رفتن به مطلب

Ala Agrin

مدیر بازنشسته
  • تعداد ارسال ها

    1928
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

تمامی مطالب نوشته شده توسط Ala Agrin

  1. Ala Agrin

    اخرین فیلمی که دیدی چی بود؟

    (فارست گامپ) کارگردان : Robert Zemeckis نویسنده : Winston Groom بازیگران: Tom Hanks, Robin Wright ,Gary Sinise جوایز : برنده اسکار: بهترین بازیگر نقش اول مرد برای تام هنکس ،بهترین کارگردان برای رابرت زمکیس ،بهترین ویرایش فیلم برای آرتور اشمیت ، بهترین فیلم ،بهترین جلوه‌های ویژه، بهترین فیلم‌نامهٔ اقتباسی برای اریک راث خلاصه داستان : فارست گامپ (تام هنکس) که به صورت مادرزاد دچار اختلالاتی ذهنی و جسمی است، هنگامی که در یک ایستگاه اتوبوس به انتظار نشسته است، طی مرور خاطراتش از دوران کودکی (هامفریز) تا به امروز، قریب به نیم قرن تاریخ معاصر امریکا را دوره می کند...
  2. جای هیچ گمانی باز نمی ماند که این نگاره، زاده ی اندیشه ی مردمان جهان باستان است و پس از دگرگونی فراوان از راه آشور به ایران آمده است و تنها از دوران هخامنشیان است که با گستره ی بیشتر و پیکره ای زیباتر بکار گرفته شده است. اما درباره ی فروهر، این اندیشه روا بوده و هست که پس از مرگ، به سوی اهورا مزدا باز می گردد، و از آنجا که واژه ی اهورا مزدا –که خرد هستی بخش یا خرد جهان را می رساند و باز گوی اندیشه ی ایرانی درباره ی جهان آفرینش است- آرام آرام این نیز در اندیشه ی مردمان آمد که جایگاه او، آسمان است. پس بایسته می نمود که فروهر برای بازگشت به سوی او پرواز کند و این نشانه ی پرواز، نشانه ی فروهر است و در تخت جمشید در دو نگاره دیده شده است که نشانه ای از پیکر و سر و چهره (همچون نگاره ی نامور به فروهر کنونی) در آن نیست؛ نگاره ی نخست، پادشاهی در جنگ با شیران است که فروهر اهورا مزدا با فره ی ایزدی خود، او را یاری می دهد: و دیگری نگاره ای است که همین نشانه ی پرواز را در انجام یک آیین دینی باز می نماید که در آن موبد، هاون، هوم و آتش دان نیز دیده می شود: پس اگر در نگاره های پادشاهان نشانه ی فروهر با سر و ریش و کلاه و جامه آمده است، در این آیین دینی، فروهر ساده است و از آن تنها اندیشه ی پرواز در گمان می آید. اکنون اگر بپذیریم که نشانه ی پرواز در آیین دینی، برتر از نشانه ی پرواز در نگاره های دیگر است می بایستی این نشان را بپذیریم (و ما نیز آن را پدید نیاورده ایم!) که از زمان پیدایی همان نشان، این نیز در ایران دیده شده است و به اندیشه ی ایرانی نزدیک تر است. در پایان این گفتار، جای دو پرسش نیز می ماند: - بر بنیاد نوشته های دینی همه ی مردمان از زن و دختر و کودک و مرد دارای فروهراند، پس آیا شایسته است که فروهر زنان را نیز به گونه ی فروهر مردان، نشان دهیم و آیا این برابر اندیشه ی ایرانی هست که هیچ جدایی و برتری میان زن و مرد ننهاده است و در فروردین یشت نیز به فروهر همه ی زنان در کنار مردان درود فرستاده شده است؟! - فروهر، پاک و بی آلایش است و هیچگونه پلیدی و آلودگی یا آرایش و پوشش در آن نیست؛ آیا این درست است که در نشان آن کلاه و جامه و چین و ریش بیاید؟! *** بر بنیان آموختارهای فرهنگی ایران، وابسته نمودن اندیشه های برآمده از این فرهنگ، به چهره یا آیین ویژه، همچون زرتشت و کیش او، جفا به فرهنگ کهن ایران زمین و چهره ی سرشناس این سرزمین است. بی گمان، زرتشت، کورش، فردوسی، بزرگمهر، روزبه پارسی و... به همان فرهنگی وابسته اند که فریدون و کاوه و رستم و سیاوش نیز بدان پایبند بودند. ازین روی، به فرهنگ ایران باید به چشم فرا دینی و فرا شخصی نگریسته شود. اگر زرتشت، نماینده ی "اندیشه یِ نیکِ" فرهنگِ ایران است، فردوسی، نماد گفتار نیک این فرهنگ و کورش، نماد کردار نیک آن هستند. به پشتوانه، از سرچشمه و در آبشخور همین فرهنگ است که جویبار گوارای مهر و خرد، آرامش و آزادی، راستی و درستی و پیمان شناسی و دادگری جاری و ساری می شود و جان ایران را بیدار و زنده نگاه می دارد. شایسته است که ایرانیان با هر باور و زبان و نژاد، با نوشیدن آب از این چشمه ی پاک، خویشتن را به فرهنگ ایران بیارایند؛ این چنین باد. === سرچشمه: اوستا؛ برگردان و گزارش جلیل دوستخواه نشان فروهر؛ فریدون جنیدی
