دوستم از نامزدش جدا شده بود دقیقا فرداش تو دانشگاه نشسته بودم،اومد بغلم کرد و کلی گریه کرد منم دیدم خیلی ساکتم گفتم یه چیزی گفته باشم دیگه.
بغلش کردم گفتم عزیزم ناراحت نشو... لیاقتشو نداشتی!!! بعد یه دقیقه تازه دو هزاری هر دومون افتاده چه سوتی دادم
دوستم یه لحظه کلا هنگ کرد بعد زمین و صندلی و میز و گاز میزد از خنده فک کنم کلا یادش رف نامزدی هم داشته