود- 34 پاسخ
-
- 4
-
-
جزوه ی اقای افشین سالاری رو من 3 سال پیش از نت گرفتم . جالبه ولی یکم ناقصه . بیشتر برای دانشجوهای عمران نوشته شده
- 2 پاسخ
-
- 1
-
-
- مقاومت مصالح
- مقاومت مصالح واستاتیک مریام
-
(و 22 مورد دیگر)
برچسب زده شده با :
- مقاومت مصالح
- مقاومت مصالح واستاتیک مریام
- مهندسی مکانیک
- مکانیک جامدات
- اموزش مقاومت مصالح
- اموزش استاتیک
- استاتیک
- استاتیک ومقاومت مصالح
- استاتیک ومقاومت مصالح هیبلر
- استاتیک ومقاومت مصالح پیشرفته
- استاتیک ومقاومت مصالح بیرجانسون
- جزوه مقاومت مصالح
- جزوات درسی استاتیک
- حل مسئله استاتیک ومقاومت مصالح
- حل ال مسایل استاتیک ومقاومت مصالح مریام
- حل المسایل انلاین استاتیک ومقاومت مصالح
- حل المسایل استاتیک ومقاومت مصالح
- حل المسایل استاتیک ومقاومت مصالح هیبلر
- حل المسایل استاتیک ومقاومت مصالح بیرجانسون
- دانلود کتابهای استاتیک ومقاومت مصالح
- دانلود پاورپوینت اموزشی مقاومت مصالح
- دانلود جزوه مقاومت مصالح
- دانلود جزوات درسی مهندسی
- دانلود حل المسایل استاتیک ومقاومت مصالح
-
با سلام . تکراری بود ولی باید بگم اگر این تاپیک هزاران بار هم تکرار شود بازهم کم است . واقعا جالی و خوندنی و از همه مهمتر قابل تامله !!!
-
نقد و بررسی چرایی به سردی گراییدن روابط دختر و پسر بعد از ازدواج
simulater پاسخی برای keyvan64 ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد
کاملا موافقم . یه دوستی دارم که همیشه اینو میگه : مگه ادمی که تو خونشون تلوزیون داره نباید سینما بره ؟- 31 پاسخ
-
- 2
-
-
مدیریت منابع انسانی = HR یعنی High Risk = ریسك بالا
simulater پاسخی برای sarooneh ارسال کرد در موضوع : گفتگوی خودمانی
خیلی خیلی قشنگ و اموزنده بود . ممنونم:rose:- 2 پاسخ
-
- 1
-
-
هر انکس که ارامش فیزیکی و متافیزیکی افراد اطرافش و جامعه رو به هر نحو بهم بزنه
- 38 پاسخ
-
- 5
-
-
بله متاسفانه همیجوره که میفرمایید ...
- 10 پاسخ
-
- 2
-
-
گوشه ای از جنایات وحشیانه سازمان مجاهدین خلق
simulater پاسخی برای simulater ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد
...ما نه تنها با پاسداران این كار را كردیم، بلكه به كفاش نیز رحم نكردیم و در حالیكه چند روز قبلش مشخص شده بود او از همه چیز بی خبر است، با او نیز چنین كارهایی كردیم ... ...آنها را روی صندلی بستیم و چشمشان را بستیم و با همان میله های سربی آنها ...پس از بهوش آمدن مجدداً آب داغ روی سر آنها ریختیم و سر و صورت آنها تاول زد و سپس موهای آنها را به همراه پوست سرشان كه سوخته بود كندیم... ...اجساد را كه به صورت دو بسته كه یكی از بسته ها یك جسد و دیگری دو جسد بود از صندوق عقب به پائین آوردیم...و روی زمین كشاندیم در حین انتقال بود كه متوجه نفس كشیدن آنها شدیم و اینكه در حال جان كندن بودند و بدنشان گرم بود... ...پوست سمت راست سر طالب به همراه موهایش كنده شده بود...جواد محمدی در حالیكه انبردست در دستش بود مشغول كشیدن دندانهای طالب بود... ...بعد از تزریق سیانور صدای خرخر از گلوی آنها خارج میشد و ما در حالیكه هنوز زنده بودند و در حال جان كندن بودند بدن آنها را طوری طناب پیچ كردیم كه داخل صندوق عقب ماشین جا شود... ...مصطفی سر او را محكم گرفته بود و جواد با عصبانیت چاقو را بالای گوش طالب گذاشت و آنرا برید و بلافاصله چاقو را روی بینی طالب گذاشت و بینی او را برید... ...