  3. نشان فروهر: در دفترهای کهن ایرانی، هیچگاه دیده نشده است که برای فروهر، نشانی کشیده یا از چگونگی آن یاد شده باشد و از دوران های پیش از هخامنشیان نیز نشانه ای از آن در بازمانده های باستانی پیدا نشده است، و نخستین نشانه های آن از هنگام هخامنشیان پدیدار می شود. پس بایستی باور کردکه این "نشان" از آن دوران، در فرهنگ ایران پذیرفته شده است. چرا گفته شده است که آن را پذیرفته ایم؟ زیرا که پیدایی آن از ایران زمین نبوده است و کشورهای زمان باستان، با برداشت از فرهنگ های یکدیگر، آرام آرام آن را پدید آوردند، و هخامنشیان که در ساختن تخت جمشید از هنرها و آیین های دیگران یاری جسته اند آن را از آشوریان گرفتند و چنانکه می دانیم، هخامنشیان آیین های مردمان کشورهای پیرامون را گرامی می داشتند و حتا به بت ها و خدایان و نیایشگاه های دیگران کرنش می کردند، تا آنجا که در مصر به دیدار و ستایش گاو آپیس نیز رفتند و از سر ارج گزاری به فرهنگ های دیگران آمدند و این، از آن روی بود که مردمان سرزمین های شکست خورده که فرمانروایان (بیشتر ستمگر) خود را از دست می دادند، دلخوش بدان باشند که با پیروزی ایرانیان، کیش و آیین شان گرامی و پا برجای هست. و از همین روی است که در نگاره های تخت جمشید، گاو بالدار آشوری و دیگر جانوران افسانه ای کشورهای دیگر نیز دیده می شود. از خورشید در یشت ها، با نام "اروند اسب" یا دارنده ی اسب تیزرو یاد شده است و آن نشانه ی تیز روی خورشید است و آشوریان آن را "تیز پرواز" می دانستند و بدان روی برای وی، پر و بال کشیدند تا پرواز آن را در آسمان نشان دهند. هخامنشیان که در ساختن تخت جمشید شکوه بیشتری می خواستند، بال های این نشان را کشیده تر کردند و پیکره ی انسان نمای آن را از میان خورشید بیرون کشیدند و آن را بدین گونه در بسیاری جای ها به کار بردند: در این نگاره، چنانکه دیده می شود، افزون بر بال و پر، دو اندام دیگر آمده است، پیرامون آنها نیز باید به نگاره هایی همچون: شاهین دو سر با دو خرگوش در چنگال بدست آمده از سومر باستان و پیکره ی شاهین شیر سر با دو گوزن در چنگال بدست آمده از آشور نگریست که همانند آنها را باید در یکی از نگاره های تخت جمشید که شاهینی با دو خرگوش به چنگ را نمایش می دهد (که در آن بخشی از پاهای شاهین ها و بخشی از پشت خرگوش ها دیده می شود) نگریست و همه ی این نگاره ها، بازگوینده ی گونه ی "چنبره" ایست که کم کم به نگاره ی فروهر نیز راه می یابد: و همچنین در زمینه ی سر آدمواره ی نگاره ی فروهر باید به این نگاره ها نگریست: نگاره ی رهایی خدای خورشید از آکاد در نیمه ی دوم هزاره ی سوم پیش از زایش که در موزه ی بریتانیا است، نگاره ی کژدم مردان در برابر خدای آشور که اکنون در موزه ی لوور است ، پیکره ی یکی از خدایان سومری به گونه مرد بالدار از سومر باستان و همچنین نگاره ی خدای سومری بر فراز سر پادشاه پیروز: در دو نگاره ی زیر (که از "الواح بابل" نوشته ی "ادوارد شی یرا" برگردان "علی اصغر حکم" برداشته شده است) خدای آشور دیده می شود که در یکی تیر و کمانی به نشانه ی جنگجویی و پیروزی آشوریان در دست دارد و در دیگری چهره ی مهر و نیرو و توانایی و پادشاهی در دست اوست که آن را از آیین مهری ایرانیان گرفته اند و خدای آشور در میان گِرده ی خورشید پیداست و چنانکه می دانیم آشوریان "شِمِش" یا خورشید را خدای خود می دانستند:
  4. در فروردین یشت، همچنین از ستایش زمین و آسمان به نام پدیده هایی دارای زندگی و جان، یاد شده است، که باز چشمزد به جایگاه طبیعت در ایران باستان و شناخت آن دارد: "این زمین را می ستاییم آن آسمان را می ستاییم همه ی چیزهای خوب میان زمین و آسمان را می ستاییم" (کرده ی سی و یکم، بند یکسد و پنجاه و سه) همچنین ایرانیان باستان، جانداران را به پنج گروه بخش می کردند: "آبزیان، خزندگان، پرندگان، جانوران سودمند و چرندگان". در نامه ی کهن اوستا، زبان به ستایش نیروی چهارم (روان) این باشندگان نیز گشوده می شود: "روانِ آبزیان را می ستاییم روان خزندگان را می ستاییم روان پرندگان را می ستاییم روان چرندگان را می ستاییم روان ستوران پرورده را می ستاییم روان جانوران زمینی را می ستاییم" (کرده ی بیست و یک، بند هفتاد و چهار) جستاری درباره ی نام و نشان "فرَوَهر" نام فروهر: درباره ی اینکه فروهر چیست و چه را می رساند، سخن بسیار گفته اند. چون: نیروی پیش برنده، نیروی پروراننده، نیروی رویاننده یا بالنده، نیروی گرونده و بار آور، نیروی پناه برنده و نیروی نگاهبان مردمان. بدین گفتارها، می توان این را افزود که: بخش دوم این واژه در پهلوی "وَهر" (هم سنگ اَبر) همان است که در پارسی امروز بهر و بهره و بخش را می رساند. زیرا ایرانیان از بخش و بخت چیز دیگری را نیز می خواستند گفت، و آن بخشی است که از دهش یزدانی و جهانی بهره ی مردمان می شود و این هنوز در واژه های خوشبخت و بدبخت آشکار است. بخش نخست "فرَ" نیز، جنبش به سوی پیش را می رساند و هنوز در واژه های فردا، فرجام، فرا و... زنده است (برای نمونه بخش دوم واژه ی فردا –دا- همان است که در انگلیسی day خوانده می شود. این واژه در پهلوی "فرَتاک" بوده است که اینگونه –تاگ- نیز در آلمانی بجای روز است. و فردا بر روی هم، پیش به سوی روز و روشنایی پس از سیاهی شب را می رساند). بنابراین می توان گمان برد که فروهر، بهری از آفرینش ایزدی است که از جهان فروهران به مردمان می رسد و با همان بهر است که همه ی جنبه های زندگی آنان از هوش و بشن و بالا و نیرو و توان پدید می آید و پرورش می یابد و پس از مرگ نیز پاک و بی آلایش به سوی خردِ هستی بخش –اهورامزدا- باز می گردد.
  5. Ala Agrin

    جشن فروردینگان

    جشن فروردینگان؛ باور به مانایی راستی اگر زرتشت، نماینده ی "اندیشه یِ نیکِ" فرهنگِ ایران است، فردوسی، نماد گفتار نیک این فرهنگ؛ و کورش، نماد کردار نیک آن هستند. "فرَوَشی ِ اَشَوَن زنان و اَشَوَن مردانِ سرزمین های ایران را می ستاییم." (کرده ی سی و یک، فروردین یشت) پیوند جشن ها و آیین های آغازین سال –خواه بهار بنامیمش و خواه دو ماه هامین تابستان پس از ده ماه زمهریر زمستان- با گفتنی های پیرامون آفرینش و جهان مینویی و باورهای کهن ایران زمین در زمینه ی زیست شناسی و مردم شناسی گریز ناپذیر است. جشن فروردینگان (یا فردوگ)، که نخستین جشن ماهیانه ی سال در گاهنمای کهن به شمار می آید، همانند پنجه ی کوچک و بزرگ (ده روز پایانی سال) در پیش از نوروز، برای گرامیداشت فرَوَهر ِ درگذشتگان است و حتا گروهی آن را با آیین فروردگان پیش از نوروز (پنج روز پایانی سال و گاهنبار همت پت میدیاریم گاه) یکی می دانند. واژه ی فروردین نیز با فروهر و فروشی، دارای یک ریشه است و نیز ایما به روان هایی دارد که دیگر در دنیای زندگان و جهان استومند نیستند. جشن فروردینگان، نه نشانه ی مرده پرستی یا اندیشه ی فرازمینی است، بلکه نماد پیمان بندی با راستکاران و باور به جاودانگی راستی است و اینکه تنها راستی و روان راستگویان مردگی ندارد. هستی شناسی در ایران باستان سیزدهمین یشت از یشت های بیست و یک گانه ی اوستا، "فروردین یشت" است که با سی و یک کرده و یکسد و پنجاه و پنج بند، پیرامون فروشی ها و ستایش و بزرگداشت آنها از "گیومرث" (نخستین آدم) تا "سئوشیانث" (واپسین باشنده ی رها بخش) است: "همه ی فرَوَشی های نیکِ توانایِ اَشَوَنان(راستان) را از گیومرث تا سئوشیانث پیروزمند می ستاییم" در کرده ی سی و یکم این یشت، چنین آمده است: "اینک ما «جان» و «دین» و «بوی» و «روان» و «فروهر» آن اشون مردان و اشون زنان را که انگیزه ی پیروزی اَشَهَ (راستی و گوهر هستی) دارند، می ستاییم..." این بند، و نیز چند نوشته ی پهلوی دیگر همچون بن دهشن، چشمزد به دیدگاه هستی شناسانه دارد و از "پنج نیرو و بخش هستی" یاد می کند: 1) جان (اَهو در اوستا و اَخَو در پهلوی): سرمایه ی زندگی است که خویشکاری آن نگاهداری از تن و سامان بخشیدن به زیست آن است. این نیرو با تن، هستی می پذیرد و با مرگ از میان می رود. 2) دین (دَئِنا در اوستا و دِن در پهلوی): از ریشه ی "دی" برآمده است و همان است که امروز "دیدن" و نگرش درونی است که مردمان به بیرون از فراخنای جهان دارند و به سخنی دیگر پیوندی است که هر زنده و باشنده با آفرنش و جهان استوار می کند و این بجز از "کیش و آیین" است که فرمان آن از جهان بیرون به اندرون مغز و اندیشه و روان می آید و چنین نیرویی، پایدار و نامیرا است. 3) بوی (بئوذَ در اوستا و بُوذ در پهلوی): همان است که از بساوایی و شنوایی و چشایی و... برمی آید و کارهای تن را سامان می دهد و هوش و ویر (حافظه) و جز آن وابسته بدان اند. این نیرو، از تن پدید می آید و پس از مرگ بر جا می ماند و با روان می پیوندد. 4) روان (اُروَنَ در اوستا و رووان در پهلوی): گزینش نیکی ها از بدی ها و پالایش اندیشه از پلیدی ها با اوست. و همان است که در جهان مِینویی (اندیشه، معنوی) بهره ی درستکاری ها یا زشتکاری های خویش را می بیند. در گزیده ی "زادسپرم" روان سه بخش دارد: روان اندر تن یا روان نگاهبان، روان برون از تن یا روان اندر راه و روان جهان مینویی. 5) فرَوَهر (فَرَوشی در اوستا و فرَوَرد در پارسی): که نام فروردینگان و فروردین هم از آن برآمده است و با آنکه نام پارسی آن در نوشته های نخستین چنین است امروز نزد همگان، به شوند کاربرد نویسندگان و گزارندگان نامه های کهن، به پهلوی آن را می نوشتند و می خواندند. این نیرو، پنجمین نیروی پدید آورنده ی مردمان است. که پیش از آفرینش گیتیایی (این جهانی) و هستی تن و پس از مرگ (در جهان مینویی)، هستی و پایداری دارد. چنانکه دیده می شود، برخی از پدیده های هستی دارای برخی از این پنج نیرو نیستند و از آن میان مردمان همگی این پنج نیرو را دارند. همین بینش کهن، نشاندهنده ی آگاهی به دانش زیست شناسی، روان شناسی و کالبد شناسی در ایران باستان است که سده ها پیش از آنکه انسان شناسی به گونه ی امروز در آید، ایرانیان بدان آگاهی داشتند.
  6. تبریک میگم عزیزم آرزوی خوشبختی و سعادتت را دارم بانو......