جواد شیشه را به طالب استعمال كرد و سپس همان شیشه را شكست و با تیزیهای آن به بدن طالب میكشید كه خون از سر تا پای بدن او راه افتاده بود... ...كار مهندسی (شكنجه كردن) خیلی پیچیده تر از عملیاتی (ترور كردن) است و احتمال بریدن هست. شكنجه میكنیم چون مجبوریم...ولی وقتی حاكم بشویم نمیكنیم... ...مسعود قربانی گفت بچه های بالا از كلیه افراد بخش ویژه خصوصاً شماها كه در این جریان (منظور شكنجه) نقش اصلی دارید قدردانی كرده اند... ...میله های سربی كه توسط مسئولین بالا (ی مجاهدین) داده شده بود و گفته بودند با اینها اگر به پشت گردن كسی زده شود بیهوش میشود...صندلی را خواباندیم. من با كابل میزدم و آنها كه از درد ناله میكردند و فریاد میزدند...مصطفی دهان آنها را با پارچه میبست... ...آنقدر آنها را زدم كه تاولهای پاهای آنها تركید و خونریزی كرد...- 5 پاسخ
-
- 1
-
-
گوشه ای از جنایات وحشیانه سازمان مجاهدین خلق
simulater پاسخی برای simulater ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد
مریم رجوی در جمع همجنسگرایان گوشه ای از جنایات وحشیانه سازمان مجاهدین خلق ..ما با بی رحمی هر چه تمامتر با پاسداران رفتار میكردیم...در موقع شكنجه ذره ای احساس دلسوزی علیرغم ناله ها و فریادهایی كه آنها میكشیدند، نداشتیم... ... با اینكه همان روز اول برای من مشخص شده بود كه كفاش اطلاعاتی ندارد، با این حال من با كابل میزدم و مسعود دهانش را گرفته بود ... مسعود گفت "اطلاعات كه نتوانستیم بگیریم ولی انتقام كه گرفتیم..." ...من با كابل میزدم ... و آنها هنگامیكه خیلی از فشار ضربات دردشان میآمد "الله اكبر" میگفتند... ...جسد كفاش شكنجه شده... ...مسعود به من اشاره كرد آب داغ را یواش یواش بریز تا بیشتر زجر بكشد، من نیز آب داغ را یواش یواش روی پاهای محسن ریختم طوری كه تمام تاولهای پایش تركید... ...جواد گفت الان حالیت میكنم و سپس میله ای سربی برداشت و به دهان و فك و چانه و دندانهای او زد كه وقتی طالب دهانش را باز كرد، دندانهای شكسته اش به همراه خون آبه روی شلوارش ریخت... ...مسعود ناگهان اتو را به كمر محسن جلیلی چسباند كه محسن از شدت درد با حالت عجیبی دهانش را باز كرد و سپس از هوش رفت... ...یك بار كه به هوش آمد و پنجه هایش را روی شلوارش میكشید، مسعود قربانی به من گفت آب داغ را بده و پس از اینكه آب داغ را از من گرفت آنرا روی دستهای محسن ریخت كه دستهای محسن پف كرد و چروك شد و حالت پختگی گرفت... ...جواد سیخ را دو بار سرخ كرد و به ران طالب زد و بار سوم سیخ را سرخ كرد و روی دكمه های جلو شلوار طالب گذاشت كه شلوار طالب سوخت و سپس سیخ داغ به بدن طالب اصابت كرد كه یكدفعه طالب شوكه شد و بدین ترتیب جواد آلت طالب را سوزاند...جواد محمدی چاقو را كنار چشم طالب گذاشت و فشار داد كه خون از چشمش بیرون ریخت و وقتی بعداً طالب به هوش آمد با آن چشم جایی را نمیدید...- 5 پاسخ
-
- 1
-
-
گوشه ای از جنایات وحشیانه سازمان مجاهدین خلق
simulater پاسخی برای simulater ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد
- 5 پاسخ
-
- 1
-
-
گوشه ای از جنایات وحشیانه سازمان مجاهدین خلق
simulater پاسخی برای simulater ارسال کرد در موضوع : گفتگوی آزاد