  7. پریود زنانه، پریود مردانه!!! پریود یا عادات ماهانه فرآیندی فیزیولوژیکی در بدن زنان است که در طول زندگی زنان بارها و بارها روی می دهد و زنان از این طریق آمادگی فیزیکی برای تکمیل چرخه ی تناسل بقا را پیدا می کنند. بسیاری بر این باورند که این فرآیند تنها مختص به زنان بوده و تنها زنان هستند که دارای عادات ماهانه و دوره هایی هستند که تغییرات عمده ای از نظر فیزیکی و روحی روانی در آنها پدید می آید. اما مردان نیز همچون زنان دارای پریود یا عادت بوده با این تفاوت که این فرآیند یک فرآیند فیزیولوژیکی صرف نبوده و بیشتر جنبه ی روحی و روانی دارد (با در نظر گرفتن ارتباطات مستقیم فرآیندهای روحی و جسمی). بدین معنا که در مقاطع زمانی بین یک تا یک و نیم ماه یکبار مردان به این دوره وارد شده و از نظر روحی و روانی به شدت تضعیف می گردند. زمانبندی این فرآیند ارتباط مستقیمی با میزان موفقیت مردان در کار، کسب درآمد، ارتباطات موفق با اطرافیان و حجم درگیری ها و مشکلاتی که مرد با آنها دست و پنجه نرم می کند دارد. هرچه یک مرد از این جوانب با عدم موفقیت های بیشتری روبرو گردد مقاطع زمانبندی زودتر فرا رسیده و مدت زمان بیشتری به طول می کشد. در این دوران مرد تمایلی به برقراری ارتباطات جنسی، مشارکت در انجام امور و پرداختن به گردش و تفریح نداشته و می توان گفت به نوعی حوصله ی انجام هیچ کاری را ندارد. در این دوران همسر و فرزندان باید همواره در کنار او بوده و او را تنها نگذارند اما نباید با تلاش مزاحمت آمیز برای تغییر این فرآیند وی را آزرده نمایند و باید اجازه دهند که این دوران به سرعت گذر نماید
  8. عادت ماهانه یا پریود سیكل هورمونی طبیعی بدن انسان است كه در اندام تناسلی انسان اتفاق می كند. دستگاه تناسلی از سه قسمت تشكیل شده است: سیستم عصبی – غدد هورمونی – اندامهای جنسی هورونها از غده هیپوفیز ترشح شده و سپس روی غده تیرویید تاثیر می گذارد و هورمون ترشح شده از غده تیرویید بر روی غدد موجود در بیضه تاثیر گذاشته و هورمونهای جنسی ترشح می شود.سیستم عصبی عملكرد غدد هورمونی را كنترل می كند و ترشحات غدد هورمونی تاثیر مستقیم بر روی سیستم عصبی دارد. پسران بین سن 16- 13 سالگی به بلوغ جنسی می رسند. مردان بین یك تا سه روز در ماه سیكل هورمونی دارند. در این مدت از دستگاه تناسلی بی اختیار ترشحاتی دفع می شود مخصوصا درشب در حدی كه لباس زیر آلوده می شود.بیشتر مردان فكر می كنند كه این ترشحات مایع منی و به خاطر تحریك جنسی است كه البته اشتباه فكر می كنند و این ترشح فقط به خاطر سیكل هورمونی طبیعی بدن انسان است و یك نوع بازسازی برای غدد هورمونی و سلولهای بیضه به حساب میاید. در این سه روز مردها به شدت عصبی و تحریك پذیر و پرخاشگر و خشن می شوند و به كوچكترین عاملی واكنش نشان می دهند . بیشتر دعواها و كتك كاریها و قتلهای انجام شده توسط مردها و اختلافات زناشویی در این سه روز انجام می شود . سیكل هورمونی خود را بشناسید و از تاریخ دقیق آن مطلع شوید و در طول این مدت تصمیم مهمی برای كارهای خود نگیرید و برای كسب آرامش، استراحت كرده و پیاده روی كنید.
  9. پریود و حاملگی در مردها مردان نيز همچون زنان اختلالات روزانه و ماهانه ِ خود را دارند در موقعیتهایی که هورمون تستترون مرد- بیش از اندازه ترشح میشود یا به کلی ناپدید میگردد تغییرات معینی در شخصیت مرد روی می دهد. پریود یا عادات ماهانه فرآیندی فیزیولوژیکی در بدن زنان است که در طول زندگی زنان بارها و بارها روی می دهد و زنان از این طریق آمادگی فیزیکی برای تکمیل چرخه ی تناسل بقا را پیدا می کنند. بسیاری بر این باورند که این فرآیند تنها مختص به زنان بوده و تنها زنان هستند که دارای عادات ماهانه و دوره هایی هستند که تغییرات عمده ای از نظر فیزیکی و روحی روانی در آنها پدید می آید. اما مردان نیز همچون زنان دارای پریود اند با این تفاوت که این فرآیند یک فرآیند فیزیولوژیکی صرف نبوده و بیشتر جنبه ی روحی و روانی دارد (با در نظر گرفتن ارتباطات مستقیم فرآیندهای روحی و جسمی). بدین معنا که در مقاطع زمانی بین یک تا یک و نیم ماه یکبار، مردان به این دوره وارد شده و از نظر روحی و روانی به شدت تضعیف می گردند. زمانبندی این فرآیند ارتباط مستقیمی با میزان موفقیت مردان در کار، کسب درآمد، ارتباطات موفق با اطرافیان و حجم درگیری ها و مشکلاتی که مرد با آنها دست و پنجه نرم می کند دارد. هرچه یک مرد از این جوانب با عدم موفقیت های بیشتری روبرو گردد مقاطع زمانبندی زودتر فرا رسیده و مدت زمان بیشتری به طول می کشد. در این دوران مرد تمایلی به برقراری ارتباطات جنسی، مشارکت در انجام امور و پرداختن به گردش و تفریح نداشته و می توان گفت به نوعی حوصله ی انجام هیچ کاری را ندارد. در این دوران همسر و فرزندان باید همواره در کنار او بوده و او را تنها نگذارند اما نباید با تلاش مزاحمت آمیز برای تغییر این فرآیند وی را آزرده نمایند و باید اجازه دهند که این دوران به سرعت گذر نماید. (بد نیست تذکر داده شود هنگام پدید آیی سندرم پریود زنان نیز مردان باید چنین رفتاری را با همسران خود داشته باشند تا آن ها نیز از این دوره به راحتی بگذرند) با اين که مردان دچار تغييرات هورمونی ماهانه نيستند مي گويند يک تغييرات دوره ای را مي‌توانند به نوع ديگری احساس کنند و به طورِ يقين نگاهی به تصوير دوره زندگي آنان ثابت ميکند که احساسشان درست است. دکتر Levinson در مطالعات ۱۰ ساله خود نتيجه گرفت که زندگي مردان را ميتوان به ۴ مرحله يا فصل تقسيم کرد . وی در کتاب خود به نام “فصلهای زندگی مرد " ، گذر نيمه زندگی را که مردان اغلب از ۴۰ تا ۴۵ سالگی تجربه ميکنند،توضيح ميدهد.اين گذار برای بيشتر مردان مرحله بحرانی است. دکتر Levinson می تويسد: مردی که دچار اين بحران است، غالباٌ غير منطقی است، ممکن است سايرين او را در بسياری از موارد “ آشفته ” يا “بيمار" بنامند. خود مرد يا کسانی که به رفتار او اهميت ميدهند ، بايد درک کنند که او يک دوره تکاملی را ميگذرند و درگيرِ وظايف نيمه زندگي خود است. در مطالعه ای در استراليا حرارت بدن زنان با حرارت بدن همسرانشان در يک زمان جدول بندی شد.حرارت بدن بسياری از مردان در نيمه ماه همزمان با حرارت بدن همسرانشان بالا ميرفت .حرارت بدن زن به اين دليل بالا ميرفت که تخمدانها تخمک گذاری ميکردند. اما از نظرِ فيزيکی دليلی برای بالا رفتن حرارت بدن مرد موجود نبود. با اين حال اين نمودار نشانی از يک سازگاری بود.اين مطالعه نشان ميدهد که دوره های حرارتی بدن زن و مرد همانند بود يعنی زمانی که اين دو با هم با سازگاری زندگی ميکردند، حرارت بدنشان به هم نزديک بود.در ميان زنان و مردانی که روابط آشفته ای داشتند، تنها شمار کمی دارای درجه حرارت يکسانی بودند. همانندی حرارت بدن يک مرد با زن و دوره های او ميتوانند تا حدی شدت يابد که وقتی زن باردار است مرد نيز نشانه هايی از بارداری داشته باشد! اين حالت بارداری مرد" سندرم کرچ نشستن" ناميده مي‌شود که از زبان فرانسه گرفته شده است. اين يک واژهِ بود که مردم شناسان برای تعريف مراسم مذهبی که پدران باردار در قبايل ابتدايي اجرا ميکردند به کار بردند به طورِ مثال، زمانی که همسرانِ انان در بسترِ زايمان بودند ، مردانی که متعلق به قبيله چوراتی در آمريکای جنوبی بودند، ادای زنانِ در حال زايمان را در می آورند و چند روزی در خانه استراحت ميکردند. امروز نيز سندرم کرچ نشستن يک تقليد مرد از بارداری زن است. پژوهشها ها نشان داده است ، که بين ۲۰ تا ۳۰ درصد پدران باردار نشانه های بارداری را که شامل اشتهای بيش از حد، چاقی، تورم، تهوع و استفراغ و غيره است، را تجربه ميکنند. گزارشاتی موجود است از پدران که در نُه ماه بارداری همسرشان از سوء هاضمه رنج می بردند يک شيشه قرص بهمراه داشتند و وقتی همسرشان فرزند سلامی به دنيا می آورد اضطراب آنان نيز از بين می رفت و ديگر نيازی به قرص نداشتند حال آنها خوب می شد، اما مردانی نيز هستند که از افسردگی پس از زايمان هم به‌همراه همسرشان رنج ميرند حتی اگر همسرشان افسرده نباشد.
  10. مردان هم چرخه ای مشابه قاعدگی دارند آیا فکر می کنید سيکل قاعدگی تنها در زنان وجود دارد؟ تغییرات دوره ای در ميزان هورمون مردانه (تستوسترون) در مردان نیز می تواند باعث تغییرات در خلق ، میل جنسی ، سطح انرژی ، رشد ریش و حتی تعداد اسپرم شود. پژوهش ها نشان می دهند که مردان در هنگام در اوج بودن اين چرخه، احساس خوب بودن دارند، دارای اندامی متناسب هستند و ميزان خواب آنها کمتر است، در حالی که در زمان افت در اين چرخه، بی علاقه و بی تفاوت هستند و تمایل به بزرگ کردن مسائل کوچک دارند. به اين ترتيب و با پيگيری وضعيت چرخه ماهیانه خود، مردان قادر خواهند بود تا تغییرات خلق و خوی خود را بهتر پیش بینی کنند و با ديگران ارتباط بهتری داشته باشند و از بودن در کنار ديگران احساس بهتری داشته باشند.
  11. رای دادیم از همگی ممنون قشنگ بودن شماره 3 فوق العاده بود نگاه خلاقانه ای داشت
  12. دست همگی درد نکنه تصاویر زیبایی بودن
  13. بیماری که با برگشتن مجدد سلامتیش لبخندی را نثارت میکنه واقعا لذت بخش است.
  14. عزیزم درست متوجه نشدم قرص رو... احتمال میدم منظورت تامبونهایی هست که تقریبا به شکل قرص مانندی هستند که خون را جذب میکنند و به جای نوار که روی لباس زیر قرار میگیره این نوع تامبون وارد داخل شده این رو تقریبا دختر خانومها در غرب استفاده میکنند مزیتش اینه که جلوگیری از بوی بد میکند و کثیفی هم نداره اما خب از شدت خونریزی میکاهد اینم زیاد جالب نیست
  15. ممنونم از حضورت میلاد عزیز..... کاملا موافقم با شما.......
  16. خواهش و مرسی از حضورتان پدرام عزیز بنظرت دلایل جهان سومی کشورمان چیست؟ چه عواملی باعث میشود ما هم بتوانیم به سطح جهان اولی برسیم؟ تا چه حد به تمامیت ارضی کشور اهمیت میدهید؟
  17. مرسی از همراهیت علیرضای گرامی مسئله این هست که ما دیگر صاحب آن سرزمینها نیستیم و چه توفیری میکند در خواستنی های ما..... پرسش دوم شما ،قطعا نالایقی پادشاهان باعث شد که بخشهایی از سرزمینمان را از دست بدهیم عهدنامه هایی که خیلی آسان بخشی از اراصیمان را دو دستی به بیگانگان تقدیم کردند در حال حاضرم متاسفانه دریای کاسپین ما هر روز شاهد کاهش چند درصدی سهممان از این دریا هستیم . شخص من هیچوقت موافق حضور بیگانگان در کشورم نیستم چرا که هدفش غارت سرمایه های کشورم است حتی اگر با شعار وعده دموکراسی هم بیاید در کل یک بیگانه نمیتواند و حق اظها ر نظر در باره کشورمان را ندارد.
  18. Ala Agrin