یکی از افراد فراری از این گروه در اردوگاه اشرف میگوید : نشست های غسل هفتگی که مسعود رجوی در پایان نشست های طعمه سال 80 عنوان و به نفرات تحمیل کرده بود، کاری به غایت غیراخلاقی و ضدشرع و شکنجه گاه انسان ها بود که فرد بایستی به اجبار به صورت روزانه و در طول یک هفته تمام آنچه به ذهنش می زد را به صورت تناقض و یا این که منجر به عملی شده حتی خواب و استراحت شب را لحظه به لحظه روی کاغذ نوشته و در آخر هفته در جمع مردانه ( زنان هم به صورت جداگانه ) با صدای بلند بخوانند. در حقیقت این کار که نوعی اشاعه منکرات آن هم از نوع وحشتناک آن بود، حتی بدتر از کلیسا چون به هر حال در کلیسا بین کسی که اعتراف می کند و آن که کشیش است و گوش می دهد پرده و حائلی قرار می دهد و به صورت انفرادی است در حالی که در اینجا به صورت علنی و جمعی انجام می شد. اهداف آن چیزی نبود جز بردن افراد به درون خودشان و بدهکار کردن شان نسبت به تشکیلات. این کار علیرغم این که خیلی سخت و دردآور بود ولی افراد مجبور بودند به آن تن بدهند به خاطر همین رجوی را با همه جنایاتش به لحاظ اخلاقی نیز کثیف ترین موجود روی زمین می نامند و به نظر من هم خیلی کثیف بود. شاید برای بسیاری، اِصرار برای داخل شدن به قرارگاه اشرف و دیدن مناسبات درونی مجاهدین از نزدیک چندان معنی و مفهوم قابل درکی نداشته باشد. گو اینکه هم جداشدگان و هم کسانی که به نوعی مناسبات فرقه ها را تجربه و یا بر اساس مشاهدات دیگران خوانده اند، به اندازه کافی کنجکاوی لازم برای مشاهدات چنین مناسباتی از خود بروز می دهند. اما واقعیت این است که درک اهمیت چنین اتفاقی برای بخش بسیاری پوشیده است و اساسا شاید تلاش مجاهدین برای گذاشتن نام شهر بر قرارگاه اشرف ضرورت اش دقیقا در راستای القای این است که مظروفات واقعی اشرف را بپوشانند. شاهد من برای چنین ادعایی سری جدید عکس های مریم رجوی است که بر روی یکی از سایت ها منتشر شده است. راستش دیدن این عکس ها در منظر و نگاه اول چندان غیر طبیعی و ... به نظر نمی رسند. اما شاید با کمی تعمق و دقت بیشتر بتوان به آن جنبه های ناپیدا و در عین حال قابل تعمق و تاثر آن پی برد. به گمانم خود این عکس ها بدون هیچ شرح و توضیحی قادرند با مخاطبان دنیای آزاد حرف بزنند. نرده های حائل میان مریم رجوی با مریدان و همچنین تبرک کردن میوه ها(موز) و توزیع آن در میان اعضاء، به هر حال برای هر کسی که حتی کمترین اطلاع و آگاهی از موجودیت فرقه ای به نام مجاهدین خلق داشته باشد، یا اساسا بداند فرقه چیست و مناسبات فرقه ای کدام است، حداقل تداعی کننده نوع مناسبات غیر معمول و خاصی است که عموم بیشتر به رابطه مرید و مرادی می شناسند.- 5 پاسخ
-
- 1
-
-
عضدانلو و سوابق تشکیلاتی و عضویت اش در سازمان مجاهدین خلق لازم نیست در مورد سوابق گروهک منافقین وجنایت های اون توضیح بدم فقط میخوام با شخصیت کثیف یکی از سران این گروه که خودشون رو فدایی ایران میدونند آشنا بشید . ا ین گروه در خارج از کشور بسیاری از ایرانی ها رو توانستند با شعار های پوچ فریب بدهند و این خانم هم که همسر مشترک آقای ابریشم چی و مسعود رجوی هست خودشو رئیس جمهور آینده ایران میدونه ..... "من خانم رجوی را بسیار بسیار خوب می شناسم. ایشان بسیار ناتوان است. ناتوان تر از آنکه بسیاری فکر می کنند. من یادم می آید وقتی ایشان قرار بود پیام بدهد، نوشته ها را من در پشت دوربین می گرفتم تا ایشان از روی آنها بخواند. ایشان حتی از اینکه یک پیام را از پشت دوربین با حروف درشت بخواند ناتوان بود. ما باید بارها فیلم را بر می گرداندیم تا ایشان بتواند این کار را انجام بدهد. ایشان در واقع کاریکاتوری هستند از خود آقای رجوی. حالا ببینید داستان چقدر کمدی است." اینها اظهارات شاهسوندی در یکی از گفتگوهای اخیرش با رادیو صدای ایران در خصوص معرفی مریم عضدانلو بود .