    22-23 سالگیِ سهیل

    تولدت مبارک گرامی...
  19. Ala Agrin

    امشب

    چی رو چی شد؟
  20. احساس خارش در بدن هدفمند است، چون این احساس ما را وادار می‌کند تا گرد وغبار و میکروبها را با خاراندن از پوست بزداییم. امروزه در کشورهای صنعتی و توسعه یافته اشخاص به بهداشت فردی خود بسیار اهمیت می‌دهند؛ به همین دلیل عوامل اولیه از قبیل میکروب و خاک دیگر به عنوان عامل بروز خارش نقشی ندارد. یک متخصص امراض پوستی در این باره اظهار داشت: عفونت‌های پوستی هم می‌توانند سبب بروز احساس خارش شوند و بیمار با خاراندن پوست، انگلها را از بدن دور می‌کند، بدون اینکه نیاز به درمان بیشتری باشد. اما در بیشتر ناراحتی‌هایی که با خارش همراه هستند، خاراندن چاره کار نیست، بر عکس پوستی که خود به خود تحریک می‌شود با خاراندن آسیب بیشتری می‌بیند. بدین ترتیب در محل‌هایی که پوست بر اثر خاراندن زخم شده، میکروبها نفوذ می‌کنند و باعث می‌شوند که بیماریهای عفونی مانند عفونت پوستی یا التهاب حاد باکتریایی رخ دهد که به ناچار باید از آنتی بیوتیک برای معالجه آن استفاده کرد. نخستین اقدام برای برطرف کردن احساس خارش، استفاده از پمادها و کرمهایی است که مواد موثر در برطرف کردن خارش دارند. می‌توان برخی از این پمادها را بدون نیاز به نسخه پزشک از داروخانه‌ها تهیه کرد. هم چنین کمپرس آب یخ یا آب و سرکه می‌تواند خارش را تسکین دهد. او خاطرنشان کرد:‌ چنانچه احساس خارش بیش از دو روز ادامه پیدا کند، فرد باید به متخصص پوست مراجعه نماید. چون ممکن است به بیماریهای پوستی مبتلا شده باشد. شایع‌ترین علت خارش، اگزمای تماسی (مانند واکنش آلرژیک نسبت به فلزی خاص، عطر و اسانس)، التهاب پوشش عصبی (التهاب مزمن پوست که اغلب در کودکی به طور ناگهانی بروز می‌کند) و نیش حشرات است. بیماریهای پوستی شدید دیگری نیز از قبیل اگزمای پوستی‌ می‌تواند با خارش همراه شود. ویژگی مشترک بیماری‌های پوستی این است که در محل خارش، پوست به شکل محسوسی تغییر می‌کند. برای مثال روی پوست‌ لکه‌های قرمز، خال و یا زگیل بروز می‌کند در این موارد تشخیص از راه مقایسه، آسان است. اگر پزشک هیچ آثاری که با احساس خارش در ارتباط باشد روی پوست پیدا نکند، کشف علت خارش دشوار می‌شود. در این وضعیت ممکن است، علت خارش ابتلا به ناراحتی‌هایی از قبیل اختلالات سوخت و سازی مانند دیابت یا بیماریهای کبدی باشد. برای تسکین خارش، متخصصان توصیه‌هایی را ارائه کرده‌اند. به گفته آنها خارش مزمن به مداوای پزشکی نیاز دارد، اما فرد مبتلا هم می‌تواند کارهایی انجام دهد تا ناراحتی‌اش کمی تسکین پیدا کند. از این رو توصیه می‌شود که خود را نخارانید. این جمله به حرف آسان است اما آیا به راستی می‌تـوان از عهده آن برآمد. وی به بیماران خود سفارش می‌کند که از شیوه‌های آرامش بخش و تمدد اعصاب کمک بگیرند. به این ترتیب آنها می‌آموزند که به احساس خارش کمتر توجه کنند. در بخشی دیگر توصیه می‌شود، پوستی را که می‌خارد به مواد