بخشی از متن قسمت 112 گفتگوهای شاهسوندی با رادیو صدای ایران : خانم مریم عضدانلو متولد تهران هستند، سال 1332 از بقایای خانواده قاجار هستند، به شوخی به برادر بزرگ خانم مریم كه آقای محمود عضدانلو باشد و از بچه های سازمان بود ما در درون روابط می گفتیم: " شازده گدا "، یعنی اینها از شاهزادگان قاجار هستند ولی به هر حال از آن خانواده های پولدار و مرفه نبودند و طنزی بود كه در روابط به كار برده می شد. خانم مریم عضدانلو در واقع در یك چنین خانواده ای بزرگ شده، برادر بزرگ ایشان آقای محمود عضدانلو از اعضای سازمان بود كه در سال 1350 دستگیر شد و چند سالی زندان بود و بعداً هم آزاد شد. خواهر دیگری دارد، خواهر بزرگ تری داشت به نام نرگس عضدانلو كه كمتر در اسناد و نوشته های سازمانی نامی از او می آید، نرگس بعد از آغاز مبارزه مسلحانه در سال 1350 در حالی كه از مریم بزرگ تر بود به سازمان و تیم های عملیاتی پیوست، تیم های عملیاتی چریكی در زمان شاه، در ماجرای 1354 تحولات ایدئولوژیكی نرگس ماركسیست شد و بعدها در درگیری های قبل از انقلاب نرگس كشته شد.
- 5 پاسخ
-
- 1
-
-
ژوزف نای در تحلیل «قدرت نرم» که بر قلب ها و اذهان تاثیرگذار است مهم ترین حوزه ی نفوذ آن را در حوزه ی رسانه و ارتباطات و مباحث فرهنگی می داند. «رسانه» چه در اشکال قدیم خود که به صورت مکتوب و در موضوعاتی چون کتاب و روزنامه و مجلات گوناگون نمایان بود و چه در اشکال جدید خود و در قالب رادیو و تلویزیون و ماهواره و اینترنت و... از آن جا که به صورت غیر مستقیم و بر ضمیر ناخودآگاه انسان اثر می گذارد، همیشه به عنوان یک موضوع مهم مطالعاتی برای محققین و پژوهشگران اجتماعی با اهمیت بوده است. در دوران حاضر که بیشترین حوزه ی نفوذ رسانه از طریق تولیدات بصری و تصویری بوده، مساله ای به نام سینما و تلویزیون از اهمیت دو صد چندانی برخوردار شده است. به طوری که می بینیم تمدن غرب بیشترین تبلیغ سبک زندگی (life style) خود را از طریق همین موارد در کشورهای مقصد که عمدتا شامل کشورهای اسلامی است انجام می دهد. بسیاری از محققین بر این باورند که جلوی نفوذ فرهنگ غرب که از طریق این رسانه ها تبلیغ می شود را نمی توان گرفت مگر به وسیله ی همان ابزار. بدین معنا که جواب رسانه را باید با رسانه داد. جواب فیلم و سریال و تولیدات سمعی و بصری را تنها باید از همین راه داد. نمی توان تنها به اقدامات سلبی و یا حتی اقدامات ایجابی تئوریک، دلخوش شد و به اینها بسنده کرد. باید حتما در حوزه ی «عمل» نیز ورود کرد و با «تولید» و ساخت برنامه های خوب و پر محتوا از هجمه های دشمنان کاست. آن گاه می توان در مقابل فرهنگ وارداتی و هجمه های بی امان شبکه های ماهواره ای چون «فارسی وان» و «من و تو» و... ایستاد که بتوان در داخل کشور، با تولید آثار خوب و فاخر، ذائقه ی فرهنگی مردم را تغییر داده و آنان را جذب کرد. با این مقدمه، به نظر می رسد در این میان نقش رسانه ی ملی و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که به عنوان متولیان و ناظران اصلی مقوله ی تولیدات سینمایی و برنامه های تصویری هستند بیش از سایر نهادها است. اما متاسفانه روندی که در این دو نهاد وجود دارد حاکی از این امر است که انگار این دو نهاد هیچ گونه نگاه و برنامه ی فرهنگی و استراتژیکی که قرار است طی یک فرایند چند ساله فرهنگ و سبک زندگی ایرانی- اسلامی را جایگزین فرهنگ وارداتی و غربی کند ندارد. تعطیلات نوروزی هر سال که یک فرصت مغتنم دو هفته ای برای رسانه ی ملی است و می تواند از این فرصت خدادادی بهترین استفاده را کرده و با تولید آثار با درصد غنای بالا، مخاطبین داخلی را متوجه خود کند متاسفانه تبدیل شده است به منبعی برای کسب درآمد تهیه کنندگان برنامه های جلف و کم عمق و بی محتوا. نیم نگاهی به سریال های شبانگاهی رسانه ی ملی که هر شب در این ایام از شبکه های محتلف سیما پخش می شود موید همین مطلب است. «پایتخت»، «راه در رو»، «موج و صخره» و... که مثلا قرار است سریال های طنزی با مضامین اجتماعی باشند عملا تبدیل شده است به لودگی های گاها زننده ی بازیگران، و یا تمسخر مردمان و دیگر خرده فرهنگ های به جز پایتخت نشینان. به باور تهیه کنندگان این سریال ها، مردمان دیگر شهرها و شهرستان های ایران، مردمی ساده و ساده لوح اند که دائما باید با کارهای احمقانه ی خود، موجبات خنده ی مخاطبین محترم پایتخت نشین رسانه ملی را فراهم کنند. کارکترهای شهرستانی و روستایی این مجموعه ها انگار از پشت کوه آمده اند و هیچ سنخیتی با مردم شهری ندارند و بویی از فرهنگ جدید نبرده اند. و این ها یعنی تحقیر و تمسخر سایر فرهنگ ها و خرده فرهنگ ها بدون آن که خود بدانیم. این بلا دامن گیر شبکه ی ویدیویی خانگی کشور نیز شده است. فی المثل در سریال «قهوه تلخ» نیز شاهد آن هستیم که غیر مستقیم به فرهنگ و تمدن ایرانی – اسلامی توهین می شود. درست است که ایران اسلامی در زمان سلطنت پادشاهان خودکامه و بی لیاقت، برای سال ها از چرخه ی پیشرفت و توسعه باز ماند اما این بدان معنا نیست که از این مساله سوء استفاده کرده و مردم دویست سال پیش ایران را مردمی احمق و بی شعور فرض کنیم. و آنان را مردمی نشان بدهیم که نه سواد خواندن و نوشتن داشند و نه حتی عقل و شعوری مناسبی برای فهم مسائل و مباحث زندگی. این اشتباه است. در همین دوران سیاه هم ما شاهد وجود افراد و جنبش های اجتماعی بزرگی بوده ایم. این موضوع را در ساخته ی قبلی مهران مدیری یعنی «شب های برره» نیز می توان دید. در آن سریال هم سیامک انصاری در قامت یک مصلح اجتماعی سعی در تغییر جامعه ی پیرامون خود دارد اما مردم جامعه، آن قدر کودن و بی فرهنگ هستند که نه تنها هیچکدام از حرف های او را متوجه نمی شوند که او را به تمسخر هم می گیرند. و حالا شما بگویید آیا با این گونه تولیدات می توان در مقابل فرهنگ بیگانه مقابله کرد؟ چگونه می توان با تحقیر و تمسخر هویت بومی و ملی در مقابل فرهنگ وارداتی ایستادگی کرد؟ آیا وقت آن نشده که رسانه ی ملی و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در برنامه های خود تجدیدنظر کرده و حداقل برنامه و استراتژی منسجم و کوتاه مدتی برای خود داشته باشند؟ محمد پورغلامی
- 10 پاسخ
-
- 11
-
-
معرفی سایت های معتبر جهان در زمینه مکانیک
simulater پاسخی برای Hossein.B ارسال کرد در موضوع : سایت های مربوط به مهندسی مکانیک
میشه سایتها و وبلاگهای ایرانی را هم معرفی کنید ؟- 19 پاسخ
-
- 2
-