اضافی آلوده نکنید. برای مثال از لوازم آرایشی و زیبایی که روغن‌های فرار دارند، استفاده نکنید. زیرا اغلب باعث بروز واکنشهای حساسیت زا می‌شوند. هم‌چنین دکتر وولن برگ توصیه می‌کند که از چربی‌های لبنی استفاده نشود؛ زیرا حاوی مواد افزودنی تحریک کننده پوست هستند. آخرین توصیه این است که پوست خود را به اندازه کافی مرطوب نگه دارید. پوست بسیار خشک به آسانی دچار خارش می‌شود. برای شستن بدن نیز بهتر است از مواد شوینده بدون عطر یا از لوسیونها و محلولهای شوینده استفاده شود. هم چنین هر قدر زمان شست وشو کوتاه‌تر و آب خنک‌تر باشد، بهتر است. پس از شست وشو هم می‌توانید از کرم‌ها یا لوسیونهای مرطوب کننده مصرف کنید. خبرگزارى ایسنا
  21. سپاس مجدد در مورد پناهنده غیر قانونی و قانونی من از شما سوال دارم بزرگوار... ایا کسی یا کسانی که از فقر و تنگدستی به همین کشورها پناهنده میشوند و بلخره شده به حداقل امکانات رفاهی میرسند بهتر از این نیست که در کشور خودشان محکوم به زیر دست بودن و گرسنگی و بدون امیدواری به آینده باشند. یک مهاجر قانونی صد در صد دوست دارد ثروتش را و یا علمش را در جایی خرج کند که هم جای ترقی باشد براش و هم از حداقل آزادیش برخوردار باشد. از اعدامها و گیوتین گفتید بله درسته اما همین اعدام و گیوتین انقلاب فرانسه ،فرانسه کنونی را ساخت بر پایه دموکراسی خوب من یکی بعنوان یک ایرانی بهمین لغت دموکراسی هم در کشورم راضی هستم کجای ایران چنین اتفاقی افتاده برادرم که مسئولی چنین حرکتی را انجام دهد؟ بحث رادیکال بودن نیست خود من هیچوقت یه رادیکال نبودم و نیستم اما حقیقتا هیچ وقت شاهد این نبودم که چنین دیدارهایی صورت بگیرد.
  22. مرسی از همراهیت برای یک خارجی شاید مهم نباشه ولی پیمان عزیز برای خود ما مهم هست گذشته یمان بنظرت اگر مشکل اقتصاد ما بر طرف شود فرهنگ جامعه هم تغییر میکند و پایان این تبعیضها خواهد بود؟
  23. درود امیر گرامی بسیار زیبا حق مطلب را ادا کردید در تایید پاسخ شما واقعیت اینست که ... اگر فکر میکنیم که یاد کردن از گذشته کشور مانع میشود که ما نو شویم و با نیازمندیهای دنیای امروز هم آهنگی یابیم اشتباه بزرگی است بر عکس گذشته بارور کشور ما پایه محکمی است برای آنکه ستونهای آینده بر آن قرار بگیرد ما هرچه بطرف تمدن جدید و علم و فن جدید بیشتر بکوشیم بیشتر نیاز میبریم که از گذشته خود کمک و بهره بگیریم پس نمیشود با نگاهی به عقب خودمان را کهنه پرست و محبوس در گذشته بپنداریم. اما با تو جه به اینکه گفتید تلاش های اجتماعی ما منجر به شکست و سرخوردگی است و حقوق فردی و قومی ما در حال پایمال شدن است چه عواملی باعث شکست و سر خوردگی این تلاشها شده؟ آیا سیاستهای حکومتهای قبل از انقلاب اسلامی و بعداز انقلاب باعث بودن به تنهایی یا خود جامعه نیز نقش داشتند؟ بنظرت ما در همین فروم میتوانیم برای جلوگیری از افکار نژاد پرستی بین دوستان تاثیر گذار باشیم ؟
  24. Ala Agrin

    تسلیت به پیمان عزیز ....

    تسلیت عرض میکنم...
  25. آزمایش Beta HCG عمدتا برای تشخیص حاملگی درخواست میشود اما در تشخیص مول هیداتیفرم،حاملگی خارج رحمی و نیز برخی بدخیمیها کاربرد دارد. ۱- برای تشخیص حاملگی در خون توسط این آزمایش باید۱۲- ۶ روز از لقاح گذشته باشد. متاسفانه عموم مردم بخصوص خانمهایی که حس امیدواری قویتری دارند و بیشتر هم بدنبال نتیجه منفی هستند تصور میکنند این آزمایش ۲۴ ساعت پس از آمیزش کنترل نشده مثبت میشود و بسرعت میتوانند از عدم بارداری خود با خیالی راحت آگاه شوند و جالب اینکه تصورفوق اخیرا تقویت هم شده است. درست استکه سطح هورمون بتا بلافاصله پس از تشکیل جفت بالا میرود ولی غلظت آن بقئری نیست که توسط روشهای آزمایشگاهی در جهان اعم از جهان اول تا سوم قابل ارزیابی باشد و لذا باید حدود ده روز صبر کنیم که البته برای پیشگیری !!! خیلی دیر است. ۲- در هفته های ۶ – ۴ مقدار Beta HCG هر ۴۸ ساعت دو برابر میشود و اگر این افزایش به بیش از سه روز طول بکشد باید احتمال حاملگی خارج رحمی را مطرح و بررسی کنیم. ۳- در هفته دوازدهم حاملگی مقدارBeta HCG به حداکثر خود میرسد و اگر بعد از هفته دوازدهم باز هم مقدار آن افزایش پیدا کرد باید به مول مشکوک شویم و آزمایشات لازم را درخواست نماییم. ۴- وقتی مقدار Beta HCG به حدود U/L 2000 – ۱۵۰۰ برسد کیسه لقاحی داخل رحم بوسیله سونوگرافی قابل مشاهده است.پس اگر مشاهده نشد احتمال حاملگی خارج رحمی تقویت میشود. ۵- اگر Beta HCG کمتر ازU/L 1000 باشد وبیمار خونریزی واژینال داشته باشد و غلظت پروژسترون کمتراز ۵ng/mg باشد با احتمال بیش از ۹۴% حاملگی غیر طبیعی است و باید اقدامات لازم آغاز گردد. ۶- حداکثر غلظت Beta HCG درپایان ماه سوم حاملگی و تا مرز ۲۰۰۰۰۰U/L مشاهده شده است. ۷- چند روز پس از زایمان یا سقط مقدار Beta HCG به سمت صفر میل میکند.این مدت بین نه تا سی و پنج روز با میانگین ۱۹ روز است که در هر حال بستگی به غلظت اولیه آن به هنگام سقط دارد. اگر مقدار Beta HCG پس از سقط به حد منفی نرسد نشانگر باقی مادن بافتهای مولد Beta HCG در بدن و سقط ناقص است. ۸- در حاملگی خارج از رحمی ممکن است آزمایش Beta HCG منفی گزارش گردد. بهمین جهت اگر علایم بیمار مشکوک به بارداریست باید ضمن تکرار تست در چند روز آینده از روشهای دیگر تشخیصی هم استفاده گردد. ۹- در صورتیکه مقدار Beta HCG خیلی زیاد باشد (مثلا در مول) در برخی روشها و کیتهای آزمایشگاهی از جمله الیزا ، بدلیل پدیده ای بنام اثر هوک نتیجه آزمایش پایین کاذب خواهد بود و حتی ممکن است منفی هم گزارش گردد.در این موارد که هنوز به بارداری مشکوک هستید لازم است مجددا آین آزمایش را بصورت درخواست تیتراسیون به آزمایشگاه ارجاع دهید. خوشبختانه در آزمایشگاه محققین آزمایش Beta HCG و سایر تستهای هورمونی توسط دستگاه تمام اتوماتیک توسو ژاپن انجام میشود.این دستگاه با روش بسیار دقیق ایمونوفلورسانس کار میکند که با دقتی برابر ۱۰۱۵ آنالیز را انجام میدهد.یکی از مزایایی که ما همیشه در محققین از آن استفاده کرده ایم اینستکه آزمایش را با استفاده از استاندارد روزانه و کالیبراسیون منظم انجام میدهیم ولی باز، بر اساس سابقه بیمار، در مواردیکه خودمان هنوزبه نتیجه آزمایش مشکوک هستیم بلافاصله با روشهای کروماتوگرافی ستونی سرم بیمار را مورد آزمایش کنترلی قرار میدهیم. ۱۰- تحقیقات نشان داده است در برخی افراد بدلایل گوناگون از جمله آنتی بادیهای هتروفیلیک – آنتی بادیهای ضد موش – مواد شبه بتا که به پروتئینهای غیر اختصاصی در سرم متصل میشوند و نهایتا خوب جدا نکردن گلبولهای قرمز از سرم توسط همکاران آزمایشگاهی موجب میشود نتیجه آزمایش مثبت کاذب گردد.فرد باردار نیست ولی از این آزمایشگاه به آن آزمایشگاه دائما جواب مثبت میدهند ولی خبری از بچه نخواهد شد.درآزمایشگاه محققین بارها این مورد را تجربه کرده ایم و راه علاج ابدا این نیستکه تست را برای آزمایشگاه دیگری بفرستند بلکه کافیست درخواست شود تست بتا با روش دیگری بجز الیزا انجام شود.
      • 1
      • Like
×
×
  • اضافه کردن...